بررسی وجوب عینی یا کفایی بودن امر به معروف و نهی از منکر
جلسه هشتم
به نام خدا
موضوع بحث این است که آیا وجوب امر به معروف و نهی از منکر عینی است یا کفایی؟
بعضی از اصحاب فرمودهاند: واجب کفایی است که ظاهراً اکثر اصحاب هستند و جمعی از اصحاب قائل به وجوب عینی شدهاند.
اما دلیل قائلین به وجوب عینی
۱. در اصول این بحث را در باب أمر داریم که وقتی دارالأمر بین اینکه وجوب، عینی باشد و یا کفایی، اقتضاء اصل اولی این است که واجب، واجب عینی باشد، کما اینکه وقتی دارالأمر بین اینکه واجب تعیینی باشد و یا تخییری، اقتضاء اصل اولی این است که واجب، تعیینی باشد، اگر چنانچه منظور مولا تخییر باشد و نظر او با احدالأمرین و یا با احدالأمور الثلاثه تأمین شود، کما اینکه در کفارات چنین است، دلیل جداگانهای میخواهد و الّا اقتضاء اصل اولی و مقتضای ظهور أمر و فرمان مولا وجوب تعیینی است و به همین دلیل در وجوب اصل صلاه جمعه عرض کردیم که اقتضاء اصل اولی در وجوب صلاهجمعه، تعیین است و تخییر دلیل میخواهد و ادلهی قائلین به وجوب تخییری مانند مرحوم صاحب جواهر (ره) را ذکر کردیم و گفتیم که قابل پاسخ است، در ما نحن فیه هم مطلب چنین است. حال شک داریم آیات و روایاتی که أمر به این واجب میکنند عینی است یا کفایی؟
اقتضاء اصل اولی این است که امر به معروف و نهی از منکر بر آحاد مکلفین واجب میباشد، اگر چنانچه هدف مولا با اقدام جمعی از مکلفین حاصل شود، دلیل میخواهد و مولا باید آن را به ما تفهیم کند.
۲. دلیل دوم قائلین به وجوب عینی ظاهر روایات است که اگر به روایات دقت کنیم میبینیم نحوهی خطاب مولا و أمر، وجوب عینی است نه کفایی.
مروری بر روایات
باب یک از ابواب" معروف به معروف"، از کتاب وسائل الشیعهی شیخ حر عاملی، جلد شانزدهم از چاپ جدید.
حدیث چهارم؛ محمد بن عرفه میگوید:" سمعت اباالحسن الرضا علیهالسلام یقول: لَتَأمُرُنَّ بالمعروف ولَتَنْهُنَّ عَنِ المنکر أوْ لَیستَعْمِلَنَّ علیکُم شِرارُکُم فَیَدعوا خِیارکُم فلا یُسجابُ لَهُم"
ظاهر خطاب، وجوب عینی است، میفرماید:" لَتَأمُرُنَّ"، خطاب به امت است، نفرمود:" لَتَامُرُنَّ أمَّهٌ منْکُم" یا" لَیَامُرُنَّ جمعٌ منکم" و یا" فِئَهٌ منکُمْ"، اگر وجوب کفایی میبود باید مانند آیهی شریفه میفرمود:" لَتَامُرُنَّ أمَّهٌ منْکُم" که در آیه آمده" و لتکن أمه منکم".
حدیث پنجم؛ از حضرت رضا (علیهالسلام)، کان رسولالله (صلیالله علیه و آله) یقول: إذا أمّتی تَواکَلَتْ الأمر بالمعروف فلیإذنوا بلقاءٍ من الله.
حضرت فرمودهاند: وقتی امت من امر به معروف را رها کنند باید برای عذاب الهی آماده شوند. فرمودند:" امت من" ظاهر این سخن، وجوب عینی است.
