امر به معروف و نهی از منکر ضرورت یک تشکل
نویسنده: اکبری، حسن علی؛
مطالعات راهبردی بسیج؛ تابستان و پاییز 1375 - شماره 11 و 12 (12 صفحه - از 51 تا 62) [۱]
مقدمه
انسان در اسلام بـه عـنوان یـک جزء مستقل و بریده از دیگران توصیف نشده است بلکه دارای حیات جمعی و اجتماعی است. خواه آنکه تـن دادن او به زندگی اجتماعی بر اساس طبع و آفرینش او بوده باشد یا آنکه اضطرارا چـنین زندگی را پذیرفته باشد یـا بـراساس حسابگری خویش آن را انتخاب کرده باشد، در هر صورت از آن جهت که در بین گروه و امتی زندگی میکند، متأثر از آن امت بوده و صبغه و رنگ آن جمع را بخود میگیرد بلکه اساسا شکل گیری هویت او به نوع روابـطی که با اطرافیان خود برقرار میکند و میزان تأثیری که از آنان میگیرد، بستگی دارد. و این حیات جمعی و جنبه اجتماعی انسان علیرغم ورود او به صورت فردی در نزد خداوند در روز قیامت، [۲] با گرد آمدن جمعی او در آن روز[۳] ادامه خـواهد یـافت واز همین رو قیامت را یوم الجمع، یوم التلاقی و یوم التغابن نام دادهاند زیرا گرد آمدن و جمع شدن و ملاقات و برخورد با یکدیگر و روز زیانی که شأن اجتماعی دارد، میباشد.[۴]
از طرف دیگر اقتضای طبع و طبیعت او، گـرایش بـه شهوات و امیال و سقوط و انحطاط و تن دادن به رذائل و آلودگیها، بخصوص تعدی و تجاوز به دیگران و سوق به سوی بدیهاست و چون این ویژگی همگانی است و همه انسانها از این طبیعت متوّحش نفس برخور دارنـد و تـنها راه سعادت انسان نیز در مهار نمودن همین طبیعت سرکش و تربیت و تزکیه نفس طغیانگر او است، رسولان الهی با شرایع و برنامههای آسمانی به استمداد او آمده و برای هدایت و تربیت و یاری او برای زندگی سـعادتمندانه در دنـیا و آخـرت، مبعوث شده و طرح و برنامهای آورده و بـرانجام آن قـیام نـمودهاند.
از آنجا که اجرای فرائض و واجبات دینی و برنامههای الهی در گرو یک ضمانت و عامل تحقق بخش قطعی است، علاوه بر تشریع احکامی از قـبیل حـدود و تـعزیرات و غیره، دو فریضه بزرگ الهی نیز که سایر فـرائض و واجـبات بوسیله آن دو برپا میشوند و در پرتو آن بقیه احکام الهی پیاده میشود، به عنوان عالیترین و شریفترین وظایف واجب دینی[۵] تعیین و تشریع شـده اسـت و از چـنان عظمتی برخوردار است که همه کارهای نیک حتی جهاد در راه خـدا در برابر آن همچون آب دهان در برابر دریای پهناوری است[۶] بلکه جهاد خود شعبهای از شعبههای امر به معروف و نهی از مـنکر اسـت و تـأثیر و نقش امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح جامعه بیشتر از تأثیر جـهاد بـوده و آثار و نتایج آن دائمیتر و اساسیتر است.
از تدّبر در آیات مربوط به امر معروف و نهی از منکر چنین استفاده مـیشود کـه شـارع مقدس در تشریع و بیان این دو فریضه بزرگ، راه خاصی را پیموده است.[۷] در آغاز بعثت تـنها بـه ایـن دو فریضه اشاره و تشویق کرده است و با واجب نمودن توصیه همدیگر به حق[۸] و با نـقل وصـیت لقـمان به پسرش که فرمود: پسرم، نماز را بر پادار و امر به معروف و نهی از منکر کن و در بـرابر مـصائبی که به تو میرسد استقامت کن که این از کارهای مهم و اساسی است[۹]، ضـمن تـوجه دادن مـسلمین به ارزش و اهمیت آن، ایشان را ترغیب و تشویق مینماید و بدنبال آن این دو فریضه را بر شخص پیامبر گرامی اسـلام «ص» واجـب نموده[۱۰] و آن را از صفات پیامبرش «ص» میشمارد.[۱۱]
و در آیات دیگر سرنوشت و عواقب شوم ترک آن را گوشزد کـرده[۱۲] و بـالاخره آن را بـر واجدین شرایط واجب میگرداند.
