امر به معروف و نهی از منکر در آینه شعر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر در آینه شعر
مشخصات کتاب
Jeld.jpg
نویسنده م- طلوع
زبان فارسی
ناشر زیّنی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۹۳
شابک ۹۷۸–۹۶۴-۳۷۸۳–۲۸-۱
دانلود PDF

محتویات

شعر اخلاقی

ما احتیاج داریم به صفا، احتیاج داریم به یکرنگی، احتیاج داریم به روح اخوّت و برادری ...

ترحّم کردن به یکدیگر، امید به آینده، تزریق امید به دیگران؛ اینها خصوصیاتی است که اگر در یک ملت باشد، آن ملّت راه تکامل را خوب می‌پیماید. ما به این‌ها نیاز داریم.

این‌ها به چه وسیله تأمین می‌شود؟ این‌ها دستوری که نیست، نصیحتی هم نیست. اینها با زبان هنر می‌تواند القا شود؛ آن چنان‌که فضا را پر کند.

بنابراین، یکی از نیازهای امروزۀ ما، شعر اخلاقی است.

سخن پژوهشکده ی امر به معروف و نهی از منکر

دو فریضه ی بزرگ و رسالت شاعران

قلم و زبان سلاح فرهنگی است. گاه تأثیر یک نوشتار ادبی و گفتار حماسی و یک غزل و قصیده عرفانی، اخلاقی و مناجات منظوم، به ملت‌های خفته بیداری و به اموات فرهنگی حیاتی نو می‌بخشد. زبان شعر، در اخلاق، عرفان، جنگ و سیاست و در میان اصناف فرهنگی اجتماعی اثر گذار است.

«قالب» های گوناگون شعر، «قلب» ها را زیر و رو می‌کند و می‌تواند حامی ایمان و اخلاق و آزادی و جهاد و خدمت رسانی باشد؛ یا در خدمت کفر و شرک و یاس و نفاق و فسق و فجور قرار گیرد.

در گفتار اهل بیت علیهم‌السلام گاه برای یک بیت شعرِ ارزشی خانه‌ای در بهشت تضمین شده است؛ و گاه یاد آور شده‌اند که: اگر سینة انسان از چرک و پلیدی انباشته باشد، بهتر است تا از شعر پر باشد.

شعر و هنر مثل دیگر امکانات و توانمندی‌ها، سلاحی دو دم است که اگر در خدمت ارزش‌ها و معروف‌ها قرار گیرد، مقدس و محترم است و اگر ابزار خیانت و ظلم و منکرات اجتماعی و انحراف اخلاقی شود از سر نیزه‌های رضاخانی هم منفورتر است.

دیوان‌های فراوان را در یک تقسیم‌بندی می‌توان به:

- اشعار ارزشی؛ اشعار خنثی؛ و اشعار ضدّ ارزشی،

دسته‌بندی کرد خود شاعران و دیگر هنرمندان نیز چنین قابل گروه بندی هستند. نغمه‌های مناجات، سرودهای انقلابی، سوگواره‌های حسینی، مدایح و مناقب علوی علیه‌السلام و فاطمی علیهاالسلام و نصایح و پندیات و اشعار افشاگر ستمگران، بخشی از میراث ارزشمند ادبیات جهان است.

هجونامه‌ها، تملق‌های ادبی و مثنوی‌ها، دو بیتی‌ها و رباعی‌های فکاهی بی‌ارزش و ضدّ اخلاقیِ فراوانی هم بخشی از قلب و ذهن انسان‌ها و اوراق کتاب‌ها و قفسۀ کتاب‌خانه‌ها را پر کرده است.

شاعران متعهّد در طول تاریخ بسیاری از دانش‌ها و ارزشها را در قالب شعر و «ارجوزه» های فقهی، اصولی، فلسفی، منطقی، ادبی، تاریخی، تألیف و منتشر کرده و به ماندگاری علوم کمک رسانده‌اند.

متن حاضر، حاصل ذوق ادبی و تلاش شاعر محترم، مهدی خلیلیان، مشهور به (م. طلوع) است که به دو فریضه بزرگ پیکار با منکر و دفاع از معروف بر اساس روایات معصومین علیهم‌السلام پرداخته است. امیدواریم اجتماعات گوناگون و رسانه‌های کشور از آن بهره گیرند و دیگر شاعرانِ بیدار و متعهّد- رزمندگان جبهۀ فرهنگی به ویژه وارثان اندیشه‌های دعبل خُزاعی و کُمیت اسدی و سیّد حمیری «شاعران قبیله نور» در برابر هجوم بی رحمانۀ غرب و غفلت فرهنگی، مسلمانان با ایمانی استوار و تلاش جدّی و بهره‌گیری از ذوق و هنر به پا خیزند و دربارۀ هزاران موضوع عقیدتی و اخلاقی و سیاسی مورد نیاز امت اسلامی، سلاح زبان و قلم را بکار گیرند. به راستی حیف است زبانِ سعدی در کام و ذوالفقار علی علیه‌السلام در نیام.

