جایگاه و نقش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
نویسنده: عسکری اسلامپور
محتویات
اشاره
انسان به دلیل اجتماعی بودنش، نیاز به جمعی دارد که انیس او باشند، تا از غمها و سختیها رهایی یابد و استعدادهای نهفته اش را به فعلیت برساند، وگرنه انسانیت انسان، بی معنا خواهد بود. به همین دلیل زندگی انسان، شکل گروهی به خود گرفته و اجتماعات متفاوت در عین حال، شبیه به هم را به وجود آورده است و رشد و تعالی انسانها تنها در محیط و اجتماع سالم و پاک، امکان پذیر است. چون افراد یک اجتماع سالم، همانند اعضای یک بدن، در طریق حیات اجتماعی و سازمان دادن به زندگی صحیح انسانی سهیم و شریکند و هیچ یک از آنان نمیتواند خود را در قبال سودها و زیانهای اجتماعی بی تفاوت دانسته و عکس العملی از خود نشان ندهد، اینجاست که مسئله امر به معروف و نهی از منکر (نظارت همگانی) ضرورت پیدا میکند و موقعیت اساسی و بنیادی آن چون خون در تمام اعضاء و جوارح انسان جریان دارد، در صحنه حیاتی انسانی جلوه میکند. موضوع امر به معروف و نهی از منکر، بحث گستردهای دارد و این نوشتار مختصر در صدد تبیین همه آن مباحث نیست.
آنچه که در این نوشتار مورد بررسی قرار میگیرد، عبارت است از: بررسی واژگانی امر به معروف و نهی از منکر؛ اهمیت آن دو فریضه بزرگ در آموزههای دینی؛ نقش آن دو فریضه در جامعه؛ پیامدها و اسباب ترک آن دو در جامعه؛ امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه مردم است یا حاکم؟ و ... مطلب را باهم از نظر میگذرانیم .
مفهوم امر به معروف و نهی از منکر امر و نهی در لغت
واژه «امر» دو معنا دارد:
۱- فرمان دادن و درخواست ایجاد چیزی؛
۲- شأن، شیء، کار و حادثه.
در قرآن کریم نیز واژه «امر» در این دو معنا به کار رفته است. در معنای اول، مثل «قل امر ربی بالقسط» و در معنای دوم، مثل: «وشاورهم فی الامر». واژه «نهی» به معنای بازداشتن، منع کردن و نهایت رسیدن میباشد؛ زیرا نهی، بر غایت و بلوغ دلالت دارد و نهایت هر چیزی، غایت آن است؛ چنان که گفته میشود: «انتهیت الیه خیر» همین گونه است در مورد فردی که در حال انجام کاری است و سپس از آن نهی میگردد؛ چون آن کار به پایان میرسد. از این جهت، عرب به شتری که به آخرین درجه چاقی رسیده باشد، «ناقه نهیه» و به عقل، به دلیل آن که از کار زشت باز میدارد، «نهیه» و به گودی که آب بدان منتهی میگردد، «النهی» و به غایت ارتفاع روز، «نهاءالنهار» میگویند.
معروف و منکر در لغت: «معروف» از «عرف» به معنای مشهور، جود و بخشش، کار نیک و نیکی، انصاف و همراهی با اهل خانه و مردم آمده است؛ چنان که گفته شده است: معروف، ضد منکر و عرف، ضد نکر است و عرف، در اصل بر دو معنا دلالت دارد: ۱- پی درپی بودن چیزی به صورت پیوسته. مانند یال اسب، تاج خروس، بلندیهای مکانی و موج دریا؛ ۲-آنچه سبب آرامش میگردد؛ زیرا انسان، از منکر ترس دارد و از آن فرار میکند و به معروف، آرامش مییابد. عرب به بوی خوش، «عرف» میگوید؛ زیرا نفوس انسانی، بدان وسیله سکون پیدا میکند. معروف و عرفان، از همین باب است.
بنابراین، امر به معروف و نهی از منکر، در لغت به معنای خواستن چیزی است که نفوس بشری به سبب آن، آرامش یابد.
«منکر» از ماده «نکر» به معنای کار دشوار و زشت و جهل آمده است؛ زیرا منکر، ضد معروف است. هر چیزی را که شریعت، قبیح و حرام بداند، منکر است.
بنابراین، نهی از منکر، عبارت است از بازداشتن انسان از انجام کارهای زشت و نامعقول و جلوگیری از اموری که در واقع، انسان از آن، ترس و نفرت دارد، ولی به واسطه جهل و غفلت، گاه مرتکب آن میگردد.
معروف و منکر در اصطلاح: معروف، آن چیزی است که خداوند متعال، انجام دادن آن را واجب نموده و عقل، انجام آن را ترغیب کرده است و منکر، آن چیزی است که خداوند، از آن نهی فرموده و عقل، از انجام دادن آن، کناره گیری مینماید.
