تأثیر و عدم تأثیر
یکی از وظایف
امر به معروف و نهی از منکر جزء وظایف است. اما گاهی اوقات شرایطی را برای امر به معروف و نهی از منکر پیش آوردهاند که سبب میشود بعضی امر به معروف نکنند و یا بهانهای برای امرنکردن به معروف ونهی نکردن از منکر داشته باشند، مثلا اینکه بگوییم تأثیر گذاری ندارد بله اگر اثر ندارد وقت خودت را تلف نکن. مثلا ببینید من با خانوادهای وصلت میکنم و قاعدتا آن گروهی که من با خانواده آنان ازدواج میکنم سبک زندگی متفاوتی با ما دارند. ما از بچگی فهمیدیم که عموی ما چگونه است، دایی ما، خاله ی ما و... دارای چه رفتارهایی هستند؟ یعنی تعامل با اینان را بلدیم. حال که شما در یک خانواده جدیدی وارد میشوید این سوال پیش میآید که ما چه وظیفهای داریم؟
من یک جامعه کوچکتر را مثال زدم. جامعه هم به این صورت است. نیروی من محدوداست، بینهایت که نیست. حال من باید بیایم این نیرو را روی هم درسیها، هم سنیها، هم محله ایها و... که حرفم بیشتر اثر دارد خرج کنم. حالا اگر این نیرو را روی کسی پیاده کنم که مصداق میخ آهنی نرود در سنگ باشد، هر دفعه دعوامان میشود و میبینیم که فایدهای ندارد.
میخواهم این را بگوییم که امر به معروف و نهی از منکر برای همه یکسان نیست. من یک موقعیتی دارم که او ندارد. همان طور که میبینید در جلسات مختلف هم سنها هم دیگر را خیلی خوب پیدا میکنند. پیرمردها با هم دیگر مینشینند، همین جاست که باید فرصتها را غنیمت شمرد. گاهی اوقات من بین عدهای قرار میگیرم که هیچ فایدهای ندارد. فقط باعث ناراحتی میشود. شاید حتی در جایی سکوت بهترین باشد.
ما خیلی از اوقات میگوییم تأثیر ندارد؛ که این جور نیست. شاید الان نپذیرد و مقاومت کند، که طبیعی هم است اما یخ همین فرد آرام آرام آب میشود. خود من مثلا در جایی یک ساعت سخنرانی میکنم قطعا در این بین اشتباهاتی هم دارم ولی خب اگر یک نفر بیاید و به من بگوید فلان، من شاید مقاومت کنم. ولی اگر دخترم این حرف را بزند که مثلا اگر فلان حرف را نمیزدید بهتر بود، من قطعا شک میکنم که اشتباه کردم. کافی است یکی دیگر مثلا از رفقا روی کاغذ بنویسد که اگر این گونه میگفتید بهتر نبود؟ دیگر آدم یقین میکند که اشتباه کرده است. در حالی که حرف نفر اول را اصلا قبول نداشتم. پس میبینید که در این مثال حرف دخترم بیشتر اثر داشت. اولیه اثر خودش را گذاشت گرچه مقاومت کردم. ولی بله صد درصد نپذیرفتیم که اصلا مشکلی نیست حالا اگر نگوییم ممکن است طرف یک عمر در جهل مرکب زندگی کند. اصلا من فکر میکنم این خیر خواهی جامعه است. دوست داشتن جامعه است.حلا اگر دشمن من هم مرا نصیحت کند بازهم این به نفع من است. پس اثر وجود دارد. بستگی دارد که چگونه میگویید، چه وقتی میگویید، در کجا میگویید. اینها همش دخالت دارد.
