امربه معروف و نهی از منکر رسانهای با کمک مستندهای اجتماعی
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | مسعود وثوقی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| استاد راهنما | عباس ناصری طاهری |
| استاد مشاور | سید بشیر حسینی |
محتویات
- ۱ چکیده
- ۲ فصل اول: کليات تحقيق
- ۳ فصل دوم: مباني نظري تحقيق
- ۳.۱ مقدمه
- ۳.۲ پيشينه پژوهش
- ۳.۳ نظريه هاي مربوط به موضوع معروف و منکر
- ۳.۳.۱ امر به معروف و نهي از منکر
- ۳.۳.۲ = مسئوليت رسانه در اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر
- ۳.۳.۳ تبيين مدل ارتباطي ياکوبسن[۳۳]
- ۳.۳.۴ تحليل ارتباطي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر
- ۳.۳.۵ اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر به وسيله مستند
- ۳.۳.۶ انواع مستند از نظر موضوع
- ۳.۳.۷ انواع مستند از نظر ساختار
- ۳.۳.۸ پژوهش در مستند
- ۴ فصل سوم: روش تحقيق
- ۵ فصل چهارم: يافته هاي تحقيق
- ۵.۱ مقدمه
- ۵.۲ تحليل يافته ها
- ۵.۳ بهره برداري از ظرفيت هاي بالقوه رمزگان مستند اجتماعي
- ۵.۴ ويژگيهاي لازم براي مستندساز ديني
- ۶ گفتمان اسلامي
- ۶.۱ انتخاب مسئله شفافيت به عنوان موضوع
- ۶.۲ استفاده از شيوه هاي ارائه زيبايي شناسانه پيام در مستند اجتماعي
- ۶.۲.۱ تسلط بر درون مايه، ساختار و انتخاب آن بر اساس موضوع و محتوا
- ۶.۲.۲ توجه به خلاقيت، ذوق هنري و عدم تقليد صرف از قالب هاي رايج
- ۶.۲.۳ ايجاد تعادل ميان واقع گرايي و جذابيت
- ۶.۲.۴ ايجاد جذابيت با شناخت موضوع و مخاطب، ايجاد تعليق و انتخاب موسيقي
- ۶.۲.۵ انجام مصاحبه بر اساس ساختار روايي مسئله محور
- ۶.۲.۶ استفاده از مکان فيلم برداري براي جذابيت مصاحبه، تفسير و قضاوت گفته هاي مصاحبه شونده
- ۶.۲.۷ توجه به گفته هاي شخصيت و شناخت کافي از او
- ۶.۲.۸ نوشتن فيلم نامه بر اساس پژوهش و برنامه ريزي براي مسائل غيرقابل پيش بيني
- ۶.۳ استفاده از شيوه هاي ترغيب کننده مخاطب مستند اجتماعي
- ۶.۳.۱ انتخاب پيام و شيوه ارائه آن بر اساس شناخت مخاطبين
- ۶.۳.۲ ديدن مسئله از زاويه ديد مخاطب و دعوت به خير کردن او بر اساس تواناييهايش
- ۶.۳.۳ نمايش همه ابعاد يک مسئله، ايجاد مقايسه ميان معروف و منکر و برتري معروف
- ۶.۳.۴ نمايش سبک زندگي اسلامي
- ۶.۳.۵ آگاه سازي مخاطب با نمايش چگونگي رسيدن به جنبه هاي منفي منکر
- ۶.۳.۶ نمايش امر به معروف و نهي از منکر با استفاده از شيوه روايت داستاني
- ۶.۳.۷ انتخاب لحن مستند بر اساس موضوع، هدف و قالب
- ۶.۳.۸ استفاده تلفيقي از لحن پرسشگر و منتقد براي مخاطب منطقي و قالب عقلاني
- ۶.۳.۹ استفاده از نمادهاي سينمايي، روانشناسي موسيقي و لحن راوي براي تأثيرگذاري
- ۶.۳.۱۰ استفاده به موقع از شيوه ي بازسازي واقعيت و عدم فريب دادن مخاطب
