بررسی قاعده لاضرر در امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بررسی قاعده لاضرر در امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه جلسه قبل

در شرط چهارم بودیم، شرط چهارم این بود که در این کار مفسده‌ای نباشد، اگر علم پیدا کردیم عمل من و نهی از منکر فساد می‌آورد، ضرر مالی متوجه من، یا بدین من، یا عرضی من، یا یکی از اخوان مسلمین میشود، وجوب ساقط است، بر من واجب نیست این فریضه اقامه کنم، - فساد در مقابل صلاح است – دلیل اوّل لاخلاف است ، و آن اجماع است.

دلیل دوم

لاضرر، در جائی که فساد مالی، عرضی، باشد، قاعده لاضرر و لاضرار واجب را برمی‌دارد، واجب بوده بر من امر به معروف و نهی از منکر، ولی لاضرر آن را برمی‌دارد می‌گوید: نیست، حکم ضرری برای شما جعل نشده، لذا در موردی که امر به معروف و نهی از منکر زیان آور است فساد آور است، لا ضرر آن را برمی‌دارد.

یعنی تکلیف ندارد و همچنین دلیل حرج آنجائی که ضرر مالی و جانی نیست اما خیلی سنگین است اینکه (ما جعل علیکم فی الدین من حرج) سوره حج, آیه 78 آن تکلیف را بر می‌دارد و مقتضای شریعت سمحه، سهله هم، همین است، شریعت اسلام، شریعة، سمهه سهله است، در جائی که حرج وضیق باشد دیگر سهله و سمحه نیست و دیگر تکلیف ندارد یا دلیل عسر،(یرید الله بکم الیسر ولایرید بکم العسرسوره بقره, آیه 185، جائی که عسر باشدتکلیف را بر می‌دارد،

دلیل عقلی

(آن از کتاب و سنت) غرض از امر به معروف و نهی از منکر استقامت احوال شخص یا اجتماع است، این آمرین به معروف و ناهین از منکر می‌خواهند جامعه را بسازند اگر خود آمر یا ناهی غیر مستقیم است، آدم ناباب است، از آدم غیر مستقیم کار مستقیم برنمی‌آید (وکیف استواء الظلّ، والعود معوج) از شاخه‌ای که خود کج است استقراء سایه‌اش مورد انتظار نیست.

اشکال شده بود به اینکه بین این ادله و ادله امر به معروف و نهی از منکر، عموم و خصوص من وجه است.

بعضی جاهاست که ضرر است، امّا امر بمعروف نیست مثلاً وضو ضرر دارد اما امر به معروف و نهی از منکر نیست، بعضی جاها هست که امر بمعروف است ضرر آنجا نیست، امر بمعروف در میان یک جمعیتی که خوب است، امر بمعروف می‌کنند و ضرر نیست پس بعضی جاها امر بمعروف و ضرر نیست یا ضرر است امر نیست مثل وضو امّا مورد اجتماع، هم امر بمعروف صدق می‌کند هم ضرر است، اگر دو دلیل داریم که بینشان عامین من وجه هستند، در مورد آن تصادق، سلیقة اعلام مختلف است. نمی‌توانیم به این گروه بپیوندیم یا به آن گروه،

آنجا باید دید من در اصول چه نظری را پذیرفته‌ام، جواهر، جواب گفته‌اند: که در خود دلیل امر به معروف و نهی از منکر روشن کرده، بعضی از دلیلش که در مورد ضرر امر بمعروف نیست.

خبر عیون اخبار الرضا خواندیم که فرموده بودند: انما الامر بالمعروف و النهی عن المنکر انّما وجب علی من امکن، او امکناه، یا امکنهما، و لم یضر علی نفسه.

بعضی مطلق و بعضی عموم که مقید می‌کند، جائی است که ضرر نباشد، بنابراین عموم و خصوص من وجه برداشته می‌شود، ادله امر به معروف و نهی از منکر در مورد ضرر این خاص است، آن عام است دلیل در جوف خود قیودی دارند که در خودشان مشخص می‌شود.