والسلام – پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر

قم، خیابان سمیّه، کوچه ۱۲، شماره ۳۰۰.

سایت: 2farizeh.ir

شعرِ مظلوم

مجموعه حاضر بیشتر بر اساس مباحث ارزشمند کتاب مهم‌ترین واجب فراموش شده و نیز انضباط اقتصادی از حضرت آیت الله ابراهیم امینی دامت برکاته شکل گرفته؛ آن گاه که عاشقانه به ویرایش آن‌ها مشغول بودم و پانوشت می‌افزودم کنکاش‌ها و مهربانی‌های آیت الله فاضل لنکرانی ارجمند جناب عبدالعلی براتی و نکته بینی‌ها و راهنمایی‌های مفید استادان عزیز، حجت الاسلام و المسلمین محمود مهدی پور و حجت الاسلام و المسلمین جواد محدثی و دل دادن‌های استاد تقی متقی و استاد ابوالفضل طریقه دار (طریقت) را بسیار سپاس دارم؛ که بسی دل نشانم بود و پنجره‌ای به روشنایی به رویم می‌گشود.

از نگرش شاعرانه و شعر دوستانه حجت الاسلام و المسلمین محمود شریفی نیز دز دوران غربت و مظلومیت شعر، ارج گزارم و آرزوی سلامت و سعادت همگان را در ایده پردازی برای فرهنگ سازی دارم.

قالبِ غالب این دفتر، رباعی (چارانه) است و در مجموع، بیان مفاهیمِ آیات، روایات، گهر گفته‌های دیندارانِ گران ارج، در دو بیت، درباره امر به معروف و نهی از منکر؛ که اندک شماری از شاعران بدان پرداخته‌اند و شاید در دفتری مستقل نپرداخته‌اند، ثواب این دفتر ناقابل را اگر به راه صواب رفته باشد پیش کش کریمه اهل بیت علیهاالسلام می‌کنم؛ تا در دنیای بی کسی‌ها، یگانه مأوایم باشد و دستگیرِ انبوه تنها ماندگی‌هایم.

م. طلوع – اصفهان – زمستان ۱۳۹۲

کلیات

یک: از خوبی شما

خیر – شر

اهل ستم و گناه و منکَر شده‌ایم

ما خوب نگشتیم که بدتر شده‌ایم!

از «خیر»، ندیده‌ایم خیری انگار!

گفتند به ما «بشر» ولی «شر» شده‌ایم!

وجداناً

هِی مسخره‌ام کردی و هِی خندیدی!

یک بار ولی حرف مرا نشنیدی

ای دوست! بیا، راست بگو، وجداناً

از زشتی و هرزگی، چه خیری دیدی؟

اشتباه

انگار که با گناه، الفت داریم

با منکَر و اشتباه الفت داریم

از این همه رنگ‌های زیبا، تنها

با قهوه‌ای و سیاه، الفت داریم!

خوب، زشت

خوب است که فرمان به نکویی بدهیم

زشت است که تن به زشت خویی بدهیم

اصلاً خودمانیم، جواب حق را

فردای قیامت به چه رویی بدهیم

ما – خدا

ای کاش دل از راه خطا برگردد

از هرزگی و جور و جفا بر گردد

عمریست من و دل از خدا برگشتیم

ای وای اگر خدا زما بر گردد.

اما ... ما

بر زشتی و منکرات، دل می‌بندیم

از خوبی و خیرات، چه ناخرسندیم

باید که به حال خودمان گریه کنیم

افسوس فقط به ریش هم می‌خندیم.

خرِ شیطان

عمری ست سوارِ خر شیطان هستیم

از خوبی و معروف، پشیمان هستیم

با منکر و با گناه، سازش کردیم

انگار نه انگار، مسلمان هستیم.

