امر به معروف و نهی از منکر هم آدابی دارد (۱)
نویسنده: مولا محسن فیض کاشانی قدس سره
مقاله
(( بسم اللّه الرحمن الرحیم ))
سپاس خداوندی را که هیچ کتابی را نتوان گشود جز به ستایش او و نعمتها را نتوان طلبید مگر به وسیله کرم ، بزرگواری و بخشندگی وی .درود بر سرور پیامبران حضرت محمّد صلی اللّه علیه و اله فرستاده و بنده خدا و بعد از او بر خاندان پاک و پاکیزه اش باد.باری ، امر به معروف و نهی از منکر بزرگترین محور دین و مساءله مهمی است که برای آن ، خداوند تمام پیامبران را برانگیخت . چنانکه اگر بساط امر به معروف و نهی از منکر بر چیده و از نظر عملی و علمی مهمل گذارده شده بود، نبوت بیهوده میگشت و دیانت نابود میشود، سستی و گمراهی و جهل و فساد همه را فرا میگرفت ، کج اندیشی فراگیر میشد و شهرها ویران و مردمان هلاک میگشتند و هر چند آن واقعهای که از آن بیم داریم ، واقع میشد اما چه بسا مردم تا روز قیامت از هلاک خود آگاه نمیشدند، بنابراین ؛ ععع انا للّه و انا الیه راجعون ، )) زیرا از نظر علمی و علمی آثار این محور نابود شده و حقیقت و نشانه اش محو گردیده و نیرنگ آدمیان بر دلها چیره شده و مراقبت خداوند از دلها رخت بربسته و مردم در پیروی از مردم از هوی و هوس همچون چهارپایان افسار گسیخته شدهاند و مؤ من راستین که ملامت کنندهای او را از راه خدا باز ندارد، در پهنای گیتی کمیاب گشته است . پس هر که در جبران این سستی و پر کردن این شکاف تلاش کند، یا در عمل عهده دار آن شود و یا اقدام در اجرای آن کند، با این هدف که این سنت از میان رفته را بازسازی کند و بر آن اهتمام بورزد و در راه زنده کردن آن دامن همت بر کمر زند، چنین شخصی از میان مردم برای احیای سنتی که سرانجام روزگار به نابودی آن انجامیده ، از خود گذشتگی کرده و مصمم به تقربی شده که تمام مراتب قرب در برابر آن ناچیز است ، و اکنون ما آگاهی و اطلاع از آن را در چهار باب شرح میدهیم :باب اول در وجوب و فضیلت امر به معروف و نهی از منکر.باب دوم در ارکان و شرایط امر به معروف و نهی از منکر.باب سوم در موارد انجام آن و بیان منکراتی که عادت معمول شده است .باب چهارم در امر به معروف و نهی از منکر فرمانروایان .باب اول : در وجوب و فضیلت امر به معروف و نهی از منکر و نکوهش ترک آنهادلیل به این مطلب ، بعد از اجماع امت اسلامی و عنایت عقلهای سالم بر آن ، آیات و اخبار و آثار وارد شده است .اما آیات ، قول خدای تعالی : (( و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یاءمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون . )) در آیه فوق به طور وضوح ، وجوب آمده است ، زیرا کلمه (( ((والتکن )) )) امر است و ظاهر امر ایجاب است و در این آیه توضیحی است مبنی بر این که رستگاری منوط بر آن است ، زیرا به طور حصر بیان کرده و فرموده است : (( و اولئک هم المفلحون . )) و نیز در آیه آمده است که این عمل واجب کفایی است نه واجب عینی ، زیرا وقتی که گروهی اقدام کردند، از دیگران ساقط میگردد، چون نفرموده است که همگی امر به معروف کنید، بلکه فرموده است : ((باید جمعی از میان شما دعوت به نیکی کنند.)) بنابراین هرگاه یک فرد و یا جمعی اقدام کنند، تکلیف از دیگران برداشته شده و رستگاری از آن کسانی خواهد بود که امر به معروف کردهاند ولی اگر تمام مردم از آن خودداری کنند ناگزیر گناه متوجه تمام کسانی است که توانایی انجام آن را داشتهاند.خدای تعالی فرموده است : (( لیسوا سواء من اهل الکتاب امة قائمة یتلون آیات اللّه آباء اللیل و هم یسجدون ، یؤ منون باللّه و الیوم الا خر و یاءمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین . در این آیه خدای متعال صالح بودن آنان را به صرف داشتن ایمان به خدا و روز واپسین گواهی نکرده است ، بلکه امر به معروف و نهی از منکر را نیز بر آن افزوده است .
خدای تعالی فرموده است : (( و المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولیاء بعض یاءمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة . )) مؤ منان را به انجام امر به معروف وصف کرده است . پس کسی که امر به معروف را ترک کند از جمع مؤ منان توصیف شده در این آیه خارج است .خدای تعالی فرموده است : (( لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داوود و عیسی بن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون ، کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون . )) این نهایت سرزنش است ، زیرا آنان را به علت ترک ((نهی از منکر)) سزاوار لعن و نفرین دانسته است .و خدای تعالی فرموده است : (( کنتم خیر امة اخرجت للناس تاءمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر. ))
این سخن دلیل بر فضیلت امر به معروف است ، زیرا بیانگر آن است که ایشان بدان وسیله بهترین امت بودند.و خدای تعالی فرماید: ععع فلما نسوا ما ذکروا انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس بما کانوا یفسقون . )) به این ترتیب بیان کرده است که ایشان به دلیل نهی از بدی نجات یافتند. و این خود نیز دلیل بر وجوب (نهی از منکر) است .خدای تعالی فرموده است : (( الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر. )) در این آیه خدای متعال ، امر به معروف و نهی از منکر را در شمار صفات نیکان و مؤ منان ، با نماز و زکات برابر کرده است .خدای تعالی فرماید: (( تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان .)) این دستور قاطعی است ، و معنای تعاون ، واداشتن دیگران به یاری رساندن به امر خیر و هموار کردن راه خیر و مسدود کردن راههای شر و تجاوز، در حد امکان است .خدای تعالی فرموده است : (( لولا ینهیهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم و اکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون . )) خداوند در این آیه بیان کرده است که آنان به دلیل ترک نهی از منکر، گناه کردهاند.