جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در توسعه فرهنگی
نویسنده: حجه الاسلام عباسعلی اختری، امام جمعه سمنان
محتویات
مقاله
فریضه خطیر و الهی ( امر به معروف و نهی از منکر ) بر خلاف تصور عامه مردم ، یک وظیفه فرعی معمولی نیست ، بلکه دامنه گسترده آن شامل همه امور بینشی و گرایشی و کوششی میشود و معروف و منکر در عقیده و افکار و اخلاق و اعمال ، در رابطه با فرد و جامعه مطرح است.
زمینه سازی برای بحثهای بعدی ایجاب میکند که در اینجا به ابعاد دامنه آن توجه کنیم و بدانیم که معروف و منکر با مراتب و مراحل آن به همه امور انسانی مربوط بوده ، و در فکر و خیال و نیات و صفات و اعمال و رفتار ، خوب و بد تصور میشود از قبیل:
افکار خوب و افکار بد
نیتهای خوب و نیتهای بد
عقاید خوب و عقاید بد
صفات خوب و صفات بد
اخلاق خوب و اخلاق بد
کسبهای خوب و کسبهای بد
مصارف خوب و مصارف بد
سیاستهای خوب و سیاستهای بد
مبارزههای خوب و مبارزههای بد.
پس چقدر دقیق و عمیق است سخن مولا علی (ع) که فرمود: و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله ، عند الامر باالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر جی.
همه کارهای خوب و حتی ، جهاد فی سبیل الله ، در کنار امر به معروف و نهی از منکر ، مانند آب دهان در هنگام فوت کردن در مقابل دریاست.
و حضرت ابو جعفر امام باقر (ع) فرمود:
( فریضه عظیمه بها تقام الفرائض )
امر به معروف و نهی از منکر ، فریضه و واجب بزرگی است که بواسطه آن همه واجبات برپا میشود .
و بر اساس گستردگی دامنه این فریضه است که در منابع فقهی ، روایات بسیاری ، موارد و مصداقهای معروف و منکر را بیان میکند و در کتاب و سائل الشیعه (۲۸۵ ) حدیث در این موضوع آورده است.
زمامدار معروف و همگامی با او
در بینش و گرایش بسوی معروفها و منکرها و موضعگیری در جهت آنها ، این مطلب نقش تعیین کننده دارد که بدانید و به دیگران هم بفهمانیم که معروف و منکر باهم تضاد دارند و در دو جهت مخالف هم قرار دارند.
در طرف معروفها زمامدار خداست و همه معروفها منسوب به آن ذات اقدس و جمال مطلق است .
در طرف منکر سردمدار ابلیس و جنود اوست و همه منکرات و زشتیها به او باز میگردد.
و لذا معارف اسلامی گویاست که امر به معروف و نهی از منکر دو خلق الهی و دو خوی بندگان خالص اوست.
با انجام امر به معروف و نهی از منکر ، صفات الهی زنده میشود و روش خدایی یاری میشود ، و با ترک آن ، راه و روش شیطان زنده میشود.
قرآن میفرماید:
(..... و البته خدا یاری میکند کسانی را که او را یاری میکنند زیرا خداوند قدرتمندی است که مغلوب نمیشود . یاری کنندگان خدا همانهایی هستند که وقتی به آنها در زمین تمکن و قدرت دادیم ، نماز را بر پای میدارند و زکوه را اداء میکنند وامر وبه معروف مینمایند واز زشتیها ومنکرات نهی میکنند...)
و در همین راستا امام صادق (ع) میفرماید :
(براستی که امر به معروف ونهی از منکر دو خلق از اخلاق الهی است پس هر کس این دو را یاری کند، خدا او را یاری میکند ، وهر کس این دو را خوار کند ، خدا خوارش میکند.)
خیر خواهان بشریت و برخورد با ناهنجاریها
یکی از ویژگیهای انسانهای شرافتمند و بزرگمنش خیر خواهی برای دیگران است، که در اسلام فوق العاده مورد توجه قرار گرفته و دربارهٔ آن سفارش نمودهاند .
اسلام دین خیرگرایی و خیر خواهی است . چرا که اسلام به خدا گرایی و همگونی با خدا دعوت میکند ( وحقیقت عبادت و اطاعت که مهمترین هدف انبیا بوده ، همین است ).
خدا خیر مطلق است و برای همه بندگان نیز خیر میخواهد و بخاطر خیر خواهی ، همه پیام آوران را برای راهنمایی انسانها مبعوث فرموده است .
تمام انبیاء ( در مقابل مستکبران و ستمگران ) خیر خواهان بشر میباشند. و به تعبیر قرآن برای نصیحت و خیر خواهی مامور شدهاند .
