امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه ائمه علیهم السلام
محتویات
- ۱ الف ) جایگاه امربه معروف ونهی ازمنکر
- ۲ ب) جایگاه آمربه معروف وناهی ازمنکر
- ۳ ج ) ویژگی آمربه معروف وناهی ازمنکر
- ۴ د) ارتباط دین به امربه معروف ونهی ازمنکر
- ۵ ه ) ارتباط دین داری با امربه معروف ونهی ازمنکر
- ۶ و) آثار امربه معروف ونهی ازمنکر
- ۷ ز ( آثار ترک امربه معروف ونهی ازمنکر
- ۸ ح ) آثار سکوت ورضایت برانجام منکر
- ۹ ط ) با اهل معاصی چگونه برخورد کنیم
- ۱۰ ی ) ارتباط بین عمل آمر و ناهی ازمنکر در وجوب امرو نهی
- ۱۱ =ک ) امربه منکر و نهی ازمعروف
- ۱۲ ل) امربه معروف ونهی ازمنکر موجب تقویت مؤمنان است
- ۱۳ م ) امربه معروف و نهی ازمنکر موجب نقصان روزی ورسیدن اجل نمیشود
- ۱۴ ن ) امربه معروف ونهی ازمنکر و نیاز به صبر
- ۱۵ س) امربه معروف ونهی ازمنکر فلسفه قیام عاشورا
- ۱۶ منابع مأخذ
- ۱۷ پانویس
الف ) جایگاه امربه معروف ونهی ازمنکر
قال الباقرعلیه السلام:
«ان الامربالمعروف والنهی عن المنکر سبیل الانبیاء ومنهاج الصالحین، فریضه عظیمه بها تقام الفرائض وتأمن المذاهب وتحل المکاسب وترد المظالم وتعمر الارض ونتیصب الاعداء ویستقیم الامر
امربه معروف ونهی ازمنکر ، راه انبیاء روش صالحان است ، فریضه بزرگی است که فرائض دیگر به
وسیله آن اقامه میشود وراه و روش انسان را مصون ازخطا وکسب وکار اورا حلال میکند ، ستمها را جبران وزمین راآباد میسازد ، به وسیله این فریضه از دشمنان ، عدالت وانصاف خواسته میشود وهمه امور استوار ودرمسیر درست قرار گیرد».
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
« ما اعمال البر عند الجهاد فی سبیل الله الاکنفثه فی بحر بحی وما جمیع اعمال البروالجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف والنهی عن المنکر الا کنفثه فی بحرلجی[۱]
همه کارهای نیک نسبت به جهاد در راه خدا ، مانند قطرهای است دربرابر دریای پهناور ، و همه
کارهای نیک به جهاد در راه خدا دربرابر امربه معروف ونهی ازمنکر چون قطرهای در برابر دریای
پهناور».[۲]
ب) جایگاه آمربه معروف وناهی ازمنکر
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
« من امر بالمعروف ونهی عن المنکر فهو خلیفه الله فی الارضه وخلیفه رسول الله وخلیفه کتابه [۳]
کسی که امربه معروف ونهی ازمنکر کند،جانشین خداوند درزمین وجانشین رسول خدا وجانشین کتاب خدا میباشد ».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
« من امربالمعروف او نهی عن المنکر اودل علی خیر اوالثاربه ، فهو شریک[۴]
کسی که امربه معروف یا نهی ازمنکر نماید یا برکار خیرراهنمایی کند یا اشاره به آن نماید، او
(آمریاناهی)درآن کارنیک با انجام دهنده اش شریک خواهد بود.
قال علی علیه السلام :
«من کانت فیه ثلاث سلمت لله الدنیا والاخره ، یأمربالمعروف ویأتمربه وینهی عن المنکر وینتهی عنه و یحافظ علی حدود الله اجل علا[۵]
هرکس سه خصلت دراوباشد ، دنیا وآخرتش سالم میشود
اول ؛ امربه معروف کند و خود نیز بدان عمل نماید.
