بررسی جاری شدن برائت عقلی و شرعی در شرطیت علم به معروف

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بررسی جاری شدن برائت عقلی و شرعی در شرطیت علم به معروف

موضوع: بررسی جاری شدن برائت عقلی و شرعی در شرطیت علم به معروف

پایگاه اطلاع رسانی وسائل - جاری شدن برائت عقلیه، عقلاییه و شرعیه در صورت شک به وجوب امر به معروف و نهی از منکر بدون علم آمر به معروف را صاحب جواهر مورد نقد و بررسی دقیق علمی در صورت های قابل تصور قرار داده اند و معتقدند که برائت عقلی و عقلایه در این مورد قابل جاری شدن نمی باشد.

بررسی جاری شدن برائت عقلی و شرعی در شرطیت علم به معروف به گزارش سرویس مکتب دفاعی پایگاه اطلاع رسانی وسائل؛ آیت الله محمد مهدی شب زنده دار، صبح سه شنبه ، ششم مهرماه 1395 در جلسه 114 درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر در دار التلاوه مسجد اعظم قم، به بررسی قول صاحب جواهر در امکان جاری شدن اصل برائت در صورت عدم علم به معروف پرداختند.

خلاصه مباحث گذشته=

بحث در فرمایش صاحب جواهر بود؛ حاصل فرمایشش این شد که وجوب در ادلة امربه‌معروف، مقید به هیچ چیز نیست، واجب هم مقید نیست، مکلف خاصی هم مخاطب قرارنگرفته که: «أیها العالم بالمعروف! مُر بالمعروف»، ولی مسأله جوری است که نتیجة کار، مثل این است که وجوب مقید می‌شود؛ چون وقتی کسی عالم نبود به این که: «این کار، معروف است یا نه؟»، شک می‌کند که: «آیا آن مروا بالمعروف اینجا را به نحو شبهة موضوعیه دربرمی‌گیرد یا نه؟»؛ چون شک در شبهة موضوعیه دارد، نمی‌تواند به ادلة امربه‌معروف تمسک کند، پس برائت جاری می‌کند و لازم نیست برود دنبال علم. پس نمی‌گوییم: «شرعاً وجوب مقید است به علم»، اما عملاً به حسب قواعد شرعیه با این که مقید نیست، ولی نتیجة این جریان برائت، با تقیید به علم یکسان است.

و صاحب جواهر فرموده این که فقها هم فرموده‌اند: «شرط اول برای وجوب امر به معروف، علم است.»، مقصود همین ظاهر اولیه‌اش نیست؛ مقصودشان همین است که اگر علم نداشته باشی، برائت جاری می‌شود.

کلام صاحب جواهر

مَن فعل أمرا أو ترک شیئا و لم نعلم حرمة ما فعله و لا وجوب ما ترکه، فإنه لایجب تعرف ذلک مقدمة للأمر و النهی لو فرضنا کونهما منه، بل أصل البراءة محکم، و هو مراد الأصحاب بکونه شرطا للوجوب، و اللّه العالم.[1]

مناقشه: تحقیق جریان برائت در مانحن‌فیه

این فرمایش، یک بحث طویل‌الذیلی دارد که جای بحث مستقصایش علم اصول است و باید در برائت در شبهات موضوعیه مطرح بشود. خلاصة این بحث، این است که شما در اینجا چه برائتی می‌خواهید جاری کنید؟ عقلی (قبح عقاب بلابیان)؟ عقلائیه؟ یا شرعیه؟

برائت عقلیه

عده‌ای از بزرگان مثل شهیدصدر قائل به حق‌الطاعه هستند و لذا برائت عقلیه را قبول ندارند. اگر هم گفتیم که این برائت را قبول داریم، قائلین به برائت عقلیه می‌گویند: برائت عقلیه وقتی جاری می‌شود که فحص کرده‌باشی؛ بلا فحصٍ برائت عقلیه، نه در شبهات حکمیه مطرح می‌شود و نه در شبهات موضوعیه. چون عدم بیان، یعنی یک بیانی که قابل دسترسی باشد نیست. اما اگر یک بیانی است که با فحصْ قابل دسترسی است، شارع می‌تواند بگوید: «هلا تعلمت و هلا تفحصت». بسیاری از بزرگان این را فرموده‌اند، و توضیحش در اصول داده شده که قبل الفحص عقل لایحکم به قبح عقاب بلا بیان؛ چون بیان، با فحص، میسور است. در مانحن‌فیه هم اگر فحص کند بیان را پیدامی‌کند، پس برائت عقلیه جاری نمی‌شود.

