جلسه هفتاد و هشتم درس امر به معروف استاد طائب

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه جلسه قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله پنجم را که در جلسه گذشه بررسی کردیم، یک بار دیگر قرائت می‌کنیم. مسئله ششم را امام(ره) به این صورت بیان می‌فرمایند: «لو كان في قبول هداياهم تقوية شوكتهم و تجريهم على ظلمهم أو مبتدعاتهم يحرم القبول و مع احتمالها فالأحوط عدم القبول و لو كان الأمر بالعكس تجب ملاحظة الجهات و تقديم الأهم.»

حرمت قبول هدیه از ظالم

این مسئله سه مطلب دارد؛ مطلب اول این که شما به عنوان عالم دینی، هدایای ظالم و منحرفی را بپذیرید و این باعث می‌شود که آن منحرف و معصیت‌کار در معصیت خودش تقویت شود. وقتی به عالم شهر منسوب می‌شود، می‌تواند در بازار مسلمان‌ها بیش از پیش کلاه برداری کند. اگر هدیه او را قبول کنید، شما به او منسوب می‌شوید و او تقویت می‌شود. بر طبق این مسئله، گرفتن این هدیه حرام می‌شود. وجه حرمت هم اعانه بر اثم و بردن آبروی عالم دینی است که این‌ها همه علایم محرمه است.

احتیاط عدم قبول هدیه از ظالم

اما مطلب دوم، گاهی است که یقین داریم که قبول هدیه، باعث تقویت او در گناه می‌شود که در این صورت، قبول هدیه حرام است. حق نداریم قبول کنیم. اما اگر هدیه شخص گناهکار را بپذیریم، احتمال می‌دهیم که تقویت شود و یقین نداریم، ایشان می‌فرماید احوط عدم قبول است. این احوط، احوط استحبابی است؛ چون در شبهات موضوعیه، ایشان قائل به احتیاط نیستند. فقط در شبهات تحریمیه، حسن احتیاط را قبول دارند.

احتیاط در شبهات تحریمیه از منظر امام(ره)

اگر در جایی نانی است. شما احتمال می‌دهید که روی این نان، خونی افتاده و نجس شده باشد؛ بنابراین خوردنش حرام است. ولی اگر یقین ندارید، ایشان می‌فرماید خوردن این نان جایز است و در شبهات موضوعیه تحریمیه، قائل به وجوب احتیاط نیستند.

این‌جا هم شبهه تحریمیه است؛ چون اگر عمل من موجب تقویت او باشد، حرام است. شما تردید دارید که آیا عمل شما تقویت او هست یا نیست. پس علم به تقویت ندارید. یقین ندارید که فعل شما موضوع حرمت است. بر طبق قاعده اصالة الحلیة هم حلال است. پس این احوطی که ایشان می‌فرمایند، احوط استحبابی است و حق هم همین است.

حرمت قبول مال حرام

البته همه این‌ها در صورتی است که وجه حرمت هدیه او فقط تقویت ظلم باشد. اما اگر آن اموالش، اموال ظلم و مال حرام است، قبول هدیه او حرام می‌شود؛ اما از جهت دیگری که آن مال حرام می‌شود، این است که وی اصلاً مالک نیست؛ مثل این که این فرد اهل خمس دادن نیست و ما می‌دانیم این پولی که به ما هدیه می‌دهد، از اموالی است که خمس به آن تعلق گرفته و این نداده است. این‌جا حق نداریم قبول کنیم؛ اما از باب این که این فرد مالک نیست، چون مخمس نشده است.

آن چه که ایشان می‌فرمایند، فقط از این منظر نگاه می‌کنند. فرض مسئله این‌جا است که شما اگر هدیه او را بپذیرید، آیا تقویت او هست یا نیست؟ شبهه دارید. اصالة الحلیة می‌گوید حلال است، اما الاحتیاط حسنٌ.

جواز قبول در صورت داشتن مصلحت اهم

فرع سوم این است که اگر ما قبول کنیم، این فرد یکسری از بدی‌ها را کنار می‌گذارد، با ما رفیق می‌شود، با عالم رفیق می‌شود، یکسری کارها را کنار می‌گذارد و فعل شما جلوگیری از منکر می‌شود. این‌جا اقدام واجب است؛ اما مانند مسئله سابق باید ببینید که تالی فاسد دارد یا ندارد. اگر تالی فاسد داشت، رعایت اهم و مهم را باید داشته باشید؛ یعنی بین وجوب نهی از منکر و بین آن تالی فاسد که حرام است، باید بررسی ملاک کرده و به ارجح عمل ‌کنید.

مسئله هفتم

«يحرم الرضا بفعل المنكر و ترك المعروف، بل لا يبعد وجوب الكراهة عنهما قلبا و هما غير الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر.»

این مسائلی که ایشان مطرح می‌کند، ذیل عنوان امر به معروف و نهی از منکری است که با زبان و ید نیست. این طور نیست که شما به صورت مستقیم امر به معروف و نهی از منکر کنید؛ بلکه با عدم الرضای قلبی ظاهر شده به عمل است. یعنی چه؟ مثال زدند، فرمودند این آقای عالم وقتی خانه او نمی‌رود، آن شخص می‌فهمد که این عالم از کار او راضی نیست و از کارش دست برمی‌دارد. پس نه عالم زبانی گفته است و نه با یدش اقدامی کرده؛ بلکه عدم الرضای خودش را به عمل خودش ابراز کرده است. این امر به معروف و نهی از منکر می‌شود.

عدم ارتباط مسائل بیان شده به امر به معروف و نهی از منکر

مسئله هفتم را ایشان ذیل این مسائل مطرح می‌کند؛ می‌فرماید رضا به فعل حرام، حرام است. همین که شما به فعل حرامی راضی باشید، خود این رضایت حرام است و ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد. لذا خودشان آخر مسئله می‌فرمایند این مسئله ارتباطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد.