دوم ؛ نهی ازمنکر کند وخود هم ترک نماید.
سوم ؛ نگهبان حدود خداوند بزرگ باشد».
ج ) ویژگی آمربه معروف وناهی ازمنکر
قال الصادق علیه السلام:
«صاحب الامر بالمعروف یحتاج إلی ان یکون عالمًا بالحلال والحرام [۶]
آمر به معروف درکار خود، نیازمند به شناخت حلال وحرام میباشد».
سئل ابوعبدالله علیه االسلام :
عن الامربالمعروف والنهی عن المنکی أواجب علی الامه جمیعًا ؟
قال لا ، فقیل لم ؟ قال ؛ انماهو علی التقوی المطاع بالمعروف من المنکر لا علی لاضعیف الذی لا
یهتدی سبیً لا[۷]
ازحضرت امام صادق علیه السلام سؤال شد :
که آیا امربه معروف ونهی ازمنکر به عموم امت واجب است؟ آن حضرت فرمودند ، چند سؤال شد پسبرچه کسانی واجب است ، آن حضرت فرمود ؛ این تکلیف برعهده کسی است که ، توانمند ، مورداطاعات ، عالم به معروف ومنکر باشد ، نه برفردضغیفی که خود، راه به جایی نمیبرد».
قال الصادق علیه السلام :
«الامر بالمعروف والنهی عن المنکر واجبان علی من امکنه ذلک ، ولم یخف علی نفسه ولا علی «
اصحابه[۸]
امربه معروف ونهی ازمنکر به کسی که واجب است که قدرت براقامه آن داشته باشد وهمچنین برخود ( وبراصحاب خود نترسد )یعنی خوف ضرر جانی برای خودش ونزدیکانش نداشته باشد».
قال علی علیه السلام:
«کن أمراً بالمعروف وعامً لا به ولا تکن ممن یأمر وینهی عنه فتبؤ باثمه وتتعرض ربه [۹]
همواره امرکننده به معروف ونیکیها باش وهمچنین خودت عامل به معروف باش نکند که توازکسانی باشی که مردم را به نیکی دعوت کنی درحالی که خودت ترک کننده معروف باشی که دراین صورت رفتار گناهی شدی که به واسطه آن مورد خشم پروردگارت قرار خواهی گرفت».
قال علی علیه السلام :
«لعن الله الامرین بالمعروف ،التارکین له والناهین عن المنکر العاملین به[۱۰]
نفرین خدا برآنان باد که امربه معروف میکنند وخود، آن را ترک مینمایند ونهی ازمنکر میکنند وخود مرتکب آن میشوند».
د) ارتباط دین به امربه معروف ونهی ازمنکر
قال علی علیه السلام :
« غایه الدین ، الامر بالمعروف والنهی عن المنکر واقامه الحدود [۱۱]
نهایت دین ، امربه معروف به خوبیها ونهی ازمنکر گناه وزشتیها وبرپاداشتن حدود الهی است».
قال علی علیه السلام:
« قوام الشریعه الامربالمعروف والنهی عن المنکر واقامه الحدود [۱۲]
قوام وپایداری دین به امربه معروف ونهی ازمنکر واقامه حدود الهی میباشد».
ه ) ارتباط دین داری با امربه معروف ونهی ازمنکر
قال الصادق علیه السلام :
« لا دین لمن یدین الله بالامر بالمعروف والنهی عن المنکر [۱۳]
کسی که با اقامه امربه معروف ونهی ازمنکر به وظیفه وتکلیف الهی خود عمل نکند دین ندارد ».
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
« ان الله یبفض المؤمن الضعیف الذی لا دین له ، فقیل وما المؤمن الضعیف الذی لا دین له ؟ قال، الذی لا ینهی عن المنکر[۱۴]
بدرستیکه خداوند متعال مومن ضعیفی را که دین ندارد دشمن میدارد ، ازپیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال شد ، یا رسول الله مومن ضعیفی که دین ندارد چه کسی است ، آن حضرت فرمودند،(مؤمن ضعیف بی دین) کسی است که نهی ازمنکر نمیکند». قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
« لا ینبغی لنفس مؤمنه تری من یعصی الله فلا تنکر علیه [۱۵]
شایسته نیست که مؤمنی ببیند که معصیت خدا انجام میشود ونهی ازآن معصیت بکند ».
