بازتاب قرآنی امر به معروف و نهی از منکر در شعر معروف رصافی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بازتاب قرآنی امر به معروف و نهی از منکر در شعر معروف رصافی

نویسنده (گان): دکتر عبدالاحد غیبی، بیان علایی

چکیده

معروف رصافی از شاعران برجسته معاصر عراق در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. او دنیایی را آرزو می‌کند که خشت‌های آن از عزت، کرامت، سعادت و کمال باشد. وی جامعه انسانی را چون جسمی می‌داند که سلامتی عضوی از آن در گرو سلامتی دیگر اعضاست. از این روی با دستورات الهی هم نوا می‌شود تا با ساز و برگی مطمئن و عزمی راسخ و پاک، روح اتحاد و همکاری را زیر سایه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه خویش بگستراند و شجاعانه در دفاع از دین و کیان اسلامی به پا خیزد. این گرایش الهی ـ انسانی و دعوت به خوبی‌ها در شعر رصافی موج می‌زند. گذری بر دیوان او، ما را بر این حقیقت واقف می‌سازد که این شاعر نام‌آور، یک هدف واحد را دنبال می‌کند و آن تکیه بر ستون تنومند اسلام است که همه ارزش‌های شایسته برای خوشبختی انسان‌ها را در بردارد.

کلیدواژگان: شعر معاصر عربی، شعر عراق، معروف رصافی، امر به معروف، نهی از منکر

مقدمه

امر به معروف و نهی از منکر از نشانه های پیوستگی ستائی مؤمنان به یکدیگر و جلوه همبستگی جامعه اسلامی به شمار می رود که به منظور هدایت همگان و تأمین مصالح عامه انجام می گیرد و مكمل فریضه هایی چون نماز و زكات است و اغلب در قرآن، در کنار این فرایض قرار گرفته است این موضوع در شعر شاعران عرب مسلمان تجلی یافته و بازتاب گسترده ای در شعر برخی از آنان به دنبال داشته است. معروف رصافی شاعر بنام معاصر عراق نیز در اهتمام به این موضوع، سرآمد شاعران روزگار خود است؛ به طوری که رگه های محکمی از امر به معروف و نهی از منکر در شعرش پدیدار است. او گاه به لطف و مدارا، گاه با سخريه وگاهی با زشت شمردن صفات ناپسندیده سعی می کند تا راه و رسم تعاون و همیاری را به هموطنان خویش و سایر مسلمانان یادآوری کند و آنان را از پلیدی ها برحذر دارد و واجبات انسانی و دستورات آسمانی را در بین آنان بپروراند. رصافی امید دارد با این دعوت انسان دوستانه و خداپسندانه، گامی مؤثر در سعادت و خوشبختی جامعه اش برارد.

مقاله حاضر می کوشد مضامين والای امر به معروف و نهی از منکر را با استناد به آیات شرق قرآن کریم در دیوان این شاعر مصلح عرصافی تبیین نماید تا از این رهگذر نقش خطير و ارزنده ادبا و شعرا را در جهت بخشي صحيح به جامعه به منصه ظهور آورد. این مقاله با تحلیل مضامين شعري معروف راصفی به دنبال پاسخ به پرسش های زیر می باشد: رصافی با اهتمام به موضوعات مربوط به امر به معروف و نهي از منكر، کدام اهداف اجتماعی را دنبال می کند؟ او برای تبیین آرای خود در خصوص امر به معروف و نهی از منکر، از کدامین مضامین دینی و قرانی بهره جسته است؟ پژوهش حاضر می کوشد تا با روش تحلیلی - توصیفی اشعاری را که شاعر با تمسک به آنها سعی دارد از اهداف دینی و اجتماعی خود نقاب بردارد مورد بررسی قرار دهد.

آثار و احوال رصافی، هم از سوی پژوهشگران ایرانی و هم از سوی اندیشمندان و منتقدان خارجی به کثرت مورد بررسی قرار گرفته است، اما آن چنان‌که پیداست پژوهش مستقلي در خصوص بازتاب قرانی امر به معروف و نهی از منکر در اشعار این شاعر عراقي وجود ندارد. از آن جهت، به نظر می رسد مقاله حاضر در نوع خود جدید بوده و می تواند گامی مؤثر در بیان گوشه ای دیگر از اندیشه های این شاعر مصلح عراقي باشد.

گذری بر مقام و روزگار معروف رصافی

معروف عبدالغنی رصافی یکی از شاعران بزرگ معاصر عرب است که در سال ۱۸۷۵م در بغداد به دنيا آمد. او تحصیلات خود را در یکی از آموزشکده های آنجا آغاز کرد تا جایی که قرآن را حفظ نموده و اساس و اصول نوشتن را آموخت. سپس به مدرسه ابتدایی وارد شد. بعد از آن رصافی به مدرسه نظامی الرشدیه رفت و حدود سه سال در آنجا به تعليم پرداخت، اما قبل از اخذ مدرک در از این مدرسه، آنجا را ترک گفت و به سراغ یکی از مدارس دینی آمد و در مدرسه منیره خاتون در کلاس های درس محمود شاکری الوسی حضور یافت.

