برخورد عملی با مفسدان وظیفه حاکمیت
نویسنده: محمد خلیلی
مقدمه
موضوعی که باید به آن پرداخت و در برخی مقالات و تحقیقات جلب نظر میکند این است که آیا برخورد عملی با مفاسد از وظائف دولت اسلامی است یا اینکه نهادهای حکومتی تنها به تذکر و ارشاد باید بسنده کنند؟ پاسخ به این پرسش را میتوان از منابع اسلامی و کتاب و سنت و سیره صالحین به دست آورد که در این مقام به صراحت تکلیف را روشن ساخته است. علاوه براینکه وظیفه معروف پروری و منکر ستیزی تکلیف آحاد مسلمانان است، برای حاکمان ویژگی خاص دارد، چرا که عمل حاکمان تعیین کننده سرنوشت جامعه است. حاکمان هم خود باید عامل به معروف و تارک منکر باشند و هم جامعه را بدان فرا خوانند و برای اجرایی شدن آن اقدام نمایند.
قرآن کریم در موارد متعددی به این موضوع پرداخته است. از جمله:
«الذین ان مکنّاهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور؛ آنانکه اگر در زمین تمکن و اقتدار دادیم نماز را بپا دارند و زکات را بپردازند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. و سرانجام همه امور برای خداست».
و در همین حال که قرآن ویژگی مؤمنان و حاکمان اسلامی را در باب امر و نهی بیان فرموده است در مقابل آن امر به منکر و نهی از معروف را خصلت منافقان برشمرده و میفرماید: «المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف و یقبضون ایدیهم نسوا اللّه فنسیهم انّ المنافقین هم الفاسقون؛ مردان منافق و زنان منافق از یک گروهاند، به بدی فرمان میدهند و از نیکی باز میدارند و دستانشان را از انفاق بستهاند، خدا را فراموش کرده و خداوند آنها را به دست فراموشی سپرده است، منافقان همان تبهکارانند».
درست بر عکس مؤمنان که دائماً از طریق امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح جامعه و پیراستن آن از آلودگی و فساد میکوشند. منافقان سعی میکنند فساد همه جا را بگیرد و معروف از جامعه برچیده شود تا بتوانند در چنان محیط آلودهای به اهداف شوم خود برسند.
از این آیه کریمه میتوان استفاده کرد که ترویج فساد و مخالفت بامعروف از خصلتهای منافقان است هر چند مدعی اسلامیت و ایمان باشند و با این شاخصه میتوان مدعیان اصلاحات را از اصلاحگران واقعی باز شناخت. بسیارند مدعیان اصلاح طلبی که در درون خود فساد را میپروند و در جامعه میپراکنند، چرا که عناصر فاسد جز در فضای آلوده رشد نمیکنند آنها از فرآوردههای فساد تغذیه میشوند، اینست که مایل نیستند جامعه رو به صلاح برود و محیط آراسته و پیراسته باشد چه در این شرائط آنها جایگاهی ندارند. بنابراین آنها که به رواج منکرات چهره خوش نشان میدهند به موجب این آیه در صف منافقان قرار میگیرند.
همچنین قرآن کریم در مقام نکوهش روحانیان اهل کتاب، انگشت روی مسئله نهی از منکر نهاده و میفرماید:«لولاینهاهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم و اکلهم السحت لبئس ماکانوا یعملون؛ چرا علمای ربانی و دانشمندان دینی (از یهودی و نصاری) آنها را از گفتار گناه آلود و خوردن حرام نهی نمیکنند بسیار زشت است آنچه آنها عمل میکنند».
