جلسه هفتاد و هفتم درس امر به معروف استاد طائب

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه جلسه گذشته

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسه گذشته مراتب امر به معروف و نهی از منکر را بررسی کردیم.

نتیجه بحث مراتب در امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه مباحث ما در رابطه با مراتب سه‌گانه امر و نهی این بود که این مراتب مربوط به مأمور و منهی نیست؛ بلکه این مراتب مربوط به آمر و ناهی است و بر عکس مطلبی که از بیان مرحوم امام(ره) و برخی از فقها استفاده می‌شود که الادنی فالادنی واجب است، آن‎چه از روایات استفاده می‌شود، این است که از جانب خداوند متعال، اعلی فالاعلی واجب شده است.

آن چیزی که بر مکلفین اولاً واجب شده است، جلوگیری از تحقق منکر است. اگر قدرت یدی ندارد، به زبانی اکتفا کند. اگر به زبانی قدرت ندارد، به قلبی اکتفا کند. مستفاد از روایات و ادله این است. بنابراین رعایت الادنی فالادنی، از باب ادله امر و نهی نیست؛ بلکه از باب تزاحم است. به این معنا که اگر مرتبه اوسط و اعلی دارای تالی فاسد هستند و مرحله معروف و منکر با مرحله ادنی تحقق پیدا می‌کند، مرحله اوسط و ادنی به دلیل تالی فاسدها جایز نیستند. وقتی این مسئله روشن شد، به مسئله سومی می‌پردازیم که امام رضوان الله تعالی علیه مطرح کرده است.

مسئله سوم

مسئله سومی که ایشان در این رابطه بیان می‌فرمایند این است: «لو كان في إعراض علماء الدين و رؤساء المذهب أعلى الله كلمتهم عن الظلمة و سلاطين الجور احتمال التأثير و لو في تخفيف ظلمهم يجب عليهم ذلك و لو فرض العكس بأن كانت مراودتهم و معاشرتهم موجبة له لا بد من ملاحظة الجهات و ترجيح جانب الأهم و مع عدم محذور آخر، حتى احتمال كون عشرتهم موجبا لشوكتهم و تقويتهم و تجريهم على هتك الحرمات أو احتمال هتك مقام العلم و الروحانية و إساءة الظن بعلماء الاسلام، وجبت لذلك المقصود.»

آثار مراوده با ظلمه

اگر علماء با ظالمینی مراوده پیدا کنند و این مراوده موجب شود که این‌ها یا از ظلمشان دست بردارند و یا از ظلمشان کم شود(یعنی در حقیقت ارتباط این‌ها به نوعی منع از منکر است و نه نهی از منکر) مثلا اگر فلان عالم با فلان استاندار و یا فرماندار ارتباط بگیرد، او دست به یکسری اقدامات ظالمانه نمی‌زند و از منکرش جلوگیری می‌شود، ایشان می‌فرماید واجب است که مراوده کنند؛ به شرطی که همراه شدن این عالم با این ظالم، تالی فاسد اهمی نداشته باشد.

تالی فاسد اهم در این‌جا این است که آبروی عالم یا علماء برود. حفظ آبروی علمای اسلام یا عالم اسلامی از این که یک استاندار یا فرماندار ظلم نکند، اهم است. اگر آبروی عالم رفت، مردم به او و سایر علماء‌ رجوع نمی‌کنند و سد باب هدایت می‌شود و کلاً باب هدایت برای مردم بسته می‌شود. البته این ظالم لازم نیست که حتماً در حکومت‌هایی زندگی کند که حکومت جور باشد. ممکن است در حکومتی که پایه‌اش هم بر عدل گذاشته شده است، یک استاندار، فرماندار و رئیس جمهوری یک حرکت ظالمانه‌ای داشته باشد.

وجوب اعراض علما از ظلمه

حالا اگر اعراض یک عالم از یک ظالم مؤثر بود و اگر علماء از این فرد اعراض کنند، باعث می‌شود که این فرد یا از ظلمش دست بردارد و یا کاسته شود، ایشان می‌فرماید که این اعراض واجب است.

