جايگاه مفهوم قرآنی تذکر در رسانۀ دينی
جايگاه مفهوم قرآنی تذکر در رسانۀ دينی
نویسنده : اسلامی،امین
چکیده
در این مقاله، مفهوم «تذکر» که به عنوان یکی از اصول تبلیغی قرآن شناخته میشود، بهمثابه یکی از اصول تبلیغی رسانۀ دینی در جامعۀ اسالمی در نظر گرفته شده و مورد بررسی قرار گرفته است، به همین دلیل ضرورت بحث در مورد دین و رسانه آشکار میشود. هدف این مقاله بیان این مطلب است که رسانۀ دینی که بر اساس تعالیم قرآنی و سیرۀ پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در جامعۀ اسالمی فعالیت میکند، باید ویژگی «مذکِّر» بودن را داشته باشد و یادآوریکننده باشد.
در این مقاله «ذاکر» و «مذکِّر» بودن ویژگی اصلی رسانه دانسته شده، و «هدایت»، هدف نهایی رسانههای جمعی دینی. به این ترتیب، هنجارهای رسانۀ جمعی دینی، بر اساس مفهوم تذکر استخراج شده که در نهایت، ماهیت رسانۀ دینی با رعایت چنین هنجارهایی میتواند به جای «غفلت»، «تذکر» قرار گیرد.
این مقاله در پی آن است تا تذکر دادن بر اساس روشهای قرآن را به عنوان یکی از هنجارهای رسانه دینی در جامعۀ اسالمی تعریف کند. به این ترتیب، به بحث نظریۀ هنجاری رسانهها پرداخته و برای استخراج هنجارهای «رسانۀ ذِکری» از قرآن کریم تالش میکند.
سؤال اصلی این تحقیق، شناسایی بایدهای رسانه دینی، بر اساس مفهوم قرآنی تذکر است؛ زیرا روش رسیدن به رسانه ذکری در این مقاله، معرفی بایدهای رسانه ذکری بیان شده است. برای رسیدن به این بایدها نیز، ابتدا تذکرات قرآن بررسی شده و سپس، در ده مقوله دستهبندی شدهاند، در مرحله بعد، روشی که در هریک از مقوالت برای تذکر دادن استفاده شده بود، استخراج شده و نمودار «بایدهای رسانۀ دینی، بر اساس مفهوم قرآنی تذکر» به دست آمده است.
کلمات کلیدی :
قرآن، تذکر، رسانۀ دینی، نظریۀ هنجاری، دین و رسانه دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347، صص99-127
ديني1 جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ
امـين اسـالمي
==چـکيده==
در این مقاله، مفهوم «تذکر» که به عنوان یکی از اصول تبلیغی قرآن شناخته میشود، به مثابه یـکی از اصول تبلیغی رسانۀ دینی در جامعۀ اسالمی در نظر گرفته شده و مورد بررسی قرار گـرفته است، به همین دلیـل ضـرورت بحث در مورد دین و رسانه آشکار میشود. هدف این مقاله بیان این مطلب است که رسانۀ دینی که بر اساس تعالیم قرآنی و سیرۀ پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در جامعۀ اسالمی فعالیت میکند، باید ویـژگی «مذکِّر» بودن را داشته باشد و یادآوریکننده باشد. در این مقاله «ذاکر» و «مذکِّر» بودن ویژگی اصلی رسانه دانسته شده، و «هدایت»، هدف نهایی رسانههای جمعی دینی. به این ترتیب، هنجارهای رسانۀ جمعی دینی، بر اسـاس مـفهوم تذکر استخراج شده که در نهایت، ماهیت رسانۀ دینی با رعایت چنین هنجارهایی میتواند به جای «غفلت»، «تذکر» قرار گیرد. این مقاله در پی آن است تا تذکر دادن بر اساس روشهای قرآن را به عنوان یـکی از هـنجارهای رسانه دینی در جامعۀ اسالمی تعریف کند. به این ترتیب، به بحث نظریۀ هنجاری رسانهها پرداخته و برای استخراج هنجارهای «رسانۀ ذِکری» از قرآن کریم تالش میکند. سؤال اصلی این تحقیق، شـناسایی بـایدهای رسانه دینی، بر اساسمفهوم قرآنی تذکر است؛ زیرا روش رسیدن به رسانه ذکری در این مقاله، معرفی بایدهای رسانه ذکری بیان شده است. برای رسیدن به این بایدها نیز، ابـتدا تـذکرات قـرآن بررسی شده و سپس، در ده مـقوله دسـتهبندی شـدهاند، در مرحله بعد، روشی که در هریک از مقوالت برای تذکر دادن استفاده شده بود، استخراج شده و نمودار «بایدهای رسانۀ دینی، بر اساس مفهوم قـرآنی تـذکر» بـه دست آمده است.
واژگان کليدي
قرآن، تذکر، رسـانۀ دیـنی، نظریۀ هنجاری، دین و رسانه
دانشجوی کارشناسی ارشد رشته معارف اسالمی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)
amin.es123@gmail.com
==مـقدمه==
قرآن کریم برای تبلیغ، اصول گوناگونی معرفی میکند که یـکی از آنها اصل «تذکر»
است؛ این اصل، روشهایی دارد که در این مقاله به آنها اشاره خواهد شد. از سوی
دیگر، انـسان وجـوه مـختلف و متنوعی دارد و این چندوجهی بودن انسان باعث میشود
دائماً در معرض غفلت و فـراموشی قـرار گیرد. این غفلت و فراموشی در بعضی مواقع
تا جایی پیش میرود که انسان ضروریترین چیزهایی را که در مـسیر زنـدگی و تـکامل خود به آنها نیازمند است، از یاد میبرد و در نتیجه، از رشد و تکامل باز مـیایستد. در
ایـن مـیان، وظیفۀ کسی که میخواهد کار تبلیغی انجام دهد، این است که با تذکر، او را
مـتنبه سـازد و بـه سیر او در جهت کمال کمک کند.
اهمیت کار تبلیغ بهحدی است که در درجۀ اول، مسئولیت آن از طـرف خـداوند بر
دوش انبیاء و اولیاء(ع) و سپس، بر دوش علماى ربّانى گذاشته شده است. «هدف تبلیغ
در مـکتب انـبیاء(ع) نـجات مردم از طاغوتها، هواهاى نفسانى، جهل، تفرقه، شرك،
دعوت به خدا و قانون آسمانى است. هـدف، نـشر قانون خدا و مبارزه با ظلم است،
دعوت به عدالت و تقواست. اتمام حجت و ارشـاد و امـر بـه معروف و نهى از منکر
است» (قرائتی، 1372، ص4).
اما در عصر حاضر که عصر ارتباطات و اطالعات است و رسانه در آنـ جـایگاه
واالیی دارد، این مسئولیت متوجه رسانه هم میشود و رسانه، در جامعۀ اسالمی، در
راستای تـبلیغ انـبیاء، اولیـاء و علمای ربانی، وظیفۀ تبلیغ دین را بر عهده دارد. اینجاست
که بحث رسانۀ دینی و نحوه و امکان حـضور دیـن در رسـانه مهم میشود و مورد توجه
قرار میگیرد. در مورد نحوه و امکان حضور دین در رسـانه، نـظریات و بحثهای
فراوانی وجود دارد که طیف «رد کامل» حضور دین در رسانه تا «پذیرش کامل و بیقید
و شرط» امکان حـضور دیـن در رسانه را شامل میشود (هوور، 1372، ص42).
هنجارهای رسانه، بایدها و نبایدهایی است که بیان مـیکند اگـر قرار باشد
ارزشهای اجتماعی یا دینی رعـایت شـود یـا تحقق یابد، رسانهها باید چگونه عمل کـنند
و مـاهیت این ارزشهای اجتماعی یا دینی کداماند. نظریههایی که این بایدها و نبایدها
را مشخص مـیکنند، بـه «نظریههای هنجاری» معروفاند. این نـظریهها از اهـمیت ویژهای
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 102)
________________________________________
جـايگاه مـفهوم قـرآني تذکر در رسانۀ ديني 717
برخودارند؛ زیرا در شـکلگیری نـهاد رسانه نقش اساسی ایفا نموده و تأثیر زیادی بر
انتظارات مخاطبان و تعاملکنندگان رسـانهها و سـایر سازمانهای اجتماعی میگذارد
(ترکاشوند، 1372، ص21).
با تـوجه به اینکه وظیفه تـبلیغ دیـن از طرف خداوند بر عهده پیـامبر(ص) گـذاشته
شده و قرآن کریم نیز نازل شده است تا پیامبر(ص) بهوسیلۀ آن به امر تـبلیغ دیـن
بپردازد، روشهایی که قرآن بـرای تـبلیغ دیـن استفاده کرده اسـت، مـهم میشوند؛ زیرا
اصول کـلی را مـشخص میکنند و میتوانند منبعی برای استخراج هنجارهای رسانۀ دینی
در زمینه تبلیغ قرار گیرند؛ بنابراین، رسـانۀ دیـنی نیز در صدد تبلیغ دین است و هـمانطور
کـه بیان شـد، ایـن وظـیفه در عصر حاضر بر عـهدۀ رسانه نیز قرار دارد. پس میتوان
هنجارهای حاکم بر تبلیغ دینی در رسانه را از قرآن استخراج کرد.
یکی از نـامهای قـرآن «ذکر» است به این معنی کـه قـرآن «تـذکردهنده» و
«یـادآوریکننده» اسـت: «إِن هو إِال ذكر لِلعالَمي» (ص:33)1. عـالوه بـر این، قرآن برای
ِ
ِ
ٌْ َْ َ ْ َُ
تبلیغ دین، اصول و روشهای گوناگونی دارد که یکی از آنها اصل تذکر است
(شریفی، 3372) و نـباید ایـن دو را بـا هم خلط کرد، به این معنی کـه قـرآن از جـهتی ذکـر
اسـت و تـذکردهنده و یادآوریکننده، و از جهت دیگر، برای تبلیغ، اصولی دارد که یکی
از آنها اصل تذکر است.
قرآن برای تبلیغ با استفاده از اصل تذکر، از روشهای گوناگونی استفاده میکند.
