جلسه اول درس امر به معروف استاد طائب
محتویات
تاریخچه بحث امر به معروف و نهی از منکر
بسم الله الرحمن الرحیم «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(آلعمران/104) بحث ما به یاری خدا، پیرامون فریضه امر به معروف و نهی از منکر است. در این بحث، ده عنوان را باید مورد بررسی قرار بدهیم. اما قبل از اینکه این ده عنوان را مطرح کنیم، به تاریخ عنوان شدن این بحث به همراه عنوان کتاب، اشاره میکنیم.
از چه زمانی درباره امر به معروف و نهی از منکر، باب و کتاب مجزا نوشته شد؟ میدانید نامی در بین شیعه به نام اصول اربع مائه و یا اصول چهارصدگانه معروف است. نام این اصول در بین شیعه معروف است؛ اما امروز خود آنها در دسترس نیستند. گفته میشود اصول اربع مائه، کتابهایی است که اصحاب ائمه(ع) از ایشان تلقی کرده، مینوشتند و نشر میدادند. زمان مرحوم کلینی با نوشته شدن کتاب کافی، همه این چهارصد اصل در این کتاب جا داده شد. تا آن زمان اصول یاد شده در یکجا جمع نبودند؛ مرحوم کلینی خیلی زحمت کشید و مطالب این اصول را در طی سفرهای متعدد جمع کرد و در یکجا گردآوری نمود. از آن اصول اربع مائه، نامهایی باقی مانده است که مرحوم شیخ طوسی کتابی به نام الفهرست نوشت و در آن کتاب، کتابهای نوشته شده توسط اصحاب ائمه(ع) را آورد؛ مثلا محمد بن ابی عمیر و یا یونس بن عبدالرحمن چه کتابهایی را نوشتند. شیخ طوسی کتابهای اینها را فهرست کرد. پس اصحاب ائمه(ع) کتابهایی داشتهاند، مانند کتاب الصوم، کتابالجهاد، کتابالصلاه و...؛ در آن کتابهایی که شیخ طوسی نقل کرده است، ما کتابی با عنوان امر به معروف و نهی از منکر، نیافتیم.
اولین کتاب حدیثی باب امر به معروف و نهی از منکر
اولین کتاب حدیثی که باب امر به معروف و نهی از منکر به طور مستقل در آن آورده شد، کتاب کافی بود. اما در باب کتب فقهی، اولین فقیهی که در این باب کتاب نوشت و در آن بابی قرار داد، مرحوم شیخ صدوق در کتابی با نام هدایهالمتعلمین بود که یک کتاب فتوایی است. چون فقهای ما دو دسته کتاب مینوشتند؛ کتابهای فتوایی و کتابهای فقهی_فتوایی. این کتاب شیخ صدوق، یک کتاب فتوایی است. اولین کتاب فقهی که باب امر به معروف و نهی از منکر را به طور مستقل متعرض شد، همین کتاب مرحوم صدوق بود.
دیگر از ایشان به بعد، این مبحث در کتب فقهی، عنوان و باب پیدا کرد و از مرحوم کلینی به بعد هم در کتب روایی تدوین یافته، این مبحث، صاحب باب شد. یعنی شما بعد از مرحوم کلینی، میبینید در کتاب من لا یحضره الفقیه که کتاب روایی است، مبحث امر به معروف و نهی از منکر عنوان میشود. در استبصار شیخ طوسی و همچنین در تهذیب شیخ طوسی نیز مطرح میشود که اینها همه کتابهای روایی هستند و در کتابهای فقهی هم بعد از مرحوم صدوق، مرحوم مفید در کتاب مقنعه برای این مبحث باب جداگانهای قرار داد. پس ابتدا از مرحوم کلینی در شاخه حدیثی و از مرحوم صدوق در شاخه فقهی این مسئله عنوان شد.
