بررسی علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بررسی علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه


نویسنده(گان): محمدرضا جواهر[۱]


چکیده

یکی از مسائل مهم و اساسی در راه احیاء و اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، بررسی وکنکاش در علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر است.آسیب شناسی کارنامه امر به معروف و نهی از منکر، نقاط ضعف و موانع مقبولیت را آشکار می‌سازد. در امر به معروف و نهی از منکر دو موجود مختار و آزاد با هم ارتباط و تعامل دارند. شناسایی ویژگی‌های احتمالی و ممکن الوجود در شخصیت و رفتار و گفتار «آمر» و «مامور» برای واکاوی و کشف مشکلات و چالش‌های پذیرش و مقبولیت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ضرورت دارد. در این تحقیق از تجارب شخصی و ارزشیابی‌های تشخیصی و نظرخواهی‌ها از دبیران و اعضای شوراهای امر به معروف و نهی از منکر در کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی بهره برداری شده است. این پژوهش با مطالعات فردی کتب حدیثی و فقهی در حوزه امر به معروف و نهی از منکر با روش توصیفی و تحلیلی معطوف به منابع پیرامون این دو فریضه انجام شده است. هدف شناسایی و تبیین علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و فراهم ساختن زمینه برای تلاش در راه رفع آنها می‌باشد. عوامل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در دو بخش علل مرتبط با آمران به معروف و ناهیان از منکر و علل مربوط به مخاطبان و شنوندگان شایسته طرح و بررسی است. در این مقاله علل کلی و علل وابسته به آمران به معروف و ناهیان از منکر بررسی می‌گردد.

کلیدواژگان:امر به معروف و نهی از منکر، موانع پذیرش، آسیب شناسی، آمر، گوینده

مقدمه

رعایت آداب امر به معروف و نهی از منکر از سوی آمران به معروف و ناهیان از منکر، موجبات قبول آن از سوی مخاطبان و شنوندگان را فراهم می‌سازد. بنابراین ناآراستگی گویندگان و آمران به آداب ویژة امر به معروف و نهی از منکر، عامل اصلی عدم قبول و پذیرش مخاطبان و شنوندگان است.

امیر مؤمنان امام علی( فرموده‌اند: «لکل شیء أدب» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۵، ص۱۳)؛ برای هر چیزی ادبی است. ثمربخشی کارها و تحقق اهداف، بستگی به رعایت روش‌ها و شیوه‌های متناسب و زیبای آن دارد. شناساییراه‌کارها و راهبردهای نتیجه بخشی و رسیدن به مقصد و آراستگی به آنها، در افزایش جاذبه و کشش مخاطبان به سوی خوبی‌ها و رهایی از بدی‌ها نقش بنیادی دارد.

امام حسن عسگری( در تبیین راهبرد ادب شناسی فرموده‌اند: «کفاک أدباً تجنّبک ما تکره من غیرک» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۸ ، ص۳۷۷)؛ اجتناب و دوری تو از آنچه از غیر خود زشت می‌شماری و نمی‌پسندی برای ادبت کافی است.

اگر آمر به معروف و ناهی از منکر در ارتباطات فردی، از هر چیزی که از دیگری ببیند نمی‌پسندد و خوشش نمی‌آید، پرهیز کند زمینة تأثیرگذاری فراهم می‌گردد. چون این قبیل سخنان و کارها، عایق کننده و مانع جذب و تأثیر است. بنابراین «اجتناب» از گفتار و رفتار بد و زشت و تنفرآمیز دیگران، عامل توفیق فراوان آمر به معروف و ناهی از منکر خواهد شد.

امر به معروف و نهی از منکر زبانی، گسترده‌ترین و فراگیرترین مرحلة مراحل سه گانة آن است. بسیاری از آفات در کارنامة جامعه در امر به معروف و نهی از منکر، ارتباط با زبان دارد. خدای متعال می‌فرماید: (قُولُوا لِلنَّاسِ حُسناً( (بقره/۸۳)؛ با مردم نیکو سخن بگویید. جابر بن یزید جعفی گفته است، امام باقر( در تفسیر این آیه فرمودند: «قولوا للناس أحسن ماتحبون ان یقال لکم» (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۵۶۳ و فیض کاشانی، بی‌تا، ج۳، ص۴۰۴)؛ با مردم بهتر از آن چه دوست دارید برای شما گفته شود، سخن بگویید. در این حدیث شریف ادب سخن گفتن با دیگران در امر به معروف و نهی از منکر لسانی آموزش داده شده است و معیار و شاخص اساسی فراگیر زیباسازی سخنان تبیین گردیده است باید آمر به معروف و ناهی از منکر خودش را جای مخاطب بگذارد و بهتر از آن چه که دوست دارد با او سخن گفته شود سخن بگوید.

پیامبر اعظم حضرت محمد( دربارة اهمیت و نقش روش در امر به معروف و نهی از منکر فرموده‌اند: «من أمر بمعروف فلیکن أمره ذلک بمعروف» (متقی هندی، ۱۴۳۹ق، ج۳، ص۳۱، حدیث ۵۵۲۲)؛ هر که امر به معروف می‌نماید باید امر او به معروف با شیوة خوب و زیبا و با روش معروف باشد. روش‌های انجام کارها گوناگون و متفاوت است و شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر نیز در دو دستة زیبا و زشت و معروف و منکر جای می‌گیرد. به حکم این حدیث نبوی باید روش‌ها و شیوه‌های امر به معروف و نهی از نوع زیبا و معروف باشد.روشهای مشروع و نتیجه بخش و جذاب برای امر به معروف و مهی از منکر را باید از سیره و رفتار و گفتار پیامبر( و امامان( فرا گرفت و همراه با مقتضیات زمان عملیاتی ساخت و راه‌کارهای تعامل اجتماعی و فرهنگ سازی و توسعة امر به معروف و نهی از منکر را شناسایی نمود و اجرا کرد.

خدای متعال در بیان و تعریف برونیکی می‌فرماید: (لکِنَّ البِرَّ مَنِ اتَّقَی وَ اتُوا البُیُوتَ مِن أبوَابِهَا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ( (بقره/۱۸۹)؛ نیکی این است که پرهیزکار باشید و از در خانه‌ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید تا رستگار شوید. جابرگفته است امام باقر( در تفسیر این آیه فرموده‌اند: «یعنی أن یأتی الامور عن وجه‌ها فی أی الامور کان» (بحرانی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۹۰)؛ یعنی امور و کارها هر امری باشد از راهش انجام شود. در حدیث دیگر نیز امام باقر( فرموده‌اند: «ائتوا الامور من وجه‌ها» (همان/۱۹۱)؛ کارها و امور را از راه و روش و صورت مناسب آن انجام دهید.

برای امر به معروف و نهی از منکر درهای زیبا و روش‌های جذاب و تأثیرگذار فراوانی وجود دارد که با پای بندی به آنها می‌توان زمینه‌های پذیرش امر به معروف و نهی از منکر را فراهم نمود و بی‌توجهی به آنها نیز عامل بزرگ و علت برجستة عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه می‌باشد.

امام رضا( نیز فرموده‌اند: «من طلب الامر من وجهه لم یزل، فإنزل لم تخذله الحیله» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۷، ص۹۳)؛ هر کس کار و امری را از روش خود بخواهد، نلغزد و اگر لغزشی رخ دهد حیله‌ها و شیطنت‌ها او را خوار نخواهد کرد.

براساس این حدیث رضوی راه پیش‌گیری از لغزش‌های خوارکننده، انجام امور از روش مناسب آن است و این حقیقت، ضرورت و اهمیت توجه به روشها و شیوه‌های زیبا و مطلوب در احیا و اجرای امر به معروف و نهی از منکر را نشان می‌دهد. کارامدی و تأثیرگذاری امر به معروف و نهی از منکر بستگی به نحوة اجرای آن دارد و آشنایی با آداب و آگاهی از روش‌های مناسب و زیبا و رعایت و به کارگیری آنها، نقش زیادی در پذیرش از سوی مخاطبان دارد.

علل مرتبط با گوینده

برخی علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه با شخصیت و رفتار و گفتار آمران به معروف و ناهیان از منکر ارتباط دارد. باید این علل را بازشناسی کرد و این موانع کارامدی و پایداری امر به معروف و نهی از منکر از را برطرف نمود.