بنابراین این شبهه را گفتیم.

و یک شبهه هم راجع به مؤمن آل فرعون و ابی‌ذر بوده که در مورد ضرر مؤمن آل فرعون (مرد وارسته و ولی خدا بوده – در قرآن است) در مورد ضرری که منتهی بر قتل نفس شد – امر و نهی کرد، این شرط چهارم مخدوش می‌شود با عمل آل فرعون و ابی‌ذر علیه الرحمه. که نهی از منکر به تبعید و ضجر و شکنجه منجر شد.

امام علیه الرحمه ظاهراً این اصل مربوط به خودشان است، ایشان در این قواعد نافیه، معتقد بودند آن اصلاحی که تخیل می‌شود یا عمومی که تخیل می‌شود... ما با ادله نافیه نمی‌توانیم، ادله اولیه که عنوانین ثانوی است، مطلقاً نمی‌توانیم از ادله اولیه صرف‌نظر کنیم، درست است، لاضرر ولا ضرار آمده، حکومت دارد بحسب متعاهد معمول بین روسای مذهب ، ضرر را حاکم می‌گیرند مثل وضو اذا اقمتم الی الصلاه.

لاضرر ولاضرار حاکم بر آن است می‌گوید بلی باید وضو بگیرد در غیر مورد ضرر، ادلة نافیه، که به آن سه مرتبه حکومت می‌دهند، این ادله حاکمه در آن حد از قدرت نیست که ادله مثبته را محکوم کند همه جا، نه در مواردی که در دلیل مثبت درک می‌کنیم که مقتضی، آنچنان قوی نیست که دلیل نفی نمی‌تواند حکومت کند

همین قاعده لاضرر، در قاعده لاضرر ملاحظه می‌کنید با خراب کردن خانه کعبه مجبور کردند زید را که خانه کعبه را باید خراب کنی، آیا اینجا کتک بخورد، لگد بخورد، چون من ضرر می‌بینم برای فرار از ضرر خانه کعبه را خراب می‌کنم، مرا گرفتند یک سال، دو سال در زندان انداختند، و می‌خواهند که در ردّ قرآن بنویسم، در رد روایات بنویسم، در رد وجود امام زمان بنویسیم ، در چنین مواردی آیا لاضرر، یا ما جعل علیکم فی الدین حرج، آن اندازه قوی است که بتواند ادلة مثبته را جلویش بگیرد، حاکم بر او بشود، امام معتقد بودند (که این درس می‌فرمودند،) مالا یعلمون یا... این دلیل رفع من امتی سته اشیاء، می‌توانند با حکومت آنها، دلیل‌ها را تحت الشعاع قرار دهند – ایشان در ما استکرهوا علیه ، وهم لاضرر، در این رساله‌ای که چاپ شده دارد.

می‌فرماید اینطوری نیست که ما بتوانیم آن ادله تقیه، که هم دلیل نفی است و دلیل نافی است، با آن هم نمی‌توانیم حتی راجع به برائت از امیرالمؤمنین که در نهج البلاغه است: بعد از من دچار حکومتی می‌شوید که از شما می‌خواهند فحشم بدهید فَسبّونی و از شما می‌خواهند از من برائت بجوئید – شما گردنتان را دراز کنید بزنند ولی از من تبری نجوئید این سلسله روایات نمی‌تواند جلوی آن ادله را بگیرد، در مکاسب، شیخ علیه الرحمه خیلی زیر بار نمی‌رود، امام علیه الرحمه می‌فرمودند: آن اندازه مقتضی، ادله نافیه ندارد که در همه موارد سایه حکومت او بر سر ادله اولیه بیفتد.

