امر به معروف و نهی از منکر در متن مطالعه‌ای تطبیقی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر در متن مطالعه‌ای تطبیقی

نویسنده : هاشمی،محمد منصور

چکیده

در عصر ۲۲ سپتامبر سال ۱۹۸۸ د رایستگاه متروی شیکاگو تجاوزی صورت می‌گیرد.خبر ماجرا در نیویورک تایمز و شیکاگو تریبون بازتابمی‌یابد.این تجاوز در حضور مردمی که در ایستگاه بوده‌اند اتفاق افتادهاست.آیا مردم نسبت به این امر بی‌اعتنا بوده‌اند و احساس نکرده‌اند بایدتعدی و تجاوز را مانع شوند،یا اینکه متوجه موضوع نبوده‌اند یا...مایکلکوک،نویسندۀ کتاب امر به معروف و نهی از منکر در اندیشۀ اسلامی،اثرخود را با بیان این ماجرای به ظاهر بی‌ربط شروع می‌کند و با شرح ادامۀماجرا می‌کوشد نشان دهد که آدمیان خود را در قبال این چنین مسائلیمسئول می‌دانند.مسئولیتی که هر چند همه به صرافت طبع درک می‌کننداما نام خاصی در حوزۀ اخلاق برای آن در نظر گرفته نشده است.با اینمقدمه نویسنده می‌گوید که در فرهنگ اسلامی برای این مقوله عنوانخاصی در نظر گرفته شده است:امر به معروف و نهی از منکر،بر اساساین نگرش و با چنین تمهیداتی است که کتاب از سطح مطالعه و تحقیقشرق شناسانه دربارۀ آداب و رسوم ملل و فرهنگ‌های دیگر فراتر می‌رودو در حوزۀ مطالعات تطبیقی یا مقایسه‌ای علم اخلاق۱قرار می‌گیرد.

امر به معروف و نهی از منکر در اندیشۀ اسلامی کتابی است جامع ومبسوط(در ۷۰۲ صفحه)که در سال ۲۰۰۰ در دانشگاه کمبریج منتشر شدو در سال ۲۰۰۲ به چاپ مجدد رسید.مؤلف اثر،مایکل کوک،استادمطالعات خاور نزدیک در دانشگاه پرینستون است که از جمله آثار پیشیناو می‌توان به اینها اشاره کرد:

(به تصویر صفحه مراجعه شود)نویسنده که علاوه بر فضل تحقیق،ذوق تألیف نیز دارد و اثرش رابسیار جذاب نوشته است،ماجراهای تاریخی ناظر به امر به معروف

و نهی از منکر را شرح می‌دهد؛از جمله ماجرای زرگری از مرو که حاکمیجائر را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و در این راه جان می‌سپارد.نویسنده به درستی می‌گوید که این تنها مورد نیست و شواهد دیگری رانیز در پی آن ذکر می‌کند.درهمۀ این ماجراها،افراد بر سرانجام امر بهمعروف و نهی از منکر حکام،جان می‌سپارند،اما در انجام آن درنگنمی‌کنند و مردم نیز قدر این وظیفه‌شناسی را می‌دانند.

امر به معروف و نهی از منکر ریشه در قرآن دارد(آل عمران:۱۰۴٬۱۱۰٬۱۱۴ ؛الاعراف:۱۷۵؛التوبه:۷۱٬۱۱۲؛الحج:۴۱؛لقمان:۱۷؛) ومؤلف نیز کتاب را با توجه به همین ریشه قرآنی،از قرآن و آیات ناظر بهاین معنی و آرای مفسران دربارۀ آنها می‌نگارد و به تبیین اصطلاحاتمعروف و منکر می‌پردازد و نظر اهل تفسیر را در این زمینه بررسیمی‌کند.

