امر به معروف و نهی از منکر- جلسه شصت و دو

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر - جلسه شصت و دو

جلسه شصت و دوم

بسم الله الرحمن الرحیم مسئله پنجم را بررسی می‌کردیم.
مسئله پنج که امام(ره) مطرح می‌کنند، این است: «لو کانت إقامة فریضة أو قلع منکر موقوفا علی بذل المال المعتد به لا یجب بذله، لکن حسن مع عدم کونه بحیث وقع فی الحرج و الشدة و معه فلا یبعد عدم الجواز، نعم لو کان الموضوع مما یهتم به الشارع و لا یرضی بخلافه مطلقا یجب.»

لزوم بذل مال برای امر به معروف و نهی از منکر

مسئله این شد که ما ترک معروفی را می‌بینیم، منکری را در حال اجرا می‌بینیم، اگر بخواهیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم، باید پول خرج کنیم. آیا در این صورت، این امر و نهی واجب است یا واجب نیست؟ ایشان می‌فرمایند این مالی که لازم هست خرج کنید، اگر مال کثیر است و معتد به، یعنی مورد توجه است، واجب نیست؛ اما اگر مال یسیر است و معتد به نیست، واجب است.

مبنای مسئله

چرا اگر متوقف بر صرف مال کثیر باشد، واجب نیست؟ آیا ما مقدمه واجب را واجب می‌دانیم یا نه؟ مقدمه واجب، واجب است. عقلاً و بالاجماع، مقدمه واجب، واجب است و شرعاً علی اختلاف الاقوال. اما لااقل عقلاً مقدمه واجب، واجب است.
واجب‌های ما دو دسته‌اند؛ یک دسته واجب‌هایی که نسبت به استطاعت، اطلاق دارند و یک دسته واجب‌هایی که نسبت به استطاعت، وجوبشان مشروط است. در استطاعت، قدرت، شرط عقلی است. هر تکلیفی عقلاً، نسبت به قدرت مشروط است. شما هر تکلیفی را بخواهید انجام دهید، عقل می‌گوید که باید بتوانید.
البته نسبت به این توانستن، گاهی در لسان دلیل، خود توانستن به عنوان شرط اخذ می‌شود، بنابراین کسب آن شرط بر شما واجب نیست؛ مانند استطاعت برای حج. «فِیهِ آیَاتٌ بَیِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَ مَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَ لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ»[۱]
هر کسی که بتواند، باید به حج برود. بنابراین اگر کسی نسبت مالاً و بدناً به حج استطاعت ندارد، برایش هیچ وجوبی نیست.
اما اگر این استطاعت در لسان دلیل اخذ نشد و به عنوان شرط الوجوب بیان نشد و لسان دلیل نسبت به قید استطاعت، مطلق بود، در این صورت شما باید استطاعت را اگر قابل حصول است، حاصل کنید؛ مانند این‌که به شما گفته‌اند نماز بخوان. نمازت باید سجده داشته باشد، سجده باید بر ارض باشد و...؛ شما الآن در یک منطقه‌ای قرار دارید که برف آمده است. در این منطقه «ما یصح السجود» وجود ندارد؛ اما اگر ده کیلومتر حرکت کنید و جلوتر بروید، آن‌جا زمینی است که برف روی آن نیست. پس در این‌جا «ما یصح السجود» امکان ندارد؛ اما می‌توانید حاصل نمایید. می‌فرماید واجب است بروید؛ چون من از شما نماز را بدون قید استطاعت خواستم. یعنی استطاعت را مفروض نگرفتم که این را بر شما واجب کنم؛ بلکه بر شما واجب است که استطاعت کسب کنید.
اما اگر مطلق نشد، آن وقت سلب است. مثل این‌که هواپیما در یک منطقه قطبی سقوط کرد. سراسر آن منطقه و در همه نقاط برف است. دسترسی به ارض، امکان ندارد. در این‌جا شما قدرت ندارید؛ یعنی توان تحصیل هم ندارید. حکم برای شما در این‌جا ساقط است.