رصافی دوازده سال در قرابت با الوسي به سر برد و یار و ملازم او گشت. هم نشیني او با استاد خویش در این دوران، نقطه تحولی در زندگی این شاعر عراقی بود؛ به طوری که اساس فکری او را دگرگون ساخت و با دنیای پیرامونش آشنا نمود و شاید همین امر عامل مهمی برای گرایش رصافی به فعالیت در زمینه اجتماع و سیاست شد. [۱]. رصافی، بالاخره پس از گذراندن دوره های آموزشی مختلف پا به عرصه معلمی گذاشت و به تدریس در مدارس ابتدایی پرداخت و حدود یک سال هم در مدرسه الرشدیه تدریس کرد [۲] به دنبال اعلام قانون اساسی دولت عثمانی در سال ۱۹۰۸، رصافي رهسپار أستانه (استانبول کنونی) شد و در آنجا مدتی به روزنامه‌نگاری مشغول بود و روزنامه ای هم به زبان عربی با عنوان "سبيل الرشاد منتشر کرد، اما پس از اندک زمانی، بار دیگر به شط اصلي اش که معلمی بود، روی آورد و کار تدریس در رشته زبان و ادبيات عربی را در مدارس مختلف در پیش گرفت. [۳]. سرانجام دوباره به وطنش بغداد بازگشت و از ولایت: "متفق" عراق به مجلس نمایندگان دولت عثمانی راه یافت و تا پایان جنگ جهانی اول (۱۹۱۸م) در این سمت باقی ماند.

این شاعر بزرگ در سال ۱۹۱۸ آهنگ دمشق كرد و در آنجا نیز به عنوان استاد ادبیات عربی در دار المعلمين قدس مشغول تدریس شد، ولی با تشکیل حکومت ملی در سال ۱۹۲۱ در عراق، بار دیگر به آنجا بازگشت و این بار در وزارت فرهنگ و معارف، سمت نایب رئیسی کمیته ترجمه و تعریب را بر عهده گرفت. به دنبال آن به عنوان بازرس دروس زبان عربي نيز در مدارس عراق منصوب گشت. پست دیگری که به رصافی داده شد رياست کمیته اصلاحات علمی بود. این مناصب فرهنگی و تلاش های بی شائبه ای که او در راه پیشرفت و ترقی کیان جامعه اش به انجام رصافید، سسب محبوبیت و اشتهار رصافی در بین مردم شد. [۴]. رصافی در سال ۱۹۲۳ روزنامه سیاسی، اجتماعی و ادبى "أمل" را به چاپ رساند، اما عمر این روزنامه کوتاه بود و مدت سه ماه منتشر شد. بعد از ان رصافی به عنوان نماینده مجلس پنجم، هشت سال در مجلس عراق به فعالیت پرداخت. او پس از بر عهده گرفتن مسئولیت های مختلف سیاسی و اجتماعی و مبذول داشتن کوشش های چشمگیر در این عرصه ها، در سال ۱۹۲۸ از مسئولیت های دولتی کناره گرفت و زمانی که در اوایل جنگ جهانی دوم انقلااب رشید عالی الکیلانی در بغداد روی داد رصافی بع ان پیوست و از خطبای آن شد و سرودهایی زیبایی در حمایت از ان به نظم کشید. اما با سرکوب این قیام در سال ۱۹۴۱، او در خانه اش عزلت گزید و در حالی که از تنگ دستی و فقر رنج می برد، دچار بیماری ذات الریه شد. در این ایام شخص ثروتمندی به نام "شح مظهر شاوی که به شعر و ادب رصافی معتقد بود ماهیانه ای برایش تعیین نمود که او را از نظر مادی حمایت می کرد [۵]. اما بیماری او هر روز وخیم تر می شد تا اینکه در سال ۱۹۴۵ در سن هفتاد سالگی دار فانی را وداع گفت و در مقبره أعظمیه بغداد به خاک سپرده شد [۶].

آثار رصافی

رصافی در طول حیات خود بین سرزمین های بغداد، آستانه، دمشق، قدس و فلوجه در رفت و آمد بود و در اثناء این سفرها و در احوال مختلف خود به خلق آثاری در نظم و نثر همت گماشت که برخی از آن ها به چاپ رسیده اند و شماری نیز هنوز به صورت نسخه های خطی باقی مانده است. از مهم ترین آثار منتشر شده او می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- دفع الهجنه فی ارتضاح اللکنه: پژوهشی است مخصوص واژگان عربی ای که در زبان عثمانی کاربرد دارند و نسبت به اصل عربی خود تغییر یافته اند. این کتاب در سال ۱۳۳۱ ق در استانبول به طبع رسید.

۲- نفخ الطیب فی الخطابه و الخطیب: که شامل مجموعه سخنرانی های رصافی در مدرسه ی واعظین استانبول است.

۳- تمام التربیه و التعلیم: مجموعه ای از سروده های رصافی در سال ۱۹۲۲ است که قسمت اعظم آن را در آستانه به نظم در آورده است. این رساله شعری حاوی برخی حقایق علمی و موضوعات تربیتی و قصه هایی برای نوجوانان است.

