بررسی آماری و تطبیقی نظارت همگانی در قرآن و متون مزدایی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بررسی آماری و تطبیقی نظارت همگانی در قرآن و متون مزدایی
مشخصات پایان‌نامه
Daneshgahe kashan.png
نویسنده معصومه بهرامی منعم
زبان فارسی
استاد راهنما حسین حیدری
استاد مشاور محسن قاسم پور
تاریخ دفاع بهمن ماه ۱۳۹۲
رشته الهیات گرایش ادیان و عرفان تطبیقی
محل دفاع دانشگاه کاشان

محتویات

چکیده

عنوان این رساله بررسی آماری و تطبیقی نظارت همگانی در قرآن و متون مزدایی است. امر به معروف و نهی از منکر یا نظارت همگانی در حقیقت به منزله ی یک پوشش امن اجتماعی برای محافظت از انسان است. رساله ی حاضر تحقیق جامعی است که موضوع «امر به معروف و نهی از منکر» را به صورت آماری و تطبیقی از دیدگاه آیات قرآن و کتاب مقدس زردشتیان، (اوستا) و گزیده‌ای از متون مزدایی (مینوی خرد، ارداویرافنامه، دینکرد) مورد بررسی قرار داده است.

در این رساله پژوهشگر سعی دارد با بررسی آماری و تطبیقی موضوع امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه آیات قرآن و متون مزدایی، به استخراج شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو دین در این زمینه بپردازد. روش به کار رفته در این رساله دو روش اسنادی- کتابخانه‌ای و کمی- آماری است. پژوهشگر به صورت مستقیم به آیات قرآن کریم و متون مزدایی مراجعه کرده و داده‌ها را روی نمودار نمایش داده است. پایان‌نامه ی حاضر از هفت فصل تشکیل شده که فصل اول شامل کلیات تحقیق است، فصل دوم به بررسی ابعاد موضوع امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم پرداخته، فصل سوم بررسی ابعاد نظارت همگانی در متون مزدایی را مورد بحث قرار داده است. در فصل چهارم گستره ی تبلیغ و حدود آزادی‌های دینی در قرآن و متون مزدایی بررسی شده است، در فصل‌های پنجم و ششم بسامد آماری نظارت همگانی در قرآن و متون مزدایی نمایش داده شده است و در نهایت فصل هفتم، نتایج و یافته‌های پژوهش را در برمی-گیرد. پژهشگر در این فصل، برترین فضایل امر شده و بدترین رذایل نهی شده در قرآن و متون مزدایی و شباهت‌ها و تفاوت‌های مصداقی این متون مقدس را به صورت تطبیقی بیان نموده است و مژده‌ها و هشدارها در متون مزدایی را به ترتیب بسامد (تکرار)، روی نمودار دایره‌ای به تصویر کشیده است.

نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که در دو دین اسلام و زردشت، موضوع امر به معروف و نهی از منکر از بایدهای دین محسوب می‌شود و برخی از شباهت‌های مصداقی امر به معروف و نهی از منکر در قرآن و اوستا و متون مزدایی بررسی شده عباتست از: امر به احترام به والدین، امر به سکوت هنگام خوانده شدن کتب مقدس، توبه نمودن از گناهان، امر به سبقت گرفتن در نیکی‌ها، امر به خوردن از خوراکی‌های پاک و حلال، نهی از بت‌پرستی، مطیع بودن زنان نسبت به همسرانشان، امر به پیروی از راه راست و درست و ... . و تفاوت‌های مصداقی عبارتست از: میزان اهمیت کتاب مقدس در هر دین، اهمیت ازدواج و نوع ازدواج و پیوند زناشویی در هر دین، اهمیت دادن به عناصر آب و آتش و خاک و فلز، انواع متفاوت عهد و پیمان در هر دین. اهمیت خوردن می و شراب در هر دین، میزان اهمیت حیوانات و گیاهان و اهمیت دادن به سگ در اوستا و ...

کلمات کلیدی: قرآن، امر به معروف و نهی از منکر، امنیّت اجتماعی، زرتشت، اوستا، مینوی خرد (کتاب)، ارداویراف نامه (کتاب)، دین کرد (کتاب)

تقدیم

خداوندا

به درگاه بیانتهایت سر تسلیم فرود می‌آورم و این اثر ناچیز را به بارگاه بینیازت تقدیم می‌کنم.