حدیث ششم؛ از امام باقر (علیهالسلام) در ذیل روایت:" إنّ الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضهً عظیمهً بها تقام الفرائض هنالک یَتُمُّ غَضَبَ اللهِ عزوجل علیهم فَیَعُمُّهُم بِعِقابِهِ فَیَهْلِک الأبرارُ فی دار الأشرار و الصّغارُ فی دارِ الکبار، إنّ الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الأنبیاء و منهاج الصّلحاء، فریضه عظیمهٌ بها تقام الفرائض وَ تَأمَنُ المَذاهِب (به وسیلهی آن، امنیت در جامعه حاصل میشود) و تَحِلُّ المکاسب (داد و ستدها حلال میشود) و تُرَدّ المظالم (با امر به معروف حق الناس به جای خود برگشته و قرار میگیرد) و تَعْمُرُ الأرض (عمران و آبادی زمین به وسیلهی آن است) وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الأعداء (و به وسیلهی آن است که حق از دشمنان گرفته میشود و به مظلومان داده میشود) وَ یَستَقیم الأمر"، وجود اینهمه تأکید در روایت دال بر وجوب عینی است.
حدیث هفتم و هشتم؛ در خطبهی مولا امیرالمومنین (علیهالسلام)،" خطب امیرالمؤمنین علیهالسلام فَحَمَدَالله وأثنی علیه ثُمَّ قال أمّا بعد فَإنَّهُ إنما هَلَکَ مَنْ کان قبلکم حَیْثُ عَمِلوا مِنَ المعاصی"، پیشینیان شما نابود شدند، زیرا گناه کردند" وَ لَمْ یَنْهاهُمُ الربانیّون و الأحبارُ عَنْ ذلک"، دانشمندان و رهبران دینی نهی از منکر نکردند،" و إنَّهُم لَمّا تَمادّوا فی المعاصی"، و وقتی که آنان به گناهان ادامه دادند" وَ لَمْ یَنْهاهُمُ الربانیّون و الأحبارُ عن ذلک، نَزَلَتْ بِهِمُ العُقوبات"، و دانشمندان آنان را نهی نکردند عذاب الهی بر آنان نازل شد." فَأمُروُا بالمعروفَ و انْهَوْا عَن المنکر"، پس امر به معروف و نهی از منکر کنید.
شاهد بحث در قسمت آخر روایت است که حضرت امر فرمودند که امر به معروف و نهی از منکر کنید، این بیان خطاب به همه است و ظاهر آن وجوب عینی است.
حضرت در ادامه فرمودند:" واعلموا أن الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر لَنْ یُقَرِّبا أجلًا"، امر به معروف و نهی از منکر مرگ کسی را نزدیک نمیکنند. با این بیان حضرت خواستهاند به کسی که بهانهی ترس داشتن و امثال آن را دارد، پاسخ دهد.
" وَ لَمْ یَقْطَعا رزقاً"، روزی کسی را هم قطع نمیکنند. پس جای این بهانه، که ضربهی مالی خواهم خورد، وجود ندارد.
حدیث هیجدهم؛" محمد بن حسن طوسی (رضوانالله علیه) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) قال: لاتَزالُ أمّتی بِخَیرٍ ما أَمَروا بالمعروف و نَهوُا عن المنکر و تَعاوَنوا عَلی البِّر و التقوی، فإذا لم یفعلوا ذلک نَزَعَتْ منهم البرکات"
حضرت فرمودند:" لاتزال أمتی" امت من همیشه در حال خوبی هستند، تا زمانیکه امر به معروف و نهی از منکر میکنند. این فرمایش تقریبا معنای آیهی" کُنْتُم خَیْر أُمَه اخْرَجت لِلناسِ تَأْمُروُنَ بِالمعروفِ و تَنْهَونَ عنِ المنکرِ" را در بر دارد.
این خَیْریّت متوقف بر امر به معروف است، اگر آنرا ترک کنید خیریّت از بین میرود. فرمود: امت من همیشه در حال خوبی هستند تا وقتی امر به معروف کنند و نهی از منکر نمایند و در برّ و تقوی، تعاون و همکاری داشته باشند، اما وقتی این کارها را انجام ندهند برکات از آنان برداشته میشود،" وَ سَلَّطَ بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصرٌ فی الأرض"
واما پاسخ این دو دلیل
ما اصاله العینیّه و ظهور روایات را قبول داریم، ولی علم وجدانی و قطعی داریم که غرض شارع مقدس وجود این روحیّه و فرهنگ در امّت اسلامی است که جامعهی امت اسلامی هیچگاه تحمل وجود منکر را نداشته باشد و هر گاه منکری در جامعه پیش آمد، فضای جامعهی اسلامی آن را بهطور طبیعی دفع کند. هدف این است اما اینکه" مَنْ یقومُ بِهِ" همهی امت باشند یا جمعی از مؤمنین، موضوعیّت ندارد. غرض شارع حصول امر به معروف، خودداری از منکر و استمرار احکام الهی در جامعه است و این هدف به قیام جمعی از امت اسلامی هم حاصل میشود، مانند تغسیل میّت و تکفین او که لازم نیست همهی مسلمانان با هم بر آن اقدام کنند هدف با اقدام بعضی حاصل میشود.