دربارهٔ مقصود از انجام امر به معروف و نهی از منکر، دو بیان وجود دارد: یکی این که مراد از امر به معروف، وادار کردن به انجام کار نیک و طاعت، و نهی از منکر، بازداشتن از انجام کار زشت و معصیت است. و بیان دیگر این که، امر به معروف عبارت است از سخن و گفتاری که انسان را به طاعت و فرمانبرداری خداوند وامی دارد، و در مقابل، نهی از منکر عبارت است از بازداشتن از انجام گناه و یا کلام و سخنی که سبب منع از انجام گناه میگردد و یا کراهت و تنفر وقوع گناه، از انسان منهی است. روشن است که تعریف دوم، رجحان دارد؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر زبانی و قلبی را نیز شامل میشود؛ در حالی که تعریف اول، این شمول و فراگیری را ندارد. چنان که شیخ طوسی (رحمه الله) تعریف دوم را پسندیده و فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر، سه قسم است: یا به کردار و ید تحقق میپذیرد، یا به زبان و قلب.»
اهمیت امر به معروف در آموزههای اسلامی
امر به معروف و نهی از منکر در فرهنگ اسلامی، مانند جریان خون در رگهای یک پیکر است و سهل انگاری در این باره، بی رنگ شدن دین و مرگ تدریجی امت اسلامی را در پی خواهد داشت. توجه به این ویژگی، بعضی از فرق مسلمان را بر آن داشت تا آن را جزئی از اصول مذهب خویش بدانند. آفریدگار جهان نخستین کسی است که «امر به معروف و نهی از منکر» کرده است. قرآن کریم میفرماید: «همانا خداوند به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان امر میکند و از کارهای زشت و ناپسند و تجاوز به حقوق دیگران نهی مینماید؛ و شما را موعظه میکند باشد که پند گیرید.» یکی از یاوران بزرگ اسلام به نام «عثمان بن مظعون» میگوید: وقتی این آیه شریفه بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نازل شد، من حقانیت اسلام را درست باور کردم و اعتقاد به این آیین در دلم جای گرفت. راستی شما نیز فکر کنید، آیا کسانی که به سعادت و خوشبختی و تکامل انسان میاندیشند، میتوانند برای سعادت و به روزی انسان سخنی بهتر و ارزنده تر از این کلام ارائه دهند؟
خداوند در قرآن کریم، بهترین ویژگی امت اسلامی را انجام امر به معروف و نهی از منکر دانسته است، چنان که میفرماید: «شما بهترین امت هستید که به سود انسانها آفریده شدید (چه این که) امر به معروف و نهی از منکر میکنید...» و آن دو را بر فریضههای دیگری چون، اقامه نماز و پرداختن زکات، مقدم داشته و فرموده است: «مردان و زنان مؤمن، اولیای یکدیگرند که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و نماز را برپا میدارند و زکات میپردازند.»در نتیجه، امت اسلامی را ملزم به انجام آن دو فریضه بزرگ نموده و میفرماید: «باید شما امتی باشید که به اسلام میخوانید و امر به معروف و نهی از منکر میکنید.»
هر بررسی کننده آگاه و تیزبین، در بررسی تاریخ زندگی پیشوایان معصوم (علیهم السلام) این نکته را به درستی مشاهده میکند که «امر به معروف و نهی از منکر» از کودکی تا پایان عمر، ارتباط ناگستنی با تمام مقاطع زندگی آنان داشته است و آنان، در تمامی مقاطع سنی از کودکی تا پایان عمر، پیوسته برپا دارنده این فریضه بزرگ بودهاند و در برپایی آن توصیه فراوانی نمودهاند.
ائمه معصومان (علیهم السلام) درادای این رسالت الهی از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و حتی فراتر از محدوده رسالت خویش بر این کار اصرار ورزیدند. تلاش و اصرار آنان به سبب اهمیت این فریضه الهی بود. آنها، به دلیل قلب سرشار از رأفت و رحمت، حاضر نبودند هیچ کس به منکرات آلوده شده، به خشم خدا گرفتار آید. تا آنجا که خداوند آنان را از این همه تلاش و دلسوزی باز میداشت: «گویا میخواهی به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی، اگر به این گفتار ایمان نیاورند!»
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، جانشین خداوند در زمین، و جانشین پیامبر و کتاب او است.» این روایت بیانگر این است که این فریضه بزرگ قبل از هر چیز یک برنامه الهی است و فلسفه ارسال رسل و نزول کتب آسمانی، همه جزء این برنامه است.
مردی محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد در حالی که حضرت بر فراز منبر نشسته بود و پرسید: «من خیر الناس»؛ بهترین مردم کیست؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آن کس که از همه بیشتر امر به معروف و نهی از منکر کند، و آن کس که از همه پرهیزگارتر باشد و در راه خشنودی خداوند از همه بیشتر گام بردارد.»