در مباحث که جلو میرویم، خواهید دید که نسبت به سایر کتب، کتاب امر به معروف و نهی از منکر، از همه کتابها خلاصهتر است که علت این مسئله، بعدا ملاحظه خواهد شد. این اجمالی از سیر تاریخی بحث امر به معروف و نهی از منکر.
مسائل امر به معروف و نهی از منکر
عرض کردیم که در باب امر به معروف و نهی از منکر، ده مطلب را مورد بحث قرار میدهیم.
اول، اصل وجوب که آیا واجب هستند یا واجب نیستند؟
دوم، نوع وجوب که عینی است و یا کفایی، عقلی است و یا شرعی؟
سوم، مراد از امر و نهی، در امر به معروف و نهی از منکر چیست؟
چهارم، مراد از معروف و منکر چیست؟
پنجم، امر به معروف و نهی از منکر، بر چه کسی واجب است؟
ششم، شرایط وجوب؛ این دو در چه شرایطی واجب میشوند؟
هفتم، موانع وجوب؛ چه چیزی باعث میشود که وجوب امر به معروف و نهی از منکر، مرتفع بشود؟
هشتم، مراتب امر به معروف و نهی از منکر.
نهم که تقریبا هیچ کسی در هیچ کتابی متعرض آن نشده، در حالی که تحقق پیدا کرده است، تحریفات وارده بر امر به معروف و نهی از منکر است.
دهم، اصل در مسئله؛ یعنی اگر در جایی مواجه با عدم دلیل شدیم، اقتضاء اصل در این فریضه چیست؟
این ده مبحث را باید در سلسله مباحث امسال دنبال کنیم.
ادله وجوب
بر اصل وجوب، ادعای ضرورت شده است که امر به معروف و نهی از منکر، از ضروریات دین است. اینکه چرا این مسئله از ضروریات دین شمرده شده است، نیاز به دلیل دارد. یَدُلّ علی الوجوب، الکتاب و السنه و الاجماع و العقل. چهار دلیل برای آن وجود دارد.
آیات قرآن
ابتدا، وجوبش را در قرآن بررسی میکنیم.
آیه 104 آل عمران اولین آیه مورد استدلال، آیه 104 سوره آلعمران است که میفرماید: «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(آلعمران/104) درباره دلالت بر وجوب، در اینجا بحثی نداریم؛ چون آن را در اصول فقه، حل کردیم. همه قبول دارند که صیغه امر، دلیل بر وجوب است؛ مگر اینکه قرینهای بر خلاف آن وجود داشته باشد و اصل امر، دال بر وجوب است که این آیه صراحت بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر دارد. پس در اصل دلالت «وَ لْتَكُن» بر وجوب، شبههای نیست.
اما در این آیه چند پرسش پیش میآید؛ اول اینکه فرمود: «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ» این مِن که بر سر مِّنكُمْ آمده است، چه مِنی است؟ آیا این مِن، مِن بیانیه است و یا مِن تبعیضیه؟ اگر مِن بیانیه باشد، در این صورت در وَ لْتَكُن مِّنكُمْ، این مِن، بیان از برای همان کُم است. اگر این طور معنی کنیم، مخاطب میشود همه شمایی که مسلمان هستید. پس در مِن بیانیه، تبعیض نیست و همه را شامل شد. اما أُمَّةٌ به یک دسته گفته میشود. اگر مِن، مِن بیانیه شد، میشود توضیح آن أُمَّةٌ و وقتی توضیح أُمَّةٌ شد، حرف این میشود که همه شما مسلمانان، باید امتی باشید که دعوت به خیر میکنید. پس این وَ لْتَكُن، امر است به جمیع امت.
ولی اگر این مِن، مِن تبعیض باشد، معنا چطور تغییر میکند؟ اگر این مِن را مِن تبعیضیه بگیریم، معنای آیه این میشود که از میان شما باید کسانی باشند که به نیکی دعوت کنند. در این صورت، این آیه همه را شامل نمیشود و وقتی همه را شامل نشد، پرسشهایی پیش میآید که مراد از بعضی از شما یا گروهی از شما در این آیه چیست. در اینجا دو احتمال وجود دارد.
