امر به معروف و نهی از منکر- جلسه چهل و هفت

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر - جلسه چهل و هفتم

جلسه چهل وهفتم

درباره شرط سوم، نهایت کلام این شد که این شرط، چیزی جز بیان موضوع نیست.
یعنی در حقیقت ما می‌خواهیم بگوییم «کان الموضوع یجب الحکم» و این یک مسئله روشنی است. ما از اول گفتیم که استمرار، شرط جدیدی نیست.

نهی از منکر قبل از وقوع منکر

گاهی موارد ما به جلوگیری از چیزی که واقع نشده است، مامور هستیم. هنوز واقع نشده است، ولی واقع می‌شود. ما از آنچه که واقع خواهد شد، باید جلوگیری کنیم. در اجایی که هنوز چیزی در عالم خارج تحقق پیدا نکرده است، مسئله جلوگیری از مقدمات می‌شود.
مثالی بزنیم؛ گفته‌اند تلاش کنید در فلان منطقه سیل نیاید. شما می‌خواهید از تحقق این سیل جلوگیری کنید. وقتی خود سیل آمد، دیگر مسئله تمام شده است. نهی از تحقق سیل، به جلوگیری از تحقق مقدمات سیل است. سیل، یعنی تجمع آب باران از نقاط مختلف در یک نقطه و جریان آن. شما اگر بخواهید از تحقق این سیل جلوگیری کنید، باید کاری کنید که آب از نقاط مختلف به اینجا نرسیده و متحد نشود. یعنی در نقاطی که بارش باران هست، ولی جزئی است،‌ در آنجا سد و خاکریز می‌زنید. آب‌ها پشت آن خاکریزها جمع می‌شود و به این نقطه نمی‌رسد. پس شما از تحقق سیل جلوگیری کرده‌اید؛ به جلوگیری از مقدمات.
شارع محترم به ما فرموده است که از تحقق حرام در عالم خارج از سوی مکلفین جلوگیری کن. یعنی اگر کسی اراده کرد مرتکب حرامی شود، او را نهی کنید که این حرام در عالم خارج، تحقق پیدا نکند. پس شما مأمور به جلوگیری از چیزی هستید که قرار است اتفاق بیافتد. جلوگیری از این، به جلوگیری در زمان تحقق مقدمه امکان پذیر است. مقدمه هم زمانی است که فرد، اراده کرده باشد. شما در اراده او نمی‌توانید نهی داشته باشید؛ بلکه از آن چیزی که قرار است اتفاق بیفتد نهی می‌کنید.
پس ما در نهی از منکر، از وقوع فعل منکر توسط مکلفین نهی می‌کنیم تا این کار در عالم خارج به وجود نیاید؛ و‌الا بعد از تحقق، کار از کار گذشته است.
شما یک خانمی را در نظر بگیرید که بدون حجاب به خیابان آمده است. در تمام لحظاتی که او در برابر نامحرم قرار دارد، دچار معصیت است. ما برای هر لحظه‌اش نهی داریم. زمانی که ما به به این خانم می‌گوییم موهایت را بپوشان، او از حالا به بعد می‌پوشاند. آن چیزی که قبل بود، تمام شد. معصیت رخ داده است؛ لذا شما به محض اینکه با این خانم بی‌حجاب مواجه شدید، او یک چادر روی سرش انداخت و فرصت بیان برای شما نشد؛ در حالی که در عالم خارج، منکر هم اتفاق افتاد. اینجا دیگر نهی از منکر وجود ندارد؛ با اینکه در عالم خارج، منکر تحقق پیدا کرد. آن چیزی که در نهی از منکر مراد است، جلوگیری از تحقق منکر است. منکر تحقق یافته، دیگر نهی ندارد. آنچه در قبال منکر تحقق یافته انجام می‌شود، سرزنش است.