( وقال یاقوم لقد ابلغتکم رساله ربی و نصحت لکم )
( و گفت : ای گروه ، به حقیقت که پیام پروردگارم را بشما ابلاغ نمودم و برایتان خیر خواهی کردم)
انبیاء پیروان خود را به خیر خواهی برای دیگران امر نمودند. و اسلام نیز به پیروان خود فرمان میدهد که برای همه مردم خیر خواه باشید:
( و قولوا للناس حسنا )
برای همه مردم نیکو بگوئید و نیک بخواهید.
در معارف متعالی اسلام خیر خواهی برای مومنین واجب و ترک آن حرام مسلم است و احادیث بسیاری این دروس را به ما میآموزد:
امام صادق (ع) فرمود:
( علیکم بالنصح لله فی خلقه فلن تلقاء بعمل افضل منه )
برشماست که برای خدا در میان خلق خدا خیر خواهی کنید ، هرگز با عملی بهتر از آن خدا را ملاقات نمیکنی.
رسول گرامی اسلام (ص) فرمود:
( الدین نصیجه ، قیل : لمن یا رسول الله ؟ قال لله ولرسوله ولائمه الدین ولجماعه المسلمین )
(کل دین خیر خواهی است ، گفته شد: برای چه کسی ای رسول خدا ؟ فرمود: برای خدا و رسول او وامامان دین وجامعه مسلمین)
ودر حرمت ترک خیر خواهی، رسول اکرم (ص) فرمود:
( من سعی فی حاجه لاخیه فم ینصحه فقد خان الله و رسوله )
(کسی که در رابطه با کار برادری تلاش کندو خیر خواهی نکند ، به حقیقت بخدا و رسول او خیانت کرده است)
پس بدیهی است که مسلمانان بر اساس اعتقاد به اسلام ، خیر خواه همه انسانها هستند و بلحاظ همین روحیه خیر خواهی است که نسبت به سرنوشت جامعه ونیک وبد وضع آنان بی تفاوت نسیستند ویس تقاوتی در رابطه با انحطاط وتنزل مردم از گناه میدانند.
اگر بینی که نابینا به چاه است اگرخاموش بنشینی گناه است
مسلمان نمیتواند آرام بگیرد ، در حالیکه ببیند همکیشان او ، برادران ، وخواهران او ، دارند به چاه نکبت و زشتیها و پستیها سقوط میکنند.
اما بر خلاف این روحه ، مستکبران و ستمگران و انسانهایی بی تفاوت ، هیچ باکی ندارند که سایر همنوعان آنان در بدترین منجلابهای اخلاقی سقوط کنند، اصلاً برای دیگران رنج نمیبرند و لذا نشاید که نام آدمی بر آنان نهادن. و بقول سعدی شیرازی:
توکز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
آری باید بدانیم و به دیگران هم بفمانیم که، وظیفه امر به معروف ونهی از منکر ، از روحیه خیر خواهی نشات میگیرد .ومسلمانان به داشتن چنین روحیه بشر دوستانه میبالند وفخر میکنند . نه آنکه ادای این وظیفه دخالت بی مورد درکار دیگران باشد ، همچنانکه شما نسبت به کسی که دوستش دارید وعلاقمند هستید ونسبت به او احساس مسئولیت مینمایید ، تذکر میدهید وراهنمایی میکنید ، ونسبت به آنکه دوست ندارید بی تفاوتید.
اسلام بی تفاوتی نسبت به هیچکس را روا نمیدارد ، بخصوص نسبت به مسلمانان ،پیامبر اسلام (ص) مکرر میفرمود:
(هر کس صبح بر خیزد وبه مسلمانان اهمیت ندهد مسلمان نیست)
اخلاص ودلسوزی
آمران به معروف وناهیان از منکر ، درمانگرایی دلسوز هستند که میخواهند دردهای روحی و روانی افراد جامعه خود را درمان کنند وعهده داران این وظیفه مقدس هیچگونه انگیزه وچشم داشتی از این خیر خواهی ندارند ، جز جلب رضای خدای متعال وادای وظیفه بندگی ، وهر کس این روحیه وشایستگی را در خودا یجاد نکند در واقع لایق این منصب وماموریت که ادامه راه انبیاء است نخواهد بود.
معارف بلند اسلامی به ما میآموزد که یکی از شرایط عهده داری این وظیفه آن است که مجریان با رفق ومدارا عمل کند و بروز روحیه مدارا وخیر خواهی زمینه پذیرش بهتر آنرا فراهم میکند.
امام صادق (ع) میفرماید : کسی امر به معرف ونهی ازمنکر میکند که خود به گفته اش عمل کند و در امرو نهی عدالت بورزد و رفق ومدارا را به کار گیرد.