۴- دروس فی تاریخ اللغه العربیه: که شامل مجموعه سخنرانی های رصافی برای دانشجویان در بغداد است که جزء اول آن در سال ۱۹۲۸ به چاپ رسید.

۵- رسائل التعلیقات: که شامل سه رساله است و در سال ۱۹۴۴ به چاپ رسیده است.

۶- علی باب سجن أبی العلاء: که از جمله تعلیقات رصافی به شمار می رود ک هبر کتاب معر أبی العلاء فی سجنه اثر طه حسین نوشته شده و در سال ۱۹۴۶ به چاپ رسیده است.

۷- دواوین الرصافی: که شامل دو دیوان است: الدیوان الاول شرح محیی الدین الخیاط که در سال ۱۹۱۰ به چاپ رسید الدیوان الثانی که با مقدمه شیخ عبدالقادر المغربی یکی از اعضای مجمع علمی دمشق در سال ۱۹۳۲ به چاپ رسید.

۸- الشخصیه المحمدیه أوحل اللغز المقدس: که در زندگی و سیره حضرت رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلّم است. [۷].

شعر و شاعریت رصافی

شعر رصافی را می توان به دو مرحله تقسیم کرد: یکی مرحله تقلید که از اوایل شاعریتش تا سال ۱۹۰۸ بود و تلاش او در شعر، تقلید از شاعران قدیم بود و شاعر در آثارش بیشتر به لفظ اهمیت می داد تا به معنا، او در این مردحله، هم ردیف شاعرانی چون زهاوی، صبری، حافظ ابراهیم و شوقی در مصر است. اما مرحله دوم، مرحله تجدد و نوآوری است که همز مان با اعلام قانون اساسی در دولت عثمانی (۱۹۰۸ م) آغاز می شود. شاعر در این دوره زنجیر تقلید را می گسلد و برای رفع تشنگی خویش بال تفحص می گشاید تا بر فراز اقیانوس بیکران اندیشه ها و تجارب نوین به پرواز درآید. شعر او در این مرحله به استقلال فنی، سهولت و وضوح عبارات ممتاز می گردد.[۸]. رصافی پرچمدار نوگرایی در شعر معاصر عراق است و قریحه شاعری او، شاعر را به خلق معانی جدید وا می دارد تا آنجا که مقام اول را در ادبیات عصرش به خود اختصاص می دهد [۹]. شعر رصافی تصویری واقعی از اوضاع حاکم بر جامعه عراق است. او در شعرش یک شاعر نیست، بلکه متفکر، فیلسوف، زبان‌شناس، سیاستمدار و یک معلم و پژوهشگر اجتماعی است [۱۰]. که شعر را وسیله ای برای تحقق آرمان های جامعه می داند. او قصاید وطنی، قومی، اجتماعی و سیاسی را با تکیه بر آموزه های دین اسلام انشا می کند. او در آراء و اندیشه های اسلامی، ایجاد اتحاد و برانگیختن نفوس مردم و بر پایی قیام ها از آرای سید جمال الدین افغانی بسیار تأثیر پذیرفته است. [۱۱].

امر به معروف و نهی از منکر در شعر رصافی

در قرآن کریم، امر به معروف و نهی از منکر اغلب در کنار نماز و زکات آمده است که نشان دهنده بعد اجتماعی و عملی دین مبین اسلام است که به قشری خاص اختصاص ندارد و هر مسلمانی مکلف است که به واجبات و مستحبات و کارهای خداپسندانه امر کند و از کارهای حرام و ناشایست باز دارد. خداوند در قرآن از خود به عنوان کسی که به معروف امر می کند و از منکر باز می دارد یاد می کند و می فرماید: (إِنَّ اَللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ اَلْإِحْسٰانِ وَ إِيتٰاءِ ذِي اَلْقُرْبىٰ وَ يَنْهىٰ عَنِ اَلْفَحْشٰاءِ وَ اَلْمُنْكَرِ وَ اَلْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) [۱۲]. و مسلمانان را نیز به این امر فرا می خواند: (وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى اَلْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ أُولٰئِكَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ) [۱۳]. رصافی نیز همچون هر مسلمانی نسبت به جامعه اسلامی و مسلمانان احساس تعهد می کند و امر به معروف و نهی از منکر را در اشعارش بازتاب می دهد و دستورات اسلام را به مسلمانان گوشزد می نماید که در ادامه به نمونه هایی از این دست از اشعار او اشاره خواهد شد.

