امر به معروف و نهی از منکر- جلسه شصت و چهار

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر - جلسه شصت و چهار

جلسه شصت و چهارم

بسم الله الرحمن الرحیم مسئله 6 را بررسی می‌کردیم.
مسئله 6 را امام(ره) به این صورت بیان می‌کنند: «لو كان المعروف و المنكر من الأمور التي يهتم به الشارع الأقدس كحفظ نفوس قبيلة من المسلمين و هتك نواميسهم جب ضلالة المسلمين أو إمحاء بعض شعائر الاسلام كبيت الله الحرام بحيث يمحى آثاره و محله و أمثال ذلك لا بد من ملاحظة الأهمية و لا يكون مطلق الضرر و لو النفسي أو الحرج موجبا لرفع التكليف فلو توقفت إقامة حجج الاسلام بما يرفع بها الضلالة على بذل النفس أو النفوس فالظاهر وجوبه فضلا عن الوقوع في ضرر أو حرج دونها.»

توجه به اهم و مهم در امر به معروف و نهی از منکر

در اصل این مسئله تردیدی نیست که اگر در موردی، قضیه‌ای اتفاق می‌افتد که خانه خدا را در معرض نابودی قرار بدهد یا خانه خدا را در معرض هتک قرار بدهد یا در جایی نفوس مسلمان‌ها و یا ناموس مسلمان‌ها در معرض خطر قرار گرفته است و تمام این مثال‌هایی که ایشان فرموده‌اند، تردیدی نیست که در همه این موارد، صرف این‌که اگر شما اقدام کنید ضرری بر شما وارد می‌شود، موجب رفع مطلق تکلیف نیست؛ بلکه در این‌جا باید اهم و مهم رؤیت شود.
به عنوان مثال الآن خانه خدا در معرض تخریب است و من اگر اقدام کنم، خانه خدا تخریب نمی‌شود، ولی من حتماً کشته می‌شوم. این‌جا دلیل لاضرر علی الاطلاق وجوب اقدام را برنمی‌دارد؛ بلکه این‌جا موطن اهم و مهم است.

تفاوت مراتب امر به معروف و نهی از منکر

در مثال‌هایی که ایشان آورده‌اند، هیچ تردیدی نیست؛ لکن بحث سر این است که آیا این موارد وجوب اقدام این مثال‌ها، از باب امر به معروف و نهی از منکر است؟ یعنی خود امر به معروف و نهی از منکر از نظر اهمیت دارای مراتب شده یا نه، امر و نهی، یک مرتبه و یک وجوب بیشتر ندارد و این تفاوت مراتب به دلیل لحوق عناوین ثانویه است؟
به عنوان مثال در مورد دفاع از بیت الله حرام، خانه خدا را خراب کردن یک منکر است و نهی از منکر هم واجب. اما یک عنوان دیگری هم در حال تحقق پیدا کردن است و آن هجوم به بیت خدا است. فرض می‌گیریم نهی از منکر واجب نیست؛ اما بلا شک دفع کسی که به خانه خدا حمله کند، با عنوان لزوم دفاع از خانه خدا واجب خواهد بود.
در این‌جا دو عنوان داریم؛ یک عنوان وجوب دفاع از خانه خدا و یک عنوان وجوب نهی از منکر. درباره نهی از منکر، در موردی که فقط نهی از منکر باشد، اگر موجب ضرر باشد، قائلیم لاضرر مطلقاً وجوبش را برمی‌دارد؛ اما اگر عنوان دیگری آمد که آن عنوان نسبت به لاضرر مطلق نبوده و باید اهم و مهمش رعایت شود، در این صورت آن حکم در آن‌جا اجرا می‌شود.
بنابراین در جایی که به عنوان مثال یک زن مسلمان مورد تعرض یک فردی قرار گرفته، دو عنوان است؛ یک عنوان اینýکه این شخص می‌خواهد با او یک عمل فحشایی انجام دهد که یک منکر است. عنوان دوم این است که یک زن مسلمان مورد تعرض قرار گرفته و بر ما واجب است که از ناموس مسلمان‌ها دفاع کنیم. نهی از منکر این فرد، اگر موجب ضرر باشد، برداشته می‌شود؛ اما دفاع از این زن مسلمان اگر موجب ضرر باشد، وجوبش برداشته نمی‌شود.

