جلسه بیستم درس امر به معروف استاد طائب
محتویات
تتمه مسئله هشت از تحریرالوسیله
بسم الله الرحمن الرحیم مسئله هشت را که از تحریر الوسیله مطرح کردیم، تتمهای نیاز به توضیح دارد و شاید هم تفاوت نظر. مسئله این بود که اگر موضوع امر به معروف، یعنی فریضه یا موضوع نهی از منکر قبل از اقدام ما معدوم شود، چه حالتی به وجود میآید.
یعنی کسی تارک نماز است که تصمیم میگیریم او را امر به معروف کنیم؛ ولی قبل از اقدام ما، آن شخص از بین میرود. یا قبل از اینکه ما به او برسیم، وقت خارج میشود. یا قبل از اقدام ما، او نماز میخواند. در هر سه صورت موضوع منتفی شده است. میفرمایند دیگر تکلیف ساقط است.
همچنین در منکر؛ کسی مصمم بود که شراب بخورد؛ به سراغ شراب رفت و لیوان شراب را هم برداشت، اما از دستش افتاد و شراب ریخت. شرابی هم دیگر نیست که او بخواهد بخورد و یا اینکه او مرد و یا اینکه به هر دلیلی از خوردن شراب منصرف شد و شراب را زمین گذاشت. پس موضوع منتفی شد. تکلیف نهی از منکر منتفی است. تا اینجای بحث لاریب فیه است. فرمودند و کذالک، مسئله همین طور است، اگر خود مکلف موضوع را معدوم سازد. یعنی این کسی که باید امر به معروف میکرد، او باید موضوع را از بین میبرد. ایشان میفرماید که کماکان تکلیف ساقط است.
اعدام الموضوع در نهی از منکر
جلسه قبل عرض کردیم که نمیتوانیم در فریضه امر به معروف، اعدام الموضوع را تصور کنیم که چه طوری میشود. ولی مسئله در منکر، قابل فرض و تصویر است، به اینکه فردی میخواهد شراب بخورد، به سراغ شراب هم میرود؛ قبل از اینکه شراب به فرد برسد، شما شراب را از بین میبرید. نیت او از بین نمیرود، ولی او شرابی پیدا نمیکند که بخورد. ایشان میفرماید که در اینجا هم تکلیف ساقط است و یک مثالی میزنند؛ میفرمایند: «كما لو أراق الماء المنحصر الذي يجب حفظه للطهارة أو لحفظ نفس محترمة» مسئله را عرض کنم تا عبارت معلوم شود.
فرض کنید در بیابانی هستید که یک قمقمه آب بیشتر ندارید و این تنها آبی است که در این بیابان هست و حتی آبی برای شرب هم نیاز ندارید. اذان گفتند و وقت نماز داخل شد. نیاز به وضو یا غسل دارید. اینجا مسئلهای است که آیا میشود این آب را دور ریخت؟ یا نمیشود؟ این مسئله مطرح است. این آب برای طهارت منحصر است و فقط همین را دارید. اگر این را دور بریزید، طهارت للصلاة برای شما امکان پذیر نیست. آیا حفظ این آب واجب هست یا نیست؟ بعضیها گفتهاند واجب است و بعضیها گفتهاند واجب نیست. اگر این عصیان کرد و این آب را ریخت، آیا تکلیف طهارت مائیه کما کان بر عهده این فرد میماند؟ یعنی هذا مکلف بالطهارة المائیة؟ یا نه، تکلیف مائیه از این فرد برداشته میشود؟ حضرت امام(ره) فتوایشان این است که طهارت مائیه از این فرد برداشته میشود و تکلیفش به طهارت ترابیه رجوع میکند.[1]
مورد دومی که حضرت امام(ره) مثال میزنند، میفرمایند مانند آنجایی که در همین بیابان، یک قمقمه آب دارید و میدانید به یک انسانی برمیخورید که تشنه لب است و اگر این آب به او نرسد، میمیرد. یعنی نجات او منحصر در این آب است. پس به او که برسی، نجات او از مرگ، شما را میگیرد. حال وقتی این آب را ریختید، آیا اَنقِض در مورد شما فعلی بود یا نه؟ نه، از بین رفت؛ چون آبی نیست که او را نجات دهید.