سپس در مدینه انجام این دو فریضه بزرگ الهی را از صفات لازم مؤمنین[۱۳] و در ردیف ایـمان بـه خدا شمرده بلکه آن را از شئون ولایت بعضی از مؤمنین نسبت به بعض دیگر دانـسته اسـت[۱۴] و در سـوره حج آیه 41 میفرماید «یاران خدا کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بـخشیدیم نـماز را بـر پا میدارند و زکات را ادا میکنند و امر به معروف و نهی از منکر مینمایند و پایان همه کـارها از خـداست».[۱۵]
و اساسا عامل برتری امت مسلمان بر دیگران را، ایمان به خدا و خصلت امر به معروف و نهی از مـنکر آنـان میداند آنجا که میفرماید: «شما بهترین امتی بودید که پدید آمدهاید از ایـن جـهت که امر به معروف و نهی از منکر مـیکنید و بـه خـدا ایمان دارید».[۱۶]
ظاهر آیه شریفه «ولتکن مـنکم امـة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون یعنی باید جمعی در مـیان شـما دعوت به کار نیک و امـر بـه معروف و نـهی از مـنکر نـمایند و آنها رستگارانند»[۱۷]، درصدد بیان تأسیس گـروه و جـمعیت خاص و سازمان یا نهاد ویژهای از بین امت اسلامی برای قیام به امـر بـه معروف و نهی از منکر و دعوت به سـوی خیر است و روشن اسـت کـه این گروه و ارگان مخصوص در مـیان امـت اسلامی باید دارای ویژگیها و شرایط خاصی باشند و به امکانات و تجهیزات مخصوص، مجهز شده تـا بـتوانند این دو وظیفه بسیار مهم را بـه خـوبی انـجام دهند.[۱۸]
این سـخن بـه این معنی است کـه حـداقل مرحلهای از امر به معروف و نهی از منکر، گروهی است. یعنی گروهی که دارای تشکیلات و سازمان مـنظم بـوده و آموزش و مهارتهای لازم برای انجام این مـسؤولیت را فـراگرفته و از طرف حـکومت اسـلامی بـعنوان گروه نظارت بر وضـع اجتماع، انجام وظیفه میکنند و این گروه با نیروهای واجد شرایط و با همکاری و هماهنگی یکدیگر و بـراساس مـوازین حساب شده در جامعه با هر گـونه فـساد و ظـلم و انـحرافی مـبارزه میکنند.
همانطور کـه مـثلاً در انجام مراسم حج تشکیل یک سازمان و هماهنگ کردن و تهیه مقدمات لازم و آموزش و برنامهریزی و نظارت و هدایت و کنترل زائران خـانه خـدا، زمـینههای تحقق حج ابراهیم را به شکل مناسبتر بـوجود آوردهـ، و یـا بـرای اخـذ و بـه مصرف رساندن وجوهات شرعیه و زکات در جامعه اسلامی نیاز به یک نهاد و سازمان مخصوص میباشد همچنین برای بپا داشتن این دو واجب الهی که زمینه ساز انجام سایر واجـبات است نیز نیاز به یک نهاد مخصوص و متولی و مسئولان ویژهای است که حداقل بعضی از مراتب امر و نهی را که هرگز به صورت فردی نمیشود انجام داد، بجا آورند.
محمد عبده مؤلف تـفسیر المـنار، در زمینه سطوح امر به معروف و نهی از منکر گفتاری دارد که نقل آن جالب به نظر میرسد و خلاصه آن چنین است:[۱۹]
«و از آنجا که برای هر جامعه و هر مجموعه واحد نگهبانان و پاسدارانی برای حـفظ آن لازم اسـت خداوند متعال ما را به ایجاد ارگانی که حافظ و نگهبان جامعه ما و محور وحدت و هماهنگی ما باشد، ارشاد نموده است که در قرآن سوره آل عـمران آیـه 103 ما را به تمسک و چنگ زدن بـه رشـتههای محکم خدا دعوت کرده است و در آیه 104 همین سوره فرموده است: «ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر ... و نیز در آیه 110 فرموده است کنتم خیر امة اخرجت للنـاس ...».