برائت عقلائیه

برائت عقلائیه، یعنی عقل نمی‌گوید، ولی عُقلا رسم‌شان این است که اگر بیانی نباشد، می‌گویند: مولا نباید عقاب کند. پس ولو عقل برای مولا حق‌الطاعه قائل باشد، ولی عقلا وقتی تکلیف به آنها نرسد، می‌گویند: مولا حق عقوبت ندارد. و چون سیرة عقلا بر این است و غفلت از آن مقام عظمای حضرت حق دارند و توجه به حق‌الطاعه ندارند، فلذا وقتی شارع این را ردع نکند، معلوم می‌شود که قبول دارد.

لکن این سیرة عقلا، آن جایی است که عبد نخواهد فرار از انجام تکلیف بکند و چشم‌پوشی کند. مثلاً بگوید: «من اگر پهلوی مولا نشستم، دست‌هایم را در گوشم می‌گذارم یا مثلاً صدای رادیو را بلندمی‌کنم که بیان مولا را نشنوم.»! عقلا چنین کسی را مستحق عقوبت می‌دانند. در مانحن‌فیه اگر مکلف بگوید: «من نمی‌خواهم بروم معروف واقعی را بشناسم»، کأنّ از تکلیف فرارکرده و لذا عقلا او را معذور نمی‌دانند. پس در شک در معروف‌بودن یک عمل، در وجوب امر به آن عمل، برائت عقلائیه جاری نمی‌شود.

مرحوم شهیدصدر در بحوث ج5 ص409 این بحث را خوب توضیح داده‌است: «اما البراءة العقلیة، فقد عرفت انها لیست ثابتة الا کقاعدة عقلائیة مرتکزة بالنسبة إلى الموالی العقلائیة، و ظروف هذا الارتکاز و مناشئه و ترسخه فی أذهان العقلاء تختص بما بعد الفحص و لاتشمل ما قبل الفحص حتى بلحاظ الشبهة الموضوعیة فی الجملة، فان مرتبة من الفحص بحیث لایصدق علیه انه تهرب عن الحکم و إغماض العین عنه لازم فی الرکون إلى هذا التأمین العقلائی حتى فی الشبهة الموضوعیة.». پس برائت عقلائیه قبل الفحص، در مواردی که به خاطر بی‌مبالاتی است، جاری نمی‌شود. مانحن‌فیه هم از همین قبلی است.

برائت شرعیه

آیا برائت شرعیه جاری می‌شود یا نه؟ از کلمات علما، سه وجه برای عدم جریان برائت شرعیه استفاده می‌شود. آیا این سه وجه تمام است یا نه؟

وجه اول: تقیید ادلة برائت به مالایُلم غالباً إلا بالفحص

وجه اول برای عدم جریان برائت شرعیه، مبتنی بر دو مقدمه است: اولاً اطلاقات ادلة برائت، در شبهات موضوعیه‌ای که غالباً لایعلم الا بالفحص، به خاطر وجوب شرعی برای فحص، مقید می‌شود، ثانیاً مانحن‌فیه (امر به «معروف واقعی») از این قبیل است که غالباً لایعلم الا بالفحص. اگر این کبری و صغری تمام بشود، پس ادلة برائت شرعیه شامل مانحن‌فیه نشده و اگر برائت عقلی و عقلائی هم جاری نشود، پس دلیلی که صاحب جواهر فرموده‌اند که نتیجه‌اش با «اشتراط وجوب» یکسان است، تمام نیست.[2]

مقدمه: اقسام شبهات موضوعیه

مقدمتاً باید اقسام شبهات موضوعیه را بیان کنم. اصل این مطلب، از شیخ اعظم است در فرائد، اما شاخ و برگ و توضیحش را سایر بزرگان هم فرموده‌اند؛ که شبهات موضوعیه دو قسم است:

قسم اول: موضوعاتی که غالباً بدون فحص رفع شبهه می‌شود

یک قسم از شبهات موضوعیه، به نحوی است که مکلفین، بیشترِ افرادش را می‌شناسند و در زندگی با آنها سر و کار دارند؛ مثل شبهات موضوعیه در باب طهارت و نجاست. این موضوعاتی که انسان زیاد با آنها سر و کار دارد، در موارد شک باید برائت جاری کند.