عدم آگاهی و معرفت و بصیرت

«علم» و «احتمال اثر» و «فقدان مفسده و ضرر» و «اصرار برگناه و استمرار کار زشت» شرایط چهارگانة وجوب امر به معروف و نهی از منکر است (امام خمینی(، ۱۳۶۳، ج۱، صص۴۲۷ تا ۴۳۷). نخستین و مهم‌ترین شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر معرفت است. امام خمینی( در شرط اول نوشته‌اند: «أن یعرف الآمر أو الناهی أن ماترکه المکلف أو أرتکبه معروف أو منکر، فلایجب علی الجاهل بالمعروف و المنکر، و العلم شرط الوجوب» (امام خمینی(، ج۱، ص۴۲۷)؛ آمر یا ناهی بداند آن چه مکلف ترک کرده یا مرتکب گردیده، معروف یا منکر است پس بر جاهل به معروف و منکر واجب نیست و علم و آگاهی شرط وجوب است.

اقدامات ناآگاهانه برخی مسلمانان و حرکت‌های جاهلانة برخی مجریان، از موانع مقبولیت و موفقیت است. ناآگاهی یا ضعف و کمبود معرفت و بصیرت آمران و ناهیان، بسیار خطرناک و زیان بار است. امر به معروف و نهی از منکر «متأسفانه چند صد سال است از رساله‌های علمیه خارج شده است و فقط در متن فقه فنی و علمی باقی مانده است و این خیلی عجیب است» (مطهری، ۱۳۸۵، ج۱، حرف الف، ص۲۴۸). این خلأ یکی از عوامل ضعف و کاستی، در حوزة آگاهی‌ها و شناخت و رشد عمومی است. امام خمینی( پیشگام در احیای امر به معروف و نهی از منکر در رسالة عملیه است. ایشان در رسالة فارسی و در تحریر الوسیله، احکام امر به معروف و نهی از منکر را نوشته‌اند و از این طریق در توان‌مند سازی مردم و رشد اجتماعی در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر افزوده‌اند. یادگرفتن احکام امر به معروف و نهی از منکر وکسب معرفت و بصیرت در این موضوع، بر مکلفان واجب می‌باشد. امام خمینی( در این ارتباط نوشته‌اند: «یحب تعلم شرائط الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و موارد الوجوب و عدمه و الجوار و عدمه حتی لایقع فی المنکر فی أمره و نهیه» (امام خمینی(، ۱۳۶۳، ج۱، ص۴۲۸)؛ فراگیری و آموختن شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد وجوب و عدم آن و جواز و عدم آن، واجب است تا مکلف در امر ونهی‌اش در منکر واقع نگردد.

عبدالله بن عمر گفته است پیامبر خدا( فرمود: «لا تأمر بالمعروف و لاتنه عن المنکر حتی تکون عالما و تعلم ما تأمر به» (متقی هندی، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۷۴، حدیث ۵۵۶۰)؛ امر به معروف و نهی از منکر مکن تا دانا گردی و علم و آگاهی پیدا کنی و بدانی به چه چیزی امر می‌کنی.

خطر و زیان بزرگ اقدامات جاهلانه، وقوع در منکر هنگام اجرای امر به معروف و نهی از منکر است. برای رفع و دفع این خطر، کسب آگاهی و بینش و شناخت احکام امر به معروف و نهی از منکر بر مسلمانان واجب است. برگزاری کارگاه آموزشی و دوره‌های بصیرت‌افزایی برای شوراهای امر به معروف و نهی از منکر و ضابطان اجرایی این فریضة بزرگ و بنیادین جهت افزایش جاذبه و فراهم ساختن زمینه برای پذیرش اجتماعی و تأثیرگذاری ضرورت دارد.

اقدامات ناروای بی‌معرفت، به جای اصلاح موجب ضلالت و فساد و دوری از هدف می‌گردد. پیامبر خدا حضرت محمد( فرموده‌اند: «من عمل علی غیر علم کان ما یفسده أکثر مما یصلح» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۰۸)؛ هر کس بی‌دانش عمل کند بیش از آن که اصلاح کند و سامان دهد افساد می‌نماید و نابسامانی به وجود می‌آورد.

امیر مؤمنان امام علی( فرموده‌اند: «العمل بلاعلم ضلال» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۲، ص۸ )؛ عمل بی‌علم و آگاهی، عامل گمراهی است. در جای دیگر فرموده‌اند: «لاخیر فی عمل بلاعلم» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۶، ص۳۸۷)؛ خیر در عمل و اقدام بی‌علم نیست.

آدرس مقاله در پایگاه مجلات تخصصی نور: مجله پژوهش‌های اجتماعی اسلامی » پاییز ۱۳۹۳، سال بیستم- شماره ۱۰۲ (از صفحه ۵۱ تا ۷۸)

URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1042565

عنوان مقاله: بررسی علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه (۲۸ صفحه)

نویسنده : جواهری،محمدرضا

چکیده :

یکی از مسائل مهم و اساسی در راه احیاء و اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، بررسی وکنکاش در علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر است.آسیب‌شناسی کارنامة امر به معروف و نهی از منکر، نقاط ضعف و موانع مقبولیت را آشکار می‌سازد. در امر به معروف و نهی از منکر دو موجود مختار و آزاد با هم ارتباط و تعامل دارند. شناسایی ویژگی‌های احتمالی و ممکن‌الوجود در شخصیت و رفتار و گفتار «آمر» و «مأمور» برای واکاوی و کشف مشکلات و چالش‌های پذیرش و مقبولیت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ضرورت دارد. در این تحقیق از تجارب شخصی وارزشیابی‌های تشخیصی و نظرخواهی‌ها از دبیران و اعضای شوراهای امر به معروف و نهی از منکر در کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی بهره‌برداری شده است. این پژوهش با مطالعات فردی کتب حدیثی و فقهی در حوزة امر به معروف و نهی از منکر با روش توصیفی و تحلیلی معطوف به منابع پیرامون این دو فریضه انجام شده است. هدف شناسایی و تبیین علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و فراهم ساختن زمینة برای تلاش در راه رفع آنها می‌باشد. عوامل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در دو بخش علل مرتبط با آمران به معروف و ناهیان از منکر و علل مربوط به مخاطبان و شنوندگان شایسته طرح و بررسی است. در این مقاله علل کلی و علل وابسته به آمران به معروف و ناهیان از منکر بررسی می‌گردد.

کلمات کلیدی :

امر به معروف و نهی از منکر، موانع پذیرش، آسیب‌شناسی، آمر، گوینده.

پژوهش‌های اجتماعی اسلامی » شماره ۱۰۲ (صفحه ۵۱)

بررسی علل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر

در جامعه ۱

( محمد رضا جواهری۲

چکیده

واژگان کلیدی:

تاریخ دریافت: ۶/۱۱/۱۳۹۲ تاریخ پذیرش: ۳۱/۶/۱۳۹۳.

عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد javaheri@ferdowsi.um.ac.ir

پژوهش‌های اجتماعی اسلامی » شماره ۱۰۲ (صفحه ۵۲)

مقدمه

امر به معروف و نهی از منکر مسؤولیت همگانی و متقابل در جامعة اسلامی است و احیای روح امر به معروف و نهی از منکر ضامن سعادت و پیشرفت و توسعه و ترقی و تکامل و فلاح است. بررسی کارنامة دولت و ملت در عصر پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای شناسایی چالش‌ها و مشکلات و موانع و اقدام در جهت رفع آنها ضرورت دارد.

احیاء و اجرای امر به معروف و نهی از منکر، از دو طرف با مشکلات و موانع گوناگون مواجه است، زیرا آمر و مأمور در وضعیت مطلوب قرار ندارند. از یک طرف عوامل متعددی وجود داردکه دولت و ملت را از امر به معروف و نهی از منکر بازمی‌دارد و باعث کوتاهی و سستی در انجام وظیفه می‌گردد و سرانجام موجبات ترک امر به معروف و نهی از منکر را فراهم می‌سازد، و از طرف دیگر در مخاطبان امر به معروف و نهی از منکر نیز موانعی برای پذیرش امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد و افراد و اقشار مختلف به دلایل گوناگون امر به معروف و نهی از منکر را نمی‌پذیرند و اقدامات و تلاش‌های آمران به معروف و ناهیان از منکر بی اثر می‌گردد. از این رو باید عوامل بازدارنده از امر به معروف و نهی از منکر، و موانع و علل عدم قبول امر به معروف و نهی از منکر را شناخت و ریشه‌یابی نمود و راه احیاء و اجرای امر به معروف و نهی از منکر و گسترش و توسعة آن را گشود و موانع فرهنگ سازی دینی را برطرف ساخت. برخی مشکلات و چالش‌های آمر و مأمور و ناهی و منهی عنه، مشترک است و در هر دو بخش نیز مشکلات و موانع ویژه‌ای حاکم است. این پژوهش در راستای بررسی و شناسایی و تحلیل «علل عدم قبول امر به معروف و نهی از منکر در جامعه» گام برمی‌دارد و از این مسیر به احیاء و انجام امر به معروف و نهی از منکر می‌پردازد.

