تأملی دوباره در امر به معروف و نهی از منکر، رهیافتها و رویکردها
نویسنده:حجت الاسلام محمد کاشفی
محتویات
- ۱ مقاله
- ۲ رهیافت تاریخی
- ۳ رهیافت جامعه شناسی دین
- ۴ رهیافت جامعه شناسی دینی
- ۴.۱ ترک آن موجب انقراض و هلاکت یک اجتماع میشود و انجام آن سبب فلاح و نجات از هلاکت
- ۴.۲ موجب اتحاد در جامعه میگردد
- ۴.۳ موجب برپایی واقامه شعایر دیگر اجتماعی دین میشود
- ۴.۴ موجب اصلاح جامعه میشود
- ۴.۵ امر به معروف و نهی از منکر ،خود نوعی نظارت عمومی بر قدرت که یکی از نهادهای مهم و اساسی اجتماعی تلقی میگردد، میباشد
- ۵ رهیافت روانشناسی دین
- ۶ رهیافت کلامی
- ۷ قلمرو معروف و منکر یا به عبارت دیگر قلمرو دین
- ۸ معنای معروف و منکر
- ۹ رهیافت قرآنی و روانی
- ۱۰ رهیافت سیرهای
- ۱۱ رهیافت فقهی
- ۱۲ شناخت صحیح معروف و منکر
- ۱۳ احتمال تاثیر
- ۱۴ بدعت
- ۱۵ ج ) مراتب امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۶ تغافل
- ۱۷ موعظه
- ۱۸ برخورد فیزیکی
- ۱۹ رهیافت حقوقی
- ۲۰ حقوق ملت
- ۲۱ حقوق اجتماعی
- ۲۲ چند نکته
- ۲۳ آیا در اعمال و دعوت و انجام فرایض دینی روح تبشیر باید حاکم باشد یا روح تنفیر؟
مقاله
میتوان گفت در امر به معروف و نهی از منکر یک مسئله چند وجهی است یعنی مسائلی در این باب وجود دارد که به نحوی باید در علوم و رشتههای دیگر بررسی و تبیین شده و سپس به عنوان اصل موضوعه در این باب بکار گرفته شود. به عبارت دیگر هر چند این بحث در فقه اسلامی طرح گشته و از فرعیات تشیع به حساب میآید ولی نیازمند به مبادی تصوری و تصدیقی است که در حوزههای دیگر باید تشریح شوند. علاوه بر آنکه نفس این مساله را نیز میتوان بعنوان یک پدیده دینی با رهیافتهای بودن دین ، مورد مداقه و کنکاش قرار داد.
رهیافت تاریخی
میتوان در امر به معروف و نهی از منکر را به نحو تاریخی دنبال کنیم- این رهیافت که بودن دینی است به ما کمک میکند تا بدانیم :
سیر تحول این امر چگونه بوده است
قرائتهای گوناگون از آن چه بوده است
شناسایی آراء چهرههای بارز در این باب
فهم دورانهای ظهور و افول
قلمرو و حدود آن در دورههای مختلف
کشف علل و عوامل روی آوری و عدم روی آوری مردم به این مساله
و ... سیر تحول این امر در تاریخ و پاسخهای پرسشهای فوق ، عناصر را که در تبیین ما در باب امر به معروف و نهی از منکر ، باید بیشتر مد نظر قرار گیرند ، روشن میسازد.
رهیافت جامعه شناسی دین
جامعه شناسی دین همانند روان شناسی دین و فلسفه دین یک حوزه علمی میان رشتهای است . حوزههای میان رشتهای حاصل تاملاتی هستند که از بر قراری ارتباط و نسبت میان دو قلمرو علمی ایجاد میشوند و مسائل و موضوعات تازهای را برای دانشمندان هر دو معرفت فراهم میکنند. در عنوان فوق ( جامعه شناسی دین )، چارچوب علمی مطرح و مضافه الیه موضوع دانش است . بنابراین جامعه شناسی دین ، بدین معناست که ما پدیده دین و ارکان آن را در قلمرو جامعه شناسی و با روشهای جامعه شناسی مورد مطالعه قرار میدهیم . جامعه شناسی دین کار جامعه شناسائی است که از سرنوعی دغدغه یا علاقه به دین میپردازند و با الگوهایی که در جامعه شناسی به مطالعه وجوه مختلف دین ، بالاخص آنجا که دین وجه اجتماعی ، نهادی و گروهی پیدا میکند، میپردازند.
« امر به معروف و نهی از منکر » صرف نظر از یک واجب شرعی که برای افراد وضع شده است دارای بعد اجتماعی است . در واقع یک مسلمان با به جا آوردن این وظیفه به نوعی در امر اجتماع مشارکت میجوید و میکوشد تا جامعه را از انحراف و فساد مصون ساخته و به فلاح و رستگاری هدایت کند. این رفتاردینی زمانی که به شکل یک نهاد جمعی سامان دهی میشود ( ستاد امر به معروف و نهی از منکر ) خصلت جمعی پیدا کرده و میتوان آنرا از دیدگاه جامعه شناسی مورد مداقه قرار داد . در اینجا جامعه شناس دین به مساله امر به معروف و نهی از منکر - بماهو - نمیپردازد و از دلیل و حقانیت یا بطلان آن سخن نمیگوید، بلکه از آن جهت به این مساله میپردازد که هویت اجتماعی پیدا کرده و در رابطه ، نظامات و ساختارهای اجتماعی حضور پیدا کرده است . باید توجه داشت که وجود خارجی یک امر، لزوما و همیشه در خدمت ماهیت آن امر نیست بلکه گاه به آن ماهیت خیانت میورزد. جامعه شناس باید این خدمت و خیانت را نشان دهد. از این رو جامعه شناس دین میتوان از سرشفقت و درد دین نقش اجتماعی و بیرونی دین را بیان کند و نقاط خدمت و خیانت او را به ماهیت دین به ما نشان دهد.
رهیافت جامعه شناسی به امر به معروف و نهی از منکر همانقدر اهمیت دارد که ماهیت شناسی آن،در تمثیل روح و بدن ،نمی توان گفت که چون انسانیت انسان به روح او و به ملکات نفسانی آن است ، پس میتوان به جسم بی اعتنایی ورزید، کوچکترین اختلالی که در جسم پدید آید ، در روح نیز انعکاس مییابد. آدمی برای حفظ و سلامت روحش باید در سلامت جسم خود نیز بکوشد. بررسی ابعاد اجتماعی و بیرونی امر به معروف و نهی از منکر در واقع کنکاش در پیکره آن است و این کوشش نقاط ضعف تبیینی ما را در برخی از روح ماهیت یا غلظت از مرتب و شرایط امر به معروف و نهی از منکر نشان میدهد ، چرا که ما مدعی هستیم که اسلام به کاملترین و جامعترین وجه اعمال دینی را ترسیم نموده که اگر در درست بدان عمل شود، انسان را به سعادت که غایت دین است ، رهنمون میکند، بنابراین توجه به عدم بازدهی مطلوب امر به معروف و نهی از منکر یا بعضا نتیجه معکوس دادن آن در جامعه (جامعه شناسان ) به ما کمک میکند تا در ترسیم صحیح و معقول و موجه ماهیت امر به معروف و نهی از منکر بیشتر دقت ورزیم و در این جستجو نکات غفلت شده را مجددا بکار بریم.
ناگفته نماند که دریچههای گوناگونی برای ورود به بحث جامعه شناسان درباب امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد که هر کدام قدر، منزلت و اهمیت خود را دارا هستند:
شناخت فوق و گروههایی که این مساله را بکار بستهاند{ فوق یک دین}
شناخت نقاط اشتراک و افتراق این رفتار دینی - اجتماعی - در ادیان ابراهیمی یا ادیان سنتی .
