بررسی وجوب کفایی یا عینی امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بررسی وجوب کفایی یا عینی امر به معروف و نهی از منکر

بررسی وجوب کفایی یا عینی امر به معروف و نهی از منکر

مسئله ما امر به معروف و نهی از منکر بود امر معنی شد و معروف چیست؟ روشن شد و اینکه وجوب این تکلیف عقلی است یا سمعی و شرعی و اینکه بین رؤسای مذهب اختلاف بوده آن هم بحث کردیم.کلام خواجه عظیم ما را به وحشت نینداخت که کلام او را بپذیریم. به اینجا رسیدیم که آیا وجوب امر به معروف و نهی از منکر چگونه است آیا وجوب کفائی است یا وجوب عینی است

در این مقام اجمالا در باره ماهیت وجوب کفایی و وجوب عینی و فرق بین ان دومی اوریم و ببینیم مقتضای اطلاق چیست؟

این مسئله هم ذات قولین در میان فقهای ماست، شیخ اعظم، شیخ الطائفه در نهایه و محقق در همین ، شرایع، ابن حمزه در وسیله و بعض دیگر گفته‌اند وجوب امر به معروف و نهی از منکر عینی است، یجب علی الاعیان لا علی وجه الکفایه.

محقق در شرایع می‌فرماید وهوالا شبه بوجوب الکفائی، اکثریت قائل شده‌اند واجب کفائی است، یعنی آن وجوبی که تعلق گرفته بکلّ واحد من المکلّفین بحیث لو لم یفعلو تعققبوا جمیعاً ولکن اِذا فعل واحدٌ من المکلّفین از بقیّه ساقط می‌شود. وجوب تجهیزات میّت به گردن همه مؤمنین و مؤمنات است. همه اگر این میت را رها کنند و تجهیز نکنند همه معاقبند و امّا اگر قام من بِهِ الکفایه از بقیه ساقط می‌شود.

آیا امر بمعروف و نهی از منکر این‌گونه است، یا نه وکلّ واحد بواحد باید انجام دهد و باید به او امر کنند.

مقابل این واجب عینی است که فرد فرد ، مامور به امتثال آنند و با انجام یکی از دیگری ساقط نمی گردد. به عبارت دیگر، وجوب در عینی مطلق و در کفایی مشروط است به اینکه دیگری انرا انجام ندهد. و در صورت اطلاق صیغه امر، وجوب عینی استظهار میشود.

اکثر فقهاء می‌گویند واجب کفائی است و از آن جمله امام بزرگوار و آیت الله خوئی و معاصرین که دیده‌ام می‌گویند که وجوب کفائی است. و ظاهراً در بعضی موارد اگر وجوب عینی باشد تحقق آن مشکل است.

فرض کنیم نماز بر این جنازه خوانده شده آیا همه باید بیایند نماز بخوانند، ظاهراً وجوب کفائی هم خیلی راه ندارد چه رسد وجوب عینی امام (ره) می‌فرماید: الا قوی انّ وجوبها کفائی [۱] ، اقوی تجویز است کانه وجوب عینی هم تفضیل نمی‌دهد.

حضرت آیة الله خویی هم قائل به وجوب کفایی است.

رای آن طائفه از اعلام که وجوب این فریضه را کفایی می دانند، ظاهرا انسب بلکه اتقن بنظر می آید.

در باره اینکه صاحب شرایع وجوب عینی را اشبه به اصول مذهب انگاشته اند، باید بگویم، طبق آنچه گذشت، وجهی قابل قبول به نظر قاصر مانرسید؛ زیرا اصل چشمگیری که می تواند در نظر مبارکشان باشد «اصالة العینیة» است که به عبارتی همان مقتضای اطلاق صیغه امر است و ما بدان اشاره کردیم؛