اقسام واجب نسبت به قید استطاعت

پس واجب‌های ما دو دسته شدند؛ یک دسته واجب‌هایی که استطاعت در آن شرط عقلی است و یک دسته واجب‌هایی که در آن استطاعت، شرط شرعی است. در آن‌هایی که شرط شرعی است، شرط الوجوب است؛ یعنی تا استطاعتی نباشد، وجوبی نیست. پس تحصیل بر ما واجب نیست.
اما در آنجا که شرط عقلی است و در لسان دلیل اخذ نشده، تحصیل استطاعت بر ما واجب است. سؤال ما این است که آیا دلیل ایجاب امر به معروف و نهی از منکر نسبت به استطاعت، عقلی است یا شرعی؟ اگر شرعی باشد، حصول مقدمات برای استطاعت بر ما واجب است. اما اگر شرعی باشد، حصول استطاعت بر ما واجب نیست. اما در ادله امر و نهی، دلیلی نداریم که امر و نهی را مشروط به استطاعت کند تا نسبت به استطاعت واجب مشروط شود.
مسئله امر به معروف و نهی از منکر نسبت به استطاعت مطلق است؛ ما در هیچ دلیلی، تقید امر و نهی به استطاعت را نداریم. اگر جایی امر و نهی بر صَرف مال متوقف است، واجب است که این صرف پول انجام شود؛ چون شرط پول، مقدمه واجب می‌شود و مقدمه واجب، واجب است.

نقد کلام حضرت امام(ره)

فرض مسئله این است: «لو کانت إقامة فریضة أو قلع منکر موقوفا علی بذل المال»، شما اگر بخواهید تکلیف امر به معروف را انجام دهید، باید پول خرج کنید. مثالش این است که در جایی عده‌ای نماز نمی‌خوانند. شما می‌بینید که در آن‌جا یک بلندگو فروشی هست. پول هم دارید. اگر بخواهید این‌ها را امر به معروف کنید، راهی ندارد جز این‌که بلندگو به دست بگیرید و با آن صحبت کنید. آیا خریدن این بلندگو واجب است یا واجب نیست؟ مقدمه وجودی امر، خریدن است. مانند این‌که شما می‌خواهید وضو بگیرید، آب برای وضو می‌خواهید. باید پول دهید تا به شما آب دهند. فرق خریدن این بلندگو با خریدن آن آب چیست؟ فرقی بین این دو در این مسئله وجود ندارد. چرا می‌فرمایند واجب نیست، در حالی که امر و نهی نسبت به قدرت، واجب مطلق است؟ و بلکه ما مواردی داریم که فتوا به خلاف این داده شده است.
ما با دلیل لاضرر، وجوب امر و نهی را برداشتیم. در این‌جا فرض این است که صرف مال، ضرر نیست. هر گاه مقدمات ضرری یا حرجی شد، قبول داریم که با دلیل لاضرر و لاحرج، وجوب برداشته می‌شود. اما اگر این مقدمه ضرری و حرجی نیست، دلیلی بر رفع وجوب مقدمه نداریم و بلکه دلیل بر این داریم که باید اقدام کنیم.

موارد وجوب کسب مقدمه برای امر و نهی

ما یک مسئله‌ای داریم و آن این‌که استانداری و یا فرمانداری که ما از آن عنوان ولایت در فقه می‌آوریم، یا حاکم عادلی به شما بگوید که در فلان منطقه فرماندار باش، آیا قبول این فرمانداری بر شما واجب است یا واجب نیست؟ می‌فرمایند جایز است؛ می‌توانی قبول کنی و می‌توانی قبول نکنی. مگر این‌که این والی، امام العصر باشد؛این را استثناء می‌زنند. مثل این‌که امام زمان(عج) به شما می‌گوید به فلان جا برو و فرماندار شو؛ واجب است که بروی و اگر این ولایت را قبول کند، می‌تواند امر و نهی را انجام دهد. یعنی اگر بخواهد امر به معروف و یا نهی از منکر کند، متوقف بر این است که این ولایت را قبول کند. فرمودند که واجب است قبول کند. فرض این است که یک امام غیر اصل به شما می‌گوید که فرمانداری را قبول کن. گفتند وجوبی ندارد، مگر این‌که مقدمه باشد برای امر به معروف و نهی از منکر که گفته‌اند واجب است.
مرحوم صاحب جواهر در دلیل این وجوب می‌فرماید به دلیل این‌که مقدمه واجب، واجب است، باید قبول کند. چه فرقی است بین الزام به قبول فرمانداری با الزام به صرف مال؟
پس در این فتوا نمی‌شود مطلقا با امام(ره) همراهی کرد؛ چون بذل، مقدمه‌ای برای امر و نهی است. امر و نهی واجب است، مقدماتش هم واجب است؛ مگر این‌که بذل مال بر او حرجی باشد یا بذل مال برایش موجب ضرر عظیم باشد. بنابراین مسئله را باید این طور بگوییم: «لو کانت إقامة فریضة أو قلع منکر موقوفا علی بذل المال، یجب؛ الا ان یکون بذله حرجیا، فلایجب.» بذل المال برای امر به معروف و نهی از منکر، واجب است، مگر این‌که بذلش حرجی باشد.