کشف نحوه کارکرد و نهادهای دینی درباب امر به معروف و نهی از منکر { کارکرد سپاه پاسداران،سازمان تبلیغات اسلامی ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، دفتر تبلیغات اسلامی ، بسیج،نهاد رهبری در دانشگاهها و ...}
کشف نحوه کارکرد نهادهای دولتی { نیروی انتظامی ، وزارت کشور ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی }
در این باب .
و ...
رهیافت جامعه شناسی دینی
باید توجه داشت که جامعه شناسی دینی غیر از جامعه شناسی دین است . جامعه شناسی دین یک بحث بودن دینی درباب دین است که بر اساس روشهای تجربی و نظری جامعه شناسی دینی انجام میگیرد ولی جامعه شناسی دینی یک بحث درون دینی است که نگرشها و جهت گیریهایش را از مباحث مختلف معارف دینی اخذ میکند. جامعه شناس دین ،مطالعه اجتماعی درباب پدیدههای دینی ( مثل رفتارهای دینی ) است ولی جامعه شناسی دینی مطالعه غیر تجربی دینداران درباب نگاه دین به مسائل اجتماعی و آموزشهای اجتماعی ادیان و رفتار اجتماعی دینداران است . به عبارت دیگر جامعه شناسی دین در مباحث خودانگیزه دفاعی و تبلیغی خاص را دنبال نمیکند ولی جامعه شناسی دینی میخواهد نشان دهد که دین در محدودههای اجتماعی نظرات خاصی دارد.
بنابراین در این رهیافت ،سعی میشود که سهم امر به معروف و نهی از منکر در تحولات اجتماعی از نگاه درونی تبیین و تشریح شود. در این نگرش میتوان آثار - مثبت یا منفی-اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر یا ترک آن را راهیابی کرد. به برخی از این آثار از دیدگاه اسلام اشاره میشود:
ترک آن موجب انقراض و هلاکت یک اجتماع میشود و انجام آن سبب فلاح و نجات از هلاکت
« پس چرا از نسلهای پیش از شما خردمندانی نبودند که مردم را از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندکی از کسانی که از میان آنان نجاتشان دادیم و کسانی که ستم کردند به دنبال ناز نعمتی که در آن بودند رفتند، و آنان بزهکار بودند . و پروردگار تو{ هرگز} بر آن نبوده است که شهرهایی را که مردمش اصلاح گرند ، به ستم هلاک کند.»
موجب اتحاد در جامعه میگردد
« همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان { یکدیگر} بودید،پس میان دلهای شما الفت انداخت ، تا به لطف او برادران هم شدید، و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید ... و باید از میان شما ، گروهی { مردمی را } به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وا دارند و از زشتی بازدارند و آنان همان رستگارانند . و چون کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و باهم اختلاف پیدا کردند، و برای آنان عذابی سنگین است.
قرار گرفتن آیه امر به معروف و نهی از منکر میان امر به اتحاد و نهی از تفرق و اختلاف ، بیانگر این مطلب است که مراد از خیر همان اتحاد میباشد یعنی درمیان مسلمانان باید جماعتی باشند که همیشه مسلمانان را به وحدت و اتحاد دعوت کنند. و با توجه به آیه بعدی ، مراد از منکر همان تفرقه و پراکندگی است . گویا مجموع این سه آیه میخواهد بگوید که قرآن در میان خیرها حسن تفاهم و وحدت و اتفاق میان مسلمانان را مادر و مبدا همه خیرها میداند و در میان زشتیها و پلیدیها ، آنچه را از همه بدتر میداند اختلاف و تفرقه است ، از این رو با امر به اتحاد و پرهیز از اختلاف که در سایه امر به معروف و نهی از منکر پدیدار میگردد . جامعه بسوی وحدت سوق داده میشود.
موجب برپایی واقامه شعایر دیگر اجتماعی دین میشود
« و مردان و زنان با ایمان ، دوستان یکدیگرند، که به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند و نماز را برپا میکنند و زکات میرسند و ازخدا وپیامبرش فرمان میبرند. آنانند که خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد ، که خدا توانا و حکیم است »
در این آیه قسمتهای بطور علت و معلول مرتب بر یکدیگر ذکر شده است . لازمه ایمان حقیقی ، علاقه و محبت به سرنوشت یکدیگر است ولازمه این محبت وعلاقه امر به معروف و نهی از منکراست و لازمه امر به معروف و نهی از منکر قیام بندگان به عبادت ، هر قیام به وظیفه کمک و دستگیری از فقراء یعنی زکات که یکی از شعائر دینی که دربعد اجتماعی - اقتصادی مسلمانان مفید و کارآمد است - میباشد.
موجب اصلاح جامعه میشود
امام حسین (ع) در وصییتنامه معروف خود خطاب به برادرش محمد بن حنیفه به کار خود عنوان « اصلاح » و به خود عنوان « مصلح» داد و این اصلاح را درپرتو امر به معروف و نهی از منکر عملی دید . البته هرچند اصلاح درپرتو امر به معروف و نهی از منکر که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام میباشد ، تحقق مییابد ولی باید توجه داشت که هر امر به معروف و نهی از منکر لزوما مصداق اصلاح اجتماعی نیست، ولی هراصلاح اجتماعی ، مصداق امر به معروف و نهی از منکر هست.
امر به معروف و نهی از منکر ،خود نوعی نظارت عمومی بر قدرت که یکی از نهادهای مهم و اساسی اجتماعی تلقی میگردد، میباشد
. ازدیدگاه اسلام محدوده امر به معروف و نهی از منکر فراتر از گناهان فردی است بلکه گناهان اجتماعی را نیز که از سوی قدرت حاکمه به جامعه تزریق میشود و منجر به تضعیف ارکان و محو آثار دین و گمراهی مسلمانان میگردد، شامل میشود،این مساله از منظر فقهاء اسلامی به حدی اهمیت دارد که هیچ حد و مرزی برای آن یعنی برخورد با گناهان اجتماعی- وجود ندارد و تا مرز ریخته شدن خون عزیزترین فرزندان اسلامی باید برآن پای فشرد.
رهیافت روانشناسی دین
روان شناسی دین مانند جامه شناسی دین یک رهیافت برون دینی است. این علم به دنبال آن است که دین و ارکان آن از لحاظ روانی بر شخص متدین چه آثار ونتایجی را دارد ، همچنین انگیزههایی را که انسان برای متدین بودن میتواند داشته باشد ، مورد مطالعه قرار میدهد.
با این نگرش میتوان بررسی کرد که اولا امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک عمل دینی اجتماعی چه آثاری را بر رفتار و روان افراد یک جامعه در گرایش به کارهای شایسته ، روا ، خوشایند ، پسند و نیک و عدم گرایش به اعمال ناشایست، ناروا،بدآیند، ناپسند و بد میگذارد . و ثانیا میتوان با روشهای تجربی در روانشناسی انگیزههای یک فرد مومن را در انجام این فریضه ، جستجو کرد. انگیزههایی همچون عشق به مکتب ، عشق به مردم عشق به محیط اسلام ، حضور در صحنه و ... در این مدل قابل رهیابی است . بهرروی باید توجه داشت که در این رهیافت هیچگاه از نگاه دینی و با کمک معارف دینی به تاثیر امر به معروف و نهی از منکر دررفتار افراد اجتماعی وهمچنین کشف انگیزههای یک فرد مومن درانجام این فریضه ، پرداخته نمیشود بلکه با استعداد بکارگیری روشهای تجربی درعلم روان شناسی تاثیر و انگیزهها تبیین میگردند نتایج این رهیافت به اندیشمندان دینی کمک میکند تا تاثیر منفی از مثبت را بازجسته و انگیزههای غلط و نادرست از صحیح ، معقول و موجه آن را روشن سازند و در این راستا مشکلات تئوریکی در عدم تبیین درست ماهیت امر به معروف و نهی از منکر و نکات غفلت شده ، بازیابی میشوند .