اطلاق نهی از منکر نسبت به لاضرر

پس ما نهی از منکر را نسبت به لاضرر مطلق می‌دانیم؛ یعنی هر گاه نهی از منکر موجب ضرر باشد، وجوبش مرتفع می‌شود؛ مگر در مواردی که منکر، عنوان دیگری پیدا کند که در آن صورت، آن عنوان ملاحظه می‌شود و تمام این مواردی که حضرت امام(ره) به آنها اشاره کرده‌اند، موارد منکری هستند که دارای عنوانی دیگرند.
مثال دیگر این‌که شما اگر در جایی نهی از منکر نکنید، جان یک مجتهد جامع الشرایط به خطر می‌افتد. در این‌جا هم دو عنوان است؛ اگر شما این فرد را نهی کنید، به جای این‌که آن مجتهد را بکشد، شما را می‌کشد. نهی از منکر می‌گوید نگو؛ اما این مجتهد جانش در خطر است. این‌جا باید نگاه کنید ببینید ملاک حفظ جان خودتان بالاتر است یا ملاک حفظ جان آن مجتهد.[1] ما قیدیت نهی از منکر را نسبت به لاضرر مطلق می‌دانیم؛ یعنی می‌گوییم لاضرر مطلق وجوب نهی از منکر ضرری را برمی‌دارد. اگر در موردی عنوان دیگری باشد و آن عنوان بتواند لاضرر را متوقف کند، تابع آن عنوان است و به نهی از منکر ربطی ندارد. درست است که عملاً نهی از منکر می‌شود، ولی عنوان دفاع، فعلی می‌شود، نه عنوان نهی از منکر. این در فقه خیلی جا دارد. در فقه باید بتوانیم در موضوعات، حکم هر عنوانی را به خودش بدهیم و حکم یک عنوان به عنوان دیگری داده نشود.

بیان صحیح مسئله

بنابراین این مسئله را باید این طور بیان کنیم: «لو کان المعروف او المنکر معنون بعنوان الآخر له الحکم، لا یشترط بعدم الضرر مطلقا او مع رعایة الاهمیة كحفظ نفوس قبيلة من المسلمين و هتك نواميسهم جب ضلالة المسلمين أو إمحاء بعض شعائر الاسلام كبيت الله الحرام بحيث يمحى آثاره و محله و أمثال ذلك لا بد من ملاحظة الأهمية و لا يكون مطلق الضرر و لو النفسي أو الحرج موجبا لرفع التكليف فلو توقفت إقامة حجج الاسلام بما يرفع بها الضلالة على بذل النفس أو النفوس، فالظاهر وجوبه فضلا عن الوقوع في ضرر أو حرج دونها.» بنابراین مطلقا امر به معروف و نهی از منکر نسبت به لاضرر مقید است؛ مادامی که این امر و نهی، عنوان دیگری پیدا نکرده باشد. به عنوان مثال شما اگر در جایی علی المطاوعة ببینید در جایی یک خانم و آقا با هم سر و سری دارند و بعد این‌ها می‌خواهند به جایی بروند و فحشا انجام دهند؛ این منکر است و اگر به این‌ها بگویید که این کار را نکنید، درگیر می‌شوید و جانتان به خطر می‌افتد. نهی از منکر در چنین جایی واجب نیست.

وجوب اقدام در صورت وجود عناوین دیگر

ولی اگر در جایی منکری واقع شد که این منکر، علاوه بر منکر بودن، دارای عنوان دیگری هم بود، قضیه تفاوت پیدا می‌کند. برای مثال داستان یمن پیش آمده است و منکر بزرگی در حال رخ دادن است. اما این مسئله فقط عنوان منکر ندارد، بلکه جان مسلمان‌ها در خطر است؛ جان مسلمان‌هایی که حفظ خونشان واجب است. این عنوان دفاع است.
ممکن است کسی بگوید این منکر اتفاق می‌افتد و اگر عربستان را نهی از منکر هم بکنیم فایده‌ای ندارد؛ چون گفتیم یکی از شروط امر به معروف و نهی از منکر اثر است. ولی در این‌جا با وجود نداشتن اثر، باید اقدام کنید؛ چون این‌جا دیگر از باب نهی از منکر نیست؛ این‌جا از باب دفاع از مسلمان‌ها است و ربطی به اثر ندارد. شما باید اقدامتان را بکنید.
این درست مانند حرف کسانی است که می‌گفتند ما می‌دانیم اسرائیل منکر است، ولی این‌که ما روز قدس در خیابان فریاد بزنیم، اثری ندارد! فریاد ما در روز قدس از باب لزوم دفاع است. در باب لزوم دفاع باید انجام داد و به این‌که اثر دارد یا ندارد، کاری نداشت. دفاع واجب است.

اهمیت حفظ آبروی اسلام

در جایی که اگر شما وارد دفاع شوید، دفاع شخص شما اثری ندارد؛ اما آبروی اسلام حفظ می‌شود و نمی‌گویند این‌ها نسبت به اسلام بی‌تفاوت بوده‌اند، باید اقدام کنید. اهمیت حفظ آبروی اسلام از حفظ خود اسلام بیشتر است. این‌ها دیگر به مراتب بستگی دارد.
مسئله هفتم: «لو وقعت بدعة في الاسلام و كان سكوت علماء الدين و رؤساء المذهب أعلى الله كلمتهم موجبا لهتك الاسلام و ضعف عقائد المسلمين، يجب عليهم الانكار بأيّة وسيلة ممكنة؛ سواء كان الانكار مؤثرا في قلع الفساد أم لا و كذا لو كان سكوتهم عن إنكار المنكرات موجبا لذلك و لا يلاحظ الضرر و الحرج بل تلاحظ الأهمية.»