این روشها باید مـنبعی برای استخراج هنجارهای رسانۀ دینی باشند که رسانۀ دینی با
تبعیت از آنها بتواند به هرچه بهتر شدن حضور دین در رسانه و تبلیغ آن کمک کند. با
استخراج این هنجارها و تبعیت از آنها تـوسط رسـانه، میتوان یک قدم به تحقق رسانۀ
دینی نزدیکتر شد. البته توجه به این نکته ضروری است که قرآن عالوه بر اصل تذکر،
از اصول دیگری نیز استفاده میکند و روشهای دیـگری نـیز دارد؛ بنابراین، مقالۀ حاضر
قصد ندارد کارکرد رسانۀ دینی را در کارکرد تذکر خالصه کند بلکه کارکرد تذکر
بهعنوان یکی از اصول تبلیغی، بررسی شده است.
در جـامعۀ اسـالمی، رسانۀ دینی در امتداد خطی قـرار دارد کـه ابتدای آن انبیا و اولیا
و در ادامۀ آن، علمای ربانی قرار دارند و باید کار تبلیغ دین را انجام دهد. یکی از
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 103)
________________________________________
217
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
راههایی که مـیتوان بـا آن بهسوی ایجاد رسانه دیـنی حـرکت کرد، این است که هنجارها
و بایدها و نبایدهای این رسانه، از منابع و متون دینی و بهویژه قرآن استخراج شده و
رسانه ملزم به رعایت آنها شود و ازآنجاکه یکی از اصول تبلیغی قرآن، تذکر است،
رسـانه دیـنی نیز باید همانند قرآن تذکردهنده باشد. به این ترتیب، جامعۀ اسالمی باید
دارای «رسانۀ ذکری» یعنی رسانۀ تذکردهنده باشد. «رسانۀ ذکری»، نوعی «رسانۀ دینی»
است که در آن تذکر دادن و یادآوری کردن بهعنوان روشـی در نـظر گرفته مـیشود که با
آن میتوان به هدف «هدایت» که هدف غایی رسانۀ دینی است، رسید.
«دین رسانهای همان مـضامین و آموزههای انحصاری دینی است که از رسانه صرفاً
بهمنزلۀ ابزار انتقال ایـن مـعانی بـهره میگیرد؛ حال آنکه رسانه دینی بهرهگیری از رسانهها
در جهت تحقق اهداف و غایات و آرمانهای دینی است، نه لزوما آمـوزهها و بـاورهای
ً
انحصاری دینی» (حسینی، 1372، ص342).
در جمهوری اسالمی ایران، بهعنوان جامعهای اسالمی، رسانهها در تحقق
ارزشهای اسـالمی نـقش اسـاسی ایفا میکنند، به این دلیل که اوالً قرار است دین در
سطح هدف با رسانه تعامل کـند؛ یعنی رسانه در جامعۀ اسالمی، باید رسانۀ دینی باشد و
اهداف دین را دنبال کند و ثـانیا بعضی رسانهها در جمهوری اسـالمی ایـران دولتی هستند
ً
و از پوشش گستردهای برخوردارند، به همین دلیل، اثرگذاری زیادی دارند. طریقۀ عمل
رسانهها و الگویی که بایدها و نبایدهای رسانه را بیان میکند، راه رسیدن به اهداف
حکومت اسالمی را هموار میکند.
از طرف دیگر، هـدف این مقاله، وارد کردن مفهوم «تذکر» در ادبیات ارتباطات
دینی است. بسیاری از احکام اجتماعی دین در بعد ارتباطی، بر پایۀ این مفهوم قرار
میگیرد؛ برای مثال، یکی از احکام اجتماعی اسالم، مسئلۀ امر به مـعروف و نـهی از منکر
است، مؤمنان وظیفه دارند یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند. یعنی امر به
معروف و نهی از منکر، باید در ارتباطات دینی در جامعه اسالمی جریان داشته باشد.
این مقاله بیان مـیکند کـه مسئله امر به معروف و نهی از منکر، نوعی از تذکر دادن
مؤمنان به یکدیگر است.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 104)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 417
با توجه به توضیحات باال، این مقاله به دنبال پاسـخ ایـن سؤال است که بایدهای
رسانۀ دینی بر اساس مفهوم قرآنی تذکر چه میباشند؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال،
ابتدا همۀ تذکرات قرآن بر اساس جستجوی واژۀ «ذکر» در قرآن استخراج شـده و پس از
بـررسی، در ده مـقوله تقسیمبندی شدند. در مرحلۀ بعد، روشـی کـه هـریک از تذکرات
قرآن برای تذکر دادن استفاده کرده بود، شناسایی شده و بهعنوان یکی از روشهای
اصل تذکر در قرآن، معرفی شد که در نهایت، مجموع ایـن روشـها، نـمودار «بایدهای
رسانۀ دینی بر اساس مفهوم قرآنی تـذکر» را تـشکیل داد که در ادامه خواهد آمد.
7. مباني نظري دين و رسانه
دین در لغت دارای معانی گوناگون است؛ مانند جزا، طاعت، حساب، عادت، اسـتعمال،
حـکم، قـهر، قضا و داوری. اما دین در اصطالح، به تعبیر راغب استعاره از شریعت اسـت
(راغب اصفهانی، 1242ق، ص332) و «آن قراردادهای الهی است که صاحبان خرد را
به پذیرش احکامی میخواند که به پیامبر(ص) ابالغ شـده و نـزد پیـامبر(ص) است. این
قراردادها مجموعۀ قوانین الهی و آسمانی است که خردمندان را بـه اراده و اخـتیار آنان به
انجام دادن کردارهای نیک بر میانگیزد و صالح حال و مال آنان، یعنی سعادت این
جهانی و رسـتگاری آن جـهانی آنـان را فراهم میآورد. احکام دینی یا قراردادهای الهی از
طریق وحی به پیامبر(ص) و از طـریق پیـامبر(ص) بـه مردم ابالغ میشود. این معنای عامِ
دین است که بر تمام قوانین الهی و آسـمانی کـه بـهوسیلۀ پیامبران به مردم ابالغ شده،
اطالق میگردد» (دادبه، مدخل دین، 3372، ص121).
رسانه نیز معانی مـختلفی دارد؛ از جـمله، «وسیلۀ رساندن»، که اسم آلت از مصدر
«رسانیدن» است. «در اصطالح علوم ارتباطات، مقصود از رسانه وسـیلۀ رسـانیدن پیـام از
پیامدهنده به پیامگیرنده است» (دانایی، 3372، ص12). «رسانه وسیلهای است برای
انتقال پیام، از پیامدهنده به مـخاطب یـا مخاطبان. «( »mediaرسانه)، جمع «»medium
است و در جامعهشناسی ارتباطجمعی با ترکیب «( »mass mediaوسائل ارتباطجمعی)
به کار مـیرود و بـه مـجموعۀ وسایل غیرشخصی اطالق میشود که انتقال پیام سمعی،
بصری و یا هر دو را بهسوی مردمی بسیار و در مـناطق دوردسـت موجب میشوند.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 105)
________________________________________
317
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
شاخص
این وسایل، ارتباط آنـان بـا جـمع است. بهاینترتیب، رسانههای همگانی، وسایل و
ابزاری هستند که بین جمع و جمع یا فرد و جمع ایـجاد ارتـباط مـیکنند» (ساروخانی،
1372، ص314).
برای رسانه و دین شباهتهایی بر شمرده شده است؛ دنیس مککوایل نـهاد
رسـانهای را عامل تولید، بازتولید و توزیع معرفت از طریق مجموعهای از نمادها میداند
(15. .)Mc.quail, 1987, pدین نیز عالوه بر منشأ قدسی کـه دارد، نـهادی اجتماعی است
که با تولید، بازتولید و توزیع معرفت سروکار دارد (شاهمحمدی، 1372، ص172). دین
و رسـانه در جـهانشمولی با یکدیگر اشتراك دارند و ماهیت هر دو سـاحتِ جـهانشمول،
بـر مدار ارسال پیام و ارتباط با مخاطبان مـیچرخد. دالیـلی چون اصالت انسان یا
اومانیسم، سکوالریسم، سودمحوری، تجربهگرایی، لذتگرایی، کجفهمی و... در فرایند
کار رسـانهای، سـبب شکلگیری نوعی نگاه حداقلی بـه دیـن میشود؛ بـهطوری کـه دیـن
رسانهای را بهصورت کاریکاتوری از دین حقیقی و مـوجود در جـهان خارج نشان
میدهد (محمدی، 1372، ص232).
سه گروه از نظریهها در طیفی از رد کاملِ امکان رابطۀ بـین دیـن و رسانه تا پذیرش
کامل انتقال مـفاهیم دینی از رسانههای نوین قـرار مـیگیرند. نظریۀ موافق با استفاده دیـن
از رسـانه برای تبلیغ دینی، به نظریات ابزارگرایانه مشهور هستند و نظریات مخالف به
نظریات ذاتـگرایانه. در مـیان این دو، نظریات تعاملگرایانه مطرح مـیشوند.
رویـکرد ابـزارگرا بیان میکند کـه فـناوری صرفاً اختراع انسان اسـت و بـهمثابه ابزاری
خنثی عمل میکند. در مقابلِ دیدگاه ابزارگرا، «مهمترین مخالفتها از طرف کسانی
انجام شده اسـت کـه برای رسانه جایگاه و خاستگاهی قائل بـودند و مـیگفتند که ایـن
خـاستگاه ذاتـی رسانه است. پس رسانه بـا چنین خاستگاهی نمیتواند با دین کنار بیاید»
(باهنر، 3372، ص24) و در نهایت، تعاملگرایان قائل به تعامل بین دیـن و رسـانه
بهعنوان دو نهاد اجتماعی مهم هستند و صـرفاً نـگاه ابـزاری بـه رسـانه ندارند.
در ادامه، نـمودار 1 مـبانی نظری دین و رسانه را بیان میکند:
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 106)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 117
نمودار 7. مباني نظري دين و رسانه
2. تـذکر و تـبليغ اسـالمي
شاید اساسیترین سازوکار گسترش و ترویج اسالم را بـتوان در واژهـهای «دعـوت» و
«تـبلیغ» خـالصه نـمود. همچنین، باید توجه نمود که تبلیغ اسالمی اگر چه در اصول و
مبانیاش، که الهامگرفته از منابع اصیل دین است؛ طی سدههای متمادی ثابت بوده
است، اما روش و ابزار آن، قابلیت تـغییر و تحول دارد. در واقع، روشها و ابزار تبلیغ،
در هر عصری، باید متناسب با ظرفیتهای ارتباطی آن عصر، رشد و تحول یابد. این
مسئله زمانی اهمیت مییابد که بدانیم عصر حاضر، عصر ارتباطات و اطالعات است.
