جلسه دوم درس امر به معروف استاد طائب
محتویات
خلاصه جلسه قبل
بسم الله الرحمن الرحیم درباره امر به معروف و نهی از منکر بحث میکردیم و در بیان ادله، از قرآن کریم شروع کردیم. ابتدا آیه 104 سوره آل عمران را استناد کردیم که خدای متعال فرمود: «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند.»(آل عمران/104)
عرض کردیم دلالت این آیه بر وجوب، حتمی است. اگر چه نوع دلالت، با برداشتهای متفاوت از آیه، مختلف است. به آیه 110 سوره آل عمران تمسک کردیم که خدای متعال فرمود: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ؛ شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد. به كار پسنديده فرمان مىدهيد و از كار ناپسند بازمىداريد و به خدا ايمان داريد و اگر اهل كتاب ايمان آورده بودند، قطعا برايشان بهتر بود. برخى از آنان مؤمنند و[لى] بيشترشان نافرمانند.»(آلعمران/110)
در استدلال به این آیه و اینکه دال بر وجوب است، استدلال مرحوم شیخ مفید را نقل کردیم که فرمود: خدای متعال امت اسلام را بهترین امت معرفی کرد. علت برتری امت اسلام را هم سه عامل امر به معروف، نهی از منکر و ایمان به خدا عنوان نمود. پس این سه عمل، موجب برتری این امت بوده و حسن ذاتی دارند.
ما میدانیم ایمان به خدا واجب است؛ پس ایمان به خدا حسن ذاتیه همراه با وجوب دارد. امر به معروف و نهی از منکر هم که در کنار این واجب نقل شدهاند، پس این دو هم واجب هستند. حال به طریق وحدت سیاق یا قرینه ذکر واجب در کنار دو عملی که ما مردّدیم واجبند یا نه.
اشکال بر استدلال شیخ مفید
دیروز اشکالی را عرض کردیم که ذکر این دو در کنار یک عمل واجب، نمیتواند دلیل بر وجوبشان باشد؛ چون ذکر اعمال خیر در این آیه هست و اعمال خیر هم اعم از واجب و مستحب بوده و ممکن است شما در یک دستوری هم واجب را بیاورید و هم مستحب؛ مثال هم زدیم به بیان معصوم که فرمود: «اغتسل للجمعة و الجنابه». پس این مطلب که مرحوم شیخ مفید فرمود، اشکال بر آن وارد شد و جواب قاطعی هم ندارد.
استدلالی کامل و مورد پذیرش
بعضیها توجیه دیگری برای استفاده وجوب از آیه مطرح کردهاند. به این عنوان که آیه در مقام بیان خیریت این امت است. چنانکه فرمود این امت، بهترین امتی است که تا به حال آوردهام. این امت کدام امت است؟ امت اسلامی. پس در حقیقت خداوند متعال در پی توصیف اسلام است که این بهترین اسلام است. چرا بهترین اسلام است؟
چون در آن سه مطلب وجود دارد؛ امر به معروف، نهی از منکر و ایمان به خدا. پس ابزار برتری این امت، این سه عملی است که در دین اسلام وجود دارد. شما اگر ایمان به خدا نداشته باشید، از خیر امت بودن، افتادهاید؛ یعنی از اسلام بیرون رفتید. اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید، باز هم از بهترین امت بودن میافتید؟ بله، میافتید. پس اگر از خیر امت بودن بیرون آمدید، یعنی از اسلام بیرون رفتید و ما مستحبی که فرد را از اسلام بیرون کند، نداریم؛ مستحبی که ترکش موجب شود فرد، اصلاً از اسلام بیرون رود. پس معلوم میشود که امر به معروف و نهی از منکر واجب است. استفاده زیبایی است و قابل رد هم نیست.