و) آثار امربه معروف ونهی ازمنکر
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
« لا یزال الناس بخیر ما امروا بالمعروف ونهوا عن المنکر وتعاونوا علی البروالتقوی[۱۶]
خیر وبرکت درمیان مردم ازبین نمیرود تا زمانی که امربه معروف ونهی ازمنکر کنند و همدیگر
رابرخوبی یاری دهند».
قال الصادق علیه السلام :
« ان للجنه بابًا یقول له باب المعروف فلا یدخله الااهل المعروف[۱۷]
بهشت را دربی است بنام درب معروف ، که جزاهل معروف ازآن وارد نمیشوند».
قال الباقر علیه السلام :
« الامر بالمعروف والنهی عن المنکر خلقان من خلق الله فمن نصرها اغره الله ومن خذلهما خذاء الله [۱۸]
امربه معروف ونهی ازمنکر دوخلق وخوی ازاخلاق الهی هستند، هرکس با علش آندو را یاری کند
خداوند اورا عزیز میگرداند وآن کس که به این دوفریضه بی اعتنا باشد خداوند اورا ذلیل خواهدکرد».
ز ( آثار ترک امربه معروف ونهی ازمنکر
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
« اذا لم یأمروا بالمعروف ولم ینهوا عن المنکر ، ولم یتبعوا الاخیار من اهل بیتی ، سلط الله علیهم
اشرارهم ، فیدعوا عند ذلک خیاد هم فلا ستجاب لهدر[۱۹]
هرزمان که امربه معروف ونهی ازمنکر انجام نشود(ترک شود) وازبرگزیدگان ازاهل بیت من بیعت
شود، خداوند اشرار رابرآن مردم مسلط خواهد کرد ودراین زمان حتی اگر نیکان آنها نیز دعا کنند
خداوند دعایشان را مستجاب نخواهد کرد».
قال الصادق علیه السلام :
« من کان له جار ویعمل بالمعاصی فلم ینهه فهو شریکه[۲۰]
هرکس همسایهای دارد که اهل معصیت است و اورا نهی نمیکند درگناه اوشریک است ».
قال الصادق علیه السلام :
«إذا رأی المنکر فلم ینکره وهو یقدر علیه ، فقد اجب ان یعصی الله ،و من اجل ان یعصی الله فقد بارز الله بالعداوه[۲۱]
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
«کیف بکم إذا فسدت نسائکم و فسق شبابکم وهم تأمروا بالمعروف ولم تنهوا عن المنکر؟ فقیل له
ویکون ذلک یا رسول الله؟ قال نعم وشر من ذلک ، کیف بکم إذا امرتم بالمنکر ونهیتم عن المعروف؟فقیل له یا رسول الله ویکون ذلک ؟ قال نعم وشر من ذلک ، کیف بکم إذا رایتم المعروف منکراً والمنکر معروفًا[۲۲]
چگونه خواهید بود ، وقتی که زنهای شما فاسد شوند وجوانهای شما فاسق ، درحالی که امربه
معروف ونهی ازمنکر ننمائید؟ گفته شد ؛ یا رسول الله آیا واقعًا چنین خواهد شد ؟ آن حضرت فرمودند ؛ بلی وحتی بدتر ازاین هم خواهد شد چگونه خواهید بود دروقتی که امربه معروف وزشتی کنید ونهی از خوبی نمائید. گفته شد ؛ یا رسول الله آیا چنین خواهد شد ؟ آن حضرت فرمود: آری وبدتر از این هم خواهد شد وآن وقتی است که خوبی ومعروف را زشتی قلمداد کنید ومنکر زشتی راخوب».