و

تقدیم به:

پدرم و مادرم این دو فرشته مهربانی که در سختترین شرایط زمانی و مکانی همیشه پشتیبانم بوده و هستند

و

همسر عزیزم که با صبر و بردباری در قدم به قدم این مسیر با من همگام بوده است.

سپاس و قدردانی

از خدای بزرگ و مهربانم که توان گام نهادن در این مسیر را به من بخشید.

از اساتید بزرگواری که در طبع این رساله مرهون حسن نظر و تلاش ایشان بوده‌ام، جناب آقای دکتر حسین حیدری استاد راهنما و جناب آقای دکتر محسن قاسم پور استاد مشاورم که با راهنماییهای بیدریغ خویش یاریام دادند. از اساتید حاضر در جلسه دفاعیه جناب آقای دکتراحسان قدرت الهیو جناب آقای دکترمصطفی عباسی مقدم، کمال قدردانی را دارم.

نهایت سپاس خود را از صبر و منش کریمانهی ایشان در هدایت فکری این حقیر، ابراز می‌دارم. از حضرت حق برای همگان توفیق طلب می‌کنم.

فصل اول:کلیات تحقیق

مقدمه

امر به معروف و نهی از منکر روشی اصلاحی برای تمام شئونات زندگی فردی و اجتماعی و در واقع، ساز و کاری در جهت کنترل و نظارت کارآمد بر جامعه است، بدین معنا که جامعه از مسیر درست منحرف نشود و در راه رسیدن به اهداف انسانی و آرمانی دچار انحراف نگردد. به تعبیری امر به معروف و نهی از منکر، سیستمی هشداردهنده است که به طور دائم انسانها را به نیکی دعوت و از لغزش و خطا بر حذر می-دارد و راه را از بیراهه متمایز می‌سازد. این موضوع از مباحث رایجی است که قلمها و فکرهای بسیاری را به خود مشغول کرده است. در احکام دین به فرایند واداشتن افراد جامعه به کارهای واجب و مستحب و در واقع اعمال نیک، «امر به معروف» و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه و در واقع اعمال ناپسند، «نهی از منکر» گفته می‌شود. نگرش جامعه به این فرایند و اثرات مترتب آن بدون توجه به شرایط، مراتب، احکام و آداب آن خالی از وجه است، زیرا به واسطهی آن است که حدود الهی احیا می‌شود. در مورد این موضوع تا به حال، کتب بیشمار و تعدادی پایاننامه نوشته و به چاپ رسیده شده است، ولی در میان تمام این آثار، بررسی تطبیقی این مهم از دیدگاه ادیان مختلف تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته و جای این بحث در مباحث و مجادلات علمی خالی است.

رساله حاضر تحقیق جامعی است که موضوع «امر به معروف و نهی از منکر» را، به صورت آماری و تطبیقی از منظر آیات قرآن و کتاب مقدس زردشتیان، اوستا و گزیدهای از متون مزدایی مورد بررسی قرار داده است.

این رساله از هفت فصل تشکیل شده که پژوهشگر فصل اول را به کلیات تحقیق اختصاص داده است. در فصل دوم به بررسی مفهوم امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم توجه نموده و در فصل سوم به بررسی نظارت همگانی در متون مزدایی پرداخته و در فصل چهارم گستره تبلیغ و حدود آزادیهای دینی در قرآن و متون مزدایی را مورد کنکاش قرار داده و در فصلهای پنجم و ششم بسامد آماری نظارت همگانی در قرآن و متون مزدایی و در نهایت فصل هفتم نتایج پژوهش را بیان می‌کند. فصل هفتم به بیان شباهتها و تفاوتهای این دو دین در این زمینه می‌پردازد. نگارنده موارد استخراج شده از قرآن و متون مزداییرا به شکل دقیق ریاضی به صورت نمودار ستونی یا میلهای نمایش داده است و در نهایت برخی از یافته‌های پژوهش را به شکل نمودار دایرهای به نمایش گذاشته است.