روایتی در تأیید
در اینجا روایتی است؛ این روایت سند ندارد و ما فقط به عنوان شاهد حمل، میآوریم. روایت را مرحوم عیاشی در جلد 1 ص 195 تفسیر خودش نقل کرده است. مرحوم عیاشی سال 320 از دنیا رفته است؛ یعنی از علمایی است که عصر غیبت صغری را درک کرده و در حاشیه غیبت کبری از دنیا رفته است. سال 318 آخرین سفیر از دنیا رفته بود و مرحوم عیاشی 320 از دنیا رفت. یعنی کل زندگیش در دوران غیبت صغری است. روایاتی که نقل میکند، سند هم که نداشته باشد، حاکی از این است که این روایت، قطعاً در آن زمان بوده و چنین درکی از این آیه وجود داشته است. خود این موضوع، در فهم به ما کمک میکند.
سند و دلالت روایت
ابیعمرو زبیری در سند روایت، از اصحاب امام صادق(ع) محسوب میشود؛ ولی هیچ توثیقی ندارد و مجهول است. در کتاب شریف کافی، دو جا مرحوم کلینی از ایشان روایت نقل کرده که در هر دو جا بدون توثیق است. راوی قبلش توثیق داشته و روایت سند دارد، ولی در اینجا مرسله است؛ یعنی مرحوم عیاشی مستقیما از ابیعمرو زبیری نقل میکند. در تفسیر آیه 104 سوره آلعمران: «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» امام صادق علیه السلام میفرماید: «في هذه الآية تكفير(أهل المعاصي بالمعصية)، لانه من لم يكن يدعوا إلى الخيرات و يأمر بالمعروف و ينهى عن المنكر بين المسلمين، فليس من الامة التي وصفها الله». این آیه اهل قبله را به دلیل معاصی، تکفیر کرده است(اهل قبله یعنی مسلمانان). چرا؟ گفته این مسلمانان که معاصی انجام میدهند، کافرند. چرا؟ اگر کسی دعوت به خیرات نمیکند و امر به معروف و نهی از منکر نمیکند، این از امتی که این آیه توصیفش کرد، نیست. آیه چه چیزی را توصیف کرد؟ آیه گفت: «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» اینجا دقت کنید.
جلسه قبل در توضیح این آیه گفتیم یکی از توجیهها، این است که «مِن» در «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ» بیانیه است؛ به این معنی که شما چنین باشید؛ تبعیضیه نیست. آیه فرمود شما یک امتی باشید که امر به معروف و نهی از منکر میکند. من میخواهم شما چنین امتی باشید. «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ» شما یک امتی باشید که «يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ؛ امر به معروف و نهی از منکر کنید.» در این آیه آمد گفت: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» شما بهترین امت هستید. چرا؟ برای اینکه «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» اگر کسی امر به معروف و نهی از منکر نمیکند، پس به این وَلْتَكُن عمل نکرده است؛ یعنی از این امت نبوده است. چون فرمود شما باید چنین امتی باشید که امر به معروف و نهی از منکر میکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نکردند، یعنی این آیه را تحقق ندادند. یعنی امت، آمر به معروف و ناهی از منکر نبودند.
مراد از امت چیست؟
عرض کردیم این آیه «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ»(آلعمران/110) را بعضیها گفتند اشاره به بعض الاُمّه است نه به جمیع الامه. این بعض الامه کدام است؟ طبق بعضی از روایات، این بعضالامه، ائمه علیهم السلام هستند و روایتش هم این را میگوید.
این روایت را علی بن ابراهیم قمی در جلد 1 صفحه 110 تفسیر خودش ذیل آیه «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ»(آلعمران/110) نقل کرده است.
سند روایت علی بن ابراهیم
سند روایت اینچنین است: حدثنی ابی، عن ابن ابی عمیر، عن ابن سنان. سند عالی است؛ اینکه میگویم عالی است، یعنی قابل قبول است؛ والا عالی به آن معنا نیست. چون پدر علی بن ابراهیم، توثیق خاص ندارد. علی بن ابراهیم قمی خودش از ثقات است. ابن ابی عمیر را هم که همه میشناسند. ابن سنان هم دو تا داریم؛ یکی محمد بن سنان و دیگری عبدالله بن سنان. عبدالله بن سنان از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است. شش ماه بعد از امام صادق(ع) عبدالله بن سنان از دنیا رفت. لذا عبدالله بن سنان نتوانست از امام هفتم(ع) روایت داشته باشد؛ ولی محمد بن سنان از اصحاب امام هفتم و امام هشتم(ع) است. در محمد بن سنان اختلاف است؛ اما در باب عبدالله بن سنان هیچ اختلافی نبوده و اصحاب اجماع است.(اجمعت العصابه علی تصحیح ما یصح عنهم، که روایت به اینها رسید دیگر حرفی دربارهاش نمیماند.) ابن ابی عمیر هم از اصحاب اجماع است. علی بن ابراهیم قمی خودش هم از ثقات است. اما پدر علی بن ابراهیم توثیق ندارد.
