امر به معروف روش صالحان
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | محمود اکبری |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | فتیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۱–۰۷-۱۵ |
| قطع | رقعی |
| شابک | ۹۷۸–۶۰۰-۵۹۴۹–۰۶-۳ |
| دانلود | |
محتویات
پیشگفتار
امر به معروف و نهی از منکر، دو واجب مهم اسلامی است که سلامت جامعه و ارزشهای اسلامی را تضمین و حفظ میکند. دین مقدس اسلام برای سلامت افراد جامعه و اجرای صحیح احکام الهی، تمام افراد جامعه را موظف کرده که بر اعمال یکدیگر نظارت کنند و بدون هیچ گونه ترس، جلوی تخلفات یکدیگر را بگیرند. امر به معروف و نهی از منکر، بسیج عمومی برای ریشه کن کردن فساد و ایجاد جامعهای سالم است. این نوشتار، گامی است در جهت تقویت امر به معروف و نهی از منکر، که در سه فصل تنظیم شده است: فصل اول: کلیات؛ فصل دوم: شیوهها و راهکارهای عملی امر به معروف و نهی از منکر؛ فصل سوم: احکام امر به معروف و نهی از منکر. بدان امید که این کتاب، ره توشهای باشد برای عموم مسلمین به ویژه مبلغین و مربیان احکام .
والسلام محمود اکبری
فصل اول: کلیات
معنای معروف و منکر
کلمۀ معروف در لغت از مادة «عرف» و به معنای شناخته شده و نیک میباشد و منکر برگرفته از مادة «انکار» و «نکر»، به معنای ناشناخته، زشت و پلید است. در اصطلاح، معروف نام هر کاری است که عقل یا شرع آن را تحسین کند و منکر به کاری گفته میشود که عقل و شرع آن را ناپسند بدانند. به «معروف»، از این جهت معروف گفته شده که فطرت پاک آدمی با آن آشنا و مأنوس است و آن را میپذیرد؛ و «منکر» چون با فطرت آدمی بیگانه، ناآشنا و نامأنوس میباشد، «منکر» و «ناشناخته» نامیده شده است. استاد شهید مطهری، معروف و منکر را این گونه تعریف کرده است: کلمۀ معروف، شامل همۀ هدفهای مثبت اسلامی و کلمۀ منکر، شامل همۀ هدفهای منفی غیر اسلامی میگردد؛ و در ادامه میفرماید: مسئولیتهای دینی ما بر دو قسم است: بعضی از مسئولیت ها شکل خاصی دارد و همۀ اجزاء و شرایط آن معین است. اینها را تعبدیات میگویند؛ مانند نماز، روزه و... نوع دیگر از مسئولیت که شکل و قالب و خصوصیات آن ذکر نشده است، و یک قالب ثابت و یکنواخت ندارد؛ مانند: جهاد، امر به معروف و نهی از منکر. [۱]
مسئله: اگر بداند نهی از منکر تأثیر ندارد، ولی اگر خواهش و استدعا کند مؤثر است، باید چنین کند و اگر ببیند موعظه و نصیحت تأثیر دارد، باید چنین نماید. [۲]
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در اسلام
امر به معروف ونهی از منکر، یکی ازاصول عملی اسلام و از مهم ترین و عظیمترین فرایض دینی است. این اصل مهم در قرآن کریم و سیرة معصومین ^، علم کلام، تفسیر، اخلاق و عرفان، فقه و هرجا که کوچکترین مناسبتی داشته، مطرح شده است. قرآن درآیاتی چند میفرماید: کنتم خیر امه .. تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنکر [۳]
شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده اید، به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید. مردان و زنان باایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر میکنند؛ نماز را برپا میدارند؛ و زکات را میپردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت میکنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار میدهد؛ خداوند توانا و حکیم است! [۴]
«الذین إن مکناهم فی الارض اقاموالصلاه و اتو الزکاه و امربالمعروف و انهو عن المنکر»
کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دادیم، نماز برپا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند و فرجام همۀ کارها از آن خداست. پیامبر اکرم | میفرماید: کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خداوند در زمین و جانشین رسول خدا و جانشین کتاب خداست. [۵]
و در سخنی دیگر میفرماید: «ما جمیع اعمال البر و الجهاد فی سبیل لله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی » [۶]
تمام کارهای نیک (حتی) جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، همچون قطرهای در برابر دریای پهناور است. در این روایت، امر به معروف و نهی از منکر، از همۀ نیکیها و حتی جهاد، به مراتب برتر و با اهمیت تر شمرده شده است. سر آن، شاید این باشد که قوام و استواری تمام واجبات و بقای آنها با حدود و شرایط شان در گرو برپا بودن این دو فریضۀ بزرگ است. امام صادق (ع) میفرماید: من رأی اخاه ع لی امر یکرهه فلم یرده ع نه و هو یقدر علیه فقد خانه [۷] کسی که از برادر دینی خود مکروهی را ببیند و بتواند جلوگیری کند ولی جلوگیری نکند، به او خیانت کرده است. امام صادق (ع) میفرماید: (......) [۸]
هنگامی که انسان منکر و کارهای زشتی را ببیند و با داشتن قدرت، از آن جلوگیری نکند؛ پس او شخصی است که دوست دارد معصیت و گناه (در جامعه) عملی شود و آن کس که دوست داشته باشد معصیت خدا بشود، چنین شخصی به دشمنی و مبارزه علنی با خدا برخاسته است. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «إذا أمتی تواکلت الأمر بالمعروف و النهی بوقاع من الله عن المنکر فلیأذنوا» [۹]
هر گاه امت من امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند باید منتظر حادثهای از طرف خداوند بشوند. رسالت سیدالشهدا (ع) در حماسۀ کربلا، اقامۀ امر به معروف و نهی از منکر بود. سیرة ایشان در اقدام به امر به معروف و نهی از منکر باید الگوی ما در این زمان قرار گیرد. چگونگی به کارگیری وسایل و ابزار خاصی که آن امام بزرگوار به منظور امر به معروف و نهی از منکر به کار گرفت، میتواند الگوی مناسبی برای ما در این زمینه باشد. با الگوگیری از این حرکت بزرگ، باید این روح را در کالبدهای مختلفش شناسایی کنیم و متناسب با شرایط زمان و مکان، آن روح را زنده نگه داریم و ترویج نماییم و همچنین عواملی را که مانع انجام امر به معروف و نهی از منکر میشود، بشناسیم و در جهت تضعیف و بلکه در جهت نفی آنها بکوشیم. امام حسین (ع) در عصر خود، همواره نگران بود مبادا وضعی به وجود آید که مردم نتوانند حق را از باطل تمییز دهند. در چنین موقعیتی، با فعالیتهای تبلیغی و پول، نمیتوان اقدامی انجام داد.
همچنین جنگ و جهاد نیز سودی نمیبخشد؛ زیرا جبهۀ حق طرفدار ندارد وقدرت و ثروت در دست باطل است. در زمان معاویه، بر اثر تبلیغات و نیز ارعاب و تهدید، فضای خفقان آوری بر جامعه حاکم شده بود. مخالفان را دار میزدند، یا ترور میکردند؛ با این وضعیت، نه کسی جرأت قیام داشت و نه نیرو و توانی برای کسی باقیمانده بود. درچنین شرایطی جامعه نیازمند حرکتی بود که از یک نفر یایک گروه کوچک بر نمی آمد؛ تبلیغ نیز تأثیری نداشت؛ چون تمام ابزار آن در اختیار امویان بود و فریاد امام × فقط به گوش گروه معدودی میرسید.
از این رو ایشان به مدت بیست سال، مجبورشد پنهانی و در خفا، با یاران و اصحاب خود صحبت کند. فلسفۀ قیام امام حسین (ع)، اقامۀ امر به معروف و نهی از منکر بود. در اینجا لازم است به یکی از خطبههای ایشان که پس از ممانعت حر و لشکریان کوفه از حرکت ایشان، ایراد شد اشاره شود: (.....) [۱۰]
ای مردم! همانا رسول خدا| فرمود: کسی که حاکم ستمگری را بنگرد که ستم میکند و حرام خدا را حلال میشمارد و عهد و پیمان خدا را میشکند، و با سنت رسول خدا مخالفت میکند، و در میان بندگان خدا با فساد و ستمکاری عمل میکند، با عمل یا با سخن، اگر بر ضد آن حاکم قیام نکند، سزاوار است که خداوند او را با آن حاکم ستمکار محشورکند؛ و آگاه باشید! این مردم (بنی امیه) اطاعت شیطان را به جان خریدند و اطاعت خدا را رها کردند و فساد را آشکار و حدود الهی را ترک و بیت المال را غارت کردند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمردند و من از دیگران، سزاوارترم که برای تغییر این وضع، قیام کنم.
بر اساس این بیان، اگر کسی مشاهده کند که فرد سلطه جویی با زور بر دیگران چیره شده، پیمان خدا و عهد عبودیت [۱۱]را میشکند و با دستورهای پیامبر (ص) مخالفت میورزد و با ظلم و تعدی با مردم رفتار میکند، باید با گفتار و رفتار خود بکوشد تا وضع موجود را تغییر دهد؛ والا خداوند حق دارد او را نیز با همان ستمکار وارد جهنم کند تا در آنجا با وی همنشین شود؛ زیرا سکوت در برابر منکر، امضای عمل کسی است که مرتکب آن شده است. در آن زمان، بنی امیه ملازم اطاعت شیطان شدند و از پیروی خدا روی گردانیدند و در نتیجه فساد را در جامعه آشکار، و حدود الهی را نیز تعطیل کردند؛ در آنجا که باید دست دزد را برید، نمیبریدند؛ جایی که باید زانی و زانیه را تازیانه زد، نمیزدند؛ و دیگر احکام الهی را اجرا نمیکردند. در فرهنگ امام حسین (ع) این قبیل امور، تعطیلی حدود الهی و از جملۀ مصادیق فساد است. همچنین آنان بیت المالی را که باید صرف همۀ مسلمانان شود و امکاناتی که باید به گونۀ یکسان در اختیار همگان قرار گیرد، به نزدیکان و خویشان خود میدادند و حلال خدا را حرام و حرام او را حلال میکردند؛ در چنین موقعیتی امام حسین (ع) خود را
سزاوارترین شخص برای عمل به فرمایش رسول خدا| و اعتراض به رفتار چنین حاکمی میدانست. از این رو، قیام کرد تا این فسادها را براندازد. امروزه نیز کسانی هستند که اسلام را سیال میدانند و به بهانۀ پویایی فقه، پارهای از امور را که تا به حال حرام بوده، حلال میکنند. آنان با سخنانشان امر را به گونهای مشتبه میکنند که حتی بعضی از متدینان نیز میپرسند آیا ممکن است روزی رقص حلال شود؟ یا میپرسند چه زمانی روابط آزاد دختر و پسر جایز میشود؟ امام حسین (ع) با تعبیر دیگری نزدیک به همین مضمون، خطاب به فرزدق فرمود: (.....) [۱۲]
ای فرزدق! همانا این قوم (بنیامیه) ملتزم اطاعت شیطان شدندو اطاعت رحمن را ترک کردند و فساد را روی زمین آشکار ساختند و حدود را باطل کردند و به شراب خواری پرداختند و اموال فقرا و مساکین را به نفع خود مصادره کردند و من برای یاری دین خدا و عزیزداشتن شریعت او و جهاد در راه او به منظور اعتلای سخن خداوند، از دیگران سزاوارتر هستم.
معروف در قرآن معروف، حقیقتی است شناخته شده و منکر، مقابل آن است. معروف، حقیقتی است که انسان مؤمن باید با آن زندگی کند؛ یعنی پندار، گفتار و رفتارش باید بر اساس معروف باشد. وقتی به قرآن مراجعه میکنیم، میبینیم که قرآن دوست دارد مسلمانان ومؤمنان بر اساس معروف زندگی کنند، در اینجا به چند نمونه از آیات «معروف» اشاره میشود: فاتَاع بالمعروف [۱۳]
از راه پسندیده پیروی کردن. الوصیة ... بالمعروف [۱۴]
وصیت شایسته و پسندیده. وَهن ... بالمعروف [۱۵]
برای زنان، حقوق شایسته قرار داده شده است. إذا تراضوا بینهم بالمعروف [۱۶]
تراضی و رضایت پسندیده و معروف. وعلی المولود له رزق هن وکسوت هن بالمعروف [۱۷]
و خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته و معروف بر عهدة پدر است. وللمطلقات مت اع بالمعروف حقا علی المتِین [۱۸]
وفرض است برمردان پرهیزکار که زنان طلاق داده شده را به شایستگی، چیزی دهند. فلیأکل باْلمعروف [۱۹]
خوردن بر اساس معروف. عاشرهن باْلمعروف [۲۰]
با همسران خود بر اساس معروف و شایسته معاشرت کنید؛ و صاحبهما فی الدنیا معروفا [۲۱]
با پدر و مادر به خوبی معاشرت نمایید. وآتهن أجرهن باْلمعروف [۲۲]
پرداخت اجرت بر اساس معروف. امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه امام خمینی (ره) امر به معروف و نهی از منکر دو اصلی است در اسلام که همه چیز را میخواهد اصلاح کند، به همه مأموریت داده، باید وادار کنید همه را به کارهای صحیح و جلوگیری کنید از فساد. [۲۳]
امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که بر همه کس واجب است، چیزی نیست که بر یکی واجب بوده، بر دیگری نباشد، همـۀ ما همانطور که مکلفیم خودمان را حفظ کنیم، مکلف هستیم دیگران را [۲۴] دعوت کنیم. کوشش کنید احکام اسلامی را هم عمل کنید و هم وادار کنید که دیگران عمل کنند، همان طوری که هر شخص و هر فردی موظف است که خودش را اصلاح کند، موظف است که دیگران راهم اصلاح کند. اصل [۲۵]امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه را اصلاح کند. امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه مقام معظم رهبری همه باید امر به معروف و نهی از منکر کنند... مسألۀ امر به معروف و نهی از منکر، مثل نماز، یادگرفتنی است و شما باید بروید و مسائل آن را یاد بگیرید. در جامعۀ اسلامی تکلیف عامۀ مردم امر به معروف و نهی از منکر با لسان است، اما اگر کار به برخورد بکشد آنجا دیگر به عهدة مسئولین است. چیزی که جامعه را اصلاح میکند، همین نهی از منکر زبانی است.
اگر مردم به آدم بدکار، خلافکار، کسی که اشاعۀ فحشا میکند، و میخواهد قبح گناه را از جامعه ببرد، بگویند و ده یا صد یا هزار نفر و به طور کلی افکار عمومی جامعه روی وجود و ذهن او سنگینی کند، این [۲۶]برای او شکنندهترین چیزهاست. همۀ آحاد مردم باید وظیفۀ امر کردن به کار خوب و نهی کردن از کار بد را برای خود قائل باشند. این، تضمین کنندة حیات طیبه درنظام اسلامی خواهد بود. عمل کنیم تا آثارش را ببینیم. امر به معروف، یک مرحلـۀ گفتن و یک مرحلۀ عمل دارد.
مرحلۀ عمل، یعنی اقدام با دست و زور؛ که امروز به عهدة حکومت است و باید با اجازة حکومت انجام بگیرد. اما گفتن با زبان، بر همه واجب است و همه باید آن را بدون ملاحظه انجام دهند. بر جوانان عزیز لازم است که مسألۀ امر به معروف و نهی از منکر را با جدیت پیگیری نموده، شرایط و احکام شرعی آن را با دقت فرا گیرند و بر آنان است که این حرکت را گسترش دهند و از روشهای اخلاقی و کارساز برای تشویق بر انجام معروف و جلوگیری از وقوع منکرات [۲۷] استفاده نمایند. امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه شهید مطهری اگر تنها به قرآن مراجعه کنیم ... متوجه میشویم که این موضوع در این کتاب مقدس آسمانی چقدر تکرار شده است و چه اندازه بدبختی ملل گذشته را مستند میکند به این که امر به معروف و نهی از منکر نداشتهاند...
