اهتمام فاعل به انجام منکر - نهی از منکر قبل از انجام منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اهتمام فاعل به انجام منکر - نهی از منکر قبل از انجام منکر

مسئله: 16

«لوهم شخص باتیان محرم و شک فی قدرته علیه فالظاهر عدم وجوب نهیه نعم لو قلنا بان العزم معصیه حرام یجب النهی عن ذالک[۱]»

اما اگر شخص اهتمام ورزید به انجام فعل حرامی و شک داریم قدرت برانجام حرام دارد یا ندارد ظاهر عدم وجوب نهی است چون نمیدانیم میتواند منکر را انجام بدهد یا نمیتواند پس منکر تا کنون انجام نشده و نمیدانیم از الان به بعد انجام میگیرد یا نه استصحاب عدم قدرت جاری میشود و وجوب ساقط میشود این در صورتی که استصحاب موضوعی کنیم، استصحاب حکمی نیز میشود کرد تا منکر ی انجام نشود نهی از منکر واجب نیست نمیدانیم منکر میشود انجام بشود یا نه اصل عدم وجوب استصحاب میشود.

مگر اینکه بگوییم عزم بر معصیت معصیت است دراین صورت که مقدمه حرام مطلقا حرام است تصمیمش برمنکر حرام است و منکررا باید نهی کرد.

شرایط وجوب امر به معروف ونهی از منکر

القول فی شرایط وجوبها وهی امور:

شرط اول علم به معروف و منکر

الاول ان یعرف الآمر او الناهی ان ما ترک المکلف او ارتکبه معروف او منکر فلا یجب علی الجاهل بالمعروف والمنکر والعلم شرط الوجب کالاستطاعه فی الحج [۲] « میفرماید شرط اول آن است که آمر به معروف وناهی از منکر علم به معروف ومنکرداشته باشند و اینکه فاعل

منکر علم داشته باشد یا نداشته باشد بحث دیگری است. علم آمر لازم است چون اگر علم نداشته باشد امر به منکر کند و نهی از معروف کند و تحقق امر به معروف ونهی از منکر منوط به علم است.

انماالکلام فی ان العلم شرط للوجوب او شرط للواجب

شرط وجوب و شرط واجب

درباب مقدمه ی واجب علما فرموده اند مقدمه چند نوع است: 1. مقدمه علم: یعنی مقدمه را انجام میدهیم تا یقین پیداکنیم تکلیف انجام شده، مقدمه برای آن است که علم به امتثال پیدا کنیممثلاً میگوید به مکلف وقت یوضو میگیری باسد بین انگشت شصت و اشاره شسته شود حال باید مقداری بیشترازدوطرف شسته شود تا علم به شستن مقدارواجب حاصل شود.

مقدمه ی صحت: مقدمه ای است که اگر ان مقدمه محقق نشود فعل انجام شده صحیح نیست مثل اینکه اسلام شرط صحت عمل است مامعتقدیم الکفار مکلف بالفروع کما انهم مکلفون بالاصول بنابراین صلاه برکافر واجب است ولی شرط صحتش مسلمان بودنش است.

مقدمه ی واجب: مقدمه ای است که اگر مکلف ان را انجامندهد در ظرف خودش ذی المقدمه وواجب را نمیتواند انجام بدهد مثل اینکه مکلف باید وضو بگیرد تابتواند نماز بخواند.

مقدمه ی وجوب: مقدمه ای که اگر نباشد خداوند تکلیف نمیکند بر مکلف مثل شرایط عامه تکلیف یا مانند استطاعت برای حج که تا استطاعت حاصل نشود تکلیفی بحج نیست.[۳] نکته مهم:

در مقدمه ی واجب و شرط واجب تحصیل مقدمه بر مکلف لازم است یعنی تکلیف قطعی است و فعلیت پیدا کرده و مکلف موظف است مقدمه راانجام بدهد تا بتوان ذی المقدمه راانجام بدهد اما در مقدمه ی وجوب تحصیل شرط واجب نیست بلکه تکلیف متوقف بر شرط است تا شرط محقق نشود

تکلیفی نیست اگر تکلیفی نیست مقدمه هم تحصیلش بر مکلف واجب نیست، مقدمه اگر خود بخود انجام شد مکلف باید ذی المقدمه را باید انجام دهد مانند استطاعت مه اگر حاصل شد مکلف باید ج را انجام بدهد.

