بیان مفاسد و مصالح محرمات و واجبات شرعی
محتویات
بیان مفاسد و مصالح محرمات و واجبات شرعی
فرع اول
در مساله 11 این بود که آیا بیان احکام شرعی و مضرات و منافع محرمات و واجبات امر به معروف حساب می شود یانه؟
اگر قرینه عامه (فهم عرف) بر اراده امر به معروف داشته باشیم اینجا امر به معروف صدق می کند به تعبیر دیگر در امر به معروف و نهی از منکر لفظ و بیان خاصی معتبر نیست. مثلا دادستان می آیان در مقابل مردم قوانین را می خواند در اینجا معلوم است که او دارد امر به معروف و نهی از منکر می کند. بنابراین برخی از منبر ها و لو به لسان بیان احکام و ارشاد است ولی مردم از آن امر به معروف و نهی از منکر می فهمند.
بیان احکام شرعی یا کارهای فرهنگی به طور عام اگر عرف امر و نهی (مثلا روایاتی که در آن تهدید آمده یا لحن بیان خطیب ویژه باشد) بفهمد کافی است.
اما اگر فهم عرفی چنین نباشد (مثل کسی که در یک روز 120 منبر رفته است که این امر و نهی حساب نمی شود) امر به معروف نخواهد نبود. این آن چیزی بود که ما از آیه و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر استفاده کردیم.
فرع دوم در مسئله یازدهم
فرع دیگر این است که اگر مردم را ارشاد کرد و احکام شرعی را بیان کرد و مضرات محرمات و ترک واجبات را بیان کرد مردم هم به حرف او گوش دادند غرض از امر به معروف حاصل می شود و موضوع وجوب امر به معروف از بین می رود لذا وجوب ساقط می شود.
فرع سوم
این است که این شخص امر و نهی نمی کند بلکه ارشاد می کند و عرفا از آن امر و نهی فهمیده نمی شود (مثلا مرشد کسی است و شخصیتی دارد که اگر مردم از او شوق به معروف یا انزجار از منکر بفهمند امر و نهی می فهمند) اینجا کفایت می کند. اما اگر نه عرف و نه شخصی که به او امر ونهی می شود امر ونهی نمی فهمد کفایت نمی کند مگر اینکه غرض انجام شود.
نکته: اگر شخص مورد امرو نهی امرو نهی بفهمد ولی شخص مرشد و بیان کننده احکام قصد امر ونهی نداشته باشد باز هم کفایت می کند.
آیت الله جوادی آملی در آیه نفر فرموده است گروهی باید فقیه بشوند تا بعد انذار کند نفرموده استاد محقق یا خطیب بشود. منذر شدن به این است که خودش اولمنذَر بشود[۱].
پیامبر وقتی اسمی از جهنم برده می شد آثارش بر چهره ایشان نمایان می شد. بعد روایتی فرمودند که عزرائیل هر روز پنج بار به فرد سر می زند که آیا وقتش شده است برود یا نه؟ این مطلب که ایشان فرمودند آن قدر تاثیر گذاشت که همه طلبه وحشت کرده بودند.
مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی قبل از هفت صبح در مسجد ملا حیدر تفسیر می کردند آن هم نه خیلی مفصل تقریبا در حد ترجمه ولی تاثیرش زیاد بود.
پانویس
- ↑ تفسیر تسنیم، ج2، ص216