در بخش بعد تاریخ تکوین و تثبیت سیره و سنت و نسبت اینمفاهیم با حکومت و خلافت و دفاع از خلوت و ساحت زندگی خصوصیاشخاص بررسی می‌شود.همچنین حدود جغرافیایی مکان‌هایی که درمنابع مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده‌اند،مشخص و منعتجسس و لزوم علنی بودن منکر را متذکر می‌شود.همچنین مؤلف بهاین مسئله توجه می‌کند که چه کسانی امر به معروف و نهی از منکرمی‌کرده‌اند و برای مثال آیا دربارۀ نهی از منکر از جانب زنان نیز اطلاعیدر دست هست یا نه.

پس از این مباحث مقدماتی و از بخش دوم کتاب به بعد،نویسندهبه طرح آرای مذاهب و فرقه‌های مختلف می‌پردازد و سیر این آرا را درطول تاریخ پی می‌گیرد و احیانا به مقایسۀ آنها می‌پردازد .

نخستین مذهبی که نویسنده آن را بررسی می‌کند حنبلیه است وطبیعتا نخستین فرد مورد مطالعه هم ابن حنبل.نویسنده مفهوم منکررا در آرای حنبلیان بررسی می‌کند و تاریخ تطرو و تکامل این مفهوم رابازمی‌گوید.او به فقدان اندیشه‌های اجتماعی و به ویژه حکومتی درنظریه پردازی‌های ابن حنبل در این باره تجه،و به ارتباط این امر باوضع اجتماعی و سیاسی آنها اشاره می‌کند.در فصول آتی او به تفصیلبه بررسی آرای حنبلیان بغداد و دمشق دربارۀ امر به معروف و نهی ازمنکر پرداخته و جزییاتی را که به مرور روشن‌تر شده‌اند(مثلا اینکه چهکسی باید به این امر بپردازد و...)نشان داده است.در فصل مربوط بهحنبلیان دمشق بصش عمده‌ای به نظیات ابن تیمیه(که رسالۀمختصری با عنوان الامر بالمعروف و نهی عن المنکر داشته است)اختصاص یافته و پیوند اندیشه‌های او در این باره با آرای او در حکومتو سیاست بیان شده است.پس از این نسبت اندیشۀ حنبلی را-که بهواسطۀ حنبلیان نجد به وهابیت رسیده-با اندیشۀ وهابی نشان می‌دهدو ماجرای این اندیشه را تا تشکیل و تثبیت حکومت سعودی دنبال می‌کند.

بخش بعدی کتاب به معتزله و شیعه اختصاص یافته است.نخستآرای معتزله بررسی می‌شود.نویسنده بحث را با این نکته آغاز می‌کندکه اگر تمایل حنبلیان د راندیشه،ناظر به مباحث عینی و انضمامی بود،معتزله به مسائل انتزاعی و تحلیلی علاقه‌مند بودند،علاقه‌ای که بهعلت تعارض با فکر اسلامی برایشان گران تمام شد.

او بر مبنای روش تاریخی از آرای معتزله اولیه،و اصل بن عطا وعمرو بن عبید،آغاز می‌کند و اهمییت نهی از منکر را رد اندیشۀ معتزلی-که دست بر اساس آرای معتزلۀ متأخر یکی از اصول خمسه است-بیان می‌کند و سپس به نظر مانکدیم،اشاره می‌کند به تعریف‌هایمختلف نهی از منکر و وجوب و شرایط آن(که از آن جمله است علمبه احکام شرع،علم به وقوع منکر در حال حاضر،در پی نداشتن ضرر ومفسدۀ بیشتر،اثر داشتن و آسیب و ضرر نداشتن برای شخصنهی کننده)و انواع منکر می‌پردازد.پس از نظ مانکدیم آرای معتزلیاندیگر را طرح می‌کند و نهایتا یادآور می‌شود که معتزله سبک تحلیلی و،آرایی منسجم دارند و نظیاتشان د رگذر زمان و در مکان‌های مختلفتقریبا یکسان و متجانس بوده است.

