اهمیت امر به معروف و نهی از منکر - کوثری
نویسنده: مرضیه کوثری
محتویات
مقدمه
امام علی(ع) میفرمایند: «تمام کارهای خیر و حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف، مثل رطوبت دهان است در برابر آب دریا».[۱]
شهید ثانی نیز میفرماید: «آیات و روایات امر به معروف و نهی از منکر آن قدر زیاد است که عظمت آن کمر را میشکند.[۲]
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
شناخت و آگاهی
کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید معروف و منکر را بشناسد و در ضمن از شیوه و راه و رسم آن آگاهی داشته باشد.[۳] امام حسین(ع) در این باره میفرمایند: «کسی که امر به معروف میکند، باید حلال و حرام را بداند».[۴]
روزی یک صوفی زاهدنما به امام صادق(ع) گفت: چرا شما لباسهای نرم و لطیفی پوشیدهاید؟ به خدا سوگند! پیامبر این گونه لباسها را نمیپوشید. امام لباس خود را کنار زد و فرمود: «من زیر این لباس، لباس خشنی پوشیدهام. لباس خشن زیر برای خدا و این است که نفس من رفاه طلب نباشد، و لباس رو را برای آراستگی میان مردم پوشیدهام».[۵]
از امام صادق(ع) سؤال شد: آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب است؟ امام فرمود: «این کار بر کسی واجب است که مورد احترام و اطاعت دیگران باشد و به معروف علم و بصیرت داشته باشد، نه بر کسانی که خود در انتخاب راه سرگردانند».[۶]
احتمال اثرگذاری
انسان باید در امر و نهی خود، احتمال تأثیر بدهد. ازاین رو، اگر احتمال دهد امر و نهی او تأثیر ندارد، وظیفهای متوجه او نیست؛ البته نباید مسئله، بهانهای برای ترک امر به معروف و نهی از منکر در همه حال شود. اکنون به چند فتوا از حضرت امام خمینی(ره) توجه کنید:
- اگر بداند انکارش از منکر، تأثیر نمیکند، مگر آنکه آن را با خواهش و موعظه همراه سازد، ظاهراً واجب میشود به همان طریق نهی از منکر کند؛ و اگر بداند که تنها خواهش و موعظه اثر میگذارد بدون امر و نهی، بعید نیست همان دو واجب باشد.[۷]
- اگر بداند نهی از منکرش فعلاً هیچ اثری ندارد، ولی در آینده اثر میگذارد، واجب است نهی از منکر را انجام دهد.[۸]
- اگر بداند فلان شخص معیّن امر و نهی اش در طرف مؤثر است نه امر و نهی خودش، واجب است به آن شخص امر کند که او، طرف را امر به معروف و نهی از منکر کند.[۹]
ایمنی از ضرر
اگر به خاطر امر به معروف و نهی از منکر، ضرری متوجه مال و جان شخص یا خانواده وی شود یا انجام این وظیفه، مفاسد بزرگ تری در پی داشته باشد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست؛ چه این خطر در حال حاضر باشد چه در آینده.
نکته مهمی که باید در اینجا بیان شود این است که: فلسفه تشریع امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح جامعه و قطع ریشههای فساد است. بر این اساس، در انجام این دو فریضه لازم است اهمیت منکر و ضرر در کنار هم مورد توجه قرار گیرد و هر کدام مهم تر و عمل به آن لازم تر بود، مقدم داشته شود.
امام خمینی(ره) در این زمینه میفرمایند:
اگر معروف و منکر از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهتمام دارد،... باید بین آن مفاسد و مفاسدی که از امر به معروف و نهی از منکر برمی خیزد، مقایسه شود و آنچه مهم تر است، حفظ گردد و صرف ضرر - هر چند جانی و یا حَرَج باشد ـ باعث رفع تکلیف نمیگردد.[۱۰]
امیرمؤمنان علی(ع) نیز میفرمایند: «در برابر دشواریها و رنجهایی که بر اثر امر به معروف و نهی از منکر به تو میرسد، استوار باش».[۱۱]
اصرار گناهکار
اگر فرد گناهکار پس از عمل خلاف خود، تصمیم بر ترک گناه داشته باشد، نهی او لازم نیست. امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله این گونه بیان میکنند: «منظور از استمرار و ادامه دادن این است که بار دیگر، هر چند یک بار آن گناه را مرتکب شود و منظور این نیست که دائماً آن را انجام دهد. پس اگر یک بار شراب نوشید و قصد دارد یک بار دیگر بنوشد، نهی او واجب است».[۱۲]
مراحل و مراتب امر و نهی
امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی دارد که اگر هدف با مراتب پایین به دست میآید، نباید مراتب بالاتر را عملی کرد.