همچنین آن حضرت در روایتی دیگر در اهمیت این واجب الهی فرمود: «پیروان من تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و در راه خیر یکدیگر را کمک مینمایند، طریقه خیر و سعادت را میپیمایند؛ ولی آن گاه که این واجب الهی را ترک کنند، برکات از آنان گرفته میشود؛ دستهای از آنها بر عده دیگری چیره میگردند و یار و یاوری برای آنها در زمین و آسمان پیدا نخواهد شد.
امام علی (علیه السلام) فرمود: «عدهای از مردم با دست و زبان و قلب، با منکرات مبارزه میکنند و اینها جامع تمام خوبی هایند و کسانی که از هیچ راه، نهی از بدیها نمیکنند، مردگانی زنده نما بیش نیستند.» آن حضرت دربارهٔ اهمیت این دو فریضه فرمود: «همه کارهای نیک و جهاد، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، مانند قطرهای در برابر دریاست.»
با توجه به اهمیت این مسئله، دانشمندان اسلامی، آن دو را اساس و قطب دین خواندهاند: «امر به معروف و نهی از منکر، از نظر عقل و شرع مقدس، از مهمترین واجبها، بلکه اساس شریعت حیات بخش اسلام و از برترین عبادتهاست.» به عبارت دیگر، «آن دو، قطبی است از اقطاب دین که همه انبیا را برای آن فرستادهاند؛ هنگامی که این فریضه الهی مندرس شود و از میان خلق برخیزد، همه شعائر شرع مقدس، باطل میشود»
نقش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
الف) ایجاد امنیت
امنیت، یکی از نیازهای اساسی افراد و اجتماعات است که از راه امر به معروف و نهی از منکر تأمین میشود. رونق کسب و کار و تجارت و سامان یابی امور گوناگون فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در هر جامعهای، به امنیت ارتباط دارد. اگر محیط خانه، مدرسه، دانشگاه و... ایمن نباشد و اموال و نوامیس مردم هر لحظه از سوی سارقان و اراذل و اوباش تهدید شود، ترس و اضطراب بر همگان مستولی خواهد گشت و آرامش عمومی از بین خواهد رفت و جرأت هر کاری از مردم گرفته خواهد شد. اجرای مقررات دینی و قوانین اجتماعی و نظارت دائمی دستگاههای مربوط، مانند نیروهای انتظامی و نیز مراقبتهای عمومی صالحان، از زیاده خواهیها و تجاوز فرصت طلبان و سوء استفاده کنندگان جلوگیری خواهد کرد و امنیت و آرامش عمومی را به ارمغان خواهد آورد. امام باقر (علیه السلام) میفرماید: «... و تأمن المذاهب» ؛ اجرای امر به معروف و نهی از منکر، راهها را امن خواهد کرد.
=== ب) ضامن اقامه فرایض دیگر === امر به معروف و نهی از منکر، اساس سایر فرایض الهی است؛ از این رو، اگر این دو فریضه بزرگ الهی ترک شود، به تدریج تمام احکام اسلامی تعطیل میشود. ملا مهدی نراقی (رحمه الله) دربارهٔ اهمیت و جایگاه «امر به معروف و نهی از منکر» مینویسد: «امر به معروف و نهی از منکر، بزرگترین مراسم دینی و امر مهمی است که خداوند، پیامبران را بر آن برانگیخت و بعد از ایشان، جانشینان و اوصیاء منصوب کرد و نائبان ایشان را بهترین نفوس قدسی از علما قرارداد: بلکه مدار و محور گردش آسیاب همه آیینها و ادیان است.»
امام حسین (علیه السلام) بعد از تلاوت آیه شریفه «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض، یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»، فرمود: «خداوند در این آیه، سخن را با امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک فریضه از جانب او آغاز نمود؛ به دلیل علم خداوند به این که با اقامه آن دو فریضه، تمام فرایض دیگر، چه سخت و دشوار باشد و چه آسان، استوار خواهد شد و این بدان جهت است که آن دو فریضه، دعوت به اسلام است، همراه با «رد مظالم» و تقسیم عادلانه ثروت و گرفتن صدقات و صرف آن در جای درست.»
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر، دو فریضه بزرگ الهی اند که به سبب آن، سایر فرائض دینی، برپا میشوند، و به وسیله این دو، راهها امن میگردد، و کسب و کار مردم حلال میشود. حقوق افراد تأمین میگردد، و در سایه آن زمینها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته میشود، و در پرتو آن همه کارها اصلاح میشود.» به فرموده آن حضرت، پایه و استوانه نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات و سایر دستورات دین، امر به معروف و نهی از منکر است.