سـپس مؤلف تفسیر المنار بـعد از گـفتار مشروحی میگوید:[۲۰]
قیام به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر ناگزیر باید در سه مرحله و در سه سطح اجرا گردد:
1 ـ در سطح عموم امت اسلامی به گونهای که هر فردی از مسلمین در حد تـوان خـود دیگری را امر به معروف و نهی از منکر نماید.
2 ـ در سطح همین امت اسلامی باشد، ولی گروهی از افراد مخصوص، خود را مجهز و آماده برای اجرای این دو فریضه مهم نمایند و در این راه، مقدمات لازم مانند علم و تجربه و تـجهیزات مـناسب و شرایط دیـگر را فرا گیرند.
3 ـ در سطح جهانی به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند و این کار نیاز به گروه و جـمعیت مخصوص از امت اسلامی و دارای تجهیزات لازم، دارد که خود را برای دعوت جهانی (و صدور انـقلاب اسـلامی بـه جهان) آماده سازند و مردم جهان را با امر به معروف و نهی از منکر خود به سوی سعادت و رستگاری دعـوت کـنند، چنانکه اسلام مردم را به تمام شئون و ابعاد سعادت و تکامل دعوت نموده است و لازم اسـت کـه امـت اسلام برای اقدام به این عمل مهم در سطح جهان، مجهز و آماده باشد. این آمادگی و مـجهز شدن، به طور کامل انجام نمیشود مگر در پرتو امور بسیاری مانند:
1 ـ آگاهی کـافی به محتوای دعوت اسـلامی
2 ـ آگـاهی به وضع مردم جهان از نظر روحیه و شئون زندگی و استعداد و شرایط محیط و فرهنگ و اخلاقیات و حالات اجتماعی آنها.
3 ـ آگاهی به عوامل و ریشههای علم تاریخ عمومی داشتن، تا در پرتو آن، آلودگیهای اخلاقی و عقیدتی و فرهنگی اقـوام بخوبی شناخته شود.
4 ـ جغرافیای عمومی کشورها و شهرها را بدانند تا خود را با شرایط هر شهر و نقطهای آماده سازند.
5 ـ اطلاع و بلکه مهارت کامل در روانشناسی چرا که بدون آن به هدف نمیرسند و روانشناسی نقش بـسزایی در نـفوذ در دلها دارد و گفتار انسان با بکارگیری موازین روانشناسی در قلوب مینشیند.
6 ـ فراگیری علم اخلاق و آن علمی است که در آن از فضائل انسانی و چگونگی پرورش انسانها و ضمنا تهذیب آنها از آلودگیهای اخلاقی و راههای پاکسازی از آن، بحث و بررسی میشود.
7 ـ جـامعه شـناسی زیرا بدون شناخت جوامع در این امر مهم توفیق کامل حاصل نمیشود.
8 ـ آگاهی به علوم سیاسی و منظور از این علم، آگاهی به وضع و سیستم دولتهای زمان و ارتباطات آنها با همدیگر از نـظر حـقوقی و قراردادها و امور دیگر که با استقلال و عدم استقلال همه جانبه آنها مرتبط میگردد.
9 ـ دانستن زبانهای مختلف ملتهایی که میخواهند آنها را به سوی اسلام دعوت کنند و در کتاب صحیح بخاری آمـده: پیـامبر«ص» بـه بعضی از اصحاب امر کرد کـه زبـان عـبرانی را به خاطر برخورد با یهودیانی که در مدینه و اطراف مدینه بودند (با این که آنها به عربی آشنا بوده و تکلم میکردند) بـیاموزند.
10 ـ فـراگیری دانـش های متداول و معمول ملتهای معاصری که تصمیم بر دعـوت آنـها به سوی اسلام در تمام ابعادش گرفته میشود.
11 ـ آگاهی به ادیان و مکتبها و ایسمهای گوناگون ملتها تا بیان بطلان آن مذاهب بـرای دعـوت کـنندگان، آسان باشد»[۲۱].
بنظر میرسد این مطلب صحیح باشد که امـر به معروف و نهی از منکر مراحل و مراتب و سطوح مختلفی دارد زیرا:
اولاً فعل معروف یا منکر دارای سطوح مختلفی است مثلاً گـاهی مـعروف یـا منکر فردی و گاهی جمعی است، گاهی در سطح محدود و گاهی در سطوح بـسیار وسـیع و برخی موارد توسط یک فرد یا گروه کوچک و در موارد دیگر توسط یک ملت یا دولت و مـجموعهای از حـکومتها انـجام میگیرد.
