امر به معروف و نهی از منکر- جلسه چهل و هشت

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر - جلسه چهل و هشتم

جلسه چهل وهشتم

در جلسه گذشته این مسئله 5 را مطرح کردیم.
امام(ره) در این مسئله می‌فرماید: «من الواجبات التوبة من الذنب، فلو ارتكب حراما أو ترك واجبا تجب التوبة فورا و مع عدم ظهورها منه، وجب أمره بها و كذا لو شك في توبته و هذا غير الأمر و النهي بالنسبة إلى سائر المعاصي فلو شك في كونه مصرا أو علم بعدمه لا يجب الانكار بالنسبة إلى تلك المعصية، لكن يجب بالنسبة إلى ترك التوبة.» حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در این مسئله 5 فرمودند اگر کسی منکری را انجام دهد یا معروفی را ترک کند، علاوه بر نهی از منکر، باید او را امر به توبه کنیم. اگر خودش توبه کرد، تکلیف از ما ساقط می‌شود؛ اما اگر توبه نکرد، باید او را امر به توبه کنیم. چون توبه واجب است و ترک توبه، ترک معروف است و ترک معروف، امر دارد.

ارشادی یا مولوی بودن وجوب توبه

ما در تبیین این مسئله عرض کردیم که اصل وجوب توبه، لاریب فیه است و چهار دلیل بر وجوب آن دلالت دارد. در قرآن و در سوره هود، چند بار خدای متعال، از قول دو پیامبر فرمود توبه کنید. مانند این آیه: «وَ يَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَ لاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ»(هود/52) در آیه دیگر فرمود: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا» که تمام این‌ها امر است.
در اصل وجوب توبه، حرفی نیست؛ اما سخن این است که آیا وجوب توبه، وجوب مولوی و مانند نماز از فروعات دین است یا ارشادی و عقلی مانند وجوب اطاعت خداست؟
«اطیعو‌الله؛ خدا را اطاعت کنید.» اطاعت خدا از فروعات دین نیست که اگر کسی آن را ترک کرد، به خاطر ترک اطاعت مورد مؤاخذه قرار بگیرید؛ بلکه ارشاد به انجام فروعات است. اطیعوا الله، یعنی نماز بخوان، روزه بگیر، حج را به انجام بده و... .

مثال وجوب ارشادی

خود اطاعت، از فروعات دین نیست؛ بلکه ارشاد به انجام فروعات است. اوامر ارشادیه، اطاعت و عصیان ذاتی ندارند؛ بلکه اطاعت و عصیان این‌ها بالعرض و به ترک فروعات است. شما اگر نماز نخواندید، اطیعوا الله ترک می‌شود. اگر روزه نگرفتید، اطیعوا الله ترک می‌شود. پس خودش فی حد ذاته‌ عصیان و اطاعت ندارد؛ بنابراین ثواب و عقاب ندارد.
لذا اطاعت خدا موضوع امر به معروف و نهی از منکر قرار نمی‌گیرد. اگر کسی نماز را ترک کرد، شما به او نمی‌گویید که اطاعت خدا کن و نماز بخوان. به او می‌گویید نماز بخوان؛ در حالی که در حال ترک نماز، ترک اطاعت می‌کند.
پس امر به اطاعت خدا ارشادی است. امر به توبه هم را گفته‌اند ارشادی است. خود توبه هم از فروعات نیست؛ بلکه توبه یعنی بازگشت به عمل کردن به فروعات. گفته‌اند امر به توبه هم ارشادی است. وقتی ارشادی شد، امر و نهی ندارد. وجوبش هم وجوب عقلی است.

مانع مولوی بودن وجوب توبه

گفته‌اند اگر توبه عمل واجبی مانند واجبات دیگر باشد، باعث تولید وجوبات بی‌نهایت می‌شود؛ چون توبه واجب است، وقتی آن را ترک کردید، عقاب می‌شوید. یک حرامی انجام دادید، خود این، یک حرام شد و باید برای این، یک توبه کنید؛ این توبه، واجب است. زمانی که این توبه را ترک کردید، ترک واجب دوم شد. بنابراین توبه سوم بر شما واجب می‌شود و همین‌طور این متسلسل ادامه پیدا می‌کند و این تسلسل، باطل است.