قسم دوم: موضوعاتی که غالباً بدون فحص رفع شبهه نمی‌شود

اما برخی شبهات موضوعیه به نحوی است که غالباً تا تفحص نکنی، متوجه تکلیف نمی‌شوی؛ مثلاً آیا درآمد من زائد بر مخارجم هست یا نه؟ شبهة موضوعیه است، اما همه گفته‌اند: اینجا باید محاسبه کند و خمس باقیمانده را بدهد. یا در نصاب در باب زکات نمی‌شود طرف بگوید: «وزن نمی‌کنیم پس نمی‌دانیم به نصاب زکات رسیده یا نه»! یا مثل استطاعت در حج؛ کسی نمی‌تواند به بهانة این که شبهة موضوعیه است، حج نرود. یا خانم‌ها فحص نکنند که: «این دم، استحاضة قلیله است یا کثیره؟». شیخ می‌فرماید: موضوعات اینچنینی که غالباً علم به آن پیدانمی‌شود، باید فحص بشود. اما موضوعاتی که انسان می‌داند اما یک جاهایی برایش شک ایجادمی‌شود، برائت شرعیه دارد.

تحقیق کبری: وجوب شرعی فحص در موضوعاتی که لایعلم غالباً الا بالفحص

آیا ادلة برائت شرعیه به خاطر وجوب فحص در «شبهات موضوعیه‌ای که غالباً لایُلم إلا بالفحص» تقیید می‌خورد یا نه؟ اگر تقیید بخورد، پس برائت شرعیه جاری نمی‌شود. به چه بیانی ممکن است بگوییم: «ادلة برائت شرعیه تقیید می‌خورد و شامل مانحن‌فیه نمی‌شود؟»، سه بیان در این قسمت داریم:[3]

بیان اول: لغویت

احکام واقعیه‌ای که موضوعاتش جوری است که غالباً فهمیده نمی‌شود مگر به فحص، خود ادلة این احکام، یک دلالت التزامیه دارند؛ که باید فحص کنید. مثلاً «حُجّ مع الاستطاعة» یک مدلول التزامی هم دارد که: «تفحَّص عن الاستطاعة». یا مثلاً «مُر بالمعروف» یک مدلول التزامی هم دارد که: «تفحَّص و مُر بالمعروف».

چرا چنین دلالت التزامیه‌ای دارد؟ چون اولاً آن جاهایی که غالباً یا دائماً موضوعش بدون فحصْ معلوم نباشد، جعل حکم بدون چنین تکلیفی لغو است.

ثانیاً جعل چنین تکلیفی بدون چنین مدلول التزامی‌ای، شبیه تخصیص اکثر است که مستهجن است؛ اگر بگوید: به همة معروف‌ها امرکن، بعد بسیاری از موارد را چون علم نداریم بگوید: «برائت جاری کن»، شبیه تخصیص اکثر است. پس خود ادلة احکام واقعیه (مر بالمعروف) که موضوعش لایُعلم غالباً الا بالفحص، چنین مدلول التزامی‌ای دارد و لذا برائت جاری نمی‌شود.

بیان دیگری هم هست که خوتان مراجعه بفرمایید: بیان هفتم شهیدصدر ص403 ج5 و منتقی ج5ص337. و للکلام تتمة إن‌شاءالله یکشنبه 14محرم.

[1] - جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌21، ص: 367. [2] - این پاراگراف، از مقرر است. [3] - این پاراگراف، از مقرر است.

مقرر: احسان جمشیدی

مشروح این جلسه درس خارج فقه استاد شب زنده دار را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسمه تعالی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله تعالی علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة الله فی الارضین ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف و لعنة الله علی اعدائم اجمعین.