خدای تعالی فرموده : (( فلو کان من القرون من قبلکم اولوا بقیة ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن انجینا... )) در این آیه خداوند بیان داشته است که همه آنان را، به جز اندکی که از فساد در روی زمین جلوگیری میکردند، هلاک کرده است .و خدای تعالی فرموده است : (( یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء للّه و لو علی انفسکم اوالوالدین و الاقربین . )) این مطلب همان امر به معروف به پدر و مادر و خویشاوندان است .خدای تعالی فرماید: (( لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بین الناس و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤ تیه اجرا عظیما. )) و خدای تعالی فرموده است : (( و ان طائفتان من المؤ منین اقتتلوا فاصلحوا بینهما...)) اصلاح همان جلوگیری از تجاوز و بازگرداندن به طاعت خداست ، و اگر متجاوز برنگشت ، خداوند دستور به مبارزه با او را داده و فرموده است : (( فقاتلوا التی تبغی حتی تفیی ء الی امر اللّه . )) و این همان نهی از منکر است .اما اخبار: از پیامبر صلی اللّه علیه و اله نقل شده که فرمود: ((هیچ گروهی نیستند که مرتکب گناهی شوند و در میان ایشان کسی باشد که بتواند آنها را نهی از منکر کند و نکند، مگر این که بزودی خداوند همه آنها را به عذابی از جانب خود گرفتار میسازد.))از ابوثعلبه خشنی نقل کردهاند که وی از رسول خدا صلی اللّه علیه و اله دربارهٔ تفسیر این آیه مبارکه پرسید: (( ((لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم .)) )) پیامبر صلی اللّه علیه و اله میفرماید: ((ای ابوثعلبه ، امر به معروف و نهی از منکر کن و هرگاه دیدی که مردم به دنبال حرص و آز هستند و از هوای نفس پیروی میکنند و دنیا را برگزیدهاند و هر صاحب نظری ، فریفته نظر خویش است ، مواظب خودت باش و توده مردم را رها کن ، زیرا در پی شما آشوبهایی مانند پارههای تیره شب است ، کسی که در آن اوقات به دست آویزی همچون دست آویز شما چنگ زند، اجر و مزد پنجاه تن از شما را دارد. گفتند: یا رسول اللّه ، آیا اجر پنجاه تن از آن مردم را؟ فرمود: بلکه از شما را که نیکوکاری را یاری میکند در حالی که آنها نمیکنند.))از ابن مسعود دربارهٔ تفسیر این آیه پرسیدند، او گفت : اینک زمان تفسیر آن نیست ، امروز متن آیه قابل قبول است و لیکن نزدیک است که زمان تفسیر آن فرا رسد؛ آن وقت شما امر به معروف میکنید، با شما چنین و چنان عمل میکنند و سخن میگویید، کسی از شما نمیپذیرد، در آن زمان است که ((باید به خود بپردازید و هنگامی که شما هدایت یافتید، گمراهی کسانی که گمراه شدهاند به شما زیانی نمیرساند.))رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((باید امر به معروف و نهی از منکر کنید اگر نه خداوند بدکاران شما را به شما مسلط میکند و از آن پس نیکان شما هر چه دعا میکنند، مستجاب نمیشود.)) مقصود این است که هیبت و شکوه آنان در نظر اشرار از بین میرود در نتیجه اهمیتی به آنها نمیدهند و از آنها نمیترسند.پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((ای مردم ! خدای تعالی میفرماید: ای مردم ! باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، پیش از آن که دعا کنید و مستجاب نشود.))آن حضرت میفرماید: ((کارهای نیک در برابر جهاد در راه خدا به قدر آب دهان انداختن در دریایی ژرف است ، و تمام اعمال نیکو و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر بیش از آب دهان در برابر اقیانوسی ژرف نمیباشد.))پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((همانا خدای تعالی از بنده میپرسد: چه باعث شد که منکر را دیدی و نهی از منکر نکردی ؟ هرگاه خداوند دلیلی را به بنده اش تلقین کند، میگوید: پروردگارا! به تو اعتماد ورزیدم و از مردم فاصله گرفتم .))آن حضرت فرمود: ((مبادا میان معابر و بر رهگذرها بنشینید، گفتند: ما ناگزیر از نشستنیم ، زیرا رهگذرها انجمن ماست و در آنجاها گفتگو میکنیم . فرمود: اگر نمیخواهید این مکانها را ترک کنید پس حق آن را ادا کنید، عرض کردند: حق راه چیست ؟ فرمود: چشم پوشیدن (از نامحرم ) و آزار نرساندن (به مردم ) و جواب سلام (دیگران ) را دادن و امر به معروف و نهی از منکر.)) پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((تمام سخنان فرزند آدم به زیان اوست نه به سود او، جز امر به معروف یا نهی از منکر و ذکر خدا.))آن حضرت فرمود: ((همانا خداوند خواص را به واسطه گناهان عامه مردم عذاب نمیکند مگر این که منکری بین آنها ظاهر شود در حالی که خواص میتوانند نهی از منکر بکنند ولی نکنند.))ابوامامه باهلی از پیامبر صلی اللّه علیه و اله نقل کرده است که فرمود: ((چگونه خواهید بود وقتی که زنان شما سرکشی کنند و جوانانتان فاسق شوند و شما جهاد را ترک کنید؟ عرض کردند: یا رسول اللّه ، آیا چنین چیزی شدنی است ؟ فرمود: آری ، به خدایی که جان من در اختیار اوست بدتر از آن خواهد شد، پرسیدند: یا رسول اللّه ، بدتر از آن چیست ؟ فرمود: چگونه خواهید بود وقتی که امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟ عرض کردند: یا رسول اللّه ، مگر چنان چیزی میشود؟ فرمود: آری ، قسم به آن جان من در دست اوست ، بدتر از آن خواهد شد، عرض کردند: بدتر از آن چیست ؟ فرمود: چگونه خواهید بود وقتی که معروف را منکر و منکر را معروف ببینید؟ گفتند: یا رسول اللّه آیا چنین چیزی ممکن است ؟ فرمود: آری سوگند به آن که جان من در اختیار اوست بدتر از آن خواهد شد، گفتند: بدتر از آن چیست ؟ فرمود: چگونه خواهد بود وقتی که امر به منکر و نهی از معروف کنید، گفتند: یا رسول اللّه ، آیا چنین چیزی میشود؟ فرمود: آری قسم به خدایی که جان من در دست اوست ، بدتر از آن هم خواهد شد، خدای تعالی میفرماید: به ذات مقدسم سوگند خوردهام آنان را به آشوبی گرفتار سازم که شخص بردبار هم سرگردان بماند.))عکرمه از ابن عباس نقل کرده که گفت : ((رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرموده : مبادا نزد مردی بایستید که مظلومی را میکشد، زیرا لعنت خدا بر کسی نازل میشود که در آن وقت حاضر باشد و از او دفاع نکند.))رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((سزاوار نیست برای کسی که در جایی شاهد حقی باشد مگر این که آن حق را بازگو کند زیرا گفتن حق نه باعث جلو آمدن اجل او میشود و نه هرگز او را از روزی حتمی خود محروم میسازد.))این دو حدیث دلیل آن است که ورود به خانههای ظالمان و فاسقان جایز نیست و حضور در جاهایی که منکر را در آنها میبیند و توان از بین بردن آن را ندارد روا نمیباشد، زیرا فرموده است بر کسی که در این قبیل جاها حاضر باشد لعنت خدا نازل میشود، و مشاهده منکر در جایی که نیازی به رفتن وی نبوده ، با این بهانه که قدرت جلوگیری نداشته جایز نیست ، از این رو جمعی از گذشتگان گوشه گیری را برگزیدند به آن دلیل که منکر را در بازارها و جشنها و انجمنها میدیدند در حالی که نمیتوانستند جلوگیری کنند و این امر خود دوری از مردم را میطلبید.ابن مسعود میگوید: رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر آن که یارانی داشته است ، آن پیامبر تا وقتی که خدا میخواست بین ایشان میماند و در میان آنها به کتاب خدا و فرمان او عمل میکرد، تا خداوند پیامبرش را از دنیا میبرد، آن یاران به کتاب خدا و فرمان او و سنت پیامبرش عمل میکردند و چون آنان منقرض میشدند، پس از آنها گروهی بالای منبرها میرفتند آنچه میدانستند می گفتند و آنچه را بد میدانستند خود عمل میکردند، پس هرگاه چنان زمانی را درک کردید، بر هر مؤ منی لازم است که با دستش جهاد و مبارزه کند، اگر نتوانست با زبانش و اگر با زبان هم نتوانست پس به قلبش (ناراحت شود)؛ اسلام چیزی جز این نیست .))ابن مسعود میگوید: مردم روستایی مرتکب گناه میشدند و چهار نفر بودند که نهی از منکر میکردند یکی از آنها به پا خاست و گفت : شما چنین و چنان میکنید و شروع کرد به نهی از منکر و بازگو کردن عمل زشتی که مرتکب میشدند و آنها جواد رد میدادند و از کارهای خود دست بر نمیداشتند، در نتیجه یکدیگر را دشنام میدادند، و او به مبارزه با آنها برخاست و آنها بر او غالب شدند.پس کناره گیری کرد و گفت : خدایا! من آنها را نهی از منکر کردم اطاعت نکردند، دشنام دادم ، آنها هم مرا دشنام دادند با آنها جنگیدم بر من غالب شدند، آنگاه به راه خود رفت ، سپس دیگری قیام کرد و آنها را نهی از منکر نمود، اطاعت نکردند، پس به آنها دشنام داد، آنها نیز او را دشنام دادند، در نتیجه گوشه گیری کرد و گفت : خدایا! من آنها را نهی از منکر کردم ، اطاعت نکردند و دشنام دادم ، آنها نیز مرا دشنام دادند و اگر با ایشان میجنگیدم بر من غالب میشدند، آنگاه سومین نفر قیام کرد و آنها را نهی از منکر نمود و آنها اطاعت نکردند و او از ایشان کناره گرفت و گفت : پروردگارا! من آنها را نهی از منکر کردم ولی آنها از من اطاعت نکردند و اگر دشنام میدادم ، آنها نیز به من دشنام میدادند و اگر مبارزه میکردم بر من غالب میشدند و بعد به راه خود رفت ، سپس چهارمی قیام کرد و گفت : خداوندا! اگر من آنها را نهی از منکر میکردم نافرمانی میکردند و اگر دشنام میدادم ، دشنام میدادند و اگر با آنها میجنگیدم بر من غالب بودند و بعد رفت . ابن مسعود میگوید: از میان شما نظیر این چهارمین نفر، با وجود این که مقام او پست تر از همه بود، نیز کم است !ابن عباس میگوید: ((به رسول خدا عرض شد: آیا مردم قریهای که در میان آنها افراد صالح وجود دارند، هلاک میشوند؟ فرمود: آری ، گفتند: چرا یا رسول اللّه ؟ فرمود: به دلیل این که گنهکاران را میبینند و در برابر نافرمانیهای خدای عزوجل ساکت میمانند.))فصل :میگویم :از طریق خاصه (شیعه ) روایتی از امام باقر علیه السلام در کافی آمده است که میفرماید: ((در آخر الزمان گروهی مورد اطاعت دیگرانند که در میان آنها عدهای نوخاستگان نادان ریا میورزند و به زهد و عبادت خودنمایی میکنند. امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمیدانند مگر وقتی که ایمن از ضرر باشند و برای یافتن راههای جواز و بهانه در پی لغزشها و عمل نادرست دانشمندان هستند. تا وقتی که به نماز و روزه رو میآورند که به جان و مالشان صدمهای نزند و اگر نماز به فعالیتهای مالی و بدنی آنها ضرر داشته باشد به یقین آن را ترک میگویند همان طور که بالاترین و ارزندهترین واجبات را ترک کردهاند، زیرا امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است که بدان وسیله تمام واجبات انجام میگیرد، آن وقت است که خشم خدای تعالی بر ایشان کامل میشود و عذابش همه را فرا میگیرد و در نتیجه نیکان ، در سرای تبهکاران و خردسالان ، در خانه بزرگسالان از بین میروند.براستی که امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و روش صالحان است واجبی است بزرگ که بدان وسیله تمام واجبات به پا داشته میشود و راههای دین از بدعتها و انحرافها ایمن میگردد و کسبها حلال میشود و حقوق مردم بازگردانده میشود و زمین آباد میگردد و از ستمگران انتقام گرفته میشود و امور دین و دنیا راست میگردد. بنابراین با دلهایتان نهی از منکر کنید و با زبانتان بگویید و به پیشانی (بدکاران ) بزنید و در راه خدا از ملامت ملامتگران نترسید. اگر پند گرفتند و به راه حق بازگشتند، ایرادی بر ایشان نیست ، ((بلکه ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم میکنند و در زمین به ناحق ظلم روا میدارند، برای آنها عذاب دردناکی است .))