بَد، بَد، بَد

از بس به گناه و فسق، مایل شده‌ایم

خود، بینِ خدا و خویش حائل شده‌ایم

تا دیده به روی خوب و خوبی بستیم

بدسیرت و بدصورت و بددل شده‌ایم

روحِ نصوح

حتی اگر عمرت شود اندازه نوح

ناگاه جدا می‌شود از جسمت روح

یک عمر، گناه کرده‌ای، مثل یزید

یک مرتبه نیز توبه کن، مثلِ نصوح

بیزاری

از امر به معروف، چرا بیزاری

از نهی زمنکر، چه هراسی داری

انگار – خدا نکرده – کافر شده‌ای!

انگار به دین خود، نداری کاری!

آیینه در بغل

از مهر و محبت و صفا سرشارم

تازنده‌ام، از عیب و بدی بیزارم

آیینه رشدی تا که خودم را دیدم

از خوب شدن، چه حسّ خوبی دارم

من، تو

«معروف» مگر چیست به جز کار روا

«منَکر» به خدا نیست برازندۀ ما!

اصلاً خودمانیم، بیا از امروز

من خوبِ تو را خواهم و تو خوبِ مرا

رفت و آمد

آیینۀ پاک ایزدی! آدم باش!

بگذر ز پلیدی و بدی، آدم باش

عمری پی منکَرات رفتی، اما

حالا به خودت که آمدی، آدم باش

از خوبی شما

هر چند که از دست خودم دل خونم

من خوبیِ خود را به شما مدیونم

از این که مرا راهنمایی کردید

تا آخِرِ عمر از شما ممنونم

شام غریبان

حیف است که روزگارمان تیره شود

هر ناکس و هر کسی به ما خیره شود

نه «امر به معروف» و نه «نهی از منکر»!

ترسم که به ما، دشمنان چیره شود

آرزو===

ای کاش درست بندگی می‌کردیم

در راه خدا، دوندگی می‌کردیم

یک بار اگر به عشق، دلی می‌دادیم

یک عمر قشنگ زندگی می‌کردیم

از ته دل

هر چند که بد گفتی و من رنجیدم

تقصیر خودم بود که بد پرسیدم

حالا که مرا حلال کردی ای دوست

من نیز تو را از تهِ دل بخشیدم

دل شکن ...

گُل باش و همیشه گُل بگو، گُل بشنو

و الله شوی خوار، اگر خار نشوی

از گفته خویشتن دلی را مشکن

کازرده شوی، اگر دل آزار شوی

خودم

ای کاش به فطرت خودم برگردم

به ذات و حقیقت خودم بر گردم

تا خوار و اسیر دست شیطان نشدم

خوب است به عزّت خودم بر گردم

تولد دوباره

همواره به راه حق برو، چون نیکان

هرگز دل خود به دست شیطان نسپار

پیوسته مدد طلب، ز قرآن مجید

وز دامن اولاد علی، دست مدار

از ماست که ...

افسوس در امتحان حق، رد شده‌ایم

ما بین خدا و خویشتن سد شده‌ایم

همواره ز روزگار شَکوا داریم

اما به حقیقت خودمان بد شده‌ایم

خارجی

از بس بدی و گناه، رایج شده است

زشتی، دگر از شمار خارج شده است

انگار که اهل کوفه باز آمده‌اند

انگار زمانۀ خوارج شده است!

درد

بایست که دین خویش را یاری کرد

حرف دل خویش بر زبان جاری کرد

تا چند سکوت و تا به یک خاموشی

باید که برای حفظ دین کاری کرد

راهی

در راه خدا، گر که راهی باشیم

باید که بری زِ هَر گناهی باشیم

ای دوست! اگر رضای حق می‌جوییم

بایِست همه «آمر» و «ناهی» باشیم

دو: خلاصه خوبی‌ها

کوتاه از:

شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

از میان شما باید گروهی دعوت به خیر و امر به معروف ونهی از منکر کنند و هم آنانند که رستگارند.

هم آمر بمعروف شو هم داعی خیر

بی شک روش درستکاری این است

غافل نشو از نهی ز منکر؛ زیرا

فرمود: خدا که رستگاری این است

رنگ خدا

بسم الله! قصد قربت کرده‌ای؟ به نظرم.

خوب است به نیت خدایی باشد

از روی خلوص و بی ریایی باشد

باید که به امر «امر به نهی» اقدام کنیم

چه واجب عینی، چه «کفایی» باشد

لبخند بزن «دعوت به خوبی و ترک گناه» که به زور نمی‌شود ما که با کسی دشمن نیستیم:

دل که گردد سرایِ اهریمن رنگ و بوی خدا نمی‌گیرد

در دلی کز محبّت آکنده ست ذرّه‌ای کینه جا نمی‌گیرد

امر به معروف و نهی کار هر کس نیست، آمر و ناهی کمِ کم باید دین شناس و آگاه از حلال و حرام باشد، گرفتار نفسش نباشد، روحیه دیگران را بشناسد و ...