بارها در جلسات گذشته گفته‌ایم که امر به معروف هنگامی صدق می‌کند که شما نیت قلبیتان را ابراز کرده باشید؛ ولی وقتی ابراز نکرده باشید و طرف مقابل از شما چیزی نفهمیده باشد، این امر نیست. رضایت به فعل حرام، خودش عنوان حرام دیگری است.

ادله

برای این موضوع، دو دلیل و روایت را بیان می‌کنیم؛ یک روایت موثقه سکونی را قبلاً خواندیم که فرمود: «من شهد أمرا فكرهه كان كمن غاب عنه و من غاب عن أمر فرضيه كان كمن شهده؛ اگر کسی با گناهی مواجه شد و قلباً از آن ناراحت بود، مثل کسی است که اصلاً آن‌جا نیست. اما اگر کسی در نقطه دیگری است، یک معصیتی را می‌شنود و به آن راضی می‌شود، مثل کسی است که خودش آن‌جا بوده و این فعل را انجام داده است.»[1]

روایت دومی که در این باب بیان می‌کنیم، صحیحه عبدالسلام هروی است. عبدالسلام خادم امام رضا(ع) است و خودش آیت الله بود؛ ولی به عنوان خادم کار می‌کرد. لذا مأمون هم او را خیلی نمی‌شناخت. در بعضی از جلسات حتی اجازه می‌داد که در کنار امام رضا(ع) بنشیند. گمان می‌کرد که او هیچ چیز متوجه نمی‌شود و یک نوکر ساده است. خبر شهادت امام رضا(ع) را هم ایشان داد. سند روایت درست است. روایت این است: «عبد السلام بن صالح الهروي قال: قلت لابي الحسن علي بن موسى الرضا عليه السلام: يا ابن رسول الله ما تقول في حديث روي عن الصادق عليه السلام قال إذا خرج القائم قتل ذراري قتلة الحسين عليه السلام بفعال آبائها؟ فقال عليه السلام: هو كذلك، فقلت: قول الله عزّ وجلّ(و لا تزر وازرة وزر أخرى) ما معناه؟ قال: صدق الله في جميع أقواله و لكن ذراري قتلة الحسين عليه السلام يرضون بفعال آبائهم و يفتخرون بها و من رضى شيئا كان كمن أتاه و لو أن رجلا قتل بالمشرق فرضي بقتله رجل بالمغرب لكان الراضي عند الله عزّوجلّ شريك القاتل و إنما يقتلهم القائم عليه السلام إذا خرج، لرضاهم بفعل آبائهم.»[2]

عبدالسلام هروی می‌گوید که به امام رضا(ع) عرض کردم نظرتان درباره این حدیثی که از جعفر الصادق(ع) نقل شده است، چیست؟ از امام صادق(ع) نقل شده است که ایشان فرمود: وقتی موعود ما ظهور کند، فرزندان قاتلان امام حسین(ع) را می‌کشد، به خاطر کاری که پدرانشان در کربلا کردند. امام رضا(ع) فرمود که بله همین است. درست نقل شده است. جدم جعفر الصادق(ع) این را فرموده است.

عبدالسلام هروی می‌گوید به ایشان عرض کردم پس این‌که خدای متعال فرمود: «و لا تزر وازرة وزر أخرى» چه می‌شود؟ امام رضا(ع) فرمود همه حرف‌های خدا درست است؛ ولی این منافاتی با بیان جدم ندارد. برای این‌که این نوادگان قاتلین اباعبدالله حسین(ع) کار پدرانشان را قبول دارند و به آن فخر می‌کنند.

می‌گوید راضی است و افتخار هم می‌کند. کبری قضیه این است: «و من رضى شيئا كان كمن أتاه؛ اگر کسی به چیزی رضایت داشته باشد، مثل کسی است که این کار را خودش انجام داده باشد.»

در ادامه این روایت حضرت می‌فرماید: «و لو أن رجلا قتل بالمشرق فرضي بقتله رجل بالمغرب لكان الراضي عند الله عزّوجلّ شريك القاتل و إنما يقتلهم القائم عليه السلام إذا خرج، لرضاهم بفعل آبائهم؛ اگر یک نفر در شرق عالم کشته شود، یک کسی در غرب عالم است و او از این قتل اظهار رضایت می‌کند، آن کسی که رضایت دارد، شریک القاتل است.»

اما امام(ع) در قسمت دوم این مسئله می‌فرماید: «بل لا يبعد وجوب الكراهة عنهما قلبا و هما غير الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر.» بلکه واجب است بگوییم نسبت به فعل حرام دیگران کراهت داشته باشید.

عدم عقاب به دلیل امور غیر ارادی

آیا ما می‌توانیم با این فتوای امام(ره) همراهی کنیم؟ راضی بودن با خوشحال شدن فرق دارد؛ شما از یک نفر خیلی بدت می‌آید. در باب شما هم ستم زیادی کرده است. اما ستم او استحقاق قتل نمی‌آورد. اتفاقاً او در یک دعوایی شرکت می‌کند و یک نفر او را می‌کشد. شما از مردن او خوشحال می‌شوید، ولی راضی به قتل او نیستید. راضی به معنای تعبدی نیستید، ولی خوشحالی نفس داری. آیا شما را بابت این خوشحالی که دارید، عذاب می‌کنند؟ خیر؛ برای این‌که انسان را بر امور غیر اختیاری، معاقب نمی‌کنند.

پاورقی

1. وسائل ج16 ص138

2. وسائل ج16 ص138

بازگشت به دروس خارج