و اگر پند نگرفتند و به راه حق بازنگشتند به تن خود با ایشان مبارزه کنید و با قلبتان از آنها خشمگین باشید. (اما) در پی قدرت و جستجوی ثروت و برای پیروزی بر ایشان ، بر آنان ستم روا مدارید تا تسلیم فرمان خدا شوند و در خط طاعت در آیند. خدای تعالی به حضرت شعیب پیامبر صلی اللّه علیه و اله وحی کرد که صد هزار از قوم تو را هلاک میکنم ؛ چهل هزار از بدکاران و شصت هزار از نیکان ایشان را، شعیب علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! این گروه بدکاران به جای خود، اما نیکان را چرا؟ خدای تعالی خطاب فرمود: چون ایشان گنهکاران را به حال خود گذاشتند و آنان را از کار زشتشان باز نداشتند و به سبب خشم من خشمگین نشدند.))از امام صادق علیه السلام است که فرمود: ((قداست ندارد آن امتی که در میان آنها حق ضعیف از قوی بدون نگرانی و رنج باز ستانده نشود.))از ابوالحسن علیه السلام نقل شده است که فرمود: ((یا باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و یا آن که بدهای شما بر شما گمارده میشوند، پس نیکان شما دعا میکنند و دعایشان مستجاب نمیگردد.))از امام باقر و امام صادق علیهم السلام نقل شده است : ((وای بر گروهی که اطاعت خدا را در امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند.))از امام باقر علیه السلام است که فرمود: ((بد مردمانی هستند آن مردمی که امر به معروف و نهی از منکر را عیب میدانند.))از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شده است که حمد و ثنای خدا را به جا آورد و گفت : ((باری کسانی که پیش از شما بودند، به سبب گناهانی که مرتکب میشدند و عالمان دینی و دانشمندان مسیحی آنان را نهی از منکر نکردند، هلاک شدند و چون در گناهان خود پایدار ماندند و علمای دینی و دانشمندان آنان را از آن رفتار منع نکردند، عذابها بر ایشان فرو ریخت . بنابراین شما امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید که امر به معروف و نهی از منکر هرگز اجل را نزدیک و روزی را قطع نمیکند، زیرا آنچه خداوند مقرر فرموده همچون قطرهای باران از آسمان به زمین فرود میآید و به هر کسی به مقدار زیاد یا کم که خدا مقدر کرده است ، میرسد، پس اگر به کسی از شما مصیبتی در خانواده یا مال و یا جانتان رسید یا آن که از برادر مسلمانی دربارهٔ خانواده یا مال و یا جانتان خشونتی دیدید، نباید نسبت به او برآشفته شوید، زیرا که فرد مسلمان تا وقتی که مرتکب عمل پستی نشده از خیانت دور است ؛ عملی که هرگاه بین مردم فاش شود شرم میکند و فرومایگان اصرار به نشر آنها دارند مانند قمارباز برندهای که در نخستین موفقیت از تیر بازیش انتظار جلب منفعت و دفع ضرر دارد، همچنین شخص مسلمانی که از خیانت دور است ، از خدای تعالی یکی از دو نیکی را انتظار دارد؛ یا دعوت حق را لبیک میگوید که آنچه نزد خداست برای او بهتر است و یا روزی خدا را میخواهید برای این که دارای خانواده و ثروت شود و دیانت و شخصیت داشته باشد، زیرا مال و اولاد زراعت دنیا و عمل صالح زراعت آخرت است و گاهی خداوند هر دوی آنها را برای مردمانی فراهم میآورد.))از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: ((خداوند دو فرشته به سوی مردم شهری ، فرستاد تا آن شهر را بر سر مردمش خراب کنند، وقتی که فرشتگان به آن شهر رسیدند، مردی را در حال دعا و تضرع دیدند، یکی از فرشتگان به رفیقش گفت : آیا این شخص را نمیبینی که دعا میکند؟ او گفت : میبینم ، اما دستور پروردگارم اجرا میکنم . آن فرشته گفت : اما من دست به کاری نمیزنم بلکه نزد پروردگارم بر میگردم . و به درگاه خداوند بازگشت و عرض کرد: پروردگارا! من به آن شهر رسیدم و فلان بنده تو را دیدم که به درگاه تو دعا میکند و مینالد. خداوند فرمود: برو و دستوری را که داده بودم اجرا کن ، زیرا او مردی است که هرگز چهره اش را به سبب معصیت من درهم نکشیده است .))از آن حضرت نقل شده است که ((مردی از قبیله خثعم نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و اله آمد و عرض کرد: یا رسول اللّه ، بالاترین چیز در اسلام چیست ؟ فرمود: ایمان به خدا عرض کرد: پس از ایمان چیست ؟ فرمود: صله رحم ، گفت : بعد از آن چیست ؟ فرمود: امر به معروف و نهی از منکر، آن مرد پرسید: حال کدام عمل نزد مبغوض تر است ؟ فرمود: شرک به خدا، عرض کرد: بعد از آن چیست ؟ فرمود: قطع رحم ، عرض کرد: بعد از قطع رحم ، چیست ؟ فرمود: امر به معروف و نهی از منکر.))از آن حضرت است که میگوید: ((امیرالمؤ منین علیه السلام فرموده است : رسول خدا صلی اللّه علیه و اله به ما امر فرمود تا با گنهکاران با چهره درهم کشیده برخورد کنیم .))از آن حضرت نقل شده است که فرمود: ((امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق از آفریدههای خدایند؛ هر کس آنها را یاری کند، خداوند او را عزیز گرداند و هر که آنها را خوار کند، خداوند او را خوار سازد.))از آن حضرت نقل شده است : ((که هرگاه بر جمعی میگذشت که با هم در ستیز بودند، از آنها نمیگذشت مگر آن که سه مرتبه با صدای بلند میفرمود: از خدا بترسید.))از ابوالحسن الرضا علیه السلام است که فرمود: ((رسول خدا صلی اللّه علیه و اله میفرمود: هرگاه امتم امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند باید به خداوند اعلام جنگ کنند.))از امام صادق علیه السلام نقل شده است که میگوید: پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند و امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟ عرض شد: یا رسول اللّه ، آیا چنین زمانی خواهد بود؟ فرمود: آری ، و بدتر از آن هم خواهد شد، چگونه خواهید بود وقتی که امر به منکر کند و نهی از معروف ؟ گفتند: یا رسول اللّه ، آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری ، و بدتر از آن هم خواهد شد، چگونه خواهید بود وقتی که منکر را معروف و معروف را منکر ببینید.))