بررسی استخراج و تطبیق وظایف نیروی انتظامی با امور حسبه اسلامی
نویسنده : حسن رضا رفیعی
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ امور حسبه اسلامی
- ۲.۱ الف)امر به معروف و نهی از منکر
- ۲.۲ ب)امور مساجد
- ۲.۳ ج)نظارت بر کفار ذمی
- ۲.۴ د)آداب کفن و دفن مردگان
- ۲.۵ ه)تذکر به رعایت حقوق مردم در معابر عمومی
- ۲.۶ و)نظارت بر امور پزشکی
- ۲.۷ ز)نظارتبر دستگاه قضایی و نحوه جلب متهم
- ۲.۸ ح)نظارتبر حمل و نقل وسایل نقلیه
- ۲.۹ ط)حسبه در معاملات
- ۲.۱۰ ی)حسبه در مسایل بهداشتی و سلامتی مردم
- ۲.۱۱ ل)موارد متفرقه در امور حسبی
- ۳ فهرست منابع
چکیده
مقاله مذکور خلاصه شده یکی از فصول پایاننامه دوره دافوس زیر عنوان«بررسی امور انتظامی در نظام حسبه اسلامی»میباشد. یک فصل آن در قالب مقالهای با عنوان«مفهوم سحبه در قرآن، حدیث،و آثار فقهای اسلامی»در شماره پیشین فصلنامه درج گردیده،نویسنده معتقد است که نیروی انتظامی در قالب تشکل فعلیش یکی از وارثان پر و پا قرص نظام حسبه اسلامی میباشد که از بدو تأسیس حکومت اسلامی،یعنی از زمان پیامبر اسلام تاکنون،بر اساس دو اصل امر به معروف و نهی از منکر بر امور جاری جامعه اسلامی نظارت داشته است،زیرا در میان وزارتخانهها و سازمانهایی که هرکدام از آنها درحالحاضر به نوعی عهدهدار بخشی از نظام حسبه میباشد،این نیروی انتظامی است که در ۶۵۱ وظیفه،با نظام حسبه،اشتراک دارد.بدین جهت با استفاده از آثار مکتوب در زمینه ادبیات حسبه ابتدا به ذکر وظایف حسبه پرداخته و در قسمت دوم با استفاده از قانون ناجا و منابع مکتوب در زمینه وظایف و خدمات قسمتهای مختلف نیروی انتظامی به جامعه و مردم،فهرست وظایف ناجا،در این زمینه ذکر شده است و در قسمت پایانی مقاله به تطبیق وظایف مشترک نیروی انتظامی با نظام حسبه اسلامی پرداخته است. باتوجه به طولانی بودن مقاله مذکور،قسمت اول آن در این شماره و قسمتهای دوم آن در شمارههای بعدی فصلناممه ارائه میشود.خوانندگان گرامی توجه دارند که مطالب مطرح شده در قسمت اول مقاله که مربوط به امور حسبه میباشد،دارای جنبه تاریخی بوده و منعکسکننده وظیفه دیوان حسبه در قرن هفتم هجری و قبل از آن میباشد،لذا چنانچه اشاره میشود که محتسب مانع از آموزش سواد به زنان میشده یا از حضور آنها در قبرستان جلوگیری میکرده است،این قضیه مربوط به حدود هشتصد سال قبل میشده که دارای شرایط اجتماعی خاص خود بوده است و از طرفی نویسنده این مطالب یک اندیشمند اهل سنت میباشد که تعدادی از این موارد ناشی از دیدگاه فقهی وی است.
کلمات کلیدی :
دانش انتظامی » شماره ۳ (صفحه ۱۲۴)
بررسی،استخراج و تطبیق وظایف نیروی انتظامی با امور حسبه اسلامی(قسمت اول)
نویسنده:حسن رضا رفیعی
چکیده
مقاله مذکور خلاصه شده یکی از فصول پایاننامه دوره دافوس زیر عنوان«بررسی امور انتظامی در نظام حسبه اسلامی»میباشد.
یک فصل آن در قالب مقالهای با عنوان«مفهوم سحبه در قرآن، حدیث،و آثار فقهای اسلامی»در شماره پیشین فصلنامه درج گردیده،نویسنده معتقد است که نیروی انتظامی در قالب تشکل فعلیش یکی از وارثان پر و پا قرص نظام حسبه اسلامی میباشد که از بدو تأسیس حکومت اسلامی،یعنی از زمان پیامبر اسلام تاکنون،بر اساس دو اصل امر به معروف و نهی از منکر بر امور جاری جامعه اسلامی نظارت داشته است،زیرا در میان وزارتخانهها و سازمانهایی که هرکدام از آنها درحالحاضر به نوعی عهدهدار بخشی از نظام حسبه میباشد،این نیروی انتظامی است که در ۶۵۱ وظیفه،با نظام حسبه،اشتراک دارد.بدین جهت با استفاده از آثار مکتوب در زمینه ادبیات حسبه ابتدا به ذکر وظایف حسبه پرداخته و در قسمت دوم با استفاده از قانون ناجا و منابع مکتوب در زمینه وظایف و خدمات قسمتهای مختلف نیروی انتظامی به جامعه و مردم،فهرست وظایف ناجا،در این زمینه ذکر شده است و در قسمت پایانی مقاله به تطبیق وظایف مشترک نیروی انتظامی با نظام حسبه اسلامی پرداخته است.
باتوجه به طولانی بودن مقاله مذکور،قسمت اول آن در این شماره و قسمتهای دوم آن در شمارههای بعدی فصلناممه ارائه میشود.خوانندگان گرامی توجه دارند که مطالب مطرح شده در قسمت اول مقاله که مربوط به امور حسبه میباشد،دارای جنبه تاریخی بوده و منعکسکننده وظیفه دیوان حسبه در قرن هفتم هجری و قبل از آن میباشد،لذا چنانچه اشاره میشود که محتسب مانع از آموزش سواد به زنان میشده یا از حضور آنها در قبرستان جلوگیری میکرده است،این قضیه مربوط به حدود هشتصد سال قبل میشده که دارای شرایط اجتماعی خاص خود بوده است و از طرفی نویسنده این مطالب یک اندیشمند اهل سنت میباشد که تعدادی از این موارد ناشی از دیدگاه فقهی وی است.
نیروی انتظامی و خدماتی که به جامعه ارائه میدهد به صورت فهرستوار بیان میگردد و در پایان از وظایف مشترک بین نظام حسبه اسلامی و نیروی انتظامی سخن به میان میآید.
از جمله کاملترین آثاری که در ادبیات حسبه به نگارش درآمده است و بر بقیه آثار مستقل ادبیات حسبه تقدم دارد،کتاب"نهایة الرتبة فی طلب الحسبه"نوشته عبد الرحمن شیزری متوفی به سال ۹۸۵ هجری قمری میباشد که در چهل فصل تدوین شده است.این اخوه شافعی(۸۴۶ ه ق- ۹۲۷ ه ق)که خود از محتسبین بنام سرزمین مصر بوده است با استفاده از تجارب عملی و بنیه علمی خویش کتاب ارزشمند"معالم القربة فی احکام الحسبه"را با استفاده از آثار نویسندگان قبل از خود از جمله شیزری و امام محمد غزالی در هفتاد فصل تنظیم مینماید.این کتاب تا زمان حاضر کاملترین کتابی است که در مورد محدوده امور حسبی و وظایف سازمان حسبه نگاشته شده است.لذا در تدوین وظایف سازمان حسبه کتاب او مبنای اصلی کار بوده است لذا چنانچه در جلو تکتک وظایف سازمان حسبه صفحه ذکر مأخذ آن مطلب آورده میشود مربوط به ترجمه کتاب معالم القربة بنام"آیین شهرداری"میباشد و چنانچه به مأخذ دیگر اشاره شود نام آن نوشته میشود.ناگفته نماند که علامه ماوردی شافعی و قاضی ابی یعلی حنبلی نیز در فصل مربوط به حسبه در کتابهای"الاحکام السلطانیه"خود به تعدادی از امور حسبیه اشاره دارند که چون معالم القربة در بردارنده همه اشارات آنها نیز میباشد فقط به ذکر صفحات کتاب"آیین شهرداری"پرداخته میشود.
اگر در این مقاله از مطالبی مانند منع از آموزش سواد به زنان یا منع از حضور آنها در قبرستان یا چگونگی خرید و فروش برده به عنوان وظایف محتسب ذکری به میان میآید نباید فراموش کرد که این وظایف مربوط به قرنها قبل از زمان ما میباشد،همچنین باید توجه داشت که نویسنده این مطالب از فقها و نویسندگان اهل سنت میباشد و تعدادی از این موارد ناشی از فقه آن مذاهب میباشد.در کنار چنین مواردی نکات جالب توجه زیادی دیده میشود که از افتخارات نظام فکری و حکومتی اسلام در جهان میباشد.
