امر به معروف و نهی از منکر به شیوه های مدرن نیاز دارد
درسهایی از مکتب امام؛ فروردین ۱۳۸۹ - شماره ۵۸۷ (۶ صفحه - از ۶۶ تا 71)[۱]
چکیده
با توجه به تغییر مؤلفههای زندگی انسان در زمانها و مکانهای مختلف و پدید آمدن شیوههای مدرن، آیا مسئله امر به معروف و نهی از منکر نیز از این شیوهها برخودار بوده است؟
- همانطور که میدانید، امر به معروف و نهی از منکر، یک روش اصلاحی برای تمام شئون زندگی فردی و اجتماعی و در واقع، ساز و کاری در جهت کنترل و نظارت کارآمد بر جامعه است، بدینمعنا که جامعه از مسیر درست منحرف نشود و در راه رسیدن به اهداف آرمانی و انسانی، دچار انحراف نگردد به تعبیری، امر به معروف، یک سیستم هشدار دهنده است که دائماً انسانها را از لغزش و خطا برحذر میدارد و راه را از بیراهه متمایز میسازد این شیوه عمل، میتواند به روشهای گوناگون و به اقتضای وضعیت جوامع و به تناسب نوع معروف و منکر، اعمال گردد. استفاده از شیوههای متناسب با وقوع بزه در جهت بازداشتن از منکر و ترغیبو ترویج عمل خوب و پسندیده، در واقع مصداق امر به معروف و نهی از منکر است. بدیهیاست یکی از شیوههای امر به معروف، «تذکر لسانی» است که البته آن هم میبایست با شیوههای جذّاب و صحیح، همراه باشد. اما آیا این روش، تنها شیوه امر به معروف و نهی از منکر است؟ آیا وقتی حکومت، در صدد ترویج یک عمل اصلاحی و جلوگیری از بروز رفتارهای ناپسند و ناهنجار است، تنها میتواند از این روش استفاده نماید؟ و به قول شهید مطهری، تنها به شیوه (پند و بند) بسنده کند؟ خیر.
بلکه برای دعوت جامعه به انجام اعمال نیک و بازداشتن آنان از ارتکاب اعمال نادرست، میبایست از روشهای گوناگون و متنوّع، به تناسب وضعیت جامعه استفاده نمود. آیا برایجلوگیری از منکرات کلان و بعضاً پیچیده در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، تربیتی، سیاسی، می توان تنها از شیوه پند دادن بهره جست؟ امروز بسیاری از جرایم سازمانیافته، به شکل کاملاًتخصصی و پیچیده در حوزههای گوناگون رخ مینماید برای مقابله با این جرایم که در واقع، همان نهی از منکر به شکل کلان میباشد، میبایست از شیوههای نو و کارآمد بهره جست. مثلاًدر فضای مجازی شما برای انحراف جوانان، شاهد روشهای بسیار پیچیده و جذّاب هستید قطعاً برای مقابله با آن نیز میبایست به تناسب این روشها، از ابزارهای متناسب و شیوههای خاص خود استفاده نمایید، وگرنه در این صحنه، شکست؛ امری اجتناب ناپذیر است. در مقابل، تنها سفارش و توصیه به انجام کار نیک برای هدایت جامعه کافی نیست؛ بلکه می بایست با ابتکار و اتخاذ تدابیر عملی مناسب، عملاً مسیر انجام عمل نیک را هموار و بستر لازم را فراهم ساخت. اینـها می تواند بیانگر ضرورت استفاده از روشهای نو و کارآمد، در نظام امر به معروف و نهی از منکر باشد.