یکی از یافته‌های مهم این رساله رد این نظر مایکل کوک می‌باشد، آنجا که در فصل نوزدهم کتاب امر به معروف و نهی از منکر خود صفحه ۹۱۸ و ۹۱۹، بیان می‌کند: «در دین زردشت در متن ویژهای که شامل چند صدگفتار اخلاقی است ما جمله مشخصی که ارزش بازداشتن دیگران از انجام کار ناشایست را بیان کند نمی‌بینیم و درباره اینواقعیت تقریباً چیری وجود ندارد». نویسنده با استخراج موارد فرمان به شایست و وازدن از ناشایست از اوستا و گزیده‌ای از متون مزدایی ثابت می‌کند که دستور به شایست و وازدن از ناشایست از اصول اساسی دین زردشت می‌باشد.

نویسنده در این پژوهش در آیات مربوط به قرآن از ترجمه محمدمهدی فولادوند و در موارد مربوط به اوستا از ترجمه جلیل دوستخواه استفاده کرده است.

پدیدآورنده با این باور که خداوند او را به خود وانخواهد گذاشت، به اندازهی توان خود گامی در وادی اندیشه برداشته است. بدان امید که با نقد و نظر صاحبان فهم و فحص در این زمینه راهی به سوی دانایی بیشتر بگشاید. هرچند مشکلات کار بسیار بود، تنوع زیرمجموعه‌های موضوع و دامنهی گستردهی مطالب و وجود انبوهی از اطلاعات برای مطالب قرآنی و متأسفانه کمیاب بودن این مطالب در اوستا و و متون مزدایی و دشواری تطبیق و قرینهسازی این مطالب باهم کار تدوین و تاُلیف را کاری دشوار ساخت. بدون تردید دستیابی به این اهداف با مراجعه به تفاسیر اهل فن در هریک از ادیان میسر می‌شد که البته این تفاسیر نیز هریک با دیدگاه‌ها و گرایشهای خاصی نوشته شدهاند و شناخت این دیدگاه‌ها خود مجال و فرصتی ویژه را می‌طلبد.

در تدوین این رساله سعی بر این بوده است به مطالبی که صراحت بیشتری دارند و با کمترین خطا و در حد امکان دقیق و بدور از برداشتهای شخصی بتوان به آن رجوع کرد استناد شود. مراجعه به متون کلامی

و تفسیری و فقهی و تاریخی هریک از اینها می‌توانست در تکمیل بحث کمک شایانی باشد که این کار در مجال محدود میسر نشد؛ باشد که هریک از سرفصلهای موجود راهگشای تحقیق بیشتری در این خصوص باشد.

سواﻻت پژوهش

نویسنده در این رساله بر آن است تا پاسخی برای پرسشهای زیر بیابد:

-۱ فضایل و رذایل و برترین و فروترین آنها در اسلام و متون مزدایی کدام است؟

-۲ گستره تبلیغ دین، اهمیت و ترویج فضایل و جلوگیری از مناهی دین در این دو دین تا چه اندازه است؟

-۳ حدود آزادی‌های فردی و اجتماعی و مواضع متون مزدایی و قرآنتا چه اندازه است؟

تعریف و تحدید واژگان تحقیق

معنای لغوی واژه‌های معروف و منکر.

واژه ی معروف از ریشه ی «عرف» اسم مفعول است به معنای مشهور، نام‌آور، معلوم و آشکار، نیک، کار نیک و احسان (عبدالنبی، ۱۳۸۴، ۱۰۱۴) معروف اسمی است برای هرکاری که از دیدگاه عقل و شریعت نیکو شناخته شده است. واژهی معروف (خوب و نیکو) برای میانهروی در بخشش وجود به کار می-رود (اصفهانی، ۷۹۴، ۱۳۶۹) همین‌طور کلمه منکر از ریشه «نکر» به معنای عملیا سخن خلاف رضایت خدا، نامشروع، عملیا مطلب زشتیا ناپسند، ناشایست، انکار شده، تکذیب شده می‌باشد (عبدالنبی، ۱۳۸۴، ۱۰۶۷) واژهی منکر «به فتح کاف» چیزی است که از دیدگاه عقل و شریعت به زشتی شناخته شده است (اصفهانی، ۷۹۴، ۱۳۶۹)