توجه به ریزترین شئونات اخلاقی،اجتماعی،دینی،تربیتی،بهداشتی و اقتصادی جامعه،تشویق محتسب به داشتن جسارت و جربزه در کار تا جایی که دستگاه قضایی را متذکر به انجام کار مردم میکند یا امیران و حاکمان را به رعایت عدالت و نیکی با مردم موعظه و نصیحت میکند،از جمله این افتخارات در نظام نظارتی حکومت بر جامعه در جهان اسلام است.
در تدوین قسمت دوم مقاله که به ذکر وظایف نیروی انتظامی و خدماتی که به آحاد مردم جامعه ارائه میدهد و مأموریتش در حراست از برقراری نظم و امنیت در مرزها و سراسر خاک مقدس جمهوری اسلمی ایران،میپردازد،علاوهبر استفاده از قانون نیروی انتظامی مصوب ۹۶۳۱/۴/۷۲ مجلس شورای اسلامی،کتاب"مجموعه مستندات سازمانی ناحیه انتظامی،مناطق،حوزهها و پاسگاههای تابعه"که توسط وزارت کشور در سال ۹۶۳۱ تهیه و تدوین گردیده است،شرح وظایف ناجا تدوین معاونت آموزش نیرو،کتابهای تدوین شده توسط مجریان طرح کوثر در مورد"تشکیلات و روشهای"پاسگاههای انتظامی برون شهری،درون شهری، مرزی ساحلی،راهنمایی و رانندگی و امور حمل و نقل درون شهری و برون شهری استفاده گردیده است.در پایان به وجه اشتراک وظایف نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و نظام حسبه اسلامی پرداخته میشود.امید که توانسته باشم از عهده این مهم برآمده باشم.
امور حسبه اسلامی
قبل از پرداختن به عناوین وظایف محتسب در این قسمت،ذکر دو نکته ضروری است.نکته اول انیکه محتسب جهت نظارت بر کار اصنافی که کارشان تخصصی است،افرادی مورد اعتماد و متبحر در آن حرفه را انتخاب و میگمارد،تا تقلبات و تدلیسهای آن حرفه را به او گزارش دهند،نکته دوم برای کنترل مشاغلی که دایم در معرض دید و کنترل او نیستند،از صاحبان حرفه به وسیله سوگند،تعهد اخلاقی میگیرد تا در ارائه خدمت و تولید محصول خویش صداقت داشته و مبانی شرعی را در نظر بگیرند و اینک فهرست وظایفی که سازمان حسبه برعهده داشته است.
الف)امر به معروف و نهی از منکر
۱)منع مردان از گردش با زنان نامحرم،ص ۹۲.
۲)منع از رقص زنان مطربه-احیاء علوم الدین جلد ۲ ص ۹۸۹.
۳)بازداشتن مردان از ایستادن با زنان در مکانهای خلوت،ص ۹۲.
۴)منع از جمع شدن زنان بر پشتبامها و نگریستن به مردان خصوصا جوانان،احیاء-جلد ۲،ص ۹۸۹.
۵)بازرسی و زیر نظر داشتن محلهایی که زنان جمع میشوند مانند بازارهایی که فروشندگان آنها زن هستند،کنار چشمهها و جلوی در گرمابه زنان،ص ۰۳.
۶)منع از نگریستن،شوخی و تعرض مردان و جوانان تبهکار به زنان،و تعزیر این افراد،ص ۰۳.
۷)منع از نشستن و توقف مردان بر سر راه زنان و تعزیر چنین افرادی،ص ۲۶.
۸)ملزم کردن زنان به رعایت احکام عده پس از طلاق،ص ۸۲.
۹)وادار کردن اولیاء دختران و زنان بدون شوهر به تزویج آنه با کفوهای خویش در صورت تمایل آنان،ص ۸۲.
۰۱)منع از میگساری و مجازات شرابخواران.ص ۳۳،ترجمه تاریخ طبری، جلد ۶،ص ۲۹۲۲.
۱۱)شکستن کوزه و ریختن شرابهای افراد،ص ۴۲.
۲۱)باز نمودن قطعات وسایل سرگرمی،بازیهای حرام و آلات موسیقی و تأدیب استفاده کنندگان از این آلات در صورتیکه آشکارا مبادرت به استفاده از آنها نمایند،ص ۲۳-احیاء-جلد ۲،ص ۴۲۹.
۳۱)منع از نگریستن افراد از پشتبام یا پنجره به خانه همسایه،ص ۲۶.
۴۱)منع از پوشیدن لباسهای ممنوعه.ترجمه تاریخ طبری،جلد ۴، ص ۶۶۲۱.
۵۱)تعزیر کسانی که مرتکب امر منکری میشوند.وسایل الشیعه،جلد ۸۱، ص ۴۷۵ و ۰۸۵.
۶۱)پیشگیری از امور لهو مانند کبوتر بازی و تفکاندازی۱-ترجمه تاریخ طبری،جلد ۶،ص ۱۹۲۲.
۷۱)منع مربیان از آموزش بچهها در مساجد و خانههای شخصی خود،ص ۴۷۱.
۸۱)منع از آموزش بچهها توسط افراد عزب(مجرد)مگر اینکه پیرمردی معروف به دینداری و نیکوکاری و دارای اخلاقی پاکیزه و شایسته باشد،ص ۴۷۱.
۹۱)وادار کردن مربی به جلوگیری از حفظ اشعار عاشقانه و تحریکآمیز توسط دانشآموزان،ص ۶۷۱.
۰۲)تذکر به عدم آزار و راندن مردم در مراسم حج به منظور زیارت خلیفه و حاکم،ص ۶۲،احیاء،جلد ۲،ص ۶۲۹ و ۳۲۹.
۱۲)امر به پرداخت قرض در صورت داشتن تمکن مالی توسط مقروض،ص ۸۲.
(۱)-تفک:چوبی باشد میان تهی به درازای نیزه که گلولهای از گل ساخته،در آن نهند و پف کنند تا به زور نفس،آن گلوله بیرون آید و جانور کوچک مانند گنجشک را به آن زنند،تفک مخفف تفنگ است(دهخدا، لغتنامه،جلد ۴،ص ۰۰۶.
۲۲)منع از گام گذاشتن بر اسماء متبرکه.احیاء جلد ۲،ص ۷۲۹.
۳۲)منع از بکارگیری فردی برای انجام واجبی که خود بدان عمل نکرده است مثل اجیر نمودن کسی برای خواندن نمازهای فضای متوفی در صورتیکه خود اجیر،نماز واجبش را نخوانده باشد،ص ۶۵.
۴۲)حضور در مجالس امیران،کارداران و فرمانداران و نصیحت به آنها ککه با مردم به نیکی و مهربانی رفتار نمایند و خواندن آیات و احادیث وارده در این زمینه بر آنان،ص ۴۰۲.
۵۲)منع از نشستن فالگیران و نامهنگاران بر در دروازههای شهر،کوچهها و دکانها و امر به نشستن آنها در خیابان،زیرا بیشتر مراجعه کنندگان به آنها زنها هستند،ص ۴۸۱.
۶۲)منع جوانانی که در اطراف فالگیران جمع میشوند و هدف آنها داشتن منظورهای سوء به زنانی است که برای طالع بینی به فالگیران مراجعه میکنند،میباشد،ص.۴۸۱.
۷۲)سوگند دادن فالگیران که در امور روحانی مانند ایجاد محبت کاذب، تحریک و بستن زبان دیگران مطلبی ننویسند به دلیل حرام بودن جادوگری و تعزیر کسانی که از این امر تخطی میکردند،ص ۵۸۱.
۸۲)منع نامهنگاران از نوشتن مطالبی که موجب ضرر به دیگران میشود و تأدیب و تعزیر آنها در صورت تکرار،ص ۵۸۱.
۹۲)منع از اخته کردن انسان و حیوان و تأدیب مرتکب و اجرای قصاص و ملزم نمودن او به پرداخت دیه،ص ۰۹۱.
۰۳)منع از خضاب ریش به رنگ سیاه مگر برای مجاهدینی که در راه خدا در جبهه میجنگند،ص ۰۹۱.
۱۳)منع گدایانی که در بازارها و معابر نشسته و با خواندن قرآن،این کتاب آسمانی را وسیله گدایی خویش کردهاند،ص ۱۹۱.
۲۳)اجرای حدود و تعزیرات و شناخت کامل نسبت به این موارد که در موقع اجرای حکم از محدوده شرع خارج نشود،ص ۶۸۱.
۳۳)تعیین محل آموزش اطفال در اطراف بازار و معابر عبور مردم بخاطر احتیاط از وقوع منکر،ص ۴۷۱.
۴۳)منع مربی از به کارگیری بچهها در امور شخصی خود،ص ۵۷۱.