شما به دوران اوائل انقلاب و دفاع مقدس و رعایت ملاحظات استفاده از وسائل سمعی وبصری در آن زمان اشاره کردید. آیا قبول دارید که آن زمان، تقوای جامعه بیشتر بود و کسیبه دنبال مظاهری که بدآموزی داشت، نبود؛ حال آنکه امروز، در منازل پایین شهر همماهواره دیده میشود و به راحتی، کانالهای مختلف در دسترس است. امروز جوان در میدان مظاهر ابتذال است و وضعیت مثل گذشته نیست؟
- اصلاً شرایط اوائل انقلاب و یا دوران دفاع مقدس، با الان بسیار متفاوت است. حال و هوای دوران انقلاب و ارزشهای دفاع مقدس، چنان ملموس و محسوس بود که عملاً در اینفضا بسیاری از ناهنجاریها و امکان رشد نداشت و نمیتوانست فراگیر شود خود این فضایعمومی و روحیه خداترسی و آرمان طلبی، سبب میشود تا بستر برای بروز بسیاری از اعمال ناپسند فراهم نگردد. از طرفی، دشمن نیز توان خود را بیشتر در میدان جنگ نظامی به کارمیگرفت و در صدد بود از این طریق انقلاب را نابود کند پس از آن که دید در این میدان نمیتواند به پیروزی دست یابد، آنگاه وارد جنگ نرم شد. این جنگ، رویدادی بسیار متفاوت و شیوههایآن و ابزارهای تهاجمی آن بسیار مخرّبتر از جنگ اولیه بود. در جنگ اول، شهرها و جانهایمردم، دچار تهدید بود؛ در حالی که در اینـ جنگ، روح و روان مردم دچار خطر است. ظاهر اینجنگ بسیار فریبنده و پر جاذبه است و دشمن، از تمام وسائل و ابزارهایی که روح انسان را به تسخیر در میآورد و آن را همچون بیمار و معتادی از درون، مضمحل میسازد، استفاده میکنددر این جنگ، جبهه و خاکریز دشمن، در نقاط مرزی و بیابانها نیست، امروز خاکریز دشمن درمیان خانهها، مدارس، بازارها و در جای جای این میهن است. بسیاری از افراد جبهه خودیناخواسته و بدون اینکه خود بدانند، در صف سربازان دشمن در حال نبرد با ارزشهای جامعه هستند و در واقع، از درون نظام و جامعه آن را بمباران میکنند؛ بنابراین برای مقابله با این تهاجمو به تعبیر دقیقتر، شبیخون؛ میبایست از شیوهها و ابزارهای متناسب با این جنگ استفاده نمود. بالا بردن اعتماد به نفس در آحاد جامعه و هویتبخشی به جوانان که بعضاً در مقابله با مظاهر فرهنگ غرب، دچار خودباختگی شدهاند، در کنار عناصر دیگری، همچون افزایش تقوای اجتماعی و تقویت پایههای اعتقادی و ایجاد بسترهای توسعه همهجانبه فرهنگی واقتصادی، میتواند ما را در این جنگ پیروز گرداند در غیر این صورت، سرنوشت در این عرصه، چیز دیگری خواهد بود.
پس ما نتیجه می گیریم که دشمن، شرایط را بهتر از ما درک کرده و از آن، به خوبیبهرهبرداری میکند و در مقابل، ما حالت دفاعی به خودمان گرفتهایم. اما ستاد در موردشیوههای تربیتی چه کاری انجام داده است؟ آیا واقعاً متناسب با حرکت دشمن کاری صورت گرفته است؟
- ببینید واقع مطلب اینـ است که وظیفه ذاتی ستاد، ترغیب بر انجام وظائف توسط سایر نهادها و سازمانها به ویژه، نهادهای فرهنگساز، همچون حوزه و دانشگاه، آموزش و پرورش وصدا و سیما میباشد. بدین معنا که ابتدا میبایست بسترهای لازم برای انجام عمل نیک درجامعه فراهم شود، سپس انجام آن توسط آحاد جامعه نهادینه گردد. یعنی معروف، به عنوان یکعمل خیر و مورد رضای خداوند، در نزد عامه مردم، به عنوان عمل نیک و مورد پسند قلمدادشود و عموم و عرف جامعه، آن را به عنوان یک کار صحیح و هنجار، مورد تأکید قانون و آدابو رسوم اجتماعی تلقی نمایند و بشناسند. آنگاه امر و نهی، مترتّب به انجام و عدم انجام آنخواهد بود. در جامعهای که کار پسندیده، نزد عامه مردم، مذموم و کار بد، ممدوح باشد، امر ونهی بسیار مشکل و امکان اثرگذاری آن بسیار کم است. پس نباید از نقش اولیه نهادهای فرهنگ ساز غافل شد. اصولاً نقش این نهادها، تولید تقویت فرهنگ مبتنی بر آموزههای دینی وباورهای ایمانی برای افزایش روحیه خودباوری، هویّت یابی و ایجاد تقوای اجتماعی در تمامیابعاد میباشد. ستاد احیا میبایست پس از این، وارد عمل شود. امر به معروف برای آن است کهگناه در جامعه همچنان گناه باقی بماند و مرزهای بین خیر و شر، دائماً مورد توجه قرار گیرد وجای این دو باهم عوض نشود. مطلب دوم اینکه، وظیفه ستاد صرفاً برنامهریزی در جهت افزایش معروفات و کاهش و کنترل منکرات در تمامی زمینهها و نظارت بر حسن اجرای برنامهها و وظائف دستگاههای متولی می باشد. البته مهمترین وظیفه، ترویج فرهنگ امر بهمعروف و نهی از منکر است. در واقع، حساس نمودن جامعه به مسائل پیرامون خود و برحذرداشتن آن از بی تفاوتی و بیتوجهی، و به عبارتی روحیه بیخیالی، کاری بسیار مهم است. بهطوری که جامعه در قبال تخلف، بیتفاوت نباشد و به آن واکنش نشان دهد و مفاسد نتواند بهآسانی در پیکره اجتماع منتشر شود و آن را تباه سازد. بخش دیگری از کارها، تهیه طرحهای است که اگر این طرحها و وظائف، توسط ارگانها و نهادهای دستاندرکار، به خوبی انجام شود، بسیاری از مفاسد در اشکال مختلف در سطح جامعه کاهش مییابد؛ و یا زمینه برای وقوع آن از بین میرود. این میتواند سبب پالایش جامعه از بدی شود که خوشبختانه، این مسئله موردتوجه بوده و هماکنون بسیاری از طرحهای ستاد، ناظر به همین امر میباشد سعی ما این است تابه تناسب اقدامات تخریبی دشمن در این جنگ نرم، آمادگیهای لازم را برای مقابله با این ترفندها و جلوگیری از راههای نفوذ فرهنگ بیگانه و روحیه خودباوری را فراهم آوریم و نهادهاو سازمانهای متولّی را به وظایف خود در این زمینه آشنا نموده و ترغیب نماییم.