اظهار تنفر قلبی
مرتبه اول از امر به معروف و نهی از منکر، اظهار تنفر قلبی است. به این صورت که کاری کند که ناراحتی قلبی خود را از منکر آشکار سازد و به طرف بفهماند منظورش از این عمل، این است که او معروف را انجام دهد و منکر را ترک کند. این مرتبه چند درجه دارد؛ همانند روی هم فشار دادن پلکها، اخم کردن و چهره در هم کشیدن، روگرداندن، دوری کردن و ترک رفت و آمد.
در تاریخ آمده که اسماء بنت عمیس میگوید: رسول خدا (ص) به خانه همسرش عایشه وارد شد. خواهر عایشه به دیدن عایشه آمده بود و لباسی از نوع لباس زنان شام، با آستینهای گشاد پوشیده بود. چون نگاه رسول خدا (ص) به او افتاد، برخاست و از خانه بیرون رفت. عایشه به خواهرش گفت: دورشو؛ زیرا رسول خدا (ص) چیزی دید که ناراحت شد. خواهر عایشه بیرون رفت. بعدها عایشه از پیامبر اعظم (ص) پرسید: چرا بیرون رفتید و ناراحت شدید؟ حضرت فرمود: آیا وضعیت خواهرت را ندیدی؟ برای زن مسلمان جایز نیست غیر صورت و دستهایش دیده شود.[۱۳]
امر و نهی گفتاری
مرحله دوم از امر به معروف و نهی از منکر، تذکر از راه گفتار و زبان است. امام خمینی (ره) در این باره میفرماید: «اگر بداند از مرحله اول امر به معروف و نهی از منکر نتیجه نمیگیرد، واجب است از مرتبه دوم استفاده کند؛ البته در صورتی که احتمال اثر بدهد».[۱۴]
سخنرانیهای معصومان(ع) در مقام موعظه و نصیحت، جزو این مرحله از امر به معروف و نهی از منکر شمرده میشود. از سوی دیگر، نوعی از این مرحله، گفت و گوی دو جانبه است. بحثها و مناظرههایی که معصومان(ع) با اصحاب خود و نیز با دیگر علما، از این دسته امر به معروف و نهی از منکر بوده است. از سوی دیگر، این مرحله در شرایطی که انسان تشخیص میدهد بهتر است، میتواند به شکل گفت وگوی خصوصی باشد.
امام باقر(ع) فرمودند:
رسول خدا(ص) از بازار مدینه عبور میکرد و مردی را در حال فروختن حبوبات دید. حضرت به او فرمود: چه حبوبات نیکویی!! چند میفروشی؟ در این زمان، خداوند به پیامبر الهام کرد که دستت را به درون حبوبات فرو ببر. رسول خدا(ص) دست خود را به درون حبوبات فرو برد و دید قسمت زیرین آن، با قسمت رویش تفاوت دارد و نامرغوبتر است. پیامبر رو به فروشنده کرد و فرمود: «میبینم تو بین خیانت به مسلمانان و کم فروشی جمع کردهای».[۱۵]
اقدامات عملی
اگر مرتبه اول و دوم با همه مراحلی که دارند در انجام واجب و ترک گناه مؤثر نباشد، باید مرحله سوم امر و نهی صورت گیرد که جلوگیری عملی از گناه است. البته در عصر حاکمیت اسلام، مرتبه سوم امر به معروف و نهی از منکر، به عهده دستگاههای حکومتی است و وظیفه مردم به مرتبه اول و دوم محدود میشود.