بحث در فرمایش صاحب جواهر رضوان الله علیه بود. ایشان حاصل فرمایشش این شد که ادله‌ی امر به معروف و نهی از منکر «مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَر» حکم و وجوب مقید به هیچ چیز نیست. نگفته «مروا بالمعروف ان کنتم عالمین به و انه عن المنکر ان کنتم عالمین به» نه، قید ندارد. پس وجوب مقید نیست، واجب هم مقید نیست. نگفته «مروا بالمعروف المعلوم عندکم و انه عن المنکر المعلوم عندکم» آن هم تقیید به علم ندارد. مکلف هم مکلف خاصی مخاطب قرار نگرفته که «ایها العالم بالمعروف مر بالمعروف» پس آن هم مقید نیست، ولی مسأله جوری است که نتیجه‌ی کار مثل این می‌ماند که وجوب مقید باشد. چه طور؟ برای این که وقتی که کسی عالم نبود به این که این کار معروف است یا معروف نیست. یا این کار منکر است یا منکر نیست. قهراً شک می‌کند آن «مروا بالمعروف» این جا هست یا نیست، به نحو شبهه‌ی موضوعی. چون شک در موضوع دارد. مثل این که گفته «اکرم العالم» ما این زید را نمی‌دانیم عالم است یا عالم نیست؛ شبهه موضوعی است. این جا هم گفته «مر بالمعروف» من دعا یا روایتی دارم نمی‌دانم معروف است یا معروف نیست و هکذا در منکر هست. چون شبهه موضوعیه می‌شود برائت جاری می‌کنیم. شبهات موضوعیه وجوبیه هم اخباری می‌گوید، هم اصولی می‌گوید برائت دارد. پس بنابر این همه‌ی مواردی که انسان علم ندارد برائت می‌تواند جاری بکند و لازم نیست برود دنبال علم. شبهه موضوعیه است. پس بنابراین، نمی‌گوییم شرعاً‌ وجوب مقید است به علم. این را نمی‌گوییم اما عملاً به حسب قواعد شرعیه با این که مقید نیست ولی آن وقت ما وظیفه داریم و باید اقدام بکنیم که عالم باشیم. چون وقتی عالم نیستیم شبهه موضوعیه می‌شود برائت‌ جاری می‌شود. و این که ایشان می‌فرماید فقها فرموده‌اند شرط اول برای وجوب امر به معروف علم است این ظاهری که بدواً به ذهن ما می‌آید یعنی وجوب مقید است مقصود جمله نیست همین که من گفتم مقصود جمله است. یعنی اگر علم نداشته باشی برائت داری لازم نیست اقدام کنی. این را می‌خواهم بگویم. این فرمایش صاحب جواهر قدس سره. آیا این کلام درست است یا نه؟ این بحث، این فرمایش، یک بحث طویل الذیلی دارد. که جای بحث مستغثای آن علم اصول است و مباحثی که آن جا در جریان برائت در شبهات موضوعیه، تحریمیه و وجوبیه مطرح می‌شود. حالا شمایی از آن را ما این جا فقط عرض می‌کنیم بحث طولانی و مفصل آن به جامع الاطرافش آن جاست.

بحث این است که آیا شما در این جا چه برائتی می‌خواهید جاری کنید؟ شبهه موضوعیه است برائت جاری می‌شود. برائت عقلی می‌گویید، برائت عقلایی می‌گویید یا برائت شرعی. ما سه تا برائت داریم؛ برائت عقلیه قبح عقاب بلابیان، برائت عقلائیه، برائت شرعیه.

اما برائت عقلیه خب اگر شما قائل باشید... عده‌ای که مثل شهید صدر و بعضی بزرگان دیگه برائت عقلیه را قائل نیستند، بلکه قائل به حق الطاعه هستند. بنابر آن مسلک برائت جاری نمی‌شود برائت عقلیه جاری نمی‌شود. اگر هم گفتیم که بله برائت عقلیه جاری است، قبول داریم اصل برائت عقلیه را. قائلین می‌گویند برائت عقلیه وقتی جاری می‌شود که فحص نباشد. بلافحصٍ برائت عقلیه نه در شبهات حکمیه جاری می‌شود نه در شبهات موضویعه. چرا؟ بخاطر این که آن بیانی که قبیح هست بدون او بیان، بیانی است که قابل دسترسی نباشد. آن جا قبیح است عقاب. اما اگر نه قابل دسترسی است؛ با فحص قابل دسترسی است این جا عقاب بلابیان نیست. مولا می‌گوید چرا فحص نکردی؟ «هل لاتعلمت» برای شبهات حکمیه، «و هل لاتفحصت» برای شبهات موضوعیه است. می‌توانستی من که در دسترس تو گذاشته بودم می‌توانستی.