بایست که پاک و اهل تقوا باشی

بر معنی منکرات دانا باشی

پس نهی ز منکرات کن تا که خودت

از زشتی و از بدی مبری باشی

وقتی فقط حرف باشد ...

قبول دارم قرآن عزیز از کسانی که دیگران را به حق دعوت می‌کنند اما خود را فراموش کرده‌اند انتقاد می‌کند نه اصلاً همان دیگران به ما اعتراض می‌کنند.

از مهر و محبت و صفا می‌گویید

از حرمت خون شهدا می‌گویید

باید که عمل کنید بر گفته خود

گر نیست چنین، چرا به ما می‌گویید

راویان نیز مانند قرآن: کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم

مردم را با غیر زبانتان (رفتارتان) به راه حق و خوبی دعوت کنید.

آری چنین است که:

هر گاه شود عمل به گفتار قرین

دین دار شوند جمله اهل جهان

فرمود امام ششمین: مردم را

دعوت بکنید لیک با غیر زبان

حکایتِ همان درخت بی بر است: «علمٌ بلا عملٍ، کشجر بلا ثمر»

اگر دانشت را ببندی به کار بگردی به دوران خود کامکار

علی گفت: علم بدون عمل شبیه درختی ست بی برگ و بار

و همان داروی بی اثر

علم لا ینفع کدواء لا ینجع

هر که از علم بهره‌ور باشد باید از آفتش حذر

علم اگر با عمل نیامیزد مثل داروی بی اثر باشد

اما اگر راستش را بخواهی مخالفان ما سوراخ دعا را گم کرده‌اند! قرآن و احادیث از کسانی انتقاد می‌کنند که رفتارشان همواره در زندگی بر خلاف گفتارشان است.

ما که مثل آنها پر خطا و با ادعا نیستیم برنامه ما این است که:

شیطان رجیم را اطاعت نکنیم

از زشتی و از بدی حمایت نکنیم

انجام دهیم نهی از منکر را

امام به گنهکار اهانت نکنیم

اصلاً ما بیشتر با «کار خلاف» مخالفیم تا با «خلاف کار»:

إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ اَلْقالِینَ

من مخلص و چاکر تو هستم ای دوست

ناراحت و غمگین نشوی از دستم

چون کارِ خلاف نیست در شأن شما

من با عملِ شما مخالف هستم

ما خوب می‌دانیم اگر کسی از روی تعصّب نابجا، گناهی کرد، سپس به خود آمد و اصرار بر گناهش نورزید آدم بدی نیست و نباید او را نهی از منکر کرد حتی به دیگران نیز می‌گوییم:

گر کرد خطا، نهی ز منکر نکنید

چون نیست روا، نهی ز منکر نکنید

او را که ندارد عزم تکرار گناه

از بهر خدا، نهی زمنکر نکنید

اصلاً ما بیهوده به کسی «گیر» نمی‌دهیم؛ چون نه «مرض» داریم و نه «غرض» چه بسا او هم زبان نیز بشویم و به یکایک مغرضان و نادانان هشدار دهیم:

ای دوست به خاطر خدا گیرنده

مردی کن و بگذر و به ما گیرنده

هر چند گناه کردم اما دیگر

بر گشته‌ام از راه خطا گیرنده

تاوان عشق

ما آمده‌ایم تا سر و جان بدهیم

جان در (ره) دین و حفظ قرآن بدهیم

(ره) توشه ما محبت و مهر علی ست

بایِست برای عشق، تاوان بدهیم

ما می‌خواهیم خوب باشیم و خوبی خود را با دیگران تقسیم کنیم فقط همین

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ

هر کس بشود خوب مسلمان، خوب است

با عقل و خرد آورد ایمان خوب است

از خوبی و خیر، شاد گردد، زیباست

ار زشتی و شر شود پریشان خوب است

ما از رنج و بلا بیزاریم و طاقت دیدن اندوه و درد دیگران را نداریم:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همواره می‌فرمود: وقتی امتم امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده ی یکدیگر بگذارند باید منتظر بلاهای الهی باشند.