- ۶.۳.۱۱ ايجاد تعامل با مخاطب توسط روايت مسئله هايش
- ۶.۳.۱۲ استفاده از جدال احسن در روايت مستند
- ۶.۳.۱۳ انتخاب شخصيت معمولي، با مشکلي قابل درک و زندگي متحول شده
- ۶.۳.۱۴ انتخاب شخصيت توانا در ارائه درونيات خود با صورت و بياني جذاب
- ۶.۳.۱۵ ايجاد زمينه براي معرفي شخصيت با شناخت کافي از او و طراحي سؤالات مناسب باهدف مستند
- ۶.۳.۱۶ روايت واقعي زندگي شخصيت، انتخاب نماهاي اخلاقي و رعايت اخلاق در رفتار مجري با او
- ۶.۳.۱۷ نمايش الگو اخلاقي کم حاشيه و نزديک بافرهنگ مخاطب
- ۶.۳.۱۸ نمايش الگو والامقام آرمان ساز و بررسي فرد موفق براي پاسخ به مسئله فيلم
- ۶.۳.۱۹ هم ذات پنداري با شخصيت به وسيله معرفي واقعيت ها، شباهت و تفاوت هاي او با مخاطب
- ۶.۳.۲۰ بيان با جزئيات زندگي شخصيت هاي غلبه کننده بر شيطان
- ۶.۳.۲۱ پذيرش گفته هاي شخصيت با نمايش زندگي او
- ۶.۴ تشويق به شرکت در مراسم ها
- ۷ فصل پنجم
- ۸ نتيجه گيري و پيشنهادها
- ۹ مسئله فيلم
- ۱۰ مؤلفه های مؤثر در مراحل پژوهش مستند اجتماعی
- ۱۱ فهرست منابع
- ۱۲ منابع انگليسي
- ۱۳ ضمايم
- ۱۴ Abstract:
- ۱۵ پانویس
چکیده
مستند اجتماعی از میان گونههای متنوع برنامهسازی تلویزیونی، به علت موثر بودن در عرصهی آموزش، ترویج فرهنگ و پرداخت به موضوعات مبتلا به مخاطبان، رمزگانی است که میتوان به وسیلهی آن فرآیند امر به معروف و نهی از منکر را در رسانه اجرا نمود. اما علیرغم تمام این ظرفیتها و مزایا، در رسانه ملی از مستند اجتماعی کمتر استفاده شده است. با توجه به فعالیت تخصصی شبکههای مستند و افق سیما همچنین تلاشهای سایر گروههای مستند شبکههای سیما، برای تولید برنامههای مستند شیوهنامه مکتوب و مدونی که محصول یک کار پژوهشی متمرکز در این حوزه باشد، وجود ندارد.
مستند اجتماعي از ميان گونه هاي متنوع برنامه سازي تلويزيوني، به علت مؤثر بودن در عرصه تخصصي شبکه هاي مستند و افق سيما همچنين تلاش هاي ساير گروه هاي مستند شبکه هاي سيما، براي نيمه ساختار يافته با سازندگان مستندهاي اجتماعي، اساتيد سينما، کارشناسان رسانه و پژوهش گران حوزه ي امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي، فهرستي از مؤثرترين مؤلفه هايي که مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي مي نمايد استخراج شد. انتخاب مسئولانه موضوع با راهنمايي مشاوران و انجام پژوهش، استفاده از جدال احسن، بررسي همه ابعاد مسئله و معرفي معروف به عنوان مفهوم برتر در روايت مستند اجتماعي، معرفي ويژگي ها و جزئيات زندگي شخصيت و الگوي اخلاقي با رعايت واقع گرايي، توجه به روايت مفاهيم با استفاده از فن هاي سينمايي، روانشناسي موسيقي، لحن راوي و ساختار منطقي در فيلم نامه از جمله مهم ترين مؤلفه هايي هستند که بايد در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي مورد توجه قرار گيرند.