واژه ی معروف به معنای شناخته شده، مقبول به عام، به رسمیت شناخته شده نزد همه، متعارف، امر پسندیده، خوب، سودمند، مفید، مناسب، انصاف، عدالت، انسانیت، احسان، نیکی، مهر و محبت، قابلیت دوستی، سودمندی، لطف و بخشش، ادب و معلوم می‌داند (آذر نوش، ۱۳۷۶، ۴۳۳) به همین ترتیب کلمه منکر، به معنای انکار شده، تکذیب شده، به رسمیت شناخته نشده، پذیرفته نشده، رد شده، مردود، ناپسند، ناخوشایند، بد، زشت، قساوت، کراهت، بدی، اعمال ممنوعه و کارهای حرام می‌داند (همان، ۱۳۷۶، ۷۱۵) انکار، ضد عرفان است در واقع انکار نوعی از جهل و نادانستن است. منکر به هرکاری گفته می‌شود که عقلها و خردهای صحیح، زشتی آن را حکم می‌کنند یا اینکه عقلها در زشتی یا خوبی آن کار سکوت می-کنند سپس دین و شریعت بدی و زشتی آن را حکم می‌کند (اصفهانی، ۳۹۶، ۱۳۶۹)

معنای اصطلاحی واژه‌های معروف و منکر

در اصطلاح به هرچیزی که انجام دادنش از نظر عقل سالم و شرع و دین مستحسن و نیکو و پسندیده باشد، معروف گفته می‌شود، پس آنچه را که عقلیا شرع لازم بداند یا انجام آن را بهتر از ترک آن بداند، معروف می‌باشد. همچنین به هرچیزی که انجام دادنش در نظر شرعیا عقل نکوهیده و ناپسند باشد منکر گفته می‌شود (دوست محمدی، ۱۳۳۷،(۸۳۱)

سپنتامئینو (معروف)

سپنت هم ئینیو یا سپنتامئینو یعنی خرد مقدس. یسنای ۴۷ در اوستا موسوم به سپنت مئینو است که تفسیر و ترجمه آن چنین است:رهرو در طریق سپنتامئینو شدن و گزینش سه اصل اساسی گفتار و کردار و اندیشه نیک، که موجب نزدیکی معنوی آدمی به اهورامزدا می‌شود به وسیله همین سپنتامینو است که خداوند زندگی فراخ و نعمت شادمانی به راهروان راه راستی و پاکی می‌بخشاید و خود در واقع پدر و سرور و آفریننده و قوام دهنده سپنتامینو است، تمام کسانی که به راه خرد پاک گراییدند، پیروز و کامیاب شدند اما دروغ پرستان ودیوپرستان که به اهریمن و روان شریر گرویدند برافتادند و خواهند افتاد (اوشیدری، ۳۱۸، ۱۳۷۱)

برابر فارسی واژه سپنتامئینورا می‌توان "روشنروان"، "خردپاک"، " افزایندهی مینو"،"روشن روانتر" دانست سپنتامینو، نمایندهی خرد پاک و روشن روان مزداست که با داشتن آن خداوند جهان هستی را آفریده است ودر این میان رسایی وتکامل وخوشبختی از آن کسانی است که نیکی (سپنتا) رابرگزینند وبا کار وکوشش درراه آبادانی جهان، بنیاد تیرگی وتباهی را برکنند. این نیکی باید در اندیشه، گفتار وکردار باشد، زیرا اندیشه و پندار سرچشمهی گفتار و کردار است و تاپندار، نیک نباشد گفتار وکردار که زادهی اندیشهاند نیک نخواهد شد. کسی که پیرو راستی و نیکی و یا سپنتامینو باشد به راستی پیرو اندیشهی نیک وگفتار نیکو کردار نیک و انجام دهندهیآنهاست (اوشیدری، ۱۳۷۱، ۲۴–۲۱)

انگره مئینیو (منکر)

انگره مینو به معنی خرد خبیث و اهریمن، این واژه مرکب است از دو جزء (انگره + مئینو) که اولی به معنای نابودکننده و کاهنده، دومی به معنای روح و خرد و از ریشه ی من، یعنی عقل و اندیشه است که ترکیب این دو جزء می‌شود روح نابودکنندهیا خرد خبیث. این واژه اول به صورت «آخره مینو» و بعد «اهره مینو» و بعد به شکل «آهرمن» و در نهایت «اهریمن» که معادل شیطان است درآمده است (اوشیدری، ۱۳۷۱، ۱۳۴)