۵۳)منع از آموزشی زنان و دختران مگر اینکه فقط سوره نور را به آنها بیاموزند،ص ۶۷۱.
۶۳)منع از به خدمتگیری افراد در امری که حرام شرعی است مانند دادن مزد به زن حایض جهت جارو کردن مسجد،ص ۶۵.
۷۳)منع از رباخواری،ص ۵۴.
۸۳)بازداشتن زنان آوازهخوان و فاجر از عمل خویش و واداشتن آنها به توبه و تعزیر و تبعید آنها در صورت ارتکاب مجدد،ص ۵۴.
۹۳)بازداشتن انسان خنثی از کندن موی صورت خویش و درآمدن به میان زنان،ص ۵۴.
۰۴)منع از فروش آلات موسیقی و وسایل بازیهای حرام و تأدیب فروشنده و خریدار این آلات و وسایل،ص ۰۹۱ و ۲۳.
۱۴)نظارت بر عدم فروش قرآن و سلاح به کفار،ص ۷۴.
۲۴)منع از پوشیدن پارچه ابریشم و طلا برای مردان و عدم استفاده از ظروف طلا و نقره،ص ۹۵.
۳۴)منع از داد و ستد جامههای حریر و کلاههای زرین که مخصوص مردان بافته و ساخته شده باشد،ص ۹۵.
ب)امور مساجد
۴۴)نهی از اضافه نمودن ذکرهای بیجا در اذان و اقامه،ص ۸۲.
۵۴)امر به خواندن صحیح نماز به طوری که اقامه کننده نماز جهر را به اخفاء و نماز اخفاء را به جهر نخواند و تأدیب کسی که بر این امر اصرار داشته باشد،ص ۸۲.
۶۴)تذکر به عدم قرائت خطبه نمازهای عیدین(فطر و قربان)پیش از خواندن نماز،ص ۶۲.
۷۴)دستگیری،مجازات و ایجاد وحشت برای کسانی که به منظور دوست بازی و به قصد نادرست وارد مسجد میشوند،ص ۸۷۱.
۸۴)منع از خواندن قرآن بصورت آوازخوانی که موجب غنا میشود،ص ۰۸۱،احیاء جلد ۲،ص ۸۷۹.
۹۴)منع و اعظان جوان که خود را برای زنان میآرایند و در وعظ خود شعر بسیار میخوانند.احیاء جلد ۲،ص ۲۸۹.
۰۵)نصب حایل در مساجمد میان مردان و زنان به جهت جلوگیری از فساد و تباهی،ص ۳۸۱.
۱۵)حتی الامکان جلوگیری از حضور زنان در نمازهای جماعت و مجالس وعظی که در آنها احتمال فساد باشد،ص ۳۸۱.
۲۵)آزمودن وقتشناسی مؤذنان و بازداشتن مؤذنانی که وقتشناس نیستند از گفتن اذان تا زمانی که وقتشناسی آنها ثابت شود،ص ۸۷۱.
۳۵)بازداشتن مؤذنان ا دراز کردن صورت و طربناک کردن صدا در موقع اذان،ص ۸۷۱.
۴۵)منع مؤذنان از نگریستن به خانهها و حرم مردم اطراف مسجد،ص ۸۷۱.
۵۵)گرفتن تعهد از مؤذن که جز او کسی برای گفتن اذان به مناره(گلدسته) مسجد نرود،ص ۹۷۱.
۵۶)موظف کردن مؤذن به گفتن ذکر و تسبیح(مناجات)در شبهای ماه رمضان،ص ۹۷۱.
۷۵)امر به مؤذن که در سحرگاه رمضان در موقع اذان فانوس خود را خاموش کند تا کسانی که بعلت دوری از مسجد صدای اذان او را نمیشنوند با دیدن خاموش شدن چراغ بدانند که موقع اذان فرا رسیده است،ص ۹۶۱.
۸۵)آزمودن و دادن اجازه وعظ به واعظانی که به دیانت،نیکی و فضیلت معروف و به علوم شرعی و ادبی،قرآنی و حدیث دانا و آشنا به اخبار و حکایات گذشتگان باشند،ص ۲۸۱.
۹۵)منع از نشستن واعظاتی که آشنایی کمتر با علوم لازمه جهت وعظ دارند بر منبر مساجد،زیرا آن را جایگاه نشستن پیامبر،امامان و واعظان صلاحیتدار میدانستند،لذا چنین افرادی میباید ایستاده با مردم صحبت کنند،ص ۲۸۱.
۰۶)موظف نمودن خدام به تمیز نگهداشتن،جارو نمودن روزانه،بستن درهای مساجد بعد از نماز،ص ۸۷۱.
۱۶)منع از غذا خوردن افراد در مساجد،ص ۸۷۱.
۲۶)منع از سخن گفتن افراد در امور دنیوی در مسجد،ص ۸۷۱.
۳۶)موظف نمودن کسبه بازار به شرکت در نمازهای جماعت و مواظبت نمودن از مغازههای آنان در طول نماز،ص ۸۷۱.
۴۶)تعزیر افرادی که به امور لهو و لعب پرداخته و از نماز باز میمانند،ص ۹۷۱.
۵۶)منع از ورود معرکهگیران در مساجد که با داستانگویی مانع از ذکر و عبادت مردم میگردند،ص ۹۷۱.
۶۶)واداشتن خدام مساجد در روز جمعه به جلوگیری از ورود درویشان و گدایانی که برای گدایی به مسجد وارد میشوند و مزاحم عبادت مردم میشوند،ص ۹۷۱.
۷۶)منع از فروش کالا در صحن مساجد.احیاء جلد ۲،ص ۲۸۹.
۸۶)منع از بازی کودکان در مساجد،همان کتاب،ص ۲۸۹.
۹۶)جلوگیری از ورود انسانهای مست و دیوانه به مسجد.همان کتاب،ص ۲۸۹.
۰۷)منع از فروش دارو،طعام،دعاها(تعویذ)،ایستادن گداها،شعرخوانها و شعبدهبازان در مسیر نماز جمعه که بعضا کار آنها تلبیس و دروغ است.همان کتاب،ص ۲۸۹ و ۱۸۹.
۱۷)امر به آبادانی و احیاء مساجد،قنوات و باروی شهرها،ص ۸۲.
ج)نظارت بر کفار ذمی
۲۷)منع از استفاده و کمک گرفتن از کفار و مشرکین در انجام امور مربوط به مسلمین،ص ۶۳.
۳۷)نظارت بر اهل ذمه که به شروط خود با حکومت اسلامی متعهد باشند،ص ۷۳.
۴۷)نظارتبر اینکه اهل ذمه خود را با نشانهای مخصوص همچون زنّار و طیلسان،از مسلمانان مشخص دارند حتی زنان آنها مهرهای خاص در گردن داشته باشند تا در حمام از زن مسلمان تشخیص داده شوند،ص ۸۳.
۵۷)نظارت بر عدم برتریطلبی کفار بر مسلمانان،طوری که آنها در آن زمان از سوار شدن بر اسب که سبب بزرگی به حساب میآمد ممنوع بودند و خانههای آنها نمیباید بلندتر و مسلطتر به خانههای مسلمانان باشد،ص ۹۳.
۶۷)منع از ساخت معابد جدید توسط اهل کتاب،اما تجدید بنای معابد مخروبه در محل سابق خود بلامانع بود،ص ۱۴.
۷۷)گرفتن جزیه از کفار ذمی،ص ۱۴.
۸۷)الزام کفار ذمی به رعایت حرمتهای موجود در دین اسلام مانند عدم نکاح و آمیزش با زن مسلمان،عدم انحراف مسلمانان،عدم راهزنی در بلاد اسلامی،پناه ندادن به بتپرستان،عدم دستیازی به قتل مسلمانان،عدم بی احترامی به نام خدا،پیامبر و مقدسات دین اسلام،ص ۲۴.
د)آداب کفن و دفن مردگان
۹۷)نظارت بر غسل مردگان مسلمان توسط افرادی که آشنا به واجبات و مستحبات آن باشند،ص ۴۴.
۰۸)منع از نوحهگری بر مردگان(این حکم خاص پیروان اهل سنت میباشد)،ص ۵۴.
۱۸)منع از زیارت اهل قبور توسط زنان،ص ۵۴.
۲۸)نظارتبر اینکه در موقع تشییع جنازه زنان پشتسر مردان حرکت کنند،ص ۵۴.
ه)تذکر به رعایت حقوق مردم در معابر عمومی
۳۸)منع از پهن نمودن بساط دستفروشها در معابر تنگ،ص ۰۶.
۴۸)منع از فرستادن پیشخوان بازاریها در راه مردم،بطوری که مزاحم عبور رهگذران شود،ص ۰۶.
۵۸)منع از احداث دکه کاسبی در راههای تنگ،ص ۰۶.
۶۸)منع از گسترانیدن بساط پارچه بافان در معابر مردم زیرا باعث زحمت و ضرر به افراد میشود،ص ۸۳.