شهید مطهری(رحمه الله) دربارهٔ ارزش و ضرورت این دو فریضه الهی، مینویسد: «امر به معروف و نهی از منکر در اسلام، اصلی است که به فرموده امام باقر(علیه السلام)، پایه و استوانه سایر فرایض اسلامی است. این اصل، مسلمان را در حال یک انقلاب فکری مداوم و اصلاح جویی جاودان ومبارزه پیگیر و ناآرام با فسادها و تباهیها نگه میدارد.»(۳۰) امر به معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است. به اصطلاح، علت «مبقیه» است. اصلاً اگر این اصل نباشد، اسلامی نیست.
بنابراین، ترک این دو فریضه، به منزله ترک تمام احکام و قوانین دینی است؛ زیرا معروف، توحید و تبعات آن و منکر، شرک و تبعات آن است. این همه تأکیدات به خاطر آن است که این دو فریضه بزرگ درحقیقت ضامن اجرای بقیه وظایف فردی و اجتماعی است، و در حکم روح و جان آن محسوب میشود، و با تعطیل آنها، تمام احکام و اصول اخلاقی، ارزش خود را ازدست خواهد داد.
ج) عزت و سربلندی
جامعهای که خود را نسبت به تغییر و تحولات درونی مسئول دانسته و در مقابل ضعفها و کاستیها از خود عکس العمل نشان میدهد و برای آن چاره جویی میکند، جامعهای پویا و زنده و پرتحرک خواهد بود. چنین جامعهای برای انجام امور فرهنگی و از بین بردن جهل و یا آفت زدایی و خشکاندن گندابهای فساد، مردانه به میدان آمده و با قاطعیت از ارزشهای خود پاسداری میکند و بدین وسیله، خود را سربلند نگاه میدارد. اجرای امر به معروف و نهی از منکر نیز در همین راستا بررسی میشود؛ به عبارت دیگر در جامعهای که این فریضه الهی اجرا میشود، ضمن تقویت و نفوذناپذیر کردن بنیه دفاعی جامعه، افراد آن را نیز از گزند دشمن محفوظ و همواره سربلند میدارد.
در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، وگرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلط میکند که نه به پیران احترام میگذارد ونه به خردسالان رحم میکند، نیکان و صالحان شما دعا میکنند ولی مستجاب نمیشود و از خداوند یاری میطلبند، اما خدا به آنها کمک نمیکند و حتی توبه میکنند و خدا از گناهانشان درنمی گذرد.»
استاد شهید مطهری(رحمه الله) در توضیح این روایت مینویسد: «معنای حدیث این نیست که خدا را میخوانند و خدا دعای آنها را مستجاب نمیکند، معنایش این است: وقتی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، آن قدر پست میشوند، آن قدر رعبشان، مهابتشان (شوکت و عظمتشان)، عزتشان و کرامتشان ازبین میرود که وقتی به درگاه همان ظلمه (ستمکاران) میروند، هرچه ندا میکنند، به آنها اعتنا نمیشود، یعنی حضرت میفرماید: اگر میخواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند، امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشید، اولین خاصیت آن ضعف شماست، پستی و ذلت شماست، دشمن هم روی شما حساب نمیکند.»
اینها همه واکنش طبیعی اعمال جمعیتی است که این وظیفه بزرگ اجتماعی را تعطیل کنند؛ زیرا بدون نظارت عمومی، جریان امور ازدست افراد صالح و نیکوکار خارج میشود، و افرادی ناصالح و بی درد امور اجتماع را تسخیر میکنند، و این که در روایت مزبور میفرماید، حتی توبه آنها قبول نمیشود، به خاطر آن است که توبه با ادامه سکوت آنها در برابر مفاسد، مفهوم صحیحی ندارد، مگر این که در برنامه خویش تجدیدنظر کنند.
د) کسب حلال
بعضی افراد برای پیداکردن پول به هر کاری متوسل میشوند. اینان به علت ناآگاهی و یا تربیت نادرست، درپی کسب حلال نبوده و تنها در این فکرند که از راههایی، مانند: تقلب، رشوه، احتکار، قاچاق، گران فروشی یا کم فروشی و غیر آن، بر درآمدهای خود بیفزایند. بی توجهی به این گونه از خلاف کاریها، سبب رواج درآمدهای نامشروع در بین مردم و رخنه لقمههای حرام در زندگی افراد میشود که زبانها و آسیبهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.
بنابراین، باید از راه امر به معروف و نهی از منکر، ناآگاهان را به شغلهای حلال و درآمدهای مشروع آگاه ساخت و از کارهای خلاف بازداشت. اجرای این وظیفه الهی به حدی ثمربخش است که گاهی این گونه افراد وقتی میبینند جامعه به عنوان یک منکر به شغل آنان مینگرد، خودبه خود به دنبال کسب حلال و درآمدهای مشروع خواهند رفت. از این جهت، امام باقر(علیه السلام) میفرماید: «... و تحل المکاسب»؛ یکی دیگر از فواید امر به معروف و نهی از منکر این است که کسب و کارها حلال میشود.