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
« اذا ترکت امتی الامربالمعروف والنهی عن المنکر فلیؤدن بوقاع من الله جل الله [۲۳]
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
« لا تزال لا اله الا الله تنفع من قالها وترد علیهم العذاب والنقمه ، مالم یستخفوا بحقها قالوا یا رسول الله وما الاستخفاف بحقها ؟ قال یظهر العمل بمعاصی الله فلا ینکر ولا یغیر[۲۴]
همواره کلمه لا اله الا الله برای گوینده اش نفع دارد وعذاب و بلاها را دفع میکند مگر اینکه حق اینکلمه مراعات نگردد، سؤال شد ، یارسول الله ، چه موقع حق این کلمه مراعات نمیگردد، آن حضرت فرمودند:زمانی که عمل به گناهها آشکار گردد وکسی نهی ازآن نکند وآنرا تغییرندهند ».
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
« لایزال الناس بخیر ماامروا بالمعروف ونهوا عن المنکر وتعاونوا علی البر والتقوی فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت عنهم البرکات وتسلط بعضهم علی بعض ولم یکن لهم ناصر فی الارض ولا فی السماء[۲۵]
خیروبرکت درمیان مردم ازبین نمیرود تازمانی که امربه معروف ونهی ازمنکر کنندوهمدیگر را
برخوبی یاری دهند وهرگاه این امور را انجام ندهند، برکات ازآنها گرفته میشود و بعضی ازآنها بر
بعض دیگر سلطه پیدا میکنند و هیچ یاوری درزمین وآسمان برای آنها نخواهد بود».
قال علی علیه السلام :
« من ترک انکار المنکر بقلبه ویده ولسانه فهو میت بین الاحیاء[۲۶]
کسی که انکار منکر را با قلب ودست وزبانش ترک کند در واقع مردهای است دربین زندگان ».
ح ) آثار سکوت ورضایت برانجام منکر
قال علی علیه السلام :
« الراضی بفعل قوم کالداخل فیه معهم وعلی کل داخل فی باطل اثمان ، اثم العمل به واثم الرضا به[۲۷]
آن کسی که به کار جمعیتی راضی باشد . همچون کسی است که درآن کاردخالت دارد با این تفاوت که آن کس که درکارباطل دخالت دارد وگناه میکند : ۱- گناه عمل ۲- گناه رضایت»
قال علی علیه السلام :
« ما من قوم عملوا بالمعاصی وبینهم من بقدر این ینکر علیهم فلم یفعل الا یوشک ان یعمهم الله بعذاب من عنده[۲۸]
وهیچ قومی معصیت نمیکند درحالی که دربین آنان کسی هست که قدرت جلوگیری ازگناه آنان رادارد واقوام به پیشگیری ازمعصیت آنان نمیکند مگر آنکه ممکن ا ست عذاب خداوند عموم مردم را دربرگیرد».
قال علی علیه السلام :
« من استحسن قبیحًا کان شریکًا فیه [۲۹]
هرکس کارزشتی را ، زیبا بداند، درگناه انجام آن کار زشت شریک میباشد.»
قال الباقر علیه السلام :
« من شهد امراً فکرهه کان کمن غاب عنه، ومن غاب عن أمر فریضه کان کمن شهده [۳۰]
کسیکه شاهد گناهی باشد ونسبت به آن ناخوشایند باشد مثل کسی است که حضور درکنار این امرقبیح نداد و کسیکه حضور درزمان انجام گناه ندارد اما بعد که فهمید راضی وخشنود ازانجام آن باشد مثل این است که درزمان گناه شاهد برانجام آن بوده است».
ط ) با اهل معاصی چگونه برخورد کنیم
قال علی علیه السلام :
« أمرنا رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ان نلقی اهل المعاصی بوجوه مکفهره[۳۱]
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مارا فرمان داده است تا با گناهکاران با جریان خشمگین برخورد کنیم ».