رهیافت کلامی
این رهیافت درون دینی است بدین معنا که یک متدین ودیندار ، امر به معروف و نهی از منکر را یک سلوک و رفتار دینی میداند که شارع بما هو شارع آن را برانسان تکلیف کرده است .
از این رود او خود را موظف میداند که علاوه بر تبیین و تنظیم این سلوک وعمل دینی ، آن را از چالشهایی که توسط منکران دین یا بد فهمان دیندار طرح کردهاند رهانیده و برموجه بودن آن دلیل اقامه کند. شاید بر نگارنده خرده گرفته شده که بحث از امر به معروف و نهی از منکر موخر ازمباحث کلامی است که در باب اثبات خدا ، نبوت ، معاد، شریعت و ... میباشد- و با اثبات آنها دیگر جای چون و چرا وجود ندارد تا به رهیافت کلامی نیازمند باشیم . اما این نکته اولا از سر عدم توجه به قلمرو و علم کلام است ، چرا که دائره علم کلام و تنها اصول اعتقادات نمیباشد بلکه فروع این را نیز شامل است .
چنانکه برخی ازبزرگان بدان تصریح کردهاند ، ثانیا ازدخالت تبیینهای کلامی در تشریح احکام اسلامی غفلت شده است چرا که اگر قلمرو دین ، فطری بودن علاقه بر جمع و اجتماع و نسبی بودن اخلاق را روشن نسازیم ، استنباط ما از فلسفه تشریع امر به معروف و نهی از منکر ، تفسیر " معروف " و"منکر" و قلمرو آن دو تفاوت خواهد بود، جالب آن است که بسیاری از شبهات که یک متکلم موظف به پاسخ یابی وپاسخ دهی به آن میباشد- در این باب اطراف مبانی نظری همین سه امر میگردد. ثالثا گاهی اوقات برای تبیین بهترین حکم شرعی { اهمیت ، ضرورت و جایگاه } میتوان مباحث کلامی را به استخدام گرفت. این مساله به دلیل ذهن کنکاشگرجوانان صاحب فکر در دوران معاصر اهمیت مضاعف پیدا کرده است:
یک مورد گرایش فطری انسان به میل به زندگی جمعی است ، این مساله نقش مهمی در فلسفه تشریع امر به معروف و نهی از منکر دارد . چرا پیکره این فلسفه را سه اصل مهم تشکیل میدهد: الف) گناه مسری بر حال جامعه مضر است ب) ما در قبال جامعه خود مسئولیم ج) تغییر جو گناه زده و منحرف به دست مردم میباشد. این اصول مبتنی بر مبانی نظری خاصی است که باید تبیین و تدلیل شوند. مهمترین آن عبارتند از :
فطری بودن میل به زندگی جمعی با قرائتهای مختلفی که وجود دارد . که آیا این اصل فطری اول است یا فطری ثانوی
رشد و تحول تکاملی این تمایل در فطرات انسان
توجه اسلام به اجتماع و قالب ریزی احکام اسلامی در قالب اجتماع
نحوه شرایط فرد و جامعه
هدف اجتماع اسلامی
نقش قوانین اسلامی دراجتماع و نحوه شرایط آن با جامعه
و ...
البته میتوان این مبحث را در جامعه شناسی و دینی نیز جاسازی کرد ولی مقصود ما از طرح آن در رهیافت کلامی آن است که یک متکلم و مدافع دین باید به این مساله که جزء مبانی اصول شمارش شده در تشریع امر به معروف و نهی از منکر میباشد، توجه داشته و در تبیین ، تنظیم و رفع شبهات پیرامون آن بکوشد .
قلمرو معروف و منکر یا به عبارت دیگر قلمرو دین
این موضوع یکی از مهمترین و کلامیترین مباحث کلامی است و نقش قابل توجهی در مبحث امر به معروف و نهی از منکر دارد. مطمئنا کسی که دائره دین را تا حد یک تجربه درونی فرو میکاهد با فردی که معتقد است اخلاقیات و شریعت قلمرو و اجتماع را نیز تحت پوشش دارد درباب قلمرو دین یکسان سخن نمیگویند. اگر کسی قائل باشد که دین ناظر به امور دنیوی بشر نیست دیگر معروف و منکر در عرصه سیاست - اقتصاد و حکومت برای وی معنا نخواهد داشت . اگر کسی دین را تنها در اخلاقیات فردی خلاصه کند چگونه نمیتوان در مقابل گناه اجتماعی - در صورت پذیرش چنین عنوانی از سوی او - موضع گیری کند؟ دیدگاهی که بر آن است که هدایت دین هدایت قلی است و کمال دین را در آنچه دین برای آن آمده تفسیر میکند.
در باب قلمرو امر به معروف و نهی از منکر یکسان بیندیشند؟! شخصی که معتقد است گفتار و رفتار پیامبر با قوم خود فقط ارزش الگویی دارد و برای آن نیست که همه جا و در همه نسلها طابقا الفعل باالفعل عملی شوند ، بلکه آنها مصادیقی هستند از اصول کلی و ترموم باید مصداق اصول کلی خود را بجوید و بیابد با کسی که نقش ویژهای برای سنت حضرت رسول (ص) قول و فعل و تقریر- قائل است ، یکسان در باب قلمرو معروف و منکر فتوا میدهند؟!
جالب آن است که این اختلافات در میان دینداران و اندیشمندان دینی است. یعنی در میان کسانی که توحید ، نبوت ، معاد و امامت را قبول دارند ولی حوزه شریعت را محدود میدانند و بالتبع قلمرو معروف و منکر را در این باب باید موضوعات ذیل بررسی و تحلیل شوند تا محدوده معروف و منکر مشخص گردد:
گوهر و صدف دین (معنا، ویژگیها ، کارکردها )
نیاز به دین ( معنا ، قلمرو )
هدف دین ( معنا ، ارکان )
انتظار از دین ( معنا ، روشها ، قلمرو )
کمال و جامعیت دین ( مفهوم ، قلمرو )
دین و دنیا ( معنا ، نسبت )
معنای معروف و منکر
این موضوع که نقش قابل توجهی با موضوع سابق دارد یکی از مباحث مهم کلامی در باب امر به معروف و نهی از منکر میباشد. بسته به تفسیر و تحلیلی که از ماهیت معروف و منکر داده میشود، حوزه آن تنگ و فراخ میگردد. عموما گفته میشود: « معروف » یعنی عمل خیر و نیک و « منکر » یعنی عمل زشت و ناپسند اما سخن آن است که ما چگونه خیر و نیک و زشت و نازیبا را بفهمیم و اصلا مراد از این خیر و شر اخلاقی نیست؟
آیا مقصود همان حسن و قبح عقلی است ؟ یا فطری بودن معرفت حسن و قبح میباشد؟ آیا این دو قابل جمع اند؟ از طرفی دین نقشی در تعریف این دو دارد یا خیر، همان اصل عقلی و فطری را امضاء میکند؟ به عبارت دیگر ریشه این خیر و شر کجاست؟ آیا در فطرت است ، آیا در دین است ، آیا در عقل است؟ آیا در وجدان فرد یا اجماع جمع یا قاون طبیعی و یا شهود عقلانی است؟ در این میان نقش ارزشهایی که در یک جامعه برگرفته از سازمان یا فراتر فرهنگ ملی - بومی - منطقهای است. در تفسیر معروف و منکر چه مقدار میباشد؟ به عبارت دیگردر یک جامعهای به اقتضاء دیدگاه فرهنگی خاص که منشاء منطقهای دارد ، میتوان معروف و منکر را تفسیر کرد؟ آیا اصلا معروف و منکری که در شریعت آمده است این حوزه را نیز دربر میگیرد یا خیر؟ در صورت تعارض ارزشهای خوده فرهنگها چه باید کرد؟ و دهها پوشش دیگر که نقش بسزایی در فهم و تفسیر معروف و منکر دارند که نیازمند به پاسخ جدی هستند . در این میان موضوعات ذیل برای روشن شدن مفهوم و منکر از اهمیت بسزایی برخوردارند.
