ترتیب در مراتب امر به معروف - ادله بر مراتب

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
ترتیب در مراتب امر به معروف-ادله ترتیب

ادله بر مراتب

مرحوم محقق (ره) در شرایع دانی مفید باشد نوبت به مرتبه ی شدید تر نمی رسد.

صاحب جواهر دراصل اینکه مراتب امر و نهی سه مرتبه است می فرماید لااجد فیه اختلاف بین الاصحاب یعنی دلیل اول براینکه مراتب امر به معروف و نهی از منکر سه چیز است دلیل اول اجماع است.

معنای کلام صاحب جواهر ادعای اجماع است یعنی مسئله اجماعی است.

بنابراین نتیجه سخن ایشان این است که دلیل اول براینکه مراتب امر به معروف و نهی از منکر سه مرتبه است اجماع است.[۱] در فقه گاهی ادعای اجماع می شود و گاهی در اصول بحث از اجماع می شود وقتی در اصول بحث از اجماع است و اجماع تعبدی را توضیح میدهید یک جور حرف میزنید به فقه که میرسید کار ساده تر می شود.

وقتی در اصول بحث می کنیم میگوییم اجماع یعنی اتفاق کل، همه نظرشان یکی باشد ثاًنی این اتفاق کل کاشف از قول مهعصوم باشد یعنی اجماع بشرطی حجت است که قول معصوم داخل در آن افراد باشد.

ثالثاً اجماع علماء دلیل و مدرک مشخصی نداشته باشد، اگر اجماع مدرک مشخصی دارد، اجماع بما هو اجماع دلیل نخواهد بود و باید به مدرک رجوع کنیم لذا می فرمایند اجماع مدرکی حجت نیست یعنی اجماعی که محتمل المدرک است.

یا علم داریم به اینکه فتوی دهندگان این حدیث است این اجماع حجیت مستقله ندارد این حرفی است که علما در اصول فرموده اندولی به فقه که میرسد علما می فرمایند المسئله اجماعی.

صاحب جواهر می فرماید بلاخلاف فیه یعنی اصلاً این مسئله اختلافی در آن نیست، این اجماع بحسب انچه در اصول آمده حجیت ندارد چون مدرک این اجماع اگر نگوییم یقین روایات است احتمالاً مدرکش روایت است.

پس اجماع محتمل المدرک است و بماهو اجماع حجیت ندارد وباید در مدرکش بررسی کرد که مدرکش که روایات است قابلیت استدلال دارد یا ندارد، یعنی از نظر سند آیا قابل اعتماد است یا نیست، اگر قابل اعتماد است از نظر دلالت، دلالت بر مطلوب دارد یا ندارد.

پس بنابراین برای این موضوعی که مراتب امر به معروف و نهی از منکر سه مرتبه است، دلیلنا اجماع، میگوییم اجماع دلیل مستقلی نیست و بماهو حجیت ندارد.

دلیل دوم بر مراتب امر به معروف

دلیل دوم روایات است؛

حدیث .1

از امام باقر (ع): فانکروا بقلوبکم والفظوا بالسنتکم وسکوا بها جبائهم ولا تخافوا فی الله لومه لائم الی ان قال فجاهدوهم بابدانکم وابغضوکم بقلوبکم... [۲]. با دل های خودتا انکارکنید، بازبانتان امر و نهی کنید به صورت آنها بزنید، خب مراتب امر به معروف یعنی اول انکار قلبی بعد تذکر لسانی اگر نشد بابرخورد فیزیکی.

حدیث . 2

ازامیر المومنین: من ترک انکار المنکربقلبه ویده ولسانه فهو میت فی الاحیاء.[۳] کسی که ترک کند انکار منکر را یعنی تنفر از منکر را باقلبش وبا دستش وبا زبانش، یعنی انکار قلبی و تذکر لسانی و برخورد فیزیکی با فاعل منکر نداشته باشد مرده و بی خاصیت است بین زندگان (توجه کنید ترتیب رعایت نشده مرحله ی سوم مقدم شده بر مرحله ی دوم) فرموده است: ومراتب الانکار ثلاث، مراتب انکار وامر به معروف و نهی از منکر سه مرتبه است.

امام در تحریر فرمودند مراتب امر به معروف و نهی از منکر سه مرتبه است و تا وقتی که مرتبه

حدیث .3

از امیرالمومنین (ع): إن أول ما تقبلون علیه من الجهاد الجهاد بأبدانکم ثم بألسنتکم ثم بقلوبکم، فمن لم یعرف معروفا و لم ینکر منکرا قلب فجعل أعلاه أسفله[۴] می فرماید اولین قدمی که دار باب جهاد با او برخورد میکنید، جهاد بابدن است سپس با زبان وسپس با قلب، کسی که معروفی را نشناسد ومنکری را جلوگیری نکند زیر و رو می شود خودش یعنی یک انسان بی خاصیت معلوم الحالی می شود.

دقت کنید فرمود جهاد بابدانکم یعنی اول برخورد فیزیکی بعد زبانی بعد قلبی یعنی برعکس ترتیبی که در کلام مشهور ذکر شده است.