دعوت به احسان

شاعر در قصیده الفقر و السقام به ملامت ثروتمندان روی می آورد و از بی‌توجهی به گرسنگان و بخل نسبت به آنان ، انتقاد می کند او ثروتمندان را سرزنش می کند که چرا از کمک به مردم مستمند دریغ می ورزند، در حالی که اموال خود را صرف کارهای بیهوده و لهو و لعب می نمایند؟ شاعر از آنان می خواهد به خود آیند و از خواب غفلت بیدار شوند و به وظایفی که اسلام بر دوش آنها نهاده جامه عمل بپوشند و خالصانه انفاق کنند تا روح سخاوت همواره در وجودشان زنده بماند. همچنان که خداوند متعال در قرآن فرموده است: (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لاٰ بَيْعٌ فِيهِ وَ لاٰ خُلَّةٌ وَ لاٰ شَفٰاعَةٌ وَ اَلْكٰافِرُونَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ) [۱۴]. رصافی از اهل ایمان می خواهد که از روزی ای که به آنها داده می شود، در کار خیر و احسان استفاده کنند:

آیَّها الأغنیِاءُ کَم قَد ظَلمتُم نعم الله حیثُ ما إن رحمتُم

سهر البائسونَ جوعاً و نمتُم بهناء من بعد ما قد ظعمتم

من طعام منوّع و شرابٍ

کم بذلتم اموالکم فی الملاهی و رکبتم بها متون الشفاه

و بخلتم منها بحق اللهِ أیَّها المؤسرون بعض انتباه

أفتدرون أنکم فی تباب [۱۵].

نکته زیبایی که رصافی در میان شعرهایش متذکر می شود، این است که احسان و نیکی باید خالص برای خدا و خشنودی او باشد نه به خاط رریا و شهرت و نه به خاطر منت گذاردن؛ زیرا در این صورت آدمی مرتکب گناه می شود و احسان خود را تباه می سازد؛ بنابراین اهل ایمان باید مراقب باشند که انفاق و بخشش آن ها فقط جهت رضای پروردگار باشد و هم او پاداش آن را به فرد نیکوکار خواهد داد: (إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يُضِيعُ أَجْرَ اَلْمُحْسِنِينَ [۱۶]. و (هَلْ جَزٰاءُ اَلْإِحْسٰانِ إِلاَّ اَلْإِحْسٰانُ) [۱۷] واضح است که خداوند متعال پاداش تمام خوبیها را میدهد حتی اگر به اندازهای یک ذره باشد: (فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ) [۱۸]. و هشدار می دهد که آنها را با منت نهادن تباه نسازید: (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ اَلْأَذىٰ كَالَّذِي يُنْفِقُ مٰالَهُ رِئٰاءَ اَلنّٰاسِ) [۱۹].

لو أخلص الإنسان في إحسانه لم يرجُ أن يُجزي عَلى الإحسان [۲۰].

لا يَحسنُ الإحسانُ إلا هَكذا قَد صارَ طبعاً في النفوس و دَيدَنا [۲۱].

دعوت به عدل

رصافی عدل را یکی از روشن ترین راهها جهت سعادت انسان و جامعه معرفی می کند. اسلام نیز دین عدالت و برابری است و فراوان، پیروانش را به گام نهادن در طریق عدل و داد امر می کند. خداوند، خطاب به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرماید: (وَ قُلْ آمَنْتُ بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ مِنْ كِتٰابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ) [۲۲]. و در آیه ای دیگر فرموده است: (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّٰامِينَ بِالْقِسْطِ) [۲۳]. و در ادامه همین آیه می فرماید: (فَلاٰ تَتَّبِعُوا اَلْهَوىٰ أَنْ تَعْدِلُوا) [۲۴]. رصافی هم با آگاهی کامل از این مضامین عالی قرآنی می سراید:

ألم يبصروا للعدل غير طريقهم فإنَّ طريقَ العدلِ مِن أوضحِ الطُّرقِ [۲۵].

دعوت به یتیم نوازی

شاعر در شعرهای خود توجه خاصی به یتیمان و سرپرستی آنان دارد و همواره از مسلمانان در خواست می کند که در رسیدگی به این قشر مظلوم جامعه کوتاهی نکنند. او در قصیده «إلى حماة الأطفال» نظر خیرین را به تأسیس اماکنی جهت نگهداری و تربیت کودکان بی‌پناه و يتيم جلب می کند و بر تعهد مسلمانان در برابر آنها، حفظ حقوقشان و اظهار لطف و مهربانی نسبت به آنان تأکید می کند. قرآن کریم نیز با تعبیرات گیرا و گویا، مسئولیت مردم و دولت اسلامی را درباره ایتام مورد تأکید قرار می دهد و به امور مادی و معنوی، فردی و اجتماعی آنها سفارش می کند: (لَيْسَ اَلْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ وَ لٰكِنَّ اَلْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ وَ اَلْمَلاٰئِكَةِ وَ اَلْكِتٰابِ وَ اَلنَّبِيِّينَ وَ آتَى اَلْمٰالَ عَلىٰ حُبِّهِ ذَوِي اَلْقُرْبىٰ وَ اَلْيَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاكِينَ) [۲۶]. و در جایی دیگر می فرماید: (وَ اِعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبىٰ وَ اَلْيَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاكِينِ وَ اِبْنِ اَلسَّبِيلِ) [۲۷]. خداوند در بیت المال نیز سهمیه ای را برای ایتام نیازمند مقرر و دولت اسلامی را موظف کرده است تا نیازهای آنان را برطرف سازد. رسول اکرم (صلی الله عليه و آله) نیز درباره یتیم و رعایت احوال او می فرماید: «كن لليتيم كالأب الرحيم واعلم أنك تزرع كذلك تحصد» [۲۸] این مفاهیم را می توان در قصیده ای از رصافی که آن را به هنگام تأسیس پرورشگاهی برای یتیمان و بی سرپرستان سرود، دریافت کرد:

«دار السلام» تفاخر برجال قاموا بأمر حماية الأطفال

وغوا بتربية البنين عناية زادوا بها شمما على الأجبال

و بنوا لهم دارا بما جادت به أيدي الكرام لهم من الأموال

ضنث لأيتام الأرامل طهم و غذاءهم، و بشائر الإبلال

الله تلک الدار من متبوَّأ بذ النجوم بقدره المتعالی

هي مفزع للمعسرین، و ملجأ يأتيه كل ضنّ من الأطفال

لله أنتم من أفاضل خلص فاقوا الأنام بأشرف الأفضال [۲۹].

دعوت به درست ادا کردن فریضه روزه

شاعر در قصیده "على الخوان" آورده است که "روزه به عنوان یک فریضه اسلامی باید نیک ادا شود. برداشتی که از این سروده میشود این است که باید با روزه به منزله یک امر خوشایند برخورد کرد که در این صورت برای فرد مسلمان و روزه دار فوایدی، هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی، خواهد داشت؛ همان گونه که خداوند می فرماید: (أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) [۳۰]. ولی کسانی هستند که با حلول ماه مبارک رمضان روزه می گیرند، اما به هنگام افطار در حد افراط تناول کرده و از انواع خوراکیها و نوشیدنی ها می خورند و با شکمی اشباع شده می خوابند، غافل از آنکه این افراط، سلامتشان را به مخاطره می اندازد. این گونه افراد گویی درصدد گرفتن انتقام روزه داری و گرسنگی خود هستند. رصافی در شعر خود با لحنی ملامت آمیز خطاب به این دسته از روزه داران می گوید: این چنین روزه داری ای صحیح نیست و روزه بدان معنا نیست که خداوند بندگانش را از تناول نعمات پاک و گوارا منع کرده باشد، بلکه بهره‌گیری و استفاده درست از آنها را به ما امر میکند و می فرماید: (كُلُوا وَ اِشْرَبُوا وَ لاٰ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ اَلْمُسْرِفِينَ) [۳۱].

ولو أني استطعت صیام دهری الصمت فكان ديدني الصيام

و لكن لا أصوم صيام قوم تكاثر في فطورهم الطعام

إذا «رمضان» جاءهم أعدوا مطاعم ليس يدركها إنهضام

فإن وضح النهار طؤوا جياعاً وقد تهموا إذا اختلط الظلام

وقالوا يانهار لئن تجغنا فإن الليل منک لنا انتقام

و ناموا متمين على امتلاء وقد يتجشؤون و هم نیام [۳۲].

دعوت به پرداخت زکات

رصافی در قصيده إلى العمال" یکی دیگر از واجبات دین اسلام، یعنی زکات، را مطرح می کند و می گوید که زکات جهت پیشبرد آرمانهای والای شریعت اسلام بر هر فرد مكلف و مسلمانی واجب گردیده و از قبیل مسائلی است که به وفور در قرآن و سنت به آن پرداخته شده است و مسلمانان به انجام آن دعوت شده اند. خداوند فرموده است: (وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكٰاةَ وَ يُطِيعُونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اَللّٰهُ) [۳۳].

ليس فرض الزكاة في الشرع إلا خطوة نحو مُبتَغاه العالی [۳۴].

پرهیز از پیروی از نفس اماره

رصافی در قصيده "النفس الأمارة خطاب به نفس آدمی می گوید که در حضور نیکیها و حسنات سربلند باشد و خود را از هواهای سرکش، پاک نگه دارد. او نفس را از انجام اعمال زشت و ناپسند باز می دارد؛ زیرا اگر امیال به خصلتهای انکارشده بپردازند، همچون سگهایی خفته در درون انسان مخفی می شوند و او را به درجه پست حیوان بودن می کشانند. در چنین حالی باید با نفسی که در قرآن با عنوان "نفس امارة بالسوء" از آن یادشده، مبارزه کرد؛ همچنان که قرآن به مبارزه با آن دستور داده است: (وَ أَمّٰا مَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ وَ نَهَى اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَوىٰ فَإِنَّ اَلْجَنَّةَ هِيَ اَلْمَأْوىٰ) [۳۵]. رصافی در ادامه از خداوند، بخشش نفس را طلب می کند و از نفس به خداوند پناه می برد. قرآن کریم نیز از زبان حضرت یوسف (عليه السلام) چنین نقل می کند. (وَ مٰا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ اَلنَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ) [۳۶].