انگرمینونمایندهی"بدی"، "روان تیره"،" خرد ناپاک"،" کاهندهی مینو" ومینوی همزاد" سپنتاً یا "روشن روان" است ودر فارسی نوین این نام را به اهریمن برگرداندهاند."انگره" در گاتها ودیگر بخشهای اوستا به معنی بدی، تیرگی، تباهی، ویرانی، پلیدی، زشتی، کمی وکاستی وبدخواهی است (همان، ۱۳۷)

اشه (اشو)

پاک و مقدس - اشو از ریشه ی اشا اوستایی به معنای پاکی و راستی است و اشون یعنی مقدس. در پهلوی «اهوو» به همین معنی است. این واژه به لغت زند و پازند به معنی بهشتی مقابل دوزخی می‌باشد (همان، ۱۱۳)

دروج

دروغ، دیو نادرستی و از آن دیوی ماده که نماینده نادرستی است اراده شده است (همان، ۲۷۸)

اشون

کسی که پیرو قوانین مزدا و معتقد به دین راستین است، اشون خوانده می شودغالباً. خود زردشت در اوستا اشون خوانده شده است و در مقابل آنکه از اشا روی گرداند و به کیش دروغین گرود، درگونت یعنی پیرو دروغ نامیده می‌شود (همان، ۱۱۴)

دروند

پیرو کیش دروغین، دروغزن (همان، ۲۷۸) درونت یا درگونت در گاتها و قسمتهای دیگر اوستا به معنای دروغپرست و مشرک و خبیث در ادبیات زردشتی باقی مانده است. در دین زردشتی شقیقترین و در میان مردمان کسی است که به صفت زشت درگونت یعنی دروغگو متصف باشد. آنکه از اشه روی بگرداند و به کیش دروغین برود، درگونت یا دروند یعنی پیرو دروغ نامیده می‌شود (همان، ۲۷۷)

تنذیر و تبشیر

بر اساس فرهنگ معاصر عربی- فارسی، کلمهی تنذیر از ریشه نذر «به کسر ذال» گرفته شده و به معنای هوشیار بودن، بر حذر بودن از ... ، حواس خود را جمع کردن، مواظب بودن در برابر ... می‌باشد و به تبع آن کلمه هشدار به، معنای برحذر داشتن، هشدار، آگهی، پیش آگهی، علامیه، عبرت، اخطار، اخطاریه را می‌رساند (آذرنوش، ۶۸۱، ۱۳۷۹) همین‌طور واژهی تبشیر از ریشه بشر (به کسر شین) گرفته شده و به معنای شاد شدن، دلشاد شدن، خوشحال شدن، خوشوقت شدن از چیزی می‌باشد (همان، ۱۵۲) فرهنگ فارسی متوسط کلمه تنذیر را از ریشه نذر به معنای ترس و بیم می‌داند و نذیر را بیم کننده، ترساننده و به عنوان یکی از القاب محمدبن عبداالله آورده است (معین، ۴۶۹۹، ۱۳۶۴) و برای کلمه بشیر، ریشه بشر و بشارت را به معنای مژده دادن، مژده رسانیدن و خبر خوش رسانیدن آورده است (همان، ۵۴۰)

دین

به رغم تعاریف متعددی که از دین داده شده، هنوز هیچگونه توافق قابل ملاحظهای بین استادان و صاحب نظران رشتهی مطالعات ادیان دربارهی تعریف «موضوع دین» وجود ندارد.

شاید بتوان گفت که تمایل عمده در بین شارحین و و مفسرین ادیان این است که برای نشان دادن خصیصهی اصلی دینی از واژه و اصطلاحاتی نظیر «الهی»، «مقدس» و یا از عبارت «علاقهی نهایی و غایی» بشر سخن به میان آورند، زیرا به اموری مراجعه و استناد می‌کنند که فراتر از تجربهی روزمرهی حیات بشری می‌باشد و در نتیجه به سختی قابل توصیف و یا انتقال در قالب زبان رایج روزمره است. به عنوان یک تعریف اصولی و اساسی می‌توان گفت دین یا مذهب عبارت است از یک پیکره و یا هیئتی از یک سلسله اعتقادات و مبادی نظری و عملی در مورد هرآنچه یک جامعه به عنوان الهی و مقدس تلقی می-کند (ریچارد بوش ... و]دیگران[،۱۳۷۴٬۷)