در واکاوی علل عدم قبول امر به معروف و نهی از منکر روشن می‌شود برخی از این علل به گوینده ارتباط دارد و برخی در ارتباط با شنونده است. این پژوهش در بررسی علل عدم قبول آن چه را که به رفتار و گفتار گوینده و شخصیت آمر به معروف و ناهی از منکر می‌رسد بررسی می‌کند و آن چه را که در جامعه مانع پویایی و کارامدی امر به معروف است و موجب عدم قبول امر به معروف و نهی از منکر می‌گردد خواهد پرداخت.

علل کلی

امام صادق( فرموده‌اند: «العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق و لایزیده سرعة السیر من الطریق إلا بعداً» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۰۶)؛ مجری و عامل بی‌بصیرت مثل کسی است که بر بی‌راهه و کژراهه می‌رود و شتاب و سرعت سیر او، جز بر دوری‌اش از راه اصلی و راست نمی‌افزاید!

خطر ورود ناآگاهان به حوزة اجرای امر به معروف و نهی از منکر،آن قدر جدی و چالش برانگیز است که امام خمینی( بازداشتن این افراد از امر به معروف و نهی از منکر را واجب می‌شمارند و در تبیین شرط معرفت می‌نویسند: «لو امر بالمعروف أو نهی عن المنکر فی مورد لایجوز له یجب علی غیره نهیه عنهما» (امام خمینی(، ۱۳۶۳، ج۱، ص۴۲۸)؛ اگر کسی امر به معروف و نهی از منکر کند در موردی که برایش جایز نیست، بر دیگری واجب است او را از امر و نهی بازدارد و نهی از منکر نماید.

شهید مطهری( در یادداشت خود دربارة اثر اقدامات جاهلان نوشته است: «در اثر ناآگاهی ما مردم احیاناً نهی از منکر به صورت منکر بزرگ در آمده است. همان طور که دربارة آزادی گفته شده است ای آزادی چه جنایت‌ها به نام تو نشد، باید گفت ای نهی از منکر چه منکرانی که به نام تو نشد» (مطهری، ۱۳۸۵، ج۱، حرف الف، ص۲۵۰).

بسیاری از مقاومت‌های اجتماعی در برابر آمران به معروف و ناهیان از منکر، ریشه در اقدامات جاهلانه و فاقد معرفت و بصیرت برخی از مجریان دارد. کسی که از مفهوم و دائرة گستردة معروف و منکر و مصادیق آن اطلاعات دقیقی ندارد، امکان دارد معروف را منکر بداند و منکر را معروف بشمارد و به صحنه اجرا وارد گردد و سخنانش با عکس‌العمل و اثر متقابل مواجه شود و شکست بخورد. جهل عامل ناکارامدی و بی‌اثر شدن و ترک و انزوای امر به معروف و نهی از منکر می‌گردد. ناآگاهی و ضعف در معرفت و بصیرت باعث شده است برخی شنوندگان و مخاطبان امر به معروف و نهی از منکر تحت تأثیرگویندگان قرار نگیرند و مشکلات و چالش‌ها افزایش یابد.

نداشتن برنامه و نقشه و منطق

توفیق در امر به معروف و نهی از منکر نیازمند برنامه‌ریزی و طرح و نقشة عملیاتی و منطق و خردورزی است. امر به معروف و نهی از منکر واجب تعبدی نیست، بلکه واجب توصلی است (امام خمینی(، ۱۳۶۳، ج۱، ص۴۲۷). شهید مطهری( دربارة فلسفه این نظریه می‌گوید: «غیرتعبدی بودن امر به معروف، به خاطر این است که هر دردی دوایی دارد و باید با نقشه عمل شود و به هر حال در این جا نباید چشم بسته بود» (مطهری، ۱۳۸۵، ج۱، حرف الف، ص۲۵۱). وی بر مکانیسم و منطق تأکید دارد و می‌نویسد: برنامه عملی برای مبارزه با منکرات لازم است. باید منطق وارد امر به معروف و نهی از منکر بشود (همان، صص۲۵۰ و ۲۵۱).

فقدان تدبیر عملی و عدم به کارگیری نیروی عقل و تفکر، مانع کارامدی امر به معروف و نهی از منکر و موجب عدم پذیرش آن می‌گردد.

امیرمؤمنان امام علی( در ارتباط با پیوند و کارکرد عقل و تدبیر فرموده‌اند: «أدل شیء علی غزاره التعقل حسن التدبیر» (تمیمی آمدی، ج۲، ص۴۲۹، حدیث ۳۱۵۱)؛ بالاترین خیر و بهترین دلیل بر بسیاری عقل هر انسان، تدبیر نیکوی او است. در بیان دیگر فرموده‌اند: «لاعقل کالتدبیر» (همان، ج۶، ص۳۴۷، حدیث ۱۰۴۴۶)؛ هیچ عقلی مانند تدبیر نیست.

در ارتباط با اثر و نقش «تدبیر» و برنامه برای ادارة کارها و آینده‌نگری فرموده‌اند: «صلاح العیش التدبیر» (همان، ج۴، ص۱۹۴، حدیث۵۷۹۴)؛ صلاح زندگانی تدبیر است.

«التدبیر نصف المعونه» (همان، ج۱، ص۱۵۱، حدیث۵۶۶)؛ تدبیر و برنامه‌ریزی و چاره‌جویی نیمی از یاری است. «لافقر مع حسن تدبیر» (همان، ج۶، ص۴۳۷، حدیث ۱۰۹۲۰)؛ با تدبیر نیک نیازی نمی‌ماند.

دربارة نقش تدبیر در پیش‌گیری از پشیمانی و لغزش فرموده‌اند: «التدبیر قبل العمل یؤمن الندم» (همان، ص۳۷۹، حدیث ۱۴۱۷)؛ تدبیر پیش از کار از پشیمانی ایمن می‌سازد. «التدبیر قبل الفعل یؤمن العثار» (همان، ص۳۸۴، حدیث ۱۴۸۲)؛ تدبیر پیش از کار از لغزش بازمی‌دارد و ایمن می‌سازد. تدبیر باید نیکو و درست و حقیقی و همه جانبه و زیبا و کامل باشد چون بد تدبیری از بی‌تدبیری زیان‌بارتر است، از این رو امام علی( سوء تدبیر و نقشة بد برای اداره و اجرای کارها و مانع بزرگی در راه تحقق تقدیر انسان‌ها دانسته و حتی عامل هلاکت و نابودی و تدمیر آنها شمرده‌اند.

امیرمؤمنان امام علی( فرموده‌اند: «من ساء تدبیره بطل تقدیره» (همان، ج۵، ص۲۱۶، حدیث ۸۰۴۷)؛ هر کس تدبیر او بد باشد تقدیر او باطل شود.

«سبب التدبیر سود التدبیر» (همان، ج۴، ص۱۲۶، حدیث ۵۵۴۹)؛ بدی تدبیر سبب هلاکت و نابودی است.

«من ساء تدبیره تعجّل تدمیره» (همان، ج۵، ص۱۸۷، حدیث ۷۹۰۵)؛ هرکس تدبیرش بد باشد در هلاک گردانیدنش شتاب شود. در بیان دیگر سوء تدبیر را دلیل و عامل ادبار و پشت کردن مردم به انسان و برنامه‌اش اعلام نموده و فرموده‌اند: «یستدل علی الادبار بأربع: سوء التدبیر...» (همان، ج۶، ص۴۴۹، حدیث ۱۰۹۵۸)؛ بر ادبار و پشت کردن به چهار چیز دلیل آورده می‌شود: بدی تدبیر... .