بنابراین در شبهات موضوعیه و کالحکمیه قبل الفحص برائت عقلیه جاری نمی‌شود و به این صرّح غیر واحدی از اعظام منهم مرحوم امام در تحصیل الاصول نگاه کنید، مرحوم استاد آقای شیخ جواد تبریزی قدس سره در بحوثٌ فی علم الاصول، جلد پنجم، صفحه 72 است گمان کنم و غیر واحد... مرحوم محقق، مرحوم شهید صدر و .... و توضیحات بیشتر آن و توضیح این مطلب در اصول داده شده که قبل الفحص عقل لایحکم به قبح عقاب بلابیان. چون آن بیان در حقیقت وقتی که میسور باشد، ممکن باشد با فحص به دست بیاوریم عقاب بلابیان نیست.

و اما برائت عقلائیه:

خب برائت عقلائیه یعنی عقل نمی‌گوید ولی عقلاء رسم‌شان این است که اگر بیانی نباشد می‌گویند مولی نباید عقاب بکند ولو مولای حقیقی، همان که عقل حق الطاعه برای او قائل است ولی عقلاء توی موالیان عرفیه خودشان وقتی تکلیف به آن‌ها نرسد می‌گویند حق عقوبت ندارد. و چون این دأب است، این سیره است، این عادت آن‌ها در بین خودشان هست و غفلت از این مقام عظامی حضرت حق جل و علاء است، همین روش عقلایی خودشان را آن جا پیاده می‌کنند. توجه به حق الطاعه برای عقول دقیقه و علمای برجسته و متوجه به این امور، مردم عادی روی همان سبک زندگی خودشان... فلذا وقتی شارع ردع نکرد معلوم می‌شود این را قبول دارد، چون اگر ردع نکند در معرض مخاطره است مقاصدش.

بناء عقلاء، سیره عقلاء به برائت کجاست؟ آن جایی است که نخواهد عبد فرار از انجام تکلیف بکند و فرار کند، چشم‌پوشی کند، چون این منافات دارد با رسوم عبودیت، با حق مولویت مولی. نمی‌خواهد اغماض عین کند، فرار کند مثلاً می‌گوید ما پهلوی مولی که می‌شویم دست‌هایمان را می‌گذاریم روی گوش‌مان فشار می‌دهیم تا اگر چیزی گفت نشنویم. اگر شنیدیم به عهده‌مان می‌آید، یا یک صدایی می‌گوییم همین جور ایجاد بکنند، سر و صدایی ایجاد بشود صدای رادیو را مثلاً بلند می‌کنیم یا بلندگو می‌گذاریم که حرفش توی گوش ما نرود. عقلاء می‌گویند این کار غلط است، نسبت به مولی این کار غلط است که نگذاری حرفش به گوش شما بخورد. فرار از این که او خواسته‌ای از شما داشته باشد به شما برساند و انجام بدهی، این فرار حکم عقل نیست، عقلاء نیست فلذا در این موارد عقلاء می‌گویند نه برائت نیست و مولی اگر نکند حق عقاب دارد.
پس رد این جور مواردی که فحص نمی‌کند، می‌تواند فحص کند، فحصش هم مشکل نیست. یک وقت فحص حرجی است و مشقت دارد آن جا نه ولی می‌تواند یاد بگیرد، می‌تواند... این جاها عقل نمی‌گوید.... برائت عقلائیه وجود ندارد. در این موارد برائت عقلائیه وجود ندارد.

یکی از کسانی که این مطلب را خوب توضیح داده مرحوم شهید صدر است در بحوث، جلد پنجم، صفحه 409؛

«اما البراءة العقلیة، فقد عرفت انها لیست ثابتة الا کقاعدة عقلائیة مرتکزة بالنسبة إلى الموالی العقلائیة...»