میگویند در دوره رضا شاه که امام خمینی(ره) برای تحصیل و تدریس به قم آمده و هنوز به مقام مرجعیت نرسیده بود، روزی فردی قلدر وارد مدرسه فیضیه میشود و شروع به عربده کشیدن و توهین به طلبههای مدرسه میکند. در این هنگام که طلبهها خود را از گزند آن شخص عربده کش کنار می-کشیدند، امام خمینی(ره) نزد او میرود و نهیبی بر سرش میکشد و سیلی محکمی به صورت او میزند، به طوری که برق از چشمانش میپرد و با کمال خجالت، سر به پایین میاندازد و از مدرسه بیرون می-رود.[۱۶]
صفات آمر و ناهی
هماهنگی حرف و عمل
مردم بیش از حرف، به عمل انسان آمر و ناهی مینگرند و از رفتار او بیش از سخنش تأثیر میپذیرند؛ چنانکه گفتهاند:
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
امام صادق(ع) میفرمایند: «با عمل خودتان مردم را به راه حق دعوت کنید».[۱۷]
امام علی(ع) نیز میفرمایند: «لعنت خدا بر کسانی که امر به معروف میکنند، ولی خودشان آن معروف را انجام نمیدهند، و از منکر نهی میکنند، ولی خودشان آن را انجام میدهند».[۱۸]
نفس خود ناکرده تسخیر ای فلان! چون کنی تسخیر نفس دیگران؟
نفس را اول برو در بند کن
پس برو آهنگ وعظ و پند کن
برخورد شایسته و چهره باز
داشتن چهره گشاده و جذّاب، عامل جذب دیگران است. از این رو، برخورداری از ملایمت و برخورد نرم و پرهیز از اخمو بودن، میتواند در موفقیت شخص آمر به معروف مؤثر باشد. در حدیثی از امام حسین(ع) آمده است: «کسی که امر به معروف میکند، باید....با مردم مهربان و رفیق باشد و تا ضرورت پیش نیاید، خشونت نکند. او باید با لطافت و محبت مردم را به کار خیر دعوت کند».[۱۹]
خیرخواه بودن
در حدیثی از امام حسین(ع) آمده است: «کسی که امر به معروف میکند، باید....خیرخواه مردم و انگیزه-اش سوز درونی و غیرت دینی باشد».[۲۰]
اخلاص
اگر آمر انتقاد میکند، نباید بر اساس سلیقه شخصی، حزب سیاسی ، عقده درونی و کینه و انتقام باشد. اگر کار، مخلصانه انجام پذیرد، خداوند در تأثیرگذاری بهتر آن یاری رسان او خواهد بود.
شکیبایی
کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، در برابر تمایلات مردم ایستاده است و به یقین از طرف بعضی مردم مورد نامهربانی قرار خواهد گرفت. او اگر صبر نداشته باشد، با یکی دو برخورد تند دست از انجام وظیفه برخواهد داشت. قرآن در نشانه بندگان خوب خداوند میفرماید: «آنان کسانی هستند که هرگاه با افراد ناآگاه برخورد کنند، با سلام ]و مسالمت[ از کنار آنها گذر میکنند».[۲۱]
بزرگواری
مردی نصرانی با جسارت به امام باقر(ع) گفت: تو بقر هستی؟ امام فرمود : «من باقر (شکافنده علم) هستم». نصرانی گفت: تو پسر آشپز هستی ؟ امام فرمود: «این حرفه او بود.» نصرانی گفت: تو پسر کنیز سیاه بدزبان میباشی؟ (در حالی که مادر امام باقر(ع) زنی بافضیلت و دختر امام حسن مجتبی(ع) بود.) امام فرمود: «اگر راست میگویی، خدا او را بیامرزد و اگر دروغ میگویی، خدا از تو درگذرت.» مرد نصرانی که این بزرگواری و شکیبایی را از امام باقر(ع) دید، به شگفت آمد و مسلمان شد.[۲۲]
ملاحظه زمینههای مناسب
زمانی که مرحوم ملا محمد تقی مجلسی به شهرت نرسیده بود، یکی از ارادتمندان او به نزدش شکایت آورد که از آزار همسایه به تنگ آمدهام. شبها دوستان نااهل خود را جمع میکند و تا صبح به شراب خواری و لهو و لعب مشغولند و آسایش ما را از بین بردهاند. ایشان فرمودند: امشب آنها را میهمان کن و من هم میآیم، شاید خدای تعالی او را هدایت کند.» او همسایه اش را که رئیس اشرار بود، به همراه دوستانش دعوت کرد و ملا محمد تقی مجلسی هم زودتر به منزل او رفت و در گوشهای نشست.