ولی با علم به اینکه مقصود از وجوب این فریضه، حصول از آن در خارج است، نه حصول آن از هر شخص مکلف، لذا محلی برای اصل مزبور باقی نمی ماند،بلکه در بعضی از فروض، وجوب اقامه آن از تک تک اشخاص به عینه غیر معقول است. مثلا در موردی که مرتبه اجرا و اقامه آن بوسیله ید است، چگونه می توان گفت چنین اقامه ای از همه امت مطلوب است؟ و بطور اطمینان می توان گفت که عمومات و اراده در باره وجوب اقامه این فریضه بزرگ، نظیر عموم و اطلاق وارد شده در تغسیل و دفن و بعضی دیگر از امور میت است که به نحو کفایی است و با انجام دادن بعضی از مکلفین از دیگران ساقط میشود و در صورت ترک، همگی مستحق عذابند. بدیهی است که مثلا تغسیل میت از یک یک اشخاص به عینه مطلوب نیست، یعنی قرار چنین باشد که میت موجود را زید غسل دهد، بعد عمرو، بعد بکر، و همینطور تا آخرین مکلف مفروض مرتبط به اجرای این وظیفه.

علاوه بر این، ظاهر فرموده خداوند عزوجل «ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر».[۲]

این است که اجرای این فریضه، بر سبیل کفایت و تبعیض است و مدلول این استظهار در موثقه مسعدة بن صدقه منصوص است. مسعده میگوید: «سئل ابو عبد الله ع عن الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، ا واجب هو علی الامة جمیعا؟ فقال: لا. فقیل: و لم؟

قال: انما هو علی القوی المطاع العالم بالمعروف من المنکر لا علی الضعیف الذی یهتدی سبیلا الی من ای یقول من الحق الی الباطل، و الدلیل عن ذلک کتاب الله عزوجل، «ولتکن منکم ... تا آخر آیة » فهدا خاص غیر عام[۳] .

از امام صادق ع در باره امر بمعروف و نهی از منکر سوال شد که آیا بر همه امت واجب است؟

فرمودند: نه. عرض شد: به چه علت؟ فرمودند: همانا اقامه آن بر توانمند مطاع آگاه و ممیز معروف از منکر است، نه بر ناتوان و ضعیفی که تشخیص حق از باطل را ندارد. و دلیل بر این دعوا قرآن است که میفرماید: «باید از شما امتی باشد که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر نماید.» این بیان الهی خاص است نه عام»

این دعوت اعمال آمریت نیست. خواندن مردم را بخیر این همراه با وظیفه آمریت نیست که من امر کنم پس ملاحظه می‌کنید که یأمرون بالخیر؛ یعنی ارشاد به خیر کنم این ارشاد بخیر در آن شرائط امر بمعروف و نهی از منکر که بعداً می‌خوانیم در آن نیست ، آیه نشان می‌دهد. این «امّة» برای همه نیست روایت داریم که از حضرت سؤال کردند؟

حضرت هم فرمودند که: بر همه واجب نیست. اگر کسی که قائم بان شد یعنی به جا آورد بر دیگران واجب نیست. بنابراین خود آیه کریمه ینادی به اینکه گروهی، اما تمام مؤمنین باید اینکار کنند نه (آنهائی که این من را بیانیة گرفته‌اند بی‌سلیقه بوده‌اند) پس منکم یعنی از شماها؛ آیاتی که راجع به امر بمعروف و نهی از منکراست، که وجوب را می‌رساند، همین آیه است و آن هم وجوب کفائی می‌رساند (کنتم خیرامة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله و لو آمن اهل الکتاب لکان خیرا لهم منهم المومنون و اکثرهم الفاسقون)[۴] .

این روشن است که در مقام امر و تعریف است اما اینکه امر بمعروف کنیم یا نهی از منکر کنیم این آیه این را نمی‌رساند.

یا آن آیه کریمه در (الذین هم ان مکنّا هم اقاموا الصلاة اتو الزکوة و امرو بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور) [۵] . این همه در مدح این گروه است. یا آیه‌ای که در سورة توبه است (لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داود و عیسی بن مریم ذلک بما عصو و کانو یعتدون – کانو لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانو یفعلون) [۶] این آیه هم فقط آیه نهی از منکر است که اینها نهی از منکر نمی‌کردند آیه روشنتر از همه آیه 104 سورة آل عمران است. که ذکر شد.