و ثانیا برای مقابله با منکرات و تحقق معروفها، همیشه با یک تـذکر زبـانی و تـوصیه و ارشاد لسانی به نتیجه نمیرسیم بلکه نیاز به فراهم نمودن تجهیزات و مقدماتی است کـه از عـهده و تـوان یک فرد خارج است و نیاز به برنامه ریزی و مقابله همه جانبه با آن مـیباشد.
ثـالثاً، اگر بخواهیم دایره امر به معروف و نهی از منکر را بر تعداد اندکی از کارهای نـیک کـه تـرک شدهاند و یا هم اکنون احتمال و ترس ترک آنها هست، محدود سازیم و منکر و کارهای بـد را نـیز به اندکی از کارهای بد و امور جزئی و سطحی که در جامعه وجود دارد محدود کنیم، هـرگز بـه آثـار آن که در فلسفه تشریع آن نهفته است و ائمه علیهم السلام برای ما بیان فرمودهاند نـمیرسیم و نـتیجهای نمیگیریم.
براساس سخن پیشوایان ما علیهم السلام اجرای سایر فرائض، امنیت راهـها، سـامان یـافتن نابسامانیها، اجرای حقوق انسانها و آبادی زمین و سرکوب دشمنان و احیای دین و صدها اثر درخشان دیگر و در یـک کـلام سـوق همه انسانها به سوی نیکیها و باز داشتن آنها از همه بدیها نتیجه اقـدام بـه امر به معروف و نهی از منکر است و هرگز چنین آثار و نتایج و امتیازاتی بدون تحقق امر به مـعروف و نـهی از منکر در سطوح مختلف و حتی در سطح بین المللی و جهانی بدست نخواهد آمد.
رابـعا، مـعروف و منکر معنای بسیار وسیعی داشته و شاخههای فـراوانی دارد و شـامل زمـینههای اعتقادی، اقتصادی، اخلاقی، عبادی و اجتماعی میشود و بـرای انـجام بعضی از مصادیق آن نیاز به تأسیس مراکز و مدارس و مساجد مختلف و تنظیم برنامههای بلند مـدت و تـألیف و چاپ و نشر و سمینار و کنفرانس و مـصرف امـوال و صرف اوقـات و تـحمل رنـجها و زحمات و مجاهدات و مبارزات فراوانی دارد و گاهی تـجهیز هـمه نیروهای مادی و معنوی و حتی درگیری با طاغوت را میطلبد. عالم بزرگ جهان تـشیع شـیخ اعظم انصاری در کتاب مکاسب محرمه خـود در بحث ولایت از ناحیه حـاکم ظـالم تأسیس حکومت اسلامی را نیز از بـاب مـقدمهای برای تأثیر گذاشتن امر به معروف و نهی از منکر میداند و میفرماید:[۲۲] «اشکالی نیست کـه بـدست آوردن ولایت (حکومت اسلامی) واجب اسـت و ایـن مـوضوع در این صورت مـقدمه تـأثیر امر به معروف و نـهی از مـنکر است و تحصیل مقدمه تأثیر امر به معروف و نهی از منکر چون لازم است بنابراین تحصیل حـکومت اسـلامی لازم است».
و در همین زمینه عالم بزرگ شـیخ مـحمد حسن نـجفی در کـتاب التـجارة جواهر الکلام میفرماید:[۲۳]«وقـتی ممکن نباشد دفع و نابود کردن فساد و یا امر به معروف مگر در پرتو ولایت (و حکومت اسـلامی)، تـحصیل ولایت واجب است. در صورتی که فـرض کـنیم امـر و نـهی مـنحصر به شخص مـخصوصی اسـت در این صورت بر او واجب است عهدهدار مسئولیت ولایت و حکومت اسلامی شود، بلکه برای بدست آوردن آن با فـراهم کـردن مـقدمات آن زمینه سازی نماید، حتی اگر ولایـت بـستگی بـه آشـکار نـمودن صـفات و ویژگیهایی داشته باشد، باید آن را آشکار نماید تا به این وسیله حکومت اسلامی برقرار سازد».