چند فصل بعدی دربارۀ شیعیان است.در میان فرق شیعه آرایزیدیه و امامیه به تفصیل مطرح شده است.نویسنده در بیان علت اینانتخاب می‌گوید که زیدیه و امامیه سنتی متداوم داشته‌اند و امروز نیزحضور دارند،علاوه بر این مجموعه عقایدی قابل قیاس با عقاید اهلسنت-از حیث حجم و اهمیت-به وجود آورده‌اند؛حال آنکه برای مثالاسماعیلیان بر خلاف دو فرقۀ پیش،ارتباط چندان نزدیکی با جریاناصلی تفکر اسلامی نداشته‌اند.نخست به زیدیه پرداخته می‌شود وپساز بیان اجمالی سیر تاریخی زیدیه و آرایشان،به همزستی معتزله وزیدیه اشاره می‌شود و در این زمینه به آرای ابن مرتضی یمنی(متوفی۸۴۰)عنایت می‌شود.سپس به فرآین دور شدن از ستن معتزلی ونزدیک شدن آرای زیدی به آرای اهل سنت درباره موضوع مورد بحثتوجه می‌شود.

در فصل بعد آرای امامیه بررسی می‌شود.نویسنده می‌گوید امامیه-نسبت به دیگر مذاهب و فرق-غنی‌ترین و ادامه‌دارترین سند و منبعنظریۀ نهی از منکر را فراهم آوردند که از قرن پنجم تا روزگار ما ادامهیافته است. او تاریخ نظریه پردازی شیعه در این باب را بررسی می‌کند وبه ویژه به این نکته می‌پردازد که در نظام شیعی نهی از منکر سه جنبهدارد:نهی از منکر به قلب و لسان و ید(علی العبد ان ینکر المنکر بقلبهو لسانه و یده).اگر فردی امکان جلوگیری از منکری را به لحاظ عملینداشت(یعنی با دست یا زبان)دست کم باید با قلب خود منکر از نهیکند(فان لم یقدر فبقلبه).نکتۀ دیگر ی که نویسندۀ در آرای شیعیانامامی به آن توجه می‌کند این است که بر اساس این آرا اگر نهی از منکرمتضمن قهر و خشونت باشد،انجام آن مستلزم اجازۀ امام یا فرد منصوباز جانب اوست.

بحث بعدی دربارۀ مبنای تکلیف امر به معروف و نهی از منکراست.آیا مبنای عقلی است یا سمعی؟ظاهرا معتزلۀ بغداد بیشتر بهعقلی بودن این مبنا و معتزلۀ بصره به سمعی بودن آن قائل بوده‌اند.بهنظر می‌رسد شیعیان نیز-صرف نظر از استثناهایی چون شیخ طوسی وعلامه حلی-به نظر دوم بیشتر تمایل داشته‌اند.

یکی دیگر از نکاتی که شیعیان مطرح کرده‌اند این است که معروفمراتب دارد،بعضی از مراتب آن واجب است و بعضی نه؛اما منکر،منکراست و مراتب ندارد و تشکیکی نیست.ظاهرا نخستین بار سید مرتضیاین نکته را متذکر شده است و پس از شیخ طوسی و ابن براج و ابنابی المجد و ابو الفتوح رازی و راوندی و ابن ادریس و خواجه نصیر الدینطوسی و محقق حلی و دیگران نیز آن را تکرار کرده‌اند.

بحث دیگری که در نظام فکری شیعیان امامی به تفصیل به آنپرداخته شده است این است که آیا امر به معروف و نهی از منکروظیفه‌ای فردی است یا اجتماعی؟آیا هر فرد مستقلا باید آن را انجامدهد یا اگر یک نفر آن را انجام داد تکلیف از دیگران برداشته می‌شود؟به اصطلاح آیا وجوب آن عینی است یا کفایی؟غالب شیعیان امامی براین نظر بوده‌اند که این وظیفه،اجتماعی است و وجوب آنکفایی.