نسبت دین و اخلاق ( مفهوم ، مرزها ، غایب شناسی )
بنیانهای اخلق (عقل ، فطرت ، وحی ) {منفصله حقیقتیهاند، یا مانقد اجمع یا مانته الخلو}
نسبیت اخلاقی ( مفهوم ، مبانی ، لوازمات )
ثبات اخلاقی در جهان متغیر ( مفهوم ، مبانی ، لوازمات )
اخلاق و آداب و رفتار سازمانی ( مفهوم ، محدوده ، نسبیت )
و...
نکته حائز اهمیت در سد ساحت رهیافت کلامی یعنی - فطری بودن تمایل بر زندگی جمعی ، قلمرو امر به معروف و نهی از منکر و تفسیر معروف و منکر - آن است که مرجع تفسیر این سد ساحت چیست و کیست؟ چرا که برخی از نوائد یشان دینی معتقدند که سیستم تفکر دینی اسلام یک سیستم باز است برخلاف مسیحیت کاتولیکی یعنی در مسیحیت کاتولیکی ساختار و سیستم دین مسیحی سه ضلع دارد : خداوند ، انسان و کلیسا ، این سه ضلع یک مثلث کامل حکایتگو یک سیستم بسته است . در این سیستم کلیسا که مفسر رسمی و غیر قبل تخلف پیام خداوند است ، در خود ساختار دین پیش بینی شده است. به عبارت دیگر از نظر مسیحیت وقتی خداوند در تاریخ حلول میکند و متجد میشود و پیام میرساند ، این پیام یک حافظه رسمی و عینی در بستر تاریخ دارد و آن کلیسا است که باید این پیام را حفظ و بیان کند . در این صورت دگماهای مسیحیت به وجود میآید، که کسی حق تخلف از آنها را ندارد. اما در اسلام ضلع سوم پیش بینی نشده است و خود مردم مخاطب پیام و تفسیر کنندگان پیام هستند. این تفسیر کنندگان از یک طرف اصل تصوف اند، طرف دیگر فیلسوف اند، طرف دیگر فقها ء اند، طرف دیگر متکلمان اند و همینطور... نگارنده قبول دارد که « دگما » در مسیحست با « فتوا » در اسلام در جهات عیدهای متمایز و متباین اند. ولی باید در تفسیر ، تنظیم و تبیین آراء اسلامی در مساله معروف و منکر مرجعی مشخص وجود داشته باشد که آمرین و ناصحین را از تردید در پروژهای مستقل بصورت جدی پی گیری شود.
رهیافت قرآنی و روانی
این رهیافت نیز درون دینی است و آیات و روایات معتبر و صحیح السندی را که در باب امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد، گرد آورده و طبقه بندی میکند. این جستجو و طبقه بندی آن ، دینداران و یا کسانی را که علاقه مند به آشنایی متون دینی ما هستند ، در فهم بهتر این مساله و مباحث ذیل آن یاری کرده و در پرتو این فهم بصیرت جامعی را در این باب فرا روی محققان قرار خواهد داد.
رهیافت سیرهای
این رهیافت درون دینی بوده و سیره حضرت رسول (ص) و ائمه (ع) وقتی علماء بزرگ اسلامی را فرا میگیرد. اندیشمندان دینی معتقدند که سیره منبع مهمی برای شناخت اسلام است در قطعا برای شما در { اقتدابه } رسول خدا سرمشقی نیکوست: برای آن کس که به خدا و روز باز پسین امید دارد و خدا را فراوان یاد میکند. باید توجه داشت که این رهیافت با رویکرد تاریخی ، متفاوت است، در رویکرد تاریخی تنها به توصیف و روایت ظواهر امر بسنده میشود و آنها تحلیل و علت یابی نشده و عمق اعمال و شیوه رفتار مغفول میماند . ولی سیره یعنی سبک شناسی در واقع سیره نگاهی دوباره و از سر تحلیل و با دقت در عمل و رفتار است. بنابراین رهیافت تاریخی منبع مناسبی برای سیره شناسی است ولی این به معنا یکسان انگاشتن آن دو نمیباشد. نتایج این رهیافت نقش قابل توجهی در فهم صحیح و درست ما از شرایط امر به معروف و نهی از منکر ، شرایط کامل امر به معروف و منکر ، مراتب امر به معروف و نهی از منکر و مساله ترس، برترین امر به معروف، همگانی بودن امر به معروف و آثار امر به معروف دارد.
رهیافت فقهی
در کتابهای فقهی، احکامی در باب امر به معروف و نهی از منکر وارد شده است . بر این اساس و از چشم انداز احکام فقهی میتوان این مساله را تحقیق کرد. این رهیافت میتواند از دریچههای گوناگون صورت پذیرد:
سیر فقهی این موضوع از زمانهایی پیش تاکنون ( تحول ، تکامل ، نقاط تمایز و اشتراک ، علل و دلایل )
از دیدگاه یکی از فقهاء ( ماهیت ، ارکان ، شرایط ، مراتب )
فقیهان یک دوره حال یک سده یا دوره حاکمیت یک حکومت مثل دوران صفویه ( دیدگاهها ، نقاط تمایز و اشتراک علل و دلایل )
به نظر میرسد در این رویکرد ، نکاتی وجود دارد که باید بصورت شفاف تر برای دینداران تبیین شوند. ما مهمترین آنها را با توجه به دیدگاه حضرت امام رضوان- تعالی علیه - که این سال و این اجلاسترین با نام و یاد اوست . خاطرنشان میسازیم:
الف) اقسام امر به معروف و نهی از منکر
حضرت امام رضوان - تعالی علیه - امر به معروف و نهی از منکر را بسته به واجب ،مستحب و مکروه بودن متعلق آن واجب ، مستحب و مکروه تقسیم کردهاند .
علاوه بر آنکه بر وجوب شرعی ، وجوب عقلی و بر جهت شرعی قبح عقلی را نیز افزودهاند. در آخر هم به عنوان یادآوری فرمودهاند که در واجب بودن نهی از منکر فوق نمیکند که " منکر " گناه کبیره باشد یا گناه صغیره.
در اینجا باید محورهای ذیل برای مخاطبان و آمران و ناهیان تبیین شود:
مصادیق واجب ، حرام و مکروه در این زمان ( خصوصا موارد مشتبه و مصادیق مستحدثه )
حسن عقلی و قبح عقلی ( ماهیت ، ارکان و قلمرو )
حدمیان گناه کبیره و گناه صغیره ( تعاریف ، تمایز و مصادیق )
ب) شرایط امر به معروف و نهی از منکر
دراین قسمت چند موضوع حائز اهمیت و نیازمند به بازبینی و بازخوانی دوباره است ، علی الخصوص که فراگیری این شرایط واجب میباشد.