اگر هم میبینید اثر ندارد باید شیوه را تغییر داد، مثلا از شیوه تربیتی به جای امر کردن استفاده کرد. در شیوه تربیتی لازم نیست من امر بکنم، کافی است خود آن را به شما بیاموزم. باید فکر کرد چگونه بهتر و تأثیر گذار تر است. من وقتی جوان بودم، در اوایل انقلاب بیشتر تبلیغات ما در شمال بود. آن موقع در آن جا کمونیستها بودند و ادعا داشتند، هنوز هم جنگ مسلحانه شروع نشده بود. ماهم شیوه دیالوگ اینها را بلد شده بودیم و مجبور بودیم به بحث و گفت و گو بپردازیم. یکبار روز عاشورا سخنرانی خوبی کردم، خودم احساس خیلی خوبی داشتم. وقتی برگشتیم قم از ما میپرسیدند که چه کردیم و چه گفتیم. به من گفتند که روز عاشورا موضوع صحبت شما چه بود؟ گفتم درباره «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» صحبت کردم. من هم به خیال اینکه خیلی خوب صحبت کردم شروع به توضیح بقیه آن کردم، خلاصه من را خیلی تشویق کردند. بعدها فهمیدم که فقط برای این بوده که ما بایستیم، کار را محکم بچسبیم. گذشت؛ یک ماه، دو ماه وقتی در محضر آیت الله مصباح بودم من را صدا زدند و گفتند سعی کنید در سخنرانیها بیشتر از آیات استفاده کنید و نیز گفتند سند این روایت «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» ضعیف است و بهتر است از روایات محکم تری استفاده کنید. ببینید نه شما جریحه دار میشوید، نه احساس خفت میکنید بلکه آدم لذت میبرد.حالا اگر این استاد همان جا بگوید این حدیث است که خواندی؟ دیگر فردای آن روز قادر به سخنرانی نبودم. پس اگر میبینیم جای مناسبی برای امر به معروف نیست، شیوه تربیتی را یادمان نرود. خودتان را جای طرف بگذارید، مثلا شخصی دروغی گفته است خودتان را جای او بگذارید که چگونه به او تذکر بدهید بهتر است.
گاهی امر به معروف و نهی از منکر سخت است، ولی میارزد. مثلا برای دخترم خواستگار میآمد، من به جای آنکه به او بگویم چه کسی را انتخاب کند، نوشتهای را در مورد ازدواج به او میدادم تا تایپش کند، این قطعا اثر بیشتری دارد. به ذهنم این آمده بود که بنویسم و این گونه راهنمایی کنم. گاهی اوقات در کارهای تربیتی ورود غیر مستقیم اثر جدی تری دارد. لذا اگر فکر کردید در جایی امر به معروف و نهی از منکر اثر کمی دارد یا اثر نمیگذارد، قطعا بی تأثیر نیست ولی باید تلاش شود بهترین اثر گذاشته شود نه اینکه حالا هر اثری گذاشت.
برای اصلاح باید کمی فکر کرد که این خود گاهی وقت میگیرد که آدم چگونه عمل کند بدون آنکه هوای نفس من تحریک شود یا عقدهای خالی شود یا طرف جلوی بقیه خراب بشود؟ باید به گونهای باشد که طرف اصلاح شود یا حتی طرف بهتر از من بشود، این جاست که باید خیرخواهی کرد. در مقام خیرخواهی، بنده انتقاد میکنم، هیچ طوری هم نیست. اما اگر خیرخواهی نباشد، مردم هم ناراحت میشوند. فرض کنید درباره رهبر جامعه چیزی بگویید که مردم احساس کنند برای خیرخواهی نیست. مردم با شما درگیر میشوند. اما سعی کنید در بهترین شکل و وضعیت مطلب را به طرف مقابل برسانید. گاهی اوقات بهتر است آدم به شکل سوال رد شود بعد آن وقت دیگر این امر نیست. در قرآن آیه داریم که خداوند متعال بعد از امر به معروف و نهی از منکر، دعوت به خیر میکند.
تاریخ: ۱۳۹۵/۰۳/۰۷