رفع موضوع قبل از فعلیت حکم
اینجا میخواهیم یک سؤالی را مطرح کنیم که ما رفع موضوع را گاهی قبل از فعلیت حکم انجام میدهیم و گاهی بعد از فعلیت حکم. یعنی اینجا شرابی است و ما میدانیم فلان قوم به اینجا برسند، شراب را میخورند. ولی هنوز قومی در اینجا نیست، و شراب هست. ما همه شرابها را از بین میبریم. افراد هم میبینند که شرابی نیست و میروند. این یک فرض است. قبل از فعلیت حکم، ما موضوع حکم را از بین بردیم.
صورت دوم، موردی است که بعد از فعلیت حکم، ما موضوع را از بین میبریم. یعنی شرابی هست، افرادی آمدهاند شراب بخورند. مجلس شرابی هم شکل میگیرد؛ ولی قبل از شرب، ما شراب را از بین میبریم. سؤال این است که در اینجا، رفع شراب، امتثال تکلیف محسوب میشود یا نه؟ یعنی تکلیف نهی از منکر، از ما برداشته شد یا برداشته نشد؟
آن چیزی که برای ما فعلی شد، این بود که به این افراد بگوییم شراب نخورید که البته این، در صورت امکان است، که بعداً میگوییم. شارع محترم این را خواست؛ فرمود: «يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ اصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»(لقمان/7)، نهی از منکر کن. به او بگو که شراب نخور. الآن این شراب و مجلس مهیا هست و میخواهد بخورد. پس تکلیف فعلی شد. شما شرابها را از بین بردید. آیا از بین بردن شرابها، نهی از منکر محسوب میشود یا نمیشود؟ درست است که شما موضوع حکم را از بین بردید، اما به تکلیف نهی از منکرتان عمل کردید یا نکردید؟
وجوه مسئله
اینجا یک سؤالی است و چند وجه دارد؛ این وجوه را میگویم تا ببینید فتوا دادن و طرح مسئله خیلی دقت میخواهد.
اول اینکه ما وقتی شراب را از بین میبریم، این افرادی که میخواستند شراب بخورند، از فعل ما متوجه شدند که ما آنها را از شراب خوری نهی کردیم، منتهی بالفعل. اشکالی ندارد. شما «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم» هستید؛ یعنی ممکن است دعوت، بیان امر به غیره باشد. مثل اینکه شما در خانه میبینید که فرزندتان شیطنت کرده است؛ میخواهید او را از این کار باز دارید. زمانی هست که به او میگویید که شیطنت نکن. یک زمانی هست که به نحوی اخم میکنید که فرزندتان از اخم شما متوجه میشود که باید شیطنت را کنار بگذارد و این کار را هم میکند. هر دو نهی است؛ آن نهی بیانی و این نهی عملی.
الآن این افراد وارد شدند و میخواهند شراب بخورند. باید نهی از منکر کنید. یک راهش این است که ورود کنید و بگویید که خوردن شراب حرام است. شما که میدانید، نباید بخورید. آنها هم به حرف شما گوش کنند و نخورند. یک راه هم این است که با غضب وارد شوید و تمام این شرابها را دور بریزید؛ به نوعی که آنها متوجه شوند که این شراب حرام است و نباید میخوردند. در اینجا شما به تکلیفتان عمل کردید و دیگر تکلیفتان فعلی نیست.