با این بیان دلیلی ندارد که ما از ظاهر آیه شریفه ولتکن منکم امـة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر[۲۴] دست برداشته و اختلاف در این که کلمه من بیانیه است یا تبعیضیه، بکنیم تا آن که منافات ظاهری این آیه که وجوب امر به مـعروف را بـرای جمعی از مسلمین ثابت میکند با آیات دیگری که وجوب این فریضه را بر همه مسلمین میرساند، بر طرف کنیم، بلکه براساس ظاهر این آیه باید گروهی برای دعوت به خـیر و جـود داشته باشند که امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده بعد از آن ناظر بر تفسیر و تبیین همان خیر است و اصطلاحا ذکر خاص بعد از عـام مـیباشد و به جهت اهمیت و جایگاه ویـژهای کـه در خیریت دارد بدنبال آن آمده و اساسا خیر، معروف و شر منکر است و لازمه دعوت به خیر و خواندن بسوی مطلق نیکیها، باز داشتن از بدی و زشتیهاست. پس دعوت به خـیر هـمان امر به معروف و نـهی از مـنکر است و آیه شریفه درصدد بیان این است که باید جمعیتی و گروهی از بین شما به این امر مهم بپردازند و شاهد صحت این معنی از آیه شریفه کلمه امت است.
تفسیر آیه ولتکن منک امه
راغب در مفردات مـیگوید:[۲۵] «والأمـة کلُّ جماعةٍ یجمعهم امرٌ ما اما دینٌ واحد او زمانٌ واحد او مکان واحد سواء کان ذلک الامرالجامع تسخیرا او اختیارا» یعنی امت هر جماعتی را گویند که چیزی آنها را گردآورده باشد یا دین واحـد یـا زمان واحـد یا مکان واحد فرقی نمیکند که این عامل جمع کننده آن گروه، با اراده و اختیار یا با اجبار و اضـطرار آنها را جمع نموده باشد» و کلمه امت از امّ به معنی قصد کـردن اسـت و در مـفهوم آن انگیزه داری، ارتباط با یکدیگر، هدف و برنامه مشترک داشتن، هماهنگی در عمل و اتصال و پیوستگی نهفته است.
بر ایـن اسـاس ولتکن منکم امة یعنی جمعیت و گروهی ممتاز و با ویژگیها و شرایط خاص که انـگیزه و هـدف و بـرنامه خاصی دارند و به صورت سازمان یا نهاد با تشکیلات و طرح و ساختار ویژهای هستند، باید بـه مسأله مهم امر به معروف و نهی از منکر بپردازند و این معنی اگر ناظر بـه سطوح و مراحل امر بـه مـعروف و نهی از منکر (در سطح افراد ـ در سطح یک کشور ـ در سطح جهان) نباشد حداقل تأسیس یک نهاد در سطح امت اسلامی را که این مهم را بعهده دارد، بیان میکند.
اصولاً هیچکدام از احکام الهی در شرایط زمانی فعلی بـا توجه به کثرت جمعیت و تعدد دولتها و ملیتها و گوناگونی منافع و خواستهها، بدون این که به صورت نهادینه شدن عمل شود، براحتی قابل اجرا نیست، مثلاً برگزاری مراسم حج یا گرفتن زکوة و مـالیات شـرعی یا جهاد و یا تبلیغ دین و دعوت به اسلام، همگی در صورتی به نحو کامل و تمام قابل اجرا و پیاده شدن است که گروهی متولی انجام آن شده و با تشکیل یک نهاد یا سـازمان یـا ارگان یا وزارتخانه و به تناسب، چیزی از این قبیل، اقدام به زمینه سازی، تجهیز، آموزش، برنامهریزی، هماهنگی و اجرای این ارکان دینی کنند و امر به معروف و نهی از منکر که اساسیتر و بـا اهـمیتتر از این موارد است، بطریق اولی نیاز به متولیانی دارد که با تخصص و آموزشهای لازم به این مسئولیت عظیم بپردازند، تا بتوانند در سطح یک شهر یا یک کشور یا در سطح کشورهای اسلامی و یـا جـهان اقـدام به دعوت به خیر و امـر بـه مـعروف و نهی از منکر کنند و سعادت را که جز از این طریق حاصل نمیشود، تضمین کنند.
این مطلب همان چیزی است که آیه شریفه سـوره آل عـمران بـه صراحت به آن اشاره کرده و به دنبال دعوت بـه وحـدت و اعتصام به حبل الله و عدم تفرقه و در سیاق آیاتی که به بیان فتنههای اهل کتاب و بر حذر داشتن مؤمنین از آنـها پرداخـته، آمـده است.