شناخت صحیح معروف و منکر
اولین شرط امر به معروف و نهی از منکر شناخت معروف و منکر است و این شناخت هم طبق دیدگاه حضرت امام (ره) شرط وجوب است نه شرط واجب . واضح است که تحصیل شرط وجوب لازم نیست برخلاف شرط واجب که تحصیل آن لازم است . مکلف باید وضو را که شرط واجب است ، تحصیل کند ولی لزومی ندارد استطاعت را که شرط وجوب حج است . تحصیل کند . بنابراین باید اولا این مساله را جا انداخت که بر کسی که امر به معروف و نهی از منکر را نمیشناسد واجب نیست که دست به اقدام بزند . ثانیا علم پیدا کردن بر معروف و منکر هم واجب نیست .
ثالثا اندیشمندان دینی باید موارد اختلاف دیدگاه فقهاء را در معروف و منکر شناسایی کرده و با تبیین نقاط اختلاف و اشتراک ، مرجع حل تعارض فتاوا را روشن سازند . رابعا با توجه به تحولات و تغییراتی که طبیعی گذر زمان است و با عنایت بر دیدگاه حضرت امام در تلقی نوین از اجتهاد را با استنباط از منابع دینی و به روش فقه سنتی، عنصر زمان و مکان در شناسایی مصادیق معروف و منکر - اگر مدعی نشویم در کشف مفاهیم متکاملتر معروف و منکر - نقش بسزایی داشته و به نظر میرسد بری این تشخیص علاوه بر منابع دینی و سیره حضرت رسول (ص) و ائمه (ع) . علومی همچون روانشناسی ، جامه شناسی ، فرهنگ شناسی ، سیاست و بعضا مباحث اقتصادی، دخالت چشمگیری در فهم مفاهیم و مصادیق معروف و منکر دارند . به آن نمونه از تاریخ صدر اسلام توجه فرمایید تا نقش زمان و تحولات آن را در معروف و منکر دریابید :
« حماد بن عثمان میگوید: خدمت امام صادق (ع) رسیدم، مردی بعد از حضور امام گفت : آقا ! شما فرمودید حضرت علی(ع) در زمان خودشان لباس خشن میپوشیدند لباسی به قیمت چهار درهم ، اما شما لباسهای خوب میپوشید . امام صادق (ع) فرمودند : علی بن ابی طالب در زمانی میزیست که شایستگی داشت چنین لباسی بپوشد. ( یعنی ایشان در راس حکومت قرار گرفته بودند و مردم هم در وضعیت معیشتی مناسبی نبودند) اگر امام علی (ع) لباس مرا میپوشید ، شهرت پیدا میکرد وانگشت نما میشد . لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است . در این زمان انسانها وضع معیشتیشان بهتر است و من هم در راس حکومت اسلامی نیستم. اما امام زمان (ع) وقتی تشریف بیاورند. باز همانند امیر المومنین (ع) رفتار خواهند کرد.
احتمال تاثیر
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر آن است که انسان احتمال اثر بدهد این شرط وقتی اهمیت بیشتر مییابد که با اعمال عبادی دیگر سنجیده شود. هیچگاه به ما گفته نشده است که اگر احتمال اثر معنوی در روحت میدهی نماز بخوان یا روزه بگیر ولی عمل به امر به معروف و نهی از منکر متوقف است بر احتمال اثر. این جاسازی تدبیر و مال اندیشی در این عمل عبادی بدلیل آن است که نتیجه این عمل یک اثر وضعی بر جامعه میگذارد و اگر این اثر وضعی منفی باشد هدف و غایب این عمل عبادی محقق نگشته، بلکه نتیجه معکوس میدهد. چنانکه عملکرد خوارج علاوه برآنکه باعث گریز افراد زیادی از اسلام شد موجب انقراض خود آن فرقه نیز گردید. چرا که در فقه خوارج امر به معروف و نهی از منکر یک تعبد محض است یعنی انسان حق ندارد حساب و منطق را در آن وارد کند. او باید کورکورانه و چشم بسته امر به معروف و نهی از منکر کند ولو یقین داشته باشد که در این عمل به نتیجه مطلوب نمیرسد بهرحال در این فریضه عبادی با توجه به این شرط ، باید، تدبیر و فکر و منطق به کار برده شود. در این باب موضوعات ذیل باید بررسی و تبیین شوند:
مفهوم تاثیر و احتمال ( فردی و اجتماعی )
تشخیص بر احتمال تاثیر ( ملاکها ، قلمرو )
مرجع تشخیص ، احتمال تاثیر ( فردی و اجتمای )
مرجع حل تعارضها در فهم و مصداق احتمال تاثیر ( ستاد امر به معروف ، وزارت کشور ، نهاد رهبری ، نیروی انتظامی ، وزارت اطلاعات ، وزارت آموزش عالی ، مراجع )
بر سر کاری که در آئی نخست رخنه بیرو شدنش کن درست
تا نکنی جای قدم استوار پای مند در طلب هیچ کار
بدعت
حضرت امام ره در ذیل مسائل شرط چهارم امر به معروف و نهی از منکر میفرمایند: اگر بدعتی در اسلام واقع شد و سکوت علماء و اندیشمندان دین در مقابل این بدعت ، موجب هتک اسلام و تضعیف عقاید مسلمانان شود نهی از آن - بعنوان یک منکر- به هر وسیله ممکن واجب میباشد.
حال چه این معنی از منکر در ریشه کن شدن این فساد - بدعت - موثر باشد ، چه نباشد....
پدیده بدعت با سد رهیافت قابل مطالعه است : رهیافت حقوقی ، کلامی و جامعه شناختی . صرف نظر از رهیافت جامعه شناختی . در رهیافت حقوقی بدعت به صورت یک عمل نگاه میشود که باید برای آن احکامی صادر شود ( مانند همین مسئله فوق ) . در رهیافت کلامی ، جنبههای اعتقادی بدعت مورد بررسی قرار میگیرد. اینکه بدعت با چه نوع اعتقادی درگیر است ، چه مبانی ای دارد ، چه چیزی بدعت اعتقادی است چه چیزی بدعت اعتقادی نیست ، انواع بدعت و... به دلیل تجربه تلخ و اندوه بار این مسئله در تاریخ که آن را به عنوان وسیلهای برای تفکیر و تفسیق اندیشمندان و نو آوران دینی به کار میگرفتهاند . و اکنون نیز به کار میگیرند. باید این پدیده به دقت شناسایی و حد و حدود آن مشخص گردد تا به عنوان حربهای منفی برای آزاد اندیشی تلقی نگردد. در این راستا ، تبیین مسائل و موضوعات ذیل بسیار حائز اهمیت است:
چیستی بدعت ( آیا هر نوآوری بدعت است و هر بدعتی نو آوری )
حوزه معنایی بدعت ( عبادت ، معاملات ، اعتقادات )
نسبت سنت و بدعت ( نقاط اشتراک ، نقاط تمایز)
بدعت و قلمرو دین ( مبانی و نسبت )
بدعت و انتظار از دین ( مبانی و نسبت )
بدعت مشروع و غیر مشروع ( تعریف ، قلمرو )
بدعت و تحول فهم دینی ( نسبت و مبانی و تعاریف )
بدعت و تجدد ( تعریف و نسبت )
مرجع تعیین بدعت ( مراجع عظام ، ولی فقیه ، نهادهای دینی )
و ...
