امر به معروف و نهی از منکر ضامن بقای مجتمع ایمانی است
چکیده
پس از آنکه مجتمع ایمانی تشکیل شد و بخشهای مختلف آن هریک در سر جای خود قرار گرفت:حکومت،اقتصاد،فرهنگ،سپاه،تدبیر منزل، اداره مدینه و جز اینها،دشمنان این مجتمع هم بیکار نمینشینند،با توطئهگریها،دسیسهبازیها،تبانیها، اختلاف افکندن،سخنچینی،جاسوسی،نفاق،جنگ رویارویی،لشکرکشی و امثال این اقدامات میخواهند مجتمع ایمانی را از میان بردارند.اما آنان بر خلاف مسیر آب شنا میکنند.جریان آب همان روند تکاملی مجتمعهای انسانی است که برطبق قوانین تغییرناپذیر و غیر قابل توقف و نابرگشتنی سنت اللّه به راه خود ادامه میدهد و هر مخالف و منحرفی را در زیر چرخهای خود خرد میکند و از بین میبرد.
افراد این مجتمع یمانی،پس از تلاشها و مجاهدتها و جهادهای درونی و بیرونی و اصغر و اکبر و فاضل و افضل دارای طبیعتی ثابت و نفوذ کرده و راسخشده،میشوند و در برابر پروردگار فنا میگردند،جان خویش را به خدا میفروشند و بهشت میخرند.در راه خدا میجنگند و میکشند و کشته میشوند،قانونیست خدائی که در تورات و انجیل و قرآن خدا وعده تحقق و عملیشدن آن را داده است،و چه کسی برای عملیکردن وعده خود از خدا باوفاتر میتوان یافت.پیمانیست دو جانبه،از جانب خدا ارشاد و آگاهی و رشد و به حرکت درآوردن و از جانب بنده عملکردن برطبق آنها و بالاخره افراد این 2lمجتمع در حرکت پیوسته به سوی پروردگار هستند و هرگز وظایف خود را فراموش نمیکنند:
التّابعون العابدون الحامدون السّائحون الرّاکعون السّاجدون الامرون بالمعروف و النّاهون عن المنکر و الحافظون لحدود اللّه و بشّر المؤمنین. (توبه۲۱۱/)
بازگشتکنندگان پرستنده ستایشگر سیاحت کننده پیوسته در حال رکوع و سجود و دستوردهنده به معروف و نهیکننده از منکر و نگهدارندگان حدود خدائی و بشارت ده مؤمنان را.
در اینجا هم از جمله صفات مؤمن مجاهد به خدا پیوسته در همان جامعه ایمانی،امر به معروف و نهی از منکر هست،زیرا در هر حال بشر،بشر است با طبایع بشری و اگر نظارت مستمر و هشدار و اخطار پیوستهای بالای سرش نباشد،به طبیعت پست و مادی خود بازمیگردد.بشارت پایان آیه برای مؤمنانیست که این صفات نهگانه را در خود جایگزین کردهاند و هرگز از آنها غفلت نمیکنند.دو تای از آن صفات که در ردیف توبه و عبادت و ستایش و سیاحت و رکوع و سجود آمده،امر به معروف و نهی از منکر است.
باز هم قدمی فراتر گذاشته روند فرایاز و تعالی جوی مجتمع ایمانی را دنبال میکنیم ببینیم،در مراحل بالاتر،در برابر این دو اصل چه موضعی انتخاب میکند:
گرد و خاک و هیاهو و فریاد و خون و خنجر و زوبین و نیزه و شمشیر و شیهه اسبان و صدای شتران و پیروزی و شکست و فرمانبرداری و نافرمانی و فرار و ایستادگی و زخمیان و شهیدان معرکه احد همچنان طنینانداز است،جراحتهای چهره مقدس پیغمبر اسلام هنوز به چشم میخورد، جراحت قلب آن بزرگوار برای شهادت حمزه سید الشهدا و هفتاد شهید دیگر ایشان را آزار میدهد. همه اینها در نتیجه نافرمانی از دستور پیامبر اکرم و رهاکردن تنگه حساس پشت جبهه مسلمین در احد،بر اثر غرور و طمع،و حمله غافلگیرانه مشترکین از پشت سر سربازان اسلام و فرار سپاهیان اسلام بود. افراد ظاهربین انتظار نزول آیاتی مبنی بر قهر و غضب الهی و وعده عذاب را دارند.پیامبر اکرم نیز منتظر است.اما خواست و برنامه خدا چیز دیگریست.خدا هم به طبایع بشری علیم و خبیر است و هم حرکت آینده بشریت را نقش میزند.و بزرگترین مجری پیامبر بزرگوار است که اگر آیهای برخلاف انتظار و میل قلبی خود او هم نازل شد باید ابلاغ و اجرا کند،درحالیکه او در برابر خدا تسلیم محض و فناء فی اللّه شده بود.ناگهان برنامه آنروز و آینده انسانیت بر رسول اکرم نازل میشود:
واعتصموا بحبل اللّه جمیعا و لا تفرّقوا... ولتکن منکم امّة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون (آل عمران۴۰۱/-۳۰۱)
به ریسمان خدائی وحدت همگی چنگ زنید و پراکنده نشوید...و باید از میان شما امتی تشکیل شود که به خیر دعوت کند و به معروف دستور دهد و از منکر بازدارد و اینان همان رستگارانند.