وقتی رئیس اوباش و دوستانش وارد شدند و چشمشان به آن عالم دینی افتاد، ناراحت شدند؛ زیرا با وجود او، عیش آنها به هم میخورد، ولی در هر صورت نشستند. رئیس آنها به ملامحمد تقی گفت: چه شد که تو هم به جرگه ما وارد شدی؟ در پاسخ گفت: فعلاً که چنین پیش آمده است. او سپس برای آنکه ملا محمدتقی را از مجلس بیرون کند و آزاد شوند، سر سخن را بازکرد و گفت: راهی که شما در پیش گرفته-اید بهتر است یا شیوهای که ما داریم؟ پاسخ داد: باید آثار و خواص کار خود را بیان کنیم تا معلوم گردد کدام بهتر است.
رئیس اوباش گفت: این حرف منصفانه است و ادامه داد: یکی از اوصاف ما این است که اگر نمک کسی را خوردیم، نمکدان نمیشکنیم. ملا محمدتقی فرمود: این طور نیست و قبول ندارم که شما این گونه باشید. او پاسخ داد: انکار شما بی مورد است؛ زیرا این از امور مسلّم ما جوانمردان است. ملا محمد تقی فرمود: اگر چنین است میپرسم آیا شما هرگز نمک خدا را خوردهای؟ او سر به زیر انداخت و پس از اندکی، از مجلس برخاست و رفت و همراهان او هم رفتند. صاحب منزل گفت : بدتر شد، قهر کردند و رفتند.
ملامحمد تقی فرمود: تا ببینیم چه میشود! صبح روز بعد رئیس اوباش به در منزل ملا محمد تقی آمد و با شرمساری تمام عرض کرد: سخن دیشب شما سخت در دل من اثر کرد و خواب را از چشمم ربود. [۲۳]
چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را
که کس آهوی وحشی را از این خوش تر نمیگیرد
انتقاد از کار، نه از شخص
اگر خلافکار احساس کند شخصیت دارد و محبوب است و تنها نقطه ضعف او کار خلافش است، به راحتی آن را ترک میکند. در روایات میخوانیم: «چه بسا خداوند افرادی را دوست دارد؛ اگر چه از عمل آنها ناخشنود است».[۲۴]
شخصی از امام کاظم(ع) پرسید: یکی از یاران شما شراب خورده است. آیا از او دوری جویم؟ امام فرمود: «از کارش دوری جویید، نه از خودش».[۲۵]
توجه به خصوصیات اخلاقی هر فرد
در حدیثی از امام حسین(ع) آمده است: «کسی که امر به معروف میکند،... باید بداند که هر کس خلق و خویی دارد و با هر کس باید طور خاصی سخن گفت».[۲۶]
گفتار نیک
در حدیثی از امام حسین(ع) آمده است: «کسی که امر به معروف میکند، باید...گفتارش نیکو باشد».[۲۷]
آثار امر به معروف و نهی از منکر
حفظ اسلام و احکام آن
اسلام، حقیقتی است که حفظ آن به اجرای آن در زندگی فردی و اجتماعی مؤمنان است و امر و نهی دینی، وسیلهای مقدس و مؤثر برای اجرای احکام دین به شمار میآید. امام باقر(ع) فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر، راه انبیا و صالحان و فریضه عظیمی است که دیگر واجبات به وسیله آن اجرا می-گردد».[۲۸]
تقویت مؤمنان
امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «کسی که امر به معروف کند، پشت مؤمنان را محکم کرده است».[۲۹]
به دست آوردن خلافت الهی
پیامبر اعظم (ص) فرمودند: «کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، خلیفه خدا در زمین و خلیفه رسول اوست».[۳۰]
آبادی زمین
امام باقر(ع) فرمودند: «به وسیله امر به معروف و نهی از منکر، زمین آباد میشود».[۳۱]
امنیت
امام باقر(ع) فرمودند: «به وسیله امر به معروف و نهی از منکر، راهها امن میگردد».[۳۲]
رستگاری
قرآن کریم میفرماید: «باید از شما مسلمانان گروهی باشند که به خیر و نیکی دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنها رستگارانند».[۳۳]