در روایتی از حضرت سید الشهدا(ع) در باب امر به معروف و نهی از منکر چنین آمده است که این گروه از اهل کتاب دست در جیب ظلمه داشتند و از سفره آنها میخوردند از اینرو زبان اعتراض به اعمال مفسدانه آنان نمیگشودند و از منکرات آنان را برحذر نمیداشتند. و در همین خطبه است که امام، عالمان و راویان مسلمان را هشدار میدهد و تحذیر میکند که نباید در برابر فساد و منکر که از ظالمان زمان خود میبینند ساکت باشند چرا که آنها هر چه عزّت و حرمت در جامعه دارند به برکت دین خدا است و بنابراین نباید نظارهگر فساد و منکر باشند و دین خود را در معرض خطر ببینند و دم برنیاورند و زبان به اعتراض نگشایند. صرفاً به این دلیل که دنیایشان در خطر میافتد! [۱].
باری آیات بسیاری به این وظیفه مهم اسلامی توجه داده که در اینجا نقل آن ضروری نیست. در روایات نیز ضمن تأکید بر این وظیفه مهم اسلامی تصریح شده به اینکه ترک امر به معروف و نهی از منکر خصلت بی دینان است و یا تارک این وظیفه مردهای در میان زندهها. از سخن نبی اکرم(ص) است که میفرماید: «وای بر آن مسلمانی که دین ندارد. میپرسند: یا رسول اللّه مسلمانی که دین ندارد کدام است؟ در پاسخ میفرماید: آنکس که امر به معروف و نهی از منکر نمیکند. در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) است که برای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله قائل شدهاند: مرحله قلبی، مرحله زبانی، مرحله عملی و این سه را از مراحل جهاد بر شمردهاند و هشدار دادهاند که زمانی میرسد که مسلمانان این سه را ترک میکنند و این نشانه سقوط و انحطاط است...» [۲]
سیره عملی پیامبراکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام نیز نشان میدهد که آنان در برابر منکرات موضعگیری داشته و اضافه بر نهی و تحذیر به اقدام عملی دست میزدند. امیرالمؤمنین(ع) در زمان حاکمیت خود در حالی که تازیانه در دست داشتند در بازار راه میرفتند و اگر خلاف شرعی میدیدند و عمل حرامی مشاهده میکردند از آن بر حذر داشته و به ترک آن ملزم میساختند. از تمام آنچه گذشت میتوان چنین نتیجه گرفت که دولت اسلامی موظف است با شیوههای مناسب و اقدام عملی جلو مفاسد را بگیرد و تنها تذکر زبانی و رسانهای کافی نیست به ویژه آنکه در فقه اسلامی به استناد روایات، امر به معروف و نهی از منکر از مراحل جهاد شمرده شده و فقها بر اساس آن فتوا دادهاند. دولت اسلامی همانگونه که باید فروش مسکرات و قمار و ربا و سایر اعمال مردم را مانع شود میبایست از کشف حجاب و هنجار شکنی جلوگیری کند. به ویژه در شرائطی که گفتار و تذکر تأثیر لازم را ندارد و ناگزیر به اقدام عملی باید رو آورد و بخصوص در عصر ما که بیحجابی و بدحجابی به صورت یک سیاست از سوی دشمنان اسلام و بیگانگان و عوامل آنان هدایت و ساماندهی میشود و بر این مطلب تصریح کرده و آن را از سیاستهای راهبردی خود در برابر انقلاب اسلامی اعلام کردهاند و حتی کار بجایی رسیده که عدّهای از دختران و زنان فریب خورده را اجیر میکنند که با لباسهای مبتذل در خیابانهای تهران دور بزنند فقط به این منظور که مد لباس مبتذل و نیمه برهنگی را ترویج کنند! در این شرائط دستگاه نظارتی و امنیتی باید بطور جدی برخورد کنند. و این حرکت هرچند دیر هنگام شروع شده و گذشتگان تقصیر یا قصور کردهاند و باید جریمه آن به حساب آنان نوشته شود چرا که مجال دادند در جامعه اینهمه فساد و گستاخی توسعه یابد و چهره جامعه اسلامی اینقدر آلوده شود و از کسی صدایی برنیاید و اقدامی صورت نپذیرد؟!