اما اگر فعل شما نهی آنها محسوب نشود. مثلا یک استخری هست و خانمها بدون حجاب در آنجا شنا میکنند. مکانی هم هست که در معرض دید مردان است. این خانمها هم میدانند که در معرض دید مردان است. از باب لاابالیگری به آن جا رفتهاند. حکم را هم میدانند. این جا وظیفه نهی از منکر داریم. شما به جای اینکه نهی از منکر کنید، گونی میگیرید و در اطراف گونی میگذارید که وقتی آنها شنا میکنند، دیگران نبینند. پس موضوع منکر را شما از بین بردید. آیا این امتثال نهی محسوب میشود یا نه؟ درست است، از حالا به بعد نهی از منکر معنا ندارد. اما قبل از اینکه شما این جداره را بکشید، اینها مشغول منکر بودند. در آن حین، تکلیف شما نهی از منکر بوده و شما عاصی محسوب میشوید.
پس اعدام الموضوع علی الاطلاق، رافع تکلیف از حین الاعدام هست. کما اینکه قبلش هم شما تکلیفی نداشتهاید. اما اگر بعد از فعلیت حکم باشد، اعدام الموضوع مفید نیست و لذا تشبیه اعدام الموضوع به أراقة الماء، علی الاطلاق صحیح نیست؛ نمیتوانید به طور مطلق آنجا را به اینجا شبیه کنید. تشبیه به حفظ نفس محترمه درست است؛ چون أراقة الماء مقدمه واجب است، نه نفس واجب. حفظ ماء هم مقدمه واجب است.
آن چیزی که بر شما واجب است، نماز است. شما باید نماز بخوانید. این آب برای طهارت مائیه لازم است. مقدمه است و مقدمه واجب، واجب. شما مقدمه واجب را از بین بردید، ولی اصل واجب را از بین نبردید. برای اینکه به جای آب، از خاک استفاده کردهاید. اما شما در آنجایی که دور این استخر دیوار میکشید، نفس واجبت را ترک میکنید؛ چون منکر در حال تحقق است؛ شما باید جلوی این را بگیرید. بنابراین فرق میکند. در اعدام الموضوع، باید این طور بنویسیم که «لو عدم الموضوع الفریضة او موضوع المنکر قبل تحققه، سقط الوجوب و لا عصیان» گناهی هم نیست. اما زمانی که موضوع فریضه و منکر معدوم شد. بعد از اینکه شما میتوانستید امر یا نهی کنید، «سَقَطَ الوجوب و عصی» آن وجوب ساقط شده، اما این فرد عصیان کرده است.
مانند همین مسئله را راجع به کذا باید بگوییم. اگر به فعل مکلف باشد، این موضوع را خود ملکلف از بین برد که گفتیم شرابها را بر زمین ریخت یا دور استخر دیوار کشید. اگر به فعل او هم باشد، وجوب ساقط میشود؛ اما اذا کان بعد تحققه، عصی. قبل از تحققه لا عصیانَ.
مثالی عینی در فرمان هشت مادهای
ما بعداً بحث خواهیم کرد که در چه جاهایی نهی از منکر صدق میکند. آنجایی که از منکر پنهان است و شما از طرق معموله به آن اطلاع پیدا نکردهاید، آنجا نهی از منکر بر شما فعلی نشده است. پیام 8 مادهای که امام(ره) دادند، مبنای فقهی دارد. ایشان فرمودهاند ورود در منازل حرام است؛ مگر برای مکانی که حفظ مسائل امنیتی باشد. یعنی به حفظ نظام برگردد، در آنجا جایز است. اگر وارد منزلی برای گرفتن افراد ضد انقلاب شدید، ولی در آنجا ضد انقلاب نبود و ابزار لهو و لعب و شراب دیدید، حق دست زدن ندارید و باید از آنجا خارج شوید. حتی حق ندارید که ابزار را از بین ببرید. به دلیل اینکه موضوع اعدام ابزار گناه، زمانی بر شما فعلی میشود که از طرق معتبره و معموله به آن رسیده باشید. شما از طریق غیر معمول به آن رسیدید.