یک- آیه به تشکیل سازمان اشاره داشته باشد. «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ» یعنی ما در تشکیلات حاکمیتی، باید یک مجموعه داشته باشیم که امر به معروف و نهی از منکر کنند.
دو- اشاره دارد به آحاد مکلفین. امر به معروف و نهی از منکر از تکالیفی نیست که ذاتیه بوده و بر همه مکلفین، مانند نماز و روزه واجب شود؛ اما امر به معروف و نهی از منکر، تابع موضوعش است که موضوع آن، ترک معروف و فعل منکر است.
شما در کجا امر به معروف میکنید؟ در جایی که ببینید معروفی ترک شده است. اما اگر در یک جایی هستید که نه معروفی ترک میشود و نه منکری انجام میشود، در اینجا امر به معروف و نهی از منکر معنایی ندارد؛ بر خلاف نماز که وقتی اوقاتش فرا رسید، بر مکلف واجب میشود؛ چه دیگرانی باشند و یا نباشند. پس امر به معروف و نهی از منکر، تکلیفی نیست که با دیگران ارتباطی نداشته و موضوعش علیالدوام، فعلی باشد؛ زیرا قد یتحقق و قد لا یتحقق؛ گاهی محقق میشود و گاه محقق نمیشود.
اگر اینطور معنا کردیم، مدل واجبهای کفایی چگونه است؟ مدل کفایی اینطور میگوید که مثلا دفن میت، بر همه واجب است. منتهی این واجب، زمانی است که اولا یک میتی وجود داشته باشد و ثانیا کسی برای دفنش وجود نداشته باشد. پس چون نوع وجوب، نوعی است که وقتی برخی عمل کنند، دیگر برای دیگران، موضوع نمیماند، آیه آمد و مِن را تبعیضیه آورد و گفت امر به معروف و نهی از منکر باید انجام بشود و بالاخره گروهی از شما باید آن را انجام دهند. پس امر به معروف و نهی از منکر، فریضه است و باید روی زمین انجام بشود؛ اما چون موضوع و دایره با تحقق بعض، کفایت میکند، آیه همه را خطاب قرار داد و این شد یک واجب کفایی.
بنابراین حرف اول این است که از اول میگوید برای امر به معروف و نهی از منکر، باید یک سازمانی از مسلمین شکل بگیرد. اما حرف دوم این است که آحاد مکلفین را مخاطب قرار داده و از این آحاد، گروهی باید به صورت یک واجب کفایی، امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند. حرف سوم این است که اصلا خطاب برای فرد و گروه نیست و اصلا دستور نیست؛ بلکه توصیف است. «وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ» به این معنا است که شما آمر به معروف و ناهی از منکر باشید و شما مسلمانان، باید چنین امتی باشید.
من یک مثالی در این باره بزنم تا این مفهوم برای شما روشن بشود. مسئول مدرسه فیضیه برای طلاب مدرسه فیضیه صحبت میکند و به آنها میگوید که آقایان طلبهها، برای مردم یک جامعه نمونه باشید. گاهی هم اینطور میگوید که آقایان طلبهها، یک مجموعه دست به خیر باشید. اینجا چه چیزی به این آقایان میگوید؟ اینجا میگوید که شما باید بیرون بروید و اهل خیر باشید. پس «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ» یعنی «کونوا أُمَّةٌ»؛ یعنی من از شما امت مسلمان، انتظار دارم که در نظر دیگر امتها، شما را با این ویژگی بشناسند. پس این آیه دستور است به امر به معروف و نهی از منکر از طریق توصیف. به این معنا که شما باید یک چنین امتی را به نمایش درآورید؛ امتی که هر کس آنها را ببیند، بگوید که این امت، آمر به معروف و ناهی از منکر هستند. پس چنین امتی باشید. بنابراین هر کدام از این تعاریف مطرح شده درباره این آیه را که بپذیریم، وجوب امر به معروف و نهی از منکر از این آیه، استفاده میگردد.