کلمات کليدي: امر به معروف و نهي از منکر، مستند اجتماعي، دستور العمل، مدل ارتباطي ياکوبسن
فصل اول: کليات تحقيق
مقدمه
در فصل حاضر مسئله پژوهش و ضرورتها و اهمیت پاسخ به آن تبیین شده است. در ادامه به اهداف پژوهش و سؤالات اصلی و فرعی توضیح داده شده است. منظور مشخص شدن ابعاد مسئله همچنین برای حل مسئله مذکور روش علمی و نحوه ی اجرای پژوهش را شرح خواهیم داد. در آخر نیز تمامی مفاهیم مورد نظر پژوهش را به منظور شفافسازی هر چه بیشتر مسئله تعریف مینماییم
بيان مسئله پژوهش
رسانه ها در جوامع امروزی طبق نظریه مسئولیت اجتماعی، همانگونه که حق دارند از دولت و منافع ملی و پاسخ به نیازهای جامعه دارند. یکی، سایر نهادها انتقاد کنند، مسئولیتی نیز در قِبال مصالح رشد و تعالی آن جامعه است. از سوی دیگر گفتمان دین اسلام به از مهمترین نیازهای هر جامعه به دستورالعملی اشاره دارد که با نام امر به معروف و نهی از منکر شناخته، منظور رشد و تعالی جامعه شده است؛ بنابراین رسانهها در جامعه اسلامی در قبال مسئولیت اجتماعی خود وظیفهی استفاده از این فرآیند در تولید برنامههایشان را دارند. در این راستا رسانه ملی با توجه به امکانات فنی و هنری موجود تلاشهایی را در زمینه تولید انواع برنامههای رادیوی و تلویزیونی برای اجرای فرآیند، در کشور امر به معروف و نهی از منکر انجام داده است؛ اما به نظر میرسد این تلاشها کافی نبوده است؛ زیرا سازمان صدا و سیما میبایست در زمینه رشد و تعالی جامعه به وسیله اجرای فرآیند امر به معروف و جریان سازی کند و مجموعه برنامههایی را در قالبهای گوناگون تولید نماید. از میان، نهی از منکر گونههای متنوع برنامهسازی تلویزیونی، مستند اجتماعی علیرغم تمام ظرفیتها و مزایای آن در اجرای با توجه، صحیح فرآیند امر به معروف و نهی از منکر کمتر در رسانه ملی مورد استفاده قرار گرفته است به فعالیت تخصصی شبکههای مستند و افق سیما همچنین تلاشهای سایر گروههای مستند شبکه های سیما برای تولید برنامه های مستند شیوه نامه مکتوب و مدونی که محصول یک کار پژوهشی متمرکز، در این حوزه باشد وجود ندارد؛ بنابراین مسئله اصلی تحقیق حاضر جستجو به منظور شناخت، دستورالعملی است که به صورت فهرستی از مؤثرترین مؤلفهها مستندساز را در ساخت مستند اجتماعی باهدف اجرای صحیح فرآیند امر به معروف و نهی از منکر راهنمایی مینماید. نتیجهی این تلاش آن است که مستندساز با دقت بیشتری مستند اجتماعی را باهدف امر به معروف و نهی از منکر توسط تولید نماید. تا قدمی برای اجرای صحیح این فرآیند مدنظر در رسانه آن هم با کمک، رسانه مستند اجتماعی به منظور رشد و تعالی جامعه برداشته شود.
اهميت و ضرورت انجام پژوهش
فعاليت هاي علمي پژوهشگران در حوزه ي مطالعاتي امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي به انتشار مقالات ترويجي، مروري گرايش بيشتري داشته است و تمرکز کمتري بر مقالات پژوهشي انجام گرفته است. بخش ديگري از پژوهش هاي انجام شده نيز به سمت مطالعات بنيادي و کتابخانه اي رفته اند و پژوهش هاي کاربردي در حوزه ي مطالعاتي امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بنابراين انجام پژوهش کاربردي در اين حوزه ي مطالعاتي داراي اهميت است. همچنين در دنياي امروز که براي توليد برنامه در رسانه ها پژوهش هاي گسترده اي صورت ميگيرد چنين انتظار ميرود که هر رسانه با توجه به وظايف خود و با بهره جويي از پژوهش هاي علمي، مفاهيم گوناگوني را در انواع قالب هاي برنامه سازي به منظور تأثيرگذاري بر مخاطبان ارائه نمايد. رسانه ملي نيز که يکي از مهم ترين وظايفش رشد و تعالي جامعه است ميبايست از فرآيند امر به معروف نهي از منکر در توليد محتوا خود بهره جويد. پژوهش نيز در راستاي اجراي صحيح اين فرآيند توسط انواع قالب هاي برنامه سازي به منظور تأثيرگذاري بر مخاطبان حائز اهميت است. از سوي ديگر در ميان انواع قالب هاي برنامه سازي، مستند اجتماعي از ظرفيت بالقوه اي در اجراي صحيح اين فرآيند برخوردار است که براي بهره برداري از اين ظرفيت ها، عدم وجود دستورالعملي که مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي مي نمايد به شدت احساس مي شود؛ بنابراين ضروري است که اين پژوهش انجام شود تا به وسيله شناخت دستورالعمل يادشده، از ظرفيت هاي بالقوه مستندهاي اجتماعي در اجراي صحيح اين فرآيند توسط رسانه، بهره برداري گردد.
اهداف پژوهش
ارائه دستورالعملي که به صورت فهرستي از مؤثرترين مؤلفه ها مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي مي نمايد، هدف اصلي پژوهش است.