لذا اهـمیت ایـن بهروزرسانی در حوزۀ تبلیغِ دین که خود از جنس ارتباط و تعامل
انسانی است، دوچندان میشود. امروزه رسانههایی چون رادیو و تلویزیون بهترین ابزار
برای تبلیغ اسالمی به شمار میروند و «تلویزیون جمهوری اسـالمی ایـران نیز بهعنوان
بزرگترین و مؤثرترین وسیلۀ ارتباطجمعی، رسانهای دینی است و رسالت تبلیغی
خویش را بر آن استوار نموده است» (خیری، 3372، ص11).
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 107)
________________________________________
117
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
تـبلیغ یـک واژۀ عربی از ریشۀ بلغ به مـعنی رسـیدن (وصل الیه) است (مصطفوی،
1172، ص777)؛ یا به معنی رسیدن به انتهای مقصد اعم از زمان، مکان یا امری معین
است، و گاهی نیز نزدیک شدن به مـقصد مـراد است، هرچند به آخـر آن نـرسد (قرشی،
2372، ج2، ص3). تبلیغ و ابالغ هر دو از یک ریشه و به معنی رساندن است (العوینی،
2312، ص132). اما از نظر اصطالحی معانی زیادی برای آن بیان شده که میتوان در
یک جمله خالصۀ همۀ آنها را «انتشار و انتقال اطالعات و عـقاید و دیـدگاههایی که بین
فرد یا افرادی به منظور نفوذ و ایجاد دگرگونی و تأثیر در روحیات، افکار و رفتارهای
آنها انجام میشود، دانست» (خندان، 4372، ص11).
در واژۀ «تبلیغ»، میتوان اثری از «تذکر» پیدا کرد، به این صورت که مـبلغ و
فـرستنده، پیامی را بـهسوی گیرنده یا مخاطب میفرستد تا او را متوجه موضوع یا
مسئلهای کند که یا پیشتر نمیدانسته، و یا میدانسته و در حـال حاضر آن را فراموش
کرده است یا نسبت به آن غفلت دارد. به این تـرتیب مـفهوم «تـبلیغ» با قرار گرفتن در
شبکۀ مفهومی مفهوم «تذکر» قسمتی از معنای آن را کامل میکند. علت مطرح
شدن بحث تبلیغ در ایـن مـقاله نیز همین مسئلۀ قرار گرفتنِ تبلیغ در شبکۀ مفهومی
مفهوم تذکر است.
4. شبکۀ مـفهومي تـذکر
مـجموع مفاهیمی که با یک مفهوم خاص، پیوندی مثبت یا منفی دارند و درعینحال، با
یکدیگر نـیز روابط مختلفی برقرار میکنند، یک شبکۀ مفهومی پدید میآورند. «شبکۀ
مفهومی، بر حـسب میزان سازگاریِ مفاهیم بـا مـفهوم مرکزیِ مورد نظر و نوع پیوندی که
با آن و با یکدیگر دارند، ساخته میشود. در این حالت، دستکم با دو دسته مفاهیم
روبهرو میشویم، دستۀ اول، مفاهیم سازگار، که با مفهوم اصلی پیوند مثبت برقرار
مـیکنند. دستۀ دوم مفاهیم ناسازگار که یا متضاد با مفهوم اصلی هستند، یا پیوندی سلبی
و منفی با آن دارند» (علمالهدی، 3372، ص131).
با توجه به اینکه «تذکر» از ریشۀ «ذکر» است، برای یافتن شبکۀ مفهومیِ مفهوم
تـذکر، بـاید مفاهیمی که در شبکۀ مفهومی ذکر قرار میگیرند نیز جستجو شود. در شبکۀ
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 108)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 117
مفهومی تذکر، مهمترین مفهوم دستۀ اول (مفاهیم سازگار و قریبالمعنا)، مفهوم امر به
معروف و نـهی از مـنکر است، درحالیکه مهمترین مفهوم دستۀ دوم (مفاهیم ناسازگار و
متضاد)، مفاهیم «غفلت» و «نسیان» میباشند. در ادامه به توضیح این مطلب پرداخته
خواهد شد.
4-7. مفاهيم قريبالمعنا
4-7-7. امر به معروف و نهي از منکر
یکی از مـهمترین مـفاهیمی که با مفهوم «تذکر» قرابت معنایی دارد، مفهوم «امر به
َ ُ ْ ِ ُ ْ َّة ْ ُ َ َ ْ ِْ َ ُ ُ َ َ ْ ُ ِ َ َ ْ َ
معروف و نهی از منکر» است: «ولْتَكن مْنكم أُم ٌ يَدعون إَِل اْلَْي ويَأْمرون بِالْمعروف ويَْنهون
عن الْمْنكر وأُولَئِك هم الْمفلِحون» (آلعمران:412). عالمه طباطبایی در تفسیر این آیـه
َ ِ ُ َِ َ َ ُ ُ ُْ ُ َ
مـیفرماید: «تـجربه قطعى داللت مىکند بر اینکه انـسان در زنـدگیاش بـراى خود
معلوماتی تهیه مىکند و معلوم است که از میان این معلومات، فقط آنهایی را که برایش
سودمند باشد، ذخیره میکند و مقداری از آنها را از یـاد مـیبرد. زمـانی که انسان متوجه
آن معلومات نباشد و با عمل بـه آن مـعلومات و تمرین عملى دائمى به یاد آنها نباشد،
بهتدریج از یادش مىرود و به بوته فراموشى سپرده مىشود و در این هم شکى نـداریم
کـه عـمل در همۀ شئون، دائرمدار علم است. هر زمان که علم قـوى باشد، عمل قوت
مىگیرد و هر زمان علم ضعیف باشد، عمل هم ضعیف مىگردد. شکى نداریم در اینکه
علم و عـمل، اثـرى مـتقابل در یکدیگر دارند. همۀ اینها که بیان شد، برای این است کـه
در اجـتماع، مردم شخص منحرفشده از طریق خیر و معروف را به حال خود واگذار
ِ
نکنند، و نگذارند آن فرد در پرتگاه منکر سـقوط نـموده، در مـهلکه شر و فساد بیفتد بلکه
هریک از افراد آن مجتمع به شخص منحرف برخورد نـماید، او را از انـحراف نـهى کند»
(طباطبایی، 4242ق، ج7، ص331).
نهی کردن از انحراف به این معنی است که به او تذکر دهند و مـطالبی را کـه
فـراموش کرده، به او یادآوری کنند و به این طریق او را به فالح و رستگاری متوجه و
هدایت کنند.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 109)
________________________________________
317
دينـ و ارتـباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
4-7-2. شکر
عالمه طباطبایی در تفسیر آیه «وهو الَّذي جعل اللَّْيل والنَّهار خ ْلفـةً لِمـن أَراد أَن يَذكر أَو أَراد
ِ
ِ
َ َ َ َ َ َ َ َ َ ْ َ َ ْ َّ َّ َ ْ َ َ ََُ
شـكورا» (الفرقان:11)، بیان مى کنند: «کلمۀ « ِ
خلفه» به معناى هرچیزى است که در جاى ًُُ
چیزى دیـگر نـشسته باشد. اگر این خلفه بودن شب و روز را مقید کرد به اینکه خدا آن
دو را بـراى تـنها کـسانى خلفه کرد که بخواهند متذکر شوند و یا بخواهند شکرش را به
جاى آرند، براى این اسـت کـه شب و روز تنها براى کسانى خلفه است که بهسوى خدا
توجه کنند و شـکر او را بـه جـاى آرند و از مقابلهاى که بین تذکر و شکر است، به دست
مىآید که مراد از تذکر، رجوع و بـه یـاد آوردن آنـ حقایقى است که در فطرت انسان
نهفته است و آن عبارت است از ادلهاى که هـمۀ داللت بـر توحید خداوندى و نیز بر
صفات و اسماى او مىکند که الیقمقام ربوبى است، و نتیجۀ این یادآورى هم، ایـمان بـه
خداست» (طباطبایی، 4242ق، ج12، ص317).
ِ
ِ
همچنین، مقایسۀ تعبیر «لعلکم تذکرون» در آیه: «وهو الَّذي يُْرسل الريَاح بُشرا بـَي
ُ ِّ َ ْ ً ْ َ ََُ
يدي رْحـتِه حَّت إِذا أَقَلَّت سحابا ثِقاال سقنَاه لِبلَد مـيِّت فـَأَنْزلْنَا بـِه الْماء فَأَخرجنَا بِه ِ
ٍٍ
ِ ِ َ َ ْ َ ْ َ ِ َ َّ َ
من كل
ْ ُ ِّ ْ َ َ ً َ ُْ ُ َ َ
َ َ َْ ْ َ
َ ٍْ ْ ُ ُ َ
الثَّمرات كذلِك ُنْ ِج الْمـوتَى لَعـلَّكم تَذكرون»7 (االعراف:31)، با تعبیر «لِقوم يَشكرون» در آیۀ
َ َ ِ َ َ َ ُ ر ُ َ ْ َ ُ ْ َ َّ ُ َ
بعدی یعنی: «والْبَلَد الطَّيِّب َيُْج نَبَاتُهُ بـِإِذن ربـِّه والَّذي خبُث ال َيُْج إِال نَكدا كذلِك نُصرف
ِْ ِ ِ
ِ ً َ َ َ َ ِّ ُ َ َ َ رُ ُ َ رُ َُ
ََ
ِ َ ٍْ ْ ُ ُ َ
اآليَات لِقوم يَشـكرون» (اعـراف:31)، نشان مـیدهد کـه شـکر خداوندِ روزیدهنده، در گرو 4
توجه به نـیاز مـستمر انسان به روزیهای اوست و ذکر خداوند حیاتبخش نیز متوقف
بر توجه و تـذکر بـه نیاز مستمر انسان به حیاتبخشی اوسـت.