استفاده ای کلامی
لذا اگر از شما سؤال کنند که امام حسن مجتبی(ع) هنگامی که آن سم را مینوشیدند، آیا میدانستند که سم است یا نه؟ جواب میدهید، میدانستند. میپرسند که خوردنش حرام نبود؟ میگویید نه؛ زیرا سمی خوردنش حرام است که از طریق معموله عرفیه اطلاع پیدا کنید. علم غیب از طرق معمولیه، عرفیه نیست، پس احکام را فعلی نمیکند.
ماجرای خواب محقق حلی
میگویند یکی از علل اینکه به مرحوم محقق حلی صاحب شرایع، محقق میگفتند، این بود. فتوای ایشان این بود که بچهها را نباید در مسجد راه داد. مشغول درس در مسجد بود که بچهای وارد میشود. میگوید او را اخراج کنید. اخراج میکنند. شب پیامبر(ص) را خواب میبیند. میفرمایند که فلانی، گفتم که بچه را راه ندهید، ولی این در مورد، اولاد من صدق نمیکند. اینها سید بودند و راه بده.
صبح دوباره آنها میآیند و ایشان میگوید که بیرونشان کنید. شب دوباره خواب را میبیند. روز بعد دوباره بچهها را بیرون کرد. شب باز خواب میبیند و حضرت میگویند که مگر من به تو نگفتم. در خواب جواب میدهد که آقا من خواب را حجت نمیدانم؛ اگر میخواهید حکمتان را عمل کنم، در بیداری بگویید. ظاهراً در خواب به او میفرمایند که حقا که تو محقق هستی.
ما برای اثبات موضوعات، طرق معتبره عرفیه لازم داریم. آنجا که از طرق غیر معتبره متوجه شدید که موضوع حرامی در جایی هست، حق اعدام ندارید.
اراده شارع از تکلیف امر به معروف و نهی از منکر
نکته آخر راجع به این مسئله و آن اینکه در امر به معروف و نهی از منکر، اراده شارع صرفاً بر عدم تحقق ترک فریضه و عدم تحقق منکر نیست. در امر به معروف و نهی از منکر، اراده مولا بر تربیت افراد اجتماع نسبت به تکالیف است. اولین جهت نهی از منکر، این است که افراد به دست کشیدن از گناه تربیت شوند؛ اثرش ترک منکر باشد. به همین جهت به ما گفتهاند که احتمال اثر دادی، بگو. اگر احتمال اثر ندادی، دیگر نیازی نیست بگویی. پس معلوم است اراده شارع بر تحقق مطلق منکر نیست. فرد دخالت دارد؛ یعنی اینکه به این فرد گفته شود و بفهمد که این کار بد است، این در نهی از منکر دخالت دارد. آنجایی که شما موضوع را از بین میبرید، بدون اینکه او بفهمد، در حقیقت آن مأموریتی را که خدای متعال خواسته، تحقق پیدا نکرده است.
لسان ادله را وقتی نگاه میکنیم، مانند آن روایتی که فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر کنید و الّا بدهای شما، بر شما مسلط خواهند شد.» معلوم میشود که جنبه تربیتی دارد. بنابراین اعدام الموضوع علی الاطلاق، رافع تکلیف نیست.
این جنبه آخر این مسئله هست. با این توضیحاتی که دادیم تلاش کنید از درون این فرعی که حضرت امام(ره) مطرح کردند، با جمیع الجوانب فروع دیگری در آورید.
پاورقی
[1]این مسئله از مسائلی است که در جنب این مسئله حتماً مطالعه کنید. اینها در زنده کردن قوه استنباط و اجتهاد به شما کمک میکند. این را در کتاب جواهر جلد 5، صفحه 88 کامل مطالعه کنید. حضرت امام(ره) این مسئله را در کتاب طهاره جلد 2، صفحه 48 بررسی کردهاند