تضعیف کفار
امیرمؤمنان علی(ع) میفرمایند: «کسی که نهی از منکر کند، بینی کافران را به خاک مالیده است».[۳۴]
خیر و نیکی
پیامبر اعظم(ص) فرمودند: «امت من تا وقتی امر به معروف و نهی از منکر میکنند، در خیر و خوشی هستند».[۳۵]
اصلاح اجتماع
امام خمینی(ره) در وصیت نامه الهی ـ سیاسی خود فرمودند:
همان طور که هر شخص و هر فردی موظف است خودش را اصلاح کند، موظف است دیگران را هم اصلاح کند. اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه را اصلاح کند.[۳۶]
مذمت ترک امر به معروف و نهی از منکر
هر چیز دارای نشانه است و حیات معنوی نیز نشانههای خاص خود را دارد که از جمله آنها، حساس بودن به موافقت و مخالفت یکتای بی همتاست. اگر کسی از چنین احساسی محروم باشد، در حقیقت حیات معنوی خود را از دست داده است. امیرمؤمنان(ع) فرمودند: «کسی که کار بد را به قلب و زبانش انکار نکند، مردهای میان زنده هاست».[۳۷]
ترک امر و نهی، نوعی موافقت با گناه و مخالفت با خدای تعالی است.
امام صادق(ع) فرمودند: «کسی که گناه را ببیند و با توانی که دارد از آن نهی نکند، دوست دارد معصیت خدا شود و کسی که دوست دارد معصیت خدا روی دهد، دشمنی خود را با خدا آشکار ساخته است».[۳۸]
آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر
تسلط اشرار
امام رضا(ع) میفرماید: «امر به معروف و نهی از منکر کنید؛ وگرنه، اشرار بر شما چیره میشوند و خوبانتان دعا میکنند و مستجاب نمیگردد».[۳۹]
محرومیت از برکات الهی
امام صادق(ع) میفرماید: «هر گناهکاری که در قومی گناهی انجام دهد و بر معصیتش ادب نشود، نخستین چیزی که خدا آن قوم را به آن گرفتار میسازد، محرومیت از برکات الهی است».[۴۰]
عقوبت الهی
امیرمؤمنان امام علی(ع) میفرماید: «خداوند عموم مردم را به گناه پنهانی گروه خاصی عذاب نمیکند، ولی وقتی عدهای آشکارا گناه کنند و عامه مردم از آن جلوگیری ننمایند، هر دو گروه مورد عقوبت خدای عزّوجلّ قرار میگیرند».[۴۱]
عوامل ترک امر به معروف و نهی از منکر
گناه دیگران، کاری به ما ندارد
بعضی به این دلیل که «من و گناهکار را در یک قبر نمیگذارند»، در برابر باطل ساکت میمانند. این گروه توجه ندارند که گاه خلاف یک فرد، در کل جامعه اثر دارد و یک گناه، زمینه ساز انواع گناهان دیگر میشود. در حدیث میخوانیم که پیامبر گرامی اسلام فرمودند:
«یک فرد گناهکار در میان مردم، همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد، تبری برداشته و به سوراخ کردن مکانی که در آن نشسته بپردازد و هرگاه به او اعتراض کنند، در پاسخ گوید: من در سهم خود تصرف میکنم! اگر دیگران او را از این عمل خطرناک بازندارند، طولی نمیکشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ میکند و به یکباره همگی در دریا غرق میشوند.[۴۲]
رسول خدا (ص) در جای دیگر فرمود: «گناه مخفیانه، تنها به گناهکار ضربه میزند، ولی اگر از گناه آشکار نهی نشود، به همه مردم ضربه خواهد زد».[۴۳]
ترسهای بی مورد
گاهی انسان امر به معروف و نهی از منکر نمیکند؛ زیرا میترسد. از چه؟ از در خطر افتادن موقعیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی یا از دست دادن دوستان و مورد انتقاد قرار گرفتن و....