احیاء فضائل وتوسعه فرهنگ
عظمت وسربلندی وسرافرازی یک ملت وجامعه و یا حقارت وسرافکندگی آن بستگی دارد به اعمالی که انجام میدهند ، بزرگی وعظمت به گفتار نیست بلکه کردار و رفتار است که عظمت میآفریند. کردار و رفتار است که موجبات شکست وسقوط یک ملت را فراهم میآورد وتاریخ بشر مملو از این نمونهها ست.
بزرگی سراسر به گفتار نیست دو صد گفته چون نیم کردار نیست
امتها وملتهایی که خواهان عظمت و سربلندی هستند ، باید عوامل عظمتها را بیابند ودر جامعه خود ایجاد کنند.
جامعه پایدار و واژگون
درتعبیرات عمیق ودقیق اسلام در رابطه با جوامع دوگونه جامعه تبیین شده است: جامعه پایدار و جامعه واژگون .
پر واضح است که جامعهای پایدار و پابرجا میماند که ارزشهای بشری در آن جامعه زنده نگه داشته شود وضد ارزشها نابود گردد. و در صورتی که به عکس شود ضد ارزشها مطرح گرد وارزشها نابود شود ، آن جامعه نابود وساقط میگردد.
عامل مهم که میتواند ضامن حفظ ارزشها وزدودن ضد ارزشها باشد ، انجام امر به معروف ونهی ازمنکر است. همه باید برای حفظ ارزشها تلاش کنند تا جامعه پایدار وسرافراز بماند وبشکل ملتی الگو ونمونه در آید.
قرآن میفرماید : ( شما بهترین امتی هستید که به نفع جامعه بشری تحقق وتشکل یافتهاید، درحالیکه امر به معروف ونهی ازمنکرنمایید وبا خدا ایمان داشته باشید...)
رسول گرامی اسلام (ص) در یکی از سخنان حکیمانه خود برای انحطاط جامعه سه مرحله ذکر میکند : مرحله اول آن است که درجامعه امر به معروف ونهی ازمنکر انجام نگیرد .
مرحله دوم و بدتر از اول آنست که مردم درجهت مطرح کردن ضد ارزشها قرار گرفته ،امربه منکر کنند ونهی از معروف نمایند.
مرحله سوم وبدتر از دوم که نتیجه آن مرحله است آنست که افراد در اثر کجروی وعدم برخورد آگاهان آنچنان دچار انحطاط گردند که ارزشها را ضد ارزش وضدارزشها (منکرات ) را ارزش بدانند وچنین طرز تفکر ودیدگاه وبینشی داشته باشند.
حیات ومرگ جامعه
احیاء ارزشها (معروفها) نه تنها عامل پایداری جامعه است ، بلکه با دید عمیق تر ، حیات ومرگ جامعه نیز با زنده داشتن ارزشها ونفی آنها ارتباط دارند . زیرا بدیهی است که درجامعه ارزشهای انسانی مطرح نباشد ، جامعه انسانی نیست بلکه تجمعی ازحیوانات بشمار میروند یعنی باحذف ارزشها انسانیت یک جامعه میریزد ونابود میشود .
(.. پس وقتی صورت ، صورت انسان وباطن ، باطن حیوان است وراه هدایت را نمیشناسد که تبعیت کند، ومسیر گمراهی را نمیشناسد که باز ایستد ، این مرده زندگان است)
واز اینکه مهمتر ، تعلمیات الهی ومعارف آسمانی اسلام گویای آنست که : نیکوکاریها بر عمرها میافزاید وتبهکاریها ، جوامع افراد را به کام مرگ فرو میبرد.
قرآن سرگذشت جوامع متعددی را یادآوری میکند که دراثر گناه به هلاکت رسیدهاند:
الف : چونانکه بت پرستان قوم نوح ، با طوفان وفراگیری آب غرق شدند.
ب :وقوم عاد با ادامه بت پرستی ودنیا گرایی واسراف وعدم پذیرش دعوت پیامبر خدا (حضرت هود (ع) با عذاب خشکسالی وقحطی و باد کشنده و ویرانگر نابود شدند.)
پ: و قوم ثمود به سبب اسراف وافساد کشتن شتر حضرت صالح پیامبر (ع) با صاعقه آسمانی کشته شدند.
ت : وقوم حضرت لوط (ع) در اثر گناه همجنس بازی با زلزله زیرو رو شدند.
ث: وفرعون ویاران او به گناه استکبار وسرکشی ومخالفت با موسای کلیم (ع) در رود نیل غرق شدند.
وقرآن در بیان علت همه این نابودها میفرماید :
(... پس هلاک کردیم آنان رابه گناهشان وبعد از آنها گروه دیگری را ایجاد نمودیم)
(همانطور که خوی آل فرعون وگروههای قبل از آنان بوده ، آیات پروردگارشان را تکذیب کردند ، بی آنان که به گناهشان هلاک کردیم و آل فرعون را غرق کردیم وهمه آنان ستمکار بودند.)