آبادانی کشور، بازپس گرفتن حقوق پایمال شده افراد، مبارزه با تبعیضها و بسیاری از اصلاحات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، از آثار ارزنده اجرای امر به معروف و نهی از منکر به شمار میرود که به جهت رعایت اختصار، از شرح آن خودداری میکنیم.
پیامدها و اسباب ترک امر به معروف و نهی از منکر
پیامدهای ناگوار ترک امر به معروف و نهی از منکر
اگر این دو وظیفه مقدس ترک گردد و خوبان برای انجام آن، سینه سپر نکنند، جامعه و امت اسلامی، گرفتار مصیبتهای دردناک جبران ناپذیری خواهد شد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: امت من تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر مینمایند و به کارهای نیک دعوت میکنند، پیوسته در خیر و سعادت به سر میبرند؛ ولی درصورت ترک آن دو، برکات از آنان گرفته میشود و بعضی از آنان بر بعضی دیگر مسلط خواهند شد و نه در آسمان یاوری خواهند داشت و نه در زمین.
امام علی(علیه السلام) فرمودهاند: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اگر چنین کنید، خداوند، بدانتان را بر شما ولایت میدهد و آن گاه، دعا میکنید، ولی مورد اجابت قرار نمیگیرد و نیز پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودهاند: کسی که به کوچک ما رحم و به بزرگ ما احترام نگذارد و امر به معروف و نهی از منکر ننماید، از ما نیست.
بی توجهی به این مسئولیت اجتماعی، باعث رنگ باختن معنویات و چیرگی هواهای نفسانی در فرد و جامعه میشود و درنتیجه، زمینه برای حاکمیت هواپرستان و ستمگران فراهم خواهد شد. در این هنگام است که به فرموده امام حسین(علیه السلام) باید فاتحه اسلام را خواند: «فعلی الاسلام السلام، اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید»؛ با اسلام باید خداحافظی کرد هنگامی که کسی مثل یزید، زمامدار مردم گردد.»
با استفاده از قرآن کریم و روایات اسلامی، پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از:
الف) ترک این دو وظیفه، سبب زوال نعمتهای الهی میگردد.
ب) سبب حاکمیت اشرار میشود؛ زیرا با ترک این دو، زمینه برای حاکمیت اشرار فراهم میگردد.
ج) دعاها مورد اجابت قرار نمیگیرد.
د) باعث نابودی و اضمحلال جامعه انسانی میشود. چنان که قرآن، علت نابودی جوامع گذشته را ترک این دو وظیفه دانسته است.
اسباب ترک امر به معروف و نهی از منکر
در روایات آمده است که در آخرالزمان، گروهی امر به معروف را رها نموده و برای خود بهانهها و عذرها میآورند و کار خود را توجیه میکنند؛ ازجمله توجیهات بهانه جویان برای ترک این وظیفه مهم دینی و انسانی، یکی از امور زیر است:
۱- طمع:
یکی از عوامل نادیده گرفتن معروف و مبارزه نکردن با منکر، طمع رسیدن به قدرت و مقام و یا به دست آوردن شهرت و مال و ثروت است. گاهی به طمع مال، گرفتن جایزه و هدیه و عیدی، جذب مشتری، خوشایندی دیگران و امثال آن،در برابر منکرات سکوت میکند. طمع موجب میشود که انسان، بصیرت لازم را نداشته باشد و در نتیجه، انجام منکر و ترک معروف، درنظر وی ناچیز جلوه نماید؛ بلکه گاهی نیکو نیز به نظر برسد؛ آن وقت است که شخص، گستاخ شده و از کنار این مأموریت بزرگ الهی، به راحتی میگذرد و درمقابل کارهای زشت هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نمیدهد. امام علی(علیه السلام) فرمودهاند: «بیشترین جاهای لغزش خردها، زیردرخشندگیهای طمع هاست.» بنابراین، برای انجام این وظیفه مهم، باید ابتدا دندان طمع را درآورد. غزالی در کتاب «کیمیای سعادت» مینویسد: هرکجا «طمع» آمد، حسبت باطل شد. یکی از مشایخ، عادت داشتی که از قصاب غدد فراستدی برای گربه، یک روز منکری بدید از قصاب، باز خانه شد و گربه را بیرون کرد، آن گاه برقصاب حسبت کرد. قصاب گفت: مادام که غدد میخواهی، احتساب نتوانی کرد. گفت: من نخست گربه را بیرون کردم، آن گاه به حسبت آمدم.»