4-7-4. نظر
خداوند در آیۀ 111 سـوره بـقره در بیان داستان کسی که از کـنار آبـادی خالی از سکنه
میگذشت و از خود پرسید خدا چگونه مردم این آبادی را دوباره زنده میکند؟ پسـ
خـداوند او را صد سال میراند و... زمانی کـه زنـده شـد، خدا به او فـرمود: «... فـَانْظُْر إَِل
َ
ِ
طَعامك وشرابِك َلْ يَتَسنَّه وانـْظُْر إَِل ْحـَارك ولِنَجعلَك آيَةً لِلنَّاس وانْظُْر إَِل الْعِظَام كْيف نُْنشزها
ِ ِ
ِ َ َ َُ َ َِ َ ْ َ َ
َِ َ َ َ ََ َ َ َ ْ َ
َ
ُثَّ نَ ْسوها َلْما ...» (البقره:111)؛ خداوند میفرماید هـدف مـا این است که تو را آیتی و ُ ك ُ َ ًَ
عـبرتی بـرای مردم قـرار دهـیم (طـباطبایی، 4372، ج1، ص171). تا به این وسـیله آنها
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 110)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 917
ِ
متذکر شوند. این مفهوم در آیۀ «أَوال يَذكر اإلنْسان أَنَّا خـلَقنَ ُ مـن قَبل ََلْ يَك شيئًا»
َ ْ اه ْ ْ ُ وَ ُ َ ْ َ ْ ُُ
َُ
(مریم:31)، نیز تکرار شـده اسـت.
4-7-3. بـصيرت
آیـات «واألرضـ مددنَاها وأَلْقْينَا فـِيها رواسـي وأَنْبَْتنَا فِيها من كل زوج َبِيج (*) تَْبصرةً وذكرى
ِِ َ ِ ْ ُ ِّ َ ْ ٍ َ ٍ ِ
َ َ َْ َ ْ َ َ َ ْ َ َ َ َ ََ َ َ
لِكل عْبد منِيب» (ق:3-3) بهخوبی بیانگر رابطۀ میان دو مفهوم بصیرت و تذکر است. ُ ِّ َ ٍ ُ ٍ
البـته آیـات دیـگری نیز این رابطه را بیان میکنند، مثال: «أَوَلْ يَروا أَنـَّا نـَسوق الْمـاءَ إَِل األرضـ
ُُ َ َ ِْ َ َ َْ
ُِ ِ
ُِ َ
اْلُرز فـَنُخ ِج بـِه زرعا تَأْكل مْنهُ أَنْعامهم وأَنْفسهم أَفَال يُْبصرون » (سجده:31) که با آیۀ
ْ ُ ِ ْ ر ُ َْ ً
َ ُُ ْ َ ُ ُُ ْ ُ
َ َ َ َ ُ ْ ِ ْ ِ ُم ً َ َّ ِ ذ َ ة َ ْ ٍ َّ َّ ُ َ
«وما ذرأَ لَكم ِف األرض ُْتَلِفا أَلْوانُهُ إِن ِف َلِك آليًَ لِقوم يَذكرون» (نحل:72) مشابهت
معنایی دارد و نشان میدهد دو مفهوم بصیرت و تذکر نیز از نظر مفهومی بـه یکدیگر
شبیه هستند.
4-7-1. قرآن
در آیه «ذَلِك نَْتلُوهُ عليك من اآليَات والذكر اَلَكِيم» (آلعمران:31) و آیۀ «أَوعجْبتُم أَن
ََِ ْ ْ ِ ِّ ْ ِ ْ ِ ِ
َْ َ َ َ
َ
َ ِ ِّ َ َ ِ ِّ ْ ُ َ َ ْ ٌ ِِ
جاءَكم ذكر من ربِّكم ...» (اعراف:11) و «يَا أَيُّها الَّذي نُزل علَْيه الذكر إِنَّك لَمجنُون»
َ ُ ْ ٌْ ْ َ ُ ْ
(حجر:1) قرآن با لفظ ذکر نامیده شده است.
4-2. مـفاهيم سـازگار
عالوه بر مفاهیم نزدیک از بعد معنا که در باال بدان اشاره شد، یک مجموعه مفاهیم
دیگری نیز وجود دارد که در زمرۀ دستۀ اول، یعنی مفاهیم مرتبط و هممعنی با مفهوم
تذکر قرار مـیگیرند و بـا این مفهوم سازگارند و با مفهوم تذکر رابطۀ ایجابی و مثبت
برقرار میکنند:
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 111)
________________________________________
177
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
4-2-7. تقوا
َ َ َ ِ َ ُ َ ِ ْ ِ َ اَب ْ ِ ْ َ ْ ٍ َ ك ْ ِ ْ َ َ ُ ْ ُ َ
دو آیه «وما علَى الَّذين يَتَّقون مـن حـس ِِم من شيء ولَ ِن ذكرى لَعلَّهم يَتَّقون» (انـعام:11) و
«وإِذ أَخـذنَا ميثَاقَكم ورفَعنَا فَوقَكم الطُّور خذوا ما آتَْينَاكم بِقوٍ واذْكروا ما فِيه لَعلَّكم تَتَّقون»
ُ ْ ُ َّة َ ُ ُ َ ِ َ ُ ْ ُ َ ْ ِْ
ُ ْ ََ ْ ْ ُ ُ َ ُ ُ َ ََ
(بقره:71) به خوبی شباهت معنایی دو مفهوم تقوا و تذکر را بیان میکنند.
4-2-2. عبادت
ْ ْ َ ِ ِ َّ ِ ِ ْ ِ
آیـات «إِنـَِّن أَنَا اللَّهُ ال إِلَهَ إِال أَنـَا فـَاعبُدِِن وأَقم الصالةَ لذكري» (طه:42) و «وأَيُّوب إِذ نَادى ربَّهُ
ِ
َ َََْ
ِِ
ِ ِِ
أَِن مسِن ُّر وأَنْت أَرحم الراْحي * فَاستَجْبنَا لَهُ فَكشفنَا ما بِه من ضر وآتَْينَاهُ أَهلَهُ ومثْلَهم
ِّ َ َّ ِ َ الضُّ َ َ ْ َ ُ َّ َ
َ َْ َ
ْ ُ ٍّ َ
ْ َ ُْ َْ
معهم رْحَ ً من عْندنَا وذكرى لِلعابِدين» (انبیاء:73-43)، به خوبی بیانگر رابـطه مـیان دو
ِ ْة ِ ِ ِ ِ
َ َْ َْ َ ََُ ْ َ
ْ
مفهوم عبادت و تذکر هستند و بیان میکنند عبادت نوعی تذکر است.
4-2-4. خشيت
َ َّ َّ ُ َ ْ َ َ
برای مثال، آیۀ «سيَذكر من َيْشى» (اعلی:12) رابطه خشیت و تذکر را بیان میکند. کسی
که خشیت داشته باشد، تذکر مـیپذیرد.
4-2-3. نـبوت
َ ُ ِِ ِ
«.... فَذكر بـِالْقرآن من َيَاف وعيد» (ق:14)، در این آیه خداوند به پیامبر(ص) میفرماید
َ ِّ ْ ُ ْ َ ْ
َ
َ ِّ
با قرآن مردم را تذکر بده که این رابطه دو مـفهوم نبوت و تذکر را بیان میکند. آیه «فَذك ْر
إَِّنَا أَنْت مذكر» (غاشیه:21) بـا تـأکید بـیشتری این رابطه را بیان میکند.
َّ َ ُ َ ِّ ٌ
4-2-1. نماز
آیۀ «إِنَِّن أَنَا اللَّ ُ ال إِلَ َ إِال أَنَا فَاعبُدِِن وأَقِم الصال َ لِذكري» (طه:42) مفهوم تذکر را به نـماز
ْ ْ َ ِ َّ ة ِ ْ ِ ِ
هـه
پیوند میدهد و بیان میکند نماز تذکردهندۀ یاد خداست و یاد خدا را در دل انسان
زنده مـیکند.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 112)
________________________________________
جـايگاه مـفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 777
4-2-1. اولواااللباب
در این زمینه آیات زیادی وجود دارد که برای نمونه، به یـک مورد اشاره میشود: «... إَِّنَا
َّ
ِ
َ َّ ُ
يَتَذكر أُولُو األلْبَاب» (زمر:1). در آیاتی با مفهوم اولو االلباب، تنها کـسانی پندگیرنده و
ِ
تذکرپذیر معرفی شـدهاند کـه «أُولُو األلْبَاب» باشند.
4-2-1. توبه
ِ
از مقایسه آیۀ «... إَِّنَا يَتَذكر أُولُو األلْبَاب» (زمر:1) که بیان شد و آیه « هو الَّذي يُريكم آيَاتِه
ِ ِ َّ
ِ ُْ َ َّ ُ
َُ
ِِ
ويُنَزل لَكم من السماء رزقًا وما يَتَذكر إِال من يُنِيب» (غافر:72) میتوان شباهتی میان سه ِ
َ ِّ ُ ُ ْ َ َّ َ ْ َ َ َ َّ ُ َ ْ ُ
مفهوم تذکر، اولواااللبـاب و توبه پیدا کرد. به این معنی که اولواااللباب کسانی هستند که
پند میپذیرند و چون پند میپذیرند، توبهکارند و توبهکاران نیز پندپذیرند. پس میتوان
به این نتیجه رسید که یکی دیگر از صفات اولواااللباب تـوبهکار بـودن آنهاست.
4-2-3. عبرت
«يُقلِّب اللَّهُ اللَّْيل والنَّهار إِن ِِف ذلِك لَعِْبة ألوِل األبْصار» (نور:44)، «لَقد كان ِِف قَصصهم عْبٌ
َ ِ ِ ْ ِ ْ َة َِ َ َ َ َّ َ َ ْ ًَ ِ
َْ َ َ َُ
َ
ِ ِ
ألوِل األلْبَاب...» (یوسف:222). آیاتی که بدانها اشاره شد، عبرتپذیر بودنِ «اولوا
االلباب» و «اولوا االبصار» را بیان میکند. با توجه به اینکه یکی از خـصوصیات
اولواااللبـاب پندپذیر بودن آنهاست، میتوان شباهتی میان مفهوم عبرت و تذکر پیدا
کرد.
4-2-9. تفکر
«... وأَنْزلْنَا إِلَْيك الذكر لِتُبَي لِلنَّاس ما نُزل إِلَْيهم ولَعلَّهم يَتَفكرون» (نحل:44). طبق این آیه،
َ ِّ ْ َ ِّ َ ِ َ ِّ َ ِ ْ َ َ ُ ْ َ َّ ُ َ ََ
اندیشیدن در طبیعت و قرآن از این جـهت اهـمیت دارد که اسباب توجه ما را فراهم
میکند (علمالهدی، 3372، ص131).
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 113)
________________________________________
277
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
4-2-17. خشوع قلب
«أََلْ يَأْن لِلَّذين آمنُوا أَن َتْشع قُلُوبُهم لِذكر اللَّه...» (حدید:12). طبق این آیه، ذکر خدا باعث
ِْ ِ ِ َِِ
َ َ ْ َ ََ ُْ
خشوع قلب مـیشود و هـمانطور کـه بیان شد، کسی که خـشیت داشـته بـاشد، تذکر
میپذیرد.