اینها بدبخت و بیچاره شدند، به هلاکت رسیدند، از میان [۲۸] رفتند؛ چرا؟ چون نهی از منکر نمیکردند، با فساد مبارزه نمیکردند. امر به معروف و نهی از منکر در قانون اساسی در جمهوری اسلامی ایران، دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفهای همگانی و متقابل بر عهدة مردم نسبت به یکدیگر و همچنین دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین میکند. [۲۹]
فلسفۀ امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر، ضامن اجرای قانون است؛ و سه تضمین برای پاسداری از قوانین الهی وجود دارد: الف (نیروی بازدارندٔه درونی به نام تقوا تلاش اساسی قرآن برای اصلاح افراد و جوامع انسانی، بر تقویت بنیۀ معنوی و درونی افراد است. چنانکه قرآن میفرماید:« إن الذین اتقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذا هم مبصرون» [۳۰]
پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسههای شیطان میشوند، به یاد او (خدا، پاداش و کیفر) میافتند و ناگهان بینا میگردند.
ب) قدرت حکومت اسلمی قدرت حکومت در جامعۀ اسلامی، دومین ضمانت است. حکومت اسلامی در راه دست یابی به اهداف فرهنگی و تربیتی خود، وظیفه دارد با سازمان و تشکل ویژهای که به کار میگیرد، به اصلاح جامعه بپردازد. قرآن میفرماید: «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامورن بالمعروف و ینهون عن المنکر»الخیر [۳۱]
باید از میان شما جمعی به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر دعوت کنند و آنان همان رستگارانند. ج (نیروی اجتماع سرنوشت افراد جامعه در زندگی اجتماعی، به یکدیگر ارتباط دارد. از این رو، حق نظارت بر اعمال یکدیگر، یک حق طبیعی است. قرآن، همـۀ آحاد جامعه دینی را در اجرای احکام دین، مسئول میداند و میفرماید: «وتواصوا باْلحق وتواصوا بالصبر»
و یکدیگر را به حق و صبر سفارش میکنند. از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر، سفارش کردن یکدیگر به حق است. آیاتی که این مسئولیت مشترک، یعنی امر به معروف و نهی از منکر را بیان میکنند، بسیارند.
وقتی همۀ مردم به معنای واقعی، در متن مسائل کشور حضور یافته و به کارهای جامعه اهتمام داشته باشند، سطح آگاهی آنان بالا باشد و تمام آنها معروف شناس و منکر شناس باشند، این به معنای حضور و نظارت عمومی است؛ و این همکاری عمومی میتواند جلوی گسترش گناه را بگیرد. این امر، کمک به محدود کردن بدی و شر است و کمک به این که در جامعۀ اسلامی، گناه، همیشه گناه تلقی شود. میتوان فلسفۀ امر به معروف را در قالب مثال این گونه مطرح کرد: مجتمعی را در نظر بگیریم که واحدهای زیادی دارد؛ اگر واحدی از آن دچار آتشسوزی شود، نمیتوان آن واحد را از کل مجتمع جدا دانست و باید همۀ واحدها برای جلوگیری از گسترش آتشسوزی، بسیج شوند تا بتوانند آتش را خاموش کنند؛ گناه نیز همینطور است. رسول خدا| در مثالی فرمود: یک فرد گنهکار در جامعه، همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود؛ هنگامیکه کشتی در وسط دریا قرار گرفت، تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد، هرگاه به او اعتراض کنند، در جواب بگوید: من در سهم خود تصرف میکنم! اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند، طولی نمیکشد که آب [۳۲] دریا به داخل کشتی نفوذ کرده و یکباره همگی در دریا غرق میشوند.
بنابراین انسانها همانند مسافران کشتی هستند که همگی یک سرنوشت دارند، اگر به مقصد برسند، همه میرسند وگرنه، همه غرق میشوند؛ لذا برهمۀ افراد لازم است برای سرنوشت خود تلاش کنند والا آسیب خواهند دید. گناهان در جامعه، قابل سرایت هستند همان گونه که میکروبها قابل سرایتند و باید با کمک جمع، جلوی گسترش گناه را بگیریم؛ زیرا گسترش گناهان، موجب آسیب به عموم مردم میشود. [۳۳]
اگر از ابتدا جلوی منکر گرفته نشود و مردم سکوت اختیار کنند، انجام گناه، عادی میشود و در گام بعدی، خودشان مرتکب گناه خواهند شد و بعد، از گناه خشنود میشوند، سپس دیگران را به گناه تشویق [۳۴] میکنند، سپس در برابر کسانی که اهل گناه نیستند، موضع گیری میکنند. پیامدهای ترک امر به معروف و نهی از منکر ترک این مسئولیت مهم اجتماعی، پیامدهایی را در پی دارد که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
وارونه شدن شخصیت فرد ترک امر به معروف، موجب میشود ارزشهای فرد تغییر کنند. امام علی (ع) میفرماید: (.....) [۳۵]
و آن که به دل، کار نیکی را نستاید و کار زشت، او را ناخوش نیاید، طبیعتش دگرگون شود و زشتیهایش آشکار و نیکوییهایش ناپدیدار میشود. [۳۶]. شریک شدن در گناه گناهکاران سکوت دربارة انجام معاصی و ترک واجبات، به معنای رضایت از آن وضعیت است و فرد برای این که نارضایتی خود را نشان دهد باید به هر صورت ممکن، ناخوشایندی خود را از آن وضع اعلام و ابراز کند و اگر میتواند، در اصلاح آن وضع بکوشد؛ لذا کسانی که توان اظهار تنفر و اقدام اصلاحی دارند و اقدام نمیکنند، با ترک این وظیفه خطیر، در گناه گناهکاران شریک خواهند شد. امام صادق (ع) فرمود: من ک ان له جار یع مل بالمعاصی فلم ینهه فهو شریکه هر کس همسایۀ گنهکاری داشته باشد و او را از گناه منع نکند، با او شریک جرم است.
۳. شیوع فساد انسان، هم از اجتماع تأثیر میپذیرد و هم بر اجتماع تأثیر میگذارد. این تأثیر و تأثر، هم در جهت خوبیهاست و هم در جهت بدیها. بنای اسلام بر آن است که محیط جامعه پاک باشد وگناه و فحشا وجود نداشته یا حداقل آشکار نباشد و در مقابل تقوا، پاکی و خوبی قرار نگیرد تا افراد در محیطی پاک رشد یابند و ناپاکیهای روحی و روانی زمینۀ رشد پیدا نکنند. دعوت اسلام به پوشاندن گناهان افراد، مبارزه با غیبت و افشا کردن گناهان در همین راستاست. پوشاندن گناه، یعنی جلوگیری از گسترش دایرة فساد و محدود کردن آن. پیامبر (ص) فرمود: (......) [۳۷]
اگر معصیت، پنهانی انجام شود فقط به خود شخص آسیب میرساند و اگر علنی و آشکارا انجام شود و با او برخورد نشود، همه آسیب میبینند. قرآن در داستانها و ماجراهای مختلف به این حقیقت اشاره کرده است. در اینجا به چند نمونه از آن اشاره میشود:
امام باقر (ع) فرمود: «خداوند به حضرت شعیب پیامبر فرمود: صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم نمود، چهل هزار نفر از بدها و شصت هزار نفر از خوبان. حضرت شعیب عرض کرد: خدایا!
عذاب بدها معلوم است اما خوبان را چرا عذاب خواهی کرد؟ خداوند به او وحی نمود: چون آنها با گناهکاران سازش کردند و به خاطر خشم و ۱ غضب من، به گناهکاران خشم نکردند.»
۲. ناقۀ حضرت صالح را یک نفر پی کرد و کشت؛ اما قرآن میفرماید: تمام قوم ثمود عذاب شدند چرا که با او مقابله نکردند.
۳. در داستان اصحاب قلم آمده است: باغی به چند برادر رسیده بود و آنان تصمیم گرفتند حق فقرا را ندهند. تمام باغ سوخت، گرچه برخی از آنان مخالف تصمیم برادران خود بودند، اما به صورت جدی مقابله نکردند. کشور اسپانیا که در جنوب غربی اروپا قرار دارد و از کشورهای حاصل خیز و خوش آب وهوای اروپاست، در سال ۷۱۱ میلادی به دست مسلمانان فتح شد و یکی از پایگاههای تمدن اسلامی گردید و هشتصد سال در اختیار مسلمانان قرار داشت. در طول این مدت بارها مسیحیان به نبرد با مسلمانان پرداختند و با تمام تجهیزات به میدان جنگ آمدند ولی هربار با تحمل ضربهای سختتر از گذشته مجبور به عقبنشینی شدند. سرانجام با رواج منکرات در بین مسلمانان به هدف خود دست یافتند و آنچه را که طی صدها سال باجنگ و دادن تلفات فراوان به دست نیاورده بودند، در زمان کوتاه و با تزریق آلودگیهای اخلاقی به دست آوردند. آنها مشروبات الکلی را به میزان زیاد و رایگان در اختیار جوانان مسلمان گذاشتند.
دختران فاسد اروپایی را وارد شهرهای مسلمان نشین کرده و در تفریح گاههای عمومی در کنار جوانان مسلمان قرار دادند. سرانجام پس از رواج عیاشی و بی بند و باری با یک حملـۀ گسترده به حکومت مسلمانان در اسپانیا پایان دادند و مراکز علم و فرهنگ را به آتش کشیدند. [۳۸]پیامبر (ص) فرمود: (......) [۳۹]
چگونهاید هنگامی که زنان شما فاسد و جوانانتان تبهکار شوند و امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟ پرسیدند: ای پیامبر خدا! آیا چنین میشود؟ فرمود: آری، بدتر از این نیز خواهد شد. چگونه اید آن گاه که امر به منکر و نهی از معروف کنید؟ پرسیدند: ای پیامبر خدا! آیا چنین میشود؟ فرمود: آری، بدتر از این هم خواهد شد. چگونه اید وقتی که معروف را منکر و منکر را معروف ببینید؟
اقسام امر به معروف و نهی از منکر
هرکدام از امر به معروف و نهی از منکر به واجب و مستحب تقسیم میشود؛ پس چیزی که عقلا یا شرعاً واجب است، امر به آن واجب میباشد و چیزی که عقلا قبیح یا شرعاً حرام است نهی از آن واجب میباشد و چیزی که مستحب باشد امر به آن مستحب و آنچه که مکروه باشد نهی از آن نیز مستحب است. [۴۰]
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
پیامبر اکرم | فرمود: من رأی منکم منکرا فلیغیره بیده فإن لم یستطع فبلسانه فإن لم یستطع فبقلبه و ذلک أضعف الإیمان ۲
هر کس از شما ناشایستهای ببیند (باید) به دست خویش مانع آن شود و اگرنتواند به زبان و اگر نتواند به دل مانع شود که حداقل ایمان همین است. مراتب امر به معروف و نهی از منکر در یک تقسیمبندی، به سه مرحله تقسیم میشود: ۱. مرحلۀ قلبی (رفتاری) [۴۱]. مرحلۀ زبانی. مرحلۀ عملی
مرحلۀ قلبی (رفتاری)
منظور از مرتبه قلبی این است که ما نسبت به کارهای زشت یا شایسته، از نظر حالت درونی و احساس قلبی، بی تفاوت نباشیم؛ مثلاً از کارهای خوبی همچون: عبادت، ایثار، عدل، تقوا، توبه، نوع دوستی، تواضع، جهاد و... خوشمان بیایدو این اعمال و صفات و دارندگان آنها را دوست بداریم و برعکس، از اموری مانند: دروغ، تقلب، نیرنگ، مردم آزاری، بی نمازی، بی حجابی، بی تفاوتی، حسد، بخل، بی ادبی و... بدمان بیاید و دارندگان اینها را هم دوست نداشته باشیم. این نشانۀ سلامت قلب است. اگر شخص، قلباً از منکر انزجار داشته باشد، نسبت به گنهکار، اخم میکند و یا با او حرف نمیزند و یا به صورت موقت ارتباطش را با او [۴۲] قطع میکند که نشانگر کراهت او از انجام گناه و یا ترک واجب است. [۴۳]
رضایت به فعل منکر و ترک معروف، حرام است. امام علی (ع) فرمود: «من رأی عدوانا یعمل ُبه و منکرا دعی إلیه فأنکره بَلبه َقد سلم » [۴۴] و برئ آن که ببیند ستمی انجام میدهند، یا مردم را به منکری میخوانند و او به دل خود آن را نپسندد، سالم مانده و گناه نورزیده.
پیامبر اکرم فرمود: «من شهد أمرا فکرهه کان کمن غاب عنه و من غاب عن أمر فرضیه کان کمن شهده» [۴۵]
آن که در کاری حاضر باشد و ناراضی، همچون غایب است، و آن که غایب باشد و راضی، همچون حاضر است.
مرحلۀ زبانی
مرحلۀ بالاتر مرتبۀ زبانی میباشد و به معنای آن است که با زبان و گفتار، طرفدار خوبیها و خوبان باشیم و به بدیها، گناهکاران، تخلف ها و منکرات، اعتراض کنیم. گفتن و نهی زبانی؛ هرچند بدون برخورد عملی، معارضه و درگیری تکرار شود، طرف را به ستوه میآورد یا شرمنده میسازد. وقتی بنای همگان بر این باشد که به خلافکار، تذکر زبانی دهند، او عرصه را بر خود تنگ میبیند و جو عمومی جامعه را برای ارتکاب فساد و گناه، مناسب نمییابد. البته به شرط آنکه گویندگان و تذکر دهندگان، از روی خیرخواهی و دلسوزی و متانت تذکر دهند و نهی کنند. دلیل آن که در روایات، این همه بر امر به معروف زبانی تأکید شده، نشان دهندة تأثیر آن است. گاهی زبان، برنده تر و نافذتر از شمشیر و اقدام عملی است، به شرط اینکه تذکر دهنده، هنرمندانه و به موقع و سنجیده تذکر دهد تا خلافکار، در موضع لجاجت و عناد قرار نگیرد. عفت کلام و سخن گفتن با وقار و احترام، مؤثرتر از تندخویی و پرخاشگری و توهین است.
در این مرتبه اگر همه، احساس مسئولیت کنند و روح جمعی جامعه، با تذکرهایشان عرصه را بر خلافکاران تنگ کنند، قطعاً در جلوگیری از فساد و گناه، اثر خوبیخواهد داشت. این مرتبه از نهی از منکر، نه خرجی دارد، نه مشکلات قضایی؛ فقط گفتن و رد شدن است. به فرمودة مقام معظم رهبری آیت الله خامنهای: گفتن گناه، به گناهکار با زبان خوش و با لحن مناسب و در جایی هم با زبان تند ـ در مواردی که مفسدهای به وجود نیاید ـ گناه را در جامعه کم خواهد کرد. تجربه کنید، منکری را که دیدید، با زبان تذکر دهید. اصلاً لازم نیست زبان گزنده باشد، یک کلمه بگویید: آقا! خانم! این منکر است. نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید و... ، دیگر چه کسی میتواند منکر [۴۶] را ادامه دهد؟ روزی مردی نزد امام حسین (ع) از کسی غیبت کرد، امام به او تذکر داد و فرمود: [۴۷]
دست از غیبت بردار؛ زیرا غیبت، غذای سگهای جهنم است.
مرحلۀ عملی
مرحلۀ سوم، مرحلۀ عملی است که انسان با عمل و اقدام خویش، در راه گسترش خوبیها و صفات و کارهای نیک و اجرای احکام دین، بکوشد و نیز به طور عملی جلوی مفاسد و زشتیها و انسانهای خطاکار و اعمال خلاف و گناه را بگیرد.
انکار در مرحلۀ قلبی نیز باید به شکلی نمود پیدا کند. یعنی اگر از کار زشت یا انسان مجرمی بدمان میآید، این ناخوشایندی و عدم رضایت را با نگاه، قیافه یا طرز رفتار نشان دهیم تا خلافکاران متوجه شوند و در آنها تأثیر بگذارد. کمترین مرحلۀ امر به معروف و نهی از منکر، همان مرتبۀ قلبی است. اگر کار ناپسندی انجام گیرد، و ما در دلمان راضی باشیم، ما نیز در همان گناه شریکیم. خداوند، در قیامت کسانی که برخی از گناهان را مرتکب نشدهاند، ولی چون دیگران انجام دادهاند و آنها هم راضی به کار آنان بودهاند، عذاب میکند.