نتیجه
راستی چه میشد اگر در بین امت اسلامی، گروهی مـتشکل و آگاه یافت میشدند و برای اجرای احکام اسلامی و دفع و رفع مفاسد و مشکلات سیاسی و اجتماعی که گریبانگیر مسلمین است اعـم از مـشکلات جـهانی یا منطقهای یا بین کشوری یا درونی حکومتهای بلاد اسلامی، دل سـوزانده و حـداقل برای مسائل و مصیبهای اسلام نیز به اندازه آلودگی هوا، شکاف در لایه ازن، حقوق حیوانات، محیط زیست و حـفاظت از گـیاهان و امـثال آن ارزش قائل میشدند، (در صورتی که با تحقق اسلام به معنی جامع خود هـمه ایـن مـشکلات نیز مرتفع میگردد) و گروههایی نظیر گروه سبز و امثال آن ... تشکیل داده و فارغ از قیودات درون حکومتی در کشورهای اسـلامی اقـدام بـه تجمع و تشکل و سازماندهی خود و سپس تبلیغ و ارشاد و هدایت و استفاده از ابزار ارتباطاتی و احیانا دخالت و مـوضعگیری بـخصوص در جهت آگاه کردن مردم مسلمان و ملتها در زمینه مسائل جهانی و مسائل مربوط به امـت اسـلامی مینمودند؟
پانویس
- ↑ URL : http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/211590
- ↑ و کلّهم آتیه یوم القیمه فردا مریم /95
- ↑ یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن تغابن /9
- ↑ تـغابن بـر وزن تفاعل یعنی غبن و زیانی که شأن اجتماعی و طرفینی دارد.
- ↑ کما رفضوا اسمی الفرائض و اشـرفها ان الامـر بـالمعروف و النهی من المنکر فریضة عظیمة بها تقام الفرائض «یعنی همانگونه که عالیترین و شریفترین واجبات را تـرک کـردند چون امر به معروف و نهی از منکر فریضه بزرگی است که سایر فـرائض بـوسیله آنـ برپا میشود». وسائل الشیعه ج 11، ص 395.
- ↑ و ما اعمال البرکلها و الجهاد فی سبیل الله عندالامر بالمعروف و النهی عن المـنکر الا کـنفثةٍ فـی بحر لجی: یعنی تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر بـه مـعروف و نهی از منکر همچون آب دهان در برابر دریای پهناوری است. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 374.
- ↑ امر به مـعروف و نـهی از منکر، آیهالله حسین نوری، ترجمه اشتهاردی ، ص 27.
- ↑ و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر عصر /2.
- ↑ یـا بـنی اقم الصوة و امر بالمعروف و انه عن المـنکر و اصـبر عـلی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور. لقمان /17
- ↑ خـذالعفو وامـربالعرفیعنیعفوومدارا راپیشهکن وبه نیکیهادعوتنمااعراف/199.
- ↑ یأمر هم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر اعراف /157.
- ↑ اعراف 163 تا 166 کـه مـاجرای شنبه را بیان میکند.
- ↑ یؤمنون بـالله و الیـوم الاخر و یـأمورن بـالمعروف و یـنهون عن المنکر: در این آیه این دو فـریضه را در ردیـف ایمان به خدا و معاد ذکر کرده است. ال عمران/113.
- ↑ و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیـاء بـعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر تـوبه/71.
- ↑ الذین ان مکنّاهم فی الارض اقـاموا الصـلواة و آتوا الزکوة و امروا بالمعروف و نـهوا عـن المنکر و ِلله عاقبة الامورـ حج /41
- ↑ کنتم خیر امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عـن المـنکر و تؤمنون بالله، آل عمران /110.
- ↑ آل عمران /104.
- ↑ امـر بـه مـعروف و نهی از منکر، آیـة الله نـوری، ص 38.
- ↑ تفسیر المنار، ج 4، ص 26 به نـقل از: امـر به معروف و نهی از منکر آیهالله نوری، ترجمه اشتهاردی، ص 42.
- ↑ همان، ص 43.
- ↑ همان، ص 45.
- ↑ امر به معروف و نـهی از مـنکر آیهالله نوری، ترجمه اشتهاردی، ص 148.
- ↑ همان، ص 149.
- ↑ آل عـمران/104.
- ↑ مـفردات الفاظ القـرآن، راغـب اصـفهانی، ص 23.







