امر به معروف و نهی از منکر (برداشت هایی از تفاسیر شیعه)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر (برداشت‌هایی از تفاسیر شیعه)

نویسنده: محمد صفری

مقدمه

یکی از مشکلاتی که امروز گریبانگیر بشر شده، مقوله‌ای به نام فساد است. فساد خود در دو سطح فردی و اجتماعی مطرح می‌شود. آثار و پیامدهای فساد اجتماعی به مراتب زیان‌بارتر از فساد فردی است، چرا که فساد در اجتماع موجب انتشار آن در بین آحاد افراد جامعه می‌گردد، لذا مبارزه با فساد اجتماعی و از آن مهم‌تر راه‌های پیشگیری از وقوع آن بسیار مهم می‌نماید. از این رو بنا داریم در این نوشته «امر به معروف و نهی از منکر» را به عنوان دو راهکار اساسی برای پیشگیری و مبارزه با فساد اجتماعی مطرح کنیم. ابتدا معروف و منکر را تعریف کرده از منظر قرآن بررسی می‌کنیم، سپس به آثار انجام و ترک آن را در جامعه می‌پردازیم و برای ملموس‌تر شدن موضوع چند مصداق آشکار از منکرهای اجتماعی ذکر می‌کنیم، و نهایتاً به عنوان نتیجه‌گیری چگونگی تأثیر امر به معروف و نهی از منکر را در زدودن مفاسد اجتماعی مطرح خواهیم کرد.

معروف و منکر چیست؟

تعریف مشهور نزد گروهی از فقها، این است که معروف عبارت از کار نیکویی است که کننده آن، آن را بشناسد یا به انجام آن راهنمایی شود و منکر نیز هر کار زشتی را می‌گویند که باز هم کننده آن، آن را می‌شناسد یا این که آن را به وی بشناسانند.
امر به معروف و نهی از منکر در آینه قرآن در میان آیات قرآن، آیات بسیار زیادی وجود دارند که یا به طور مستقیم و یا به طور غیر مستقیم انسان را دعوت به انجام امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند. طبیعتاً در این نوشته نمی‌توانیم به تمامی آنها بپردازیم، لذا تنها یک آیه که به طور مستقیم ما را به این فریضه فرا می‌خواند، را بررسی خواهیم کرد.
«ولتکن منکم امّه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و أولئک هم المفلحون» (آل عمران/۱۴۰)
باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.
نکات زیر از آیه فوق قابل برداشت است:
امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی است. چون فعل امر «تکن» دلالت بر وجوب می‌کند، و «منکم» من تبعیضیه است. یعنی دلالت بر کفایی بودن این واجب دارد. (تفسیر المیزان)
در امر به معروف و نهی از منکر تنها یک نفر تأثیر گذار نیست. لذا قرآن می‌فرماید: «امّه» (ترجمه تفسیر المیزان)
امر به معروف و نهی از منکر باید استمرار داشته باشد. (ترجمهٔ تفسیر المیزان)
قول «لین» زبان خوش در امر به معروف و نهی از منکر ضرورت دارد. (ترجمهٔ تفسیر المیزان)
امر به معروف بر نهی از منکر مقدم است (ترجمهٔ تفسیر المیزان)
ما مأموریم که هر آنچه که خیر و معروف است، انسانها را به آن دعوت کنیم. (الف و لام الخیر و المعروف، یعنی تمام خیر و معروفها. (ترجمهٔ تفسیر المیزان)
ما مأموریم که تمام منکرات را نهی نمائیم؛ لذا می‌فرماید: «و المنکر» که الف و لام آن دلالت بر تمام منکرات دارد. (ترجمهٔ تفسیر المیزان)
عاقبت آمران به معروف و ناهیان از منکر رستگاری است. (ترجمهٔ تفسیر المیزان)
تفسیری که در ذیل آیه بیان شده است، بیانگر معروفات و منکرات می‌باشد. (جامع البیان)
از اینکه شاخصهٔ یک امت خوب و بهتر، امر به معروف و نهی از منکر کردن آنان قرار داده شده است، دلیل بر اهیمت این دو فریضه‌الهی است (جامع البیان- عیاشی)
در جامعه‌اسلامی لازم است گروهی که مورد تأیید نظام هستند، بر اوضاع، برخوردها و حرکت‌ها نظارت داشته باشند. (راهنما- نور- عیاشی)
در جامعه دعوت به خیر از امر به معروف مقدم است. (نور)
جلوگیری از فساد، بدون قدرت منسجم و مسئول مشخص امکان‌پذیر نیست. (نور)
کسانی که برای اصلاح جامع دل می‌سوزانند رستگاران واقعی هستند. (راهنما و نور)
امر به معروف و نهی از منکر باید دائمی باشد. (نور)
دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر از راه‌های ایجاد وحدت در میان مسلمین است. (تفسیر راهنما)
ضرورت به وجود آمدن تشکل در میان گروه‌های امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر. (تفسیر راهنما)
امت حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) با اوصاف)دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر) شناخته می‌شوند. (عیاشی)
همانطور که امر به معروف و نهی از منکر واجب است، عمل نمودن به آن هم از جانب آمران و ناهیان لازم و ضروری است. (نور الثقلین)
تنها با هماهنگی گفتار و اعمال آمر به معروف و ناهی از منکر آثار و فواید امر و نهی بدست می‌آید. (نور الثقلین)
با توجه به روایت: امر به معروف و نهی از منکر نیازمند یاری هستند و هرگز نباید روی زمین بماند و باید اجرا و عملی شوند. (نور الثقلین)
پاداش آمران به معروف و ناهیان از منکر، عزت و سربلندی نزد خداوند است. (نور الثقلین)
از جمله کیفر و سزای تارکان امر به معروف و نهی از منکر، خوار و ذلیل شدن و عذاب اخروی و مسلّط شدن سلطان ظالم بر آنان می‌باشد. (نور الثقلین و مجمع البیان)

پانویس

منبع: باشگاه اندیشه - تاریخ برداشت:۱۰ دی ۱۳۸۸
بازگشت به مقالات