امام علی (ع) فرمود: الراضی بفعل قوم کالداخل فیه معهم ... [۴۸]
هرکس به کار جمعی راضی باشد؛ همچون آنان است. این مسئله، در کارهای نیک هم مطرح است. اگر انسان نیکان را دوست بدارد و به کارهای شایستۀ دیگران راضی باشد، پاداش میگیرد. اگر کسی نتواند با عمل و اقدام، جلوی مفاسد را بگیرد، باید با زبان، اعتراض و نهی کند. اگر زمینۀ نهی از منکر زبانی هم فراهم نبود، حداقل در دل از کارهای ناشایست دیگران، ناراحت و ناخشنود باشد.
امام علی (ع) در حدیثی، این سه مرحله را بیان نموده و در پایان فرموده است: من تر ک انکار المنکر بَلبه و یده و لسانه فهو میت َبین الاحیاء [۴۹]
کسی که منکر و فساد را با هیچیک از قلب و دست و زبان، انکار نکند، او مردهای میان زندگان است. اگر کسی دربارة رواج خوبیها وجلوگیری از مفاسد، حساسیتی نشان ندهد «حس دینی» او ازکار افتاده است؛ لذا باید در دینداری خود بازنگری کند. در حکومت اسلامی، آنجا که جلوگیری از گناهان و فسادها جز با مرحلۀ عملی و اقدام و برخورد ممکن نباشد، باید به نحوی با همکاری و هماهنگی نظام حاکم، نیروهای انتظامی، مقامات مسئول و مراکز مربوطه انجام گیرد تا به هرج و مرج اجتماعی کشیده نشود و همچنین اگر جلوگیری از فساد و گناه، جز با دخل و تصرف در اموال دیگران یا وارد کردن برخی ضررها انجام نشود، اینجا هم اجازه از مراکز مسئول الزامی است. مقام معظم رهبری میفرماید: در زمان بسط ید حکومت اسلامی بر مکلفین واجب است که به امر و نهی زبانی اکتفا کنند و در صورت نیاز به استفاده از زور، مسئله را به [۵۰] مسئولین ویژة این امور در قوای انتظامی و قضایی ارجاع دهند. مرحوم نراقی برای امر به معروف و نهی از منکر، هشت مرحله را ذکر کرده که برخی از آنها چنین است:
۱. انکار به قلب (قلبا از منکر و گناه بدش آید).
۲. شناساندن (آگاهی دادن به گنهکار).
۳. اظهار کراهت و دوری نمودن از گنهکار.
۴. اعتراض زبانی، به صورت موعظه، بیم دادن ، انتقاد، پرخاش (با رعایت مراتب)
۵. جلوگیری عملی و از بین بردن وسایل گناه. [۵۱]
۶. تهدید و هشدار به مرتکب گناه و ترساندن او. صفات آمر و ناهی کسی که دیگران را به خوبیها و ارزشها دعوت میکند یا آنان را از گناهان و زشتیها و مفاسد نهی میکند، برای آنکه در عملش موفق باشد، باید خود، صفات و شرایطی داشته باشد که به برخی از این صفات اشاره میشود:
۱. برخورد شایسته و چهرة گشاده «حسن خلق»، چهرة گشاده و بشاش، عامل جذب دیگران است و در موفقیت شخص مؤثر میباشد. نمونۀ عالی این صفت در رسول خدا بود. ایشان با اخلاق نیکو و رفتار شایسته و متواضعانه اش مردم را به راه خدا دعوت میکرد.
۲. گفتار نرم گفتار نرم و پرهیز از تندی و عصبانیت و پرخاشگری، صفت شایستۀ دیگری است که در امر به معروف و نهی از منکر، تأثیرگذار است. وقتی خداوند، حضرت موسی و هارون ‘ را برای دعوت فرعون به خداپرستی فرستاد، به آن دو توصیه کرد که با فرعون، با نرمی و گفتار نرم و ملایم سخن بگویند: فقولا له قولا ل ینا [۵۲]
با او به نرمی سخن بگویید. نرمش در گفتار و رفتار، گاهی سرسختترین افراد را هم به زانو در میآورد و تسلیم میکند.
۳. حوصله و بردباری موفقیت در امر به معروف و نهی از منکر، به تحمل و حوصله نیاز دارد. با کم طاقتی و کم ظرفیتی، کاری از پیش نمیرود و به تعبیر قرآن، «شرح صدر» لازم است. مانند پزشک و پرستاری که به مداوای یک بیمار مشغول است و جز با صبوری و حوصله به نتیجه نمیرسد. در این راه حتی باید تمسخرها، بی اعتناییها، دشمنیها و آزارها را هم تحمل کرد و این کار را برای رضای خدا انجام داد.
۴. کار برای خدا از آنجا که امربه معروف ونهی از منکر، از فروع دین به شمار میرود، انسان باید آن را به خاطر خدا انجام دهد. انجام این وظیفه، نباید با انگیزههای مادی آمیخته شود. هدف باید رضای خدا باشد، نه خودنمایی، تحقیر دیگران،انتقام جویی، آبروریزی، تسویه حساب با دیگران و یا کسب موقعیت برای خود؛ که اگر هدف فقط رضای خدا باشد، انسان از کار خود خسته و ازکارشکنیها ناامید نمیشود و اخلاص، عامل ارزش گذاری اعمال است. ۵. صبر و تحمل هیچ کار مهمی بدون زحمت و مشقت نیست. انسان در راه انجام این وظیفۀ الهی، باید برسختیها، ناملایمات، بیمهریها و خصومتها تحمل و استقامت داشته باشد و به خاطر مشکلات راه، دست از هدف برندارد. در توصیههای لقمان به فرزندش آمده است که: پسرم! نماز برپا دار، امر به معروف و نهی از منکر کن و به آنچه به تو میرسد، صبر کن که این [۵۳] نشانۀ تصمیم و عزم استوار است.
۶. آشنایی با «معروف» و «منکر» معروف، چیزهایی است که هم شرع و هم عقل، آنها را پسندیده میداند. منکر، عملی است که در نظر شرع و عقل، ناپسند و زشت است.
نام دیگر معروفها، «واجبات» یا «مستحبات» است و از منکرها هم میتوان با نام «محرمات» و «مکروهات» یاد کرد. کسی که بخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، باید در حد لازم، آنچه را که در دین و فقه، به عنوان حلال و حرام است بشناسد، تا امر و نهی او بیراهه و غلط نباشد. آشنایی با احکام الهی و معارف دین و محتوای قرآن، برای تلاشگران این عرصه خطیر ضروری است. امام صادق (ع) میفرماید: و صاحب الامر بالمعروف یحتاج الی أن یکون عالماً بالحلال و الحرام، فارغا عن خاصة نفسه، مما یأمرهم به و ینهاهم عنه، ناصحا للخلق، رحیما لهم، رفیقا بهم، داعیا لهم باللطف و حسن البیان، عارفا بتفاوت أخلاقهم لینزل کلاً منزلته، بصیرا بمکر النفس و مکاید الشیطان، صابرا علی ما یلحقه، لا یکافئهم بها، و لا یشکو منهم، و لا یستعمل الحمیة، و لا یتغلظ لنفسه، مجردا نیته لله، فان خالفوه و جفوه صبر، و ان وافقوه و قبلوا منه شکر، مفوضا أمره الی الله تعالی [۵۴]
و کسی که میخواهد امر به معروف کند، نیازمند این است که به موارد حلال و حرام آشنا باشد، و از انجام وظایف و عمل به تکالیف خود فارغ باشد، و در همین موارد، خود مقصر نباشد. با خلوص نیت و صفا و مهربانی ونرمی و مدارا رفتار کند، و دعوت به حق و امر و نهی او با لطف و مهربانی و حسن گفتار و بیان خوش، صورت گیرد، و اخلاق و عقول و اندازة درک و فهم اشخاص را در نظر گرفته، و هر کسی را مطابق مقام، درک و ظرفیت او مورد توجه و خطاب قرار بدهد.
به مکر و حیله های نفس و شیطان بینا و مطلع گردد، و در مقابل مخالفت و آزار و زحمت دیگران، صبور باشد و مقابله به مثل نکند و از آنها شکوه نکند و تعصب به خرج ندهد و تندی نکند و نیتش را خالص گرداند، اگر با او مخالفت و جفا کردند، صبر نماید و اگر با او همراهی کردند و نصایح او را پذیرفتند، خدا را شاکر باشد و امر را به خداوند واگذار نماید. امام صادق (ع) میفرماید: (....) [۵۵]
کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید دارای سه خصلت باشد: به آنچه امر میکند، خود عمل کند و از آنچه باز میدارد، خود باز ایستد و در امر و نهیاش به عدالت و مدارا رفتار کند. آثار امر به معروف و نهی از منکر فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر، برکات فراوانی در زندگی اجتماعی انسان دارد. در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
۱. تقویت مؤمنان امربه معروف و نهی ازمنکر، سبب تقویت مؤمنان و عقاید و ارزشهای دینی آنها میشود. امام علی (ع) میفرماید: فمن امر بالمعروف ش د ظ هور المؤمنین [۵۶]
۲. برپایی فرایض و واجبات امام حسین (ع) در زمینۀ نقش امر به معروف و نهی از منکر میفرماید: «إذا أدیت و أقمت استقامت الفراِض کلها ....» [۵۷]
هرگاه امر به معروف و نهی از منکر برپا شود، همۀ واجبات الهی از ساده و دشوار آن، برپا داشته خواهد شد.
۳. تثبیت ارزشها و ریشه کنی مفاسد اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه حاکم شود، ارزش ها تثبیت میشوند و فساد در ابعاد مختلف از بین خواهد رفت. آداب امر به معروف و نهی از منکر ـ سزاوار است کسی که به معروف امر میکند و از منکر جلوگیری مینماید؛ مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد. ـ قصد خود را خالص کند و تنها برای رضای خدا اقدام کند و عمل خود را از هرگونه برتری جویی پاک کند. [۵۸]
۱. گناه دیگران به ما ربطی ندارد، عیسی به دین خود، موسی به دین خود، هرکسی را در قبر خود میگذارند.
۲. امر به معروف و نهی از منکر، خلاف آزادی انسان است.
۳. گاهی سکوت و ترک امر به معروف و نهی از منکر، سرچشمۀ روحی و روانی دارد و فرد خجالت میکشد.
۴. گاهی ترک امر به معروف و نهی از منکر از روی ترس است. ترس از اینکه منافع شخص، کم شود یا دوستان خود را از دست بدهد یا مورد تهدید قرار گیرد.
۵. بعضی به خیال این که اگر خود را اصلاح کنند، بهتر است و به خیر و شر جامعه کاری ندارند.
۶. بعضی امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند و میگویند باید فکر اساسی کرد، کار از تذکر و موعظه گذشته است و امر به معروف و نهی از منکر بیاثر است.
فصل دوم شیوههای امر به معروف و نهی از منکر
در هر کاری آگاهی از شیوههای صحیح و نتیجه بخش، نقش بسزایی در رسیدن به هدف دارد. در مسألۀ امر به معروف و نهی از منکر نیز باید شیوههای مناسب را شناخت و بر اساس آنها به اجرای این فریضه پرداخت. پیشگیری مقصود از شیوههای زیربنایی، این است که به گونهای زمینههای گرایش به معروف و دوری از منکرات فراهم شود تا به راحتی توجه به معروف و دوری از منکر برای مردم ممکن باشد. تربیت خانوادگی یکی از وظایف اصلی پدر و مادر در مورد فرزند، تربیت صحیح است. اگر پدر و مادر همان طوری که به فکر بهداشت جسمی فرزندشان هستند و به موقع او را واکسینه میکنند از نظر معنوی نیز فرزند خود را ۵۲ امر به معروف روش صالحان در برابر انحرافات، بیمه کنند، وقتی این فرزند بزرگ شد دیگر تمایل به گناه نخواهد داشت. پیامبر (ص) فرمود: «رحم لله والدین اعانا ولدهما علی برهما»[۵۹]
خداوند رحمت کند پدر و مادری را که بر نیکی فرزندشان کمک مینمایند. امام علی (ع) فرمود: «و حق الولد علی والده ان یحسن اسمه و یحسن ادبه و یعلمه القرآن»[۶۰]
حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو بر او بگذارد و او را نیکو ادب کند و به او قرآن تعلیم دهد. سالم سازی محیط یکی از شیوههای اساسی در برخورد با منکرات، سالم سازی محیط است. اگر در جامعه فساد باشد، افراد فاسد زیاد میشوند؛ اگر بدحجابی در جامعه رواج پیدا کند، بیحجابی گسترش مییابد؛ بنابراین برای آن که فساد در جامعه نباشد، لازم است محیط از آلودگیهای مختلف پاکسازی شود. در این راستا بر مسئولان لازم است شرایط مناسبی را برای آسان سازی ازدواج فراهم کنند، اماکن پرتردد را کنترل نمایند، اوقات فراغت را به صورت مثبت برنامهریزی کنند و از عرضۀ فیلمها و سیدیهای مبتذل جلوگیری نمایند.
اصلاح و تعمیق عقاید اگر عقاید مردم اصلاح شود، مفاسد کم میشود، اگر انسانها بدانند عالم محضر خداست و باور داشته باشند که قیامت وجود دارد و اعمال انسان مورد بازخواست قرار میگیرد، به طور یقین تخلفات کم میشود. از بین بردن زمینههای انحراف هرکدام از مفاسد، گناهان و انحرافات، در شرایط خاصی پدید میآیند و عواملی سبب جرائم میشوند. با ازبین بردن زمینههای انحراف، میتوان خلافکاران را «خلع سلاح» کرد؛ مثلاً اگر «بیکاری» عامل فساد است، ایجاد اشتغال و پر کردن اوقات فراغت، مفید است. اگر دوستان ناباب عامل انحراف هستند، باید دوستان را عوض کرد. اگر تنها ماندن و جای خلوت، سبب ارتکاب بعضی گناهان است، شخص را نباید تنها گذاشت. اگر فقر، عامل فساد است، باید زندگی افراد را تأمین کرد تا به گناه نیفتند؛ البته عامل درونی ایمان، باید افراد را در مقابل گناه کنترل کند؛ ولی محیط را هم باید پاک نگاه داشت و زمینههای گناه آفرین را از جامعه زدود. قرآن برای مقابله با گناه و آلودگی، عواملی را مطرح مینماید همچون:[۶۱]
پوشش کامل، دعوت به ازدواج ، کنترل نگاه، دوری از خودنمایی و... برای نهی از منکر، باید یک سلسله برنامههای جداسازی انجام شود، مانند: جداسازی اسباب گناه از انسان.
جداسازی دو نفر که اگر با هم باشند، گناه میکنند. جداسازی انسان از محل گناه. قطع ریشههای فساد گاهی خطاها و مفاسد و منکرات اجتماعی، ریشههایی دارد که از چشمها پنهان است و ما فقط شاخ و برگهای آن را میبینیم؛ لذا بدون شناخت و قطع ریشهها، مبارزه با شاخ و برگ، بی اثر است. «تا ریشه بجاست، درد، درمان نشود» مبارزه با معلول به جای مبارزه با علت، اشتباه است؛ البته نه به این معنی که کاری به معلولها و شاخ و برگها نداشته باشیم، بلکه هدف عمده باید خشکاندن مردابی باشد که عامل پیدایش حشرات و آفت هاست. جلوگیری از تولید مواد مخدر و فیلمهای مبتذل یا لباسهای نامناسب، مهم تر از مبارزه با فروشندة اینهاست.