در تنظیم برنامه و نقشه و تدبیر باید با خردمندان و اندیشمندان و متخصصان باایمان و تقوی مشورت شود تا تدبیر نیک و زیبا سودمند فراهم گردد چون مشاوران گمراه و ضعیف و فاسد، تدبیر را باطل می‌کنند. امام علی( فرموده‌اند: «من ضلّ مشیره بطل تدبیره» (همان، ج۵، ص۱۸۷، حدیث ۷۹۰۵)؛ هر کس مشاورش گمراه باشد تدبیر او باطل گردد.

با عقل و خردمندی و بینش و تفکر در کارها و مشاوره با ابرار و متخصصان مؤمن و مخلص است که برنامه و نقشه و منطق و تدبیر نیک و مؤثر و مفید بر گفتار و رفتار انسان‌ها حاکم می‌گردد و میزان پذیرش اجتماعی بالا می‌رود اما اقدامات بی‌خردانه و تلاش‌های بدون برنامه و نقشه و تدبیر و منطق با عکس‌العمل منفی افراد مواجه می‌شود و پذیرش اجتماعی کاهش می‌یابد.

عدم رعایت مراتب

امر به معروف و نهی از منکر دارای سه مرتبه قلبی و زبانی و عملی است اگر مقصود با مرتبة قبلی حاصل شود نوبت به مرحلة بعدی نمی‌رسد (محقق حلی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۴۳؛ شهید اول، ۱۳۴۸ق، ص۱۶۵؛ شهید ثانی، بی‌تا، ج۲، ص۴۱۷؛ صاحب جواهر، ۱۹۸۱م، ج۲۱، صص۳۷۴۳۷۸؛ خوئی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۷۹). امام خمینی( دربارة لزوم رعایت مراتب نوشته‌اند: «فإنَّ لهما مراتباً لایجوز التعدی عن مرتبه إلی الأخری مع حصول المطلوب من المرتبة الدانیة بل مع إحتماله» (امام خمینی(، ۱۳۶۳، ج۱، ص۴۳۷)؛ برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی است؛ حصول مطلوب در مرتبة پایین‌تر بلکه با احتمال حصول مطلوب با مرحلة آسان‌تر، تعدی به مرحلة دیگر جایز نیست. ایشان در پی یادآوری اقسام و نمونه‌های امر به معروف و نهی از منکر قلبی، اقتصار و اکتفا به مرتبة قلبی و بلکه اکتفای به درجة آسان‌تر و پایین‌تر در مرتبة قلبی را با احتمال اثر و رفع منکر، واجب دانسته و ورود به درجة بالاتر را غیر جایز شمرده‌اند (همان). در بحث از مرتبة زبانی نوشته‌اند: اگر یقین دارد مقصود با مرتبة اول (قلبی) تحقق نمی‌یابد، نوبت به مرتبة دوم می‌رسد در صورتی که احتمال بدهد امر به معروف و نهی از منکر زبانی اثر دارد. در ادامة تبیین مرتبة لسانیفرموده‌اند: «لو احتمل حصول المطلوب بالوعظ و الارشاد و القول اللین یجب ذلک و لایجوز التعدی عنه» (همان، ج۹، ص۴۳۸)؛ اگر حصول مطلوب با وعظ و ارشاد و سخن نرم احتمال دارد، همان واجب است و ورود به مرتبة بعدی و تجاوز از این مرحله جایز نمی‌باشد. در بررسی مرتبة سوم و انکار عملی و یدی نیز چنین هشدار داده‌اند: اگر بداند یا اطمینان پیدا کند که مطلوب با دو مرتبة قلبی و لسانی حاصل نمی‌گردد، ورود به مرتبة سوم واجب می‌شود که اعمال قدرت است و در این مرتبه نیز مراعات الا یسر فالایسر لازم می‌باشد (همان، ص۴۴۰).

یکی از موانع پذیرش اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر، عدم رعایت مراتب آن از سوی آمران و ناهیان و ورود آنان به مرتبة دوم یا سوم با یقین یا گمان و احتمال رسیدن به هدف در مرتبة نخستین و اقسام و نمادهای آن است. در صورتی که با امکان حصول مقصود در مرتبة قلبی و مصادیق و مظاهر آن، ورود به مرتبة دوم یا سوم حرام است و اقدامات آمر و ناهی از نظر شرعی غیر مجاز خواهد شد. ترتیبی بودن مراتب و عدم جواز گذر از مرتبة آسان‌تر در صورتی که در همان مرتبة هدف تحقق یابد، برای فراهم شدن زمینة قبول در مخاطبان است و نشانة برنامة خردمندانه اسلام برای هدایت انسان‌ها می‌باشد.

تناقض در گفتار و رفتار

گرچه «عدالت» و «عمل» از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر نیست (امام خمینی(، ج۱، ص۴۳۶)، اما «تبلیغ عملی» بزرگ‌ترین و شریف‌ترین و لطیف‌ترین و تأثیرگذارترین نوع امر به معروف و نهی از منکر است (همان، ۴۴۲). ناآراستگی آمر به آن چه به آن امر می‌کند و عدم پیراستگی ناهی از آن چه دیگران را از آن بازمی‌دارد، مانع موفقیت و عامل عدم پذیرش است. امام سجاد( چنین فردی را منافق نامیده و به ابوحمزة ثمالی فرموده‌اند: «المنافق ینهی و لاینتهی و یأمر بما لایأتی» (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۴۱۹)؛ منافق نهی می‌کند از چیزی که خود از آن دوری نمی‌نماید و امر می‌کند به آن چه خود انجام نمی‌دهد.

امیرمؤمنان امام علی( راه اصلاح افراد را رفتار و گفتار زیبا دانسته و دستور دادهاند: «اصلح المسئی بحسن فعالک و دل علی الخیر بجمیل مقالک» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۲، ص۱۸۲)؛ بدکار را با رفتار نیکت اصلاح کن و با گفتار زیبایت به سوی خیر راهنمایی بنما.

امام صادق( دربارة دعوت عملی فرموده‌اند: «کونوا دعاة الناس بالخیر بغیر ألسنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع» (کلینی رازی، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۱۰۵)؛ مردم را با غیر زبان به خوبی فرا بخوانید تا در شما عمل و کوشش و راستی و صداقت و ورع مشاهده کنند. در حدیث دیگر فرموده‌اند: «رحم الله قوماً کانوا سراجاً و مناراً و کانوا دعاة إلینا بأعمالهم و مجهود طاقتهم» (حرانی، ۱۳۵۴، ص۳۰۱ )؛ خداوند آن جمعیت را رحمت کند که چراغ و مناره هدایت‌اند و مردم را با اعمال و نهایت توانشان به سوی ما فرامی‌خوانند.

تعارض آشکار و پنهان میان گفتار و رفتار و ناهماهنگی بین قلب و زبان آمران و ناهیان، نقش برجسته‌ای در عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر دارد.

امام صادق( فرموده‌اند: «إن العالم إذا لم یعمل بعلمه زلت موعظته عن القلوب، کما یزل المطر عن الصفا» (کلینی رازی، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۴۴)؛ هرگاه عالم به علمش عمل نکند، اثر موعظه‌اش از دل‌ها زایل می‌گردد آن چنان که باران از روی سنگ صاف می‌لغزد.

ناتوانی در اقناع مخاطب

بلاغت و روانی سخن جهت فهمیدن مخاطب و هضم نمودن کلام، و درستی اسناد و مدارک برای قانع شدن وی، پذیرش امر به معروف و نهی از منکر را آسان می‌سازد. ناتوانی آمر و ناهی از استدلال و برهان و از گفتار و رفتار آرامش بخش و بیدار کننده، موجب عدم پذیرش سخنان وی می‌گردد.

شایسته است سخنان آمر و ناهی توان نفوذ در دل مخاطب و جلب اعتماد و جذب وی و بازآفرینی و پرورش و هدایت وی را دارا باشد. معروف حقیقتی است که دل‌ها باآن انس می‌گیرد و آرامش می‌یابد. ترتیب مقاییس اللغه در وجه تسمیه معروف نوشته است: «المعروف سمّی بذلک لأن النفوس تسکن إلیه» (احمد بن فارس بن زکریا، ۱۳۸۷، ص۶۳۸)؛ معروف را معروف نامیده‌اند چون دل‌ها با آن آرامش می‌یابد. اقرب الموارد نیز نوشته است: «المعروف ضد المنکر و هو کل ما تعرفه النفس من الخیر و تطمئن إلیه» (خوری شرتونی، ج۲، ص۷۶۸)؛ معروف ضد منکر است و هر چیزی است که نفس انسان آن را خیر می‌شناسد و با آن اطمینان و آرامش می‌یابد. چینش محتوا و روش گوینده، در اقناع مخاطب وآرامش وی و پذیرش و قبول فوری مؤثر است.