تذکر : شرایط کمال امر به معروف و نهی از منکر ، هرچند عدالت و عامل بودن در امر به معروف و نهی از منکر شرط نشده است. ولی گفته شده است که: شرط کمال این امر واجب آن است که فرد آمر یا ناهی خود به آنچه میگوید ، عمل کند خصوصا اگر این فرد از علماء دین باشد. در این باب هرچند تا کنون مطالبی گفته شده است ولی با توجه به اهمیت آن تکرار و گسترش آن امری ضروری و بایسته است. چرا که تاثیر این گونه امر به معروف و نهی از منکر عمیق تر و ماندگارتر ، میباشد. صاحب جواهر ، قدس الله نفسه الزکیه پس از نقل کلام شیخ طوسی در این باب میفرماید: از بزرگترین امر به معروف و نهی از منکر و بالاترین و پایدارترین و موثرترین آنها خصوصا نسبت به رهبران دینی این است که عملا کار نیک بپوشد و در کارهای خیر چه واجب و چه مستحب عملا پیش قدم باشد جامه زشت کاری را از اندام خود دور کند ، نفس خویش را به اخلاق عالی تکمیل کند و اخلاق زشت را از خود دور کند.
ج ) مراتب امر به معروف و نهی از منکر
در این موضوع هم چند مسئله حائز اهمیت ، دقت و نیازمند به بازبینی مجدد وجود دارد که به مهمترین آنها اشاره میشود:
تغافل
امر به معروف و نهی از منکر دارای مراحلی است که هر کدام آنها نیز برای خود مراتبی دارند . مرحله اول که گاهی از آن به مرتبه قلب و گاهی به امر به معروف و نهی از منکر بدون زبان تعبیر میشود ، خود دارای مراتبی است که باید در عمل به این فریضه عبادی - اجتماعی مرتبه به مرتبه اجرا شود و بدون نتبجه گیری از مرتبه اول نمیتوان به مرتبه دوم دست زد و اقدام کرد. مرتبه اول از مرحله قلب، غمض عین یا تغافل است. تغافل ، یعنی اینکه انسان چیزی را بداند و از آن آگاه باشد ولی با اراده و عمد، خود را غافل نشان دهد و به صورتی وانمود کند که از آن عمل نا آگاه و بی اطلاع است .
این عمل اگر بجا و در مورد صحیح انجام پذیرد از نظر اخلاقی بسیار پسندیده و ممدوح است و دربارهای از موارد میتواند نمرات عالی و نتایج مهم ببار آورد . در زمینه برخی از انحرافهای قانونی و اخلاقی لازم است آگاهیهای خود را به رو نیاوریم و خویشتن را غافل نشان دهیم تا پرده حیاء گناهکار پاره نشود و در عمل ناروای خود جدی و جسور نگردد. به عبارت دیگر این اصل و این مرتبه میگوید : در امور زندگی و آمیزشهای اجتماعی نباید کور باشیم ولی در بعضی از مواقع باید چشمهای خود را ببندیم.
در مورد این مساله روایات متعدد و فراوان و اعجاب انگیز وجود دارد که ذهن را مدهوش و قلب را متول خود میسازد . و این خود گواه صادقی است که این مساله جایگاه اساسی و رفیعی در مبارزه با مفاسد اخلاقی و اجتماعی دارد که متاسفانه از آن غفلت شده است . حضرت رسول (ص) خود یکی از نمونههای بزرگی هستند که به این مساله اهمیت داده و به آن عمل میکردند . منافقان درغیاب حضرت رسول (ص) زیاد بد گویی میکردند و با سخنان ناروای خود آن حضرت را بسیار آزار میدادند، پیامبر گرامی (ص) از زشت گوییهای آنان نیک آگاه بودند ولی تغافل کردند و به روی خود نمیآوردند. گاهی به منافقان خبر میرسید که بدگوئیها و سخنان زشت شما به نبی اکرم (ص) رسیده است ، آنها برای آنکه چاره جویی کنند و خویشتن را از شک مصون دارند حضور پیامبر مشرف میگشتند و گفتههای خود را نفی میکردند ، حضرت با اینکه میدانستند آنها دروغ میگویند ولی ظاهرا سخنانشان را میپذیرفتند ، بعد هنگامی که منافقان دور هم جمع میشدند ، میگفتند « هواذن » یعنی حضرت رسول (ص) سر تا پا گوش است هرچه ما میگوییم میپذیرد ، در حالیکه ما دروغ میگوییم ، آیه ذیل در همین رابطه نازل شد ، خداوند میفرماید : « از ایشان کسانی هستند که پیامبر را آزار میدهند و میگویند او زود باور است . » بگو : « گوش خوبی برای شما است ، به خدا ایمان دارد و سخن مومنان را باور میکند و برای کسانی از شما که ایمان آوردهاند رحمتی است . کسانی که پیامبر خدا را آزار میرسانند عذابی پردرد { در پیش} خواهند داشت.»
به هر حال ما بخواهیم یا نخواهیم حیات زندگی دنیوی از انواع بلایا و آفات اجتماعی احاطه کرده است ، افرادی که روحشان ضعیف و ظرفیتشان کم میباشد وقتی با حادثهای مصیبت بار- از لحاظ اجتماعی و فردی - برخورد مینمایند . سخت متالم و بی تاب میشوند ولی اشخاص قوی با ظرفیت هنگامی که گرفتارپیش آمدی ناگوار از لحاظ اجتماعی - میشدند، عاقلانه میاندیشند، اگر بتوانند آن را رفع میکنند و اگر نتوانند حتی المقدور آن را نادیده میانگارند .
چرا که اگر چنین نکنند زندگی را بر خود سخت و ناگوار ساختهاند.
در این باب موضوعات ذیل قابل بررسی و پژوهش است :
چیستی تغافل ( ماهیت و ارکان )
تغافل ممدوح و مذموم (مفهوم - قلمرو - نقاط تمایز )
تغافل در تغافل عرفانی ( مفهوم - قلمرو - نقاط تمایز و اشتراک )
تغافل و برد باری ( نسبت و مفهوم)
تغافل و شامح ( مفهوم به نسبت ، نقاط تمایز )
تغافل و تربیت ( نقش تغافل در تربیت )
تغافل در روایات و آیات ( تعریف و مصادیق )
تغافل در سیره حضرت رسول (ص) ، ائمه هدی و اندیشمندان دینی ( الگو و رهنمود )
قلمرو و تغافل ( عبادات ، معاملات ، اعتقادات )
موعظه
مرحله دوم از مراحل سه گانه امر به معروف و نهی از منکر ،مرحله زبان است ، این مرحله که پس از ناامیدی از مرحله قلب قابل اجرا است . خود داری مراتبی است که با نادیده انگاشتن هر مرتبه نمیتوان و جایز نیست که به مرتبه بعدی دست زد و اقدام کرد. موعظه کردن با نرمی ملایمت ،امروزی معمولی و امروز نهی مقرون با تهدید . نگارنده از دو مرتبه اخیر صرف نظر کرده و نکاتی را نسبت به مرتبه اول یعنی موعظه خاطر نشان میسازد که قابل بررسی و پژوهش میباشد:
چیستی موعظه
اقسام موعظه ( مستقیم و غیر مستقیم )
شرایط موعظه ( زمان شناسی ، مکان شناسی ، تلطف ، سعه صدر ، منطقی بودن )
موعظه و نقد ( تعریف ،نسبت )
موعظه و مدارا ( تعریف ، نسبت )
موعظه و خشونت گفتاری ( تعریف ، نسبت ، نقاط تمایز )
موعظه ، تبشیر ، تنذیر ، تنفیر ( تعاریف ، نسبتها )
روش موعظه ( چیستی و ارکان )
ابزار موعظه در عصر حاضر ( منیر ، نشریات ، وسایل ارتباط جمعی و ... )
محتوای موعظه ( برهانی ، جدلی ، خطابی )
وعظ در آیات و روایات ( روش شناسی ، شرایط شناسی ، ابزار شناسی ، محتوا شناسی )
موعظه در سیره حضرت رسول (ص) ، ائمه اطهار(ع) اندیشمندان دینی ( الگو و رهنمود )
برخورد فیزیکی
سومین مرحله از مراحل سه گانه امر به معروف و نهی از منکر ، مرحله عمل و برخورد فیزیکی میباشد که خود دارای مراتبی است از جمله جدائی انداختن میان شخص و عمل ناروا ، ضرر زدن مالی و جانی ، این مرحله به جهت ظرافت و دقت خاصی که میطلبد ، باید با اذن فقیه جامع الشرائط و در زمان استقرار حکومت دینی با اجازه ولی فقیه و بازوان اجرایی وی صورت پذیرد. در این مرحله مهمترین مساله آن است که نخست مشخص گردد که چه نهادهایی متکلف این برخورد فیزیکی میباشند و ثانیا برای عدم تداخل وظایف هر یک از این نهادها و اساس، چارچوب قانون مشخص گردد. چرا که ما پس از پیروزی انقلاب با نهادهایی مواجه هستیم که از نظر بودجه و سازمان به دولت ( به معنای state ) تعلق دارند اما کارکرد عمدتا دینی دارند . مثل سازمان تبلیغات اسلامی ، ستاد اقامه نماز ، مجلس خبرگان ، امام جمعه ، ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر و....