۷۸)منع از ریختن زباله،پوست خربزه یا هندوانه و پاشیدن آب بر راه مردم، بطوری که سبب لغزیدن عابرین شود،ص ۱۶.
۸۸)منع از نصب ناودان بامها در کوچههای تنگ زیرا باعث ترشح و تنگی راه میشود،ص ۱۶،احیاء جلد ۲،ص ۵۸۹.
۹۸)نظارتبر حمل بار هیزم،کاه،کود،آب و بوتههای خار که باعث آلودگی و پارگی لباس عابران میشود و مانع شدن از ورود حیوانا حامل بارهای مذکور در معابر تنگ،ص ۱۶،احیاء جلد ۲،ص ۵۸۹.
۰۹)امر به جارو کردن و نظافت بازار از کثافت و آشغال توسط بازاریان،ص ۲۶.
۱۹)واداشتن کسی که دارای سگ گزنده است و مردمان را آزار میرساند به بستن سگ خود و فرمان دادن به صاحبان خانههای مخروبه مشرف بر راه عبور مردم که بتخریب آن مانع از فرو ریختن آن بر سر عابرین شوند،احیاء جلد ۲،ص ۷۸۹.
و)نظارت بر امور پزشکی
۲۹)نظارتبر کار فصادان یعنی کسانی که با زدن رگهای بخصوصی باعث تضمین بهبود و سلامتی اشخاص میشوند،که جز با نظر و مشورت طبیب اقدام نکرده و نیشتر و ابزار پاکیزه و لازم را برای اینکار داشته باشند،ص ۷۶۱ و ۶۶۱.
۳۹)نظارتبر کار حجامت کنندگان که ابزار ختنه مانند تیغ و گیره داشته باشند و به کار خود آگاه و سبک دست باشند تا به بیمار درد زیادی ترسانند،ص ۸۶۱.
۴۹)گرفتن تعهد از پزشکان و سوگند به این امر که به کسی داروی زیانبخش ندهند،داروهایشان را با سم ترکیب نکنند،داروی سقط جنین به زنان و داروی قطع نسل به مردان ندهند،در موقع حضور بر بالین مریض از نگریستن به محلهای حرام چشم بپوشند،اسرار و راز بیماریهای مردم را فاش نکنند و باعث هتک حرمت آنها نشده و از کارهای ناروای دیگر بپرهیزند،ص ۱۷۱.
۵۹)آزمودن چشم پزشکان با مقالات دهگانه کتاب حنین بن اسحاق در باب چشم پزشکی و دادن جواز طبابت به کسانی که در این آزمایش موفق شوند و سوگند دادن به آنها جهت داشتن تعهد در حرفه خود،ص ۲۷۱.
۶۹)جلوگیری از معالجه و مداوای چشم پزشکان دورهگرد زیرا آنها با تجویز داروهای تقلبی موجب آسیب رسانیدن به مردم میشوند،ص ۲۷۱.
۷۹)آزمودن شکسته بندان و جراحان با کتابهای رایج آن زمان در این باب و اطمینان از مجهز بودن آنها به ابزار و داروهای لازم در مداوایشان،ص ۳۷۱.
ز)نظارتبر دستگاه قضایی و نحوه جلب متهم
۸۹)وادار نمودن قاضی به رسیدگی به کار مدعیان باتوجه به ایکه علو مقام قاضی نباید محتسب را از تذکر به او باز دارد،ص ۷۹۱.
۹۹)تعزیر کسی که در مجلس قضاوت،خود را به سفاهت زده یا به قاضی طعنه زده و جسارتی کند یا بر حکم قاضی گردن ننهد،ص ۷۹۱.
۰۰۱)تذکر به قاضی از خشم گرفتن و دشنام دادن و کینهورزی به مراجعین، ص ۷۹۱.
۱۰۱)امر به مانع شدن قاضی از فرستادن خدمتکار یا غلام جوان و خوش صورت خود برای احضار زنان،ص ۷۹۱.
۲۰۱)دستور مأمورین تحت امر که در موقع جلب متهمین،سبب جلب را به آنها نگویند تا برای رهایی خود دلیل تراشی و چارهاندیشی نمایند،همچنین مواظب باشند تا افراد جلب شده وسایل همراه خود که دلایل اثبات جرم او هستند را در راه رها نسازند،ص ۷۰۲.
۳۰۱)مأمور احضار را متذکر گردد که در احضار افراد باعزم و قوت نفس عمل کند و متهم را به سرعت حاضر کند تا بترسد و چون نزد محتسب آمد با نرمی و مهربانی با او رفتار شود تا حقیقت را بگوید و قصد انکار نکند،ص ۷۰۲.
۴۰۱)تأدیب افراد مقصر متناسب با وضع جسمانی و کیفیت گناه آنها باشد،ص ۸۰۲.
۵۰۱)دادخواهی از مظلوم،قضاوتهای حضرت علی بن ابیطالب(ع)، ص ۵۸۳-۳۸۳.
ح)نظارتبر حمل و نقل وسایل نقلیه
۶۰۱)نظارتبر امور کشتیها که کشتیبانان بیش از اندازه بر آنها بار حمل نکنند که بیم غرق آن برود،ص ۹۰۲.
۷۰۱)مانع شدن از حرکت کشتی در باد شدید،ص ۹۰۲.
۸۰۱)ایجاد حایل بین زنان و مردان در صورتیکه مسافران کشتی هم زن و هم مرد باشند،ص ۹۰۲.
۹۰۱)وادار کردن سقایان دورهگرد به بستن زنگ برگردن مرکبهایشان که در موقع عبور از بازار صدای آن به گوش اشخاص نابینا،ناآگاه و بچهها برسد تا از سر راه او کنار روند و آسیبی به کسی نرسد.این قانون شامل همه کسانی بود که در بازار و معابر با حیوان بار حمل میکردند،ص ۵۳۲.
۰۱۱)امر به پیاده نمودن بار از پشت حیوانات،زیرا باعث آزار آنها میشود،ص ۱۶.
۱۱۱)نظارتبر استفاده از ستور در آرد کردن غلات،بطوریکه از هر حیوانی در آرد کردن بیش از شش مد غله استفاده نشود،ص ۵۷.
۲۱۱)منع از بستن ستور و مرکب در راهها،بطوریکه باعث تنگی راه و واماندن عابران نشود،ص ۱۶.
۳۱۱)نظارتبر حمل بار هیزم،کاه،کود،آب و بوتههای خار که باعث آلودگی و پارگی لباس عابران میشود،ص ۱۶.
۴۱۱)مانع شدن از ورود حیوانات حامل بارهای هیزم،کاه،کود،آب و بوتههای خاردار در معابر تنگ،ص ۱۶،احیاء جلد ۲ ص،۵۸۹.
ط)حسبه در معاملات
۵۱۱)گماشتن وکیل بینا برای افراد نابینا در موقع معامله،ص ۷۴.
۶۱۱)منع از معامله چیزهای نجس العین،ص ۷۴.
۷۱۱)منع از معامله چیزهایی که قابل انتفاع نیست مانند معامله مار،موش و...،ص ۷۴.
۸۱۱)منع از خرید و فروش مجسمه جانوران و شکستن چنین مجسمههایی،ص ۸۴،احیا جلد ۲،ص ۵۸۹.
۹۱۱)منع از خرید و فروش کالایی که متعلق به خود فروشنده نیست مانند اجناس دزدی و مالی که زن بدون اجازه شوهر قصد فروش آن را داشته باشد،ص ۸۴.
۰۲۱)نظارتبر خرید و فروش کالایی که امام نرخ آن را تعیین کردهاست و تعزیر متخلفین از این امر،ص ۰۵.
۱۲۱)منع از استقبال افراد از کاروانهایی که هنوز به شهر وارد نشدهاند برای داد و ستد،زیرا صاحبان اجناس از نرخ واقعی کالا در شهر بیخبرند،ص ۲۵.
۲۲۱)منع از خرید و فروش طلا به طلا،نقره به نقره و جنس با جنس خودش،ص ۴۵.
۳۲۱)منع از فروش سکههای تقلبی توسط رافان،ص ۴۵.
۴۲۱)منع فروشندگان از ستودن نابجا و غیرواقعی کالای خود و قسم دروغ یاد کردن به منظور ترویج کالای خود،ص ۵۵.
۵۲۱)منع ازتدلیس غلات بطوریکه مثلا گندم کهنه و نو را مخلوط کرده و به عنوان گندم نو بفروشند،ص ۴۷.
۶۲۱)منع از فروش گوشت حیوان مریض با حیوان سالم،ص ۹۸.
۷۲۱)منع از فروش گوشت حیوان میته و آزمایش گوشتهای موجود در آب، که اگر گوشت به سطح آب بیاید حیوان آن میته و اگر به زیر آب برود مذبوح است یا آزمایش به آتش،اگر گوشت به آتش نچسبد میته و اگر بچسبد آن حیوان ذبح شده است،ص ۰۹.