نویسنده پس از طرح مباحث فوق،آرای شیعیان را دربارۀ شرایطتکلیف بررسی می‌کند که از آن جمله است:علم به منکر بودن عمل،علم به تداوم آن،علم به اثر داشتن امر به معروف و نهی از منکر و علمبه اینکه خطری برای آمر به معروف و ناهی به منکر وجود ندارد وهمچنین اینکه مفسده‌ای در پی ندارد.نویسنده سیر نظریات عالمانشیعه دربارۀ هر یک از این نکات را در دوره‌های مختلف بررسی می‌کند.در ادامۀ این بخش،نویسنده به نحو اجمالی آرای اسماعیلیه را دربارۀ امربه معروف و نهی از منکر طرح می‌کند.

در بخش بعد،آرای فرقه‌ها و مذاهب دیگر طرح می‌شود و آرایحنفیه(پیش از دورۀ حکومت عثمانی و در آن دوره)بیان می‌شود و بهگفتۀ نویسنده در میان کتب حنفیان هیچن رأی اصیل و منسجمی در اینباره مشاهده نمی‌شود و آرایشان صبغۀ شافعی دارد.

در پایان این بخش نظریات ابوبکر رازی معروف به جصاص(متوفی ۳۷۰)از این جهت که از آرای حنیفیان دیگر متمایز بوده است،بررسی می‌شود.سپس آرای شافعیان(پیش و پس از غزالی)مالکیان(نظریه‌های متقدم و متأخر مالکی،و ننیز میزان عمل آنها به این آرا درطول تاریخ)و اباضیه بیان می‌شود.

نویسنده به جهت اهمیت فوق العادۀ ابو حامد غزالی فصل مستقلیرا به او اختصاص داده و به تفصیل آرای او و میراث فکری وی را در اینزمینه بررسی کرده است و در ادامۀ مطلب اشارۀ مختصری نیز به اینمقوله در تصوف نموده است.

فصل بعدی،نگاهی دوباره به اسلام سنتی،در حقیقت نظری استبه فصل‌های پیشین و مقایسۀ آرا و بررسی سیر تحولات و جمع بندیمطالب مطرح شده است.در این فصل نویسنده قصد ندارد از آرایمختلف دربارۀ امر به معروف و نهی از منکر نمونه‌ای واحد بیرون بکشد،بلکه مضامین اصلی را که به نظر می‌رسد اهمیت خاص تاریخی دارند،جمع آوری می‌کند.این فصل به نحوی مطالب کتاب را از فصل‌های بعدجدا می‌کند،زیرا در فصل‌های بعدی اسلام در دنیای متجدد مطرحمی‌شود نه اسلام سنتی.

بخش بعدی کتاب (فراسوی اسلام سنتی) نام دارد که در آن بهوضع اسلام پس از برخورد با تجدد توجه می‌شود و مواجهۀ مسلمانان بااندیشه‌های نوگرای غرب و تأثیر و تأثرات آن بررسی می‌شود.این بهقول نویسنده رشد یا بسط (stnemPoleved) اسلام در ایام متأخر،در دو بخش جداگانۀ مربوط به اهل سنت و شیعیان امامی،طرح وبررسی می‌شود و سیر مباحث ناظر به امر به معروف و نهی از منکر تاآرای کسانی از قبیل امام خمینی(ره)،مرتضی مطهری،محمد باقرحکیم،حسینعلی منتظری،علی شریعتی و مهدی بازرگان پی گرفتهمی‌شود و سپس آرای علمای اهل سنت و شیعه در دوره متأخر دربارۀموضوع بحث با یکدیگر مقایسه می‌گردد.