انسان با سخنان کوتاه و گویا و رسا و به جا و مناسب و پر معنی و آمیخته با منطق، به هدف می‌رسد. امام صادق( فرموده‌اند: «لیست البلاغه بجده اللسان و لابکثرة الهذیان و لکنها أصابه المعنی و قصد الحجة» (حرانی، ۱۳۵۴، ص۳۱۲)؛ بلاغت به تندی زبان و پرت و پلاگویی بسیار نیست، بلکه بلاغت رساندن معنا و آوردن دلیل و برهان درست است. در حدیث دیگر فرموده‌اند: «ثلاث فیهن البلاغه: التقرب من معنی البغیه و التبعد من حشو الکلام و الدلاله بالقلیل علی الکثیر» (همان، ص۳۱۷)؛ بلاغت در سه چیز است: نزدیک شدن به معنای مورد نظر، دوری کردن از گفتار حشو و زاید، و رساندن معنای زیاد با عبارت کم!

آمر و ناهی باید راه نفوذ در مخاطب را بیابد و حقیقت را به وی بفهماند و حجت را تمام کند. امام علی( دربارة قدرت و نیروی استدلال فرموده‌اند: «قوة سلطان الحجة اعظم من قوة سلطان القدرة» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۴، ص۵۰۸)؛ نیروی دارنده حجت و استدلال بیشتر از نیروی دارنده قدرت است. همچنین دربارة سخن محکم فرموده‌اند: «أحسن القول السداد» (همان، ج۲، ص۳۷۴)؛ نیکوترین سخن، سخن درست و راست و خردمندانه و محکم است.

خسیس بودن و عدم سخاوت

پول خرج کردن و انفاق و اطعام و مواسات و همکاری مالی و جود و بخشش و کرم و سخاوت، راز توفیق در امر به معروف و نهی از منکر است. امام علی( دربارة آثار سخاوت فرموده‌اند: «السخاء یزرع المحبه» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۱، ص۸۲ )؛ سخاوت محبت را در دل‌ها می‌نشاند. «السخاء یثمر الصفاء» (همان، ص۱۹۸)؛ سخاوت صفا را نتیجه می‌دهد. «السخاء یکسب الحمد» (همان، ص۲۷۴)؛ سخاوت ستایش را برمی‌انگیزد و کسب می‌کند. «سبب السیاده السخاء» (همان، ج۴، ص۱۲۲)؛ سخاوت سبب سرور و بزرگی و آقایی است. خسیس بودن و بخل و بی‌سخاوتی، از موانع محبت و نفوذ و پیشرفت و سیادت و اثربخشی است.

کن بلانچارد (Ken Blanchard) آمریکایی که کتاب‌هایش به بیست و پنج زبان ترجمه شده و پانزده میلیون دلار فروش داشته است، کتابی با عنوان سخاوت رمز موفقیت نوشته و راه تبلیغ مسیحیت را نشان داده است.

سرمایه‌گذاری در اجرای امر به معروف و نهی از منکر، بهترین سرمایه‌گذاری است و با تأمین هزینه‌های لازم برای آن از سوی دولت و ملت و با انفاق و هزینه نمودن ثروت در راه احیا و اجرای امر به معروف و نهی از منکر بسیاری از موانع و چالش‌های اجتماعی از بین می‌رود.

خشونت و فقدان نگاه ترحم‌آمیز

از دیدگاه اسلام آدم بد وجود ندارد و انسان‌ها بر فطرت توحیدی آفریده شده‌اند و امکان تربیت و سعادت و آراستگی به فضایل و پیراستگی از رذایل برای همة انسان‌ها وجود دارد. فقط آدم بیمار وجود دارد و برخی انسان‌ها بیماری‌های روحی و روانی پیدا می‌کنند و برای بهداشت روانی و سلامت آنان باید کوشش کرد.

از منظر اسلام اهل معصیت قابل ترحم‌اند. امام علی( چنین هشدار داده‌اند: «انما ینبغی لاهل العصمه و المصنوع إلیهم فی السلامه، أن یرحموا أهل الذنوب و المعصیه» (نهج‌البلاغه، خطبة ۱۴۰)؛ سزاوار است کسانی که گناه ندارند و اهل عصمت‌اند و از سلامت دینی برخوردارند، به گناهکاران و اهل معصیت ترحم نمایند. شهید مطهری( دربارة این خطبه می‌نویسد: این خطبه گرچه در مقام نهی از غیبت است، اما یک اصل کلی را ذکر می‌کند و آن این که اهل معصیت قابل ترحمند باید انسان بر بیچارگی و ضعف آنها رحمت آورد. همان طور که یک بیمار گرفتار، رحمت انسان‌ها را برمی‌انگیزد یک گناهکار هم بیمار و گرفتار و قابل ترحم است... شرط مصلح این است که انگیزه‌اش رحمت باشد نه عناد (مطهری، ۱۳۸۵، ج۱، حروف الف، صص۲۴۲ و ۲۶۱).

روش موفقیت‌آمیز در بهبود بیماری‌های گناهکاران و اهل منکرات، مهرورزی و دلسوزی و لطف و دستگیری و فداکاری برای درمان آنان است و فقدان این روحیه موجب چالش‌ها و مشکلات می‌گردد.

پیامبران الهی( و به ویژه بهترین و آخرین آنان حضرت محمد( و اهل بیت( با نرمی و مدارا و حلم و عفو و حسن خلق در راه اصلاح و هدایت بشرگام برداشته‌اند.

خدای متعال به حضرت موسی و برادرش هارون( در روش گفتگو با فرعون چنین دستور می‌دهد: (إذهَبَا إلَی فِرعَونَ إنَّهُ طَغَی فَقُولا لَهُ قَولاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أو یَخشَی( (طه/۴۳ و ۴۴)؛ به سوی فرعون بروید که طغیان کرده است، اما به نرمی با او سخن بگویید شاید متذکر شود یا از خدا بترسد.

قرآن نرمی پیامبر اسلام( را ناشی از رحمت الهی می‌داند و همان را عامل جذب مردم می‌شمارد و خشونت را مانع ارتباط و اثرگذاری می‌داند (آل عمران/۱۵۹).

خشونت قولی یا فعلی آمران و ناهیان، عامل عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است.

خشونت ضد لینت است (راغب اصفهانی، ۱۴۰۴ق، ص۴۵۷). «قول لیّن» و رفق و مدارا روش راهبردی اثرگذاری بر گناهکاران و متذکر شدن آنان است. امیرمؤمنان امام علی( در تبیین اثر لینت فرموده‌اند: «أ لن کنفک و تواضع لله یرفعک» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۲، ص۱۹۶، حدیث ۲۳۶۱)؛ جانب خود را نرم گردان و به مردم مهربانی کن و برای خدا فروتنی نما، خداوند ترا بلند گرداند و رفعت دهد. در بیان دیگر فرموده‌اند: «ألن کنفک فانّ من یُلن کنفه یستدم من قومه المحبّه» (همان، ج۲، ص۲۰۲، حدیث ۲۳۷۶)؛ جانب خود را نرم گردان و مهربانی نما، زیرا هر کس جانب خود را نرم گرداند، محبت قومش نسبت به او پایدار و دائمی شود. مطابق این حدیث علوی اثر لینت و نرمی، محبت دائمی در بین قوم است و قومش او را همواره و همیشه دوست می‌دارند، پس راه جذب و نفوذ و اثرگذاری نرمی و مهربانی است.

در حدیث دیگر فرموده‌اند: «بلین الجانب تأنس النفوس» (همان، ج۳، ص۲۱۷، حدیث۴۲۶۱)؛ با نرمی جانب دل‌ها و نفوس آرام و انس می‌گیرند. در رهنمود دیگر دربارة اثر لینت بر دشمن و شخصیت‌های سخت و غلیظ گفتار فرموده‌اند: «لِن لمن غالظک فانه یوشک ان یلین لک» (همان، ج۵، ص۱۲۵، حدیث۷۶۲۰)؛ برای کسی که با تو درشتی و دشمنی کند نرم شو، امید می‌رود و نزدیک است که او با تو نرم شود.