گر امر به معروف شود ترک، خطاست

و ر نهی ز منکر نشود فاجعه زاست

ای امّت من، اگر از آن طفره روید

فرجامِ شما بدون شک، رنج و بلاست

ولی بر مؤمنان ناتوانِ بی‌دین که خداوند از آنان خشمگین است

هر کس نکند نهی ز منکر بی شک

او مؤمن ناتوان بی‌دین باشد

فرمود: نبی که سخت مبغوض خداست

آن کس که بر این مرام و آیین باشد

مگر می‌شود سکوت کرد؟ چیزی نگفت؟ و از زشتی‌ها بر نیاشفت؟

هر کس که پلیدی و بدی را بیند

باید بشود به دستِ خود، مانع آن

نوبت به «زبان» رسد سپس بر «دل» و جان

راستی خودمانیم اگر ضرری به ما و خانواده یا بستگان و حتی دوستانمان وارد شود چقدر ناراحت می‌شویم؟ چقدر غصه می‌خوریم؟ اصلاً همه عالم و آدم می‌فهمند که اتفاقی افتاده! ظاهرمان همه چیز را لو می‌دهد.

اما آنگاه که گناهی در جامعه رخ دهد و خدای عزیز نافرمانی شود چه؟

خاموشی مؤمنان، کجا هست روا

حرمت ننهند گر به فرمان خدا

بر ریشه زشتی و بدی |، تیشه زنید

تا خوبی و خیرات بماند بر جا

وای بر ما اگر بیشتر خشمگین نشویم اگر به خویش تکانی ندهیم

آن کس نکند نهی ز منکر، بی شک

هر چند نفس می‌کشد اما مرده ست

هر آدم بی‌توجه و بی احساس

در دیده اهل دین و معنا مردست

بی گمان پیامبر مهربانمان چندان نگرانمان بود که فرمود: به خدایی که جانم در دست اوست، گروهی از امت من به صورت بوزینه و خوک از قبر بر می‌خیزند آنان بر نهی از منکر قادر بودند ولی با گنهکاران سازش کردند.

هر چند تواناست به نهی از منکر

از اهل گناه می‌کند صرف نظر

فرمود نبی آن که مرامش این است

بوزینه و خوک می‌شود در محشر

نگرانی پیامبرمان از ترک امر به معروف و نهی از منکر بود که ما را فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که زنانتان فاسد شوند و جوانانتان فسق و فجور انجام دهند ولی شما امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟

پرسیدند: مگر می‌شود؟

آری و بدتر هنگامی که امر به منکر کنید و نهی از معروف

آیا آن زمان نیز می‌رسد؟

آری و بدتر، معروف را منکر حساب می‌کنید و منکر را معروف

گفتند که آخر الزمان چون برسد

معروف، شود منکر و منکر معروف

انگار گذشته است آن دوران چون

منکر شده معروف وتر از هر معروف

و ما افسوس:

از گفتن امر و نهی خاموش شدیم

با لذت معصیت هم آغوش شدیم

شیطان رجیم را اطاعت کردیم

از یاد خداوند فراموش شدیم

مگر خدای عزیز به حضرت شعیب وعید نداد که می‌خواهم صد هزار تَن از امتت را عذاب کنم، چهل هزار از بدان و شصت هزار خوبان را

شعیب شگفت زده پرسید: عذاب بدها، خوب است؛ اما نیکان که نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، حج می‌روند، دروغ نمی‌گویند و ... پس چرا؟

ولی با گناهکاران بنای دوستی نهادند و هرگز آنان را از زشتی‌ها بیم ندادند و برای غضب من غضبناک نشدند.

اصلاً مسلمانی بدون امر به معروف و نهی از منکر محال است.

ما شب را می‌بینیم و رهبرمان شبیخون را

کاری که از لحاظ فرهنگی، دشمن می‌کند نه تنها یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک شبیخون فرهنگی، یک غارت فرهنگی و یک قتل‌عام فرهنگی است.

ما فقط رجز نمی‌خوانیم و خوب می‌دانیم:

دنیای امروز، دنیای دروغ، زور، شهوت رانی و دنیای ترجیح ارزش‌های مادی بر ارزشهای معنوی است.

ما باید باشیم و خوب بمانیم:

(وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ ...)

تا فلاح و رستگاری را فریاد کنیم:

وَ أُولئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ

و این پیام سرخ را در صحیفه همیشه سبز نور فهمیدم که: اگر انسان دید معصیت خدا می‌شود باید جلویش را بگیرد نگذارد معصیت خدا بشود

پس: وای برگروهی که خدای را به امر به معروف ونهی از منکر، پیروی نکنند.

چه بد مردمانی هستند که امر به معروف ونهی از منکر را عیب می‌دانند.