از پیامبر صلی اللّه علیه و اله نقل شده است : ((همانا خداوند مؤ من ضعیف بی دین را دشمن میدارد، عرض شد: مؤ منی که بی دین باشد، چگونه مؤ من است ؟ فرمود: آن که نهی از منکر نمیکند.))در کتاب تهذیب از امام صادق علیه السلام نقل شده است ، به گروهی از یارانش فرمود: ((بر من لازم است که بی گناهان شما را به جرم مبتلایانتان مؤ اخذه کنم ، چگونه بر من لازم نباشد در حالی که شما از زشتکاری کسی مطلع میشوید و بر او اعتراض نمیکنید، از او فاصله ، نمیگیرید و او را نمیآزارید تا آن عمل را ترک کند.))امیرالمؤ منین علیه السلام در پایان گفتاری فرمود: ((هر کس نهی از منکر را با قلب ، دست و زبانش ترک کند، مردهای در بین زنده هاست .))غزالی این سخن امیرالمؤ منین علیه السلام را در بخش آثار به حذیفه نسبت داده و در همانجا از علی علیه السلام نقل شده است که فرمود: ((نخستین چیزی که باعث غلبه و پیروزی شما میشود؛ جهاد با دست ، سپس جهاد با زبان و پس از آن جهاد با دلهایتان است که اگر به دل هم امر به معروف و نهی از منکر نشود، آن دل واژگونه و زیر و رو خواهد شد.))باب اول : در وجوب و فضیلت امر به معروف و نهی از منکر و نکوهش ترک آنهادلیل به این مطلب ، بعد از اجماع امت اسلامی و عنایت عقلهای سالم بر آن ، آیات و اخبار و آثار وارد شده است .اما آیات ، قول خدای تعالی : (( و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یاءمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون . )) در آیه فوق به طور وضوح ، وجوب آمده است ، زیرا کلمه (( ((والتکن )) )) امر است و ظاهر امر ایجاب است و در این آیه توضیحی است مبنی بر این که رستگاری منوط بر آن است ، زیرا به طور حصر بیان کرده و فرموده است : (( و اولئک هم المفلحون . )) و نیز در آیه آمده است که این عمل واجب کفایی است نه واجب عینی ، زیرا وقتی که گروهی اقدام کردند، از دیگران ساقط میگردد، چون نفرموده است که همگی امر به معروف کنید، بلکه فرموده است : ((باید جمعی از میان شما دعوت به نیکی کنند.)) بنابراین هرگاه یک فرد و یا جمعی اقدام کنند، تکلیف از دیگران برداشته شده و رستگاری از آن کسانی خواهد بود که امر به معروف کردهاند ولی اگر تمام مردم از آن خودداری کنند ناگزیر گناه متوجه تمام کسانی است که توانایی انجام آن را داشتهاند.خدای تعالی فرموده است : (( لیسوا سواء من اهل الکتاب امة قائمة یتلون آیات اللّه آباء اللیل و هم یسجدون ، یؤ منون باللّه و الیوم الا خر و یاءمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین . )) در این آیه خدای متعال صالح بودن آنان را به صرف داشتن ایمان به خدا و روز واپسین گواهی نکرده است ، بلکه امر به معروف و نهی از منکر را نیز بر آن افزوده است .خدای تعالی فرموده است : (( و المؤ منون و المؤ منات بعضهم اولیاء بعض یاءمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة . )) مؤ منان را به انجام امر به معروف وصف کرده است . پس کسی که امر به معروف را ترک کند از جمع مؤ منان توصیف شده در این آیه خارج است .خدای تعالی فرموده است : (( لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داوود و عیسی بن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون ، کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون . )) این نهایت سرزنش است ، زیرا آنان را به علت ترک ((نهی از منکر)) سزاوار لعن و نفرین دانسته است .و خدای تعالی فرموده است : (( کنتم خیر امة اخرجت للناس تاءمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر. )) این سخن دلیل بر فضیلت امر به معروف است ، زیرا بیانگر آن است که ایشان بدان وسیله بهترین امت بودند.و خدای تعالی فرماید: ععع فلما نسوا ما ذکروا انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس بما کانوا یفسقون . )) به این ترتیب بیان کرده است که ایشان به دلیل نهی از بدی نجات یافتند. و این خود نیز دلیل بر وجوب (نهی از منکر) است .خدای تعالی فرموده است : (( الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر. )) در این آیه خدای متعال ، امر به معروف و نهی از منکر را در شمار صفات نیکان و مؤ منان ، با نماز و زکات برابر کرده است .خدای تعالی فرماید: (( تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان .)) این دستور قاطعی است ، و معنای تعاون ، واداشتن دیگران به یاری رساندن به امر خیر و هموار کردن راه خیر و مسدود کردن راههای شر و تجاوز، در حد امکان است .خدای تعالی فرموده است : (( لولا ینهیهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم و اکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون . )) خداوند در این آیه بیان کرده است که آنان به دلیل ترک نهی از منکر، گناه کردهاند.خدای تعالی فرموده : (( فلو کان من القرون من قبلکم اولوا بقیة ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن انجینا... )) در این آیه خداوند بیان داشته است که همه آنان را، به جز اندکی که از فساد در روی زمین جلوگیری میکردند، هلاک کرده است .و خدای تعالی فرموده است : (( یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء للّه و لو علی انفسکم اوالوالدین و الاقربین . ))این مطلب همان امر به معروف به پدر و مادر و خویشاوندان است .خدای تعالی فرماید: (( لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بین الناس و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤ تیه اجرا عظیما. )) و خدای تعالی فرموده است : (( و ان طائفتان من المؤ منین اقتتلوا فاصلحوا بینهما...)) اصلاح همان جلوگیری از تجاوز و بازگرداندن به طاعت خداست ، و اگر متجاوز برنگشت ، خداوند دستور به مبارزه با او را داده و فرموده است : (( فقاتلوا التی تبغی حتی تفیی ء الی امر اللّه . )) و این همان نهی از منکر است .