آیه 110 آل عمران اما آیه دوم. «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ؛ شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد. به كار پسنديده فرمان مىدهيد و از كار ناپسند بازمىداريد و به خدا ايمان داريد و اگر اهل كتاب ايمان آورده بودند، قطعا برايشان بهتر بود. برخى از آنان مؤمنند و[لى] بيشترشان نافرمانند.»(آل عمران/110)
استدلال شیخ مفید
خب در این آیه وجه استدلال چیست؟ خدا رحمت کند مرحوم شیخ مفید که وجه استدلال را گفته است و دیگران هم از ایشان تبعیت کردهاند. خداوند متعال در این آیه تعریف کرده و فرموده است: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» شما بهترین امت هستید؛ برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر میکنید. خب، ما نمیخواهیم جزء بهترینها باشیم؛ همان خوب باشیم برای ما کفایت میکند. پس «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» نشاندهنده وجوب نیست. به عبارت دیگر، وجه بهتر بودن، فعل امر به معروف و نهی از منکر بود. این را قبول کردیم. لکن این وجه بهتر بودن است، نه وجه خوب بودن. نهایت چیزی که دلالت میکند، این است که امر به معروف و نهی از منکر، کارهای خوبی است و استحباب دارد.
یک مثالی بزنیم. میگوییم که شما در این مدرسه از دیگران بهتر هستید. برای اینکه شما نماز شب میخوانید؛ ولی دیگران نماز شب نمیخوانند. آیا این جمله دلالت میکند که نماز شب واجب است؟ نه، دلالت نمیکند. بله اگر میگفت که در جایی شما آدم خوبی هستید و دیگران آدم خوبی نیستند، برای اینکه شما نماز میخوانید، ولی آنها نماز نمیخوانند، این جمله دال بر وجوب نماز است. اما وقتی گفت که تو بهتر هستی، این بهتر بودن، دال بر وجوب فعل نیست؛ بلکه دال بر حسن فعل است.
«كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد؛ برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر میکنید. این آیه دال بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر نیست، بلکه دال بر حسن این فعل است. حسن هم اعم از وجوب و استحباب است؛ در حالی که ما میخواهیم که این آیه را دال بر وجوب بیاوریم. جواب این است که شیخ مفید فرمود: «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ» این آیه ایمان به خدا را در کنار امر به معروف و نهی از منکر میآورد و چون ایمان به خدا واجب است، در نتیجه، امر به معروف و نهی از منکر هم دارای وجوب است. مرحوم مفید اینگونه استدلال کرده و همه فقهایی که بعد از شیخ مفید آمدهاند، این استدلال را درباره این آیه پذیرفتهاند.
شما ممکن است که در اینجا نقدی را به شیخ مفید وارد کنید که آیا ما در جایی در میان دستورات شرعی نداریم که میان مستحب و واجب، جمع کرده باشند؟ ما در خیلی از دستورات داریم که آمدهاند و بین دستورات مستحب و واجب، ترکیب کردهاند. ما در روایات مربوط به غسل داریم که شخصی سوال کرد که من در روز جمعه، هم غسل جنابت برای من واجب شده است و هم میخواهم غسل جمعه انجام دهم. یک غسل باید انجام دهم یا دو غسل؟ حضرت در جواب فرمود یک غسل برای جنابت و جمعه انجام بده. در اینجا حضرت بین یک غسل مستحب و یک غسل واجب جمع کرد. پس چه اشکالی دارد که کسی ادعا بکند که خداوند متعال در این آیه، مستحب و واجب را دلیل بر خیریت آورد. پس این استدلال، قابل خدشه است.