در حدیث دیگر وجوب و ثبوت محبت را اثر لینت دانسته و فرموده‌اند: «من لانت عریکته وجبت محبته» (همان، ج۵، ص۲۳۸، حدیث۸۱۵۲)؛ هر کس خوی او نرم باشد محبت و دوست داشتن او واجب و ثابت گردد و در دل‌ها قرار گیرد.

شهید مطهری( آمران به معروف و ناهیان از منکر را از لعن و نفرین و عصبیت جاهلانه و خشونت بازمی‌دارد و دربارة روش اجرای دو مرتبة قلبی و زبانی می‌گوید: در مرحلة قلبی و ضمیر، ما باید علاقه‌مند و مخلص و با فکر و حاج آقا نقشه باشیم. در مرحلة زبان باید منطق روشن‌گرانه داشته باشیم نه اوامر تحکم‌آمیز که خطر فراوان دارد و مشمئزکننده است و حداقل این است که بی‌اثر است... جنجال و هوچی‌گری و زورگویی عمل نیست (مطهری، ۱۳۸۵، ج۱، حرف الف، ص۲۵۲).

عدم فهم هدف و غفلت از نتیجه

هدف نهایی امر به معروف و نهی از منکر، تشویق و واداشتن مخاطب بر اجرای معروف و بازداشتن وی از منکر است. باید شوق انجام معروف و ترک منکر را در مخاطب ایجاد نمود. هدف شعار دادن و حرف زدن و تشریفات و پرکردن کارنامه و خوشی و لذت درونی آمر و ناهی و تحقیر و شکستن و کوبیدن شخصیت مخاطب و انتقام از وی و سرزنش مخاطب نیست.

عدم رعایت قوانین مرتبط با هدف‌اندیشی و نتیجه‌گروی، باعث دور شدن آمر و ناهی از الزامات تکلیف و سرانجام بی‌نتیجه بودن کار و شکست ویمی‌گردد. باید تکلیف را به گونه‌ای انجام داد که به هدف و نتیجة مطلوب منتهی شود و عدم درک هدف و کوتاهی در شناسایی وسایل و ابزارهای مشروع رسیدن به هدف و عدم به کارگیری آنها، از اسباب عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر است. دخالت دادن انگیزه‌های انحرافی و غیر الهی و ناروا در احیاء و اجرای امر به معروف و نهی از منکر، نهضت اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر را تضعیف می‌کند و به ناپایداری و شکست می‌کشاند.

بی‌توجهی به ریشه‌ها و علت‌ها و اولویت‌ها

پرداختن به معلول‌ها و غفلت از علت‌ها، از عوامل ناکامی آمران به معروف و ناهیان از منکر است. آن جا که به علت‌های شناخته شده و روشن برخی ناهنجاری‌ها بی‌توجهی شود و تنها به معلول‌ها تأکید و اصرار شود، راه تأثیرگذاری بسته می‌گردد.

شهید مطهری( در این ارتباط می‌نویسد: علاوه بر آگاهی از وجود دردها، علت دردها، آگاهی به راه علاج آنها و تدبیر عملی برای علاج لازم است (مطهری، ۱۳۸۵، ج۱، حرف الف، ص۲۵۱). بدیهی است مبارزه با علت فساد مهم‌تر از مبارزه با معلول‌هاست و نبرد با منکرات بزرگ و زیان‌بار و خطرناک بر سایر منکرات اولویت دارد و غفلت از علت‌ها و تغافل نسبت به اولویت‌ها، از اسباب زایش چالش‌ها در فرآیند قبول امر به معروف و نهی از منکر است.

عدم درک نیازها و مشکلات مخاطب

بی‌توجهی به دردها و رنج‌ها و نیازها و مشکلات مخاطب و رها ساختن وی در غم و غصه‌ها و اندوه نیازهایش، موجب بی‌توجهی متقابل وی به امر به معروف و نهی از منکر می‌گردد. برآورده ساختن حاجت انسان‌ها و مشکل‌گشایی از آنها، فرصت مناسبی برای پذیرش امر به معروف و نهی از منکر است.

امام حسین( فرموده‌اند: «اعلموا أن حوائج الناس إلیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتحول إلی غیرکم» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۸، ص۱۲۸)؛ بدانید حوائج و نیازهای مردم به شما، از نعمت‌های خداوند بر شماست پس از نعمت‌ها اندوهگین و افسرده مباشید و این نعمت‌ها بر شما ناگوار و سخت نباشد که به دیگران انتقال می‌یابد.

چشم‌پوشی از شرایط و ویژگی‌های مخاطب و غفلت از وضعیت جسمی و روحی و توانایی‌های وی، و برخورد مکانیکی با موجود مختار آزاد، موجب کاهش آثار امر به معروف و نهی از منکر می‌گردد.

تجاوز به آزادی مردم

برای برپاداشتن واجب و رهایی از حرام، امر به معروف و نهی از منکر واجب است. ورود به «منطقة الفراغ» که خداوند در اختیار خود انسان‌ها گذاشته است، با عدم پذیرش و با مخالفت افراد روبرو می‌گردد. امر به معروف و نهی از منکر برای کنترل و مهار تخلف است و آنجا که خداوند انسان را آزاد گذاشته است تخلفی صورت نگرفته است و ورود به آن ممنوع است. شهید مطهری( در این رابطه می‌نویسد: «تصور عامه مردم ما دربارة امر به معروف این است که به بند کفش و دگمة لباس و موی سر و دوخت جامة مردم ایراد بگیریم، در صورتی که این‌ها منطقة آزادی مردم است. منطقة آزادی افراد غیر از محیط و جو اجتماعی است... به طور کلی حدود این مطلب باید روشن شود که در چه مسائلی جامعه حق نظارت بر اجرا دارد و در چه مواردی حق ندارد و فقط در زمینه‌ای که تخلف ثابت می‌شود حق مداخله دارد» (مطهری، ۱۳۸۵، ج۱، حرف الف، صص۲۵۰ و ۲۵۸).

عدم ارائة جایگزین مناسب

برای رفع و دفع برخی از منکرات و درمان آنها، نیاز به جایگزین مشروع و مناسب وجود دارد و ناتوانی از ارائة جایگزین مطلوب برای رفع منکرات و تأثیرگذاری را شناخت وآموزش داد تا تفکر و فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر گسترش یابد و بارور گردد، از چالش‌ها و مشکلات در راه اجرای امر به معروف و نهی از منکر و قبول آن است.

در سنت اهل بیت( بهترین روش‌ها و شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر بیان شده است و روش‌ها و شیوه‌های زیبا و خردمندانه در اندیشه و رفتار و گفتار امامان( جاری بوده است. باید آن روش‌ها را شناخت و به آنها عمل نمود.

یکی از روش‌هایی که در قرآن و حدیث اهل بیت( یادآوری شده است «دفع منکر با معروف» است.

امام دوم سبط اکبر پیامبر خدا( به اصحاب خویش این روش را آموخته‌اند. امام حسن مجتبی( در پاسخ پرسشی پیرامون «سداد» همین روش را توصیف نموده‌اند.

از امام حسن( سؤال شد: «ما السّداد؟»، سداد چیست؟ فرمودند: «دفع المنکر بالمعروف» (بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۰۲)؛ برگرداندن و رد کردن و کوبیدن منکر با معروف است.

«سداد» با فتح سین به معنای گفتار و رفتار محکم و درست و مطابق عقل و منطق و درستی و راستی و صافی و بی‌عیب و نقص شدن است و سداد با کسره سین بستن و سد کردن و گرفتن و برگرداندن است.

امام حسن مجتبی( در این پرسش و پاسخ روش درست رفتاری و گفتاری در امر به معروف و نهی از منکر را «دفع منکر به معروف» دانسته‌اند. در واقع امام دوم( در این گفتگو همان روشی را که وحی الهی و قرآن به جهانیان آموخته‌اند تبیین نموده‌اند، زیرا قرآن در همة مواردی که از امر به معروف و نهی از منکر با هم سخن گفته است، نخست امر به معروف و سپس نهی از منکر را ذکر می‌کند و این نشان دهندة بهترین راه و رسم و روش مطلوب و عملیاتی و اجرایی است. «دفع منکر با معروف» روش و شیوة خردمندانه‌ای است که باعث اثرگذاری و افزایش سودمندی کار می‌گردد.