واقعاً مشکل کجاست؟ چرا نتوانستیم علی رغم توصیه مقام معظم رهبری مبنی برآمادگی همهجانبه در این میدان، آنطور که باید، به نتیجه برسیم؟ شما ضعف را در چه میبیند؟
- مشکل اینجاست که وظایف خودمان را در نهادهای مختلف به خوبی نشناختهایم و خطررا به خوبی درک نکردهایم. ما باید متناسب با محدودیتها، چارهاندیشی و همفکری کنیم تا ازظرفیتهای موجود، به خوبی بهرهبرداری شود. خوب است مطالب شما را اینطور تکمیل کنم که ما بایستی تمام اقدامات فرهنگی را در طول هم ببینیم تا خروجی تعریف شدهای داشته باشیم و دچار موازیکاری نشویم. مگر ظرفیتهای ما چقدر است که هر مدیری کار خودش رادنبال کند؟ در امور فرهنگی، همه نهادها بایستی وحدت و یکپارچگی را دنبال کنند و اهداف مشترکی را دنبال نمایند. در ستاد احیا، در این حوزه چندین طرح در دست اقدام داریم. آسیبشناسی امر به معروف و نهی از منکر؛ از جنبههای فردی، اجتماعی با توجه به مؤلفههای روانشناختی که یک پروژه بههم پیوسته است و روی آن کار میکنیم. نکته بعدی، شناسایی موانع توسعه فرهنگ امر به معروف در جامعه و ارائه راهکارهای مناسب برای توسعه اینفرهنگ و نیز بررسی راهکارهای نهادینه کردن امر به معروف در خانواده، نهادینه کردن امر به معروف در آموزش و پرورش و... در این پروژهها تلاش میکنیم که مسائل فرهنگی و اجتماعی را دیگرگونه، مورد واکاوی و بررسی قرار دهیم. در کنار این طرحها احساس کردیمـ که برای مقابلهبا بعضی از جرائم که بعضاً به صورت انبوه و حتی سازمانیافته، انجام میشوند، فعالیتهای سلبی و ایجابی را در کنار هم داشته باشیم و به نحوی، بُعد نهی از منکر را قویتر مد نظر قرار دهیم. مثلاً اینکه برای کمک به دستگاههای انتظامی کهـ وظیفه برخوردی نیز در جامعه دارند، سایر دستگاههای مرتبط را پای کار بیاوریم. برای نمونه، در طرحی که برای مقابله با جرائم انبوهدر سطح شهر مقدس مشهد آماده شده و جغرافیای جرم را در مشهد تعریف نمودهایم، نیروی انتظامی در راستای وظایف ذاتی خود، همکاری و پشتیبانی و همراهی بسیاری از سازمانها و دستگاههای اجرایی دیگر را نیز به همراه خواهد داشت. در کنار برخوردهای سختافزاری، باید دستگاههای دیگر را نیز پای کار بیاوریم تا از بروز جرم جلوگیری شود این مطلب، تأثیرگذاری و عمق فعالیتها را بیشتر خواهد نمود.
قبول دارید برخی مدیران کمکار ما مقهور و در مقابل تهاجم فرهنگی، منفعلانه برخورد مینمایند. برای نمونه، در برخی آثار سینمایی و تلویزیونی، مسائل غیراخلاقی و منفی بسیاری مطرح میشود که هیچ تناسبی با فرهنگ غنی اسلامی و آموزههای دینی ما ندارد و تأثیرات بدی بر روی مردم میگذارد. چنانکه برخی از شعائر برجسته دینی، مثل نماز، قرآن، عشق به خداوند، مناجات و... در این آثار وجود ندارد و یا بسیار کمرنگ است؟ آیا این، درد بزرگی نیست؟
- از جمله طرحهای این ستاد، بررسی راهکارهای نهادینه کردن امر به معروف و نهی از منکر، در خانواده میباشد که ناظر بر مطلب شماست. ضمن این که در هیئتها و اصناف و حتی ادارات، مصادیق معروف و منکر احصاء شده است. در طی این چند ماه، شورای امر به معروف و نهی از منکر ادارات، نسبتاً فعال شدهاند و ما هم جلساتی را با مدیران محترم داشتهایم. از جمله ابتدای سال تحصیلی امسال، جلسهای با رئیس آموزش و پرورش و معاونین آنها داشتیم و این، حساسیت مسئله را نشان میدهد. در حال حاضر، قرار شده که در ادارات، هر مدیر، منکرها و معروفات اداره خودش را لیست کند و با تعیین اولویت، در دستور کار شورا قرار دهد ودر پایانـ سال، باز خورد آن را ارزیابی نمایند.