قاعده عقلیه به آن معنای که معروف در اصول است آن درست نیست. فقط یک قاعده عقلائیه می‌تواند باشد.

«و ظروف هذا الارتکاز و مناشئه و ترسخه فی أذهان العقلاء تختص بما بعد الفحص و لاتشمل ما قبل الفحص حتى بلحاظ الشبهة الموضوعیة فی الجملة، فإنّ مرتبةً من الفحص بحیث لایصدق علیه انّه تهرّب عن الحکم و إغماض العین عنه لازمٌ...»

باید صادق باشد که این فرار نکرد، چشم‌پوشی نکرد.

«لازمٌ فی الرکون إلى هذا التأمین العقلائی حتى فی الشبهة الموضوعیة.»

بخواهی به این تأمین عقلایی، به این امنیت عقلایی که می‌گویند برائت است اتکاء کنی باید جوری باشد که نگویند این فرار کرد. بنابراین صاحب جواهر می‌فرماید همین، ما هم نمی‌رویم یاد بگیریم، رساله را نگاه نمی‌کنیم. پس تو از امر به معروف و نهی از منکر کردن داری فرار می‌کنی. برو ببین.

بله آن قدر ریزه‌ کاری‌هایی که خیلی وقت می‌خواهد و فقهاء و بزرگان هم توی آن ماندند و باید خیلی... حالا آن‌ها. اما آن جا صادق نیست که بگوییم فرار دارد می‌کند. بله چون خیلی صعب و مشقت‌آور است. ولی این چیزهایی که آسان می‌شود یاد گرفت این‌ها نه. پس برائت عقلائیه هم قبل الفحص در مواردی که عنوان تحرب و اغماض و بی‌اعتنایی بر آن صادق می‌شود این هم در عقلاء نیست.

و اما البرائة الشرعیه:

توی برائت شرعیه جوابی که می‌دهیم این جواب‌ها برای برائت عقلی و عقلایی هم اگر این گفته‌ها درست باشد آن جا هم می‌آید فلذا ما دیگه آن جا نگفتیم، این جا که گفتیم آن جا هم می‌آید.

این جا دو تا مطلب اساسی باز وجود دارد و آن این است که اصلش از شیخ اعظم قدس سره هست در فرائد، اما شاخ و برگ و توضیح و این‌ها را دیگه بزرگان بعد هم فرمودند.

اصلش فی ما نعلم حالا از شیخ اعظم فرموده شاید قبل ایشان هم بوده ولی ایشان.... و آن این است که شبهات موضوعیه دو قسم است، یک شبهات موضوعیه‌ای است که بیشتر افرادش را انسان می‌شناسد، توی زندگی برخورد دارد و می‌داند. اما یک شبهات موضوعیه‌ای هست، یک احکامی هست که تا تفحص نکنی غالباً افراد آن معلوم نمی‌شود. مثلاً مواردی را مثال زدند، فرض کنید این که درآمد زائد بر مؤونه سال من هست یا نیست؟ یک کسی گفت شبهه موضوعیه است ما حساب نمی‌کنیم. دخل‌مان را حساب نمی‌کنیم، همین طور پول‌هایی که هست سرمایه و قبل... یک بار که خمس داد سرمایه‌اش شد دیگه بقیه را حساب نمی‌کنیم. واجب که نیست، شبهه موضوعیه است. این‌ها گفتند نه، چون این جا اگر محاسبه نشود غالباً معلوم نمی‌شود. باید آدم محاسبه بکند، حساب بکند ببیند سرمایه چقدر بود، حالا چقدر دارد، کسر و این‌ها بکند ببیند، سرمایه را کسر بکند ببیند باقیمانده‌ای وجود دارد تا فایده باشد یا ندارد. یا نصاب در باب زکات نمی‌شمارد، وزن نمی‌کنیم که بفهمیم. گفتند نه، فلذا آن جا گفتند شبهه موضوعیه ... حق ندارد کشاورز، آن شبهه موضوعیه است نمی‌رویم بفهمیم که آیا به اندازه نصاب زکات رسیده یا نه.