لزوم امر به توبه بعد از وقوع منکر

مسئله پنجمی را که مرحوم امام(ره) مطرح می‌فرمایند، این است: «من الواجبات التوبة من الذنب، فلو ارتكب حراما أو ترك واجبا تجب التوبة فورا و مع عدم ظهورها منه، وجب أمره بها و كذا لو شك في توبته و هذا غير الأمر و النهي بالنسبة إلى سائر المعاصي فلو شك في كونه مصرا أو علم بعدمه لا يجب الانكار بالنسبة إلى تلك المعصية، لكن يجب بالنسبة إلى ترك التوبة.» فرض کنید ما با فردی مواجه شدیم که در اجتماع شراب خورد و ما هم دیدیم. ما که رسیدیم، شراب‌خواری او تمام شد، ولی در برابر ما و دیگران شراب خورده بود؛ اما می‌دانیم که او دیگر الآن شراب نمی‌خورد که ما به او بگوییم شراب نخور. یعنی الآن ما دیگر موضوعیتی برای نهی از شراب نداریم؛ پس معصیت تحقق پیدا کرد.
ایشان می‌فرماید الآن بر این فردی که شراب خورده است، یک تکلیف جدید آمد. این تکلیف جدید، توبه است. او همین الآن باید توبه کند. چون فعل حرام است و توبه برای محرمات لازم است. هر کسی فعل حرامی انجام دهد، باید توبه کند. پس این فرد که الآن شراب خورد، همین الآن باید توبه کند و وجوب توبه هم فوری است. این فرد اگر الآن جلوی جمعیت توبه کرد و همه فهمیدند که توبه کرده است، دیگر شما نمی‌توانید به او چیزی بگویید. اما اگر او شراب را خورد و فعلی انجام نداد که پشیمانی از آن آشکار شود و کاری نکرد که دیگران بفهمند که او توبه کرده است، ضمناً شما هم نفهمیدید که او توبه کرده است، پس او الآن ترک توبه و وظیفه کرده است و بر شما واجب است که امر به معروف کنید. بر شما واجب است که به او بگویید توبه کن. اگر احراز کردید که او توبه کرد، شما هیچ چیز نمی‌توانید به او بگویید؛ اما اگر احراز نکردید که توبه کرده، بر شما واجب است که او را به توبه امر کنید.

ثمره مسئله

ثمره مسئله پنجمی که ایشان مطرح می‌کنند، این است که مثلا اگر کسی در جامعه شراب خورد و ما فهمیدیم که دیگر نمی‌خواهد بخورد، اما اگر چیزی نگوییم، همین طور مسئله رها شده و آثار منفی‌اش بر جای می‌ماند، با این مسئله، از چنین موضوعی جلوگیری می‌شود.
مثلا اگر در عالم خارج دیدیم که یک نفر به خانمی یک کلمه قبیح از باب منکرات گفت. گفت و تمام شد و دیگر چیزی نگفت، دیگر چیزی هم نمی‌خواهد بگوید. در اینجا نهی از منکر معنا ندارد؛ اما باید به او بگوییم از این کاری که کرده‌ای توبه کن. چون او کار حرام انجام داد و هر کار حرامی توبه دارد و توبه هم واجب است و وجوب توبه فوری است.

احکام ثانویه در امر به معروف و نهی از منکر

ما مسئله امر به معروف و نهی از منکر را مجرداً از حواشی بررسی می‌کنیم. ممکن است در موردی با فعل منکری، موضوعات دیگری فعلی شود. مثل اینکه کسی در لباس روحانیت درون خیابان به نامحرم چشم چرانی کرد. اصل چشم چرانی حرام است و شما وقتی رسیدید تمام شد و دیگر نگاه نمی‌کند. اینجا دیگر نهی از منکر معنا ندارد. اما چون او در لباس روحانیت بود، آبروی این لباس در معرض خطر است. اگر در اینجا به او تذکری داده نشود، ممکن است این اثر سوء در ذهن مردم نسبت به روحانیت باقی بماند. رفع آن اثر سوء بر شما واجب است و این ربطی به نهی از منکر ندارد.
بنابراین به عنوان مثال، شما در جایی دیدید که کسی شراب خورد و وقتی شما رسیدید شراب خواری تمام شد. شما دیدید اگر به این فرد نگویید که چرا شراب خوردی و نباید می‌خوردی، در این محله، قبح شراب خواری بریزد. جلوگیری از ریختن قبح حرام، خودش واجب جداگانه‌ای است. شما مکلف شده‌اید که از ریختن قبح جلوگیری کنید. راهش این است که به این فرد تذکر دهید. این واجب است، ولی از باب جلوگیری از عادی شدن گناه، نه از باب نهی از منکر؛ موضوع جدیدی است. مثل همین مسئله‌ای که امام(ره) فرمود.