معنای توثیق عام
علی بن ابراهیم میگوید پدرم برایم نقل کرد. یک بحثی آقایان در رجال دارند و آن اینکه علی بن ابراهیم در کتاب تفسیرش گفت من هر چه نقل میکنم، از ثقات نقل میکنم. بنابراین اگر یک راوی در تفسیر علی بن ابراهیم قمی بود و ما دربارهاش توثیق خاص نداشتیم، این حرفی که علی بن ابراهیم گفته است، توثیق این شخص را ثابت میکند؛ این را توثیق عام میگویند. توثیق عام را یکی از تفسیر علی بن ابراهیم قمی استفاده کردهاند، یکی هم از کامل الزیارات ابن قولويه؛ چون در کتاب کامل الزیارات هم، اولش نویسنده میگوید من هر روایتی در اینجا نقل میکنم از ثقات نقل میکنم. بنابراین اگر در کامل الزیارات یک اسمی باشد و ما دربارهاش توثیقی نداشته باشیم، عدهای میگویند این قابل قبول است. چون توثیق عام دارد. آیا توثیق عام قبول است یا نه، این بحث رجالی مفصلی است؛ آقای خویی قبول داشتند. بعدها گفتند که آقای خویی از این نظر برگشته است. به هر تقدیر این برای ما اثبات نشده است.
توثیق ابراهیم بن هاشم قمی
اما راجع به پدر علی بن ابراهیم قمی، نوعاً گفتند این پدر قابل قبول است. پس این سند، سند قابل قبولی است. اما یک اشکال دارد؛ آن اشکال این است که این را فقط همین تفسیر موجود نقل کرده است.
سند تفسیر علی بن ابراهیم
این تفسیر موجود، خودش سند ندارد. میدانید کتاب کافی امروز برای ما حجت نیست؛ کتاب کافی راوی دارد. راوی آن کیست؟ این مراجعی که الآن هستند، اینها اجازه روایت روایات این کتاب را داشتهاند؛ از استاد به استاد تا سلسله سند به کلینی میرسد. آنها این کتاب را تأیید کردند. اما تفسیر علیبنابراهیم قمی، چنین سندی ندارد. پس این روایت فقط و فقط برای شاهد آوردن خوب است. من روایت را میخوانم شما در تفسیر ببینید، استدلالش بماند برای جلسه آینده. «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ»(آلعمران/110) این آیه پیش امام صادق(ع) خوانده شد. حضرت فرمودند: «فقال أبوعبدالله عليه السلام: خير أمة تقتلون أميرالمؤمنين و الحسن و الحسين بن علي عليهم السلام؟؛ بهترین امتی هستند که علی بن ابی طالب میکشند؟ حسن و حسین میکشند؟ اینها میشوند بهترین امت؟ «فقال القارئ: جعلت فداك كيف نزلت؛ گفت آقا پس این آیه چه طوری نازل شده است؟» چه طوری میشود خیر امت باشند و علی بکشند؟ پس این آیه چه طور نازل شده است؟ «قال: كنتم خير أئمة أخرجت للناس الا ترى مدح الله لهم: تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله؟» فرمود: این آیه میگوید: شما بهترین امامانی بودید که برای مردم آمدید. نمیبینی خدا از این امت مدح میکند به امر به معروف و نهی از منکر؟ حضرت فرمود که اگر مدح کل امت بود، مگر همه امت امر به معروف میکنند؟ نه، پس معلوم میشود که این «کنتم خیر الائمه» بوده است.