اما اخبار: از پیامبر صلی اللّه علیه و اله نقل شده که فرمود: ((هیچ گروهی نیستند که مرتکب گناهی شوند و در میان ایشان کسی باشد که بتواند آنها را نهی از منکر کند و نکند، مگر این که بزودی خداوند همه آنها را به عذابی از جانب خود گرفتار میسازد.))از ابوثعلبه خشنی نقل کردهاند که وی از رسول خدا صلی اللّه علیه و اله دربارهٔ تفسیر این آیه مبارکه پرسید: (( ((لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم .)) )) پیامبر صلی اللّه علیه و اله میفرماید: ((ای ابوثعلبه ، امر به معروف و نهی از منکر کن و هرگاه دیدی که مردم به دنبال حرص و آز هستند و از هوای نفس پیروی میکنند و دنیا را برگزیدهاند و هر صاحب نظری ، فریفته نظر خویش است ، مواظب خودت باش و توده مردم را رها کن ، زیرا در پی شما آشوبهایی مانند پارههای تیره شب است ، کسی که در آن اوقات به دست آویزی همچون دست آویز شما چنگ زند، اجر و مزد پنجاه تن از شما را دارد. گفتند: یا رسول اللّه ، آیا اجر پنجاه تن از آن مردم را؟ فرمود: بلکه از شما را که نیکوکاری را یاری میکند در حالی که آنها نمیکنند.))از ابن مسعود دربارهٔ تفسیر این آیه پرسیدند، او گفت : اینک زمان تفسیر آن نیست ، امروز متن آیه قابل قبول است و لیکن نزدیک است که زمان تفسیر آن فرا رسد؛ آن وقت شما امر به معروف میکنید، با شما چنین و چنان عمل میکنند و سخن میگویید، کسی از شما نمیپذیرد، در آن زمان است که ((باید به خود بپردازید و هنگامی که شما هدایت یافتید، گمراهی کسانی که گمراه شدهاند به شما زیانی نمیرساند.))رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((باید امر به معروف و نهی از منکر کنید اگر نه خداوند بدکاران شما را به شما مسلط میکند و از آن پس نیکان شما هر چه دعا میکنند، مستجاب نمیشود.)) مقصود این است که هیبت و شکوه آنان در نظر اشرار از بین میرود در نتیجه اهمیتی به آنها نمیدهند و از آنها نمیترسند.پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((ای مردم ! خدای تعالی میفرماید: ای مردم ! باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، پیش از آن که دعا کنید و مستجاب نشود.))آن حضرت میفرماید: ((کارهای نیک در برابر جهاد در راه خدا به قدر آب دهان انداختن در دریایی ژرف است ، و تمام اعمال نیکو و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر بیش از آب دهان در برابر اقیانوسی ژرف نمیباشد.))پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((همانا خدای تعالی از بنده میپرسد: چه باعث شد که منکر را دیدی و نهی از منکر نکردی ؟ هرگاه خداوند دلیلی را به بنده اش تلقین کند، میگوید: پروردگارا! به تو اعتماد ورزیدم و از مردم فاصله گرفتم .))آن حضرت فرمود: ((مبادا میان معابر و بر رهگذرها بنشینید، گفتند: ما ناگزیر از نشستنیم ، زیرا رهگذرها انجمن ماست و در آنجاها گفتگو میکنیم . فرمود: اگر نمیخواهید این مکانها را ترک کنید پس حق آن را ادا کنید، عرض کردند: حق راه چیست ؟ فرمود: چشم پوشیدن (از نامحرم ) و آزار نرساندن (به مردم ) و جواب سلام (دیگران ) را دادن و امر به معروف و نهی از منکر.))پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((تمام سخنان فرزند آدم به زیان اوست نه به سود او، جز امر به معروف یا نهی از منکر و ذکر خدا.))آن حضرت فرمود: ((همانا خداوند خواص را به واسطه گناهان عامه مردم عذاب نمیکند مگر این که منکری بین آنها ظاهر شود در حالی که خواص میتوانند نهی از منکر بکنند ولی نکنند.))ابوامامه باهلی از پیامبر صلی اللّه علیه و اله نقل کرده است که فرمود: ((چگونه خواهید بود وقتی که زنان شما سرکشی کنند و جوانانتان فاسق شوند و شما جهاد را ترک کنید؟ عرض کردند: یا رسول اللّه ، آیا چنین چیزی شدنی است ؟ فرمود: آری ، به خدایی که جان من در اختیار اوست بدتر از آن خواهد شد، پرسیدند: یا رسول اللّه ، بدتر از آن چیست ؟ فرمود: چگونه خواهید بود وقتی که امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟ عرض کردند: یا رسول اللّه ، مگر چنان چیزی میشود؟ فرمود: آری ، قسم به آن جان من در دست اوست ، بدتر از آن خواهد شد، عرض کردند: بدتر از آن چیست ؟ فرمود: چگونه خواهید بود وقتی که معروف را منکر و منکر را معروف ببینید؟ گفتند: یا رسول اللّه آیا چنین چیزی ممکن است ؟ فرمود: آری سوگند به آن که جان من در اختیار اوست بدتر از آن خواهد شد، گفتند: بدتر از آن چیست ؟ فرمود: چگونه خواهد بود وقتی که امر به منکر و نهی از معروف کنید، گفتند: یا رسول اللّه ، آیا چنین چیزی میشود؟ فرمود: آری قسم به خدایی که جان من در دست اوست ، بدتر از آن هم خواهد شد، خدای تعالی میفرماید: به ذات مقدسم سوگند خوردهام آنان را به آشوبی گرفتار سازم که شخص بردبار هم سرگردان بماند.))عکرمه از ابن عباس نقل کرده که گفت : ((رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرموده : مبادا نزد مردی بایستید که مظلومی را میکشد، زیرا لعنت خدا بر کسی نازل میشود که در آن وقت حاضر باشد و از او دفاع نکند.))رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((سزاوار نیست برای کسی که در جایی شاهد حقی باشد مگر این که آن حق را بازگو کند زیرا گفتن حق نه باعث جلو آمدن اجل او میشود و نه هرگز او را از روزی حتمی خود محروم میسازد.))این دو حدیث دلیل آن است که ورود به خانههای ظالمان و فاسقان جایز نیست و حضور در جاهایی که منکر را در آنها میبیند و توان از بین بردن آن را ندارد روا نمیباشد، زیرا فرموده است بر کسی که در این قبیل جاها حاضر باشد لعنت خدا نازل میشود، و مشاهده منکر در جایی که نیازی به رفتن وی نبوده ، با این بهانه که قدرت جلوگیری نداشته جایز نیست ، از این رو جمعی از گذشتگان گوشه گیری را برگزیدند به آن دلیل که منکر را در بازارها و جشنها و انجمنها میدیدند در حالی که نمیتوانستند جلوگیری کنند و این امر خود دوری از مردم را میطلبید.