انسان هیچ پشتیبان و دوست و نگهبان و روزی رسانی جز خدا ندارد و عقیده به این مطلب، او را از این ترسها بازمیدارد. در روایات متعدد از رسول خدا (ص) و دیگر معصومان بارها نقل شده است: «امر به معروف و نهی از منکر کنید و نترسید؛ زیرا نه رزق شما قطع، و نه مرگ شما نزدیک میشود».[۴۴]
با یک گل بهار نمیشود!
گاهی سکوت دیگران، انسان را به سکوت در نهی از منکر وا میدارد؛ به طوری که فرد با خود میگوید: با یک گل بهار نمیشود. او باید بداند که امر به معروف در آن فضای مرگبار و ساکت، پاداش بیشتری دارد و چه بسا بیشتر اثرگذار باشد.
دیگران هستند!
گروهی امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند و میگویند اگر لازم باشد، فلان شخصیت، یا مقام و یا فلان انجمن اسلامی و دیگران هستند؛ غافل از آنکه امر به معروف همچون نماز، وظیفه همه است و غفلت دیگران، دلیلی برای توجیه غفلت ما نیست.
طمع
گاهی شخصی به طمع مال، گرفتن جایزه و هدیه و عیدی، جذب مشتری، خوشایندی دیگران و امثال آن، در برابر منکرات سکوت میکند.
رفاه طلبی
بعضی در برابر منکرات خود را به بی خبری میزنند و رفاه طلب هستند. رسول خدا(ص) فرمود: «شما به دلیل علاقه به زندگی مرفه و بی خبری از مسئولیتها امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید».[۴۵]
ضعف ایمان
ضعف ایمان، از دیگر عواملی است که موجب ترک نهی از منکر میشود. پیامبر اعظم(ص) فرمودند: خداوند عزّوجلّ، مؤمن ضعیفی را که دین ندارد، دشمن میدارد. گفته شد: مؤمن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ فرمود: «کسی که نهی از منکر نمیکند».[۴۶]
ضعف نفس
گاهی سکوت و رها کردن امر به معروف و نهی از منکر، سرچشمه روحی و روانی دارد و به دلیل ضعف نفس ایجاد میشود؛ یعنی فرد خجالت میکشد و حیا میکند. این نوع حیا در روایات اسلامی مورد انتقاد است و باید این صفت را با تمرین کردن از خود دور کرد. شخص باید بداند که خجالت موقّت در دنیا، نتیجهای جز آتش ابدی در قیامت نخواهد داشت.
مخالفتها و پاسخها
آزادم!
+ از قید خدا هم آزادی؟ آیا در مخالفت با خدا هم آزادی؟
+ درست است! حتما آزادی که گناه میکنی، اگر بنده بودی مطیع خدا بودی.
به شما مربوط نیست، دخالت نکن.
+ به خدا که مربوط است من آنچه خدا فرموده است، گفتم.
+ امر به معروف دخالت من نیست، دخالت خداوند است.
خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت باش!
+ هم رنگ جماعت باتقوا، نه جماعت گناهکار.
+ باید مراقب باشیم در دادگاه الهی رسوا نشویم.
قلبت پاک باشد!
+ قلب پاک گناه نمیکند.
+ پاکی قلب به عمل پاک است.
مملکت صاحب دارد!
+ بله، صاحب مملکت دستور نهی از منکر داده است.
دوست داریم گناه کنیم!
+ اما خداوند دوست ندارد گناه کنید.
مزاحم نشو!
+ حکم خدا را مزاحمت میدانی؟
هر کس را در قبر خودش میگذارند.
+ قبرمان از هم جداست، ولی دینمان فردی نیست و اجتماعی است.
دیگران بدتر از ما هستند.
+ بدتری آنها مجوّز گناه ما نیست.
آب از سر ما گذشته است!
+ قرآن فرموده است: از رحمت خدا ناامید نباشید.