مثال لزوم صرف مال برای امر به معروف و نهی از منکر

ما دربارهٔ فتوای ایشان در مسئله قبل صحبت کرده‌ایم. آن چیزی که از مقدمات استفاده می‌شود، این است که امر به معروف و نهی از منکر اگر نیاز به خرج مال داشته باشد و اگر خرج کنید به حرج نمی‌افتید، واجب است خرج کنید. لذا اگر به عنوان مثال در مکانی بخواهید امر به معروف کنید، نیاز است که فلان کتاب خریده و به مردم داده شود و راهی غیر از این ندارد، اگر کسی پول دارد، واجب است این کتاب را بخرد و بدهد. امر به معروف واجب است و این مقدمه‌اش است. یا اگر بخواهد در جایی جلوی منکر گرفته شود، واجب است شش نفر را اجیر کند و این شش نفر بروند و بگویند و این شخص هم پول دارد؛ واجب است این کار را بکند؛ چون امر به معروف و نهی از منکر، نسبت به قدرت، مطلق است.
یا این‌که شخصی مسئول بیت المال باشد؛ مانند کسی که وزیر است، رئیس اداره است، می‌بیند که اگر بخواهد افرادش در اداره نمازخوان شوند، باید پول دهد و یک مبلّغ به این‌جا بیاید و به این‌ها بگوید که نماز بخوانید، واجب است که بدهد؛ الا این‌که به او بگویند که تو حق نداری این پول را در این‌جا مصرف کنی.

نظر امام(ره) در مورد لزوم حصول مقدمات امر و نهی

اگر سایر مقدمات بر من ممکن الحصول است، باید همه را حاصل کنم؛ مگر قبلاً نفرمودند که واجب است مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر را یاد بگیریم؟ از چه باب گفتند که مسائل امر به معروف و نهی از منکر را یاد بگیریم؟ از باب مقدمه واجب بود. چه فرق است بین این‌که واجب است مسائل را یاد بگیرم و بین این‌که واجب است برای امر و نهی، پول خرج کنم؟ الا این‌که بگوییم صرف المال ضرر است که دلیل لاضرر آن را بردارد.
حضرت امام(ره) در برخی از موارد فرمودند صرف المال می‌شود کرد؛ اما بحث ما این است که دلیل لفظی ما بر این‌که اگر اهم بود پول خرج کنیم، اطلاق امر به معروف و نهی از منکر است؛ چون ادعای ما این است که دلیل لفظی داریم.
در مسئله‌های قبل گفتیم، بذل المال برای امر به معروف و نهی از منکر واجب است، مگر جایی که این صرف مال، مصداق اسراف شود. اما اگر فردی نماز نمی‌خواند، اگر یک میلیارد هم پرداخت کنید در حرج نمی‌افتید و اگر یک میلیارد را بدهید او نمازخوان می‌شود، گفتیم در این‌جا اسراف و تبذیر صدق نمی‌کند. الآن ایشان از باب اهم و مهم می‌فرمایند، نه از باب اطلاق لفظی. بحث ما بر سر این است که ما در این‌جا اصلاً به اهم و مهم کاری نداریم؛ اطلاق لفظی داریم. بنابراین تا این‌جا مبنای مسئله این شد که چون امر و نهی نسبت به قدرت مطلق است، بذل المال واجب است.

بازگشت به دروس خارج
  1. آل عمران ۹۷