گاهی هم در یک محله، مدرسه یا شهر، باید عاملان اصلی فساد را شناخت و از بین برد، نه عواملی را که در مراحل پایینتر هستند. شیوههای امر به معروف و نهی از منکر شیوة هنری منظور از شیوة هنری در امر به معروف و نهی از منکر، آن است که با استفادة مثبت از هنر، ارزشهای الهی را تبلیغ کنیم؛ مثلاً میتوانیم به وسیلۀ فیلمها و سریالهای تلویزیونی و سینمایی، عکس، پوستر، نقاشی و پخش سیدیهای مذهبی، ارزش و جایگاه معروفی را تثبیت نماییم یا پیامدهای منکری را به نمایش بگذاریم. شیوة عملی مادر، دوای بچه را اول خودش میچشد و بعد به کودک میخوراند؛ بنابراین، مردم بیش از حرف، به عمل انسان مینگرند و از رفتار، بیش از سخن تأثیر میپذیرند؛ لذا شخص آمر و ناهی، باید خود، آراسته به خوبی و منزه از بدیها باشد تا تبلیغ و دعوتش مؤثر واقع شود. قرآن میفرماید: أتأمرون الناس بالبر وتنسون أنُسکم[۶۲]
آیا مردم را به نیکی دعوت میکنید ولی خود را فراموش میکنید. در مثل آمده است: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست .» دعوتهای بدون پشتوانۀ عملی، همچون چک بیمحل، بیاثر و بیارزش هستند. استاد مطهری (ره) میفرماید: اگر کسی بخواهد غیر مستقیم امر به معروف کند، یکی از راههایش این است که خودش صالح و با تقوا باشد. راز این که مردم از انبیاء و اولیاء بیشتر پیروی میکنند، تا حکما و فلاسفه، این است که فلاسفه فقط میگویند و مینویسند، ولی انبیاء تنها تئوری و فرضیه ندارند، بلکه عمل هم دارند. آنچه میگویند، اول عمل میکنند. حتی اول عمل میکنند، بعد میگویند. وقتی انسان بعد از آن که خودش عمل کرد، دیگران را[۶۳]دعوت کرد، اثرش چند برابر خواهد بود.
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل، کار برآید به سخندانی نیست
عالمی را که گفت باشد و بس
هرچه گوید نگیرد اندر کس
استاد مطهری در جای دیگر میفرماید: مؤثرترین شیوهها این است که انسان عملاً پیشقدم باشد.[۶۴]
امام علی (ع) میفرماید: «ایها الناس ولله ما احثک مع لی طاعة الا واسبقکم الیها و لا انهاکم عن معصیة الا و اتناها قبلکم عنها»[۶۵]
ای مردم به خدا قسم همانا من شما را به اطاعتی سفارش و توصیه نکردم، مگر اینکه قبل از شما خود آن را انجام دادم و همچنین هیچکس از شما را از معصیتی باز نداشتم؛ مگر آنکه قبلاً خود آن را ترک کردم. امام صادق (ع) میفرماید: کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم لیروا منک م الا جتهاد و الص دق و الورع[۶۶]
مردم را به غیر زبانتان دعوت به نیکی کنید تا آنان عملاً از شما تقوی و اجتهاد و کوشش و راستی و ترس از خدا را ببینند. امام علی (ع) میفرماید:
«لعن لله الآمرین بالمعروف التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین به»[۶۷]
از رحمت خداوند دور باد کسانی که امر به معروف میکنند و خود عمل نمیکنند و نهی از منکر میکنند و خود به منکرات عمل میکنند. استفاده از زبان عاطفی امام علی (ع) فرمود: أصلح اْمسی ء بح سن فعالک و دل علی الخیر بجمیل مقالک[۶۸]
با کار خوب خود، بدکار را اصلاح کن و با گفتار زیبای خود، به کار خیر راهنمایی کن؛ و در سخنی دیگر فرمود: بالاحسان تملک القلوب[۶۹]
با نیکویی است که میتوان قلبها را به سوی خود جذب نمود. امر به معروف گروهی از ظاهر برخی آیات استفاده میشود که باید امر به معروف و نهی از منکر را دسته جمعی و گروهی انجام داد تا هم به لحاظ امنیتی برای آمران به معروف و ناهیان از منکر بهتر باشد و هم تأثیر بیشتری در مردم بگذارد. امام خمینی (ره) در این زمینه میفرماید:
اگر برپایی واجب یا از بین بردن منکری، متوقف بر اجتماع گروهی در امر و نهی باشد به واسطۀ اقدام بعضی، وجوب از دیگران ساقط نمیشود،[۷۰]
بلکه واجب است به اندازة نیاز، اجتماع نمایند. اخم کردن یکی از شیوههای امر به معروف و نهی از منکر، اخم کردن است. امام علی (ع) فرمود: امر نا رسول لله | ان نلقی اهل المعاصی بوجوه مکفهره پیامبر (ص) به ما دستور فرمود با گنهکاران با اخم برخورد کنیم.
همیشه به نرمی تو تن درمده
به موقع برافکن به ابرو گره
به نرمی چو حاصل نگردد مراد
درشتی ز نرمی در آن حال به
نکویی ورحمت به جای خود است[۷۱]
ولی با بدان نیک مردی بد است بهرهگیری از نقاط مثبت افراد از مهمترین راههای جلوگیری از عمل خلاف افراد به ویژه جوانان، توجه به کرامت نفس و نقاط قوت رفتاری آنان است. جوانی که در خود احساس شخصیت کند، هیچگاه به گناهی که او را در چشم دیگران کوچک نموده و به شخصیتش خدشه وارد میکند، تن نمیدهد.
شیوة تدریجی این توقع نابجایی است که بخواهیم کسانی را که در گرداب منکرات غلطیدهاند، یکباره نجات داده و از آنها مسلمان زمان بسازیم. اصولاً تربیت، امری تدریجی است و رذایل و فضایل، هیچکدام یک مرتبه در انسانها به وجود نمیآیند و راز نزول تدریجی قرآن، همین است؛ لذا[۷۲] همۀ مراجع تقلید برای امر به معروف، مراتب و مراحلی را ذکر کردهاند. تنبیه و مجازات مقابله بامفاسد اجتماعی تنها باکار فرهنگی انجام نمیشود، در مواقعی هم باید با هنجارشکنان نیز مقابله نمود. همان طوریکه قرآن ضمن دعوت به عفاف و پاکدامنی، به اجرای حدود فرمان داده و میفرماید: بهما رة أ فوة ٌلفزی ان دی ن ااجلله لدإون ا ککنل تم اؤحمدن من ْهامالله موائلیة وم ج لاد لآةِولا تأخذکم الزانی[۷۳]
زن زناکار و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و هرگز دربارة آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید.
تأیید، تبدیل، تخریب
۱. آنچه را که قابل تأیید است، تأیید کنیم. خداوند در قرآن مردم را این گونه خطاب میکند: «یا ایها الانسان»، «یا بنیآدم» و... تو حداقل انسان که هستی، بنیآدم که هستی!
۲. مرحلۀ دوم تبدیل است. پیامبر (ص) تعصب جاهلی را به غیرت و حرص منفی و دنیاطلبی را به حرص در تحصیل علم تبدیل کرد. به جوانی که خوش تیپ بود و دوستانش به او لقب تهاجم فرهنگی را داده بودند، گفتم: شما خوش تیپ هستید، و خوش تیپ بودن دو نوع است: یکی خوش تیپی زمان پسند و یکی هم خوش تیپی دشمن پسند. تو میتوانی خوش تیپ مثبت باشی.
۳. تخریب: گاهی شرایط ایجاب میکند با برخی از رفتارها مقابله شود. همان طوری که پیامبر (ص) با برخی از رفتارها مقابله میکرد؛ مانند: زنده به گور کردن دختران و... دوری از گناهکاران یکی از شیوههای امر به معروف و نهی از منکر، دوری از کسانی است که معروف را ترک کرده یا منکری را انجام میدهند. به گونهای که فرد خطاکار متوجه شود این تغییر رفتار به دلیل عمل ناشایستی است که از او سرزده است.
قرآن میفرماید: وإذا رأ یت الذین یخوض ون فی آیاتنا فأع ع نهم حتی رض یخوضوا فی حدیث غیره[۷۴]
هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را استهزاء میکنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند. سکوت در مواردی، باید با نگاه و سکوت معنادار، نهی از منکر کرد، حضرت علی (ع) فرمود:[۷۵]
چه بسا سکوتی که رساتر از سخن باشد. شخصی برای طلب خود، نزد بدهکار میرفت وبه اومیگفت: «بدهی خود را بپرداز»؛ بدهکار هر روز طفره میرفت. سرانجام طلبکار عصبانی شد و ماجرا را به امام گفت. امام فرمود: «راه مطالبه، آن است که نزد او بروی و برای مدت زمان طولانی، کنار در خانه اش بنشینی، ولی حرف نزنی؛ این سکوت، از[۷۶] تقاضای تو مؤثرتر خواهد بود». در مسائل تربیتی نیز گاهی سکوت والدین یا استاد با نگاه معنادار، میتواند مؤثرتر باشد.
بازگویی خوبیها در انتقاد و نهی از منکر نباید تنها نقاط ضعف مطرح شود، بلکه لازم است از خوبیها نیز گفته شود. قرآن کریم در نهی از شراب، ابتدا از منافع آن سخن گفته، سپس میفرماید: «ضررش از نفعش بیشتر است». درست است که باتولید شراب افراد زیادی نفع میبرند؛ ازجمله: کارگرانی که در کارخانجات به شراب سازی مشغولند، ماشینهای حمل و نقل، کارخانجات بطری سازی، فروشندگان و... ؛ ولی مگر میتوان آثار شوم شراب بر مغز و اعصاب، دستگاه گوارش و نسل، تصادفات رانندگی و... را با سودهای یاد شده مقایسه کرد؟ مهم این است که قرآن با توجه به منافع شراب، آن را تحریم کرده است.
هنگام نهی از منکر، شما هم میتوانید ابتدا نقاط قوت را مطرح کنید و سپس تذکر دهید؛ مثلاً بگویید: «کسی که این کمالات را دارد، چرا این منکر را انجام میدهد؟». امید دادن گاهی گرفتاران وادی گناه، فکر میکنند که کار از کار گذشته و همـۀ پلهای پشت سرشان خراب شده و راهی برای صلاح و اصلاحشان نیست. به چنین اشخاصی باید امید داد و راه را باز نشان داد و بحث «قبول توبه» را مطرح کرد و به تعبیر دیگر، به بازسازی روانی آنها پرداخت. خداوند هم به گنهکاران مژده داده که اگر توبه کنند، آنها را میپذیرد؛ بنابراین یأس از رحمت و آمرزش الهی، از گناهان کبیره به شمار میرود.
تغافل کردن برای اینکه خلافکاران گستاخ نشوند و حریمها شکسته نشود، گاهی باید خود را به تغافل زد. یعنی اگر از گناه و فساد کسی باخبر شدیم، آن را به رخ او نکشیم و چنان وانمود کنیم که خبر نداریم تا زشتی کار، همچنان باقی بماند و قبح کارهای بد از میان نرود. آنان که احساس کنند آبرویشان رفته، بیشتر در گرداب گناه غرق میشوند؛ چون میپندارند آب که از سر گذشت، چه یک نی، چه صد نی. برخورد کریمانه با اهل خطا ایجاب میکند که گاهی خود را به تغافل بزنیم تا حریم حفظ شود؛ مثلاً پدر، معلم یا مدیر، نباید به گونهای وانمود کنند که همۀ جزئیات خلافکاریها و سوء استفادههای فرزند یا شاگرد یا زیردست خود را میدانند. امام علی (ع) میفرماید: ع ظ موا اقدارکم بالتغافل ع ن الدنی من الامور[۷۷]
با تغافل از چیزهای کوچک، خود را بزرگ کنید. نکات کاربردی شخصیت دادن هرگز با توهین، تحقیر و اهانت ، به خصوص در حضور دیگران، نمیتوان کسی را به کار نیک جذب کرد یا او را از کار زشت، بازداشت. بلکه گاهی این رفتارها عامل لجاجت میشود و شرایط را بدتر میکند.
در حقیقت، شخصیت قائل شدن برای طرف و رفتار احترام آمیز، او را بهتر جذب میکند. شقرانی، فرزند یکی از آزادشدگان پیامبر (ص) بود. او زمان امام صادق (ع) را نیز درک کرده بود و یکی از یاران آن حضرت بود. روزی وی مرتکب خطایی شد. امام صادق (ع) به او فرمود: ان الحسن من کل احد حسن و آنه منک احسن و ان القبیح من کل احد قبیح و آنه منک اقبح لمکانک منا[۷۸]
کار نیک از هر کسی شایسته است و از تو شایستهتر و کار زشت نیز از هرکسی ناپسند است و از تو ناپسندتر، چون انتصاب به ما داری. امام موسی بن جعفر× به صفوان جمال، که شتران خود را به هارون کرایه داده بود، فرمود: هر کار تو خوب است؛ مگر یک کار، که کرایه دادن شترانت به هارون باشد. او گفت من در راه سفر حج شترانم را به او کرایه دادهام، حضرت فرمود: آیا نمیخواهی او زنده بماند تا کرایۀ شترانت را به شما بدهد؟ تو[۷۹] به همین مقدار میخواهی که ظالم زنده بماند. توجه دادن به کرامت انسان خیلیها از روی غفلت به جایگاه ارزشی انسان نزد خدا و در عالم خلقت، به مفاسد روی میآورند و از نظر «سیمایانسانی» مسخ میشوند.
اگر انسان به مقام و شأنش و اینکه اگر بخواهد میتواند از فرشتگان هم برتر شود و به مقام اولیاء الهی برسد، و اگر توجه داشته باشد به این موضوع پی خواهد برد که حیف است انسان مسجود ملائک[۸۰] و هم سخن با خدا[۸۱] و برترین مخلوقات، خود را به انحطاط اخلاقی بکشاند.[۸۲]
زمینه سازی بسیاری از تذکرات و درخواستها اگر بدون زمینه چینیهای لازم انجام شود، بیاثر است. در این راستا، ذکر نکات و مقدماتی که آمادگی فکری و روحی طرف مقابل را برای «پذیرش» فراهم سازد، حرف را مؤثرتر میکند.
رعایت ادب و متانت ادب در گفتار و رفتار، عامل جذب است. نوع گفتار و عمل شخص باید چنان باشد که دل طرف مقابل را تسخیر کند، این زمان است که تذکرها و امر و نهیها اثر میگذارد. بدزبانی، هتاکی، گفتارهای نیشدار و تندخویانه، عامل دفع است و اثر سخن را خنثی میکند. جلب اعتماد اگر امر به معروف و نهی از منکر شونده به آمر و ناهی اعتماد داشته باشد و او را خیرخواه و دوست بداند به طورطبیعی از امر و نهی او متنبه میشود و خود را اصلاح میکند؛ پس آمر وناهی باید زمینههای به وجود آمدن اعتماد و باور به خلوص، صداقت و خیرخواهی خود را در او ایجاد کند و با قول و عمل به وی بباوراند که خیرخواهش است، مصلحت او را میخواهد و آنچه میگوید از روی دلسوزی است.
یکی از رموز موفقیت انبیای الهی در همین نکته نهفته است که مردم یقین داشتند آنان در مدعای خود صادق هستند و در صدد منافع شخصی و انگیزههای دنیوی و مادی نیستند و منظوری جز اصلاح پیروان خود ندارند. حضرت نوح به هنگام دعوت قوم خود به آنان این گونه اعلام کرد: أبِغکم رسالات ربی و أنالکم ناصح أمین[۸۳]
رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ میکنم و من خیرخواه امینی برای شما هستم.[۸۴]
این سخن بسیاری از پیامبران است که به قوم خود ابلاغ کردند. اعلام عدم درخواست پاداش نیز از اقدامات آنان، جهت اعتماد سازی است و با این اعلام قولی و عملی، توانستند بسیاری را جذب کنند؛ و ما أس ئلکم ع لیه من أجر[۸۵]
من برای این دعوت، هیچ مزدی از شما نمیطلبم. با دیگران باید به گونهای رفتار کنیم که به ما اعتماد پیدا کنند و حرفهایمان را از روی خیرخواهی بدانند و باور کنند که خیر آنان را میخواهیم و هیچ غرض خاص یا دشمنی در میان نیست؛ مثل آینه که بیغرض و خالصانه و بدون کم و زیاد کردن، عیبها را به انسان نشان میدهد و همه به صداقتش ایمان دارند. صداقت ما عامل پیدایش این اعتماد و اطمینان است.
