اهل مداهنه ، ساکتین وافراد بی تفاوت در مقابل منکرات، ملعون هستند
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ ناهین فقط برای رضایت خدا اقدام میکنند
- ۳ دمیدن روح یأس و نومیدی در آمرین به معروف و ناهین از منکر
- ۴ اهل مداهنه، ساکتین و افراد بی تفاوت در مقابل منکرات، ملعون هستند
- ۵ خشم مقدس، یکی از نشانههای اهل ایمان
- ۶ مسئولین باید قاطعانه مدافع ارزشها و حدود الهی باشند
- ۷ برخی برنامههای سیما قبح گناه را در جامعه از بین میبرد
- ۸ چرا هیچ مسئولی بابت پایمال شدن ارزشهای اسلامی عذر خواهی نمیکند
- ۹ ما چقدر برای دین خدا هزینه میکنیم؟!
مقدمه
خداوند سبحان،در آیه شریفه (وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ)(الاعراف ۱۶۴) مردمان یک جامعه را متشکل از سه گروه معرفی میفرماید: ۱- فاعلین ۲- ساکتین ۳- ناهین.
مراد از فاعلین آن کسانی هستند که مرتکب کارهای خلاف میشوند و در راس کارهای خلاف، کارهایی است برخلاف رضای خدا باشد. زیر پا گذاشتن حدود الهی است و بعد سایر مسائل، یعنی نادیده گرفتن یک سری قوانین وضعی مربوط به یک جامعه مدنی.
ساکتین آنانی هستند که شاهد کارهای خلافی از سوی خلافکاران هستند ولی بی تفاوتند، خودشان کارهای زشت را انجام نمیدهند ولی در مقابل آنان (فاعلین)ساکتند.
ناهین فقط برای رضایت خدا اقدام میکنند
ناهین، یعنی آمرین بالمعروف و ناهین عن المنکر . و اینان که مومنین حقیقی و مسلمان راستین میباشند در مقابل گناه و خطا و بی بندوباری و ولنگاری و خطا و بی تفاوت و ساکت نبوده و نهی از زشتیها و امر به خوبیها میکنند .
یک گروه اندکی باقی میماند که از آنها به «ناهین» تعبیر میشود،امر به معروف و نهی از منکر یک بداهت عقلی است که به ضرورت عقلی، نه براساس باورهای دینی، درهر جامعهای بنابر اصل عقلانی قابل قبول است. "به نزد من آن کس نکو خواه توست / که گوید فلان، خار در راه توست"
این یک امر عقلی است؛ "اگر بینی که نابینا و چاه است / اگر خاموش بنشینی گناه است"
این امر مسلمی است. ناهین کسانی هستند که در برابر زشتیها بی تفاوت نیستند.
یک مناظره و یک گفت و گویی در این آیه(۱۶۴ اعراف)، خداوند بین ساکتین و ناهین بیان کرده است.
دمیدن روح یأس و نومیدی در آمرین به معروف و ناهین از منکر
حرف ساکتین، حرفی است که امروز ما از زبان خیلیها میشنویم، حرفهای کسانی که خوب هستند ولی خطاب به کسانی که به وظیفه خودشان عمل میکنند زبان نصیحت باز می کنند و میگویند چرا صحبت می کنید؟! چه ثمرهای دارد؟! این حرف ساکتین است.
و حالا منشاء این حرف کجاست و یک القای شیطانی است، آن یک بحث دیگری است، کارساکتین دمیدن روح یاس و ناامیدی در مردم نسبت به اصلاح امورات است.
گروه ساکتین اهل مداهنه هستند؛ مداهنه از کلمه دهن است، یعنی روغن، یا به معنای فارسی «ماست مالی» کردن.
{سازش و معامله بر سر دین و کوتاه آمدن از اصول، ارزشها و مبانی دینی نقطه مقابل غیرت دینی میباشد که به غلط از آن با عنوان «تساهل و تسامح دینی» یاد میشود ولی باید آن را مداهنه نامید.}
در یک روایتی است که خداوند به شعیب پیامبر وحی کرد که امشب یکصد هزار نفر از قوم تو به عذاب الهی میرسند. ۶۰ هزار نفر از خوبان (ساکتین) و ۴۰ هزار نفر از بدان (فاعلین). سوال شد که خدایا چراخوبان و چرا بیشتر؟! پاسخ این بود: برای اینکه با خلافکاران آنها مداهنه کردند.
این افراد میگویند چرا باید با دیگران اصطکاک ایجاد کرد. بنا بر این، مداهنه به معنای دست برداشتن از اصول و مبانی و ارزشها و آرمانهای الهی است تا مخالفان را خوش آید، که این کار از نظر قرآن کریم، کاری ناپسند است؛مداهنه یعنی صلح و سازش کلی باش که این غلط است.