4-2-77. اطمينان قلب
ِْ ِ ِ ِْ ِ ِ ِ
«الَّذين آمنُوا وتَطْمئِن قُلُوبُهم بِذكر اللَّه أَال بِذكر اللَّه تَطْمئِن الْقلُوب» (رعد:31) بر اساس این
َ ُّ ُ ُ َ َ َ َ ُّ ُ ْ
آیه، یاد خدا و ذکر الهی و مـتذکر خـدا بـودن، موجب اطمینان قلب میگردد.
4-4. مفاهيم متضاد
مشکل اسـاسی و مـانع واقعی در مسیر بندگی و تقوا و دستیابی به حیات طیبه، بهشت
و آسایش جاویدان، «نسیان» و «غفلت» است. مفهوم غفلت در شبکه مفهومی تـذکر،
بـنیاد مـفاهیمی را تشکیل میدهد که با مفهوم تذکر رابطۀ منفی یا سـلبی برقرار میکنند.
مفهوم نسیان نیز از نظر معنایی شباهت زیادی به غفلت دارد.
4-4-7. نسيان
این مفهوم را میتوان در جایگاه کامالً مـتضاد بـا مـفهوم تذکر تلقی کرد. در آیه «فَلَما نَسوا
َّ ُ
ٍ ِّ ِ
ما ذُكروا بِه فَتَحنَا علَْيهم أَبـْواب كل شـيء حَّت إِذا فَرحوا ِِبَا أُوتُوا أَخذنَاهم بَغتَةً فَِإذا هم
ِ
ْ َ ْ َ َ ُ ِّ َ ْ َ َّ َ ِ ُ
َْ ُْ ْ َ ُْ َُ
مْبلِسون» (انعام:44)، بر مفهوم نسیان بهعنوان مفهوم مـتعارض بـا مـفهوم تذکر تأکید ُ َُ
شده است.
4-4-2. غفلت
غفلت از نظر معنایی شبیه نسیان است و تـضاد مـفهوم غـفلت با مفهوم تذکر در آیه «...
ِِ ِ
وال تُطع من أَغفلْنَا قَلبَهُ عن ذكرنَا واتَّبَع هو ُ َكان أَمرُ فـُرطًا» (کـهف:31) آشـکار است.
َ ْ َ ْ ْ َ ْ َ ْ ْ َ َ َ َاه وَ َ ْ ُه ُ
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 114)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 477
4-4-4. اعراض
از جمله مفاهیمی که با مفهوم تـذکر، رابـطۀ منفی برقرار میکنند، مفهوم اعراض است.
ِ
ََ ْ ِْ ْ َ ْ ْ ِ َ ِ ْ ك ََ ًََ
این مفهوم در آیههای «... ومن يُعرض عن ذكر ربـِّه يَسـلُ ْهـُ عذابًا صعدا» (جن:32)، «... فَهم
ُْ
ِ َ ْ ِ ْ ِِ ْ ُ ْ ِ ُ َ
عن ذكرهم معرضون» (مؤمنون:23) و «ومن أَعرض عن ذكري فَإِن لَهُ مـعِيشةً ضـْنكا وَنشرهُ يَوم
َ َ ْ ْ َ َ َ ْ ْ ِ َّ َ َ َ ً َ َْ ُ ُ ْ َ
ِ ِِ
الْقيَامة أَعمى» (طه:412) مطرح میشود. در آیه «... قُل هاتُوا بُْرهانَكم هذا ذكر مـن مـعِي
َ ُ ْ َ َ ُْ َ ْ َ َ َ َْ
َْ
وذكر مـن قَبلِي بَل أَكثَرهم ال يَعلَمون اَلَق فَهم معرضون» (انبیاء:41) نیز اعراض نتیجه نادانی
َ ِ ْ ُ َ ْ ْ ْ ْ ُ ُ ْ ْ ُ َ ْ َّ ُ ْ ُ ْ ِ ُ َ
و جهل نسبت به حـق دانـسته شده و توجه و یادآوری به «برهان» نسبت داده شده است.
4-4-3. تَجَنُّب (دوري)
َ َّ َّ ُ َ ْ َ َ
در آیات «سيَذكر مـن َيْشـى * ويَتـَجنَّبُها األشقى» (اعلی:12-22)، نهتنها تعارض مفهوم
َ َ َ َْ
شقاوت با مفهوم خشیت و مفهوم تذکر آشکار میشود، بلکه تـجنُّب و بـیگانگی نـیز در
تقابل با توجه قرار میگیرد؛ یعنی بیتوجهی و دوری از آیات الهی اسباب یا مـضمون
شـقاوت است؛ زیرا ضمیر «ها» در این آیات به تذکر بازمیگردد (طباطبایی، 4372،
ج11، ص771).
4-4-1. اَکِنَّه و وَقراً
«اکنَّه» از ریشه «کنّ» بـه مـعنی «محافظت از شیء و نگهداری و پوشاندن چیزی است»
(ابنمنظور، 4242ق، ج72، ص117). «اکنه نیز به معنی مـصون و مـستور و پوشیده
است» (طریحی، 1372، ج1، ص717).
«وقر» نیز به مـعنی «سـنگینی در گـوش» (ابنمنظور، 4242ق، ج1، ص111)، یا
«بهطور کلی کَر شدن» (طـریحی، 1372، ج7، ص121) آمـده است.
در آیۀ «... إِنَّا جعلْنَا علَى قُلُ ِِم أ ِنَّةً أَن يَفقه ُ وِف آذ ِِم وقْ را ...» (کهف:31) دو
ِ
َ َ َ وَب ْ َك ْ ْ َ ُ وه َ َاِن ْ َ ً
مفهوم اکـنه و وقـرا به دلیل اینکه مانع تـوجه و تـذکر انسان مـیشوند، بـهعنوان مـتضاد
مفهوم تذکر و ذکر قرار میگیرند.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 115)
________________________________________
377
دين و ارتـباطات، سـال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
4-3. مفاهيم ناسازگار
مفهوم تذکر با مفاهیم زیر ناسازگار اسـت:
4-3-7. قـساوت قلب
«... فَويْل لِلْقاسيَة قُلُوبُهم من ذكر اللَّه أُولَئِك ِف ضـالل مبِي» (زمر:11) «پس واى بر
ِ ِِْ ِ َِِ
َِ ٍٍَُ ُْ ْ ٌَ
آنـان کـه از سختدلى یاد خدا نمىکنند، ایـناناند کـه در گمراهى آشکارند» (فوالدوند،
1242ق، ص214).
4-3-2. پوشيدگي چشم، گوش و قلب
ٍ َ ْ ِِْ ِ
«الَّذين كانَت أَعيُنُهم ِِف غِطَاء عن ذكري ...» (کهف:212) و «... وخـتَم عـلَى َْعِه وقَلْبِه وجعل
ِِ
َ َ َ َ َس َ َ َ َ َ َ َ ْ ْ ُْ
ِِِ ِ ِ ِ
علَى بـَصرِ غـشاوة فـَمن يَهديه من بـَعد اللَّه أَفـَال تَذكرون» (جاثیه:71).
َ َ ِه َ َ ً َ ْ ْ
َ َّ ُ َ ْْ
4-3-4. بازي
ِ ِ ِ ْ ٍ ِ ِّ ُْ َ ٍ
«مـا يَأْتـِيهم من ذكر من رَبِم ُمدث إِال استَم ُ ُ وهم يَلْعبُون» (انبیاء:1).
ْ َ عوه َ ُ ْ َ َ َْ ْ ْْ َ
4-3-3. اسراف
«أَفَنَضرب عْنكم الذكر صفحا أَن كْنـتُم قـَوما مسرفِي» (زخرف:1).
ْ ِ ُ َ ُ ُ ِّ ْ َ َ ْ ً ْ ُ ْ ْ ً ُ ْ ِ َ
4-3-1. فساد
ِِ ِ
ْْ ِ
«... فَاذْكروا آالءَ اللَّه وال تَعثَوا ِف األرض مـفسدين» (اعـراف:43).
ْ ِ ُْ َ ُُ
َ
4-3-1. محبت غـيرخدا
ِِ
«فـَقال إِِنـ أَحبَْبت حب اْلَْي عن ذكر رِّب حـَّت تَوارت بِاَلِجاب» (ص:17) «[سلیمان] گفت:
ِْْ
َ َ ِّ ْ ُ ُ َّ ْ ْ َ ْ ْ ِ َ ِّ َ َّ َ َ
َ
«واقعاً من دوستىِ اسبان را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا [هنگام نـماز گـذشت و
خورشید] در پس حجابِ ظلمت شد» (فوالدوند، 1242ق، ص114).
مـفهوم «نـسیان» از جـایگاه مـرکزی در جـبهۀ تعارض با مـفهوم تـذکر برخوردار است.
بهطوری که میتوان آن را در مفهومشناسیِ تذکر بهعنوان مفهوم کامالً متضاد تلقی کرد.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 116)
________________________________________
جايگاه مفهوم قـرآني تـذکر در رسـانۀ ديني 177
نمودار 1 به بیان شبکۀ مفهومی تـذکر مـیپردازد.
نـمودار 2. شـبکه مـفهومي تـذکر
3. مفهوم تذکر در قرآن
تذکُّر روش تبلیغی است که قرآن کریم بهوسیلۀ آن، انسانها را هدایت میکند. بر این
اساس، «تذکر عبارت است از گفتار و یا رفتاری که از مبلغ سر میزند تـا مخاطب را
نسبت به آنچه که از یاد برده و یا از آن غفلت کرده است، و یا از آن بیخبر است و
اطالع از آن برای او الزم است، آگاه سازد و احساسات او را در قبال آنها برانگیزد»
(قائمیمقدم، 3372، ص11)، میتوان اینگونه بیان کرد که انـسان وجـوه مختلف و
متنوعی دارد و این چندوجهی بودن انسان باعث میشود، دائماً در معرض غفلت و
فراموشی قرار گیرد. این غفلت و فراموشی در بعضی مواقع تا جایی میرود که انسان
ضروریترین چیزهایی را که در مسیر زنـدگی و تـکامل خود به آنها نیازمند است، از
یاد میبرد و در نتیجه، از رشد و تکامل باز میایستد. در این میان، وظیفۀ کسی که
میخواهد کار تبلیغی انجام دهد، ایـن اسـت که با تذکر، او را متنبه سـازد و بـه سیر او در
جهت کمال کمک کند.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 117)
________________________________________
177
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
قرآن که برای تذکُّر و هدایت انسانها، از سوی خداوند بر پیامبر(ص) نازل شده
اسـت، خـود را «تَذکِره» به معنی تـذکُّردهنده یـا وسیلهای برای تذکُّر نامیده است: «وإِنَّهُ
َ
لَتَ ْكِرٌ لِلمتَّقي» (الحاقه:34) و این بدان معناست که قرآن به دلیل در برداشتن حقایق دنیا
ِ
ذ َة ْ ُ َ
و آخرت، انسان را از این حقایق آگاه کرده، مسائل مورد نیاز را به او تـذکُّر مـیدهد.