و ما مسلمانیم و هر روز با اندیشه مطهر نماز مرگ بر آمریکا می‌خوانیم؛ نماز امر به معروف و نهی از منکر.

ما وارث کربلاییم و از خون نامه شهیدان و آرمان‌های مردان حماسه پاسداری می‌کنیم و ما مسلمان هستیم و مسلمان می‌مانیم.

سه: خوب، بد، بدت

نمونه‌هایی چند از: معروف و منکر در قرآن، روایات و ...

امیدواری یا رحمت الهی

لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّه هرگز از رحمت بی پایان خداوند نا امید نشوید

بر درگه حق، دوخته‌ام چشم امید

در بخشش و لطف او ندارم تردید

هر کس که خدای خویش را بشناسد

هر گز نشود ز رحمت او نومید

دوری از شیطان

وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ اَلشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ از وسوسه‌های شیطان پیروی نکنید به راستی او دشمن آشکار شما است.

ابلیس که در کمین هر انسان است

ویرانگر دین و دانش و ایمان است

از وسوسه‌های او اطاعت نکنید

چون دشمن آشکارتان شیطان است

برخورد با یتیم

فَأَمَّا اَلْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ هرگز یتیم را آزار نکن

یتیمی را اگر دیدی به دوران پذیرا باش او را از دل و جان

بپرهیز از عتاب و خشم با او که فرمان خدا باشد به قرآن

دوری از غیبت

وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً غیبت یکدیگر را روا ندارید.

در محضر حق، صحبت بیهوده نکن

کاری که به آن امر نفرموده نکن

چون آینه باش صاف و پاک و یک رنگ

جان و دلِ خود به غیبت، آلوده نکن.

در محضر خدا

اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ و خداوند به علم ازلی اش بر همه چیز گواه است.

این راه که می‌روی گناه است برگرد! که راه، اشتباه است

خوبی کن و خوب باش آگاه او بر همه چیزها گواه است

احسان به والدین

وَ وَصَّیْنَا اَلْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکی کند.

گر گوش به فرمان خداوند دهید

در هر دو جهان شوید خوشبخت و سعید

با مادر و باب خویش، احسان کردن

فرموده حق است به قرآن مجید

رحمت خدا و احسان به خلق

إِنَّ رَحْمَتَ اَللّهِ قَرِیبٌ مِنَ اَلْمُحْسِنِینَ

رحمت خداوند به نیکوکاران، نزدیک است

فرجام هر آن که نیک باشد نیک است

اما به خدا روزِ بدان تاریک است

از شر و پلیدی و بدی، دست بکش

چون رحمت حق، به محسنان نزدیک است

یاد خدا

فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم

هر کس که خدا را از خودش یاد کند

بی شک دو سرای خویش آباد کند

باشد اگر او به یاد حق، در همه حال

همواره خدا نیز از او یاد کند

اعتماد به خدا

أَ لَیْسَ اَللّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟

چشم یاری ز دیگران بردار

دل و جان با خدای خود خوش دار

بی گمان او برای تو کافی ست

پس خودت را به دست او بسپار

آمادگی برای جهاد

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اِسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة

هر چه در توان دارید قدرت خود را برای مقابله با آنان (دشمنان) آماده کنید

از بهر جهادِ دشمنان بر خیزید آتش به سراپرده آنان ریزید

آماده کنید هر چه دارید توان با دشمن دین خویشتن بستیزید

جایگاه همکاری

تَعاوَنُوا عَلَی اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوانِ

در نیکوکاری و پرهیزگاری یکدیگر را یاری رسانید و در گناه و تجاوز به هم کمک نکنید

ای اهل خرد فریب کاری نکنید

ما را ز خدا و دین فراری نکنید

فرموده حق است که یکدیگر را

جز در (ره) نیک و خیر یاری نکنید

پاس داشت میثاق‌ها

یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید به قرارهای خود وفا کنید

آنکه دارد یقین به یزدانش گُل ایمان شکفته در جانش

اگر از کف دهد جهانی را نشکند هرگز عهد و پیمانش

خاموشی

الصمت وقار

خاموشی هیبت و قار انسان است

مسلمان در دو عالم رستگار است

و از بیهوده گویی بر کنار است

خموشی پیشه کن ای دوست! زیرا

علی فرمود: خاموشی وقار است

دادگری

العدل ملاک

اساس و ملک اعمال انسان دادگری است

مسلمان با بدی‌ها، در جهاد است

به دور از زشتی و ظلم و فساد است

عدالت، پیشه کن ای دوست، زیرا

ملاک کار انسان عدل و داد است

زکات

حصِّنُوا اموالکم بالزکاة

اموال و دارایی‌های خود را با پرداخت زکات حفظ کنید

هر کس که بخواهد ایمنی در عرصات

همواره بود به جست و جوی حسنات

دارایی خویش را مصون می‌دارد

آن کس که عمل کند به فرمانِ زکات

پرسیدن

اسئل، تعلم

بپرس تا بدانی امام علی علیه‌السلام

کلید علم و دانایی سؤال است

خجالت، مایه جهل و ضلال است

بپرس و یاد گیر و علم آموز

که پرسش پیشه اهل کمال است

منت نهادن

فَإِنَّ المنَّ یبطل الاحسان

منت نهادن، نیکی و احسان را بی‌ارزش می‌کند

ای مسلمان به دست همت خود

شاد گردان دلی به رأفت خود

جود و احسان، شبیه شیشه بود

مشکن آن را به سنگ منت خود

دین داری

الدین یعصم

دین انسان را از خطا حفظ می‌کند

پیدا و نهان فقط خدا می‌داند

ما را به رضای خود فرا می‌خواند

این نکته بگویمت که دین انسان را

از شر و گناه دور می‌گرداند.

این گونه باش

أحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها

آنچه برای خودت می‌خواهی، برای دیگری بخواه و هرچه بر خود نمی‌پسندی به دیگری نیز نپسند.

هر بلایی به جان و تن مپسند

هر چه پیش آیدت سخن مپسند

گر نخواهی برای خود چیزی

هرگز آن را برای من مپسند

دنیا طلبی

الدنیا تسلم

دل بستگی به دنیا انسان را گرفتار می‌کند

قدم در وادی عشاق بگذار

به گوش جان شنو این طرفه گفتار

فریب و مکرهای دون دنیا

بشر را سخت می‌سازد گرفتار

مسجد

احضروا مع قومکم مساجدکم

همراه کسان خود در مسجدها حاضر شوید. امام علی علیه‌السلام

همواره به سوی خیر و نیکی بروید

جز عشق خدا به قلب خود (ره) ندهید

ای اهل دل و دین و خرد! در مسجد

همراه کسان خویش حاضر بشوید

نماز در مسجد

علیکم بالصلاة فی المساجد

بر شما باد به نماز خواندن در مسجد. امام صادق علیه‌السلام

خرمت دین حق، نگه دارید رو به سوی خدایتان آرید

بر شما با ای مسلمانان در مساجد نماز بگزارید

در انتظار نماز

الجلوس فی المسجد انتظار الصلاة

نشستن در مسجد به انتظار نماز، عبادت است. امام صادق علیه‌السلام

خدا آن بنده‌ای را دوست دارد

که حق بندگی را می‌گزارد

مسلمان، چون به مسجد می‌نشیند

خدا آن را عبادت می‌شمارد.

حق نفس

و حق نفسک علیک آن تستعملها بطاعة الله عزَّ وجل

و حق نفست بر تو این است که آن را برای فرمان برداری از خدای عزیز و جلیل به کارگیری

امام سجاد علیه‌السلام

گفته‌ام باز گویمت بسیار

تا که گردی ز خواب خوش بیدار

نفس خود را به طاعت حق گیر

دست خود را به دست او بسپار

حق فقیر

و اما حق السائل اعطاؤه علی قدر حاجته

و اما حق کسی که نیازمند یاری ات است بر تو این است که به اندازه نیازش به او کمک و بخشش کنی.

امام سجاد علیه‌السلام

چون فقیری به سوی تو آید

بگذر از بخل و حرص و منت و آز

از برای خدا عطایش کن

تا که دست تهی نگردد باز

حق شاد کننده

و اما حق من سرّک لله تعالی أن تحمد الله تعالی اولاً قم تشکره

و اما حق کسی که برای خدای متعال شادت کند بر تو این است که نخست خداوند عزیز و جلیل را ستایش کنی سپس از شاد کنده ات تشکر کنی. امام سجاد علیه‌السلام

