امر به معروف و نهی از منکر در ترازوی عقل
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | عبدالحسین رضائی راد |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه بوستان کتاب |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | 1387 |
| دانلود | [ PDF] |
پیشگفتار
زمانی که برای تحصیل در دانشگاه - بر خلاف میل باطنی - از حوزه علمیه قم فاصله گرفته و به حوزه تهران انتقال یافتم، تمام دلخوشی ام این بود که بعضی از درس های خارج حوزه علمیه قم از طریق شبکه سراسری صدا پخش می شود. در خوابگاه دانشگاه تهران خود را مقید به گوش دادن این دروس دانستم تا خلا دوری از آن جا را از این طریق تا اندازهای جبران کنم و بی صبرانه انتظار میکشیدم که مباحث فقها به بحث مورد علاقه ام (امر به معروف) برسد، اما وقتی که درس به آنجا رسید مدرس محترم که در آن زمان یکی از فقهای برجسته زمان بود - به سرعت بحث را تمام و تصریح کرد: «این باب، بحث چندانی ندارد». از سخن ایشان شگفت زده شدم و با خود گفتم چگونه ممکن است امر به معروف مطلب چندانی نداشته باشد، در حالی که به تعبیر روایات اهمیت سایر احکام در قیاس با امر به معروف، همچون قطره ای است در برابر اقیانوس . از همان زمان بود که مطالعات خود را در زمینه امر به معروف آغاز و با خود عهد کردم که ثابت کنم این بحث، پیچیدگی ها و ابعاد فراوانی می تواند داشته باشد و شایسته نیست که بدین شکل در مهجوریت و غفلت باقی بماند.
پس از مطالعه مختصری دریافتم که این مهجوریت، تنها به سر فصل های ا درس سطح و خارج خلاصه نمی شود، بلکه در بیشتر آثار به نوعی اتفاق افتاده است. جالب آن که اغلب کسانی که در این موضوع صاحب اثر بوده اند از مهجوریت و مغفول عنه واقع شدن آن گلایه کرده اند. این جا بود که این ر پرسش به ذهنم خطور کرد که «چرا از میان همه مباحث فقهی، بیشترین مهجوریت و مظلومیت شامل حال مبحثی شده است که از همه آنها با اهمیت تر است؟» آن هم در حالی که بسیاری از عبادت های مستحب، مانند صدقه، نماز جماعت و برگزاری عیدها به شدت مورد اهتمام و توجه بحث کنندگان محترم قرار دارد. و . . . .
از آن زمان تاکنون، این پرسش همیشه ذهنم را مشغول می کرد، اما مشغله های درسی عمده سیر مطالعاتی این حقیر را به سمت و سوی دیگر سوق می داد، تا آن که به سال ۱۳۷۹ -که به حول و قوه الهی در آزمون دوره دکترای دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شده و از جانب دانشگاه اراک مأمور به تحصیل اگر دیدم - مصمم شدیم به عهدی که در سالهای پیش با خود بسته بودم عمل کنم و این فرصت به دست آمده را غنیمت شمارم. . . . عهدی که بسته بودم با پیر می فروش .. .
در سال قبل، تازه نمودم دوباره دوش ۱ این بود که علت تعطیل، ناکامی و فراموشی امر به معروف را در صدر مطالعات خود قرار دادم و اکنون بعد از ۲۹ سال از آن عهد، به مدد ارشادها و راهنمایی های اساتید ارجمند، بخشی از مطالعات خود را در قالب این اثر تقديم میدارم. امیدوارم این مختصر، از باب وهذه بضاعتنا ژدث إلينا مقبول طبع بلند صاحب نظران قرار گیرد و ضعف هایش با عنایتهای سبحانی و نگاه خطا پوش بزرگان، به قوت و سیناتش به حسنات مبدل گردد. ...... «يتبدل الله سيئاتهم حسنات وكان الله غفورا رحیما»
عبدالحسين رضانی راد دزفول، فروردین ۱۳۸۴