۸۲۱)منع از فروش گوشت حیوانات حرام گوشت،ص ۰۹.
۹۲۱)منع صرافان از رباخواری و تعزیر صرافانی که اقدام به رباخواری یا کارهای ناروای دیگر میکنند و تعطیلی کار آنان در صورت تکرار، ص ۷۴۱ و ۶۴۱.
۰۳۱)منع از کار کسانی که بدون هیچ زحمتی و فقط با چرب زبانی مالی را به اجاره میدهند مگر اینکه در راه این اجارهدادن زحمتی را متحمل شده باشند،ص ۶۵.
۱۳۱)منع از شراکتی که افراد بدون آنکه مال خود را با هم آمیخته باشند یعنی سرمایهگذاری مشترک کرده باشند دیگری را در سود و زیان خویش شریک کنند،ص ۷۵.
۲۳۱)منع از شراکت بر مبنای اعتبار یکی از طرفین که فقط یکی از آنها کار کند و دیگری از اعتبار خود استفاده کند،ص ۷۵.
۳۳۱)منع از شراکت در کارهای بدنی بطوریکه دو"باربر"در اجرت کار همدیگر شریک باشند،ص ۷۵.
ی)حسبه در مسایل بهداشتی و سلامتی مردم
۴۳۱)منع از خوردن چیزهای مضر مانند سنگ،خاک و شیشه،ص ۲۹.
۵۳۱)نظارتبر کیپاپزان(کله پاچهپزان)که موهای آن را زدوده و بینی حیوان را جهت بیرون آوردن مخاط درونی و کرم موجود در بن خیشوم بشکافند و عدم اختلاط کلهبز با کله گوسفند و عدم آمیزش کلههای مانده با کلههای تازه و پختن کله با آب شیرین،ص ۴۹-۳۹.
۶۳۱)نظارتبر کار طباخان(آشپزیها)که ظروف خود را شسته و تمیز نگهدارند و عدم تقلب در پخت آش و نظارتبر پیمانههای آنان،ص ۷۹-۵۹.
۷۳۱)نظارتبر کار حلیمپزان و حضور در موقع ریختن مواد اولیه در حلیم و مهر نمودن دیگ به این منظور که حلیمپز گوشت توزین شده را از دیگ بیرون نیاورد و از روغن خوشبو و تازه استفاده کند،ص ۰۰۱-۹۹.
۸۳۱)نظارتبر کار ماهیپزان که ظروف و طبقهایشان را شسته و ماهی را با روغن خودش سرخ نکنند،آن را نمک سود کنند تا از فساد و تولید کرم در آن خودداری شود،ص ۲۰۱ و ۱۰۱.
۹۳۱)نظارتبر کار زولبیاپزان که دیگ آنها از مس قرمز خوب باشد،آرد آن بهترین آرد باشد و جلوگیری از آمیختن نمک با آن که موجب تهوع استفاده کننده میشود،ص ۴۰۱ و ۳۰۱.
۰۴۱)نظارتبر کار حلواپزان که حلوای تقلبی نپزند،ص ۷۰۱.
۱۴۱)نظارتبر کار شربتسازان و بیم دادن آنها از مجازات و تعزیر و بازرسی غیرمترقبه از شربتهای ساخته شده و آزمایش ترکیبات آنها که باعث بیماری افراد نشوند.ص ۸۱۱-۹۰۱.
۲۴۱)جلوگیری از داخل کردن آب در مایعاتی مانند سرکه و شیر،تهیه پنیر، ترشی و عسل مرغوب که کالاهای خود را در ظروف سربسته نگهدارند تا از هرگونه آلودگی که موجب ضرر به سلامتی مردم جامعه میشود،محفوظ باشد و امر به پوشیدن لباسهای نظیف و تمیز توسط فروشندگان آنها و سفارش به تمیز نگهداشتن محل کسب و کار،ص ۸۲۱-۶۲۱.
۳۴۱)نظارت بر کار شر فروشان که روی ظرف خود را بپوشانند،مغازه خود را تمیز و سنگ فرش نمایند،چربی شیر خود را نگیرند،زیاده از سهمیه فروش خود شیر نگیرند تا ترش و فاسد شود و آزمایش شیر به منظور تعیین خالص یا ناخالص بودن آن بوسیله مو،اگر چیزی از شیر به مو چسبیده خالص در غیر اینصورت ناخالص و مخلوط به آب میباشد،ص ۰۳۱ و ۹۲۱.
۴۴۱)نظارتبر پخت نان و ملزم نمودن نانوایان بر اینکه سقف تنورشان را بلند سازند،دودکش تعبیه نمایند،در مقوع پخت نان دهانه تنور را جارو بکشند و ظروف مورد استفاده را شسته و تمیز نگهدارند،روی خمیر را با حصیر بپوشانند و تذکر به آنها در مورد خمیر کردن طوری که عرق خمیرگیر در خمیر چکیده نشود،امر به بستن دستار بر سر خمیرگیر که مو و عرق سر او در خمیر نریزد،تراشیدن موهای دستها و گماردن یک نفر کنار خمیرگیر که با مگسپران مگسها را بپراند تا در خمیر نیفتند،منع از فروش نان خمیر،فتیر و یا سوخته، بازرسی از نانواییها و منع از خوابیدن کارگران بر روی کیسههای آرد یا محل خمیرگیری و امر به شستن کیسهها و آویزان کردن آنها به طناب،ص ۸۷ و ۷۷.
۵۴۱)نظارتبر پخت نان توسط نانپزان خانگی،ص ۸۷.
۶۴۱)نظارتبر کار بریانیها که چهار پای سالم ذبح کرده،آن را از سرگین و آلودگی پاک کنند و در موقع توزین وزنه آهنی در شکم حیوان نگذارند و گوشت پخته به مردم دهند،ص ۹۷.
۷۴۱)امر به ساختن تنور از گل پاکیزه و منع از ترمیم آن با گل کف دکان که آلوده به خون و سرگین است،ص ۰۸.
۸۴۱)وادار نمودن کبابپزان بر اینکه روی گوشت خود نمک پاشیده و آن را در ظرفی خالی بگذارند تا از حشرات زمینی مانند مورچه و...درامان باشد و منع از مخلوط کردن پیه،کبد،کلیه و دنبلان با کباب،ص ۱۸.
۹۴۱)نظارت بر درست کردن و پختن"لکانه-چیزی شبیه کالباس و سوسیس فعلی"زیرا در آن تقلب زیاد میشد و منع لکانه پزان از استفاده از گوشتهای نامرغوب،آشغال گوشت و امعاء و احشاء حیوان و امر به تمیزی تابههایی که در آن لکانه میپزند،ص ۳۸ و ۲۸.
۰۵۱)نظارتبر جگرپزان که جگر بز و گاو را با جگر گوسفند نپزند،بلکه هرکدام را جداجدا تهیه کنند و مراقبت از عدم اختلاط جگر تازه با جگر ماندده، امر به فروش جگر مانده از روز گذشته در اول صبح،ص ۵۸ و ۴۸.
۱۵۱)نظارتبر پخت"بواردیان-چیزهایی شبیه عدسی،لوبیا،شلغم،لبو، بریانی بادنجان"که همه چیز را مخلوط نپزند و تأدیب متخلفین این کسب،ص ۵۸.
۲۵۱)مراقبت بر امور سلاخان،بطوریکه زرتشتیان و بتپرستان حیوان را ذبح نکنند،حیوان را رو به قبله و با ذکر نام خدا سر ببرند،با آلت تیز سر حیوان را ذبح کنند که مانع آزار حیوان شود،منع از دمیدن افراد گنده دهن در پوست حیوان ذبح شده که باعث انتقال بوی بد دهان آنها در گوشت میشود،ص ۸۸.
۳۵۱)منع از ذبح گوسفند توسط قصابان بر در مغازههایشان و در معابر عبور مردم،زیرا باعث آلودگی لباس مردم به نجاست و ضرر به آنها میشود،منع از آویزان کردن گوشت در جلو مغازهها.دم بز و آلت نرینه گوسفند باید تا آخر فروش گوشت بر پیکر آن باقی باشد که خریدار بداند گوشت بز یا گوشت قوچ میخرد،ص ۹۸.
۴۵۱)امر به قصاب که بعد از اتمام فروش گوشت روزانه،تخته قصابی خویش را نمک بپاشد،ص ۹۸.