از فرمایشات امیرالمومنین علی(ع) است که فرمود:( أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلّی الله عَلیهِ وَ آله أَنْ نَلْقَی أَهْلَ الْمَعَاصِی بِوُجُوهٍ مُکْفَهِرَّه) : رسول خدا به ما دستور دادند که با اهل معصیت، با چهرههای عبوس مواجه شویم، نه اینکه به آنان لبخند بزنیم . و این یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از گناه و افزونی گناهکار در جامعه میباشد .
( ناهین) قبول ندارند که نهی از منکر، و تذکرات آنان بی اثر میباشد (لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ) و بالفرض و با صرف نظر نمودن از نتیجه عمل، و با انجام تکلیف، میخواهند در پیشگاه الهی معذور باشند (مَعْذِرَهً إِلَی رَبِّکُمْ ) .
گر نیاید به گوش رغبت کس بر رسولان پیام باشد و بس
اهل مداهنه، ساکتین و افراد بی تفاوت در مقابل منکرات، ملعون هستند
خداوند در قرآن میفرماید: ( لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ (المائده ۷۸) كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (المائده 79) )
"اقوامی از طرف حضرت عیسی(ع) و حضرت داود(ع) مورد لعنت قرار گرفتند. برای اینکه عصیان میکردند و حدود الهی را زیر پا میگذاشتند.اینگونه بودند که در برابر منکرات و زشتیها نه نهی میکردند و نه پذیرای نهی میشدند."
پس میبینیم ساکتین اینچنینی ملعون هستند. یک سری مسائلی که ما در سطح اجتماع با آن مواجه میشویم خیلی جای تعجب دارد. یکی اینها مسئله حجاب است که به سادگی نادیده گرفته شده است. در همین موضوع انسان در برابر یک امری که خلاف رضای خدای متعال است قرار بگیرد و نسبت به آن بی تفاوت باشد.این جای تعجب و تاسف دارد. که دغدغه دینی نداشته باشیم.
خشم مقدس، یکی از نشانههای اهل ایمان
میگوییم خشم و غضب خوب است یا بد؟! جواب این است که غضب و خشم مفتاح همه بدی هاست. یک گناه کلیدی است. اما این خشم در همه جا مفتاح بدی هاست؟!
ما یک خشمی داریم به نام خشم مقدس. میشود گفت دین را همین خشم مقدس پیش برد. در روایتی آمده است که یکی از نشانههای مومن حقیقی این است وقتی میبیند که حدی از حدود الهی زیر پا میرود، همچون پلنگی زخم خورده خشمگین میشود. ما چرا در برابر زیر پا رفتن حدود الهی و ارزشهای جامعه خودمان بی تفاوت هستیم؟ لذا وظیفه تک تک مومنین و مخصوصا مسئولین است وقتی که میبینند یک حدی از حدود الهی، یک ارزشی از ارزشهای اسلامی نادیده گرفته میشود، اینها عصبانی بشوند.
عصبانیتی که منشائ حرکتی مثبت برای پیشگیری از آن عمل خلاف میشود.
چرا اعلام و ابراز تنفر از گناه و زیر پا رفتن حدود الهی در جامعه کم است؟ چرا فلان مسئول در سخنان خود رسما اعلام نمیکند که" ای مردم من از بی حجابی متنفر هستم این مقتضی تولی و تبری است. همه وظیفه دارند. هرکس به سهم خودش، هم مردم و هم مسئولان. من سخنرانی میکنم وظیفه من هست وقتی جایی که حرکتی خلاف رضای خدا باشد، اعلام کنم که میکنم. دیگران هم همین طور.مسئولین بایستی قاطعانه و صراحتاً با اعمال ضد اسلامی مخالفت نموده، و علناً اعلام تنفر و بیزاری از ضد ارزشها نمایند .
مسئولین باید قاطعانه مدافع ارزشها و حدود الهی باشند
یک مثال بزنم از رئیس قوه مجریه که رئیس جمهور محترم میباشد. در اولین کنفرانس مطبوعاتی یک خانمی آمد در حالی که موهایش آشکار بود،که این برخلاف رضای خداست، برخلاف قانون مسلَم قرآنی است. همان لحظه تلاطمی در درون من بود؛ تعبیر من این است هیچ زمانی در طول عمرم این قدر آرزو در دل نمیکردم و بعد این همه حسرت نخوردم.آرزویم این بود که چقدر خوب است یک تذکر محترمانه و قاطعانه داده بشود و حسرتم این بود که این تذکر داده نشد.
اگر من بودم،میگفتم:دخترم! من به عنوان رئیس قوه مجریه و بالاتر از آن به عنوان یک شخص روحانی که وظیفهام تقویت و ترویج دین است از شما خواهش میکنم این بزرگترین حد الهی را رعایت کنید.
و اگر این تذکر داده میشده، رعایت حجاب یک دستور العملِ عملی میشد برای ملت ما .
فائده و اثر مثبت چنین تذکراتی، ازفوائد و اثرات صدها و بلکه هزارن مجلس که در رابطه با حجاب برگزار شود، بهتر و بیشتر است .