در این روش دو نکته و اصل نهفته است. اولاً شایسته است نهی از منکر و دفع منکر با گفتار و رفتار «معروف» و زیبا و درست باشد، ثانیاً به جای نهی مستقیم از منکر با «امر به معروف» منکرات دفع گردد.

هم معروف بودن قول و فعل در نهی از منکر لازم است و هم دفع منکر با آموزش معروف و جایگزین کردن مناسب برای منکر انجام گردد.

آن جا که امر به معروف و نهی از منکر با روش زیبا و جذاب و دل چسب باشد، قطعاً اثربخش خواهد بود. با انتخاب روش درست امر به معروف و نهی از منکر از سوی آمران و ناهیان، هرگز اقدامات آنان بی‌اثر نخواهد شد.

بنابراین با روششناسی و روشیابی درست، همواره شرط «احتمال اثر» وجود دارد و انجام تکالیف مؤثر و سودمند خواهد بود.

عجله، شتابزدگی و کمبود وقت

رسیدن به هدف در امر به معروف و نهی از منکر نیازمند صرف وقت و همراهی و همکاری است. شتاب زدگی و کمبود وقت و توقع اثر فوری، از مشکلات اثرگذاری امر به معروف و نهی از منکر است. تربیت و ساختن افراد زمان می‌برد و باید با حوصله و صبر و تحمل و مدارا و صرف وقت اقدام کرد.

امام علی( در بیان خطر عجله فرموده‌اند: «العجل یوجب العثار و التأنی یوجب الاستظهار» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۱، ص۱۸، حدیث ۴۳۲ و۴۳۳)؛ شتابزدگی موجب لغزش است و دقت و حوصله و آرامش موجب پشت‌گرمی و پیشرفت است. امام صادق( نیز فرموده‌اند: «مع التثبت تکون السلامة و مع العجله تکون الندامه» (صدوق، ۱۳۶۲، ج۱، ص۱۰۰)؛ با آرامی و حوصله و درنگ سلامت از خطا و انحراف است و با شتابزدگی پشیمانی است. بنابراین برای آشناسازی و حساس سازی و تغییر نگرش و هنجارسازی در مخاطبان، شتابزدگی روا نیست، زیرا شناخت و اندیشه و آرمان و اراده و عمل زمان می‌برد.

اقدام علنی و در حضور دیگران

امر به معروف و نهی از منکر پنهانی و چهره به چهره بی‌حضور دیگران نشان دهندة صداقت و دلسوزی و خیرخواهی آمر و ناهی و باعث نفوذ در مخاطب و تأثیرگذاری بیشتر است.

موعظه و ارشاد آشکار و علنی پیش چشم دیگران، باعث ناآرامی و ناراحتی و زجر و رنج مخاطب و موجب تحقیر شخصیت وی می‌گردد و او را به مقاومت در برابر آمر و ناهی و عدم پذیرش معروف و تلاش برای دفاع از خود و توجیه کار زشت خود می‌کشاند.

در موعظة علنی، عزت و کرامت و حرمت مخاطب رعایت نمی‌گردد و انگیزه برای قبول کاهش می‌یابد و در مواردی به صفر می‌رسد.

امام علی( فرموده‌اند: «النُّصح بین الملأ تقریع» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶، ج۶، ص۱۷۲، حدیث۹۹؛ ابن ابی الحدید، بی‌تا، ج۲۰، ص۳۴۱، حدیث۹۰۸؛ ابن میثم بحرانی، بی‌تا، ص۱۴۹)؛ نصیحت علنی و در میان مردم، کوبیدن و درهم شکستن و بی‌قرار ساختن است.

امام حسن عسگری( در نکوهش موعظة علنی فرموده‌اند: «من وعظ اخاه سرا فقد زانه، و من وعظه علانیه فقد شانه» (ابن شعبه حرانی، ۱۳۵۴، ص۴۸۹؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۱، ص۱۶۶)؛ هر کس برادرش را پنهانی و سرّی موعظه کند او را آراسته است و هر کس او را علنی موعظه نماید، او را رسوا و مفتضح ساخته است.

شایسته است امر به معروف و نهی از منکر در خلوت و نجوا و پنهانی و در ارتباطات فردی و شخصی انجام شود و رازی بین آمر و مأمور بماند. تنها در این صورت او را آراسته و زیبا و شاد ساخته و عمل به تکلیف به نتیجة مطلوب خواهد رسید. نصیحت و موعظة علنی و پیش چشم وگوش دیگران، کوبیدن و درهم شکستن و مذمت کردن و ملامت نمودن و رسوا و مفتضح ساختن و بد گفتن و برخورد زننده‌ای است که آمر و ناهی را از رسیدن به هدف بازمی‌دارد و موجب عدم پذیرش مخاطب می‌گردد.

فهرست سایر عوامل

افزون برآنچه ذکر شد «اقدامات فردی نه گروهی و سیستمی»، «مسخره کردن»، «بزدلی و ترس»، «عُجب و خودپسندی»، «لجبازی و لجاجت»، «تهمت»،«بی‌نظمی»، «عدم نظافت و پاکیزگی»، «نگاه ناپسند»، «بد قولی»، «سوء ظن و بدگمانی»، «دروغگویی»، «غرور و تکبر»، «بی‌عدالتی»، «فرصت ندادن برای ابراز نظر به مخاطب»، «بوی بد دهان»، «تکیه کلام‌ها و تیک‌های گفتاری و رفتاری»، «بی احتیاطی»، «عدم پوشش زیبا و مناسب»، «عدم مداومت و پی‌گیری و استمرار»، «بی انصافی»، «افشای راز»، «آبروریزی»، «قدرت‌طلبی»، «ریاست طلبی»، «کینه ورزی»، «بی سلیقه‌گی»، «منت گذاشتن»، «آزمندی»، «عیب جویی»، «خیانت»، «فریبکاری»، «تعصب‌های نژادی و زبانی»، «حواس پرتی»، «فخرفروشی»، «کثرت کارها و مسؤولیت‌ها و عدم تمرکز بر کار»، «حماقت»، «فرصت سوزی»، «عدم مشاوره»، «هوس رانی»، «سود جویی»، «اجبار و اکراه»، «حسادت»، «بی حیایی»، «تسویف و کار امروز را به فردا سپردن»، «نبود قوانین لازم حکومتی»، «فقدان تشکیلات و سازمان مطلوب و نبود ساز وکارهای مناسب»، «بی‌توجهی به آماده ساختن ذهن مخاطب»، «غفلت از امتیازات و خوبی‌های مخاطب و ستودن آنها»، «عدم درک ظرفیت و گنجایش و مقدار خرد مخاطب»، «فراموشی یا ناتوانی از تبیین فلسفة حکم»، «ناتوانی در الگودهی و الگوسازی و مدسازی مطلوب»، «جابجایی بشارت و انذار و به عکس»، «ناآگاهی از شرایط محیطی و خانوادگی مخاطب»، «اقدامات یک بعدی»، «ناتوانی در محبوب سازی معروف و ایجاد تنفر از گناه»، «سخت‌گیری»، «تنگ نظری»، «بی توجهی به مصلحت مخاطب»، «تجسس»، «تعییر»، «شماتت»، «داشتن همسر یا فرزندان فاسد»، «ناتوانی در انگیزش و ایجاد انگیزه و جهت‌دهی و هدایت آن» و «خستگی و عدم تکرار و استمرار» نیز از عایق کننده‌های امر به معروف و نهی از منکر و از عوامل سلب اعتماد و موانع نفوذ و تأثیرگذازی در مخاطبان است و باعث خنثی شدن امر به معروف و نهی از منکر می‌گردد.

غفلت از عوامل و عللی که ذکر شد و برجستگی و گسترش این علل در عملکرد و کارنامة آمران به معروف و ناهیان از منکر در جامعه، مردم را به وضعیتی می‌رساند که در حدیث نبوی آمده است: حذیفه گفته است پیامبر خدا( فرمودند: «یأتی علی الناس زمان لأن یکون فیهم جیفه حمار أحب إلیهم من مؤمن یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر» (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۴۸۴)؛ بر مردم زمانی می‌آید که بودن مردار الاغ در بین آنان محبوب‌تر و بهتر است از مؤمنی که آنان را امر به معروف کند و نهی از منکر نماید.