۵۵۱)نظارتبر کار گرمابهداران طوری که گرمابه را تمیز و آب آن را گرم نگهدارند.کف حمام را با چیزهای زبر مالیده تا لغزندگی آن که بر اثر سدر و صابون ایجاد شده برطرف شود،کثافات خزینه را هرروز شسته و مجاری آب را با پارچهای تمیز ببندند تا آشغال وارد حمام نشود،ضمنا مانع از شستن چرم و نمد توسط کفشدوزان و نمد مالان در حمام شود زیرا بوی آن موجب آزار مردم میشود،ص ۳۶۱ تا ۰۶۱،احیا جلد ۲ ص ۸۸۹.
۶۵۱)نظارتبر کار سقایان که کوزه و مشک و دلو آنها تمیز و پاکیزه باشد و روی ظروف خود را بپوشانند و با گذاشتن آن در معرض باد موجب خنکی آب آنها شوند.بازرسی ناگهانی از دکان این افراد و تأدیب و بستن دکان کسانی که ظروفشان کثیف و یا آب دریا را با آب چاه مخلوط میکنند و وادار نمودن آنها به برداشتن آب از جاهای پاکیزه رودخانه و نهر،ص ۴۳۲ و ۳۳۲.
۷۵۱)بازرسی ناگهانی از دکانهای مشکسازان که مشک را از پوست حیوان تذکیه شده درست کنند که رنگ آن درخشان و زرد سات نه از پوست میته که مایل به سیاهی است و اینکه در ساختن مشکهای بزرگ از تکههای ستبر و سالم و بیوصله استفاده نمایند و هرکس که از این امور تخلف کند او را تأدیب و تعزیر نماید،ص ۲۲۲.
۸۵۱)گماردن مردی مورد اعتماد و آشنا به کار روغنکشی بر کار سازندگان روغن کنجد و کتان تا کنجد و کتان را خوب بشویند،لباسی آستیندار بپوشند تا قطرات عرق آنها در روغن نریزد،دهان بند ببندند تا آب دهانشان در خمیر روغن نیفتد،ص ۰۲۲.
ک)نظارتبر اماکن عمومی و بازار:
۹۵۱)نظارتبر اوزان و آزمایش پیمانهها و سنگها،زراعها(واحد پیمایش طول)،ترازو و قپان و اطلاع دقیق از واحد توزین و پیمانه در بازار،ص ۸۶٬۳۶ و ۲۷٬۱۷.
۰۶۱)نظارتبر ضرب درهم و منع از مبادله درهم تقلبی،ص ۶۶.
۱۶۱)امر به پاک کردن ترازو از روغن و هرگونه چرک و آلودگی و دقت در توزین کالاها و منع از کم فروشی خصوصا توزین طلا که فروشنده بعضا بدون آنکه خریدار متوجه شود در کفه حامل طلا فوت میکند تا سنگینتر شود،ص ۷۶.
۲۶۱)تعزیر کم فروشان و عدم بخشش تخلفات آنها زیرا درگذشته باعث هلاک امتها گشتهاند،ص ۸۶.
۳۶۱)اطمینان از صحت وزنههای توزین که باید آهنی باشد و محتسب میباید این وزنهها را مهر کند چنانچه آهن در دسترس نباشد باید وزنههای سنگی را در پوست کرده و پس از آزمایش،محتسب،آن را مهر کند،ص ۹۶.
۴۶۱)مهر نمودن پیمانههایی که کسبه با آن در بازار به خرید و فروش کالا میپردازند به منظور پیشگیری از کم فروشی و نظارت مستمر بر آنها،ص ۱۷.
۵۶۱)امبر به غربال کردن غلات پیش از آرد کردن توسط آسیابان تا خاک و غبار آن زدوده شود و پاشیدن مقداری آب بر گندم قبل از آرد کردن که موجب سفیدی آرد میشود،ص ۴۷.
۶۶۱)نظارتبر فروش آرد بهطوری که آرد در معرض فروش مخلوطی از آرد حبوبات و غلات مختلف نباشد،ص ۴۷.
۷۶۱)امر به تعویض غربال آسیابان در هر سهماه یکبار،ص ۴۷.
۸۶۱)نظارتبر ترازو،پیمانه و کیسههای حمل آرد آسیابانان که صحیح، درست و تمیز باشند،ص ۵۷.
۰۷۱)تعیین سهمیه آرد برای نانواییها و موظف نمودن آسیابانان که هرروزه مقدار آرد را به آنان برسانند،ص ۵۷.
۱۷۱)موظف نمودن آسیابان که نام هرکس را بر کیسه غلهاش بنویسد که غلات مردم با همدیگر عوض نشود،ص ۵۷.
۲۷۱)امر به جارو کردن آرد مراجعین و مانع شدن از مخلوط گشتن آرد افراد با همدیگر،ص ۶۷.
۳۷۱)تعیین سهمیه پخت نان در شبانهروز برای نانوایان تا در زمان کمیابی نان امور شهر مختل نشود،ص ۸۷.
۴۷۱)منع از تقلب و تدلیس در ساختن شمع،ص ۵۲۱.
۵۷۱)نظارتبر کار فروشندگان که جنس مرغوب و نامرغوب را با هم داخل نکنند،ص ۶۲۱.
۶۷۱)نظارتبر کار بزازان که در کار خود"نصح-بیان عیوب کالا"را به کار بندند،ترازو و ذرعهای آنها را بازرسی کند و ایشان را وادارد تاب ا خریداران و عرضهکنندگان کالا به خوبی معامله کرده و در همه حال راست بگویند،ص ۴۳۱.
۷۷۱)نظارتبر کار دلالان،بدین ترتیب که افراد عادل و دیندار بر خبرگی، تدین و امانت آنها گواهی دهند که با خریدار و فروشنده تبانی نکنند،اگر عیبی در کالا بینند خریدار را آگاه کنند،حق دلالی را فقط از فروشنده بگیرند زیرا اگر غیر از این باشد ممکن است با خریدار تبانی کرده و کالا را به کمتر از قیمت واقعی نرخگذاری کنند تا مزد بیشتری از خریدار بگیرند،ص ۶۳۱٬۵۳۱.
۸۷۱)نظارتبر کار پارچه بافان طوری که آنها را موظف کند پارچههای خوب و مرغوب ببافند و آنها را از تقلب در پارچه بازدارد،ص ۷۳۱.
۹۷۱)نظارتبر کار خیاطان که در پارچههای مردم دزدی نکنند و لباس خوب بدوزند،در کار مردم"مماطله"نکنند و با نگهداشتن جنس آنها باعث رفت و آمد زیاد و ضرر به آنها نشوند.خیاط حق ندارد بیش از یکهفته کار مردم را به تأخیر اندازد مگر اینکه از پیش شرط کرده باشد،ص ۹۳۱.
۰۸۱)مراقبت بر کار"گزران-پارچهشویان"که پارچههای مردم را ندزدند و خود یا کارگرانشان آنها را نپوشند یا به رهن ندهند،نام صاحب پارچه را بر پارچه امانتی بنویسند تا پارچهها مخلوط نشوند،ص ۰۴۱.
۱۸۱)تأدیب کلاهدوزانی که در کار خود تدلیس کرده و با مواد خاصی پارچههای کهنه بکار رفته در کلاه را نو جلوه دهند،ص ۰۴۱.
۲۸۱)جلوگیری از رنگ کردن حریر طبیعی پیش از سفید کردن توسط حریربافان و منع از تدلیس و تقلب در فروش آن بطوریکه حریر شامی را با حریر شهرهای دیگر آمیخته و با فریب خریدار و بنام حریر شامی به وی نفروشند،ص ۱۴۱.
۳۸۱)منع از تدلیس و تقلب رنگرزان در رنگ نمودن پارچههای مردم بطوریکه رنگ پارچه در مدتی کم از بین نرود.محتسب در این کار باید از اهل خبره استفاده کند و بر کار آنها نظارت کند که پارچههای مردم را به دیگران عاریه و رهن ندهند،ص ۳۴۱ و ۲۴۱.
۴۸۱)نظارتبر کار پنبه فروش که پنبه کهنه و تازه را با هم مخلوط نکند، عمل آوردن پنبه و جدا نمودن دانه و پوستههای موجود در پنبه که موجب سنگینی و لطمه به جنس مردم میشود،منع از نگهداشتن پنبه در جای مرطوب که باعث سنگینی وزن آن شده و بعد از تحویل وزن آن کاسته شود که این کار تدلیس و حرام است،ص /۴۴۱
۵۸۱)منع نمودن پنبه فروشان از معطل کردن و صحبت نمودن با زنان بر در دکان تا پنبه آنها را حلاجی کند،ص ۴۴۱.
۶۸۱)نظارتبر کار کتان فروشان که باید پاکی،امانت،خویشتنداری و پاکدامنی آنها بر او ثابت شده باشد زیرا آنهات بیشتر با زنان سر و کار داشتهاند و باید آنها را از معطل نمودن زنان بر در دکان خویش برحذر میداشت.این امر میرساند که محتسب باید با کسبهای که بیشتر با زن سر و کار داشتهاند سختگیری کند تا فسادی ایجاد نشود،ص ۵۴۱.