شما روی این فکر کنید که آیا میشود چنین ایرادی را به استدلال شیخ مفید وارد کرد یا نه؟
یک پرسش دیگر را هم درباره این آیه مطرح میکنیم. كُنتُمْ در این آیه اشاره به چه چیزی دارد؟ كُنتُمْ از افعال ناقصه است و زمان دارد. آیا کنتم در این آیه، زمان دارد و یا زمان ندارد؟ «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» شما بهترین امتی بودید که خارج شدید. این بودیم، یعنی الان هم هستیم یا نه؟ ظاهر كُنتُمْ، به این معنا است که زمان دارد. در باب «كُنتُمْ» در آغاز دو نظر وجود دارد؛ یک نظر اینکه كُنتُمْ منسلخ از زمان است و به این معنا است که اصلا شما چنین امتی هستید. اما بعضیها گفتهاند که منسلخ از زمان نیست؛ بلکه دارای زمان است، زمان آن هم زمان اول است.
استدلال علامه طباطبایی
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، جلد سوم، صفحه 415 میگوید که این آیه اشاره دارد به آن دسته اول از امت اسلام و زمانی که اسلام در مشکلات و شدائد بود. حالا باید ببینیم که چه مقدار از این نظر علامه را باید بپذیریم. سوال میکنیم که این آیه اشاره به کدام صدر اول دارد؟ این آیه در سوره آلعمران است که حدوداً در زمان جنگ خیبر نازل شد. ما کمکاری در امت اسلامی را در زمانی میبینیم که سوره توبه نازل شد و این سوره هم برای اواخر است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ؛ ای کسانی که ايمان آوردهايد، چيست که چون به شما میگويند برای جنگ در راه خدا بسيج شويد، گويی به زمين میچسبيد! آيا به جای زندگی اخروی، به زندگی دنيا راضی شدهايد؟! متاع اين دنيا در برابر متاع آن دنيا، جز اندکی هيچ نيست.»(توبه/38)
سوره آلعمران زمانی نازل شد که مسلمانان به جهاد میرفتند. دقت دارید، تا هنگامی که اوضاع مدینه تثبیت نشده بود، همکاری با پیامبر(ص) روز به روز بیشتر میشد؛ اما وقتی که اوضاع مسلمین تثبیت شد، مسلمانان کمی سست شدند. شما در جنگ بدر میبینید که همکاری در حد 313 نفر است؛ اما در جنگ احد، این تعداد به 1000 نفر میرسد و در جنگ خندق تعداد به 3000 نفر افزایش پیدا میکند و در جنگ خیبر هم تعداد مسلمین به 6000 نفر میرسد. پس به نظر میرسد که این اشاره به صدر اول در این آیه، قابل قبول نیست.
پرسش دوم؛ این که خداوند میفرماید: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» آیا منظور این است که همه امت اسلام، امر به معروف و نهی از منکر میکنند؟ نه، همه مسلمانان، امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند. پس چطور خداوند متعال در این آیه از امت اسلامی تعریف میکند؟ اگر مراد این آیه این است که بعضی امر به معروف و نهی از منکر میکنند، آن وقت وجوب آن همگانی نمیشود. «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ» ما پذیرفتیم که چون امر به معروف و نهی از منکر در کنار ایمان به خدا در این آیه قرار گرفته، دال بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. اما وقتی خداوند متعال فرموده که شما بهترین امت بودید چون امر به معروف و نهی از منکر میکنید، پس امر به معروف و نهی از منکر واجب است، این سوال پیش میآید که آیا همه امت اسلام، امر به معروف و نهی از منکر میکردند که خداوند تعریف میکند؟ نه، بلکه بعضی از امت شامل این آیه میشوند. پس پرسشی که ما مطرح کردیم، این است که این كُنتُمْ، خطاب به چه کسانی است؟ اگر خطاب به کل امت اسلامی است، در این صورت صدق آیه، زیر سوال است و اگر خطاب این آیه به بعضی از امت است، وجوب همگانی این آیه زیر سوال میرود. جواب این سوال را انشاءالله در جلسات آینده عنوان میکنیم.