َ ِّ
آیاتی از قرآن با صراحت پیامبر(ص) را به تذکُّر دادن امر میکند؛ مانند «فَذك ْر
َُ ِ
بِالْق ْرآن من َيَاف وعِيد» (ق:14) و این تذکُّر را برای مخاطبان خود مفید میداند: «وذَكر
ِ
َ ِّ ْ ُ َْ
َ
فَإن الذكرى تَْنفع الْمؤمنِي» (ذاریات:11) و حتی گاهی اوقات و در بعضی مـوارد وظـیفۀ
ِ
ِ َّ ِّ ْ َ َ ُ ُ ْ َ
پیامبر(ص) را فـقط تذکُّر دادن میداند و بس، و برخورد قهری را از ایشان نفی میکند؛ «
ْ َ َ ِْ ْ َ ِ ٍ
فَذكر إَِّنَا أَنْت مذكر * لَست علَيهم ِِبُصْيطر» (غـاشیه: 21-11).
َ ِّ ْ َّ َ ُ َ ِّ ٌ
همانطور که بیان شد، قرآن «تذکره» است: «وإِن ُ لَتَ ْكِرٌ لِلمتَّقي» (الحاقه:34)، و
ِ
َ َّهـ ذ َة ْ ُ َ
خـداوند بـه پیامبرش(ص) دستور داده که با این قرآن به مردم تذکر دهد: «فذَکِّر
َ
بِالقُرءَانِ...» (ق:14)؛ زیرا این کتاب هم از خـالق هـستی و اهداف خلقت سخن میگوید
و هم کرامت انسان و ارزشهای واالی انسانی و راههای رسیدن به آن را بـیان مـیکند و
بـدین منظور، گاه از سرگذشت انسانهای خوب و اولیای الهی و علل توفیق آنها و گاه
از سرنوشت اشقیاء و دشمنان خـداوند و علل شکست و شقاوت آنها سخن میگوید و
ما را از پاداش و عقوبت آنها در روز قیامت با خـبر میسازد؛ ازاینرو، این کـتاب
بـهترین وسیله برای تذکر و هدایت انسان است (طباطبایی، 4242ق، ج32، ص112).
عالوه بر این، در بسیاری از آیاتِ قرآن، متذکر شدن و به خود آمدنِ انسان،
بهعنوان هدف مطرح گردیده و بر آن تصریح شده است: «... ويُبَي آيَاتِه لِلنَّاس لَعـلَّهم
ِ
ِ َ ُْ َ ِّ ُ
يَتَذكرون» (بقره:211) و نیز: «... ويَضرب اللَّ ُ األمثَال لِلنَّاس لَعلَّهم يَتَذكرون» (ابراهیم:11) و
َ ْ ِ ُ ه ْ َ ِ َ ُ ْ َ َّ ُ َ َ َّ ُ َ
این خود حکایت از اهمیت و جایگاه تذکر در نظام تبلیغی و تربیتی قرآن دارد. عالوه
بر این، برخی آیات قرآن، کسانی را که حقایق را میبینند و درك میکنند، ولیـ پنـد
َ َّ ُ َ
نمیگیرند و به خود نمیآیند، توبیخ میکند: «... أَفَال تَذكرون» (جاثیه:71).
1. نظريۀ هنجاري
در یک تقسیمبندی میتوان چهار نوع نظریه را در ارتباطاتجمعی تشخیص داد:
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 118)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 177
نخست، «نظریۀ علماالجتماعی» است؛ یـعنی احـکام کلی مربوط به ماهیت، عملکرد
و آثار رسانههای جمعی که از مشاهده منظم و عینی رسانهها به دست آمده و مبتنی بر
دستاوردهای علماالجتماعی دیگر است.
دوم، «نظریههای هنجاری»1 میباشند که شاخهای از فلسفۀ اجـتماعی مـحسوب شده
و اغلب به این موضوع میپردازند که اگر قرار باشد ارزشهای اجتماعی رعایت شود یا
تحقق یابد، رسانهها باید چگونه عمل کنند و ماهیت این ارزشهای اجتماعی کدام
است. ایـن نـوع از نـظریه که به بایدها و نبایدهای رسـانههای جـمعی مـیپردازد، اهمیت
ویژهای دارد؛ زیرا در شکلگیری نهاد رسانه نقش اساسی ایفا نموده و تأثیر زیادی بر
انتظارات مخاطبان و تعاملکنندگان رسانهها و سایر سازمانهای اجتماعی مـیگذارد.
دسـتۀ سـوم، «نظریۀ کاربردی» است که از آگاهیهای ساخته و پرداخته و بـاورهای
مـتولیان و عالمان حرفهای وسایل ارتباطجمعی تشکیل شده است. نوع چهارم، «نظریۀ
فهم متعارف» نام گرفته است که مراد از آن، معرفتی اسـت کـه عـموم مردم دارند و از
تجربۀ مستقیم مخاطبان به دست آمده است و البـته شایستگی دو دسته اخیر برای تلقی
آنها بهعنوان یک نظریه کمتر از دیگران است» (مککوئیل، 1372، ص112).
نظریههای هنجاری که در دستۀ دوم نـظریهها جـا مـیگیرد، مشخصکننده بایدها و
نبایدها در عملکرد رسانههاست. این بایدها و نبایدها برخاسته از نظام اجـتماعی و
فـرهنگی یک جامعه است که از جملۀ آنها میتوان به قوانین مکتوب مربوط به
رسانهها، پارههای ایدئولوژی و پیـشفرضهای ضـمنی مـوجود در جامعه اشاره نمود.
دیدگاههای هنجاریِ رسانه، برآیند مجموعهای از بایدها نبایدها در حوزههای مـختلف
اسـت. حـوزههای مختلف همان نهادهای متنوع و متفاوتی هستند که در تعامل و تأثیر و
تأثر متقابل با رسانه قـرار دارنـد. رابـطۀ رسانه با هریک از این نهادها، شرایط و موقعیت
عمل رسانه، مبانی فلسفی و فکری پایهگذاران رسـانه و در نـهایت، اصول طراحیشده
برای رسانه، بسترهای شکلگیری نظریههای هنجاری در ارتباطات جمعی به شمار
مـیآیند.
نـظریۀ هـنجاری به این موضوع میپردازد که رسانه باید چگونه باشد. درعینحال
که هر جامعۀ مـلی بـاید روایتی مشخص و تفصیلی از نظریۀ هنجاری داشته باشد،
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 119)
________________________________________
377
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمـستان 1347
مـجموعههایی از اصـول کلیتر نیز وجود دارد که میتواند برای طبقهبندی موارد ملی
گوناگون به کار رود (مککوئیل، 1372، صص112-212).
1. تـقسيمبندي تـذکُّرات قرآن
پس از بررسی واژۀ ذکر و مفهوم تذکر در آیات قرآن پژوهشگر به این نتیجه رسـید کـه
مـجموعاً 711 آیه از آیات قرآن کریم بهطور خاص به مفهوم تذکر اشاره میکنند. این
آیات در ده موضوع زیـر تـقسیمبندی شـدهاند: «تالش برای متذکر ساختن انسانها با بیان
آیات و احکام، 11 آیه، 11/41%»، «اشاره بـه قـرآن و کتب انبیاء سلف، 21 آیه، 13/11%»،
«ذکر الهی و یاد خدا، 17 آیه، 14/72%»، «توصیه به دوری از فراموشی و اعراض از یاد
خدا، 71 آیـه، 27/12%»، «یـادآوری نعمتهای الهی، 32 آیه، 11/3%»، «بیان صفات و
حاالت اولو االلباب، 72 آیه، 13/1%»، «اشاره به داستان پیـامبران، 12 آیـه، 37/1%»، «نماز،
12 آیه، 34/4%»، «توصیه به متذکر شدن انـسانها، 3 آیـه، 72/7%» و «نـهادن وظیفه تذکر
بر دوش پیامبر(ص)، 1 آیه، 41/1%» (رك. نمودار 4).
نـمودار 4. تـقسيمبندي تذکرات قرآن
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 120)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 977
1. بايدهاي رسانۀ ديني بر اسـاس مـفهوم قرآني تذکر
با توجه بـه ایـنکه وظیفۀ تـبلیغِ دیـن از طـرف خداوند بر عهدۀ پیامبر(ص) گذاشته شـده و
قـرآن کریم نیز نازل شده است تا پیامبر(ص) بهوسیلۀ آن به امر تبلیغ دیـن بـپردازد،
روشهایی که قرآن برای تبلیغ دیـن استفاده کرده، مهم مـیشوند؛ زیـرا اصول کلی را
مشخص میکنند و مـیتوانند مـنبعی برای استخراج هنجارهای رسانۀ دینی در جامعۀ
اسالمی قرار گیرند؛ زیرا رسانۀ دینی نـیز درصـدد تبلیغ دین است و همانطور کـه بـیان
شـد، این وظیفه در عـصر حـاضر بر عهدۀ رسانه نـیز قـرار دارد. پس میتوان هنجارهای
رسانۀ دینی را از قرآن استخراج کرد.