هیتُکِ عن هواک فما انتهيت و لكن قد فعلت كما اشتهيت

فيا نفسي عن الشهوات کُفّي فأنت علیک یا نفسی جنیت

وما أمارة بالسوء يوماً سعت في المنكرات كما سعیتِ

إذا ما حلبة الحسنات جاءت رايتك أنت صاحبة السكيت

فإن أدى الإله عليك عفوا و إلا يا فجار فقد هویت [۳۷].

دوری از یأس

رصافی همه را به امید دعوت می کند و می گوید: از یأس حذر کنید؛ زیرا روزگار گاهی بر وفق مراد است و گاه بر خلاف آن. در هر صورت برای زنده بودن باید به رحمت و کرم پروردگار امیدوار بود؛ چنان‌که در قرآن آمده است (وَ لاٰ تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اَللّٰهِ إِنَّهُ لاٰ يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اَللّٰهِ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلْكٰافِرُونَ) [۳۸].

جانب اليأس والک للرجا طرقا فالده ما بين إدبار و إقبال [۳۹].

فانی بودن دنیا و پرهیز از غرور و تکبر

این دنیا فانی است و هر آنچه در آن وجود دارد، عمرش کوتاه و گذراست. پس دل بستن و مغرور شدن به چیزی که بقا ندارد، کاری عبث است. رصافی نیز اعتقاد دارد که هر کس به پست بودن این دنیا پی ببرد، ولی با این حال به آن مغرور گردد، فرومایه ترین انسان خواهد بود. او مسلمانان را از غرور پوچ باز میدارد؛ همچنان که قرآن کریم درباره فانی بودن دنیا می فرماید: (وَ مَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا إِلاّٰ مَتٰاعُ اَلْغُرُورِ) [۴۰]. و نیز می فرماید: (اِعْلَمُوا أَنَّمَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفٰاخُرٌ بَيْنَكُمْ) [۴۱].

ومن عرف الدنيا و لؤم طباعها و أصبح مغرورآ بها فهو ألأم [۴۲].

در قصیده "شکر في مناحة بار دیگر فانی بودن دنیا را یادآور می شود:

وكل ما يملك الإنسان عارية يزول عنه ولو من بعد أحيان [۴۳].

او از ناپایداری دنیا سخن می راند؛ همچنان که خداوند در این باره می فرماید: (اَلْمٰالُ وَ اَلْبَنُونَ زِينَةُ اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ اَلْبٰاقِيٰاتُ اَلصّٰالِحٰاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوٰاباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً) [۴۴].

موضع گیری علیه حسدورزی

لو عجل الله الحسناد لعنته لكن أسقط منها فوقهم كسفا

لكن يؤرها عنهم إلى أجل يخری به كل من قد جار و اعتسفا [۴۵].

حسد یکی دیگر از خواستهای مذموم نفسانی است که باعث انحراف شخص از خلق مطلوب می گردد و به گفته پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حسد نیکیها را می خورد؛ چنان‌که آتش، هیزم را می خورد. [۴۶]. رصافی نیز در شعر خود بر کسانی که به حسادت گرویده اند می تازد آن چنان‌که قرآن بر این صفت زشت می تازد، (وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ اَلْكِتٰابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمٰانِكُمْ كُفّٰاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ...) [۴۷]. و در جایی دیگر می فرماید: (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلْفَلَقِ، ... وَ مِنْ شَرِّ حٰاسِدٍ إِذٰا حَسَدَ) [۴۸].

پرهیز از خساست و تکبر

اللؤم داء في القوس عياء لم يشفي منه، سوى الجمام، دواء

لو كان في الأسماء كل عيوبه بل بعضهن لأنتن الدماء

ولوان في كرة الهواء طباعه قسدت فمات بتشنها الأحياء

ألقت عليه يد الزمان مخازيا منها تلوح بوجهه الفحشاء

وجه أقام الدهر فيه من الخني بسمه فعاد و ليس فيه حياء

یا ماشيأ يختال فی غلوائه أطرق كرئ ماهذه الخيلاء

هب غفلة الجهلاء عنک طويلة أفلیس تعلم خزیک العقلاء؟ [۴۹].

خساست و کبر از صفات مذموم و نکوهیده به شمار می روند که اسلام آنها را نهی کرده است. رصافی نیز در اشعار خود به نکوهش این خصلتهای ناپسند پرداخته است؛ از جمله در قصيده "اللؤم، بخل و خساست را در دی لاعلاج معرفی می کند که افرادی به آن گرفتار می آیند و همین صفت، سبب رسوا شدن و خواری آنان می شود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره فرموده اند: «صلتان لا تجتمعان في مؤمن، البخل و شوء الخلق». [۵۰]. شاعر همچنین، متکبران را نکوهش می کند و می گوید که چرا از خواب غفلت بیدار نمی شوند و تا کی به این جهالت خود ادامه می دهند. رصافی از این دسته از آدمها می خواهد که در رفتار و سرشت خود تجدیدنظر کنند؛ همچنان که قرآن کریم، کبر را از اعمال شیطان می داند و می فرماید: (وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِكَةِ اُسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِيسَ أَبىٰ وَ اِسْتَكْبَرَ وَ كٰانَ مِنَ اَلْكٰافِرِينَ) [۵۱]. و در آیه ای دیگر فرموده است: (وَ أَمَّا اَلَّذِينَ اِسْتَنْكَفُوا وَ اِسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذٰاباً أَلِيماً) [۵۲].