به عنوان مثال اگر می‌خواهد نوعی موسیقی را در جامعه ترویج دهد که این موسیقی حرام است، اگر اعراض این عالم باعث شود که این فرد این کار را نکند، باید اعراض کند. اگر در جایی فرماندار یا استانداری پایه گذار بدعتی شده است، اگر علماء از این فرد اعراض کنند، مردم متوجه می‌شوند که این امر بدعت است و مبتلا به آن نمی‌شوند، در این‌جا اعراض واجب است.

علت این که امام رضوان الله تعالی علیه این مسئله را این‌گونه مطرح کردند، این است که جنبه مقابلش این بود که ما اگر برویم با این استاندار و فرماندار مرتبط شویم، باعث می‌شود که این ظلم و انحراف را انجام ندهد. ولی در این‌جا تالی فاسد دارد و آن این است که مردم می‌گویند این عالم با این ظالم همراه است. پس آن‌جایی که استاندار، فرماندار و حاکم نباشد، این نقطه مقابل را ندارد.

اگر فرض گرفتیم که در معمول جامعه هم چنین چیزی هست؛ ما یک روحانی محله را در نظر می‌گیریم که در این محله یک نانوایی هست به مردم ظلم می‌کند. به مردم نان بد می‌دهد، گران می‌فروشد؛ اگر این آقای محله با این فرد نانوا رفیق شود و موجب شود که نانوا دیگر این ظلم را نکند، واجب است که با او رفیق شود؛ چون نهی از منکرش بر این متوقف است.

ولی اگر این نانوا به غیر از این که ظلم می‌کند، وجهه بدی هم دارد؛ یعنی فرد فاسدی هست، اگر این روحانی با این فرد رفیق شود، باعث بدبینی مردم محله به این فرد روحانی می‌شود؛ در این صورت، رفاقت این دو برای جلوگیری از ظلم طبق این فتوای امام(ره) جایز نیست؛ چون حفظ آبروی روحانیت اوجب است.

ارتباط و عدم ارتباط علما با بدعت‌گذاران

به همین جهت امروز بعضی از مواقع می‌بینید که بعضی از مسئولین وقتی قم می‌آیند، بعضی از آقایان حاضر نمی‌شوند با این‌ها جلسه بگذارند. این از چه باب است؟ آن آقای مرجع و عالم می‌بینید که این فرد پایه‌گذار یک بدعتی شده است و اگر با او جلسه نگذارد، او بدعتش را ترک می‌کند. از این بابت اعراض از او واجب می‌شود و نباید جلسه بگذارد.

همین فردی که می‌آید، افراد دیگر با او جلسه می‌گذارند. آنها هم می‌گویند وقتی با او جلسه گذاشتیم به او تذکر دادیم که این کارها را باید انجام دهد. پس او در اعراض اثر دید و این در تذکر. این اختلاف موضوع می‌شود؛ اما حکم همین است.

نظر امام(ره) در امر به معروف و نهی از منکر علما

پس مبنای مسئله‌ای که امام(ره) این‌جا فرموده، این است که اصل امر به معروف و نهی از منکر بر علماء واجب است. حال اگر بر ارتباط گیری متوقف باشد، واجب است که ارتباط بگیرد و اگر ارتباط گیری تالی فاسد اهم دارد، در این صورت جایز نیست؛ مثل سایر مراتب امر به معروف و نهی از منکر.

مسئله چهارم

مسئله چهارم را امام(ره) به این صورت بیان می‌کنند: «لو كانت عشرة علماء الدين و رؤساء المذهب خالية عن مصلحة راجحة لازمة المراعاة لا تجوز لهم سيما إذا كانت موجبة لاتهامهم و أنسابهم إلى الرضا بما فعلوا.»