تفاوت اطاعت با توبه

پس برای فرار از این تسلسل باطل، باید بر ارشادی امر کنید. مرحوم آقای خوئی فرمودند تشبیه توبه به امر اطاعت، از یک منظر درست است و از یک منظر غلط. منظر غلط این است که اطیعوا الله نمی‌تواند از فروعات باشد، ولی توبه ذاتاً می‌تواند؛ چون اطیعوا الله صرف نظر از فروعات، خودش هویتی ندارد. شما اگر فروع دین را کنار بگذارید، اطیعوا الله از نظر عملی هیچ فرضی ندارد. پس اطیعوا الله با صلاة، حج و غیره محقق شده و خودش فی حد ذاته، هویتی ندارد.
اما توبه خودش فعل است، صرف نظر از سایر فروعات. یعنی شما نمازت را ترک کردی. خداوند متعال می‌فرماید توبه کن. توبه چیست؟ قل استغفر الله ربی و اتوب الیه. پس خودش یک عمل است و هویت دارد. پس قابل امر است. بنابراین توبه با اطاعت، قابل قیاس نیست؛ چون توبه به صورت مستقل، دارای هویت است، اما طاعت به صورت مستقل، صاحب هویت نیست؛ پس از این منظر، جدا از همند.
شما اگر نماز نخواندید، اطاعت ترک شده است. نماز بخوانید، اطاعت شده است. خود اطاعت یک کار نیست. یعنی به تعبیر فنی، اطاعت، فانی در فروعات است؛ اما توبه، فانی در فروعات نیست و خودش یک عمل مستقل است.
می‌خواهیم بگوییم آیا امر به توبه، تأکید بر انجام صلاة در تارک الصلاة است یا خودش فعل است؟ عده‌ای گفتند تأکید است، پس ارشاد شد. عده‌ای هم گفتند مولوی است. آن‌هایی که گفتند ارشادی است، به امر اطاعت قیاس کرده‌اند.
آقای خوئی گفتتند این قیاس غلط است؛ به دلیل اینکه اطاعت، نمی‌تواند مولوی باشد. چون اطاعت یک فعل مستقل نیست. ولی توبه می‌تواند؛ چون توبه یک فعل مستقل است.