۷۸۱)بازرسی از بازار صرافان و کنترل سنگ و ترازوی آنها،ص ۷۴۱.
۸۸۱)نظارتبر کار زرگران که الات و ادوات ساخته شده خویش را به غیر از جنس طلا و نقره بفروشند.محتسب باید با استفاده از انسانهای خبره در جلوگیری از تدلیس این صنف بکوشد و با تعزیر و رسوا کردن افراد متخلف باعث عبرت سایرین گردد.همچنین آنها را از رباخواری برحذر دارد، ص ۹۴۱ و ۸۴۱.
۹۸۱)نظارتبر کار مسگران و منع آنها از تدلیس یعنی آمیختن مس گرم و سرد که موجب شکنندگی ظروف ساخته شده میشود،ص ۰۵۱.
۰۹۱)مراقبت از کار آهنگران و پیشگیری از کار تقلب و تعزیر و رسوا نمودن افراد متقلب و تبعید متقلبینی که تقلب خود را تکرار کنند،ص ۱۵۱.
۱۹۱)نظارتبر کار کفشدوزان طوری که از چرمهای مرغوب استفاده کنند و از کاغذ و مقوای زیاد در کفش استفاده نکنند که باعث جمع شدن و خرابی زودرس آن شود.کفشدوز باید در کار خود با مردم مدت معینی را شرط بگذارد و رأس همان زمان کفش دوخته شده را به صاحبش بدهد،ص ۳۵۱-۲۵۱.
۲۹۱)نظارتبر کار"سمساران-واسطههای خرید و فروش یا بنگاههای معاملاتی امروز"برده،کنیز،حیوان و خانه که افرادی امین،پاکدامن،خویشتندار و عادل باشند و عیوب مال مورد معامله را به خریدار بگویند.همچنین آنها را موظف به داشتن دفتر ثبت مشخصات مال مورد معامله(قولنامههای امروزی) نمایند و آنها را متذکر گردند که از فروش املاک شبهه آلود مانند مال رهنی یا مال یتیم و صغیر خودداری نموده و حق دلالی خود را از فروشنده بگیرند تا مشخص شود که با خریدار تبانی نکردهاند،ص ۹۵۱-۷۵۱.
۳۹۱)گرمابهدرا باید از بامداد و پیش از فرا رسیدن نماز صبح گرمابهاش را باز کرده و جامهدار را موظف نماید تا از جامههای مردم محافظت نماید و در صورت گم شدن جامهای از مردم ضامن خواهد بود،ص ۳۶۱،احیاء جلد ۲،Z ص ۸۸۹.
۴۹۱)تأدیب فروشندگان کوزه و ظروف سفالی که ظروف ناسالم را با گچ و سفیده تخم مرغ ترمیم نکرده و بجای ظروف سالم بفروشند،ص ۰۱۲.
۵۹۱)گماردن فردی مورد اعتماد و کاردان و وارد به کار کاسهگری و سفالگری بر این صنف تا در کار خود تدلیس نکرده و از خاک آلوده به نجاست و زباله در ساخت ظروف استفاده نکنند،ص ۲۱۲.
۶۹۱)تذکر به حمالان که خریداران غریب را یاری نمایند،ص ۲۱۲.
۷۹۱)گماردن مردی امین و کاردان بر صنف سوزنگر و جوالدوزان تا در ساخت سوزن و جوادوز تدلیس نکرده و از جنس مرغوب استفاده نمایند،ص ۳۱۲.
۸۹۱)نظارتبر کار"دوکسازان-چرخ نخریسی در قدیم"که افرادی امین، با دیانت و پاکدامن باشند زیرا در داد و ستد خویش بیشتر با زنان سر و کار دارند و جلوگیری از کار کسانی که فاقد این صفات باشند.همچنین نظارت نماید تا در ساخت دوک از چوب آبنوس و مس زرد کوبیده استفاده کنند تا زود شکسته نشود،ص ۵۱۲.
۹۹۱)گماردن فردی آشنا به حرفه حناسایی بر حنا فروشان که در تهیه حنا تقلب و تدلیس نکنند،ص ۶۱۲.
۰۰۲)مراقبت بر کار شانه سازان که شانههای زنانه و مردانه را از چوب شمشاد روم و از چوب خشک بسازند،ص ۶۱۲.
۱۰۲)گماردن مردی مورد اعتماد و آشنا به کار روغنکشی بر روغن فروشان تا کوزههای روغن را وزن کند که کم نفروشند و تدلیس ننمایند،ص ۹۱۲ و ۸۱۲.
۲۰۲)گماردن فردی آشنا به حرفه غربال سازی تا تقلبات آنها را افشاء نماید که موی میته بکار نبرند.محتسب باید آنان را سوگند دهد تا در ساخت غربال از پوست حیوان ذبح شده استفاده کنند نه از پوست میته،ص ۰۲۲.
۳۰۲)گماردن مردی مورد اعتماد و آشنا به کار دباغی بر کار دباغان و سوگند دادن آنها مبنیبر اینکه در کار خود تقلب نکنند،ص ۱۲۲.
۴۰۲)گماردن مردی مورد اعتماد و آشنا به نمد مالی بر کار مالان که از پشم میته استفاده نکنند.محتسب باید از ساختن نمدهایی که از ریزههای گیاه کتان بصورت قالبی تهیه میشود ممانعت کند،ص ۳۲۲.
۵۰۲)گماردن مردی مورد اعتماد بر پوستین دوزان تا در کار خود دقت کنند و پوستینهای خود را با ندا زدن در بازار بفروشند نه در منازل،ص ۴۲۲.
۶۰۲)گماردن مردی مورد اعتماد و حصیرشناس بر کار حصیربافان و کرکره سازان یعنی پنجرههای چوبی و مشبک که از تابش مستقیم آفتاب به فضای خانه مانع شده و باعث خنکی خانه میشدند،تا در کار خود تدلیس نکرده و از جنس خوب استفاده نمایند.فروشندگان حصیر نیز نباید پولی بیش از آنچه که بازرگان تعیین کرده از خریدار بگیرند،ص ۶۲۲-۵۲۲.
۷۰۲)نظارتبر کار کاهبروشان که کاه باقلا و شبدر و عدس را با کاه گندم داخل نکنند و آنها را سوگند دهد که در کار مردم تدلیس نکنند و در صورت تخلف،متخلف را تأدیب و تعزیر نماید،ص ۷۲۲.
۸۰۲)گماردن مردی مورد اعتماد بر کار چوب فروشان تا از بچه و فرد محجور چوب نخرند و از خرید چوبهای وقفی متعلق به مساجد و جز آن خودداری کنند،ص ۸۲۲.
۹۰۲)گماردن مردی مورد اعتماد،امین و اشنا به کار هریک از حرفههای نجاری،بنایی،چوب بری،کارگران و گچ کاران،نقاشان ساختمانی که در کار خود تقلب و تدلیس نکرده و موجب ضرر به کار فرما نشوند یا او را فریب ندهند و با بزرگ جلوه دادن کار،مزد بیشتری از او بگیرند.محتسب موظف است تا این افراد را سوگند و پند دهد و آنها را از عواقب تقلب و تدلیس بترساند همچنین نقاشان را از کشیدن تصاویر مانع شود،ص ۱۳۲-۹۲۲.
۰۱۲)گماردن مردی مورد اعتماد بر برنجفروشان و صمغسازان تا در کار خود تدلیس و تقلب نکرده و آنها را سوگند دهد تا در کار خویش صداقت داشته و متخلفین آنها را تأدیب نماید،ص ۳۳۲ و ۲۳۲.
۱۱۲)نظارتبر کار بادبزن سازان،کبریت سازان و جاروب بندان که در کار خود دقت داشته و جنس خوب به مردم تحویل دهند،ص ۳۳۲ و ۲۳۲.
۲۱۲)نظارتبر کار گازران(پارچهشویان)که پارچههای مردم را در آب قلیایی و آمیخته به آهک نشویند و یا جامه را روی چوب و یا با چوب نفشارند که باعث آسیب به آن شود و متخلفان را تأدیب نماید،ص ۵۳۲.
۳۱۲)بازرسی از مغازههای بازار در روز در معیت افراد خبره و امین که آنها نتیجه بازرسی را به او منعکس نمایند و چنانچه مغازههای مورد نظر خود را به دلایلی نتواند در وز بازدید کند شب آنها را نشان کرده و اول صبح به بازرسی آنها بپردازد،ص ۶۰۲.
۴۱۲)بر محتسب است تا با استفاده از دانش خود مانع از هرکاری شود که بدعت و نارواست،ص ۶۳۲.