دین وجه امتیاز اصلی بشر می‌باشد. در تاریخ بشر هرگز حتی قبیله‌ای وجود نداشته که به گونه‌ای دین نداشته باشد. دین به شخص چیزی را می‌دهد که از هیچ منبع دیگری قابل دریافت نیست. نقش برجسته دین برخلاف فلسفه و اخلاق و یا هرگونه فعالیتهای ایده‌آل گرایانه و یا فرهنگی این است که برای یک فرد انسانی بالاترین رضایتهای زندگیش را از طریق ارتباط حیاتی با آنچه او به عنوان قدرت و یا قدرتهای مافوق بشری این جهان تشخیص می‌دهد، فراهم می‌آورد. دین را به عبارت ساده می‌توان چنین تعریف کرد که، آن جنبه از تجربیات و از جمله افکار، احساسات و فعالیتهای یک فرد است که به وسیله آن او کوشش می‌کند که در ارتباط با آنچه که فرد با آنچه که فرد مقدس و الهی می‌شمارد یعنی قدرت بسیار متعالی و با ارزش که جهان را کنترل می‌نماید، زندگی کند.

آنچه یک دین خاص را از ادیان دیگر متمایز می‌سازد عبارت از نوع خدایی است که پیروان آن دین به آن اعتقاد دارند و نوع تجربه بشری که به گونه‌ای شایسته از آن اعتقاد حاصل می‌گردد (رابرت. ا. هیوم.۱۷٬۱۳۶۹)

تعریف دین به لحاظ اصطلاحی:

به تعبیر راغب، استعاره از شریعت است و به تعبیر فاضل مقداد - طریقت و شریعت - یعنی راه و قانون و آن قراردادهای الهی است که که صاحبان خرد را به پذیرش احکامی می‌خواند که به پیامبر(ص) ابلاغ شده و نزد پیامبر است. این قرارداد همانا مجموعهی قوانین الهی و آسمانی است که خردمندان به اراده و اختیار آنان به انجام دادن کارهای نیک برمیانگیزد و صلاح حال و مال آنان یعنی سعادت این جهانی و رستگاری آن جهانی آنان را فراهم می‌کند این معنای عام دین است که بر تمام قوانین الهی و آسمانی که وسیله پیامبران به مردم ابلاغ شده است اطلاق می‌گردد، اما معنای خاص دین به تصریح قرآن کریم اسلام است و طبق آیات قرآن جز اسلام هیچ آیینی از کسی پذیرفته نیست (همان،۶۱۲)

کلمه ی دین به معنی پرستش و پاداش و به طور استعاره دربارهی شریعت به کار می‌رود(اصفهانی، بی تا،۷۹۵) در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانی که کتاب ]آسمانی[ به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم برای آنان ]حاصل[ آمد آن هم به سابقه حسدی که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس ]بداند[ که خدا زودشمار است.

واژهی" دین"به معنی و مفهوم کیش و آیین است به نظر می‌رسد که دین، یک واژهی ایرانی و فارسی بوده که بعدها به زبانهای سامی (عبری، آرامی،عربی) راهیافته است. دین در اوستا به صورت "دئنا،"Daena آمده که به معنی ضمیر و وجدان پاک است این واژه در ادبیات دینی پهلوی به مفاهیم گوناگونی به کار رفته است. دین هم نام فرشتهایست و هم نام بیست و چهارمین روز هر ماه خورشیدی، هم در ترکیب (فروردین) و هم در ترکیب (دینکرت) که نام کتابی دینی است به کار رفته است. در زبانهای سامی، دین هم به معنی قضاوت و داوری و هم به مفهوم اطاعت می‌باشد. چنان‌که در زبانهای سامی مدینه به شهر و قریهای گفته می‌شد که دارای قاضی بود (آریا،۱۳۷۶٬۹)