راه حل اشکال تسلسل

اما درباره اشکال تسلسل، ایشان فرمود این اشکال درست است. اما رفع الاشکال به این نیست که شما وجوب توبه را ارشادی بگیرید. ذات الامر را مولوی بگیرید و مایتولد بها را ارشادی. این بیان مرحوم آقای خوئی بود. ما ملاحظه‌ای بر این مطلب داریم و آن اینکه، ارشادی یا مولوی گرفتن ما ملاک دارد. توبوا الی الله را شما مولوی گرفتید، به این ملاک‌ که گفتید توبه فعلٌ برأسها و الامر بها واجبٌ. توبه مولوی شد. هر گاه موضوع توبه فعلی شد، حکم توبه فعلی می‌شود.
فرض بگیرید که باید در طول عمر یک میلیارد بار نماز بخوانید. اگر این یک میلیارد نماز را ترک کنید، یک میلیارد عقاب دارید و کسی نمی‌گوید تعدد عقاب بی‌معنا است؛ چون همه نمازها واجب بوده و ترک هر واجبی عقاب دارد.
شما فرمودید توبه وجوب مولوی دارد. پس شما گفتید توبة عن الذنب واجبٌ. فرقی نمی‌کند ذنب از خود این درآید و یا از چیز دیگر. شما اگر ملاک را در امر اول قبول کردی که هذا فعلٌ و اَمَرَ بِهِ‌ شارِع، این ملاک دومی و سومی هم هست؛ پس کلش واجب می‌شود.
می‌خواهیم اشکال وارد کنیم و بگوییم ایشان بین امر اول و دوم فرق گذاشت؛ این فرق قابل قبول نیست، چون ملاک، یکی است. شما یا باید بگویید توبه از گناه یک فعل نیست، که در این صورت ارشادی می‌شود؛ اما اگر توبه را فعل دیدید، امر دارد و باید انجام دهید.
اما در مورد تسلسل، چه اشکالی دارد که شما از یک گناه توبه نکردید، همین طور تا ابد برای شما گناه بنویسند؟ یا باید لغویت پیش آید یا امر خلاف عقل. خلاف عقل نیست؛ خدای متعال اگر به ما بفرماید که اگر احسان به پدر و مادر را ترک کردی، لحظه به لحظه که احسان ترک شده است، من برای تو عذاب می‌نویسم! این اشکالی ندارد؛ خداوند متعال یک دستوری داده و گفته اگر عمل نکنی، هر لحظه بر تو عذاب می‌نویسم؛ چون هر لحظه ترک الاحسان است. حال شما جای این را عوض کنید. خدای متعال می‌فرماید اگر گناه کردی و همان موقع توبه کردی، می‌بخشمت. اما اگر توبه نکردی، به خاطر این ترک توبه، لحظه به لحظه برای تو عذاب می‌نویسم. برای «ترک التوبة»ها می‌نویسم؛ همین توبه اول، دوم و غیره. همین طوری اشتدادی، گناهت بالا می‌رود. اشکال این چیست؟ از نظر عقلی کجای این اشکال دارد؟ چه محذوری پیش می‌آید؟

مثالی برای توضیح

یک مسئله‌ای اینجا می‌گویم تا مسئله روشن‌تر شود. روایت داریم که «فالقاتل والمقتول فی النار! هذا القاتل فما بال المقتول؟ قال : لانه أراد قتلا»، فرمود دو مؤمن با هم قتال می‌کنند، تا جلو می‌رود و یک آن دیگری را می‌کشد. فرمود هر دو در آتش هستند! سوال کرد چرا مقتول هم در آتش است؟! فرمود به علت اینکه مقتول هم در نیتش بود که این را بکشد، ولی زورش نرسید.
شما این روایت را چه طور تفسیر می‌کنید؟ وقتی می‌خواست او را در مقاتله بکشد، به عمل وارد شده است و در عمل بدون توبه رفت؛ چون خدای متعال در این عالم بر نیت عذاب نمی‌کند. این قصد داشت او را بکشد و اقدام هم کرد، ولی موفق نشد. پس این اقدام، حرام شد. در این حرام، بدون توبه از دنیا رفت. گفت این هم تا ابد در جهنم می‌ماند.
پس اگر کسی گناهی انجام داد و توبه نکرد، به محض اینکه از دنیا رفت، اثرش لغو نیست. لغویتش از این برطرف می‌شود که به جهنم برود و الی الابد در آنجا بماند. آنجا می‌پرسد که چرا ما را همیشه نگه می‌دارید؟ جواب می‌دهند که تو در آخر که آمدی، با گناه آمدی و توبه هم نکردی. نیت متلبس به مقدمات حرام می‌شود؛ لذا آن فردی که مقتول بود، اگر در لحظات آخر ناگهان گفت اشتباه کردم، من او را نمی‌کشم، دیگر شامل این قاعده که قاتل و مقتول به جهنم وارد می‌شوند، نمی‌شود.
پس نتیجه این شد که در ترک توبه، نه عقابش لغو است و نه خلاف؛ بلکه منطقی هم هست. بنابراین همین را که امام(ره) فرمود، قبول می‌کنیم. فرمود اگر کسی منکری را انجام داد و توبه نکرد، امرش به توبه واجب است؛ چون توبه از فروعات است و امر مولوی دارد. در احکام الاموات نوشته‌اند «یجب التوبة.» توبه خودش از واجبات است و امر به توبه و تکرار الامر، نه خلاف حکمت است و نه خلاف عقل؛ منطقی هم هست

بازگشت به دروس خارج