تذکر و یادآوری

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تذکر و یادآوری

مرد فقیری پسر خردسالی داشت.

روزی به او گفت: بیا امروز قدری میوه از باغی سرقت کنیم.

پسر خردسال با نارضایتی با پدر به راه افتاد.

وقتی به باغ رسیدند پدر به فرزندش گفت: تو در این جا نگهبان باش و اگر کسی آمد زود مرا خبر کن تا کسی ما را در حال دزدی نبیند و مشغول چیدن میوه از درخت مردم شد.

لحظه ای بعد پسر فریاد زد: یک نفر ما را می بیند!

پدر با ترس و عجله از درخت پایین آمد و پرسید چه کسی؟ کجاست؟ پسرک زیرک گفت: همان خدائی که از همه چیز آگاه است و همه چیز را می بیند! پدر از گفتار نیکوی فرزند شرمنده شد و بعد از آن دزدی نکرد.

( امر به معروف و نهی از منکر - محمد رضا اکبر ص 71)