البته برخی معتقدند که نهادهای فوق را باید نهادهای بینا بینی است یعنی نهادهایی که هم دینی و هم دولتی اند. نگارنده فعلا به این مسئله که آیا درست است یا خیر نمیپردازد. اما آنچه که بصورت یک واقعیت در جامعه قابل لمس است این مسئله میباشد که بسیاری از نهادها - دولتی و دینی - وجود دارند که به نحوی در باب امر به معروف و نهی از منکر مدعی و دخیل اند - این مسئله تنها به برخورد فیزیکی اختصاص ندارد بلکه در دو مرحله دیگر یعنی - مرحله قلب و مرحله زبان - نیز قابل مشاهده تر و عامه تر است. مانند بسیج ، ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر ، وزارت کشور ، وزارت اطلاعات ، نیروی انتظامی و هیئتهای مذهبی ، باید برای مشخص کردن منشاء جایگاه کارکردها و کارکردهای غالب هر یک از این نهادها ، تعیین نقاط اصطکاک ، همپوشانی ، تماس و نسبت آنها با یکدیگر ( مشروعیت ، اقتدار ، نفوذ ) و روشن سازی بحرانها و مشکلات آنها تحقیقی جامع صورت پذیرفته و نحوه دخالت و حد و حدود آن در باب امر به معروف و نهی از منکر خصوصا در باب برخورد فیزیکی مشخص گشته و بصورت قانون در آمده و این قانون یا قوانین در جامعه نهادینه شود تا شاهد بحرانهای جبران نا پذیر آن -همچون ماجرای تلخ کوی دانشگاه - در جامعه نباشیم- چنین باد.
رهیافت حقوقی
در زبان فارسی کلمه حقوق دارای تعاریف و معانی گوناگون میباشد . اما آنچه مد نظر ما است « حقوق » مجموعه قواعد و مقررات اسلام لازم الاجرایی است که بر روابط افراد یک جامعه حاکم است » آنجا که حقوق از روابط افراد صحبت میکند حقوق فردی یا خصوصی نامیده میشود و آنجا که صحبت از روابط اجتماعی و روابط افراد با دولت به میان میآید حقوق عمومی نامیده میشود . حقوق اساسی به عنوان شاخه اصلی حقوق عمومی یک سلسله اصول و قواعدی است که اساس تشکیلات عالمیه مملکتی مبتنی بر آن میباشد و از روابط بنیادین میان مردم و حکومت بحث میکند . بنابراین ، امر به معروف و نهی از منکر در این رهیافت به عنوان فریضهای که خود برای احیاء اصلاح و تداوم و گسترش حقوق انسانی تشریع شده است با حقوق اساسی و عمومی که در حکومت دینی در قالب قانون اساسی مطرح گشته است . نسبت سنجی و نحوه شرایط این امر با حقوق کلی واساسی شهروندان جامعه تبیین میگردد. علاوه بر آنکه میتوان به مفاد امر به معروف و نهی از منکر با توجه به این اصول نگاه کرد. بهر صورت در جامعهای که ما مدعی هستیم دین بر آن حاکم میباشد و قانون اساسی آن که منشور حقوق دینی و ملی آن به شمار میرود و مهلم از آیات و روایات و سیره حضرت رسول (ص) و ائمه (ع) اجرای و بیانگر روح و جوهره کشور میباشد، امر به معروف و نهی از منکر آن جامعه نیز باید با قانون اساسی و حقوق مطروحه در آن همخوان باشد ، از این رو بازخوانی و قرائت دوباره امر به معروف و نهی از منکر با توجه به حقوق اساسی و اجتماعی شهروندان امری ضروری و پر اهمیت میباشد.
اصلهایی که باید در قرائت جدید امر به معروف و نهی از منکر در رهیافت حقوقی مورد توجه قرار گیرند
عبارتند از :
حقوق ملت
( فصل سوم قانون اساسی )
اصل ۱۹ - مردم ایران از هر قوم و قبیلهای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها نخواهد بود.
اصل ۲۰ - همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ،سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
اصل ۴۰- هیچ کس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.
حقوق اجتماعی
( حقوقی است که افراد یک جامعه در روابط با موسسات عمومی و رسمی اداره یک کشور از آن برخوردار و به طور کلی حقوق سیاسی ، اداری و مدنی ، فرهنگی و اقتصادی و قضایی را در بر میگیرد. )
بند ۷ از اصل ۳ - تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
بند ۸ از اصل ۳- مشارکت عامه مردم در نعیین سرنوشت سیاسی،اجتماعی و فرهنگی خویش.
بند ۱۴ از اصل ۳- تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عمومی در برابر قانون.
اصل ۲۳- تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عیدهای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد .
اصل ۲۴- نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه محل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفضیل آن را قانون معین میکند.
اصل ۲۵- بازرسی و نرساندن نامهها ، ضبط و فاش کردن مکالمات ، تلفنی ،افشای مخابره تلگرافی و تلکس ، سانسور ،عدم مخابره و نرساندن آنها ،استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
اصل ۲۶ - احزاب ، جمعیتها ،انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند مشروط به این که اصول استقلال ، آزادی وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند هیچ کس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
اصل ۲۷- تشکیل اجتماعات و راهپیماییها ، بدون حمل سلاح ، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلامی نباشد آزاد است .
اصل ۳۳- هیچ کس را نمیتوان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقهای ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت : مگر در مواردی که قانون مقرر میدارد.
اصل ۲۲ - حیثیت ، جان ، حقوق ، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون دست مرگ در مواردی که قانون تجویز میکند.
اصل ۳۲- هیچ کس را نمیتوان دستگیر کرد مگربه حکم و ترتیبی که قانون معین میکند. در صورت بازداشت ، موضوع اتهام با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد . مختلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود .
اصل ۳۴- دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کسی میتواند به منظور دادخواهی به دادگاههای صالح رجوع نماید. همه افراد ملت حق دارند این گونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هیچ کس را نمیتوان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد.
اصل ۳۵- در همه دادگاهها طرفین دعوی ، حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
اصل ۳۶- حکم مجازات و اجراء آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانونی میباشد.