ادله وجوب توبه

ایشان در این مسئله فرمود توبه واجب است. آیا توبه واجب است؟ به چه دلیل واجب است؟ در کجا اثبات شده است که توبه واجب است؟ بحث توبه در چند جای فقه مطرح شده است. یکی از جاهایی که به تفصیل به توبه پرداخته‌اند، در احکام اموات است. مرحوم صاحب عروه در احکام اموات می‌فرماید: «إعلم أن أهم الأمور و أوجب الواجبات التوبة من المعاصي.» این مسئله را در دو جا آدرس می‌دهم مطالعه کنید. یکی مرحوم حکیم در مستمسک،‌ جلد 4، صفحه 30، ایشان خیلی خلاصه در آنجا وجوب توبه را متعرض شدند که توبه به چهار دلیل کتاب، سنت، اجماع و عقل واجب است.
شخص دیگری که متعرض این مسئله شده، مرحوم آیت الله خوئی است. مرحوم آقای خوئی در موسوعه فقهی، جلد 8،‌ صفحه 353؛ آن هم تحت همین مسئله احکام الاموات این مسئله را مطرح می‌کنند. مرحوم صاحب وسائل در چند جا روایات مربوط به توبه را در چند باب آورده است. مفصل‌ترین آن در باب وجوب التوبه من جمیع الذنوب در 30 جلدی، جلد 16،‌ صفحه 71 که ایشان تا حدود 12 صفحه، روایات مربوط به این مسئله را می‌آورد.
جای دیگری که ایشان روایات مربوط به توبه را می‌آورد، در وسائل در جلد 20، صفحه 322، در باب وجوب توبه من‌الزنا ایشان روایاتی را می‌آورد. باز روایاتی در باب وجوب توبه از شرب الخمر، در جلد 25، صفحه 323 ایشان می‌آورد.

مولوی یا ارشادی بودن وجوب توبه

در این که توبه واجب هست یا نه، همه قبول دارند که توبه واجب است؛ اما بحث در نوع وجوب توبه است که آیا وجوبش وجوب مولوی است یا وجوب ارشادی؟ اگر وجوب توبه، مولوی باشد، عذاب دارد، اما اگر ارشادی باشد، دیگر ترک توبه خودش مستقلا عذاب ندارد.
مثلا کسی شراب خورد و توبه نکرده از دنیا رفت. آیا در آخرت دو بار مؤاخذه می‌شود؟ اولا به خاطر شراب خوردن و ثانیا به خاطر توبه نکردن؛ یا یک عذاب بیشتر نمی‌شود که چرا شراب خوردی و بدون توبه اینجا آمدی؛ اگر توبه می‌کردی، مجازاتت نمی‌کردند. اگر وجوب توبه، مولوی باشد، یعنی فعل واجبی است که اگر انجام ندادی، مجازات می‌شوی. اما اگر وجوبش ارشادی باشد، یعنی عقل می‌گوید اگر شراب خوردی توبه کن؛ اگر توبه نکنی، مجازات می‌شوی. خدا هم در قرآن گفت: «يا ايها الذين امنوا توبوا الى الله توبة نصوحا» برای اینکه اگر توبه نکنی، به خاطر گناهانت مجازات می‌شوی.
پس «توبوا» ارشاد است به همانی که عقل می‌گوید؛ خود توبه نکردن، مجازات ندارد. عقل می‌گوید توبه فوری است؛ زیرا شاید همین الآن، آخرین نفسی باشد که در این دنیا می‌کشید؛ اگر بدون توبه بمیرید، مجازات می‌شوید. همین الآن توبه کن؛ به دلیل اینکه در عدم توبه، ضرر است. در ترک توبه فوری هم، احتمال الضرر است؛ یعنی می‌گویید اگر توبه را به فردا موکول ‌کنم، احتمال دارد تا فردا عمرم کفاف ندهد. پس احتمال می‌دهید در ضرر بیفتید، دفع ضرر محتمل هم عقلاً واجب است.
از امام(ره) سؤال می‌کنیم شما فرمودید توبه واجب است و ما هم پذیرفتیم. اما آیا شما از کسانی هستید که توبه را واجب عقلی و ارشادی می‌دانید یا وجوب توبه را مولوی می‌دانید؟‌ اگر وجوب توبه را ارشادی می‌دانید، واجبات ارشادیه نهی ندارند؛ چون خود عقل درک می‌کند. ما از محرمات شرعیه باید نهی کنیم نه از محرمات ارشادیه؛ محرمات ارشادیه نهی ندارند؛ به خاطر اینکه عذابی بر آن‌ها نیست. به این فرد می‌گویید توبه کن! می‌گوید نمی‌خواهم توبه کنم. می‌گویید به جهنم می‌روی! جواب می‌دهد ترک توبه عذاب ندارد. می‌خواهید به او بگویید شراب نخور، می‌گوید آن تمام شد و رفت. ترک توبه هم خودش منکر جدایی نیست. اما اگر وجوب مولوی داشته باشد، همین الآن امر دارد و توبه برایش واجب شرعی است.

