امر به معروف و نهی از منکر- جلسه چهل و چهار

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر - جلسه چهل و چهار

جلسه چهل وچهارم

پیرامون مسئله 17 بحث می‌کردیم که امام(ره) فرمودند اگر امر، بین احتمال اثر و احتمال خلاف اثر دائر شود، امر و نهی واجب نیست.

اشکال مسئله تحریر الوسیله

در اینجا عرض کردیم که با این فتوا نمی‌شود همراهی کرد. مبنای فتوای ایشان دوران امر، بین وجوب و حرمت بود؛ امر به معروف و نهی از منکر یا واجب است و یا حرام. عرض کردیم اینجا دوران امر، بین وجوب و حرمت نیست، بلکه دوران امر بین وجوب و محتمل الحرمة است؛ «و اذا دار الامر بين الوجوب و المحتمل الحرمة فالمقدم الوجوب» اینجا تقدم با وجوب است.
بر این اساس باید این‌گونه فتوا دهیم: «اذا دار الامر بين الاثر و احتمال خلافه یجب الامر» باید در این شرایط، امر کرد. از این مسئله فقط یک مورد استثناء می‌شود و آن زمانی است که آن محتمل، اهم باشد. مثل اینکه اگر من این فرد را از شراب نهی کنم،‌ احتمال دارد که شراب نخورد، ولی از طرفی هم احتمال دارد که از روی لجبازی شراب را بخورد و یک فرد دیگری را هم به قتل برساند. جلوگیری از نفس محترمه، آن قدر مهم است که در اینجا شارع می‌فرماید، امر به معروف و نهی از منکر را ترک کن.
مسئله 18 که امام(ره) مطرح می‌کنند، این است: «لو احتمل التأثير في تأخير وقوع المنكر و تعويقه فإن احتمل عدم تمكنه في الآتية من ارتكابه وجب و إلا فالأحوط ذلك، بل لا يبعد وجوبه»

حکم امر و نهی به هنگام تأثیر موقت

اگر در موردی، امر و نهی، تأثیر در ترک دائم ندارد، بلکه در ترک فعلی مؤثر است، یعنی الآن انجام نمی‌دهد و یک ساعت بعد انجام می‌دهد و فقط فعل او عقب می‌افتد و ترک مطلق نمی‌کند، آیا در این صورت، امر و نهی واجب است یا واجب نیست؟ به طور مثال می‌دانیم که اگر بگوییم، فعلاً شراب نمی‌خورد، اما بعدا خواهد خورد، این‌جا واجب است یا واجب نیست؟
ایشان می‌فرماید که در اینجا مسئله، دو صورت دارد؛ یک صورت اینکه اگر الآن انجام ندهد، احتمال می‌دهید بعداً هم موفق به عمل نمی‌شود. مانعی پیش می‌آید و نمی‌تواند. در این صورت واجب است که بگویید. ما الآن به او می‌گوییم شراب نخور، او هم شراب نمی‌خورد. منتظر می‌ماند که ما بیرون برویم تا او بخورد. ما احتمال می‌دهیم که با بیرون رفتن ما از خانه، برق می‌رود و او نمی‌تواند در تاریکی، شراب را پیدا کند. ایشان می‌فرماید واجب است بگویید؛ چون نهی شما مؤثر در ترک دائم است.
اما اگر می‌دانید که اگر الآن بگویید، او نمی‌خورد، ولی یک ساعت بعد می‌خورد و مانعی هم برای فعل او پیش نمی‌آید؛ آیا در اینجا هم باید گفت؟ ایشان می‌فرماید که احوط این است که بگویید. «و إلا فالأحوط ذلك، بل لا يبعد وجوبه»» بلکه بعید نیست که به وجوب فتوا دهیم.