یا حج، استطاعت برایی دارم یا ندارم؟ بررسی نمی‌کند، شبهه موضوعیه است و موارد عدیده دیگر مثل این که همین طور راه می‌افتد می‌خواهد دهی یک جایی، فحص نمی‌کند که مسافت هست یا نیست. شبهه موضوعیه است. یا خانم‌ها فحص نکنند این دم دم استحاضه قلیله است، کثیره است، چیه. و هکذا و هکذا. شیخ می‌فرماید موضوعات این چنینی که غالباً علم پیدا نمی‌شود به آن این جا باید فحص بکنیم. اما موضوعاتی که معمولش افرادش را انسان می‌داند یک جاهایی برای او مجهول می‌شود آن جا بله برائت شرعیه وجود دارد. این فرمایشی است که شیخ فرموده، فرموده که عقلاء هم همین جور است. توی عقلاء هم همین جور است. این اصلش از شیخ اعظم است.

حالا این جا دو بیان یا سه بیان حالا عددش حالا وجود دارد بر این که این جاها نمی‌شود برائت جاری کرد؛ بیان اول این است که خود ادله احکام واقعیه در این جور موارد که موضوعاتش جوری است که غالباً فهمیده نمی‌شود مگر به فحص. خود ادله احکام واقعیه یک دلالت التزامیه دارد و آن این است که باید فحص کنید. یعنی آن دلیلی که مثلاً می‌گوید حُجّ إن استطعت، آن یک مدلول التزامی هم دارد که تفحّص عن الاستطاعة. یا این ادله ما که دارد می‌گوید «مر بالمعروف» به معروف‌های شرع امر بکن، «و انه عن المنکر» از منکرها شرع نهی کن. این یک مدلول التزامی دارد یعنی مر و تفحص از آن معروف، و تفحص از آن منکر.

چرا؟ از کجا می‌گوییم که چنین چیزی دارد، چنین دلالت التزامی را دارد؟ از این که آن جاهایی که غالباً یا دائماً معلوم نمی‌شود این جعل این حکم بدون چنین تکلیفی بر عهده گذاشتن لغو است. این یک. دو؛ این شبیه تخصیص اکثر و مستهجن است. مثل این که بگوید «اکرم کل عالم» بعد این قدر استخراج کند، اخراج کند اخراج کند تا یکی دو تا ته آن بماند. این جا هم بگوید به همه معروف‌ها امر بکن یا یک تکلیفی گردن بگذارد بعد اجازه ندهند. مردم هم همه برائت جاری می‌کنند و بدتر این است که خودش بیاید اجازه بدهد، بگوید برائت جاری بکن. می‌گوید آقا آن تکلیف را گذاشتی... مثل تخصیص اکثر می‌ماند. آن تکلیف را گذاشتی به عهده ما خودت هم می‌دانی بیشتر افرادش را ما اطلاع پیدا نمی‌کنیم، یا تمامش را اطلاع پیدا نمی‌کنیم از آن طرف هم بگوید هر وقت اطلاع پیدا نکردی برائت جاری کن. این مثل آن است که برائت جاری کنیم.

پس خود ادله احکام واقعیه که در مانحن فیه حکم واقعی ما مر بالمعروف و انه عن المنکر است. خودش در این جور مواردی که حالت این چنینی دارد، موضوع لایعلم غالباً الا بالفحص، یک چنین مدلول التزامی دارد. وقتی چنین مدلول التزامی شد نه برائت عقلی دیگه می‌شود این جا جاری بشود، از آن حرف قبل هم گذشتیم. برائت عقلی جایی است که خود شارع تکلیف نکند، و نه برائت عقلایی است که خود شارع دارد تکلیف می‌کند. برائت شرعیه هم قهراً نخواهد بود چون خود شارع دارد می‌گوید احتیاط کن، فحص کن. پس به این بیان سوم، این بیان که برای عدم جریان برائت شرعیه می‌گوییم این است که....

و هنا بیانٌ آخر که حالا دیگه وقت گذشته من آدرس بدهم شما همین بحثی که گفتیم مراجعه بفرمایید به صفحه... بیان هفتم شهید صدر برای عدم .... صفحه 403، جلد پنجم و منتقی هم جلد پنجم، صفحه 337 این دو تا مراجعه کنید و للکلام تتمةٌ ان شاء‌الله بعد از تعطیلات.

پانویس

بازگشت به دروس خارج