روایاتی که در این باب آمده

روایت اول

جابر از امام علیه السلام روایت می کند که فرمودند:

(یکون فی آخر الزمان قوم یتبع فیهم قوم مراؤن یتقروون و یتنسکون حدثاء سفهاء لا ئیوجبون امرا بمعروف و لا نهیا عن منکر الا اذا امنوا الضرر یطلبون لانفسهم الرخص و المعاذیر ، یتبعون زلات العلماء و فساد عملهم یقبلون علی الصلاة و الصیام و ما لا یکلمهم فی نفس و لا مال، و لو أضرت الصلاه بسائر ما یعملون باموالهم و ابدانهم لرفضوها کما رفضوا أسمی الفرائض و أشرفها، اِنّ الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضة عظیمة بها تقام الفرائض، هنا لک ینمّ غضب الله عزوجل علیهم فیعمهم بعقابه فیهلک الابرار فی دار الفجار، والصغار فی دار الکبار، انّ الامر بالمعروف والنهی عن ا لمنکر سبیل الانبیاء، ومنهاج الصلحاء، فریضة عظیمة بها تقام الفرائض، و تأمن المذاهب، و تحلّ المکاسب، و تردّ المظالم، و تعمر الارض، و ینتصف من الاعداء، و یستقیم الامر فانکروا بقلوبکم و الفظوا بالسنتکم و صکوا بها جباههم ، و لا تخافوا فی الله لومة لائم، مان اتعظوا و الی الحق رجعوا ، فلا سبیل علیهم ، «انما السبیل علی الذین یظلمون الناس و یبغون فی الارض بغیر الحق اولئک لهم عذاب الیم» هنالک فجاهدوهم بابدانکم و ابغضوهم بقلوبکم غیر طالبین سلطانا و لا باغین مالا و لا مریدین بظلم ظفرا حتی یفیئوا الی امر لله و یمضوا علی طاعته

قال: و اوحی الله عزوجل الی شعیب النبی ص انی معذب من قومک ماة الف: اربعین الفا من شرارهم و ستین الفا من خیارهم. فقال ع: یا رب هولاء الاشرار فما بال الاخیار؟ فاوحی الله عزوجل الیه: داهنو اهل المعاصی و لم یغضبوا لغضبی [۷]

روایت مزبور اگر چه به اصطلاح ، صحیح جاری بین روسای مذهب نیست، چرا که علاوه بر ارسال در سند مجهول نیز می باشد و در رجال سند آن، بشر بن عبد الله و ابو عصمة قاضی مرو، واقع شده اندولی امارات صحت و صدق از مضامین عالیه آن به چشم می خورد و هیچ گونه نیازی به تبیین آن نیست.

جابر از امام صادق (ع) نقل می‌کند که در آخر الزمان قومی هستند که در میان این قوم آخر الزمان گروهی مطلوب و مطاع هستند ولی ریا کار قاری نمای زهد فروش ناشی و سفیه هستندهیچ گونه امر بمعروف و نهی از منکر را واجب نمی دانند مگر در صورت ایمن بودن از ضرر. در جستجوی عذری و راهی برای فرار از اقامه این فریضه بزرگند ، لغزشهای علما و فساد عمل انها بهانه کرده ، پیرویشان می کنند به نماز و روزه و هر آنچه برای ایشان و اموالشان زیان ندارد، روی می آورند و چنانچه نماز هم باعث وارد آمدن ضرری به انان شود ، ترکش می کنند، چنانکه امر بمعروف و نهی از منکر را که اتم و اشرف فرایض است ترک کرده اند. امر بمعروف و نهی از منکر، فریضه ای است بزرگ که همه فرایض به ان قائمند، هنگام ترک این فریضه بزرگ است که خشم خدای تعالی برای آنان مستولی گردیده، عقوبت حضرتش انها را فرا میگیرد؛ انچنان که در محیط فجار و فسقه، ابرار و نیکان نیز هلاک میشوندو کوچک و بزرگ، یکسره دچار دمار و نا بودی میشوند. امر بمعروف و نهی از منکر، طریقه انبیاء و منهاج صلحاست، فریضه ای است بزرگ که همه فرائض بدان بر پاست. امنیت راهها، حلیت مکاسب ، رد ستم ها، عمران و آبادی زمین، ستاندن حقوق مظلوم از ظالم و استقامت همه امور به واسطه این فریضه بزرگ است.