امام صادق (ع) فرمود:
(انجام معروفها انسان را از مرگهای بد نگه میدارد .)
و نیز فرمود :
( زندگی مردم در سایه نیکوکاری ، بیش از زندگی باعمر است ، ومرگ مردم به واسطه گناه ، بیش از مرگ مردم به واسطه اجل طبیعی است.)
ورهنمودهای بسیاری به این مضمون در اختیار ما نهادهاند.
پاسداری از ارزشها
یکی ازمشخصههای بارز و یک ویژگی مهم انسان ، فرق گذاری میان خوب و بد و زیبا و زشت و روا و ناروا است ، که از روح جمالگرایی وکمالگرایی و جمالخواهی و خیر خواهی نشات میگیرد.
اگر در جامعه بشری این روحیه بمیرد ،دیگر خوب وبد یکسان ارزیابی شده واز این جهت تفاوتی با دیگر حیوانات نخواهد دشت.
وای بر جامعهای که این خصیصه را از دست بدهد که دیگر زمینه رواج همه فساد ورذائل درآن آماده شده است وبرآن جامعه باید خون گریست.
برای آنکه جامعه به چنین روسیاهی مبتلا نشود ، وبه راههای شیطانی وانحراف نیفتد ، و قیامت قبیح از بین نرود، همه انسانها باید احساس مسئوولیت کنند ، وبه معروفها دعوت کنند واز زشتیها ممانعت ورزند ، قرآن میفرماید:
(یا ایها الذین آمنو لا تتبعو خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشاء والمنکر ...)
در این خطاب عمومی ، همه اهل ایمان راموظف میکند که نگذارید ازکامها ونقشههای شیاطین تبعیت شود، نباید این تبعیت انجام گیرد، زیرا شیطان امر به فحشاء ومنکر میکند ، تبعیت بعضی با عامل وبعضی با گفتار وبعضی باسکوت است.
سزاوار لعنت
در صورتی که انسانها کوتاهی کنند وارزشهای انسانی را پاس ندارند خود با دست خودموقعیت خویش را به مرتبه حیوانات تنزل دادهاند وسزاوار نفرین ولعنت هستند که به سرمایهها ونعمتهای خدادادی کفر ورزیده واز انحراف وکجرویها تبعیت کردهاند
(یا اهل کتاب بگو ، به ناحق در امر دین غلو وگزاف کاری نکنید وتبعیت نکنید از هوی وهوس آنان که از پیش گمراه شدند وبسیاری ازمردم را نیز گمراه ساختند واز راه راست منحرف گشتند . لعن شدند آن دسته از بنی اسرائیل که کفر ورزیدند بر زبان داود وعیسی بن مریم، زیرا از حد خود تجاوز میکردند وعصیان وسرکشی نمودند وهیچگاه ازمنکراتی که بجا آوردند (درجامعه انجام میگرفت ) نهی نمیکردند ومردم را باز نمیداشتند وچقدر زشت بود آنچه انجام میدادند)
آری وقتی ملتی در رابطه با رواج خوبی وبدیها درجامعه خود بی تفاوت شدند وبرایشان حاکم حق وباطل یکسان باشد به تدریج نیکوکاران خسته میشوند وبه خاطر عدم هماهنگی با آلودگیها وانحرافها کنار زده میشوند ونابکاران مسلط میگردند آنگاه از هیچ انسان شایستهای سخنی نمیپذیرند وچه نکبت وبلایی از این بدتر که بر مردم فرو آید؟
امام سجاد (ع) در تفسیر گناهان میفرماید :
(یکی از گناهانی که بلا نازل میکند ،ضایع نمودن امر به معروف ونهی ازمنکر است.)
امام ابوالحسن الرضا فرمود:
(اتامرون بالمعروف ولتنهن عن المنکر اولیستعملن علیکم شرارکم فیدعو اخیارکم فلا یستجاب لهم ).
حتماوالبته باید امر به معروف وخوبیها ونهی از منکر نمائید والا بدهای شما بر شما مسلط شده ، پس هرچه خوبان شما بخواهند ودعا کنند ،دیگر پذیرفته نمیشود.
آری همان طور که گفتیم دعوت به خوبیها بازداشتن از بدیها از روحیه خداگرایی بر میخیزد وخداناشناسان چنین روحیهای ندارند ولذا اگر مسلین این روحیه را ترک کنند از خدا فاصله گرفتهاند و وابستگی خودرا با خدا درگرایش و روش قطع کردهاند .
پیامبر اسلام (ص) فرمود:
( اذا امتی تواکلت الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فلیاذنوا بوقاع من الله).
وقتی که امت من امر به معروف ونهی ازمنکر را هرکدام به دیگری محل کند ، باید دورشدن خود از خدا را اعلام کنند.