گر کسی بهر حق کُنَد شادت بایدت حمد حق به جار آری

سپس او را که شاد کرده دلت به نکویی، سپاس بگزاری

دنیا دوستی

المسجون من سجنته الدنیا عن آخرته

زندانی واقعی کسی است که دنیا او را از آخرت طلبی باز دارد. امام صادق علیه‌السلام

دنیا طلبی وسوسه‌ای شیطانی ست

غفلت ز جهان جاودان نادانی ست

هر کس به سرای گذرا دل بندد

فرمود: امام صادق علیه‌السلام او زندانی ست

بهره‌گیری از فرصت‌ها

الفرصة تمر مر السحاب

فرصت‌ها مانند ابرها می‌گذرند. امام علی علیه‌السلام

وقت چون ابرها شتابان است والله سوی مقصود، تند می‌راند

مغتنم بشمرش که اهل خرد قدر اوقات خویش می‌داند

فرصت از کف نده به آسانی که چنان پاره ابر، در گذر است

هر که گردید بهره‌مند از آن می‌توان گفتنش که با هنر است

حفظ اسلام

ما باید اسلام عزیز را نگه داری کنیم. امام خمینی (ره)

بایست امام خویش را یاری کرد

در راه رضای حق، فداکاری کرد

چون هستی و جانِ ماست اسلام عزیز

باید که از او خوب نگه داری کرد.

ربا

فرمان خدای خویش را نشنیدیم

با سازِ پلید اهرمن رقصیدیم

با نام خدا به راه شیطان رفتیم

خوردیم «ربا» و با خدا جنگیدیم

رشوه خواری

ایاکم و الرشوه فإنها محض الکفر و لا یشُمُّ صاحب الرشوه ریح الجنه

از رشوه بپرهیزید زیرا کفر محض است و رشوه‌خوار بوی بهشت را حس نخواهد کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

بدبخت و سیاه روزگار است از بوی بهشت بر کنار است

آلوده کفر محض گردد والله کسی که رشوه خوار است

عن علی بن ابی طالب علیه‌السلام فی قول الله عز وجل: أَکّالُونَ لِلسُّحْتِ قال: هو الرجل الذی یقضی لأخیه الحاجة ثم یقبل هدیته. حضرت علی علیه‌السلام درباره سخن خدا آنان که به حرام چیزی را می‌خورند فرمود: مقصود کسی است که حاجت برادر دینی اش را برآورده سازد و هدیه از او بپذیرد.

چون حاجتی از برادر دینی خود گردید روا هدیه نگیرید از وی

سوغاتی و پول چای، آخِر تا چند شیرینی این حرام خواری تا کی

رشوه به هر صورت و به هر نامی حرام است پول چای، کرایه ماشین، پول ناهار، هبه، نذر، هدیه، چشم روشنی و ...

ابراهیم امینی دام ظله

روزی دو سه بار زیر میزی دارد

خانم چه درآمدِ تمییزی دارد

هم رشوه به نام تحفه می‌گیرد او

هم هدیه و شیرینی و دیزی دارد

آقای عزیز زیر میزی زشت است

از تو که قشنگی و عزیزی زشت است

البته فقط هدیه گرفتی اما

هر چیز به نام رشوه چیزی زشت است.

آلودگی صوتی

غیر علنی و علناً بوق زدیم

گهگاه به آوای خفه بوق زدیم

یک روز خدا به گوش ما خواهد زد

از بس که به گوش مرد و زن بوق زدیم

خرافات

با آهن و با زغال می‌گیرد فال

با موی سر شغال می‌گیرد فال

از بس که گرفتار خرافات شده

در کوچه و در مبال می‌گیرد فال

توبه

کردیم بد و همیشه بد آوردیم

تقصیر خدا نبود ما بد کردیم

حالا که به اشتباهمان پی بردیم

ای دوست بیا که زودتر بر گردیم

امر به منکر

عمری به بطالت و هوس سر کردیم

فتوا – الکی – از خودمان در کردیم

رفتیم جلو برای نهی از منکر

اما عوضش امر به منکر کردیم

فساد

این قدر نگو ناهی و آمر هستیم

آماده انجام اوامر هستیم

امروز اگر جامعه فاسد شده است

ما نیز برادرم! مقصر هستیم

خانه مجردی

بیهوده پی هوس دویدید چرا؟

از اهل و عیالتان بریدید چرا؟

رفتید کلاردشت و عباس‌آباد

ویلای مجردی خریدید چرا؟

عبور ممنوع

تک چرخ زدن را به خطا مُد نکنید

هرجا دلتان خواست تردد نکنید

لطفاً سند پیاده‌رو را دیگر

ششدانگ به نامِ نامیِ خود نکنید.

بیت المال

هی می‌بری و می‌خوری و ... خوش‌حالی

انگار خودت صاحب این اموالی

ارث پدرت نیست که هی می‌بخشی

آقا تو فقط امین بیت المالی