مبنای مسئله

ما در فعلیت امر و نهی، دو مطلب را لازم دانستیم؛ یک، ترک معروف و انجام منکر. دو، احتمال التأثیر. تا اینجا گفتیم که اگر این دو بود، واجب است اقدام شود.
این شخص می‌خواهد شراب بخورد. شما هم اگر بگویید، یقین به اثر دارید که اگر به او بگویید، او فعلاً نمی‌خورد. چه چیزی مانع فعلیت تکلیف است؟ «المقتضی موجود و المانع مفقود» دوام التأثیر در هیچ‌یک از ادله، شرط نشده است؛ آن چیزی که در ادله، مأخوذ شده بود، مطلق الامر و النهی بود. در ادله، شرط التأثیر نیامده بود چه رسد به دوام التأثیر.
آن چیزی که خدای متعال به ما فرمود این بود: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ»(آل عمران/110) در روایات هم ما هیچ قیدی نسبت به اثر نداریم. قید الأثر را از باب خروج از لغویت آورده‌ایم؛ یعنی امر و نهی ما نباید لغو باشد. اصل التأثیر را پذیرفتیم، ولی بر دوام التأثیر، دیگر دلیلی نداریم.
همین موردی که امام رضوان الله تعالی علیه فرمود، ما امر و نهی می‌کنیم. این فرد الآن نمی‌خورد، ولی از طریق امور عادی می‌دانیم که یک ساعت بعد می‌خورد. از طریق امور غیر عادی، احتمال دارد که همین الآن که او شراب نخورد، دو دقیقه بعد خواهد مرد. اثر نهی ما این می‌شود که این فرد، بدون ارتکاب حرام از دنیا برود.
پس از نظر مبنایی، حرف این است که اگر قبول کردیم ادله امر به معروف و نهی از منکر، مقید به تأثیر هستند، ولی بر دوام التأثیر دلیلی نداریم. آن چیزی که الآن تأثیر می‌گذارد، این است که باید بگوییم. اگر یک ساعت بعد اثرش از بین می‌رود، دیگر به ما ربطی ندارد. پس فرقی بین این نیست که بدانیم بعداً انجام می‌دهد یا ندانیم؛ باید فتوا به وجوب دهیم. شاید امام(ره) از همین این جهت فرمودند: «بل لا يبعد وجوبه.»

انحلال سه گانه خطابات شرعی

اوامر صادره از شارع یک امر بیشتر نیست؛ فرموده است نماز بخوان. اما مکلفین در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، متعدد هستند. می‌گویند: «الخطاب ینحل بانحلال المخاطبات» هر فردی یک خطاب دارد.
پس اوامر نسبت به مکلفین انحلال دارند. نواهی هم نسبت به مکلفین همین طور است. نسبت به محرمات، مثلا شما در عالم خارج، یک میلیارد شراب دارید. شرع می‌گوید: «لاتشرب الخمر». ارتباط لاتشرب الخمر با خمرها چه ارتباطی است؟ می‌گویند این‌ها منحل است. نسبت به فعل مکلف، ما یک مکلف داریم، شرب ساعت اول،‌ شرب ساعت دوم و... دارد؛ نسبت به این شرب‌ها انحلال دارد. یعنی نسبت به شرب ساعت اول، می‌گوید لاتشرب. شرب ساعت ثانی، می‌گوید لاتشرب و... . پس خطابات، انحلال دارند؛ یک، نسبت به مکلفین. دو، نسبت به موضوعات. سه، نسبت به افعال مکلف نسبت به آن موضوع.
الآن ما هستیم و این مکلف و شرابی که در حال حاضر می‌خواهد، بخورد. این خودش یک نهی دارد. نهی از منکر بر ما واجب است. در ساعت دوم که می‌خواهد بخورد، در آن زمان یک نهی مجدد دارد. در ساعت سوم نهی مجدد و... .
ما هستیم و این شرب فعلی و «لاتشرب الخمر»؛ به ما می‌گوید که به او بگویید. می‌گوییم او ساعت دوم می‌خورد. می‌گوید در ساعت دوم شما هستید یا نیستید؟ می‌گوییم نیستیم. می‌گوید نسبت به ساعت دوم تکلیفی ندارید. الآن تکلیف دارید؛ اگر ساعت دوم هم آنجا بودید، باید در آن زمان هم بگویید. می‌گوییم در ساعت دوم اگر بگوییم هیچ اثری ندارد. می‌گوید اگر اثر ندارد، پس برای شما واجب نیست.

تأثیر امر و نهی یکی از دو نفر نامعین

مسئله بعدی مسئله 19 است که در اینجا ایشان می‌فرماید: «لو علم شخصان اجمالا بأن انكار أحدهما مؤثر دون الآخر وجب على كل منهما الانكار، فإن أنكر أحدهما فأثر سقط عن الآخر، وإلا يجب عليه.» اگر دو نفر هستند که با فاعل منکر یا با تارک معروفی روبه رو شدند. حرف یکی از این‌ها احتمالاً مؤثر است، ولی آن یکی نیست؛ اجمالاً می‌دانند که تنها حرف یکی مؤثر است. در اینجا بر هر دو واجب است؛ چون ما علم به تأثیر را شرط ندانستیم و فقط احتمال تأثیر را شرط دانستیم؛ احتمال تأثیر را هم هر دو دارند. این فرد احتمال می‌دهد که حرفش موثر است. آن فرد هم احتمال می‌دهد که حرف او هم موثر است.

