جایگاه اصل قرآنی معاشرت به معروف در تحلیل موارد چالشی روابط همسران
جایگاه اصل قرآنی معاشرت به معروف در تحلیل موارد چالشی روابط همسران
پارسای داخل کشور دکتری تخصصی (PhD) 1395
موضوع: معارف اسلامی
پدیدآور: معصومه حافظی استاد راهنما: کاظم قاضیزاده استاد مشاور: ناصر قرباننیا
دانشگاه قرآن و حدیث، دانشکده علوم و معارف حدیث
یکی از اصول حاکم بر روابط همسران از منظر قرآن کریم، اصل معاشرت به معروف است. در این پژوهش، ضابطهمندی حاکمیت این امر قرآنی به عنوان اصلی اخلاقی ـ حقوقی بر روابط چالشی همسران، به انگیزه حل مسائل و شبهات غیر اخلاقی روابط آنها و ترسیم فرهنگ اخلاقمحور دنبال گشته است و برای اثبات و تبیین این اصل، با بهره گرفتن از قرآن کریم، روایات و مراجعه به منابع لغوی، تفاسیر و کتابهای صاحبنظران علوم دینی با روش توصیفی ـ تحلیلی و بهره گرفتن از شیوه تفسیر اجتهادی، در پنج فصل چنین انجام گرفت: در راستای اصل بودن معاشرت به معروف، تمام حقوق و وظایف همسران در برابر هم مزین به اخلاق بوده و برخلاف برداشتهای حقوقگرا از آموزههای مربوطه، معروفگرایی الزامی، به حقوق همسران جریان بخشیده و محوری بودن کرامت زن در اصل معاشرت به معروف، لحاظ شده است. در پرتو این اصل، قیمومت مردان بر زنان، از حکمرانی بیگانه گشته و به مدیریت، حمایت و خدمتگزاری تغییر مییابد و در سایه آن، پیامدهای مدیریت مرد بر زن نیز عاری از هر نوع ظلمی از سوی همسران گشته؛ بلکه به فراخور تأثیرپذیری از آن اصل کارآمد، زمینه تعالی همیاری همسران و نیز عزت و پیشرفت علمی و فرهنگی زنان نیز فراهم میگردد. بر این بنیاد، به شبهات و اشکالات مطرح، پاسخ داده شده؛ از آن جمله گفته شده که نشوز همسران تنها از مسیر راهکارهای معروفپسند پذیرفتنی است. همچنین این پژوهش با توجه به اصل مزبور، برخی از دیدگاههای قرآنپژوهان در تفسیر آیه شریفه ?اضربوهنّ? را مورد نقد قرار داده و انحصار قرآن کریم بر راهبردهای سهگانه در هنگامه نشوز زن را، بدون مجوز یافته است؛ زیرا تئوری قرآن کریم در عنایت به اصل مزبور، ناظر بر راهکارهای انعطافپذیر و فاصله گرفتن از خشونت میباشد؛ از این رو، برای حفظ تعادل و جلوگیری از زدن زن و در نتیجه از بین بردن آن، از اولین راه به آخرین شیوه هدایت نموده است؛ ضمن آن که با مبنا قرار دادن معاشرت به معروف، جهت برگرداندن همسران به مهرورزی، با هر نوع رفتاری که به کرامت زن آسیب وارد نماید، مقابله نموده است. رفتار معروفگونه با همسر، هرگز به مرد اجازه نمیدهد که با تعدد زوجات و ازدواج موقت در غیر ضرورت، رنجش همسرش را موجب گشته؛ بلکه با توجه به رسم اعراب آن عصر مبنی بر ازدواج با زنان بیشمار، مستند قرآنی، با محدود کردن آن به چهار زن و مشروط کردن آن به عدالت، اصل را بر تکهمسری دانسته و تعدد زوجات را در هنگام ضرورتهای فردی و اجتماعی جایز دانسته است؛ بر این اساس، دیدگاههای مربوط به استحباب، حرمت، بیگانه بودن تعدد زوجات با مستند قرآنی و یا جوازی که اصل را بر تعدد زوجات یافته، با اصل مزبور همخوانی ندارند.