یادآوری مرگ و بازخواست اعمال در دادگاه عدل خدا

الموت يجمع بيننا و سنلتقى عند الذي تثق الخصوم بعدله [۵۳].

رصافی بر این باور است که مرگ، همه انسانها را در صحرای محشر دور هم جمع می کند و در دادگاه عدل الهی حاضر می سازد، چنان‌که قرآن می فرماید: (ذٰلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ اَلنّٰاسُ وَ ذٰلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ)[۵۴]. و نیز می فرماید: (فَكَيْفَ إِذٰا جَمَعْنٰاهُمْ لِيَوْمٍ لاٰ رَيْبَ فِيهِ وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مٰا كَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ يُظْلَمُونَ) [۵۵]. او در قصیده ای دیگر تحت عنوان «كلمة معتبر» به این مسئله می پردازد که انسان در دنیایی از آمال و آرزوها سیر می کند، اما ناگاه مرگ او فرا می رسد و هیچ گریزگاهی نمی یابد. او را در کفنی می پیچند و در دل زمین دفن می کنند. در آنجا جسمش تجزیه میشود و به خاک برمی گردد. شاعر این چنین داستان مرگ را توصیف می کند و ایمان دارد که مرگ، قدرت شگرفی است که جوان و پیر، حاکم و محکوم، غنی و فقیر، پادشاه و رعیت، همه را در می یابد و رهایی از آن امکان‌پذیر نیست؛ چنان‌که قرآن کریم می فرماید: (كُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَةُ اَلْمَوْتِ وَ إِنَّمٰا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ) [۵۶].

قد يحسب الإنسان أمالة و الموت مصغ نحوه يسمع

حتى إذا أكمل حسبانها وافاه ما ليس له مدفع

ولُفّ في ثوب له واحدٍ ليس له رقم ولا ميدغ

خالط رب الأرض جثمانه مطحون منه بها الأضلع

ما أقدر الموت فمن هوله لم ينج لا كسرى ولا تُبَّع [۵۷].

در قصيده «حياة الوری» مرگ را به دستهای تیر مانند می کند که انسان را هدف قرار میدهد و می گوید: جای شگفتی نیست که هر ساعت شاهد مرگ آدمها هستیم. خداوند در قرآن می فرماید که گریز بی فایده است؛ چرا که مرگ همه را ملاقات خواهد کرد. (قُلْ إِنَّ اَلْمَوْتَ اَلَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاٰقِيكُمْ) [۵۸]. و همچنین فرموده است: (قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ اَلْفِرٰارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ اَلْمَوْتِ أَوِ اَلْقَتْلِ وَ إِذاً لاٰ تُمَتَّعُونَ إِلاّٰ قَلِيلاً) [۵۹].

فإن منایانا سهام عوائرٌ و كيف اثئار في السهام العوائر

فلا عجب أنا نرى كل ساعة أكف المنايا داميات الأظافر [۶۰].

نتیجه‌گیری

از مجموع آنچه گفته آمد، بر موارد زیر به عنوان نتایج بحث تأکید می شود:

۱- معروف رصافی زندگی را در سایه هموطنان و دوش به دوش آنها می بیند و روح الهی - انسانی اش پر می گشاید تا با دعوت انسانها به معروف ها و نیکیها و نهی آنان از منکرها و مذمومها، آنها را زیر بال اندیشه های اسلام گرایانه خویش پناه دهد.

۲- رصافی با توجه خاص خود به مضامین دینی و قرآنی، دوردستها و افقها را به نظاره مینشیند. او همه مرزها را با شعاع نوع دوستی و همکاری در هم می شکند تا دنیایی آکنده از صفا و خالی از هرگونه ظلم و خودپسندی بنا نماید.

۳- بازتاب امر به معرف و نهی از منکر در شعر رصافی بیانگر ایمان و باور راستین او به خالق هستی و دستورات انسان ساز اوست.

۴- هدف شاعر سعادت نوع بشر است که در رأس دعوت او قرار دارد و در سراسر شعر او می درخشد.

۵- دعوت به عدل و عدالت محوری، دعوت به ادای درست فریضه روزه، توجه به احسان و یتیم نوازی و ... از جمله موضوعاتی هستند که در اشعار دینی رصافی، از بسامد بیشتری برخوردار است.

کتابنامه

۱- قرآن کریم، ترجمه: مهدی الهی قمشه ای

۲- البعینی، نجیب، ۲۰۰۹: موسوعة الشعراء العرب المعاصرين، بیروت: دار المناهل، الطبعة الأولى.

۳- بیدهندی، باقر، ۱۳۹۳: گنج حکمت، قم: نشر روح، چاپ اول.

۴- پاینده، ابوالقاسم، ۱۳۸۲: نهج الفصاحة، تهران: دنیای دانش، الطبعة الرابعة.