حرمت معاشرت با ظلمه

این مسئله ممکن است برای مبلیغین دینی که به اطراف می‌روند، مبتلابه شود. اگر یک طلبه‌ای برای تبلیغ به جایی می‌رود و در آنجا، فردی خانه خودش را در اختیار این طلبه و عالم دینی قرار می‌دهد که این فرد، دارای سوء سابقه در آن محل است. مثلاً رباخوار است، زکات مالش را نمی‌دهد و همه می‌دانند، کسی است که اهل زد و بند با بانک‌ها است و رفتن این طلبه به منزل او، اگر باعث بدنامی طلبه‌ها یا این طلبه و روحانی شود و دلیل راجحی برای رفتن این فرد به آن منزل نباشد، رفتن این فرد به آن منزل حرام می‌شود.

عدم ارتباط مسأله با امر به معروف و نهی از منکر

این مسئله ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد. ایشان ذیل این مطلب، علتی را که می‌آورند، این است که ما گفتیم اگر رفتن یک عالم نزد یک فاسد، باعث می‌شود که فساد او کاسته شود، واجب است برود؛ چون این نهی از منکر است. ولی اگر رفتن او نهی از منکر نیست و هیچ اثری ندارد و راجحی هم نیست، اما رفتن او باعث بدنامی، بدبینی و کسر شأن عالم می‌شود، رفتن به خانه او حرام می‌شود.

علت حرمت

یک، ریختن آبروی مؤمن که حرام است؛ ولو این که مؤمن، خود شما باشید. دو، سد باب رجوع مردم به علماء برای کسب دین که این هم حرام است. شما عالم دینی هستید. وقتی به خانه او رفتید و مردم بدبین شدند، مردم به خانه شما مراجعه نمی‌کنند و این اقدام بر اثم می‌شود و حرام است.

مسئله پنجم

مسئله پنجم را امام(ره) به این صورت بیان می‌کنند: «لو كان في رد هدايا الظلمة و سلاطين الجور احتمال التأثير في تخفيف ظلمهم أو تخفيف تجريهم على مبتدعاتهم وجب الرد و لا يجوز القبول و لو كان بالعكس لا بد من ملاحظة الجهات و ترجيح جانب الأهم كما تقدم.»

حرمت دریافت هدیه از ظلمه

مرحوم امام(ره) در این مسئله هدایایی که از ظلمه برای علماء می‌آید را مطرح می کنند. این ظلمه را توسعه بدهید. آدم بدنامی در یک شهری یک گوسفند به در خانه یک عالم می‌آورد و هدیه می‌کند. ایشان می‌فرماید که اگر شما ردّ هدیه کنید و این باعث شود که این فرد متنبه شود، واجب است که رد کنید؛ چون نهی از منکر می‌شود.

نهی از منکر مراتب داشت. یکی از مراتبش اعلان انزجار بود که من از این کار تو بدم می‌آید. شخص رباگیر برنج می‌آورد؛ اگر برنج‌ها را رد کنید، باعث کم شدن ظلم او می‌شود. این سیره اهل بیت(ع) بوده است؛ بعضی مواقع افرادی را که می‌خواستند بر معاصیشان متنبه کنند، هدایایشان را برمی‌گرداندند.

رد هدایای ظلمه در سیره اهلبیت(ع)

لذا در داستان علی بن یقطین دارد که وقتی هدایایی را خدمت امام هفتم(ع) فرستاد و امام(ع) برگرداندند، علی برآشفت که چه تقصیری از من سر زده است که امام(ع) این بار هدایا را به من برگرداند. معلوم می‌شود که این سیره بوده است. متنبه می‌کردند با رد هدایا نسبت به خطایا و کاستن از خطایا. پس بنابراین حکم مسئله روشن است. اگر شما رد هدیه کنید و باعث تنبه او شود و دست از گناه و حرام بر دارد، از باب نهی از منکر ردش واجب است.

موارد استثنا

اگر مسئله برعکس شد، یعنی اگر قبول هدیه کنید، طرف به راه می‌آید، مانند مسئله قبل می‌شود که آیا این مسئله، تالی فاسد اهم دارد یا ندارد؟ اگر تالی فاسد اهم دارد، قبول نمی‌کنید. اگر تالی فاسد اهم ندارد، قبول می‌کنید.

بازگشت به دروس خارج