پس با دل و زبان در مقام انکار منکرات باشید و با همین فریضه بر پیشانی و سرشان شدیدا بکوبیدو در را ه خداوند متعال از ملامت ملامتگران نهراسید. جنانجه پند گرفتند و بحق باز گشتند ، مواخذه نمی شوند، هما نا از کسانی مواخذه میشود که دست ستم بر مردم می گشایند ودر روی زمین غیر حق می طلبند. اینان عذاب درد ناکی خواهند داشت. پس در هنگام ظهور ستمگری و تجاوز به غیر حق و عدالت در روی زمین با آنان بتن جهاد کنید و به دل دشمنشان دارید و در انجام این فریضه به مال و مقام چشم نداشته باشید و ظفر مندی و پیروزی را از طریق ظلم مخواهید. و این جهاد را ادامه دهید تا انانبه فرمان خداوند متعال بر گردندو بر طاعت حق تعالی رفتار و کردار کنند.

امام باقر ع فرمودند: «خداوند عزوجل به شعیب پیامبر ع وحی فرمودند: من یکصد هزار نفر از امت تو را عذاب و شکنجه می کنم، چهل هزار نفر از اشرار و شصت هزار نفر از اخیار. شعیب ع عرض کرد : پروردگارا اشرار مستحق عذابند، اما اخیار گناهشان چیست ؟ خدای عزوجل به او وحی فرستاد: این اخیار با اهل معاصی مداهنه و مسامحه کردند و برای غضب من غضبناک نشدند.»[۸]

اگر امر بمعروف و نهی از منکر ترک شود غضب خداوند تمام می‌شود این جمله نورانی فیعمهم کسانی که توان امر بمعروف ... داشتند همه را به عذابش مأخوذ می‌کند گناهانی که خواص کردند دامنگیر همه می‌شود یکی از سنن قرآنی همین است.

«و ا تقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة و اعلموا ان الله شدید العقاب[۹] »

بپرهیزید از آن فتنه‌ای که فقط دامنگیر ظالم و آنها که گناه کرده‌اند نمی‌شود بلکه دامنگیر آنها که گناه نکرده‌اند هم می‌شود.

فلسفی کتابی دارد بنام خاطرات و خطرات در انجا امده که وقتی در زمان رضا خان کشف حجاب شد عده ای از مرحوم آیت الله حائری خواستند نامه ای بنویسد، ایشان نوشتند و او جوابش را بفحش دادند و بقیه لب فرو بستند و انچه نباید بشود شد در آن زمان زنانی بودند که چندین سال در خانه ها ماندند بعد دختران انان بی حجاب بیرون امدند امام باقر ع میفرماید و یهلک الابرار فی دار الاشرار و همین ایه را خواندند.

درسورة انفال است – فتنه‌ای که عمومی شود (کشف حجاب عمومی شد) دیگر همه را می‌گیرد به بحار اگر مراجعه شود در مورد انبیاء بنی اسرائیل روایتی از امام صادق (ع) نقل می کند خداوند به انبیاء بنی اسرائیل وحی فرستاد من اگر بر قومی غضب کنم همه را میبرم و در آنجا من بر شما غضب کردم چند تا پیامبر بودند (دو پیامبر اره کردند) مردم خنده کردند اینها خندیدند و گفتند – خدا چه منظور دارد – خداوند فرمود: اینها حق ندارند که چنین بگویند – حضرت گریه کردند – فرمود: اینها کی هستند – به دانیال گفت می‌روی – در مزبله‌ای شیر. (داستان دانیال بیاید)

پانویس

  1. تحریر الوسیلة / ج 1
  2. آل عمران 100
  3. فروع کافی، ج 5 ص 59
  4. 110 ال عمران
  5. الحج/ 41
  6. المائده / 79 -78.
  7. فروع کافی ج 5 ص 55
  8. وسائل الشیعة / 11 / 416 / ح ا چ ربانی.
  9. الانفال / 25
بازگشت به دروس خارج