از معاصرین مرحوم آیتالله العظمی خوئی (ره) و نیز مرحوم آیتاللهالعظمی حکیم (ره) در منهاج الصالحین، با اینکه تصریح کردهاند که امر به معروف و نهی از منکر از اعظم واجبات الهی است، ولی وجوب آن وجوب کفایی میدانند.
مرحوم صاحب جواهر (ره) بعد از اشاره به این مطالب برای اثبات وجوب کفایی به استدلال امام صادق (علیهالسلام) استدلال میکنند که « وسائل الشیعه شیخ حر عاملی، باب دوم، حدیث یکم »، بن صدقه عن ابی عبدالله علیهالسلام، قال: سمعته یقول و سَئِلَ عن الامر
بالمعروف و النهی عن المنکراً واجِبٌ هُوَ علیَ الأُمَّهَ جمیعاً؟ فقال: لا، از حضرت سؤال شد که آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همهی امت واجب است؟ حضرت فرمود: خیر.
فقیل له: وَ لِمَ؟، سؤال شد: چرا بر همه واجب نیست؟ حضرت فرمودند: إنما هُوَ عَلیَ القویّ المُطاع العالمِ بالمعروف من المنکر لا عَلیَ الضعیف الذی لایَهْتَدی سبیلًا إلی أیٍّ یقول مِنَ الحقّ إلی الباطل، فقط بر کسی که دارای نفوذ کلمه است، گوش به فرمان او میدهند، قوی است، قدرت دارد و معروف و منکر را هم میشناسد، واجب است، نه بر ضعیف که راه به جایی نمیبرد.
امام (علیهالسلام) در ادامه دلیل میآورند،" وَ الدلیل علی ذلک کتاب الله عزّ وجلّ قوله: ولتکن منکم امّه یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر"
بعد حضرت فرمودند:" فهذا خاصٌّ غیرُ عامٍّ" و دوباره حضرت استناد به آیهی دیگری کردند:" کما قال الله عزّ وجلّ: وَمِنْ قَوْمِ موسی أمّهٌ یَهْدونَ بالحقِّ و بِهِ یَعْدلون"، از میان قوم موسی (علیهالسلام) گروهی بودند که مردم را به سوی حق هدایت میکردند." مِنْ" در این آیه، از نوع تبعیضیّه است.
و بعد امام (علیهالسلام) فرمودند:" وَلَمْ یَقُلْ علی أمَّهِ موسی وَ لا عَلی کلّ قومه"، یعنی خداوند در آیه نفرمود: بر امّت موسی یا بر تمام قوم موسی، بنابراین خاص است نه عام.
مرحوم صاحب جواهر (ره) در ادامه فرمودند: احتمال دارد کسی بگوید این روایت ناظر به معنای دیگری است، یعنی مراد از" القویّ المطاع العالم بالمعروف من المنکر" امام (علیهالسلام) است، اگر این معنی از روایت استظهار شود، روایت از موضوع بحث خارج میشود و نمیتوان برای اثباتِ وجوب کفایی به آن استناد کرد.
مرحوم صاحب جواهر (ره) میفرماید: آن افرادی هم که قائل به وجوب عینی هستند در جایی که کسی یا عدهای اقدام میکند و واجب انجام میشود، در آنجا دیگر قائل به وجوبِ آن بر بقیّه نمیشوند.
بنابراین در نهایت به این نتیجه رسیدیم که قائلین به وجوب کفایی قولشان أقوی است.
قابل ذکر است که وقتی میگوییم امر به معروف واجب است، مربوط به جایی میباشد که آن معروف، واجب باشد نه مستحب، در جایی که معروف، مستحب باشد امر به آن هم مستحب میشود.
" والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته"