پیش از این بیان شد که یکی از اصـول تـبلیغی قرآن، اصل تذکر است. قرآن بـرای
ایـن کار از روشـهای گـوناگونی اسـتفاده میکند. این روشها بـاید منبعی برای استخراج
هنجارهای رسانه دینی باشند که رسانۀ دینی با تبعیت از آنها بتواند بـه هـرچه بهتر شدن
حضور دین در رسانه و تـبلیغ آن کـمک کـند. بـا اسـتخراج این هنجارها و تـبعیت از آنـها
توسط رسانه، میتوان یک قدم به تحقق رسانۀ دینی نزدیکتر شد. در این مقاله، این
روشها از قـرآن اسـتخراج شـده و در نموداری که در ادامه خواهد آمد (نمودار 1)، بـیان
خـواهند شـد. ایـن روشـها مـیتوانند بهعنوان بایدهای رسانۀ دینی استفاده گردند. اگر
رسانهای که داعیۀ دینی بودن را دارد، این هنجارها را رعایت نکرده و بر طبق این اصول
عمل ننماید، به ورطۀ عرفی شدن و روزمـرگی میافتد و در نهایت، به رسانه غفلت
تبدیل میشود. نمونهای از رسانههای غفلت در ادامه بیان خواهد شد، اما به نظر
نویسنده، یکی از اصلیترین دالیلی که باعث میشود رسانههای نوین بهعنوان ابزارهای
غفلت شـناخته شـوند نیز همین است که از چنین هنجارهایی پیروی نمیکنند و اگر این
هنجارها در رسانههای نوین مهم تلقی شوند و از آنها تبعیت شود، دیگر رسانهها ابزار
غفلت نخواهند بود بلکه میتوان از آنها در جـهت تـذکر و یادآوری و حرکت در مسیر
فطرت استفاده کرد و به «رسانه ذکری» دست یافت. در ادامه، بایدهای رسانۀ دینی بر
اساس مفهوم تذکر توضیح داده میشود:
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 121)
________________________________________
127
دين و ارتباطات، سـال پانـزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
1-7. يادآوري نعمتها
انسان بـهدلیل غـرق شدن در وضعیت موجود و کنونیِ خود از وضعیت گذشته خویش
غافل میشود و طبیعی است که به مقتضای وضعیت حال، رفتاری را از خود بروز
میدهد که با گـذشته او تـناسبی ندارد. او تجارب زندگی فـردی و اجـتماعی خود در
گذشته را از یاد میبرد و موقعیت مطلوب کنونی را از آن خود میداند و گمان میکند
تا ابد باقی خواهد بود. در چنین وضعیتی ارجاع مخاطب به گذشته خود و دیگران
میتواند یکی از شیوههای تذکر باشد.
1-2. عـبرتآموزي
ایـن روش، ارجاع افراد به گذشته دیگران است و در صددِ هوشیار کردن افراد با عنایت
به تجربهها و راههای رفتهشده توسط دیگران است. معموالً در قالب داستانهای
اقوام و اشخاص بیان میشود. آیات زیادی در قرآن وجـود دارد کـه مخاطبان قـرآن را به
تاریخ و سرگذشت دیگران ارجاع میدهد و از این طریق آنان را به عبرتگیری و
هوشیاری فرامیخواند.
1-4. موعظه
وعظ یعنی تـذکر دادن به کارهای خیر و مانند آن از اموری که قلب مخاطب نسبت به
آن رقـیق و خـاشع مـیشود (ابنمنظور، 4242ق، ج3، ص114). در کارکرد موعظه
میتوان گفت که این عمل، سختی و قساوت را از دل میزداید، خشم و شهوت را
فرومینشاند و خواهشهای نفس را تـعدیل مـیکند و بهاینترتیب، زمینه را برای
تذکر و تنبه انسان آماده میکند، به همین جهت میتواند بـهعنوان یـکی از شـیوههای تذکر
به حساب آید.
1-3. تمثيل
«مَثَل بخشی از حکمت است که در جای مناسب و مقتضای حال از آن اسـتفاده میشود
و در بین مردم بهطور گسترده، متداول و شایع است که مردم از آن در اموری که مـشابه
یکدیگر است، برای ایـنکه تـصویر دقیقی از آن امر ارائه دهند، آن را به کار میگیرند»
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 122)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 727
(سبحانی، 2142ق، ص12). تمثیل، زمینه را برای فهم بهتر مطلب فراهم میکند و فهم
مطلب، زمینهای برای تعقل و اندیشه میشود و تذکر و بـه خود آمدن، از میوههای
اندیشه است.
1-1. معرفي الگو
مهمترین نوع یادگیری انسان، یادگیری مشاهدهای است. بر همین اساس، یکی از
روشهای تربیت، تربیت بهوسیلۀ الگوست که میتوان آن را «روش الگویی» نامید. از
شیوههای اجرایی این روش، مـیتوان بـه موارد زیر اشاره کرد:
1-1-7. الگودهي
مقصود از الگودهی، ارائه و معرفی الگوهای مثبت و حقیقی است؛ یعنی الگوهایی که
در خارج تحقق یافته و قابل مشاهده است.
1-1-2. الگوپردازي
در این شیوه یک الگوی مطلوب در نظر گـرفته مـیشود، سپس ویژگیهای آن توصیف
میشود و زمینه طوری فراهم میشود که مخاطب را به تخیّل و تجسّم یک الگو، یا
صحنه و واقعهای بکشاند.
1-1-4. الگوزدايي
به این معنا که الگوها و شخصیتهای منفی چنان تـرسیم مـیشوند که نوعی دلزدگی و
نگرشی منفی در مخاطب، نسبت به آن الگوها پدید میآید.
1-1. طرح سؤال
یکی از شیوههای متذکِّر ساختن انسان، درگیر کردن فرد با وجدان خویش است. در این
روش یک استدالل سـادۀ عـقلی کـه مخاطب جوابش را میداند، مطرح مـیشود و عـقاید
مـخاطب را به چالش کشیده و او را به وجدانش ارجاع میدهد تا شاید به خود آید و
متذکر شود.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 123)
________________________________________
227
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
1-1. انـذار
یـکی دیـگر از شیوههای متنبه ساختن انسان، انذار، ترساندن و بر حـذر داشـتن او از پیامد
ِ
رفتارهاست. «انذار به معنی خبر دادن توأم با ترساندن است» (راغب اصفهانی، 1242ق،
ج2، ص313).
1-3. تکرار
در این شیوه، محتوای تبلیغ برای تـثبیت در ذهـنِ مـخاطب مکرر آورده میشود. این
روش گاه ضروری است و دارای آثار و فوائد زیادی اسـت؛ از جمله اینکه تذکری است
برای کسانی که حقیقت را فراموش کردهاند و هم، آگاهی است برای کسانی که به
حـقیقت تـوجه نـداشتهاند. قرآن کریم از این شیوه بسیار استفاده کرده است.
بهاینترتیب، در ادامه، نـمودار 1، «بـایدهای رسانۀ دینی بر اساس مفهوم قرآنی
تذکر» ارائه میشود که با توجه به توضیحات بیانشده، بهعنوان هـنجارهای رسـانۀ تـذکر
مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
نمودار 3. بايدهاي رسانۀ ديني بر اساس مـفهوم قـرآني تـذکر
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 124)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 427
3. يک مثال از رسانههاي غفلت
با توجه به رشد ارتـباطات در جـهان امـروز، یکی از مهمترین مطالبی که میتواند بررسی
شود و نتایج آن در سازمان رسانه و مؤسساتی که نقش انـتقال پیـام را بر عهده دارند،
مورد استفاده قرار گیرد، بررسی حکم و موضوع انتقال پیام اسـت (قـانع، 4372، ص2)؛
ازایـنرو، بحث کتب ضالل و کتب ضاله بهعنوان رسانههایی که پیام گمراهگر را در
جامعه رواج میدهند، بررسی مـیشود؛ زیـرا رواجِ پیامِ گمراهی در جامعه، یکی از
مصادیق غفلت است که اگر رسانهای این کـار را انـجام دهـد، بهعنوان رسانه غفلت
شناخته میشود و «رسانۀ غفلتزا» درست در مقابل «رسانه ذکری» قرار دارد.
بحث کتب ضـالل یـکی از مصادیق رسانههای غفلتزاست که در مقابل رسانههای
تذکر قرار میگیرند. اما ذکر ایـن نـکته ضـروری است که در بحثی که با عنوان کتب
ضالل در میان فقها مطرح شده، واژه کتاب موضوعیت نـداشته بـلکه بـهعنوان یکی از
وسائل شایع انتقال پیام مطرح بوده است که امروزه میتوان دیـگر روشـهای انتقال پیام
و بهطور اخص انتقال پیام از طریق رسانههای جمعی را نیز به آن نسبت داد و حکم
کتب ضالل را بـه رسـانههای جمعی نیز سرایت داد.
میتوان غفلت را بهعنوان یکی از مترادفهای واژه ضاللت در نظر گرفت. پسـ
زمـانی که در مورد کتب ضالل یا در معنایی عـامتر، رسـانههای ضـالل و گمراهکننده بحث
میشود، این بحث شامل رسـانههای غـفلتزا و غافلکننده نیز میشود و در حقیقت،
این دو، یکی هستند و در نهایت، میتوان گفت هر مطلب و پیـامی کـه با وحی الهی و
فطرت خـدادادی انـسان که بـهصورت تـعالیم آسـمانی توسط سفیران الهی به بشر
ارسـالشده هـماهنگ باشد، هدایت و حق و هرچه جز آن باشد، ضاللت و باطل است و
باید از بین بـرود.
جـمعبندي
آنچه در این مقاله بدان اشاره شـد، در مرحلۀ اول، معرفی مفهوم «تـذکر» و وارد کـردن آن
به ادبیات ارتباطات دیـنی و اسـالمی بود. در این مقاله بیان شد که تذکر میتواند یکی از
اصلیترین اصول رسانۀ دیـنی پنـداشته شود که اگر مفهوم تـذکر حـداکثری مـعنا شود،
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 125)
________________________________________
327
دين و ارتباطات، سـال پانـزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
بسیاری از مـفاهیمی کـه بیانگر رابطۀ پیامبر(ص) با مخاطبانشان بوده است، در محدودۀ
این مفهوم قرار میگیرد. یکی از اصـلیترین مـفاهیمی که بیانگر رابطۀ پیامبر(ص) با مـردم
اسـت، مفهوم «تـبلیغ» اسـت کـه در این مقاله، اصل تـذکر بهعنوان یکی از اصول تبلیغی
معرفی شده است.
عالوه بر این، با محور قرار دادن مفهوم تـذکر، بـعضی از احکام اجتماعی اسالم نیز
در حوزۀ ایـن مـفهوم قـرار خـواهند گـرفت؛ بهعنوان مثال، امـر بـه معروف و نهی از منکر
یکی از احکام اسالمی است که بر پایه تذکر متقابل مؤمنین در جامعه اسالمی رواج پیـدا
مـیکند. مـؤمنین امر شدهاند که یکدیگر را امر به مـعروف و نـهی از مـنکر کـنند و ایـن یـعنی
اینکه به یکدیگر تذکر دهند.