در این آیه پس از دستوردادن به وحدت بر محور عقیده به اللّه و نظام توحیدی و به یادآوردن وضع غیر انسانی و فاجعهآمیز گذشته و گام گذاشتن در بامداد برادری و نعمت بزرگ خدائی دلهای به هم پیوسته و تبیین آیاتش برای هدایت مومنان،وظایف امتی را ترسیم میکند که باید در زمین خلیفه خدا گردد و وارث و پیشوا شود.این وظایف عبارتند از:
۱-دعوت افراد خودی و دیگران بدانچه بهتر و برگزیده است،
۲-امر به آنچه زیبا و پسندیده و شایسته است و باید باشد،
۳-نهی از آنچه نشاید و زشتیها و آلودگیهائی که نباید باشد.
اینچنین افرادی در واقع همان از موانع رستهها و در مسیر حق به حرکت درآمدهها هستند.
این امت با همین آهنگ به حرکت درمیآید و مراحل تکاملی و رشد و پیشرفت را طی میکند تا اینکه شایسته عنوان پرافتخار«امت برگزیده» میشود.اما این افتخار و شایستگی مطلق و غرور آفرین نیست،مشروط به شرایطی عملی و پیوسته است که تا از آن وظایف و شرایط جدا نشدهاند قرین آن افتخار هستند:
کنتم خیر امّة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون باللّه... (آل عمران۰۱۱/)
در این آیه حالت کنونی و آینده امت را بیان میکند.امت نمونهای که برای همه مردم و در همه زمانها و مکانها قیام کردهاند و وظیفه مستمر و مداوم آنان امر به معروف و نهی از منکر است و ایمانآوردن پیوسته و متحرک و همیشگی به خدا. ایمانی روزافزون و رو به رشد که در نتیجه امر به معروف و نهی از منکر به دست میآید.
این بود تلقی قرآن از«امر به معروف و نهی از منکر»که از توصیه و پند پدرانه لقمان به فرزندش شروع شد و به امت برگزیده و جاویدان و پویای اسلام رسید.
نقش امر به معروف و نهی از منکر جاویدانست و هیچ مجتمعی هرچند پیشرفته و رشدیافته،از آن بینیاز نیست.
اینک ببینیم رسول اکرم در اینباره چه میفرماید:
لا تزال امتّی بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البرّ،فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات و سلّط بعضهم علی بعض و لم یکن لهم ناصر فی الارض و لا فی السّماء.
پیوسته امتم در خیر و خوبی به سر میبرد تا هنگامی که به معروف امر شود و از منکر نهی گردد و به نیکی با یکدیگر همکاری کنند.پس همینکه دست از این کار کشیدند خیر و برکتها از آنان گرفته شود و برخی بر برخی دیگر مسلط و چیره شوند و هیچ یاوری نه در زمین به فریادشان رسد و نه در آسمان.
پیغمبر اکرم نیز ضامن بقا و خیر و برکت مجتمع ایمانی امت خود را در این دو اصل امر به 2lمعروف و نهی از منکر میداند و نابودی و گرفتار ظلم خودی و بیگانهشدن و اضمحلال آنان را در دستکشیدن از این وظیفه خطیر الهی.
چون نظر امیر المومنین امام علی بن ابی طالب علیه السلام درباره اخلاق محور اصلی بحث است، نظر جامع آن امام را درباره امر به معروف و نهی از منکر نمیآوریم،زیرا از مسیر اصلی به دور میافتیم،ولی از نظر اهمیت موضوع تنها به یک جمله گهربارش درباره امر به معروف و نهی از منکر اکتفا کرده به اصل بحث که اخلاق است باز میگردیم:
«...و ما اعمال البرّ کلّها و الجهاد فی سبیل اللّه عند الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر الاّ کنفثة فی بحر لجیّ...»(نهج البلاغه ح ۴۷۳)
و همه کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چیزی جز دمی کوتاه در دریائی مواج نیست.
در این بیان کوتاه،امام علیه السلام ارزشی برای امر به معروف و نهی از منکر قائل شده است که در مقام مقایسه با همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا چون دریائی طوفانیست در مقابل یک آب دهان که همراه با نفسکشیدن بیرون میریزد.
و انّ الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر لخلقان من خلق اللّه سبحانه و انّهما لا یقرّبان من اجل و لا ینقصان من رزق.
و بیگمان امر به معروف و نهی از منکر هر آینه دو خلقوخوی از اخلاق خدای سبحان است و آن دو (اگر انجام گیرند نه هیچ اجل و سررسیدی را(پیش از وقت)نزدیک میگردانند و نه روزی و رزقی را کم میکنند.
توضیح قسمت اخیر لازمست که چون این خوی خدائی بر مجتمع ایمانی حکمفرما شد،آنجامعه به پایان نمیرسد و دچار اضمحلال و نابودی نمیگردد، و نیز اوضاع اقتصادی آن مجتمع نیز درخشان خواهد بود،زیرا در آن مجتمع،با فرمانروائی آنچه شایسته و بایسته است و زدودن آنچه ناروا و ناشایست است، چنان نظمی به وجود میآید که در برابر حوادث زودگذر و نابهسامانیهای مالی به زانو درنمیآید. دور کن سیاست و اقتصاد این مجتمع محکمتر خواهد شد و بر عمر جامعه میافزاید و شرایط معیشتی آن را شکوفا خواهد ساخت.
اینست خلق و خوی خدائی که در عمل به اجرا درآید و افراد و مجتمع،آن را به خود بگیرند و خود را خداگونه گردانند.