لزوم بیان این مسئله در باب جهاد

این مسئله هم تابع همان ملاک مسئله قبل است. این مسئله را ایشان باید در باب دفاع و جهاد می‌آوردند؛ زیرا این مسئله در باب نهی از منکر نیست. اولاً این را بدانید مقابله با بدعت‌ها، خودش یک عنوان بود؛ یعنی اگر ما فرض بگیریم نهی از منکر هم واجب نبود، اگر بدعتی در اسلام ظاهر شود، واجب است که با آن مقابله شود؛ یعنی خود عنوان بدعت و مقابله با بدعت، یکی از عناوینی است که در اسلام و در فقه، خود دارای عنوان است.

لزوم مقابله با بدعت در اسلام

مقابله با بدعت‌ها دو عنوان دارد؛ یک، «کل بدعت منکر». پس یک مقابله از باب نهی از منکر دارد. دو، این‌که بدعت باعث تخریب دین می‌شود. زیرا بدعت برای تخریب افکار مسلمان‌ها ایجاد می‌شود. جلوگیری از تخریب اسلام و افکار مسلمان‌ها خود به صورت مستقل واجب است و دیگر این مسئله، دفاع از اسلام می‌شود.
پس بدعت یک عنوان دارد که نهی از منکر است و یک عنوان دارد که تخریب دین و افکار مسلمانان است. این مسئله هم مانند آن مسئله قبلی است. اگر در جایی بدعت‌گذاری آمده است، ولی بدعتش نه حالا و نه بعداً در اسلام و در فکر مسلمان‌ها اثری نمی‌گذارد. اگر بخواهید به او بگویید این کار را نکن، دستت را قطع می‌کنند. یا شما را می‌گیرند و می‌زنند تا پوستت سیاه ‌شود. دلیل لاضرر در این‌جا می‌گوید نمی‌خواهد او را نهی از منکر کنید؛ چون در این‌جا عنوان بدعت فقط عنوان نهی از منکر دارد و خود عنوان بدعت مطرح نیست؛ چون بدعت او بر کسی اثر ندارد.
اما اگر بدعت مؤثر بود و نهی از منکر کردید و یک انگشتتان را قطع کردند، کارتان صحیح است و اگر بگویند نهی از منکر لاضرر را برمی‌دارد، جواب می‌دهید این نهی از منکر نیست، جلوگیری از بدعت است.

عنوان حرکت امام حسین(ع)

دربارهٔ حرکت امام حسین(ع) هم این مسئله مصداق دارد. حضرت در جاهای مختلف چندین عنوان را برای دلیل حرکت خود ذکر کردند. یک جایی فرمودند: «و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید» من در این‌جا باید قیام کنم و بیعت نکنم. در یک جایی در اجتماع پخش کردند که حضرت برای رسیدن به قدرت خروج کرده است! حضرت هم فرمودند: «انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لامفسدا و لاظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی.» حالا اگر ما به امام حسین(ع) بگوییم با وجود یزید، اصل اسلام در خطر نیست و یزید هم اگر رئیس شود، اسلام و مسلمانان در خطر نیستند و یزید هم مانند پدرش است که با وجود معاویه اسلام ادامه پیدا می‌کرد و اگر الآن امر به معروف و نهی از منکر موجب شود که شما کشته شوید، باز هم امر می‌کنید؟ می‌فرمایند نه؛ این‌جا امر به معروف معنون است به دو عنوان. علت این‌که امام حسین(ع) در زمان معاویه امر به معروف و نهی از منکر انجام ندادند، این بود که در آنجا و در آن زمان، امر به معروف، معنون به عنوان دفاع نبود. نفس معاویه منکر بود. اما به دلیل این‌که نهی از معاویه، دفاع از اسلام آن زمان محسوب نمی‌شد، حضرت از وجود معاویه نهی نکردند؛ چون معنون به عنوان ثانی نبود.
این مسئله امام(ره) را با این دید نگاه کنید و ببینید از باب نهی از منکر نیست و از باب مقابله با بدعت و دفاع است. مثلاً الآن در یمن، یکی از اعضاء انصارالله به عربستان رفته است. یک منطقه‌ای را شناسایی می‌کند که اگر این منطقه مورد هجوم یمنی‌ها قرار بگیرد، عربستان دیگر نمی‌تواند حمله‌های هوایی بکند که هر روز در آنجا مردم را کشتار کند. او در حین جمع آوری اطلاعات، می‌بیند که ماموران عربستانی، ۵ نفر مسلمان را گرفته‌اند و می‌خواهند سر ببرند. اگر الآن نهی از منکر کند، ان مامورین، آن ۵ نفر را رها می‌کنند و او را می‌کشند. چون می‌فهمند که او آمده جاسوسی کند. او کشته می‌شود و آن ۵ نفر فرار می‌کنند و می‌روند. در اینجا جان آن ۵ نفر متوقف است بر این که دخالت کند؛ اما اگر دخالت کند و کشته شود، نمی‌تواند به جمع‌آوری اطلاعات بپردازد و جان دو هزار نفر در معرض خطر قرار می‌گیرد. در اینجا به او می‌گویند دخالت نکن؛ بگذار این ۵ نفر را سر ببرند. اینجا هیچ ربطی به نهی از منکر ندارد. مربوط به حفظ جان ۲ هزار نفر است.

بازگشت به دروس خارج