عدم تفاوت بین امر به معروف و نهی از منکر

بنابراین مسئله جایی برای تردید ندارد. «لو علم شخصان اجمالا بأن انكار أحدهما مؤثر دون الآخر وجب على كل منهما الانكار، فإن أنكر أحدهما فأثر سقط عن الآخر، وإلا يجب عليه» این کلمه «انکار احدهما» همه مسائل را راجع به نهی از منکر برده است. در حالی که نیازی به این نیست. در امر به معروف هم این مسائل هست.
در اینجا می‌بینیم که یک فردی نمازش را نمی‌خواند و ترک معروف می‌کند. من احتمال می‌دهم که اگر بگویم، او نماز می‌خواند. شما هم احتمال می‌دهید که اگر بگویید، نماز می‌خواند؛ پس بر هر دوم واجب است. بیان نهی لزومی ندارد. از باب احدالتکلیفین گفته شده است.

دوران امر بین اطراف علم اجمالی میان دو نفر

آخرین مسئله از مسائل مربوط به اشتراط التأثیر که امام(ره) مطرح می‌کنند، مسئله 20 است: «لو علم إجمالا أن إنكار أحدهما مؤثر و الآخر مؤثر في الاصرار على الذنب، لا يجب.» ما در مسئله 17 احتمال اثر مثبت و احتمال اثر منفی را مطرح کردیم. آن مسئله فی شخصٍ واحد بود؛ یعنی اطراف علم اجمالی در یک فرد بود. من علم اجمالی دارم که اگر بگویم، این فرد یا انجام می‌دهد و یا لجبازی می‌کند. اطراف علم اجمالی فی فردٍ واحد است. همان مسئله اطراف علم اجمالی را در دو فرد بیاورید. من هستم و شما و یک فردی در اینجا در حال ارتکاب شرب الخمر. احتمال می‌دهم اگر من بگویم، او ترک کند، ولی اگر دیگری بگوید، او لجبازی کند و بالعکس، احتمال می‌دهیم اگر او بگوید، اثر کند و من بگویم لجبازی کند. احتمال الاثر و احتمال الخلاف الاثر بین دو نفر است، در یک فرد نیست.
به طور مثال ما دو نفر در بازار راه می‌رویم، می‌بینیم که یک فردی گران‌فروشی می‌کند. گران‌فروشی هم حرام است. هر دو هم شخص گران‌فروش را می‌شناسیم. من احتمال می‌دهم که اگر بگویم اثر کند، ولی اگر دوستم بگوید، لجبازی کند. همین احتمال را دیگری هم می‌دهد. می‌گوید اگر من بگویم، اثر می‌کند، ولی اگر تو بگویی، لجبازی می‌کند. در اینجا ممکن است من همانی باشم که اگر بگویم، لجبازی کند و ممکن است همانی باشم که اگر بگویم، اثر می‌کند. او هم همین طور. ایشان تبعاً به مسئله 17، اینجا هم فتوا به عدم الوجوب دادند. دوران بین وجوب و حرمت، لکن بین دو نفر است. ایشان فرمودند لایجب. طبق مبنایی که در مسئله 17 مطرح شد، در اینجا هم مسئله روشن است. هر دو باید بگویند. چون در وجوب، شرط احتمال الاثر است. در حرمت، یقین به اثر منفی است. این‌ها هیچ کدام یقین به اثر منفی ندارند. پس دوران الامر بین الوجوب و محتمل الحرمة است، نه بین الوجوب و الحرمة.
من اگر بگویم، احتمالاً او لجبازی می‌کند؛ پس احتمال حرمت می‌دهم. اگر بگویم، احتمال دارد که او عمل کند؛ پس احتمال اثر می‌دهم. در وجوب، احتمال، شرط است؛ ولی در حرمت، یقین، شرط است. من یقین ندارم؛ پس اینجا دوران الامر بین الوجوب و الحرمة نیست؛ دوران الامر بین الوجوب و محتمل الحرمة است.
پس مسئله 20 این شد: «لو علم إجمالا أن إنكار أحدهما مؤثر و الآخر مؤثر في الاصرار على الذنب لا يجب.» البته ایشان مسئله را در علم آورده‌اند. این مسئله را بر خلاف مسئله 17، در احتمال نیاورده‌اند

شرط سوم مسائل امر به معروف و نهی از منکر

این آخرین مسئله‌ای بود که ایشان در رابطه با شرط تأثیر بیان کردند. شرط سومی که ایشان بیان می‌کنند، از زمان مرحوم محقق حلی وارد شده است. قبل از محقق حلی، کسی این را شرط نکرده است.
شرط سوم این است که این کسی که می‌خواهد معصیت را انجام دهد، بر معصیت اصرار داشته باشد. اما اگر می‌دانیم که او مصر بر معصیت نیست و رها می‌کند، در اینجا گفته‌اند که لازم نیست. این مسئله را اگر می‌خواهید برای جلسه بعد مطالعه کنید، در جواهر جلد 1، صفحه 320 آورده شده است.

بازگشت به دروس خارج