۲- تسامح و تساهل و بی اعتنایی:
بعضی به این دلیل که هرکس درمقابل اعمال خود مسئول است و کسی بار گناه دیگری را بردوش نمیکشد، این مأموریت بزرگ الهی را ترک میکنند. هرجرم و گناهی درجامعه قابل سرایت است، یک خلاف ازیک فرد، در کل جامعه اثر دارد. برای مثال، یک نفر سیگاری هوای همه محیط را آلوده میکند. یک دروغ نیز همه ارتباطات را به هم میریزد. یک چشم چرانی، سرچشمه عیاشی و زنا و فرزند حرامزاده میشود که آن حرام زاده هر روز منشأ صدها فتنه و فساد میشود. یک گناه گاهی زمینه ساز انواع گناهان دیگر میشود. شرابخواری گناهی است که انسان را مست میکند و درمستی هزاران حادثه پیش میآید. وجود یک گناهکار، درجامعه، همانند کسی است که با عدهای سوار کشتی شده و هنگامی که در وسط دریا قرار گرفتند، وی تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد، و هرگاه به او اعتراض کنند، در جواب بگوید: من در سهم خود تصرف میکنم! اگر دیگران او را از این عمل خطرناک بازندارند، طولی نمیکشد که آب در کشتی نفوذ کرده و به یکباره همگی در آن دریای خروشان غرق میشوند.
پیامبراکرم (صلی الله وعلیه و آله) با این مثال جالب، منطقی بودن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را مجسم ساخته، و حق نظارت فرد بر اجتماع را یک حق طبیعی و همگانی که ناشی از پیوند سرنوشتهاست، دانسته است. قرآن کریم درقصه اصحاب سبت میفرماید: آنها قومی بودند که به آنچه خداوند بر آنها حرام فرموده بود، ازصیدکردن ماهی در روز شنبه، مخالفت کردند و گروهی ازایشان، آنها را اندرز داده و نهی از منکر میکردند و جمعی دیگر ساکت بوده و نهی از منکر نمیکردند، بلکه ناهیان منکر را میگفتند: ساکت شوید و با ایشان کار نداشته باشید؛ زیرا، اینها باید هلاک شوند. چون آن قوم درمعصیت فرو رفتند، عذاب الهی بر آنان نازل شد و تنها ناهیان از منکر نجات یافتند و بقیه گناهکاران و افرادی که نهی از منکر را ترک کرده بودند، همه به صورت میمون، مسخ شده و هلاک گردیدند.
امام صادق (علیه السلام) میفرماید این جماعتی که در اثر ترک نهی از منکر، مورد لعن پیامبران واقع شده و مسخ گردیدند، هیچ گاه با اهل معصیت شرکت نمیکردند و درمجالس آنان حاضر نمیشدند؛ ولی هرگاه آن را میدیدند در رویشان میخندیدند و با آنان انس میگرفتند. به هرحال، این تفکر که گناه کسی در سرنوشت دیگران اثر ندارد، صحیح نیست. رسول خدا(صلی الله و علیه و آله) فرمود: «گناه مخفیانه، تنها به گناهکار لطمه میزند؛ ولی اگر ازگناه علنی نهی نشود، به همه مردم ضرر خواهد زد.»
۳- ترس:
گاهی انسان به علت ترس، امر به معروف و نهی از منکر نمیکند. از مرگ و کم شدن رزق و روزی و ریختن آبرو و... میترسد؛ ولی چنین شخصی باید بداند که در منابع روایی اسلام موکداً نقل شده است که: «امربه معروف و نهی از منکر کنید و نترسید؛ زیرا نه رزق شما قطع، و نه مرگ شما نزدیک میشود.»
میترسد دیگران نیز از عملکرد وی انتقاد نمایند؛ ولی این نیز برای افرادی که اهل خودسازی اند، کمال است. به علت ترس از دست دادن دوستان، این دو فریضه ترک میکند، غافل از این که بهترین دوست او، خداست. و بالاخره دوستان، او را رها خواهندکرد.
میترسد به حرفش اعتنایی نشود؛ ولی باید بداند که به پاداش بزرگی میرسد؛ گرچه مردم سخن او را نپذیرند. میترسد مردم نیز از عملکرد او انتقاد نمایند؛ ولی این نیز برای کسانی که اهل خودسازی اند، کمال است. هریک از موارد یادشده به تنهایی میتواند شخص را حقیر کرده و سبب تن در دادن وی به ذلت گردد. درحالی که خداوند فرموده است: «فلا تخشوهم و اخشونی»؛ اما آن کس که از غیرخدا ترسی ندارد، نه تنها از مرگ نمیهراسد، بلکه مرگ، یعنی رسیدن به لقای معشوق، یگانه آرزویش است؛ چنان که سردار عزت و شرف، امام حسین(علیه السلام) میفرماید: «من، مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را جز ذلت و خواری نمیدانم.» چون انسان صالح، خداوند را تنها موثر میداند و به امید او زنده است و فقط برای او تلاش میکند و بس.