در قرآن کریم، دین همهجا به صورت مفرد به کار رفته است علاوه بر مفاهیم و معانی فوق به معنی روز جزا و قیامت هم آمده:" مالکیوم الدین" (فاتحه ۴:۱) این واژه در قرآن هم برای اسلام و هم برای دین‌هایی که با اسلام مخالفند از قبیل کیش بتپرستان و مشرکان نیز به کار رفته است چنان‌که خدا در قرآنمی-فرماید:" لکم دینکم ولی الدین "(الکافرون .۶:۱۰۹)

ادیان سامی یا ابراهیمی
دین اسلام
مزداپرستی
دین زردشت

پیشینه تحقیق

بررسی و نقد منابع

قرآن

اوستا

مینوی خرد

ارداویرافنامه

دینکرد

فصل دوم: مفهوم امر به معروف ونهی از منکر از دیدگاه قرآن کریم

امر به معروف ونهی از منکر در آیات قرآن

کوشش در راه امربه معروف ونهی از منکر

کوتاهی در ایفای امر به معروف و نهی از منکر

وجوب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است یا عینی

معنای واجب کفایی

شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

ویژگی آمران به معروف و ناهیان از منکر

آثار و برکات امر به معروف و نهی از منکر

فصل سوم: مفهوم دستور به شایست و وازدن از ناشایست از دیدگاه متون مزدایی

فرمان به شایست و وازدن از ناشایست در دین زردشت

موارد فرمان به شایست و وازدن از ناشایست در اوستا

آثار و نتایج فرمان به شایست و وازدن از ناشایست

= وجوب فرمان به شایست و وازدن از ناشایست از منظر اوستا

دشواری فرمان به شایست و وازدن از ناشایست

ویژگی فراخوانندگان به نیکی و وادارندگان از بدی

فرجام نیکی خواهان و بدی خواهان

فرجام کارهای شایست و ناشایست از منظر اوستا

فرمان به شایست و وازدن از ناشایست در دینکرد

ستایش نیکی (اشه)از منظردینکرد

فرجام شایست و ناشایست از منظر دینکرد

فرمان به شایست از منظر مینوی خرد

ستایش نیکی از منظر مینوی خرد

فصل چهارم:گستره تبلیغ دین یا آزادی دینی در قرآن و متون مزدایی

گستره تبلیغ دین در قرآن

گستره تبلیغ در دینکرد

گستره تبلیغ در ارداویرافنامه

آزادی در نظر اسلام

آزادی در آیات قرآن

اسلام و آزادی اندیشه

آزادی از منظر متون مزدایی

آزادی در آموزه‌های زردشت

آزادی و اختیار از منظر اوستا

انتخاب آزادانه دین در گاثاها

دعوت به نیکی و انتخاب آزادانه

فصل پنجم:بسامد آماری امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

دسته‌بندی موضوعی آیات امر به معروف در قرآن

دستهبندی موضوعی آیات نهی از منکر در قرآن

شیوه تبشیر و تنذیر در قرآن

آیات تبشیری قرآن

آیات تنذیری قرآن

فصل ششم:بسامد آماری نظارت همگانی در متون مزدایی

دستورهای اوستا

وازدن از ناشایست در اوستا

مژده‌های اوستا

هشدارهای اوستا

دستورهای مینوی خرد

وازدن از ناشایست در مینوی خرد

مژده‌های مینوی خرد

هشدارهای مینوی خرد

دستورهای ارداویرافنامه

وازدن از ناشایست در ارداویرافنامه

مژده‌های ارداویرافنامه

هشدارهای ارداویرافنامه

دستورهای دینکرد

وازدن از ناشایست در دینکرد

مژده‌های دینکرد

هشدارهای دینکرد

فصل هفتم: نتایج پژوهش

===شباهتها و تفاوتهای دین اسلام و زردشت از منظرموضوع امر به معروف و نهی از منکر ۱۴۱

یافته‌های مربوط به قرآن کریم

یافته‌های مربوط به اوستا

شایستها و ناشایستهای موجود در اوستا

یافته‌های مربوط به ارداویرافنامه

یافته‌های مربوط به دینکرد

ناشایست‌های دینکرد

یافته‌های مربوط به مینوی خرد

ناشایست‌های موجود در مینوی خرد

شباهتها و تفاوتهای دین اسلام و زردشت

شباهت‌های مصداقی

تفاوت‌های مصداقی

نتیجه‌گیری

فهرست منابع و مآخذ