همزبانی با هرکس باید به زبان مخصوص خودش حرف زد. راههای نفوذ در دلها و تأثیرگذاری درمخاطبان متفاوت است. شناخت زبان و ویژگیهای روحی خاص طرف و استفاده از همان خصوصیات، ضامن توفیق بیشتری است؛ مثلاً با کودکان و نوجوانان باید به روشی سخن گفت و با بزرگسالان و جوانان به شیوهای دیگر؛ با افراد باسواد به نحوی و با بیسوادان به شکلی دیگر. از این رو، شناخت روحیات مخاطبان، بسیار مهم است. پیامبر (ص) فرمود: انا معاشر الانبیاء امرنا ان کلم الناس ع لی قدر ع قولهم[۸۶]
ما پیامبران، مأمور شدهایم که با مردم به اندازة عقلشان سخن بگوییم. هنگام رفتار با گناهکار باید به گونهای صحبت کنیم که او سخنان ما را درک کند؛ زیرا هدف، فضل فروشی یا خودنمایی نیست بلکه مقصود مؤثر واقع شدن سخن و هدایت اوست.
تذکر خصوصی تذکر دوستانه و خصوصی مؤثرتر از افشاگری در حضور دیگران است؛ این گونه تذکر، عامل جلب اعتماد طرف و ایجاد روحیۀ اطمینان و خوش بینی به تذکر دهنده است. حفظ شخصیت و موقعیت افراد و آبروداری، به تأثیر سخن بیشتر کمک میکند. تذکر غیر مستقیم تذکر مستقیم به اشخاص، گاهی سبب کدورت میشود. اگر غیر مستقیم تذکر داده شود، مناسب تر است. در قرآن، گاهی خداوند خطاب به بعضی پیامبران، لحنی عتاب آمیز دارد؛ ولی در واقع، مخاطب او مردم هستند. در سیرة پیامبر اکرم | آمده است: روش پیامبر (ص) چنین بودکه وقتی در مقام انتقاد از شخصی بر میآمد، نمیفرمود چرا فلانی چنین کرده، بلکه میفرمود: چرا کسانی چنین[۸۷] میکنند. برخورد منطقی و قانع کننده عقل و منطق، نیرویی کارساز در وجود انسان است. اگر تذکر و امر و نهی، به نحوی منطقی و قانع کننده باشد که طرف، راهی جز پذیرفتن نداشته باشد، مفیدتر است. گاهی شیوة تحکم آمیز وآمرانه، سود نمیبخشد. خیلی از مردم اگر از نظر عقلی و منطقی، دربارة خوبی یا بدی کاری، قانع شوند، آن را میپذیرند. در اینجا تسلط آمر به معروف و ناهی از منکر به بحث و رفتار منطقی و معقول، ضروری است. اجبار، تحمیل، زورگویی و تحمیل عقیده، اثر معکوس میگذارد. ارائۀ راه حل و جایگزین تنها انتقاد کردن، نهی و بازداشتن، کارساز نیست.
گاهی برای رفع مشکل، باید «راه حل» ارائه داد وبرای جلوگیری از عمل ناپسند، میبایست عمل «جایگزین» معرفی کرد، مثلاً برای نهی از اسراف، انفاق را مطرح کرد و برای مقابله با فیلمهای مبتذل، فیلمهای سالم را نمایش داد و برای پرهیز از کاری، کار دیگری پیشنهاد نمود که اوقات فراغت فرد مقابل را پر کند و وی را سرگرم سازد. صرفاً ایجاد بنبست و راه بندان، علاج کار نیست، «راهگشایی» مفیدتر است. اگر راهی را میبندید، راه صحیحی بگشایید؛ مثلاً برای درمان ارتباطهای ناسالم با جنس مخالف، امر ازدواج را تسهیل کنید و اگر میخواهید بچهها از سر و صدا و مزاحمت در کوچهها دست بردارند، برایشان زمین بازی فراهم نمایید و اگر میخواهید هرزه و چشم چران و مزاحم نباشند، برایشان شغل ایجاد کنید. قرآن در چند آیه به این موضوع اشاره نموده است: و کلاً منها رغدا حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجرة[۸۸]
و از (نعمتهای) آن، از هر جا میخواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید. هؤ لاء بناتی هن أ ط هرُلکم.[۸۹]
اینها دختران منند؛ برای شما پاکیزه ترند! لا تقولوا راعنا و قولوا اْظرنا َ سمعوا[۹۰]
نگویید: «راعنا»؛ بلکه بگویید: «انظرنا». (زیرا کلمه اول، هم به معنای «ما را مهلت بده !»، و هم به معنای «ما را تحمیق کن !» میباشد؛ و این دستاویزی برای دشمنان است) شهید مطهری میفرماید: مقالهای را در روزنامهای دیدم به نام «خروارها پند و نصیحت». در آن مقاله بعد از آن که نوشته بود در شوروی خروارها پند و نصیحت به صورتهای مختلف وجود دارد ولی بی اثر است، این مثال را ذکر کرده بود: «یک درمان بهتر ازصد پند و نصیحت است» بعد نوشته بود چندی پیش در یکی از شهرهای اروپایی که زنها به بازی قمار رو آورده بودند، کشیشها و روزنامه نویسها و خطبا دربارة بدی قمار گفتند و نوشتند، ولی اثر نکرد تا این که شهردار محل به فکر افتاد باشگاه و نمایشگاه هنری زنانه دایر کند و سرگرمی مناسبی در آنجا فراهم نماید، کمکم[۹۱] زنهای آن شهر به کلی قمار را فراموش کردند. بهرهگیری از تشویق گاهی تشویق خوبان، عامل بازدارنده از بدیهاست. استفاده از تشویق به جای تنبیه و توبیخ، انگیزة نیکی را میافزاید. قرآن میفرماید:
خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزکیهم بها و صل علیهم إن صلاتک سکن لهم[۹۲]
از اموال آنها صدقهای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیلۀ آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی! و (به هنگام گرفتن زکات) به آنها دعا کن؛ که دعای تو، مایۀ آرامش آنهاست. آگاه ساختن گاهی جهل و بیخبری، از عواقب سوء گناه، یا آثار سازنده و مثبت معروف، عامل معصیت یا ترک واجب است. چه بسا، اگر جوانان به زیانهای گناهان پی ببرند، از آنها دست بردارند.
بالا بردن سطح فکر و فرهنگ اجتماعی مفید است. از طریق کتاب وآموزش وجلسات توجیهی، میتوان به مردم آگاهی داد. برای برخی افراد که زمینۀ دینی و تربیت مذهبی دارند، یاد کردن از «ثواب» و «عقاب» اعمال، نقش مهمی در جلوگیری از گناه یا تشویق به خوبی دارد. از راه دوستی صمیمی بودن و انس گرفتن با افراد، سبب میشود بهتر بتوان در آنها تأثیر گذاشت. محبت، قویترین عامل جذب است. اگر به دیگران محبت کنید و با آنان دوست شوید، از این راه بهتر میتوانید بر آنها تأثیر بگذارید.
معرفی الگو معرفی الگو برای جذب به خوبیها و ترک بدیها و منکرات، مؤثر است. هم خودتان با بروز رفتار صحیح، الگوی دیگران باشید و هم با طرح الگوهای شایسته، زمینۀ جذب دیگران را فراهم آورید.
کسی که در جایگاه، «الگو» قرار بگیرد، حرفها و رفتارهایش برای دیگران «حجت» میشود. تقویت ایمان مؤثرترین عامل جلوگیری ازمنکرات و ارتکاب گناهان، ایمان به خدا، پیامبر، قیامت، بهشت، جهنم وحساب و کتاب آخرت است؛ گرچه گاهی فقر، بیکاری، جوانی، زیبایی، رفاه، خلوت، تنهایی و... عامل گناه است. برای جلوگیری ازگناهان، باید با تک تک این عوامل برخورد مناسب کرد؛ ولی نقش عمده در برابر گناهان، «ایمان مذهبی» است. اگر خداترسی در وجود اشخاص زنده و فعال باشد، بر همـۀ عوامل یاد شده غلبه میکند؛ بنابراین باید با پند و آموزش و کار فرهنگی و تبلیغی، عقیده و ایمان را در اشخاص تقویت کرد، تا عامل بازدارندة درونی داشته باشند. هماهنگی و برنامهریزی یکی از نکات لازم در برخورد با منکرات، هماهنگی عوامل فرهنگی است، که در تحقق این امر باید پدر، مادر، مدرسه و ارگانهای فرهنگی با هم هماهنگ عمل کنند.
شناخت معروفها و منکرها شناخت درد، نیمی از درمان است و آشنایی با نقاط ضعف و لغزشگاهها، برنامهریزی برای مبارزه با منکرات و مفاسد را آسان تر میکند. در مورد معروف هم چنین است. خیلیها دوست دارند کار نیک و خداپسندانه انجام دهند، ولی نمیدانند باید چه کار کنند. شناختن و شناساندن کارهای پسندیده و مفید همگامی در جهت احیای معروف است. باید کارهای خوب و معروف را به مردم شناساند تا زمینۀ عمل به آنها فراهم شود. برجسته کردن خوبیها بر آمر به معروف لازم است که خوبیهای طرف مقابل را برجسته کند، نه بدیهایش را؛ تا زمینۀ پذیرش در او بیشتر شود.
ابتدا باید نقاط مثبت او را مطرح کرد، سپس نقطۀ منفی او را تذکر داد. ریشه یابی هر گناهی که از فردی سر میزند ممکن است به دلیلی باشد، همان گونه که یک سر درد ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد. برای مثال، خانمی که بدحجاب است، امکان دارد که این عمل او دلایلی داشته باشد، از جمله:
۱. مسألۀ حجاب را نمیداند و فکر میکند که کارش عیبی ندارد.
۲. فلسفۀ حجاب و آثار شوم بیبند و باری را نمیداند.
۳. در زندگی کمبودی دارد و میخواهد این گونه خود را مطرح کند.
۴. طبق هوس و میل عمل میکند.
۵. میخواهد از سایر بدحجابها عقب نماند.
۶. مادر و خواهر و دوستانش بدحجابند.
۷. میخواهد با نظامی که طرفدار حجاب است، مخالفت کند.
۸. تبلیغات سوء در او اثر گذاشته است.
۹. بیحجابی را رمز ترقی میداند.
۱۰. بی حجابی را گناه سادهای میداند. از خودیها شروع کردن قرآن در چند آیه خطاب به پیامبر اسلام میفرماید: وأ مر اهلک بالصلاة واصطبر[۹۳]
خانوادة خود را به نماز دعوت نموده و مقاومت نما. وأنذر عشیرتک الأقربین[۹۴]
نزدیکان خود را انذار کن . ..........[۹۵]
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسریهای بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است. مرحوم آیت الله خویی میفرماید:
وجوب امربه معروف ونهی ازمنکر
برای شخص مکلف، دربارة خانواده اش تأکید بیشتری پیدا میکند، پس بر او واجب است وقتی از اعضای خانواده اش سستی در انجام واجبات دید، مانند نماز و اجزاء و شرایط آن، آنها را به ترتیبی که گفتهاند امر به معروف کند تا واجبات را آنچنان که لازم است به جا آورند وهمینطور است سایر واجبات؛ و نیز اگر از اعضای خانواده اش کسی را دید که در دوری از محرمات کوتاهی میکند، باید[۹۶] آنها را نهی از منکر نماید. توجه به نوع تفکر و روحیهها بدون شک سطح فکری و اخلاقی گنهکاران و همچنین سن و سابقۀ ایمانی و ویژگیهای خانوادگی آنان تفاوت و مراتب گوناگونی دارد، که توجه به آنها تأثیر امر و نهی دینی را افزایش میدهد. به طورمثال، به برخی ازگناهکاران که درمورد شخصیت خود حساس هستند میتوان گفت: اگر کس دیگری این عمل شما را انجام میداد، طور دیگری بود، اما از انسان با شخصیتی مثل شما پذیرفته نیست که با افراد کم شخصیت یا بیشخصیت سر خیابان بایستد و برای دیگران مزاحمت ایجاد کند.
به کسی که به قرآن و دین اهمیت میدهد، باید گفته شود: از کسی مثل شما که سابقۀ دینی طولانی در راه خدا دارد و همه او را به نیکی میشناسند، بعید است کاری کند که بر خلاف قرآن باشد و به کسی که به منطق اندیشیدن اهمیت میدهد میبایست گفته شود: ما شما را فردی منطقی میدانیم و صحیح نیست که انسان منطقی این گونه دربارة دیگران اظهار نظر یا توهین کند. به کسی که به غیرت و مردانگی اهمیت میدهد، باید گفته شود: از مرد غیرتمندی مثل شما بعید است که دختر یا همسرش بدون پوشش شرعی در جامعه ظاهر شود، چه بسا افراد هرزه با کلماتی زننده، وی را آزار دهند. به زنی که به عفت و نجابت اهمیت میدهد، گفته شود: در شأن زن عفیف نیست که بخواهد موی سر یا زینتهای خود را در معرض دید مردهای نامحرم قرار دهد؛ و یا اگر کسی به نظرات مراجع خاصی اهمیت میدهد، باید او را از فتوای آن مراجع، در خصوص حرمت عملش آگاه کرد. محترم شمردن عقاید افراد هرکس عقیده و راهی را که انتخاب کرده، برایش عزیز و زیباست و اگر عقاید او مورد توهین دیگران واقع شود او نیز از خود واکنش نشان میدهد و ممکن است درمقابل، اقدام مشابهی انجام دهد. قرآن میفرماید: الذین وکذلک تزسیبنواِکل أمة َدععولهنْ من دون الله َیسبوا الله عدوا بغیر علم[۹۷]
شما مؤمنان بر آنان که غیر خدا را میخوانند، دشنام ندهید تا مبادا آنها هم از روی دشمنی، خدا را دشنام دهند و همچنین ما عمل هر قومی را در نظرشان زینت دادهایم ... در جنگ صفین، برخی از مسلمانان که در رکاب حضرت علی (ع) بودند حرفهای زشتی به لشکریان معاویه گفتند. امام علی (ع) از این عمل ناراحت شده و فرمود: من برای شما نمیپسندم که فحش بدهید لکن اگر به جای توهین، اعمال ناشایست آنها را توصیف کنید و حالات و احوال آنان را بازگو کنید به صواب نزدیک تر است.[۹۸]
ما نباید به خانمی که لباس نامناسبی میپوشد و تمام آمال و آرزویش همان است و آن را نشانۀ عظمت و تمدن میداند و به آن افتخار میکند، یا جوانی که لباس مبتذل و شلوار نامناسبی میپوشد و این را ارزش تلقی کرده و نشانۀ شخصیت میداند، توهین کنیم. در واقع، اهانت به عقیده و نظر آنان، توهین به همۀ وجودشان خواهد بود؛ هرچند از نظر ما رفتارشان غلط باشد؛ لذا باید از راه صحیح و محترمانه وارد شد. ایجاد فضای امر و نهی بدون تردید، محیط نقش زیربنایی ندارد؛ ولی در پرورش فضایل و رذایل، نقشی اساسی دارد. به همین دلیل رسالت انبیاء نیز مبتنی بر این اصل بوده که محیط را به گونهای آماده سازند تا خود مردم برپا کنندة قسط و عدالت باشند.