۴- عزت طلبی به گمان خودسازی:
برخی گوشه گیری را از ارتباط با دیگران، بهتر دانسته، آن را ترویج مینمایند و میگویند: انزواطلبی فوایدی چون اندیشیدن و دوری از بسیاری از گناهان را به دنبال دارد. این افراد به خیال خودسازی به خیر و شر جامعه و مسائلی که در آن میگذرد، کاری ندارند. پذیرفتن این گونه تفکر، سبب میگردد که انسان، مسئولیت اجتماعی خویش را از یاد برده، به فکر اصلاح و سعادت جامعه انسانی نباشد.
۵- خجالت:
گاهی سکوت و رها کردن این دو فریضه الهی، سرچشمه روحی و روانی دارد. فرد خجالت میکشد و حیا میکند. این نوع حیا در روایات اسلامی مورد انتقاد است. حیایی که انسان را از کارهای نیک و انجام وظیفه شرعی بازمی دارد، ناپسند و منفی است و اسلام آن را در انسان نشانه نادانی و ناتوانی میداند. چنان که امام علی(علیه السلام) فرمود: «کسی که از گفتن حق شرم کند، احمق و نادان است.» بنابراین، شخصی که گرفتار این صفت است، باید با تمرین و ممارست آن را از خود دور کند. او باید از خداوند حیا کند و این حیای مثبت است.
امام علی(علیه السلام) فرمود: «بهترین حیا، حیای از خداوند است.» انسان باید از خدا خجالت بکشد، چون او بر وی قدرت دارد و از او باید حیا کند، چون بر انسان نزدیک است. پس انسان باید بداند که عار و خجالت موقت در دنیا، نتیجهای جز آتش ابدی در قیامت نخواهد داشت.
۶- فهم نادرست:
برخی از افراد با برداشت نادرست از آیات قرآنی، مانند آیه شریفه: «و لاتلقوا بأیدیکم الی التهلکه» و درک نکردن مفهوم «تقیه»، در انجام این دو فریضه الهی، تعلل ورزیده، در پی بهانهای میگردند تا از زیر بار امر به معروف و نهی از منکر کردن، شانه خالی کنند.
بعضی انحراف فکری دارند و مسائل را جبری میپندارند و میگویند: «خدا خواست که این کارها باشد. به ما چه ربطی دارد که مانع شویم؟ این منطق نظیر سخن بعضی است که شرک خود را به خدا نسبت میدادند و میگفتند: «اگر خدا میخواست، ما غیر او را عبادت نمیکردیم. اکنون که بت پرستیم، حتما خدا به آن راضی است!» و یا میگویند: «اگر آن کار خوب است، چرا خدا خودش انجام نمیدهد؛ به عنوان مثال، اگر سیر کردن گرسنگان خوب است، خداوند خودش به آنان روزی دهد؛ چرا ما مخارج آنان را بپردازیم؟»
گویا این افراد از این که خداوند بشر را آزاد قرار داده و با دادن و گرفتن نعمتها آزمایش میکند، غافلند. خدا به انسان فکر داده است تا دنبال «بت» نرود؛ رحم داده است تا به فقرا و درماندگان انفاق نماید و از این راه رشد کند. متأسفانه، در معنای «انتظار فرج» نیز بعضی گرفتار انحراف فکری شدهاند. میگویند: «ما منتظریم که حضرت مهدی(عج) تشریف بیاورند و خودشان امور را درست کنند.» اینها انتظار را همچون «احتضار» گرفتهاند که انسان پای خود را رو به قبله گذارد و منتظر آمدن فرشته قبض روح کننده باشد؛ غافل از آن که، معنای انتظار، آماده باش است، نه بی تفاوتی. کسی که در شب منتظر خورشید صبح است، هرگز در تاریکی انتظار نمیکشد؛ بلکه چراغی و نوری تهیه میکند و در روشنایی منتظر روز میماند.
گاهی نیز شخص، از شرایط امر به معروف و نهی از منکر به درستی آگاهی ندارد. شرایط این دو فریضه را به دقت بررسی نکرده، با دیدن صحنهای خاص، فکر میکند زمینه اقدام به این وظیفه الهی نیست؛ مثلا فکر میکند که تأثیر ندارد، وظیفه شرعی اش را از یاد برده، به فکر نتیجه میافتد و این خود مانع گسترش معروف و بازداشتن از منکر است.
افزون بر آنچه گذشت، شتابزدگی بعضی از افراد نادان در انجام این وظیفه و نشناختن زمان و مکان و قوانین جامعه، و سوءاستفادههایی که تحت این عناوین صورت گرفته، سبب میشود که این امر مقدس، در میان امت اسلامی، متروک و در غربت بماند. از این رو، باید انسان مسلمان، به مسلمانی، همه معروفها، و منکرها را بشناسد و همراه با عمل به آن برای اصلاح جامعه اسلامی، آماده گردد و آن را نصب العین خویش قرار دهد و این امر را یک وظیفه شخصی و عینی خود بداند.