ابن مسعود میگوید: رسول خدا صلی اللّه علیه و اله فرمود: ((خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر آن که یارانی داشته است ، آن پیامبر تا وقتی که خدا میخواست بین ایشان میماند و در میان آنها به کتاب خدا و فرمان او عمل میکرد، تا خداوند پیامبرش را از دنیا میبرد، آن یاران به کتاب خدا و فرمان او و سنت پیامبرش عمل میکردند و چون آنان منقرض میشدند، پس از آنها گروهی بالای منبرها میرفتند آنچه میدانستند می گفتند و آنچه را بد میدانستند خود عمل میکردند، پس هرگاه چنان زمانی را درک کردید، بر هر مؤ منی لازم است که با دستش جهاد و مبارزه کند، اگر نتوانست با زبانش و اگر با زبان هم نتوانست پس به قلبش (ناراحت شود)؛ اسلام چیزی جز این نیست .))ابن مسعود میگوید: مردم روستایی مرتکب گناه میشدند و چهار نفر بودند که نهی از منکر میکردند یکی از آنها به پا خاست و گفت : شما چنین و چنان میکنید و شروع کرد به نهی از منکر و بازگو کردن عمل زشتی که مرتکب میشدند و آنها جواد رد میدادند و از کارهای خود دست بر نمیداشتند، در نتیجه یکدیگر را دشنام میدادند، و او به مبارزه با آنها برخاست و آنها بر او غالب شدند.پس کناره گیری کرد و گفت : خدایا! من آنها را نهی از منکر کردم اطاعت نکردند، دشنام دادم ، آنها هم مرا دشنام دادند با آنها جنگیدم بر من غالب شدند، آنگاه به راه خود رفت ، سپس دیگری قیام کرد و آنها را نهی از منکر نمود، اطاعت نکردند، پس به آنها دشنام داد، آنها نیز او را دشنام دادند، در نتیجه گوشه گیری کرد و گفت : خدایا! من آنها را نهی از منکر کردم ، اطاعت نکردند و دشنام دادم ، آنها نیز مرا دشنام دادند و اگر با ایشان میجنگیدم بر من غالب میشدند، آنگاه سومین نفر قیام کرد و آنها را نهی از منکر نمود و آنها اطاعت نکردند و او از ایشان کناره گرفت و گفت : پروردگارا! من آنها را نهی از منکر کردم ولی آنها از من اطاعت نکردند و اگر دشنام میدادم ، آنها نیز به من دشنام میدادند و اگر مبارزه میکردم بر من غالب میشدند و بعد به راه خود رفت ، سپس چهارمی قیام کرد و گفت : خداوندا! اگر من آنها را نهی از منکر میکردم نافرمانی میکردند و اگر دشنام میدادم ، دشنام میدادند و اگر با آنها میجنگیدم بر من غالب بودند و بعد رفت . ابن مسعود میگوید: از میان شما نظیر این چهارمین نفر، با وجود این که مقام او پست تر از همه بود، نیز کم است !ابن عباس میگوید: ((به رسول خدا عرض شد: آیا مردم قریهای که در میان آنها افراد صالح وجود دارند، هلاک میشوند؟ فرمود: آری ، گفتند: چرا یا رسول اللّه ؟ فرمود: به دلیل این که گنهکاران را میبینند و در برابر نافرمانیهای خدای عزوجل ساکت میمانند.))فصل :میگویم :از طریق خاصه (شیعه ) روایتی از امام باقر علیه السلام در کافی آمده است که میفرماید: ((در آخر الزمان گروهی مورد اطاعت دیگرانند که در میان آنها عدهای نوخاستگان نادان ریا میورزند و به زهد و عبادت خودنمایی میکنند. امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمیدانند مگر وقتی که ایمن از ضرر باشند و برای یافتن راههای جواز و بهانه در پی لغزشها و عمل نادرست دانشمندان هستند. تا وقتی که به نماز و روزه رو میآورند که به جان و مالشان صدمهای نزند و اگر نماز به فعالیتهای مالی و بدنی آنها ضرر داشته باشد به یقین آن را ترک میگویند همان طور که بالاترین و ارزندهترین واجبات را ترک کردهاند، زیرا امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است که بدان وسیله تمام واجبات انجام میگیرد، آن وقت است که خشم خدای تعالی بر ایشان کامل میشود و عذابش همه را فرا میگیرد و در نتیجه نیکان ، در سرای تبهکاران و خردسالان ، در خانه بزرگسالان از بین میروند.براستی که امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و روش صالحان است واجبی است بزرگ که بدان وسیله تمام واجبات به پا داشته میشود و راههای دین از بدعتها و انحرافها ایمن میگردد و کسبها حلال میشود و حقوق مردم بازگردانده میشود و زمین آباد میگردد و از ستمگران انتقام گرفته میشود و امور دین و دنیا راست میگردد. بنابراین با دلهایتان نهی از منکر کنید و با زبانتان بگویید و به پیشانی (بدکاران ) بزنید و در راه خدا از ملامت ملامتگران نترسید. اگر پند گرفتند و به راه حق بازگشتند، ایرادی بر ایشان نیست ، ((بلکه ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم میکنند و در زمین به ناحق ظلم روا میدارند، برای آنها عذاب دردناکی است .)) و اگر پند نگرفتند و به راه حق بازنگشتند به تن خود با ایشان مبارزه کنید و با قلبتان از آنها خشمگین باشید. (اما) در پی قدرت و جستجوی ثروت و برای پیروزی بر ایشان ، بر آنان ستم روا مدارید تا تسلیم فرمان خدا شوند و در خط طاعت در آیند. خدای تعالی به حضرت شعیب پیامبر صلی اللّه علیه و اله وحی کرد که صد هزار از قوم تو را هلاک میکنم ؛ چهل هزار از بدکاران و شصت هزار از نیکان ایشان را، شعیب علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! این گروه بدکاران به جای خود، اما نیکان را چرا؟ خدای تعالی خطاب فرمود: چون ایشان گنهکاران را به حال خود گذاشتند و آنان را از کار زشتشان باز نداشتند و به سبب خشم من خشمگین نشدند.))از امام صادق علیه السلام است که فرمود: ((قداست ندارد آن امتی که در میان آنها حق ضعیف از قوی بدون نگرانی و رنج باز ستانده نشود.))از ابوالحسن علیه السلام نقل شده است که فرمود: ((یا باید امر به معروف و نهی از منکر کنید و یا آن که بدهای شما بر شما گمارده میشوند، پس نیکان شما دعا میکنند و دعایشان مستجاب نمیگردد.))از امام باقر و امام صادق علیهم السلام نقل شده است : ((وای بر گروهی که اطاعت خدا را در امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند.))