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)
«تقربوا الی الله ببغض اهل المعاصی ، وألقوهم بوجوه مکفهره و اتمسوا رضا الله بسخطهم ، وتقربوا الی الله بالتباعد منهم[۳۲]
با دشمنی اهل گناه به خداوند متعال تقرب ونزدیکی بجویید وبا آنان(اهل گناه) باچهرهای خشمگینی برخورد نمایید و رضای خدا را درناراحتی اهل معصیت طلب نمایند و با دوری از آنان (اهل گناه) به خداوند متعال نزدیک شوید .
ی ) ارتباط بین عمل آمر و ناهی ازمنکر در وجوب امرو نهی
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)
« امروا بالمعروف وان لم تفعلوه وانهوا عن المنکر وان لم تجنبوه کله [۳۳]
امربه معروف کنید اگر چه به آن عمل نمیکنید ونهی ازمنکر کنید اگر چه همه منکرات راترک
نمیکنید».
قیل یا رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
« لا نامربالمعروف حتی نعمل به کله ولا ننهی عن المنکر حتی ننتهی ،عنه کله فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) لا ، بل تامروا بالمعروف وان لم تنتهوا عن کله، وانهوا عن المنکر وان لم تنتهوا عن کله[۳۴]
درمحضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفته شد :
مابه معروفی امرمی کنیم که خود ،آن را هیچ ترک نکرده باشیم وازمنکری نهی می نمائیم که خویشتن هیچ وقت آن مرتکب نشده باشیم ، آن حضرت فرمود: این کار را نکنید بلکه به معروفی که احیانًا ترکش کردهاید هم امر کنید واز منکری کنید که گاهی مرتکبش میشوید نهی نمائید ونهی ازمنکر کنید اگر چه ازهمه بدیها اجتناب نمیکنید».
=ک ) امربه منکر و نهی ازمعروف
قال الصادق علیه السلام :
« ویل لمن یأمر بالمنکر وینهی عن المعروف[۳۵]
وای برحال کسیکه امربه زشتیها وگناه ونهی ازخوبیها و واجبات میکنند».
قال رجل :
یا رسول الله فاخبر نی ای الاعمال ابغض الی الله قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) الشرک بالله ، قال ثم ماذا ؟ قال قطیعه الرحم قال ،ثم ماذا ؟ قال ، الامربالمنکر والنهی عن المنکر[۳۶]
مردی به رسول الله عرضه داشت بمن خبربده که مبغوضترین ودشمنترین اعمال پیش خدا چه عملی است ؟ آن حضرت فرمود شرکت به خدا سپس آن مرد عرضه داشت پس ازشرکت چه عملی مبغوضترین است .آن حضرت فرمود : قطع رحم وترک خویشاوندان سپس آن مرد گفت: پس از آنچه عملی ، آن حضرت فرمود ، امربه زشتی ونهی ازخوبی».
ل) امربه معروف ونهی ازمنکر موجب تقویت مؤمنان است
قال علی علیه السلام :
« فمن امر بالمعروف شه ظهور المومنین ومن نهی ، عن المنکر ادغم النوف المنافقین [۳۷]
پس هرکس امربه معروف کند موجب قدرتمندی مومنین میشود وهرکس نهی ازمنکر نماید موجب به خاک مالیدن بینی منافقین خواهد شد».
م ) امربه معروف و نهی ازمنکر موجب نقصان روزی ورسیدن اجل نمیشود
قال علی علیه السلام :
« ان الامر بالمعروف والنهی ، عن المنکر لخلقان ، من خلق الله سبحانه ، وانهما لا یقربان من اجل ، ولا ینقصان من رزق[۳۸]
همانا امربه معروف ونهی ازمنکر دو صفت ازاوصاف الهی است این دو فریضه نه اجل انسان رانزدیک میکند ونه روزی راکم میکند».
ن ) امربه معروف ونهی ازمنکر و نیاز به صبر
قال علی علیه السلام :
« قال قوله تعالی ، واصبرعلی ما اصابک …
منالمشقهوالأذیفیالامربالمعروفونهیعنالمنکر[۳۹]
درتفسیرآیهفرمودند: منظورازنیازبهصبر،صبردرمقابلسختیهاوآزارهاییاست که درامر به معروف ونهی ازمنکر میباشد».