۵- حاتم الکرخی، حسین، ۲۰۰۳: مجالس الأدب في بغداد، بیروت: المؤسسة العربية للدراسات و النشر، الطبعة الأولى.

۶- الخضراء الجيوسي، سلمی، ۲۰۰۷: الأتجاهات و الحركات في الشعر العربي الحديث، بیروت: مركز دراسات الوحدة العربية، الطبعة الثانية.

۷- خفاجی، محمدعبدالنعيم، ۱۹۹۲: دراسات في الأدب العربي الحديث و مدارسه، بیروت: دار الجيل، الطبعة الأولى.

۸- الرصافی، معروف، ۲۰۰۶: الأعمال الشعرية الكاملة (دیوان)، بیروت: دار العودة.

۹- الزرکلی، خیرالدین، ۲۰۰۷: الأعلام، بیروت: دار العلم الملايين، الطبعة السابعة عشرة.

۱۰- شامی، یحیی، ۲۰۰۲: شرح دیوان معروف الرصافی، بیروت: دار الفكر العربی

۱۱- شراره، عبداللطيف، ۱۹۸۲: الرصافی، بیروت: دار البيروت.

۱۲- شکیب انصاری، محمود، ۱۹۸۵: تطور الأدب العربي المعاصر، اهواز: دانشگاه شهید چمران.

۱۳- عبود، خازن، ۲۰۰۸: معجم الشعراء العرب، بیروت: رشاد برس

۱۴- مجلسی، محمدباقر، بیتا: بحار الأنوار، تهران: اسلاميه.

بازگشت به مقالات
  1. البعینی، ۲۰۰۹؛ ۶۰–۵۹؛ شکیب انصاری، ۱۹۸۵: ۱۰۷–۱۰۸؛ حاتم الکرخی، ۲۰۰۳: ۱۷
  2. الخضراء الجیوسی، ۲۰۰۷؛ ۲۵۳–۲۵۲
  3. شراره، ۱۹۸۸: ۳۸_۳۷
  4. البعینی، ۲۰۰۹: ۶۰
  5. شراره ۱۹۸۲: ۴۱؛ البعیني، ۲۰۰۹: ۶۰
  6. عبود، ۲۰۰۸: ۲۳۲
  7. الرصافی، ۲۳:۲۰۰۶–۱۹؛ البعینی:۶۲:۲۰۰۹–۶۰؛ الزرکلی، ۲۶۹:۲۰۰۷
  8. خفاجی، ۱۴۲:۱۹۹۲ و ۱۵۷
  9. خفاجی، ۱۸۳:۱۹۹۲ – ۱۸۲
  10. شراره، ۵۲:۱۹۸۲
  11. العینی ۵۹:۲۰۰۹–۸؛ خفاجی، ۱۴۶:۱۹۹۲
  12. نحل/۹
  13. آل عمران/۱۰۴
  14. بقره/ ۲۵۴
  15. الرصافی، ۱۵۵:۲۰۰۶
  16. توبه / ۱۲۰
  17. الرحمن /۶۰
  18. زلزال /۷
  19. بقره ۲۶۴
  20. الرصافی، ۲۰۰۶: ۲۶۰
  21. الرصافی، ۲۰۰۶: ۳۰۷
  22. شورى/ ۱۵
  23. نساء/۱۳۵
  24. نساء/۱۳۵
  25. الرصافی، ۲۰۰۶: ۵۲۵
  26. بقره/۱۷۷
  27. انفال/۴۱
  28. مجلسی، بیتا: ۷۶، ۱۷۳
  29. الرصافی، ۲۰۰۶: ۳۶۶–۳۳۹۳
  30. بقره/۱۸۶
  31. اعراف/۳۱
  32. الرصافی، ۲۰۰۶: ۲۱۳
  33. توبه /۷۱
  34. الرصافی، ۲۰۰۶: ۲۵۰
  35. نازعات/۴۰ و ۴۱
  36. يوسف/۵۳
  37. الرصافی، ۲۰۰۶: ۷۳۹
  38. یوسف/۸۷
  39. الرصافی، ۲۰۰۶: ۷۱۹
  40. حدید/۲۰
  41. حدید/۲۰
  42. شامی، ۲۰۰۲: ۵۴۲
  43. شامی، ۲۰۰۲: ۶۰۶–۶۰۵
  44. کهف ۴۶
  45. الرصافی، ۲۰۰۶: ۴۳۰
  46. پاینده، ۲۷۷:۱۳۸۲
  47. بقره/۱۰۹
  48. فلق /۱ و ۵
  49. الرصافی، ۲۰۰۹: ۷۶۶
  50. بیدهندی، ۱۳۹۳: ۳۰۸
  51. بقره/۳۴
  52. نساء/۱۷۳
  53. شامی، ۲۰۰۲: ۵۱۳
  54. هود/۱۰۳
  55. آل عمران /۲۵
  56. آل عمران /۱۸۵
  57. الرصافی، ۲۰۰۶: ۵۳
  58. جمعه/۸
  59. احزاب ۱۶
  60. الرصافی، ۲۰۰۶: ۲۶۳