هدف دوم مقاله، معرفی «رسانه ذکری» بود. با توجه به توضیحات بیانشده، رسانۀ
ذکری رسانهای است که در جامعۀ اسالمی، خودش را ادامهدهندۀ راه انـبیاء و اولیاء
میپندارد و به امر تبلیغ دین میپردازد، در این راه، از هنجارهای مورد نظر تبعیت
میکند و روح تذکر در همۀ اجزای آن گسترده است. قرآن به پیامبر(ص) میفرماید:
«فَذَکِّر إِنَّما أَنتَ مُذکِّر» (غاشیه:33) به ایـن مـعنی که «تو اى پیامبر، ایشان را تذکر بده که
َ
وظیفۀ تو تنها همین تذکر است». رسانۀ ذکری نیز همین هدف را پیگیری میکند و
اصلیترین وظیفهاش را تذکر دادن میداند.
برای رسیدن به «رسانۀ ذکـری» از روش مـعرفی هنجار استفاده شد. هنجارهای یک
رسانه، بایدها و نبایدهایی است که بر اساس ارزشها و اصول مورد قبول سازمان رسانه
نوشته شده، و روش عمل رسانه را مـشخص مـیکند. تبعیت از هنجارها، حرکت رسانه
در مـسیر مـشخصشده را تضمین میکند. اگر رسانهای داعیۀ دینی بودن در جامعۀ
اسالمی داشته باشد، باید همانند قرآن عمل و تبلیغ کند. به این ترتیب، روشها و اصول
تبلیغی قـرآن مـیتوانند منبع مهمی برای اسـتخراج هـنجارهای رسانۀ دینی در جامعۀ
اسالمی باشند.
برای رسیدن به این هنجارها، ابتدا تذکرات قرآن بررسی شد. روش بررسی
تذکرات قرآن، جستجو بر اساس واژۀ «ذکر» و سپس، بررسی تکتک آیاتی که شامل
ایـن واژه بـودند و انتخاب مواردی که در آن، قرآن تذکری داده است، بود. سپس، این
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 126)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ ديني 127
تذکرات در ده مقوله دستهبندی شدند. در مرحلۀ بعد، روشی که در هریک از مقوالت
برای تذکر دادن استفاده شد و اسـتخراج گـردید و بهعنوان یـکی از روشهای اصل تذکر
در قرآن، معرفی شد و نمودار 4 «بایدهای رسانۀ دینی، بر اساس مفهوم قرآنی تذکر» را
به وجـود آورد.
هنجارها شامل بایدها و نبایدهای عمل رسانه میشود و باید از هر دو حوزۀ سـلبی
و ایـجابی (بـاید و نباید) نگریسته شود تا به رسانه بگوید در این راه چه کارهایی انجام
دهد و از چه کارهایی سرباز زند. امـا در ایـن مقاله، فقط «بایدهای رسانه دینی بر اساس
مفهوم قرآنی تذکر» معرفی شده و ایـن مـقاله ورودی بـه بحث نبایدها نداشته است؛
نخست، به این دلیل که معرفی نبایدهای رسانه بر اساس یـک مفهوم، خود بحثی جدا و
در حد همین مقاله طلب میکند که از حوصلۀ این بـحث خارج بود و دوم، معرفی
بـایدها، تـا حدود زیادی محدودۀ نبایدها را نیز مشخص میکند.
همانطور که بیان شد، در این مقاله منبع استخراج هنجارهای رسانه دینی بر اساس
مفهوم قرآنی تذکر، قرآن کریم بود، اما این همۀ کار نـیست، اگر سازمان رسانه بخواهد
به رسانۀ ذکری دست پیدا کند، اولین قدم استخراج هنجارهایش بر اساس قرآن کریم
است، در مراحل بعد باید سراغ منابع دیگر برود؛ برای مثال، سیره و روایات مـیتوانند
مـنابع مهم و خوبی برای استخراج این هنجارها باشند. این تحقیق روشی برای استخراج
این هنجارها از قرآن معرفی کرده که میتواند برای استخراج هنجارها از منابع دیگر نیز
استفاده گردد.
يادداشتها
2 این مـقاله مـستخرج از پایاننامه کارشناسی ارشد نویسنده، با راهنمایی جناب آقای دکتر حسن
بشیر است.
1. همچنین یوسف:412، قلم:11، و تکویر:31.
7. «و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش مژدهرسان مىفرستد، تا آنگاه که ابرهاى
گـرانبار را بـردارند، آن را بهسوى سرزمینى مرده برانیم، و از آن، باران فرود آوریم و از
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 127)
________________________________________
127
دين و ارتباطات، سال پانزدهم، شمارة دوم (پياپي34)، پاييز و زمستان 1347
هرگونه میوهاى [از خاك] برآوریم. بدینسان مردگان را [نیز از قبرها] خارج مىسازیم،
باشد که شما متذکر شوید» (فوالدوند، 1242ق، ص312).
4. «و زمـین پاك [و آمـاده]، گـیاهش به اذن پروردگارش برمىآید و آن [زمـینى] کـه نـاپاك [و
نامناسب] است [گیاهش] جز اندك و بىفایده برنمىآید. این گونه، آیات [خود] را براى
گروهى که شکر مىگزارند، گونهگون بیان مىکنیم» (فوالدوند، 1242ق، ص312).
5. normative theories
کـتابنامه
قـرآن کـریم (1242ق)، ترجمه محمدمهدی فوالدوند، تهران: دارالقرآن الکریم، دفتر مـطالعات
تـاریخ و معارف اسالمی.
ابن منظور، محمد بن مکرم (4242ق)، لسان العرب، بیروت: دار صادر.
باهنر، ناصر و ترکاشوند، علیاصغر، (3372)، «نظریه هنجاری رسانهها از دیـدگاه رهـبران
انـقالب اسالمی؛ از 3172 تا سی امین سال انقالب»، فصلنامه پژوهشهای ارتباطی، ش 31.
تـرکاشوند، علیاصغر (1372)، الگوی هنجاری رسانه ملی از دیدگاه رهبران جهوری اسالمی
ایران، تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
حسینی، سید حسن (1372)، «دیـن و رسـانه؛ رسـانه دینی یا دین رسانهای؛ مطالعات نظری»، در
مجموعه مقاالت دین و رسانه، تـهران: دفـتر پژوهشهای رادیو.
خندان (الویری)، محسن (4372)، تبلیغ اسالمی و دانش ارتباطات اجتماعی، تهران: سازمان
تبلیغات اسالمی.
خیری، حـسین (3372)، «کـاستیهای تـلویزیون در تبلیغ دین»، نشریه معرفت، شماره 372.
دادبه، اصغر (3372)، دایرۀ المعارف تشیع؛ مدخل دیـن، تـهران: نـشر شهید سعید محبی.
دانایی، نسرین (3372)، رسانهشناسی، تهران: مبنای خرد.
راغب اصفهانی، حسین بن مـحمد، (1242ق)، المـفردات فـی غریب القرآن، دمشق، بیروت: دار
العلم الدار الشامیه، بازیابی از نرمافزار جامع التفاسیر نور.
ساروخانی، باقر (1372)، دائرۀ المـعارف عـلوم اجتماعی، تهران: کیهان.
سبحانی، جعفر (2142ق)، مفاهیم القرآن، قم: موسسه االمام الصادق(ع).
شاهمحمدی، عـبدالرضا (1372)، «عـصر ارتـباطات و اطالعات و جهانی شدن دین»، فصلنامه
پژوهش و سنجش، شماره 17.
دین و ارتباطات » شماره 34 (صفحه 128)
________________________________________
جايگاه مفهوم قرآني تذکر در رسانۀ دينـي 127
شـریفی، عنایتاهلل، (3372)، «اصول و روشهای تبلیغی در قرآن»، پایگاه اینترنتی حوزهنت،
تاریخ آخرین بازدید، 7/4/21 .http://www.hawzah.net/fa/articleview.html
طباطبایی، سـید مـحمدحسین (4372)، تـفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی،
قم: دفتر انتشارات اسالمی جامعه مدرسین حوزه علمیه قـم (بـازیابی از نرمافزار جامع
التفاسیر نور).
طریحی، فخرالدین (1372) مجمع البحرین، تهران: مرتضوی (بازیابی از نـرمافزار جـامع التـفاسیر
نور).
علمالهدی، جمیله (3372)، نظریۀ اسالمی تعلیم و تربیت، تهران: انتشارات دانشگاه امام
صادق(ع) و سازمان پژوهش و بـرنامهریزی وزارت آمـوزش و پرورش.
العـوینی، محمدعلی (2312م)، االعالم الدولی بین النظریۀ و التطبیق، القاهره: مکتبۀ االنجلو
المصریۀ.
قانع، احـمدعلی (4372)، فـقه و پیام گمراهی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع).
قائمی مقدم، محمدرضا (3372)، «روش تربیتی تذکر در قرآن کریم»، دوفصلنامه تـربیت
اسـالمی، سال سوم، شماره 1.
قرائتی، محسن (1372)، قرآن و تبلیغ، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی.
قـرشی، سـید علیاکبر (2372)، قاموس قرآن، تهران: دار الکتب االسالمیه، بـازیابی از نـرمافزار
جـامع التفاسیر نور.
کرمی، رضاعلی (3372)، روشهای تبلیغ، قـم: انـتشارات دار الثقلین.
محمدی، مجید (1372)، دین و ارتباطات، تهران: کویر.
مصطفوی، حسن (1172)، التحقیق فی کلمات القـرآن الکـریم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کـتاب،
بـازیابی از نرمافزار جـامع التـفاسیر نـور.
مک کوئیل، دنیس (1372)، در آمدی بر نـظریه ارتـباطجمعی، ترجمه پرویز اجاللی، تهران:
مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها.
موالنا، سید حمید (3172)، «اهـداف و مـقاصد تبلیغ از نقطهنظر (دیدگاه) اسالمی در جهت یـک
تئوری (فرضیه) در مورد ارتـباطات و اخـالق»، تهران: هفتمین کنفرانس اندیشه اسـالمی.
هـوور، استوارت، ام. الندیای، نات (1372)، بازاندیشی درباره رسانه، دینن و فرهننگ، ترجمنه
مسعود آریایینیا، تهران: سـروش.
پایان مقاله