خراب کردن کعبه شریفه یا ردّ قرآن نوشتن و امثال آن تاخت و تاز کند که جان بسلامت ببرد و لعلّ – جناب ابی‌ذر علیه الرحمه و مؤمن آل فرعون شاید این مسائل را درک کرده بودند که در قرآن به مؤمن آل فرعون اهمیت می‌دهد –

مگر می‌شود درک نکند – پس درک کرد که مورد، موردی است که باید جان داد – بلغ ما بلع – ابوذر هم درک کرده بود که این رجلی که وسیع الحلقوم است معاویه اگر اظهار وجودی از میان امت نشود – این بار خودش را بار می‌کند و خطر دارد

بنابراین از شرط چهارم آن مقداری که قبلاً هم بحث کرده بودیم و تتمه را هم بحث کردیم، از آن می‌گذریم – لاغبار علیه – اگر منشأ مفسده شد تکلیف نداریم.

اشکال: آیا وقتی ضرر جلو می‌آید لاضرر وجوب را برمی‌دارد و جایز است انجام بدهم، یا نه ، صاحب جواهر در جواهر، کلام را مستند می‌کند به روایت امام باقر (ع) که سیکون فی آخر الزمان قوم چنین و چنان ... فلا یوجبون امراً بالمعروف ولا نهی عن المنکر الاّ امنوا من الضرر[۱].

مردان بی‌غیرتی که امر بمعروف و نهی از منکر را واجب نمی دانند مگر آنکه احساس ضرر‌نکنند – کنار می‌رود باید مأمون باشد-

ولی شرط چهارم پابرجاست – کلام امام است – ما حمل می‌کنیم با ضرر هم می‌شود

امر به معروف و نهی از منکر کرد اگر ضرر کم باشد ما جلوی این منکر (مثلاً اگر بایستیم کت من پاره می‌شود) می ایستیم بعضی می‌گویند اگر ضرر عظیم شد مستحب است، صاحب جواهر می‌گوید اگر ضرر عظیم شد حرام است.

جواب اشکال: این همان است که از امام نقل کردم در مهامّ امور ساقط نمیشود– سید الشهداء در خطبه‌ای که در مقابل حربن یزید می خواند می فرماید: بیرون نیامدم مگر آنکه خواستم امر به معروف و نهی از منکر کنم یعنی قیامشان را براساس امر به معروف و نهی از منکر انجام می دهد، معلوم است کار مهم است – حضرت امام که نوشته‌ام، مراجعه کنید. خلاصه‌اش (یجب ان یعلم ان حدیث الرفع و غیره لایمکن ان یحمل فی جمیع الموارد ولا یمکن رفع الیه معه عن الادله الاولیه و فی اقتض المقتضی فیه..)

مرد جامعی امر کند مرد وارسته‌ای که تو باید فلان کنی ، اینجا جای سر ییچی نیست تتمه‌ای در این شرط یا شرط پنجم می آوریم:

شرط پنجم

صاحب جواهر نقل می‌کند: که شیخ علیه الرحمه در اربعین خود از بعضی علما نقل می‌کند آمر بمعروف و ناهی از منکر باید عادل باشد اگر عادل نباشد نمی‌تواند امر به معروف و نهی از منکرکند آن آقا که از شیخ نقل می‌کند روایاتی آورده که دلالت ندارد – از کتاب و سنت-

قرآن فرموده: أتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم[۲]

امر به معروف می‌کنید و خودتان عمل نمی‌کنید.

یک نفر که آمر به معروف است و خود انجام نمی‌دهد، ناهی از منکر و خودش انجام می‌دهد، مورد توبیخ قرآن است (یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون[۳] )

ای کسانی که ایمان آورده اید چرا می گویید آنچه عمل نمی کنید. و بعضی از روایات هم نقل کرده. صاحب جواهر علیه الرحمه رد می‌کند، فهم او را از آیات می‌فرماید: آیه اول، خداوند مذمت می‌کند آنکه امر می‌کند و عمل نمی‌کند، قرآن نمی‌خواهد بگوید واجب نیست، بلکه می‌خواهد بگوید: خودت را اصلاح کن، می‌گوید: هم آن واجب است و هم این، بنابراین شرط پنجم که در اربعین نقل می‌کند محلی از اعتبار ندارد.

پانویس

  1. الكافي : 5/55/1
  2. سوره بقره، آیه 44
  3. سوره صف، آیه 2
بازگشت به دروس خارج