حدیث .4

از امام عسکری (ع) عن النبی (ص) من رای منکر فلینکر بیده ان استطاع فان لم یستطع فبقلبه فحسبه ان یعلم الله من قلبه انه لذلک کاره کسی که منکری را دید باید جلوگیری کند با دستش اگر توانست والا باقلبش و کافی است در این انکار قلبی که خدا از قلب او آگاه باشد کراهت داشتنش.

دراینجا نیز اول برخورد فیزیکی را مطررح کرده سپس انکار قلبی.

پس ترتیبی که در بعض روایات آمده مشابه است باترتیبی که کلام فقها ذکر شده و در بعض روایات برعکس نظر علما است، اما ماترتیب مشهور بین اصحاب را میپزیریم زیرا وظیفه ی ما امر به وترک منکر است پس باید منکری انجام شود یا معروفی ترک بشود تا امر و نهی کنیم، اگر تا شما ناراحت شدید ازکاری شخص ترک کند اینجا منکری نیست تا تذکرلسانی و یدی باشد پس موضوع منتفی است پس وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط می شود بسقوط وانتفاع موضوعه.

مشی ما بر وفق ترتیب کلام مشهور است.

نکته دوم: انکارقلبی واجب است یا واجب نیست؟ واگر واجب است آیا نهی از منکر است؟ اصلاً مقصود از انکار قلبی چیست؟

تفسیر علما

علما تفسیر های مختلف دارند:

لکن عن النهایه، در کتاب نهایه شیخ طوسی اینگونه آمده، تفسیره باعتقادالوجوب والحرمه، مقصود از انکار قلبی یعنی اعتقاد بوجوب وحرمت، من قصد انکار قلبی دارم یعنی اعتقاد داشته باشم بوجوب معروف وحرمت منکر.

بل فی المسالک هوالظاهر من الاطلاق، ظاهر اطلاق علما همین است یعنی اعتقاد بوجوب معروف وحرمت منکر.

وجعل فی القواعد ذلک الاعتقاد مع عدم الرضا بالمعصیه اول مراتب الانکار القلبی، فرموده انکار قلبی یعنی اعتقاد بوجود معروف دارد واعتقاد بحرمت منکر دارد و راضی به فعل منکر هم نیست.

در قواعد ونهایه انکار قلبی یعنی اعتقاد بوجوب وحرمت اما در قواعد چیزیی اضافه شده بعدم رضایت به منکر.

در کتاب تنقیح ضمن اینکه گفته انکار قلبی یعنی اعتقاد بوجوب وحرمت فرموده مع الابتهال الی الله تعالی فی اهداء العاصین، یعنی تضرع داشته باشد و بگوید خدایا معصیت کاررا هدایت کن.

فی الکفایه (کفایه سبزواری) بعدم الرضا بالفعل یعنی راضی به فعل منکر نباشد.

صاحب جواهر می فرماید کسانی که فرمودند راضی به فعل نباشد بخاطر روایاتی است که می فرماید الراضی بالحرام کفاعله بلکه در بعضی از روایات آمده امام زمان (عج) که آمد قتل زراری قتلت الحسین (ع) زریه ونسل قاتلین امام حسین (ع) را میکشد چون راضی اند به عمل اجدادشان لذا خود رضایت منکر است.

و عن المفاتیح تفسیره بالبغض فی الله، انکار قلبی یعنی بغض و حب فی الله

و عن منتهی و ما تسمعه من المدح انه اظهار الکراهیه یعنی ناخشایندی خود را اظهار کند

مرحوم محقق خوانساری در جامع المدارک فرموده است انکار قلبی واجب است بنابر روایات خواه از مراتب امر به معروف و نهی از منکر باشد یا نباشد.

صاحب جواهر می فرماید تمام این تفسیربرای انکار قلبی فایده ای ندارد.

در وجوب انکار قلبی شکی نیست اما آیا انکار قلبی به این معنا جزء مراتب امر به معروف و نهی از منکر هست یا نیست؟

وقتی موضوع را نگاه می کنیم، امر به معروف و نهی از منکر، اینکه در دل خود از چیزی ناراحت شود یا نشود خود امر به معروف و نهی از منکر است، پس انکار به این معنا که من خوشم بیاید یا بدم بیاید این یک عمل قلبی است و عرفا به او امر به معروف و نهی از منکر گفته نمی شود پس انکار قلبی به ایم معنا از مراتب امر به معروف و نهی از منکر نیست.

پس مراد از انکار قلبی که مرتبه ی اول از مراتب امر به معروف و نهی از منکراست چیست؟

لذا فقها فرمودند انکار قلبی که از مراتب امر و نهی است انکاری است که همراه باشد باحرکتی که آن حرکت ابراز ناخوشایندی باشد، صرف انکار قبلی نباشد.


پانویس

  1. جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج 21، ص: 374
  2. وسائل الشیعه، ج 16، ص: 131
  3. همان
  4. الوسائل- الباب 3 من أبواب الأمر و النهی الحدیث 10
بازگشت به دروس خارج