دلیل قائلان به ارشادی بودن وجوب توبه

مرحوم آقای حکیم می‌فرماید وجوب توبه ارشادی است؛ چون معنا ندارد که وجوب توبه، مولوی باشد؛ زیرا تسلسل لازم می‌آید. به این صورت که توبه واجب شرعی است و «من ترکه، ترک واجب.» باید از این واجبی که ترک کرده، توبه کند. باز این را ترک می‌کند. واجب دومی را ترک کرده است. باید برای آن، یک توبه دیگر کند. آن توبه را عقب می‌اندازد. ترک توبه، همین طور تا بی‌نهایت ادامه پیدا می‌کند و تسلسل پیش می‌آید. در حالی که عقل می‌گوید این امکان ندارد که در آخرت، کسی را به دلیل این که از یک معصیتی توبه نکرده، بی‌نهایت مجازاتش کنند. به همین جهت گفتند به خاطر تسلسل، محال لازم می‌آید که وجوبش مولوی باشد. بنابراین وجوب توبه را باید ارشادی بگیریم. این بیان کسانی است که می‌گویند ارشادی است.

دلیل قائلان به مولوی بودن وجوب توبه

مرحوم آقای خوئی می‌فرمایند اگر محذور این است، لزومی ندارد ما بگوییم ارشادی است؛ چون محذور تسلسل، در صورتی پیش می‌آید که ما دومی و سومی را هم مولوی بگیریم. کسی که شراب خورد، باید توبه کند. وجوب این توبه، مولوی است. اگر این توبه اولی را انجام نداد، دلیل می‌گوید از این ترک واجب، توبه کن. بله اگر امر توبه دوم هم مولوی باشد،‌ محذور پیش می‌آید. اما اگر گفتیم که شراب خوردی، توبه از شراب‌خواری مولوی است؛ یعنی اگر از ترک این، توبه نکردی، به خاطر توبه نکردن، مجازاتت می‌کنند. اما اگر این توبه را باز ترک کردی، دیگر ترکِ ترک، مجازات ندارد و این دیگر ارشادی است.
پس توبه از ذات معصیت، مولوی است. اما توبه از ترک توبه، ارشادی است. ایشان حرفشان این است و می‌فرمایند خدای متعال در قرآن به ما گفت: «يا ايها الذين امنوا توبوا الى الله توبة نصوحا»، ظاهر این «توبوا» مولویت است و باید حمل بر مولوی کنیم. حمل بر مولوی هم که بکنید، محذور تسلسل پیش می‌آید. می‌گویید پس از این ظاهر دست برداریم و بر ارشادی حمل کنیم.
ایشان می‌گوید که این محذور را طور دیگری هم می‌شود رد کرد که به ظاهر دست نخورد. آن هم نسبت به معاصی مولوی است که نسبت به ترک خودش، ارشادی است. در این صورت محذور برطرف می‌شود. این حرف مرحوم آقای خوئی است. لذا ایشان می‌گوید توبه وجوب مولوی دارد؛ وقتی وجوب مولوی داشت، اگر کسی شراب خورد و توبه‌اش احراز نشد، باید امر به توبه کنید. اما آن‌هایی که می‌گویند ارشادی است، امری ندارد.

بازگشت به دروس خارج