ل)موارد متفرقه در امور حسبی
۵۱۲)استقرار نظم و امنیت در جامعه.ترجمه.تاریخ طبری،جلد ۳،ص ۱۱۰۱-۳۰۰۱ و ۱۶۰۱-۹۵۰۱،جلد ۴،ص ۸۷۴۱ و ۹۲۵۱،جلد ۵،ص ۰۴۰۲،زندگانی حضرت محمد خاتم النبیین(ص)،ص ۷۳۳-۴۳۳ و ۶۰۴-۱۰۴.
۶۱۲)مراقبت از جلسات محرمانه.خاتم پیامبران،جلد ۲،ص ۸۷۲-۸۶۲، فروغ ابدیت،جلد ۱،ص ۵۶۴-۲۶۴.
۷۱۲)مبارزه با قاچاق کالا.ترجمه تاریخ طبری،جلد ۳،ص ۰۴۹-۸۳۹ و ۹۵۹ و ۷۰۰۱.
۸۱۲)مقابله با سرقت و ناامنی.همان کتاب،ص ۶۹۰۱-۴۹۰۱ و ۰۰۰۱.
۹۱۲)مبارزه با تفرقه افکنان در جامعه اسلامی.همان کتاب،ص ۱۱۰۱-۳۰۰۱،خاتم پیامبران،جلد ۲،ص ۰۸۴-۶۷۴.
۰۲۲)حفظ امنیت مراسم حج.فروغ ابدیت،جلد ۲،ص ۲۸۲.
۱۲۲)کشف خانههای تیمی و برخورد با منافقان.همان کتاب،ص ۸۸۳، زندگانی حضرت محمد خاتم النبیین،ص ۶۲۶-۴۲۶.
۲۲۲)محافظت از شخصیتها.فروغ ابدیت،جلد ۱،ص ۷۲۴-۷۱۴،تاریخ اسلام در عصر امامت امام علی(ع)،ص ۲۷-۰۶ و ۲۲۱،ترجمه تاریخ طبری، جلد ۶،ص ۳۷۴۲.
۳۲۲)تفکیک متهمین در بازجویی و تخلیه اطلاعاتی آنها.قضاوتهای حضرت امیر المؤمنین،ص ۳۵-۲۵ و ۶۱۱-۴۱۱.عدالت و قضا در اسلام،ص ۸۵۲ و ۲۸۲-۷۷۲.
۴۲۲)دقت در بازجویی و تشکیل پرونده.اجتهاد در مقابل نص،ص ۸۶۳، قضاوتهای حضرت علی بن ابیطالب،ص ۶۵۴-۴۵۴.
۵۲۲)رسیدگی به جرم جعل مهر خلافت.قضاوتهای حضرت امیر المؤمنین(ع)ص ۱۹.
۶۲۲)استفاده از روشهای علمی در کشف حقایق و جرایم.در همان کتاب و کتابهای اجتهاد در مقابل نص،قضاوتهای حضرت علی بن ابیطالب،عدالت و قضا در اسلام مطالب جالب توجهی در این زمینه آمده است.
۷۲۲)جمعآوری مالیات(زکات).زندگانی خلیفه دوم،جلد ۲،ص ۴۹۲.
۸۲۲)برخورد با دشمنان حکومت و عناصر شورشی.تاریخ اسلام در عصر امامت امام علی(ع)،ص ۵۶۲-۳۶۲،زندگانی خلیفه دوم،جلد ۲،ص ۴۹۲.
۹۲۲)گشت شبانه و برقراری امنیت در شب.ترجمه تاریخ طبری، جلد ۵،ص ۰۴۰۲،زندگانی خلیفه دوم،جلد ۲،ص ۸۱۳،تاریخ یعقوبی، جلد ۲،ص ۷۴.
۰۳۲)جلوگیری از تجاوز به حقوق دیگران و رعایت حقوق عمومی.ترجمه تاریخ طبری،جلد ۵،ص ۰۵۰۲.
۱۳۲)منع از به جنگ انداختن قوچها،خروسها و به آواز درآوردن بلدرچین (بدبده)زیرا این کار از جمله کارهای نارواست و باعث ایجاد فتنه و نزاع بین صاحبان آنها و پارگی جامه مردم و باعث تحریک و تهییج اراذل و اوباش شده و موجب رخداد حرامهای دیگر میشود،ص ۵۳۲.
۲۳۲)وادار کردن گرمابهداران به اینکه به مردم لنگ اجاره دهد تا خود را بپوشاند،همچنین محتسب باید پیوسته بر کار حمامها ناظر باشد و اگر کسی شرمگاه خود را از دیگران نپوشاند تعزیرش نماید و دلاکان را از دست کشیدن به شرمگاه دیگران و نگریستن بر آنها منع کند زیرا این کار حرام است،ص ۳۶۱، احیاء جلد ۲،ص ۸۸۹.
۳۳۲)دادن مجوز فروش گیاهان دارویی به عطاران که اهل خبره،باتربه، امین،خداترس باشند و از فروش گیاهان دارویی توسط دیگران جلوگیری نماید، همچنین از تقلب در فروش گیاهان دارویی و تقلب در ساختن مشک،عطر، عود،عنبر و لاجورد جلوگیری نماید،ص ۴۲۱-۹۱۱.
۴۳۲)نظارتبر کار دامپزشکان(بیطاران)و آزمودن آنها که در شغل خود خبره باشند و حیوانات را آزار ندهند،ص ۶۵۱ و ۴۵۱.
۵۳۲)حفاظت از حقوق مرزنشینان تاریخ اسلام در عصر امامت امام علی (ع)،ص ۶۵۲.<
فهرست منابع
توضیح:باتوجه به اینکه به صفحات نقل مطلب از مآخذ در متن مقاله به کرّات اشاره شده است لذا فهرست منابع و مآخذ مورد استفاده در این قسمت از مقاله به ترتیب الفبای فارسی مؤلفین تنظیم شده است.
۱-ابن اخوه،محمد بن محمد،آیین شهرداری در قرن هفتم هجری(ترجمه معالم القربة فی احکام الحسبه)،ترجمه دکتر جعفر شماره،۰۶۳۱ ه ش،چاپ دوم،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران.
۲-ابو زهره،محمد،خاتم پیامبران(۳ جلد)،ترجمه حسین صابری،۵۷۳۱ ه ش،چاپ دوم،انتشارات آستان قدس رضوی،مشهد.
۳-بلاغی،سید صدر الدین،عدالت و قضا در اسلام،۰۷۳۱ ه ش،چاپ پنجم، امیر کبیر،تهران.
۴-حسنین هیکل،محمد،زندگانی خلیفه دوم،ترجمه معین الدین برهانی،۳۵۳۱ ه ش،انتشارات بیهقی،کابل.
۵-دهخدا،علی اکبر،لغت نامه جلد ۴٬۳۷۳۱ ه ش،چاپ اول«جدید»، انتشارات دانشگاه تهران،تهران.
۶-رسولزاده،سید اسماعیل،قضاوتهای حضرت علی بن ابیطالب(ع)، ۲۷۳۱ ه ش،چاپ چهارم،انتشارات یاسین،تهران.
۷-رسولی محلاتی،سید هاشم،زندگانی حضرت محمد خاتم النبیین(ص)، ۴۶۳۱ ه ش،چاپ دوم،انتشارات علمیه اسلامیه،تهران.
۸-سبحانی،جعفر،فروغ ابدیت،(۲ جلد)،۲۷۳۱ ه ش،چاپ هشتم،دفتر تبلیغات اسلامی،قم.
۹-شرف الدین،سید عبد الحسین،اجتهاد در مقابل نص،ترجمه علی دوانی، ۶۹۳۱ ه ق،انتشارات کتابخانه بزرگ اسلامی تهران.
۰۱-طبری،محمد بن جریر،ترجمه تاریخ طبری،جلدهای ۳٬۴٬۵٬۶،ترجمه الو القاسم پابنده،۵۷۳۱ ه ش،چاپ پنجم،انتشارات اساطیر،تهران.
۱۱-عاملی،شیخ حر،وسایل الشیعه،جلد ۸۱٬۶۹۳۱ ه ق،چاپ پنجم،المکتبة الاسلامیة،تهران.
۲۱-غزالی،محمد،احیاء علوم الدین،جلد ۲،به تصحیح خدیو جم،۹۵۳۱ ه ش،انتشارات بنیاد فرهنگ ایران،تهران.
۳۱-محلاتی،ذبیح الله،قضاوتهای حضرت امیر المومنین(ع)،بیتا،نشر کتابخانه ارشاد،تهران.
۴۱-مرکز بررسی و تحقیقات سپاه،تاریخ اسلام در عصر امامت امام علی(ع)، ۶۶۳۱ ه ش،چاپ اول انتشارات واحد آموزش عقیدتی سیاسی سپاه،تهران.
۵۱-یعقوبی،ابن واضح،تاریخ یعقوبی،ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتی، ۶۶۳۱ ه ش،چاپ پنجم،انتشارات علمی فرهنگی،تهران.