س) امربه معروف ونهی ازمنکر فلسفه قیام عاشورا
قال الحسین بن علی علیه السلام :
« هذا ما او فی به الحسین بن علی علیهما السلام الی اخیه محمد بن الحنفیه ؛ انما خرجت لطلب
…الاصلاحفیامهجدیاریدانامربالمعروفوالنهی عن المنکر
وصیت امام حسین به برادرش محمد بن حنفیه
همانا من فقط خارج میشوم برای اصلاح امت جدم وقصد واراده کردم که امربه معروف ونهی ازمنکرنمایم».
منابع مأخذ
۱ - نهج البلاغه ، سید رضی
۲ - تفسیر مجمع البیان ، ابوعلی فضل بن الحسن بن طبری
۳ - تفسیر نورالثقلین ،عبدعلی بن جمعه العروسی الجویزی
۴ - بحارالانوار ، محمد باقر مجلسی
۵- وسائل الشیعه ، محمدبن حسن الحرعاملی
۶- مستدرک الوسائل ، علامه حاج میرزا حسین نوری طبرسی
۷- غررالحکم ، محمد تمیمی الآمری(شرح آقا جمال خوانساری)
۸- میزان الحکمه ، محمد محمدی ری شهری
۹- مصابح الشریعه
۱۰ لئالی الاخبار ، شیخ محمد بنی تویسرکانی
۱۱ - کنز العمال ، علاء الدین علی المتقی بن حسام الهندی
۱۲ - محجه البیضاء ، محسن فیض کاشانی
۱۳ - الترغیب والترهیب
۱۴ - وافی ، علامه فیض کاشانی
پانویس
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٥
- ↑ وافی ، ج ٢ ص ٢٨
- ↑ تفسیرمجمع البیان ج ٢، ص ٤٨٤
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٨
- ↑ شرح غرر الحکم ج ٥ ص ٤٤٠
- ↑ مصباح الشریعه ص ٢٧٢
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٤٠٠
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٨
- ↑ نهج البلاغه ،حکمت ١٢٨
- ↑ نهج البلاغه ،خطبه ١٢٩
- ↑ غرر الحکم ، روایت ، ٦٣٧٣
- ↑ مستدرک الوسائل ج ٢ ص ٣٥٩
- ↑ بحارالانوار ج ١٠ ص ٨٦
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٩
- ↑ کترالعمال ج ٣
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٨
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٥٢٩
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٨
- ↑ لئالی الاخبارج ٥ ص ٢٦٣
- ↑ لئالی الاخبار ج ٥ ص ٢٦٣
- ↑ مستدرک الوسائل ج ٢ص ٢٥٧
- ↑ وسائل الشیعة ج ٦ ص ٢٩٦
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٤ بحارالانوار ج ١٠ ص ٧٨
- ↑ الترغیب والترهیب ج ٣ ص ٢٣١ میزان الحکمه ج ٦
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٣٩٩
- ↑ محجه البیضاء ج ٤ ص ١٠٥
- ↑ نهج البلاغه ، حکمت ١٥٤
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص
- ↑ بحارالانوار ج ٧٨ ص ٨٢
- ↑ بحارالانوار ج ١٠٠ ، ص ٨١
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٤١٣
- ↑ کترالعمال ج ٣ ص میزان الحکمه ج ٦
- ↑ کترالعمال ج ٣ ص میزان الحکمه ج ٦
- ↑ وسائل الشیعة ج ١١ ص ٤٢٠
- ↑ بحارالانوار ج ١٠٠ ص ٨٧
- ↑ وسائل الشیعة ج ٦ ص ٣٩٦
- ↑ نهج البلاغه حکمت ٣
- ↑ نهج البلاغه حکمت ٣٦٦
- ↑ تفسیرنور الثقلین ج ٤ ص ٢٠٧