فصل بعدی کتاب با عنوان«سرچشمه‌ها و مطابقت‌ها»تلاشیجالب توجه برای یافتن قرینه‌های مفهوم امر به مغروف و نهی از منکردر فرهنگ‌های دیگر است؛چرا که به قول نویسنده تعبیر«امر بهمعروف و نهی از منکر»هر چند رد جهان اسلام برجستگی خاصی دارد،بدون قرینه‌هایی در فرهنگ‌های دیگر نبوده است.برای مثال درانگلستان در سال ۱۸۰۱ ایجاد«انجمن جلوگیری از فسق و تشویق بهدینداری و تقوا»۲پیشنهاد می‌شود؛یا در یک سند حقوقی آلمانی بازماندهاز سال ۱۶۱۶ م.برای راهنمایی قاضی دادگاه عبارت«امر به حق و نهیاز ناحق»۳به چشم می‌خورد.پس این مفهوم به بیان‌های دیگر درفرهنگ‌های دیگر وجود دارد و سابقه‌ای کهن برای آن می‌توان یافت.نویسنده در تلاش برای بررسی این سابقه به طرح چنین مباحثی دریونان باستان و دورۀ جاهلیت در عربستان توجه می‌کند و به قرینه‌هایاین بحث در ادیان توحیدی(یهودیت و مسیحیت و در مورد اخیر به ویژهبا عنایت به آرای توماس آکویینی)و غیر توحیدی(هند و چین باستان،و به ویژه نظام کنفوسیوسی،ایران باستان،و نظام زردشتی)می‌پردازد وبالاخره تفاوت‌ها و تمایزهای این عقاید را با آرای اسلامی در این زمینهبررسی می‌کند.در فصل آخر با اشاره به فرهنگ غربی و مباحثی نظیرنجات و رستگاری و نهی از منکر و ماهیت معروف و منکر،نتیجه‌گیریمی‌شود.

کتاب ضمائمی نیز دارد که بخشی دربارۀ آیات و روایات مذکور درمتن است و بخش جالب توجه دیگر دربارۀ ابن عبری۴(متوفی ۱۲۸۶م.)است که آثار سریانی بر مبنای فکر یعقوبی پدید آورده واسلام شناسان غالبا او را به عنوان مورخ می‌شناسند.اما اثری داشتهاست به نام اخلاق (nocihtE) که تحت تأثیر احیاء علوم الدین غزالی(متوفی ۵۰۵ ق۱۱۱۱/ م)بوده است.

اورت راوسن۵استاد دانشگاه پنسیلوانیا،فضل و تبحر مایکل کوکرا حیرت‌آور و تحلیل‌هایش رت منسجم و مستدل و غالبا خیره کنندهدانسته است.

او این اثر را ضیافتی برای متخصصان می‌داند که برایغیر متخصصان در بردارندۀ بصیرت‌های تازه«دربارۀ دین اسلام و جوامعاسلامی است.»رابرت ایروین۶نیز گفته است که گزارش کوک ازچگونگی مواجهه متفکران مسلمان با بی‌عدالتی و بی‌اخلاقی،می‌آورد.این کتاب مبانی اساسی برای فهم وضع اسلام در دورۀ مدرنایجاد می‌کند و یکی از مهم‌ترین آثار محققانه دربارۀ اسلام است که دریکصد سال اخیر در غرب به وجود آمده است.شاید در نگاه اول اینسخنان اغراق آمیز به نظر برسد،اما خواننده‌ای که از نثر فاضلانه و شیوۀجذاب و تحقیق چشمگیر مؤلف بهره می‌گیرد،که مطالعات اسلامی وسیاسی را با هم جمع کرده است،این سخنان را غلوآمیز نخواهد یافت.کتاب کوک اثر فوق العاده‌ای است که مفهوم امر به معروف و نهی ازمنکر را به متن مطالعات تطبیقی و مقایسه‌ای در حوزۀ اخلاق می‌برد وبیش از هر چیز،به ما می‌آموزد که چگونه باید فرهنگی دیگر را شناختو از آن بهره گرفت.

بازگشت به مقالات