از امام باقر علیه السلام است که فرمود: ((بد مردمانی هستند آن مردمی که امر به معروف و نهی از منکر را عیب میدانند.))از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شده است که حمد و ثنای خدا را به جا آورد و گفت : ((باری کسانی که پیش از شما بودند، به سبب گناهانی که مرتکب میشدند و عالمان دینی و دانشمندان مسیحی آنان را نهی از منکر نکردند، هلاک شدند و چون در گناهان خود پایدار ماندند و علمای دینی و دانشمندان آنان را از آن رفتار منع نکردند، عذابها بر ایشان فرو ریخت . بنابراین شما امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید که امر به معروف و نهی از منکر هرگز اجل را نزدیک و روزی را قطع نمیکند، زیرا آنچه خداوند مقرر فرموده همچون قطرهای باران از آسمان به زمین فرود میآید و به هر کسی به مقدار زیاد یا کم که خدا مقدر کرده است ، میرسد، پس اگر به کسی از شما مصیبتی در خانواده یا مال و یا جانتان رسید یا آن که از برادر مسلمانی دربارهٔ خانواده یا مال و یا جانتان خشونتی دیدید، نباید نسبت به او برآشفته شوید، زیرا که فرد مسلمان تا وقتی که مرتکب عمل پستی نشده از خیانت دور است ؛ عملی که هرگاه بین مردم فاش شود شرم میکند و فرومایگان اصرار به نشر آنها دارند مانند قمارباز برندهای که در نخستین موفقیت از تیر بازیش انتظار جلب منفعت و دفع ضرر دارد، همچنین شخص مسلمانی که از خیانت دور است ، از خدای تعالی یکی از دو نیکی را انتظار دارد؛ یا دعوت حق را لبیک میگوید که آنچه نزد خداست برای او بهتر است و یا روزی خدا را میخواهید برای این که دارای خانواده و ثروت شود و دیانت و شخصیت داشته باشد، زیرا مال و اولاد زراعت دنیا و عمل صالح زراعت آخرت است و گاهی خداوند هر دوی آنها را برای مردمانی فراهم میآورد.))از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: ((خداوند دو فرشته به سوی مردم شهری ، فرستاد تا آن شهر را بر سر مردمش خراب کنند، وقتی که فرشتگان به آن شهر رسیدند، مردی را در حال دعا و تضرع دیدند، یکی از فرشتگان به رفیقش گفت : آیا این شخص را نمیبینی که دعا میکند؟ او گفت : میبینم ، اما دستور پروردگارم اجرا میکنم . آن فرشته گفت : اما من دست به کاری نمیزنم بلکه نزد پروردگارم بر میگردم . و به درگاه خداوند بازگشت و عرض کرد: پروردگارا! من به آن شهر رسیدم و فلان بنده تو را دیدم که به درگاه تو دعا میکند و مینالد. خداوند فرمود: برو و دستوری را که داده بودم اجرا کن ، زیرا او مردی است که هرگز چهره اش را به سبب معصیت من درهم نکشیده است .))از آن حضرت نقل شده است که ((مردی از قبیله خثعم نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و اله آمد و عرض کرد: یا رسول اللّه ، بالاترین چیز در اسلام چیست ؟ فرمود: ایمان به خدا عرض کرد: پس از ایمان چیست ؟ فرمود: صله رحم ، گفت : بعد از آن چیست ؟ فرمود: امر به معروف و نهی از منکر، آن مرد پرسید: حال کدام عمل نزد مبغوض تر است ؟ فرمود: شرک به خدا، عرض کرد: بعد از آن چیست ؟ فرمود: قطع رحم ، عرض کرد: بعد از قطع رحم ، چیست ؟ فرمود: امر به معروف و نهی از منکر.))از آن حضرت است که میگوید: ((امیرالمؤ منین علیه السلام فرموده است : رسول خدا صلی اللّه علیه و اله به ما امر فرمود تا با گنهکاران با چهره درهم کشیده برخورد کنیم .))از آن حضرت نقل شده است که فرمود: ((امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق از آفریدههای خدایند؛ هر کس آنها را یاری کند، خداوند او را عزیز گرداند و هر که آنها را خوار کند، خداوند او را خوار سازد.))از آن حضرت نقل شده است : ((که هرگاه بر جمعی میگذشت که با هم در ستیز بودند، از آنها نمیگذشت مگر آن که سه مرتبه با صدای بلند میفرمود: از خدا بترسید.))از ابوالحسن الرضا علیه السلام است که فرمود: ((رسول خدا صلی اللّه علیه و اله میفرمود: هرگاه امتم امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند باید به خداوند اعلام جنگ کنند.))از امام صادق علیه السلام نقل شده است که میگوید: پیامبر صلی اللّه علیه و اله فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که زنان شما فاسد و جوانان شما فاسق شوند و امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟ عرض شد: یا رسول اللّه ، آیا چنین زمانی خواهد بود؟ فرمود: آری ، و بدتر از آن هم خواهد شد، چگونه خواهید بود وقتی که امر به منکر کند و نهی از معروف ؟گفتند: یا رسول اللّه ، آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری ، و بدتر از آن هم خواهد شد، چگونه خواهید بود وقتی که منکر را معروف و معروف را منکر ببینید.))از پیامبر صلی اللّه علیه و اله نقل شده است : ((همانا خداوند مؤ من ضعیف بی دین را دشمن میدارد، عرض شد: مؤ منی که بی دین باشد، چگونه مؤ من است ؟ فرمود: آن که نهی از منکر نمیکند.))در کتاب تهذیب از امام صادق علیه السلام نقل شده است ، به گروهی از یارانش فرمود: ((بر من لازم است که بی گناهان شما را به جرم مبتلایان مؤ اخذه کنم ، چگونه بر من لازم نباشد در حالی که شما از زشتکاری کسی مطلع میشوید و بر او اعتراض نمیکنید، از او فاصله ، نمیگیرید و او را نمیآزارید تا آن عمل را ترک کند.))
امیرالمؤ منین علیه السلام در پایان گفتاری فرمود: ((هر کس نهی از منکر را با قلب ، دست و زبانش ترک کند، مردهای در بین زنده هاست .))
غزالی این سخن امیرالمؤ منین علیه السلام را در بخش آثار به حذیفه نسبت داده و در همانجا از علی علیه السلام نقل شده است که فرمود: ((نخستین چیزی که باعث غلبه و پیروزی شما میشود؛ جهاد با دست ، سپس جهاد با زبان و پس از آن جهاد با دلهایتان است که اگر به دل هم امر به معروف و نهی از منکر نشود، آن دل واژگونه و زیر و رو خواهد شد.))
(( الحمدللّه اولا و آخرا. ))