امر به معروف و نهی از منکر وظیفه مردم است یا حاکم؟
با توجه به پیوندهای اجتماعی و اینکه هیچ کار بدی در اجتماع انسانی در نقطه خاصی محدود نمیشود، بلکه هرچه باشد همانند آتش ممکن است به نقاط دیگر سرایت کند، به حکم عقل امر به معروف و نهی از منکر بر همگان واجب است. زیرا در اجتماع چیزی به عنوان «ضرر فردی» وجود ندارد، و هر زیان فردی امکان این را دارد که به صورت یک ضرر و زیان اجتماعی درآید و به همین دلیل منطق و عقل به افراد اجتماع اجازه میدهد که در پاک نگهداشتن محیط زیست خود از هر تلاش و کوششی دریغ نورزند.
آحاد مردم همان طور که موظف به انجام واجبات و مکلف به ترک محرمات اند، موظف به امر به معروف و نهی از منکر نیز میباشند. اگر کسی واجبی را ترک کند و یا منکری را مرتکب شود بر دیگران واجب است که او را به انجام معروف «امر» و از ارتکاب منکر، «نهی» نمایند به عبارت دیگر موضوع «امر معروف و نهی از منکر»، «فعل یا ترک دیگران» است.
خداوند با «نهی از ظلم»، هم مکلفین را به دوری از ظلم فرامی خواند و هم دیگران را به جلوگیری از رواج ظلم در جامعه مکلف میسازد و این هر دو از دیدگاه امام(رحمه الله) به حکم عقل واجب است. با توجه به مطالب مزبور امر به معروف و نهی از منکر وظیفه همگان است؛ زیرا این تکلیف که در راستای «اصلاح جامعه از بدیها و رواج نیکیها است، اختصاص به قشر خاصی ندارد و جز با همگانی بودن آن سازگار نیست. علامه طباطبایی (رحمه الله) در تفسیر گران سنگ «المیزان» در این باره مینویسد: «از ویژگیهای اجتماع اسلامی آن است که قدرت اجتماعی برای تربیت مردم در اسلام اختصاص به گروه خاصی ندارد بلکه همه افراد جامعه را شامل میشود؛ بنابراین بر هر فردی واجب است که دیگران را به خیر دعوت کند و امر به معروف و نهی از منکر نماید.»
فقهای عظام نیز همگانی بودن این تکلیف را به صراحت بیان کردهاند هر چند آن را در زمره واجبات کفایی شمردهاند؛ به طوری که با انجام بعضی، از دیگران ساقط میشود. اما هر واجب کفایی قبل از اقدام به مقدار کفایت، برعهده همگان است، و اگر همگی آن را ترک کردند، گناهکار و مستحق مجازات اند. اما نکتهای که مشهور است این که چون فرض وجود حکومت اسلامی در زمانهای گذشته نادر بوده و طبعا مورد ابتلاء و سؤال نبوده، در کتابهای فقهی به عنوان وظیفه حکومت مطرح نشده، گرچه مواردی که به حاکم شرع مربوط میشود، مثل حدود و دیات به صراحت مورد توجه قرار گرفته، ولی در بحث امر به معروف و نهی از منکر تنها اذن حاکم در پارهای از مراتب آن مطرح شده است. امام خمینی این نکته را که این دو فریضه اختصاص به قشر خاصی ندارد، و همگان اعم از مردم و دولت اسلامی موظف به اقامه و احیای آنند، مورد بحث قرار داده و میفرمایند: «جلوگیری از منکرات بر همه مسلمانان واجب است، سفارش به حق که امر به معروف و نهی از منکر است بر تمام مسلمانان واجب است». «امر به معروف و نهی منکر از اموری است که بر همه کس واجب است... شما نباید بگویید من که خطیب نیستم، من که اهل منبر نیستم، من که اهل محراب نیستم، شما اهل دین هستید که در خانواده تان با آن پسرتان و یا دخترتان و با اولیائتان، با آن کسی که رفیق شما است، میتوانید حرف را بزنید. همین مقدار شما مکلفید.»
خوشبختانه در اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که نتیجه عمل صالح مومنان و صالحان و ایثار و فداکاری شاهدان و شهیدان است به این جهت توجه ویژه و تأکید و تصریح گشته است.
در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه همگانی و متفاوت برعهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون تعیین میکند.
با توجه به نکات فوق و اصل هفتم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، لازم به یادآوری است که نظام اسلامی باید وزارتخانه، سازمان، مرکز و گروهی را با هر نام مناسب تشکیل دهد که وظیفه این گروه، همان اجرای صحیح قانون زندگی ساز امر به معروف و نهی از منکر باشد که وجوب انجام این وظیفه، کاملا از کتاب و سنت معلوم و خود پشتوانهای محکم و شکست ناپذیر برای قدرتمندی نظام و برای حفظ مصالح آحاد مردم و جامعه انسانی اسلامی است.