از کجا شروع کنیم؟
خود
ناگفته پیداست که تأثیر کلام ما، زمانی است که خود گرفتار منکر نباشیم و به آنچه سفارش میکنیم، ابتدا خودمان عمل کرده باشیم تا مشمول انتقادهای تند قرآن نباشیم. قرآن میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا به آنچه میگویید عمل نمیکنید؟»[۴۷]
امام علی(ع) نیز میفرماید: «تا خودم کاری را انجام ندهم، به آن سفارش نمیکنم و تا خودم از کاری دوری نکنم، شما را از آن باز نمیدارم».[۴۸]
خانواده
اصلاح خود و خانواده، مقدم بر اصلاح جامعه است. قرآن میفرماید: «ای پیامبر! اول به دختران و همسرانت سفارش کن و آن گاه به زنان دیگر.»[۴۹] در جای دیگر میخوانیم: «ای مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتش حفظ کنید».[۵۰]
البته، این بدان معنا نیست که تا بستگان اصلاح نشدهاند، انسان سراغ دیگران نرود؛ زیرا گاهی همسر و فرزند قابلیّت هدایت ندارند، ولی دیگران حرف حق را میپذیرند.
نسل نو
در امر به معروف و نهی از منکر، اگر سراغ نسل نو برویم، توفیق بیشتری خواهیم داشت. این حقیقت نیاز به تجربه ندارد و آیات و روایات رسیده معصومان گویای آن است. در روایات میخوانیم: «سراغ نسل نو بروید؛ زیرا آنان زودتر از دیگران به سوی خیر گرایش مییابند».[۵۱]
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، کلمات قصار، ش۳۷۴.
- ↑ محسن قرائتی، امر به معروف و نهی از منکر، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۷۶، چ۵، ص۹.
- ↑ برگرفته از مفهوم آیه ۱۰۸ سوره یوسف: «اَدعُوا الی الله علی بَصیرَةٍ؛ با آگاهی به سوی خدا دعوت میکنم».
- ↑ بحارالانوار، ج۹۷، ص۸۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۳، ص۳۵۱.
- ↑ بحارالانوار،ج۹۷،ص۹۳.
- ↑ تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۶۷، مسئله ۵.
- ↑ همان، مسئله ۸.
- ↑ همان، مسئله ۱۰.
- ↑ همان، مسئله ۶.
- ↑ تفسیر صافی، ذیل آیه ۱۷ سوره لقمان.
- ↑ تحریر الوسیله، ص ۴۶۷، مسئله ۴.
- ↑ سید محمود مدنی بجستانی، امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه برتر در سیره معصومین، نشر معروف، ۱۳۷۶، چ۲، ص۸۷.
- ↑ تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۷۷، مسئله ۱.
- ↑ اصول کافی، ج۵، ص۱۶۱.
- ↑ محمد رضا اکبری، قطره زلال امر به معروف و نهی از منکر، قم، نشر معروف، ۱۳۸۰،چ۱، ص ۱۲۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۹۴.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه۱۲۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۹۷، ص۸۳.
- ↑ همان.
- ↑ فرقان: ۶۳.
- ↑ قطره زلال امر به معروف و نهی از منکر، ص ۶۶.
- ↑ همان، ص ۷۸.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۶،ص۲۳۳.
- ↑ همان، ج۲۷،ص۱۳۷.
- ↑ همان، ج۹۷،ص۸۳.
- ↑ همان.
- ↑ وسائل الشیعه،ج۱۱،ص۳۹۵.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت۳۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۷۹.
- ↑ بحار الانوار ، ج۷۴، ص۳۸۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۵.
- ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت۳۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۸.
- ↑ صحیفه نور، ج۱۰، ص۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱،ص۴۰۴.
- ↑ مستدرک، ج۱۲،ص۱۷۷.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۰۴.
- ↑ همان.
- ↑ همان، ص۴۰۷.
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۹۷، ص۷۸.
- ↑ میزان الحکمه، ج۶، ص۲۶۳.
- ↑ نهج الفصاحه، ح۲۰۳۲.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۷.
- ↑ صف: ۳.
- ↑ نهج البلاغه،خطبه ۱۷۵.
- ↑ احزاب: ۵۹.
- ↑ تحریم: ۶.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۴۸.