خطر این وضعیت را پیامبر خدا( به بیان دیگر پیش‌بینی نموده‌اند. ابو سعید خدری گفته است پیامبر( فرمود: «یأتی علی الناس زمان خیرهم من لایأمر بالمعروف و لاینهی عن المنکر» (متقی هندی، ۱۴۰۱، ج۳، ص۲۷۵، حدیث ۸۴۶۸)؛ بر مردم زمانی خواهد آمد که بهترین آنان کسی شود که امر به معروف و نهی از منکر نکند.

همین نگرانی و هشدار را حذیفه این گونه نقل کرده است: «لیاتینّ علیکم زمان، خیرکم فیه من لایأمر بالمعروف و لاینهی عن المنکر» (همان، ج۳، ص۲۷۴، حدیث ۸۴۵۸)؛ بر شما زمانی خواهد آمد که بهترین شما در آن زمان کسی گردد که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌نماید.

شرایط در عصر عدم پذیرش و ترک امر به معروف و نهی از منکر چنان دردناک می‌شود که ابن عباس گزارش کرده است، رسول الله( فرمود: «یأتی علی الناس زمان یذوب فیه قلب المؤمن کما یذوب الملح فی الماء، قیل مم ذاک؟ قال: مما یری من المنکر لایستطیع یغیّره» (همان، حدیث ۸۴۵۹)؛ بر مردم زمانی می‌آید که در آن دل مؤمن همانند نمک در آب ذوب می‌شود. گفته شد: چگونه و چرا؟ پیامبر( فرمود: از آنچه از منکر می‌بیند و نمی‌تواند آن را تغییر دهد.

نتیجه‌گیری

در بررسی اقدامات و شخصیت آمران به معروف و ناهیان از منکر و مخاطبان آنان، روشن شد علل و عوامل مشترک و اختصاصی وجود دارد که در فرایند اجرای امر به معروف و نهی از منکر اثر می‌گذارد و باعث عدم پذیرش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه می‌گردد.

هر دو گروه از گویندگان و شنوندگان امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، ضعف‌هایی دارند که همین ضعف‌های آنان، شرایط و وضعیت جامعه را به انحطاط و سقوط می‌کشاند. در این پژوهش مشکلات و چالش‌ها و ضعف‌های گویندگان و مجریان تبیین و تحلیل گردید.

برای احیای امر به معروف و نهی از منکر و اجرای آن و پذیرش امر به معروف و نهی از منکر و توسعة مقبولیت آن در جامعه، باید این مشکلات و چالش‌ها را برطرف ساخت.

گرچه رفع و دفع این نقاط ضعف و موانع موجود، محال و ممتنع نیست، ولی کار سخت و سنگینی است و باید برنامة جامع و فراگیر و همه جانبه‌ای برای اصلاح فرایند موجود و توسعة کارامدی و پایداری امر به معروف و نهی از منکر تنظیم و تدوین و حاکم گردد.

غفلت از «آداب» و «روش‌ها» و «احکام و قوانین امر به معروف و نهی از منکر» زیربنای علل متنوع و متعدد عدم پذیرش است و با هوشیاری و آگاهی و تعهد عملی و التزام به رعایت این سه بخش از مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر، امید می‌رود پذیرش اجتماعی گسترش یابد. تکنولوژی فکر (آزمندیان، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۴) و قوانین انکار ناپذیر رهبری که به کاربستن آنها باعث تبعیت دیگران از انسان می‌شوند (ماکسول، چاپ چهارم، ۱۳۹۰) و آشنایی با راه‌های رسیدن به موفقیت (باستین، ۱۳۹۲) از عوامل پیشرفت و پیروزی آمران به معروف و ناهیان از منکر در مهندسی فرهنگی و توان‌مندی نفوذ در مخاطبان و قبول و پذیرش و تربیت و هدایت آنان است.

فهرست منابع

۱. قرآن کریم.

۲. نهج‌البلاغه.

۳. ابن ابی الحدید معتزلی (بی‌تا)، شرح نهج‌البلاغه، قم، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان.

۴. ابن فارس بن زکریا، ابوالحسن احمد (۱۳۸۷)، ترتیب مقاییس اللغه، تحقیق و ضبط عبدالسلام محمد هارون، ترتیب و تنقیح علی عسگری و حیدر مسجدی، قم، مرکز دراسات الحوزه و الجامعه.

۵. امام خمینی( (۱۳۶۳ش/۱۴۰۴ق)، تحریرالوسیله، قم، دفتر انتشارات جامعة مدرسین حوزة علمیه، چاپ اول.

۶. آزمندیان، علیرضا (۱۳۸۴)، تکنولوژی فکر، تهران، مؤلف، چاپ سیزدهم.

۷. باستین، باب (۱۳۹۲)، ۱۰۱ نکته برای رسیدن به موفقیت، ترجمة بهاره احمدی، مشهد، ترنم باران.

۸. بحرانی،کمال الدین میثم بن علی میثم (بی‌تا)، شرح کلام امیرالمؤمنین( الموسوم بمائه کلمه، قم، دفتر انتشارات اسلامی حوزة علمیه.

۹. بلانچارد،کن (۱۳۸۵)، سخاوت رمز موفقیت، ترجمة عطیه رفیعی، تهران، لیوسا، چاپ اول.

۱۰. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد (۱۳۶۶)، غررالحکم و دررالکلم، شرح جمال الدین محمد خوانساری، مقدمه و تصحیح میرجلال‌الدین حسینی ارموی (محدث)، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم.

۱۱. حرّ عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م)، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، ج ۱۰، تحقیق شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ پنجم.

۱۲. الحرّانی، ابومحمد حسن بن علی بن حسین بن شعبه (۱۳۵۴)، تحف العقول عن آل الرسول(، ترجمة احمد نجفی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ اول.

۱۳. حلی، ابوالقاسم نجم‌الدین جعفر بن حسن (محقق حلی) (۱۴۰۳ق)، شرایع الاسلام فی مسایل الحلال و الحرام، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم.

۱۴. شهید اول، محمد بن مکی عاملی (۱۳۴۸ق)، الدروس الشرعیه فی الفقه الامامیه، تصحیح و تعلیق سید مهدی لارودی حسینی، قم، انتشارات صادقی.

۱۵. شهید ثانی، زین‌الدین جبعی عاملی (بی‌تا)، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، تصحیح و تعلیق محمدکلانتر، بیروت، دارالعالم الاسلامی.

۱۶. صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی (۱۳۶۲)، کتاب الخصال، قم، جامعة مدرسین حوزة علمیه.

۱۷. طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن (۱۴۰۳ق)، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، مؤسسة الوفاء.

۱۸. فیض کاشانی، مولی محسن (بی‌تا)، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی حوزة علمیه.

۱۹. کلینی رازی، ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق (۱۴۰۱ق)، الکافی، بیروت، دار صعب و دار التعارف للمطبوعات، چاپ سوم.

۲۰. ماکسول، جان سی (۱۳۹۰)، ۲۱ قانون انکارناپذیر رهبری، ترجمة شهین آقازاده، مشهد، به نشر آستان قدس رضوی، چاپ چهارم.

۲۱. المتقی بن حسام الدین الهندی، علاءالدین علی (۱۴۱۹ق/۱۹۹۸م)، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق محمود عمرالدمیاطی، بیروت، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول.

۲۲. مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م)، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(، بیروت، مؤسسة الوفاء دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم.

۲۳. مطهری، مرتضی (۱۳۸۵)، یادداشت‌های استاد مطهری، تهران، صدرا، چاپ سوم.

۲۴. الموسوی الخوئی، ابوالقاسم (۱۴۰۹ق)، منهاج الصالحین، بی‌نا، بی‌جا، چاپ بیست و یکم.

۲۵. نجفی، محمد حسن (۱۹۸۱م)، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، تحقیق و تعلیق عباس قوچانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ هفتم.

پژوهش‌های اجتماعی اسلامی، سال بیستم، شمارة سوم (پیاپی ۱۰۲)، پاییز ۱۳۹۳

پژوهش‌های اجتماعی اسلامی » شماره ۱۰۲ (صفحه ۷۷)

پژوهش‌های اجتماعی اسلامی » شماره ۱۰۲ (صفحه ۷۸)

پانویس

  1. javaheri@ferdowsi.um.ac.ir
بازگشت به مقالات