اصل ۳۷- اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل¬۳۸- هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است ، اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار سوگندی فاقد ارزش و اعتبارات . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل ۳۹- هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون، دستگیر ،بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
به نظر میرسد توجه به حقوق بشر جهانی ( Universa1Human Rights (
در قرائت امر به معروف و نهی از منکر لازم نباشد . چرا که اولا ما شهروند و تبعه نظام حقوق ملی داریم نه جهان وند و عضو جامعه کل بشری یا انسان سیارهای ثانیا نظام حقوق داخلی با دین ، عرف ،آداب و هویت ملی پیوندی تنگاتنگ دارد چنانکه قانون اساسی ما با همین نگرش ، تدوین و سامان دهی شده است . بنابراین حقوق شهروندی با نظام حقوق واحد بیش ازحقوق بشر جهانی پیوند دارد . در نظام حقوق اساسی ما ، حکومت صریحاً دینی و مذهبی ( اصل اول و دوم قانون اساسی ) تعیین شده است و از این رو حقوق شهروند فقط در محدوده فقه اسلامی قابل قبول است . بله اگر حقوق بشر اسلامی که تمام فوق و مذاهب اسلامی را در بر بگیرد - ایجاد شود ، میتوان نسبت امر به معروف و نهی از منکر با آن ارزیابی و بررسی کرد.
با توجه به حقوق پیش گفته در اصول قانون اساسی ، در رهیافت حقوقی امر به معروف و نهی از منکر موضوعات ذیل قابل پژوهش میباشد.
امر به معروف و نهی از منکر و حقوق مساوی ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و حمایت قانونی ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و منافع عمومی ( تعاریف ،قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و آزادی سیاسی و اجتماعی ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و مشارکت عمومی ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و تفتیش عقاید ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و بازرسی و تجسس ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و تشکلها ،احزاب ، جمعیتها ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و امنیت ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر محاکمه و مجازات ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و اصل برائت ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
امر به معروف و نهی از منکر و هتک حرمت و حیثیت ( تعاریف ، قلمرو ، نسبت )
چند نکته
در پایان این نوشتار ذکر سه نکته که در پژوهشها،رهیافتها و رویکردهای درونی دینی در امر به معروف و نهی از منکر توجه آن لازم و ضروری میباشد ، بایسته است .
در تبیین ، توجیه و تدلیل این فریضه عبادی- اجتماعی لازم است که به ابعاد دیگر دین اسلام نیز توجه شود و به عبارت دیگر به گونه ذرهای به این موضوع نگریسته نشود بلکه آن را با توجه به هندسه معرفتی اسلام ارزیابی کرد ، برخی از این ابعاد که به فهم کامل و نوینی از این مساله میانجامد عبارتند از:
پیروی از برهان ، استدلال ، تعقل ، تفکر و اندیشیدن.
پذیرش تفاوت و گوناگونی سلیقهها ، دیدگاهها ، نظر گاه به مثابه یک امر طبیعی.
برداشتن محدودیتهای مادی و زنجیرهای روحی.
رافت ، رحمت و مهربانی در مقام دعوت ، تبلیغ و تبیین.
ارزش نهادن بر تضارب آراء و اندیشهها.
پذیرش بهترین ، منطقیترین و مستحکمترین اندیشه.
واسطه قرار دادن صبر و تحمل برای به حداقل رساندن تصادم.
پیروی از حق در همه مباحث.
نهی از مورد برخورد.
باید توجه داشت که روح دین اسلام بر سماجت بنا شده است همانکه حضرت رسول (ص) فرمودند ولکن بعثنی بالحنیقیه السمی خدا مرا مبعوث کرده است بر شریعت و دینی که با گذشت است . و در برخی روایات سهولت نیز به آن اضافه شده است که آسان گیری شریعت را نیز میرساند . احکام امر به معروف و نهی از منکر با این روح باید تبیین و تشریع شود . به نظر میرسد فراگیری معروف و منکر به عنوان شرط وجوب نه واجب ، مرحله و مرتبه بندی امر به معروف و نهی از منکر، اصل تغافل ، احتمال تاثیر ، موعظه و واگذاری برخورد فیزیکی به حاکمان دینی بیانگر گوشههایی از گذشت و آسان گیری این فریضه عبادی و اجتماعی است که باید بر جان و روح آن حاکم باشد.
آیا در اعمال و دعوت و انجام فرایض دینی روح تبشیر باید حاکم باشد یا روح تنفیر؟
آیا رافت و رحمت باید حاکم باشد یا نامهربانی و خشونت ؟! نگارنده نیک آگاه است که هر چیز بجای خویش نیکو است ولی پوشش اساسی آن است که آیات قرآن و سیره حضرت رسول (ص) رافت رحمت را اساس میداند؟ یا تنفیر و تنذیر را هم طراز با تبشیر مقدم بر تنذیر است و روح رافت و رحمت در تبلیغ دین - که امر به معروف و نهی از منکر تجلی آن است - اساس واصل است و خشونت و نامهربانی فرع و در مرتبه آخر . یکی از علل گسترش اسلام ، به حاکمیت روح رافت، تلطف و مهربانی شمارش شده که متاسفانه مهجور و مغفول مانده است. امر به معروف و نهی از منکر باید با چنین نگرش و حاکمیت مهربانی و رحمت تبیین و در جامعه عملی شود ، این مساله باید به عنوان یک اصل در جامعه و خصوصا در اذهان عاملان و ناصحان نهادینه شود . به این فراز از سخنان حضرت امام (ره) - که این اجلاس به عنوان یادمانی از یکصدمین سال تولد آن معمار کبیر برپا گردیده است. توجه کرده و نیک بیندیشیم که ایشان چه نصایح اخلاقی به آمران و ناهیان میکنند:
همچون پزشک معالج دلسوز و پدری مهربان باشید که تنها به مصلحت مرتکب عمل میاندیشد.
سزاوار است که امر به معروف و نهی از منکر از روی لطف ، مهربانی و رحمت به فرد یا عموم مردم باشد.
در امر به معروف و نهی از منکر نیتتان و مقصودتان تنها خدا و رضایت او باشد.
عمل خود را در انجام این فریضه از هواهای نفسانی و اظهار برتری جویی خالص سازید.
هیچگاه خود را منزه ندانید و خود را برتر و بهتر از مرتکب عمل ناپسند نپندارید چه بسا مرتکب گناه و لو گناه کبیره دارای صفات پسندیدهای باشد که مرضی و محبوب خداوند است ولی آمر و ناهی بر عکس او بوده و این امر بر او پوشیده باشد.
با پوزش از اطاله کلام حسن ختام نوشتار خود را افرازی از کلام دیندارند و دردمندان استاد فرزانه شهید مرتضی مطهری قرار داده و آن را به تمام پژوهشگران و ناصحان امر به معروف و نهی از منکر تقدیم میکنم : « در اخبار وارد شده که امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله و سه مقام دارد: مرحله قلب، مرحله زبان و مرحله ید و عمل ، ما معمولا از مرحله قلب بجای آنکه اخلاص ، حسن نیت و علاقه به سرنوشت مسلمانان را درک کنیم، جوش و خروش و عصبانیتهای بیجا میفهمیم، و از مرحله زبان به جای آنکه بیانهای روشن کنده و منطقی بفهمیم که قرآن میفرماید ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه، موعظهها و پندهای تحکیم آمیز میفهمیم ، و از مرحله ید و عمل هم بجای آنکه تبلیغ عملی و حسن عملی و همچنین تدابیرعملی بفهمیم ، تنها این مطلب را فهمیدهایم که باید اعمال زور کرد.