اینکه گاه افرادی بخواهند به گونهای حرکت کنند که همه گروهها و اشخاص مرید او و او مراد آنها بشود این کاری است بسیار غلط و منافقانه.
بی توجهی نسبت به این مسائل باعث شده که روز به روز ما میبینیم که در خیلی از عرصهها مواجه میشویم که گاهی در خلوت میگوییم عجیب است و ابراز تاسف می کنیم. چرا نباید بر تورهای گردشگری نظارت باشد؟ چرا باید علنا ارزشهای اسلامی در جامعه زیر پا برود؟ باید غیرت دینی در جامعه ترویج و نهادینه شود.
برخی برنامههای سیما قبح گناه را در جامعه از بین میبرد
ایشان در پاسخ به سئوالی پیرامون نقش رسانه ملی در فرهنگ سازی در جامعه گفتند: آیا سیمای ما نمیخواهد ننگ استفاده ابزاری از وجود زن مسلمان را برای تبلیغات تجاری خود باور کند؟! آنهم تبلیغاتی که در مواردی که نه تنها که مفید نیست بلکه مضر است و بلکه مردم را سوق میدهد به طرف زندگی تجملی و اشرافی بدون کوشش.
اگر بخواهیم وارد جزئیات بشویم و به محتوای سریالهایی که ایجاد ارتباط و خلوت کردن با نامحرم را یک امر طبیعی جلوه میدهد و قبح خیلی از مسائل از بین رفته است، آن یک بحث خیلی مفصلی است.
برخی تبلیغات در سیما اغواگری است، مثل آن تبلیغ کرم حلزون که اغوای یک ملت بود و هیچ کس پاسخگو نیست.
یکی بیاید این جمله را توضیح بدهد«بدون چاکلز هرگز؛ یعنی چی؟» چرا یک ریال خرج «بدون حجاب هرگز» نمیکنیم؟! دانشگاه این مملکت طبق فرموده امام صداو سیماست و این رسانه مسئولیت زیادی را در فرهنگ سازی بر عهده دارد. مسئول صدا و سیما به خاطر این مسائلی که هفته گذشته در دزفول و برخی شهرهای دیگر پیرامون یک سریال پیش آمد، آمد صحبت کرد و مستقیم و غیر مستقیم عذرخواهی کرد.
چرا هیچ مسئولی بابت پایمال شدن ارزشهای اسلامی عذر خواهی نمیکند
چرا یک بار به خاطر حدود الهی، مردم برانگیخته نمیشوند و یا مسئولان عذرخواهی نمیکنند؟ اگر در فرانسه دولتمردان آنجا یک دختر را به خاطر حجاب از دانشگاه و یک مربی محجبه را به خاطر حجابش اخراج میکنند و ما محکومشان میکنیم و محکوم کردن ما نیز به نوعی درست است اما از یک طرف هم باید آنها را تحسین و در ارتباط با آن تایید، خودمان را تقبیح کنیم! و آن اینکه فرهنگ آنجا بیگانه با حجاب است و میگویند فرهنگ ما این روش پوشش را نمیپذیرد و حذفش میکنند. اما در کشور ما حجاب قانون و واجب الهی است و به راحتی زیر
پا گذاشته میشود. پس چرا عکس العملی نشان نمیدهیم؟ و لذا اگر در این وادی بخواهیم وارد شویم، به برنامههای تلویزیون خیلی ایراد وارد است.
ما چقدر برای دین خدا هزینه میکنیم؟!
خداوند میفرماید: که کافرین پول خرج میکنند، هزینه میکنند،نه هزینههای مادی تنها. بلکه همه نوع هزینهای میدهند! برای رسیدن به چه هدفی ؟! برای اینکه مانع بشوند مردم بروند در راه خدا.
هدفم از بیان این مطلب این است که مومنین در مقابل برای دین و برای دفاع از دین چقدر هزینه میکنند؟! فرقههایی مثل وهابیت که اینهمه جزوه و سی دی میزنند و رایگان میدهند، اینها اینگونه هزینه میکنند. شبکههایی که برای تباهی اخلاقی راه اندازی شده است چقدر است؟ کی دارد این پولها را میدهد؟!
هدفشان تباهی دین و بی تفاوتی نسبت به ارزشها در جامعه است. ما در کنار هزینههای روزمره زندگی خود، چقدر برای دین خرج میکنیم؟! این انقلاب بستری برای ما فراهم کرده است و هنوز هم هست که مطابق رضایی خدا زندگی کنیم، اما ظاهرا خودمان نمیخواهیم.
ارشاد اسلامی ما برای کنسرتهایی که جز مفسده بدنبال ندارد چقدر هزینه نموده و میکند و برای ( ارشاد مردم به سوی اسلام و برنامههای اسلامی ) چقدر ؟
بی تفاوتی و بی تعصبی تا کی ؟ چرا دولتمردان ما به خاطر زیر پا رفتن حدود الهی برانگیخته و متغیر و عصبانی نمیشوند ؟