خدا در قرآن میفرماید: «لیقوم الناس باْقسط»[۹۹]
تا مردم قسط و عدل را برپا دارند. استفاده از اسلوب صحیح و غیر حساسیت زا قرآن میفرماید: إنا أو إ یاکم لعلی هدی أو فی ضلال ُبین[۱۰۰] ما یا شما بر هدایت یا در ضلالت آشکار هستیم. خداوند به طور صریح و یک جانبه نمیفرماید: ما بر حق و شما بر باطل هستید، برای اینکه طرف مقابل را تحریک نکند و بتواند او را به پذیرش گفتارش دعوت نماید و نیز میفرماید: أ َمن یهدی إلی اْحق أ حق أن یتبع أمن لا یهدی إلا أن یهدی فما لکم کیف تحکمون[۱۰۱]
... آیا آن که (خلق را) به راه حق رهبری میکند سزاوارتر به پیروی است، یا آن کس که خود هدایت نمیشود؛ مگر هدایتش کنند؟! پس شما (مشرکان) را چه شده که (آن قدر نادانیدکه) چنین قضاوت میکنید؟ توجه به ظرفیت افراد در امر به معروف و نهی از منکر، توجه به ظرفیت افراد بسیار لازم و ضروری است.
چه بسا، افرادی که تحمل شنیدن امر به معروف و نهی از منکر را نداشته باشند و موضع گیری کنند.
نکتهها
۱. امر به معروف و نهی از منکر، باید برای اصلاح باشد، نه انتقام.
۲. باید با گناه مخالفت کرد، نه شخص گنهکار.
۳. باید رفتارهای مشکوک را حمل بر صحت نمود.
۴. نباید به بهانۀ امر به معروف و نهی از منکر، در زندگی مردم تجسس کرد.
احکام امر به معروف و نهی از منکر معروف، تمام واجبات و مستحبات را شامل میشود و منکر، تمام محرمات و مکروهات را شامل میشود. پرسش: مراد از معروف و منکر چیست؟
پاسخ: مراد از معروف، همان واجبات شرعیه و مراد از منکر، همان محرمات است و برمکلف واجب است که تارک واجب را امر به معروف[۱۰۲] و فاعل حرام را نهی از منکر نماید. مسئله: امر به معروف و نهی از منکر، با شرایطی که ذکر خواهد شد، واجب است و ترک آن، معصیت است.[۱۰۳]
مسئله: امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است و در صورتی که بعضی ازمکلفین قیام به آن کنند، ازدیگران ساقط است و اگر با فراهم بودن شرایط، همۀ افراد آن را ترک کرده باشند، همـۀ آنها ترک واجب کردهاند.[۱۰۴] و اگر اقامۀ معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع[۱۰۵] جمعی از مکلفین باشد، واجب است اجتماع کنند. مسئله: امربه معروف ونهی ازمنکر به صنف خاصی از مردم اختصاص[۱۰۶] ندارد بلکه اگر شرایط فراهم باشد برهمۀ قشرهای جامعه واجب است. مسئله: در امر به معروف و نهی از منکر، قصد قربت لازم نیست، بلکه[۱۰۷] مقصود، اقامۀ واجب و جلوگیری از حرام است. مسئله: اگر معروف یا منکر، از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهمیت زیاد میدهد، مثل اصول دین یا مذهب، حفظ قرآن مجید و حفظ عقاید مسلمانان یا احکام ضروریه، باید ملاحظه اهمیت شود و مجرد ضرر، موجب واجب نبودن نمیشود. پس اگر توقف داشته باشد، حفظ عقاید مسلمانان یا حفظ احکام ضروریۀ اسلام بر بذل جان و مال، واجب است بذل آن.[۱۰۸]
مسئله: برای امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی است و جایز نیست[۱۰۹]
با احتمال حاصل شدن مقصود ازمرتبه پایین، به مراتب دیگر عمل شود. مرتبۀ اول، انکار قلبی است و به دنبال آن باید با معصیت کار طوری رفتارشود که بفهمد برای ارتکاب او به معصیت، این گونه با او رفتار شده[۱۱۰] است؛ مثل این که از او رو برگرداند... مرتبۀ دوم از امر به معروف و نهی از منکر، امر و نهی به زبان است. پس با احتمال تأثیر و حصول سایر شرایط گذشته، واجب است اهل معصیت را نهی کنند و تارک واجب را به آوردن واجب امر کنند.[۱۱۱]مسئله: اگر احتمال بدهد که باموعظه ونصیحت، معصیت کار، معصیت را ترک میکند، لازم است ابتدا به آن و نباید از آن تجاوز کند.[۱۱۲]
مسئله: اگر میداند که نصیحت تأثیر ندارد واجب است با احتمال تأثیر، او را نهی از منکر کند و اگر تأثیر نمیکند مگر با تشدید در گفتار،[۱۱۳] لازم است شدت نشان دهد. مرتبۀ سوم، توسل به زور وجبر است؛ پس اگر بداند یا اطمینان داشته باشد که ترک منکر نمیکند یا واجب را بجا نمیآورد، مگر با اعمال زور[۱۱۴] و جبر، واجب است، لکن باید از قدر لازم تجاوز نکند.
مسئله: اگر عاصی ترک معصیت نمیکند مگر به جمع بین مرتبـۀ اول و دوم، جمع بین آن دو لازم است. به این صورت که هم از او اعراض[۱۱۵] کند و هم امر به معروف لفظی نماید. مسئله: اگر جلوگیری از معصیت توقف داشته باشد بر این که معصیت کار را از محل معصیت بیرون برد و یا وسایل معصیت را از او[۱۱۶] بگیرد، جایز است بلکه واجب است. مسئله: اگر جلوگیری از معصیت توقف داشته باشد بر کتک زدن و سخت گرفتن بر شخص معصیت کار و در مضیقه قرار دادن او، جایز است، لکن لازم است مراعات شود که زیاده روی نشود و بهتر آن است[۱۱۷]
که در این امر، اجازه از مجتهد جامعالشرایط گرفته شود. مسئله: اگر جلوگیری از منکرات و اقامه واجبات، موقوف باشد بر جرح و قتل، جایز نیست، مگر به اذن مجتهد جامعالشرایط با حصول شرایط آن.[۱۱۸]
مسئله: برای جلوگیری ازمعصیت، ارتکاب معصیت مثل دروغ، اهانت[۱۱۹]و... جایز نیست.
پرسش: اگر کسی در بین جمع، غیبت کند و مطمئن باشیم امر به معروف و نهی از منکر در او تأثیر نمیگذارد، وظیفۀ ما چیست؟[۱۲۰]
پاسخ: در چنین جلسهای شرکت نکنید. پرسش: اگر انسان ببیند کسی چیز نجسی را میخورد، آیا لازم است به او بگوید؟[۱۲۱]
پاسخ همۀ مراجع: خیر، لازم نیست به او بگوید. پرسش: والدین تا چه حدی وظیفه دارند که فرزند را برای ادای فرایض، خصوصاً نماز تحت فشار قرار دهند. پاسخ: اگر مکلف باشند، باید امر به معروف و نهی از منکر نمود و طبق شرایط و مراتب آن عمل کرد و اگر مکلف نباشند، از باب عبادات تمرینی، مناسب است که آنها را به نماز تشویق نمایند. مسئله: معروف اگرمستحب باشد، امربه آن مستحب است و اگر واجب باشد و انسان بداند شخص آن را ترک میکند با شرایطی واجب است.[۱۲۲]
پرسش: وظیفۀ مردم در قبال بدحجابی و مفاسد موجود در جامعه چیست؟ پاسخ: وظیفۀ هر فردی امر به معروف و نهی از منکر است، ولی باید به شرایط و مراتب آن توجه داشته باشد.
مسئله: وجوب امر به معروف و نهی از منکر دربارة نزدیکان، تأکید بیشتری شده؛ پس اگر انسان ببیندکه اهل خود، نسبت به واجبات کوتاهی میکند، مثلاً نماز نمیخواند، یا اگر میخواند دارای قرائت صحیح نیست،[۱۲۳]
لازم است او را امر به معروف کند. پرسش: گاه در برخی از سفرها به رانندگانی برخورد میکنیم که موسیقی مطرب میگذارند، آیا نهی از منکر بر ما واجب است یا خیر؟ پاسخ: اگر مفسدهای مترتب نشود، به قدر امکان نهی از منکر کنید و حتیالامکان با وسیلهای سفر کنید که توأم با معصیت نباشد.[۱۲۴]
پرسش: شخصی که در خواب است، بدون اذن قبلی آیا جایز است او را برای خواندن نماز بیدار کرد یا نه؟ پاسخ: اگر عمداً خوابیده که نماز نخواند، لازم است او را بیدار کنند و[۱۲۵] در غیر این صورت، اگر راضی باشد اشکال ندارد. پرسش: آیا جایز است که انسان همسر، و فرزند نابالغ خود را برای نماز بیدار کند؟[۱۲۶]
پاسخ: پسندیده است بیدار کند.
پرسش: مهمانی که به منزل انسان وارد میشود و اهل نماز است، بدون اجازة او میتوان او را بیدار کرد یا خیر؟[۱۲۷]
پاسخ: با علم به رضایت مانعی ندارد. پرسش: آیا تفحص از دختر و پسری که در خیابان با هم گفتگو میکنند جایز است؟ پاسخ: جایز نیست؛ مگر زمانیکه فسادی از آنها ببیند، در این صورت[۱۲۸] با رعایت موازین شرعی امر به معروف و نهی از منکر مانعی ندارد. مسئله: امر به معروف و نهی از منکر بر کودک واجب نیست، گرچه ممیز بوده و در آستانۀ بلوغ باشد.[۱۲۹]
مسئله: بر مکلف واجب نیست کودکش را امر به معروف و نهی از منکر کند ولی اگر منکر به گونهای است که شارع مقدس وجود آن را به طورکلی در جامعه ممنوع داشته، بر مکلف واجب است از ایجاد آن منکر[۱۳۰]
در جامعه جلوگیری کند. مسئله: جلوگیری کودک از انجام کارهای زیر بر ولی او واجب است: ـ سخن چینی و مانند آن.[۱۳۱]
ـ کارهایی که باعث زیان خودش یا زیان دیگران است.[۱۳۲]
ـ کارهایی که از نظر دین اسلام ممنوع است. مانند لواط، زنا، غیبت. مسئله: بازداشتن کودک از خوردن و نوشیدن چیزهایی که نجس[۱۳۳]شدهاند بر اولیاء واجب نیست. مسئله: در صورتی که پدر وظیفۀ شرعی خود را به امر به معروف و نهی از منکر نسبت به فرزندش انجام دهد و در آنان تأثیر نکند پدر گنهکار نیست. پدر و پدربزرگ که شرعاً موظف به تربیت اولاد و تمرین به عبادت میباشند، لازم است آنها را برای نماز از خواب بیدار کنند.[۱۳۴]
پرسش: پدری، فرزندانی دارد که از واجبات دینی رویگردانند، وظیفۀ او نسبت به آنها چیست؟ پاسخ: وظیفۀ پدر آن است که تا وقتی احتمال تأثیر میدهد، اولاد را به انجام واجبات ارشاد کند و آنها را از پیامدهای زیانبار و ناپسندشان آگاه سازد.[۱۳۵]
پرسش: اگر فرزندی میبیند پدر معروف را ترک و منکر را انجام میدهد، آیا میتواند او را امر به معروف کند؟[۱۳۶]
پاسخ: بله.
پرسش: آیا انسان میتواند از نظر شرعی با خویشاوندانی که بیتقوا و بینمازند از قبیل پدر، مادر، خواهر و... قطع رحم نماید؟ پاسخ: قطع رحم جایز نیست؛ ولی باید آنها را با مراعات موازین امر[۱۳۷]به معروف و نهی از منکر نماید. پرسش: رفت وآمد و دوستی با کسانی که نماز نمیخوانند چه حکمی دارد؟ پاسخ: دوستی با آنها برای راهنمایی و تشویق به خواندن نماز خوب[۱۳۸]است. پرسش: معاشرت با افرادی که عمل حرامی چون مشروب خواری انجام دادهاند چگونه است؟[۱۳۹]
پاسخ: با مراعات شرایط، نهی از منکر نماید. پرسش: رفت و آمد و ارتباط با کسانی که اصول اسلامی را رعایت نمیکنند چگونه است؟ پاسخ: رفت و آمد با آنان اشکال ندارد، به خصوص اگر موجب هدایت آنها شود؛ ولی تصرف در اموال آنها در صورتی جایز است که علم به وجود مال حرام در آنچه که مورد تصرف است، نباشد.[۱۴۰]
پرسش: آیا با اشخاصیکه افعال و کردارغیرمعقولانه و ناشایست دارند و با تذکر، از افعال خود دست بردار نیستند، میشود قطع رابطه نمود؟ پاسخ: در صورتی که قطع رابطه موجب خودداری از منکر شود لازم[۱۴۱]
است. پرسش: آیا قطع رابطه با اقوامی که نسبت به امور شرعی بیتفاوتند مثلاً خمس و زکات نمیدهند و یا امور خلاف شرع انجام میدهند و امر به معروف و نهی از منکر در آنها تأثیری ندارد جایز است؟ پاسخ: اگر قطع رابطه موجب بیدار شدن آنها گردد، واجب است و[۱۴۲]اگر اثر منفی دارد، این کار را نکنید. پرسش: در شرایط امروز وظیفۀ ما نسبت به امر به معروف و نهی از منکر افراد ناشناس که نمیدانیم اثر دارد یا نه، چیست؟[۱۴۳]
پاسخ: در فرض احتمال اثر و اجتماع سایر شرایط واجب است. پرسش: همنشینی و هم غذا شدن با افراد بینماز جایز است یا نه؟ پاسخ: همنشینی با بینماز و هم غذا شدن با او به منظور امر به معروف و ارشاد اشکال ندارد، بلکه مطلوب است ولی در صورتی که به هیچ وجه تحت تأثیر قرار نگیرد، معاشرت با او مذموم است.[۱۴۴]
پرسش: همراهی و رفاقت با کسانی که نسبت به برخی مسائل شرعی بیاعتنایی میکنند، چه حکمی دارد؟ پاسخ: باید آنها را ارشاد کرد و اگر معلوم شد که مغرضند و تذکرات سودی ندارد لازم است با آنها قطع رابطه شود.[۱۴۵]
پرسش: زنی که به مسائل شرعی مثل نماز و دیگر مسائل بی اهمیت باشد، به خصوص نماز صبح، وظیفۀ شرعی شوهر او چیست؟[۱۴۶]
پاسخ: باید او را امر به معروف نماید و به خواندن نماز وادارش کند. پرسش: بعضی رانندگان اتوبوس از نوار موسیقی و ساز و آواز حرام استفاده میکنند و به نصایح کسی توجهی نمیکنند. حکم برخورد مناسب با این گونه موارد و این اشخاص چیست؟ پاسخ: در صورت فراهم بودن شرایط امر به معروف و نهی از منکر، امر و نهی زبانی واجب است. اگر صدای آن بدون اراده به گوش شما رسید، در آن صورت چیزی بر شما نیست.[۱۴۷]
اگر بداند امر و نهی، بدون تقاضا و نصیحت و موعظه اثر نمیکند، واجب است که امر و نهی را با نصیحت و موعظه و تقاضا همراه کند و اگر بداند که درخواست موعظه به تنهایی (بدون امر و نهی) مؤثر است،[۱۴۸]
واجب است به همین گونه عمل کند.