علم به معروف و منکر شرط وجوب یا شرط واجب

علم به منکر و علم به معروف شرط واجب است یا شرط وجوب است؟ نظر علما متفاوت است:

1. علم شرط وجوب است. امام (ره) فرموده اند: والعلم شرط للوجوب کالاستطاعه فی الحج اگر شرط وجوب است معنایش این است که تحصیلش بر مکلف واجب نیست، اگر اتفاق فتاد و خود بخود بوجود آمد تکلیف حتمی می شود و الا فلا.

نظر صاحب جواهر

2. علم شرط واجب است. مرحوم صاحب جواهر (ره) در جلد 21 صفحه 366 میفرماید: الاول ان یعلمه معروفاً و منکر لیئمن من الغلط والتحریف والانکار کما صرح به الحلی والفاضل والشهیدان والمقداد وغیر هم علی

ماحکی عن بعضهم بل عن المنتهی نفی الخلاف فیه ادعای اجماع شده بر شرط وجوب بودن و مقتضی این سخن آن است که علم شرط وجوب است کالاستطاعه فی الحج بنابراین فالجاهلمعذورٌ. [۴] لکن فی حاشیه الکرکی والمسالک محقق ثانی و شهید ثانی در مسالک فرموده اند النظر فی ذالک، قال فی الاول

محقق ثانی در حاشیه فرموده اند: ولقائل ان یقول ان فی اشتراط الوجوب بهنظراً اینکه وجوب نهی از منکر و امربه معروف مشروط به علم باشد اشکال دارد یعنی علم را شرط وجوب بدانیم اشکال دارد فان الی آخ ...

و قال فی الثانی شهید ثانی در مسالک فرمودند: وقد یناقش بان عدم العلم بالمعروف والمنکر لاینافی تعلق الوجوب بمن لم یعلم صحیح است آمر باید علم داشته باشد به معروف ومنکر اما منافات ندارد که امر به معروف ونهی از منکر واجب باشد قبل از علم این شخص یعنی شرط واجب است نه شرط وجوب.[۵] ممکن است قول دوم تقویت بشود وقول دوم اقوی است بخاطرآنچه در علم اصول آمده و علما فرموده اند

تکلیف مشروط به علم نمیشود والایلزم من وجوده عدمه چون شما میفرمایید تا علم نباشد تکلیفی نیست اگر تکلیفی نیست علم به چه چیزی پیدا کنیم؟ علم از صفات حقیقیه ی ذات اضافه است اگر علم از صفات حقیقیه ذات اضافه است یعنی معلوم میخواهد تا معلومی نباشد علم نیست.

بعلاوه اگر علم شرط وجوب باشد لازم میآید وجوب امر به معروف ونهی از منکر تابع اراده ی مکلف باشد در حالی که وجوب التکلیف مشترک بین العلم والجاهل تکلیف تابع مصالح ومفاسد فعل است.

سوال: اگر علم شرط وجوب باشد اشکال فوق وارد است پس در استطاعت هم باید این اشکال مطرح شود پاسخ: در استطاعت این به نفع ماست ولی مقوله ی علم بامقوله ی استطاعت جداست در آنجا حج مصلحت دارد اگر استطاعت داشته باشد والامصلحت ندارد ولی امر به معروف مصلحتش به علم نیست.

نکته

قول اقوی این است که علم شرط واجب باشد و نهی برجاهل واجب نیست.

پانویس

  1. تحریر الوسیله، ج1، ص: 465
  2. تحریر الوسیله، ج1، ص: 465
  3. کفایه الأصول ( با تعلیقه زارعی سبزواری )، ج1، ص: 178
  4. جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج21، ص: 366
  5. مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج3، ص: 101
بازگشت به دروس خارج