اگر بداند یا احتمال دهد که امر و نهیاش با تکرار مؤثر است، واجب[۱۴۹]
است تکرار کند. اگر بداند یا احتمال دهد که نهی او در حضور جمع مؤثر است (نه تنهایی) اگر انجام دهنده، آن عمل را به طور آشکار انجام میدهد، جایز، بلکه واجب است او را درجمع نهی کند و اگر چنین نیست، بنابر احتیاط[۱۵۰]
واجب جایز نیست. اگر بداند امر شخص دیگری نسبت به گناهکار مؤثر است، واجب است به آن شخص امر کند تا او را بدان کار وادارد.[۱۵۱]
اگر بداند که نهی از منکرش در حال حاضر بیتأثیر است ولکن در آینده اثر دارد امر کردن واجب است.[۱۵۲]
اگر تأثیر امر و نهی متوقف بر ارتکاب حرام یا ترک واجب باشد، جایز نیست، مگر آن که از امور بسیار مهمی باشد که شارع مقدس راضی به تخلف از آن نباشد، مثل این که برای جلوگیری از قتل انسان بیگناه لازم باشد، بدون اجازه وارد خانۀ دیگران شود.[۱۵۳]
پرسش: با وجود مراکز فرهنگی و نظارتی، آیا میتوان امر به معروف و نهی از منکر را از خود ساقط دانست؟
پاسخ: با وجود شرایط آن، بر همگان لازم است.[۱۵۴]
پرسش: آیا کم رویی و خجالت میتواند مجوز ترک امر به معروف و نهی از منکر باشد؟[۱۵۵]
پاسخ: خیر. پرسش: اگر در صلۀ رحم و دید و بازدید محرم و نامحرم رعایت نمیشود یا نوارهای مبتذل پخش میشود وظیفۀ ما چیست؟ پاسخ: باید آنها را امر به معروف و نهی از منکر کرد و اگر تأثیر نکرد، باید آن مجلس را ترک نمود.[۱۵۶]البته صلۀ رحم تنها به رفت و آمد نیست،[۱۵۷]
میتوان از طریق مکاتبه و احسان صله رحم نمود. پرسش: اگر پدر ومادر انسان مرتکب گناه شوند، آیا نهی از منکر آنان بیاحترامی نمیشود؟ پاسخ: نهی از منکر آنان با فراهم بودن شرایط آن، بر فرزند واجب است.[۱۵۸]
مسئله: در وجوب نهی از منکر فرقی بین گناه کبیره و صغیره نیست،[۱۵۹]
پس اگر کسی مرتکب گناه صغیره هم بشود نهی از او واجب است.
مسئله: مراد از اصرار بر گناه، مداومت بر انجام دادن نیست، بلکه ارتکاب آن عمل هرچند یکبار دیگر است، پس اگر یک بار نماز را ترک[۱۶۰]
کرد و بار دیگر هم بنای ترک دارد، امر به معروف واجب است.
پرسش: آیا تحقیق و کنجکاوی نسبت به نماز زن و فرزند لازم است؟[۱۶۱]
پاسخ: اگر گفت نماز گزاردهام، تحقیق لازم نیست. پرسش: بعضی از بستگان ما توجه به نماز و روزه ندارند و موعظه هم در آنها اثر نمیکند، چگونه باید صلۀ رحم کنیم؟ پاسخ: اگر ترک صلۀ رحم موجب تنبیه و دوری از گناه میشود، ترک[۱۶۲] کنید.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
در احکام اسلامی، انجام هر وظیفهای، شرایطی دارد. غیر از شرایط عمومی که در هر عبادت و تکلیفی وجود دارد (مانند: عقل، بلوغ، قدرت ...) انجام این دو فریضۀ الهی نیز شرایط خاصی دارد. فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب[۱۶۳] است، تا در امر و نهی، مرتکب خلاف نشود.
شناخت معروف و منکر
کسی که میخواهد به وظیفۀ امر به معروف و نهی از منکر عمل کند، باید بداند که معروف چیست و منکر کدام است.[۱۶۴]
بدون این شناخت، ممکن است کسی از روی ناآگاهی به کار بدی دعوت کند یا جلوی کار خوبی را بگیرد. از این جهت ابتدا باید دانست که کارهای خوب و بد و «واجبات» و «محرمات» کدام است. این شناخت، یا از راه یقین و علم به احکام خدا، به دست میآید؛ مثل این که بداند نماز، جهاد، روزه و... واجب است و دزدی، کم فروشی، نگاه به نامحرم، آزار مردم، خیانت و... حرام است. خوب است که اجراکنندگان این دو فریضـۀ اسلامی، شناخت مناسبی داشته باشند و عملشان از روی بصیرت باشد. کسی که میخواهد امر و نهی کند، باید بداند آنچه شخص مکلف بجا نمیآورد، واجب است انجام دهد و آنچه را بجا میآورد، باید ترک کند.
احتمال اثر
در صورتی امر به معروف و نهی از منکر واجب است که احتمال تأثیر در طرف مقابل داشته باشد. اگر آمر به معروف، یقین یا اطمینان داشته باشد که گفتن یا اقدام عملی او بیاثر است، واجب نیست. البته ممکن است با گفتن یک نفر و یک بار، تأثیر نکند ولی تکرار آن مؤثرباشد، که در این صورت باید اقدام کرد. یا اگر تذکر فردی بیاثر باشد، ولی گفتن جمعی مؤثر است، باید به صورت گروهی تذکر داد.
ایمنی از ضرر
اگر به خاطر امر به معروف و نهی از منکر، ضرر یا خطری متوجه مال و جان شخص شود یا انجام این وظیفه، مفاسد بزرگتری را به دنبال داشته باشد، امر به معروف واجب نیست، چه این خطر و ضرر، در حال حاضر باشد یا در آینده.[۱۶۵]
گاهی واجباتی که میخواهیم به آنها امر کنیم یا محرماتی که قصد داریم از آنها نهی کنیم، به حدی مهم و اساسی هستند که در راه آن باید هر خطر و ضرری را تحمل کنیم و حتی زمانی باید در این راه، جان بدهیم، همان گونه که امام حسین (ع) بر ضد حکومت یزید قیام کرد و به کار خود، عنوان امر به معروف و نهی از منکر داد و در همین راه هم شهید شد. قیام بر ضد ظلم، یکی از بزرگترین امر به معروفها و نهی از منکرهاست.
حفظ جان دیگران، حفظ آبروی مسلمانان، تلاش برای پیاده شدن احکام خدا، مقابله با تعدی دشمنان، مبارزه با سلطۀ بیگانگان، مقابله با بدعتگزاران در دین و مروجان فساد و امثال اینها از اموری است که در راه آنها باید خطر و ضرر را نیز تحمل کرد، چون اینها مهم تر از[۱۶۶] زیانهایی است که به شخص ما میرسد.
اصرار گنهکار
در صورتی اقدام به بازداشتن دیگران از منکر واجب است که بدانیم او به آن کار زشت خود ادامه میدهد؛ وگرنه اگر یک بار گناهی کرده و دیگر تکرار نمیکند یا یک بار واجبی را ترک کرده و دیگر ادامه نیافته،[۱۶۷]
در این گونه موارد، امر و نهی واجب نیست.
با مربیان احکام
شرط تأثیر مسئولیتهای دینی دو نوع هستند: بخشی از آنها شکل ثابت و معینی دارند، مانند نماز، و برخی دیگر شکل و قالب خاصی ندارند. مهم شرط تأثیرگذاری است. در این راستا، به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
الف) امر به معروف و نهی از منکر، با خواهش و استدعا.
ب) امر به معروف و نهی از منکر، همراه با موعظه و نصیحت.
ج) تکرار امر به معروف و نهی از منکر.
د) امر به معروف و نهی از منکر، در حضور جمع در صورتی که آشکارا گناه کرده است.
ه) امر به معروف و نهی از منکر، به صورت دسته جمعی.
و) کم کردن رابطه؛ و یا هر شیوة دیگری که بوسیلۀ آن بتوان بر شخص گنهکار تأثیر گذاشت؛ لذا باید از این شیوهها برای اقامـۀ معروف و جلوگیری از گناه استفاده کرد.
بسیج عمومی امر به معروف و نهی از منکر، بسیج عمومی و همگانی است برای ریشه کن کردن فساد و تأمین سلامت جامعه. در این رابطه چند نکته مطرح است:
۱. امر به معروف و نهی از منکر در واجبات و محرمات واجب است و در مستحبات و مکروهات مستحب است.
۲. امر به معروف و نهی از منکر، مختص به هیچ صنف و گروهی نیست و برهمۀ قشرها جامعه واجب است.
۳. واجب شدن امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد:
الف) شناخت صحیح معروف ومنکر.
ب) احتمال تأثیر در مخاطب.
ج) تصمیم مخاطب بر تکرار عمل.
د) نداشتن مفسده و ضرر جانی، عرضی و مالی. مراحل امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر مراحلی دارد که با احتمال دستیابی به مراحل ابتدایی، عمل به مراحل دیگر جایز نیست؛ و این مراحل به شرح زیر است:
۱. انکار قلبی.
۲. با گنهکار طوری رفتار شود که بفهمد برای ارتکاب معصیت، با او این گونه رفتار شده است. مانند اخم، اعراض، ترک تکلم و...
۳. امر به معروف و نهی از منکر زبانی.
۴. توسل به زور، که خود مراحلی دارد.
چهار نکته پیرامون امر به معروف
۱. امر به معروف در موضوعات واجب نیست. مانند این که انسان ببیند کسی چیز نجسی را میخورد یا هنگام نماز رو به قبله نیست یا با لباس نجس نماز میخواند و خود نمیداند.
۲. در جایی که شرایط امر به معروف فراهم نباشد، گرچه در این مورد امر به معروف واجب نیست، ولی انکار قلب و تنفر از گناه لازم است.
۳. تجسس و ورود به خانۀ دیگران به بهانـۀ امر به معروف، جایز نیست.
۴. شرط امر به معروف این است که منکر را منکر بدانیم. برخی از گناهان به گونهای شایع شده است که بسیاری ازمردم آن را منکر نمیدانند؛ مانند اختلاط محرم و نامحرم بدون رعایت شئونات اسلامی، با آرایش و حجاب نامناسب بیرون رفتن، روابط دختر و پسر، ترویج فرهنگ بیگانه در لباسها، دیدن فیلمهای مبتذل و...
اهمیت امر به معروف
۱. امر به معروف، از مهمترین واجبات است که از ضروریات دین به شمارمیرود و کسی که منکر آن باشد با توجه به لوازم آن، کافر محسوب میشود.
۲. امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است یعنی اگر برخی از مکلفین آن را انجام دهند، از دیگران ساقط است.
۳. امر به معروف و نهی ازمنکر به هیچ گروه و صنف خاصی محدود نمیشود.
مصادیق امر به معروف
۱. واجبات و مستحبات از مصادیق معروف هستند و محرمات و مکروهات، از مصادیق منکر؛ مهم شناخت و به کار بستن آنهاست.
۲. معروف ومنکر در تمام ابعاد فردی و اجتماعی زندگی وجود دارد. برای نمونه: عزاداری امام حسین (ع)، مجموعهای از معروف هاست که گاه منکرات به آن راه پیدا میکند؛ همچون ریا، مزاحمت، خرافات، موهونات، اسراف در نذورات، تعبیرات نامناسب در مداحیها، ساز و آواز و... امر به معروف ویژه گرچه امر به معروف و نهی از منکر واجب همگانی است، ولی در مورد نزدیکان، تأکید بیشتری شده است. قرآن به پیامبر (ص) میفرماید: وأمر اهلک بالصلاة واصطبر ونیز میفرماید: قل لأزواجک وبناتک ونساء المؤمن.
اگر همسر و فرزندان دربارة واجبات کوتاهی میکنند، نماز نمیخوانند یا حجاب خود را رعایت نمیکنند، باید آنها را امر به معروف و نهی از منکر کرد و اگر برای نماز بیدار نمیشوند، باید بیدارشان نمود. بر مردان است که بر اعمال و رفتار اهل و عیال خود، نظارت داشته باشند؛ غیرت مرد، مکمل حجاب، عفاف و حیای زن است.
برخورد جذبی یا حذفی در برخورد با کسانی که مرتکب گناه میشوند و یا واجبی را ترک میکنند باید طبیبانه رفتار کرد و تا جایی که ممکن است آنها را جذب نمود، نه حذف. پرسشهای زیادی از امام خمینی (ره) شده است؛ مثلاً سؤال شده: با توجه به اینکه پدر یا فرزند یا همسر یا بستگان در ادای وظایف خود کوتاهی میکنند و یا مرتکب گناه میشوند، چه باید کرد؟ حضرت امام فرمود: نباید قطع رحم نمود، باید در مجالس و میهمانیهای آنها رفت و امر به معروف و نهی از منکر نمود. در این راستا گاهی شرایط ایجاب میکند مجلس را ترک کرد، اخم نمود و یا گاهی موقتاً برای اصلاح، قطع رابطه کرد. بهانههای ترک امر به معروف برخی از مردم برای شانه خالی کردن از مسئولیت امر به معروف، بهانههایی را مطرح میکنند. به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
۱. بیشتر مردم چنین میخواهند.
۲. کسی از امر به معروف حمایت نمیکند و حتی گاهی آمران به معروف و ناهیان از منکر، مورد بی مهری قرار میگیرند.
۳. امر به معروف، دخالت در زندگی دیگران است.
۴. از امر به معروف و نهی از منکر خجالت میکشند. این افراد تصور میکنند دیگر با این بهانه وظیفهای ندارند، در حالی که بهانههای ذکر شده، عذر محسوب نمیشوند.
امر به معروف روش صالحان برترین مرحلۀ امر به معروف و نهی از منکر پایینترین مرحلۀ امر به معروف و نهی از منکر، انکار قلب یا تنفر از منکر است، همان طوری که همه از غذای فاسد یا فضا و مکان آلوده نفرت دارند؛ و بالاترین مرحلۀ امر به معروف، جرح و قتل است، که در این مرحله باید با اذن مجتهد عمل کرد. اما در امور حسبه و مسائل مهمی که شارع مقدس راضی به تخلف از آن نیست مانند حفظ جان، دین، قرآن، ناموس و... دیگر شرایط امر به معروف مطرح نیست. امام حسین (ع) به همۀ مراتب امربه معروف و نهی از منکر عمل کرد. او فرمود: اللهم انی احب المعروف و انکر المنکر، و امر به معروف زبانی نمود و بالاترین امر به معروف و نهی از منکر را که شهادت در راه خدا باشد، برای حفظ دین انجام داد و امروز، مظهر نصرت و یاری امام حسین (ع) در گرو امر به معروف و نهی از منکر است.
کتابنامه
1. آذرخش، آیت الله مصباح، مؤسسه امام خمینی (ره).
2. استفتائات آیة الله بهجت، ج ۳، نشر شفق.
3. امر به معروف در ترازوی تاریخ، دکتر عبدالحسین رضایی، نشر بوستان کتاب.
4. امر به معروف در کلام الهی، معصومین، امام، رهبری، سازمان تبلیغات اسلامی تهران.
5. امر به معروف و نهی از منکر، پژوهشکدة تحقیقات اسلامی.
6. امر به معروف و نهی از منکر در نهج البلاغه، تهران، پیام آزادی،۱۳۷۳
7. امربه معروف ونهی از منکر دو فریضۀ برتر در سیره معصومین، مدنی بجستانی، قم، نشر معروف.
8. امر به معروف و نهی از منکر والاترین و گران قدرترین فریضه، شیخ علی کورانی، نشر فرهنگ.
9. امربه معروف و نهی از منکر، حسین نوری، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، بوستان کتاب.
10. امر به معروف و نهی از منکر، رضا ناظمیان، سازمان تبلیغات ،۱۳۷۰
11. امر به معروف و نهی از منکر، سید حسن اسلامی، نشر خرم، قم ،۱۳۷۵
12. امر به معروف و نهی از منکر، محسن قرائتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.
13. امر به معروف، عبدالحسین دستغیب، نشر ناس، تهران، ۱۳۷۱.
14. پژوهشی در امر به معروف ونهی ازمنکر، محمداسحاق مسعودی، نشر بینالملل.
15. تحلیلی نو و عملی از امر به معروف و نهی از منکر، محمدرضا اکبری، نشر پیام مسرت.
16. توضیح المسائل مراجع ، انتشارات اسلامی.
17. دانستنیهای امر به معروف، آیةة الله محمد شیرازی، کانون اندیشه اسلامی.
18. دانشنامۀ امام علی (ع)، جلد ششم.
19. درسهایی از امر به معروف و نهی از منکر، تقدسی نیا، نشر ائمه ،۱۳۷۵
20. دو از یاد رفته، شهید قاسم اسلامی.
21. دو فریضۀ بزرگ امر به معروف و نهی از منکر، جعفر میرعظیمی، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲.
22. راه اصلاح یا امر به معروف، آیةة الله صافی گلپایگانی، نشر جامعه مدرسین.
23. رسالۀ نوین، عبدالکریم بیآزار شیرازی.
24. رمز و راز سرافرازی مسلمانان، قم، در راه حق.
25. سیری در فریضه امر به معروف، رمضان فؤادیان، دارالکتب، قم ،۱۳۷۵
26. شیوههای امر به معروف، سید احمد خاتمی.
27. شیوههای صحیح امر به معروف و نهی از منکر، دادسرای مبارزه با مواد مخدر.
28. شیوههای صحیح امر به معروف، دکتر نبی صادقی، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱.
29. کوثر ولایت، متن سخنان رهبری در زمینۀ امر به معروف، آستان قدس، ۱۳۷۱.
30. مردانی مرد اینگونه بودند (شیوههای عملی امر به معروف)، لوح محفوظ.
31. مسئولیت و نظارت مردم در حکومت اسلامی، هادی دوست محمدی.
32. مسئولیت همگانی در پرتو قانون، محمد اصغری، نشر اطلاعات.
33. نظارت ملی یا امر به معروف، ابوالقاسم علیزاده، قم.
34. نظارت همگانی، عبدالهادی فضلی.
35. وظیفه فراموش شده، احمدرضا معینی، دارالنشر، قم، ۱۳۶۸
سایر منابع
۱. ۵۰۰ معمای تلش
۲. احترام و تکریم
۳. احکام خوردنیها
۴. احکام مقدسات
۵. احکام منتظران
۶. احکام آموزشی پسران
۷. احکام آموزشی دختران
۸. احکام جوانان
۹. احکام حق الناس
۱۰. احکام شعری کودکان
۱۱. احکام عددی
۱۲. احکام معمایی
۱۳. احکام مناسبتها
۱۴. اخلق آموزشی
۱۵. اخلق و احکام کارمندی
۱۶. ارزشهای اخلقی در احادیث عددی
۱۷. اسراف، تباهی سرمایهها
۱۸. امر به معروف روش صالحان
۱۹. بازتابوحدتدرمقالتفارسی
۲۰. برای ریحانه
۲۱. برداشتهای تربیتی
۲۲. برگهای زرین
۲۳. پسران چه میپرسند؟
۲۴. پسران؛ درسها و هشدارها
۲۵. جشن عروسی
۲۶. جنگ جوان
۲۷. جوان و ندامت
۲۸. چگونه اردو برگزار کنیم؟
۲۹. حلل و حرام
۳۰. خرافهها و واقعیتها
۳۱. خود و ناخود از همین قلم
۳۲. دامها و گامهای شیطان
۳۳. دختران چه میپرسند؟
۳۴. دختران و مزاحمتها
۳۵. دختران؛ پندها و هشدارها
۳۶. راه و رسم دوستی
۳۷. رفتار والدین با دختران جوان
۳۸. ره توشه زیارت
۳۹. زندگی شیرین
۴۰. شیوههای بیان احکام
۴۱. صدفهای قرآنی
۴۲. صمیمانه با عروس و داماد
۴۳. عجله و شتابزدگی
۴۴. عطر رمضان
۴۵. عیب جویی و عیب زدایی
۴۶. غم و شادی
۴۷. غیرتمندی و آسیبها
۴۸. فلسفه احکام
۴۹. کاسب بهشتی
۵۰. گنجینه قرآن
۵۱. مذهبگرایی و مذهبگریزی
۵۲. مردم و برداشتهای احکام
۵۳. مروارید عفاف
۵۴. مشیت الهی
۵۵. معیارهای احکام
۵۶. معیارهای زندگی
۵۷. مهارتهای آموزش اخلق
۵۸. مهارتهای زندگی
۵۹. نکتههای ناب
۶۰. نگاهی به حق الناس
پانویس
- ↑ ده گفتار، مطهری، ص ۱۶۴.
- ↑ تحریرالوسیله، کتاب الامر بالمعروف، القول فی شرائط وجوبهما، م ۳.
- ↑ آل عمران / ۱۱۰.
- ↑ توبه / ۷۱. ۲. حج / ۴۱.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۸۴؛ امر به معروف، آیت الله نوری همدانی، ص ۱۶.
- ↑ آثار الصادقین، ج ۲۴، ص ۳۷۳.
- ↑ اخلاق فلسفی، ص ۳۷۲.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۳۰۴؛ مرآت الکمال، ج ۲، ص ۳۵۷.
- ↑ ترجمۀ تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۲۸۶؛ مشکاة الانوار، ص ۴۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۲.
- ↑ یس / ۶۰ و ۶۱.
- ↑ تذکرة الخواص من الامة بذکر خصائص الائمة، ج ۲، ص ۴۰.
- ↑ بقره / ۱۷۸.
- ↑ بقره / ۱۸۰.
- ↑ بقره / ۲۲۸.
- ↑ بقره / ۲۳۲.
- ↑ بقره / ۲۳۳.
- ↑ بقره / ۲۴۱.
- ↑ نساء / ۶.
- ↑ نساء / ۱۹.
- ↑ لقمان / ۱۵.
- ↑ نساء / ۲۵.
- ↑ صحیفۀ نور، ج ۹، ص ۱۹۵.
- ↑ صحیفۀ نور، ج ۱۱، ص ۸۴ و ج ۸، ص ۴۷.
- ↑ صحیفۀ نور، ج ۹، ص ۲۸۵.
- ↑ گزیدهای از سخنان مقام معظم رهبری، سال ۱۳۸۰.
- ↑ اجوبة الاستفتائات، ج ۱، ص ۳۷۷، س ۱۰۹۹.
- ↑ حماسۀ حسینی، ص ۲۱۷.
- ↑ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل هشتم.
- ↑ اعراف / ۲۰۱.
- ↑ آل عمران / ۱۰۴. ۲. عصر / ۲ و ۳.
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۷.
- ↑ در روایت آمده است: اگر گناه علنی شد و کسی جلوی آن را نگرفت، عموم مردم آسیب میبینند (أضرت العامه)، بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۷۸.
- ↑ بقره / آیات ۱۶۸ تا ۲۰۸.
- ↑ نهج البلاغه، قصار ۳۷۵.
- ↑ لئالی الاخبار، ج ۵، ص ۲۶۳؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲.
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۹۸؛ تفصیل وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۳۶.
- ↑ خاطره سقوط آندلس، احمد رائف، ص ۷۸.
- ↑ تفصیل وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۱۷.
- ↑ تحریرالوسیله، کتاب الامر بالمعروف، القول فی اقسامها، م ۱.
- ↑ نهج الفصاحه، ص ۷۶۸.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۶۴۳.
- ↑ تحریرالوسیله، القول فی مراتب الامر بالمعروف، م ۷.
- ↑ نهج البلاغه، قصار ۳۷۳؛ مرآت الکمال، ج ۲، ص ۳۲۳.
- ↑ تحف العقول، ص ۴۵۶.
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری، ۷۱/۷/۲۹.
- ↑ موسوعه کلمات امام حسین، ص ۲۴۹.
- ↑ میزان الحکمه، ج ۶، ص ۲۶۹.
- ↑ میزان الحکمه، ج ۶، ص ۲۷۶.
- ↑ اجوبة الاستفتائات، ص ۳۳۸، س ۱۰۹۰.
- ↑ جامع السعادات، نراقی، ج ۲، ص ۲۴۶.
- ↑ طه / ۴۴.
- ↑ لقمان / ۱۷.
- ↑ مصباح الشریعه، ترجمه مصطفوی، ص ۲۷۲؛ محجة البیضا، ج ۳، ص ۱۱۰.
- ↑ خصال صدوق، ج ۱، ص ۱۰۹.
- ↑ نهج البلاغه، قصار ۳۱؛ میزان الحکمه، ح ۱۲۶۹۶. ۴۶ امر به معروف روش صالحان کسی که امر به معروف کند، مؤمنان را تقویت نموده است.
- ↑ تحف العقول، ص ۲۳۷.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۸۱، م ۱۴.
- ↑ فروع کافی، ج ۶، ص ۴۸.
- ↑ نهج البلاغه، قصار ۳۹۹.
- ↑ ولا یضربن بأرجلهن &... نور / ۳۱؛ و لا تخضعن بالقول؛ لا تبرجن تبرج الجاهلیه و...
- ↑ بقره / ۴۴.
- ↑ حماسۀ حسینی، ج ۲، ص ۱۰۶.
- ↑ ده گفتار، مطهری، ص ۸۵.
- ↑ نهج البلاغه، خ ۱۷۵.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۳۰۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۹۴.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۲۰.
- ↑ تصنیف غررالحکم، ص ۲۵۴؛ آثار الصادقین، ج ۲۴، ص ۳۷۳.
- ↑ تصنیف غرر الحکم، ص ۳۸۵.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۲۵.
- ↑ گلستان سعدی.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۷۹۷، ۲۸۰۱، ۲۸۰۶، ۲۸۱۲، ۲۸۱۳.
- ↑ نور / ۲.
- ↑ انعام / ۶۸.
- ↑ رب سکوت ابلغ من کلام، (فهرست غرر، ص ۱۶۲).
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۰۰.
- ↑ تحف العقول، ص ۲۲۴.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۰۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۳۸.
- ↑ حجر / ۳۰.
- ↑ دعای ابوحمزه ثمالی.
- ↑ برای اطلاع بیشتربه آیات زیر مراجعه شود: بقره / ۳۰ و۳۱؛ مؤمنون / ۱۴؛ حجر/ ۲۹ و ۳۰.
- ↑ اعراف / ۶۸.
- ↑ شعراء / ۱۰۷، ۱۲۵، ۱۴۳، ۱۶۲، ۱۷۸.
- ↑ شعراء / ۱۰۹، ۱۲۷، ۱۴۵، ۱۶۴، ۱۸۰.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۲۷.
- ↑ کان رسول الله | اذا بلغه الرجل شیء لم یقل ما بال فلان ولکن یقول ما بال اقوام؛ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۱۶.
- ↑ بقره / ۳۵؛ اعراف / ۱۹.
- ↑ هود / ۷۸.
- ↑ . بقره / ۱۰۴
- ↑ ده گفتار، ص ۸۸
- ↑ توبه / ۱۰۳.
- ↑ طه / ۱۳۲.
- ↑ شعراء / ۲۱۴
- ↑ احزاب / ۵۹.
- ↑ منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۳۵۳.
- ↑ انعام / ۱۰۸.
- ↑ إنی أکره لکم أن تکونوا سبابین و لکنکم لو وصفتم أعمالهم و ذکرتم حالهم کان أصوب فی القول و أبلغ فی العذر؛ نهج البلاغه، خطبۀ ۱۹۷.
- ↑ حدید / ۲۵
- ↑ سبأ / ۲۴.
- ↑ یونس / ۳۵.
- ↑ استفتائات تبریزی، س ۹۷۶.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۷۸۶.
- ↑ إن قام به واحد سقط الوجوب عن غیره وإن لم یقم به أحد أثم الجمیع، واستحقوا العقاب، تحریرالوسیله، ج ۱، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، م ۲.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۷۸۷.
- ↑ لا یختص وجوب الامر بالمعروف والنهی عن المنکر بصنف من الناس دون صنف، بل یجب عند اجتماع الشرائط المذکورة علی العلماء وغیرهم، والعدول والفساق، والسلطان والرعیة، والاغنیاء والفقراء؛ توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۶۴۲؛ منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۲۷۲.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۷۹۰.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۷۹۲.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۰۴.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۰۵.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۱۳.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۱۴.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۱۵.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۱۸.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۱۷.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۲۰؛ تحریرالوسیله، مراتب امر به معروف، م ۲.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۲۳.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۲۴. ۵. توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۱۶.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، م ۲۸۱۶.
- ↑ استفتائات جدید مکارم، ج ۱، س ۱۱۵۵.
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج ۱، م ۱۴۳.
- ↑ مجمع المسائل گلپایگانی، ج ۱، ص ۵۱۴.
- ↑ مجمع المسائل گلپایگانی، ج ۱، ص ۵۱۴.
- ↑ مجمع المسائل گلپایگانی، ج ۱، ص ۵۱۷؛ اجوبةة الاستفتائات، س ۱۰۶۵؛ استفتائات جدید مکارم، ج ۱، س ۱۱۶۰.
- ↑ مجمع المسائل گلپایگانی، ج ۱، ص ۵۲۷.
- ↑ مجمع المسائل گلپایگانی، ج ۱، ص ۵۲۷.
- ↑ مجمع المسائل گلپایگانی، ج ۱، ص ۵۲۷.
- ↑ استفتائات جناتی، ج ۲، س ۱۳۱۹.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۷۲، م ۲۱.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۷۵، م ۲۱.
- ↑ منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۲۱۳.
- ↑ منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۲۱۳.
- ↑ مجمع المسائل فاضل، ج ۱، ص ۵۱۹.
- ↑ مجمع المسائل فاضل، ج ۱، ص ۵۲۶.
- ↑ استفتائات جناتی، ج ۲، س ۱۳۱۷.
- ↑ . استفتائات جناتی، ج ۲، س ۱۳۱۸.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج ۱، ص ۴۸۸، س ۱۸.
- ↑ استفتائات مکارم، ج ۲، ص ۱۴۳، س ۴۰۹.
- ↑ استفتائات امام، ج ۱، ص ۴۸۲، س ۲.
- ↑ استفتائات امام، ج ۱، ص ۴۸۲، س ۳.
- ↑ استفتائات جدید، مکارم، ج ۱، س ۱۱۵۳.
- ↑ استفتائات جدید، مکارم، ج ۱، س ۱۱۵۶.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج ۱، ص ۴۸۲.
- ↑ جامع الاحکام ، صافی، ج ۲، س ۱۴۷۸.
- ↑ جامع الاحکام ، صافی، ج ۲، س ۱۴۷۹.
- ↑ استفتائات امام، ج ۱، ص ۴۸۷، س ۱۶؛ استفتائات تبریزی، س ۹۷۱.
- ↑ اجوبة الاستفتائات، ج ۱، ص ۳۴، س ۱۰۹۱.
- ↑ همان، الشرط الثانی، م ۳.
- ↑ همان، م ۵.
- ↑ همان، م ۵.
- ↑ همان، الشرط الثالث، م ۱۰.
- ↑ تحریرالوسیله، کتاب الامر بالمعروف، القول فی شرائط وجوبهما، م ۸.
- ↑ همان، القول فی مراتب امر بالمعروف و النهی عن المنکر، المرتبة الثالثة، م ۱۱ و ۱۲.
- ↑ استفتائات بهجت، ج ۳، ص ۱۴۰، س ۳۸۴۳.
- ↑ استفتائات بهجت، ج ۳، ص ۱۴۲، س ۳۸۴۹.
- ↑ استفتائات بهجت، ج ۳، س ۳۸۷۷.
- ↑ جامع المسائل فاضل، ج ۱، س ۹۳۹.
- ↑ استفتائات امام خمینی، ج ۱، س ۱۸؛ اجوبة الاستفتائات، س ۱۰۶۸؛ جامع المسائل فاضل، ج ۱، س ۹۳۷.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، القول فی اقسامهما و کیفیة وجوبهما، الشرط الثالث، م ۱۴.
- ↑ همان، م ۴.
- ↑ استفتائات آیت الله سبحانی، ج ۱، س ۵۲۳.
- ↑ جامع المسائل فاضل، س ۹۴۰.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، القول فی اقسامهما و کیفیة وجوبهما، م۲.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۶۷؛ توضیح المسائل مراجع، ج ۲، م ۲۷۹۱.
- ↑ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۷۰. فصل سوم
- ↑ حضرت امام (ره) در توضیح المسائل میفرمایند: «اگر معروف یا منکر از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهمیت زیاد میدهد مثل اصول دین یا مذهب و حفظ قرآن مجید و حفظ عقاید مسلمانان یا احکام ضروریه، باید ملاحظه اهمیت شود و مجرد ضرر، موجب واجب نبودن نمیشود. پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقاید مسلمانان یا حفظ احکام ضروریۀ اسلام بر بذل جان و مال، واجب است بذل آن .» (مسئله ۲۷۹۴)
- ↑ ترجمۀ تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۲۹۱. لازم به توضیح است برخی از مراجع همچون آیت الله سیستانی شرط پنجمی را نیز مطرح نمودهاند و آن اینکه: فردی که معروف را ترک نموده یا منکری را انجام میدهد، معذور نباشد. (منهاج الصالحین، ج ۱، ص ۴۶۷)