سؤالات پژوهش
سؤال اصلي
مؤثرترين مؤلفه هاي موجود در دستورالعمل مورد نظر که مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي با هدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي مي نمايند، کدام اند؟
سؤالات فرعي
مؤلفه هاي مؤثر در انتخاب موضوع مستندهاي اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه کدام اند؟
مؤلفه هاي مؤثر در طراحي ساختار مستندهاي اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف نهي از منکر در رسانه کدام اند؟
مؤلفه هاي مؤثر در انتخاب شخصيت هاي مستندهاي اجتماعي به منظور اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه کدام اند؟
مؤلفه هاي مؤثر در مراحل پژوهش مستندهاي اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف نهي از منکر در رسانه کدام اند؟
فرضيات پژوهش
پژوهش حاضر اکتشافي است و محقق در جستجوي پاسخ به پرسش هاي پژوهش است. لذا اين پژوهش داراي فريضه نيست.
روش تحقيق
پژوهشگر در جستجوي شناخت دستورالعملي براي راهنمايي مستندساز در توليد مستندهاي اجتماعي به منظور اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه است. از طرفي ديگر کارشناسان حوزه ي هنر، دين و رسانه داراي افق ديد مناسبي در خصوص موضوع پژوهش حاضر ميباشند و نظرات کارشناسانه ي آن ها ميتواند در پاسخ به سؤالات پژوهش و شناخت دستورالعمل، محقق را ياري نمايد؛ بنابراين به منظور استفاده از نظرات کارشناسان، روش مصاحبه انتخاب شد. از ميان انواع مصاحبه ها، از روش مصاحبه ي نيمه ساختار يافته که به علت عدم ساختار منظم سؤالات پژوهش و ايجاد فضاي صميمي براي يافتن نظرات دقيق و تجربه هاي کارشناسان، به محقق اجازه ميدهد تغييرات ضابطه مند را در فرايند مصاحبه صورت دهد، برگزيده شد.
تعريف مفاهيم پژوهش
امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي
در گفتمان دين اسلام در جامعه اسلامي «همه مردم موظف اند پاسدار فضيلت ها و نيکي ها نابودکننده بدي ها و نادرستي ها باشند. پاسداري نيکي ها به نام «امر به معروف « و ستيزه گري با بدي ها «نهي از منکر« ناميده مي شود[۱]. «به عبارت ديگر «معروف و منکر از نظر اسلام، محدود به حد معين نمي شود. تمام هدف هاي مثبت اسلامي، داخل در معروف و تمام هدف هاي منفي اسلامي، داخل در منکر است[۲]. «همچنين مي توان به امر به معروف و نهي از منکر به عنوان فرآيند فرهنگي نگاه کرد که قصد بر بسط ارزش ها و طرد بدي ها در جامعه دارد و براي اجراي آن مي توان از تمام راه هاي مشروع و اخلاقي به منظور بيش ترين تأثيرگذاري بهره جست. حال اگر اين فرآيند يعني امر به معروف و نهي از منکر از راه رسانه انجام گيرد آنگاه در اين پژوهش آن را با تمام ويژگي هاي يادشده، امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي ياد خواهيم نمود.
مستند اجتماعي
منتقدان و کارشناسان سينما تعاريف گوناگوني براي فيلم مستند ارائه کرده اند. اما در پژوهش حاضر تعريف «اتحاديه جهاني فيلم هاي مستند« به عنوان تعريف فيلم مستند انتخاب شده است. «فيلم مستند شامل تمام روش هايي است که براي ثبت جنبه هاي مختلف واقعيت روي نوار فيلم بکار مي روند. اين گونه فيلم ها احساس و تفکر را برمي انگيزد و گزارش حقيقي و راستيني از واقعيت ارائه مي دهند يا به تفسيري صادقانه و موجه، پس از رخ دادن رويداد ها اکتفا مي کنند. هدف اين فيلم[۳]حال اگر موضوع مستند يک موضوع اجتماعي باشد ما آن مستند را در اين پژوهش، مستند اجتماعي مي ناميم.
دستورالعمل
دستورالعمل در پژوهش حاضر به فهرستي از مؤثرترين مؤلفه هايي گفته مي شود که مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر توسط رسانه راهنمايي مي نمايد. دستورالعمل مذکور مستندساز را در انتخاب موضوع، طراحي ساختار، گزينش شخصيت هاي مورد بررسي و برگزيدن لحن، انجام مراحل پژوهش توليد يک فيلم مستند اجتماعي، ياري مي رساند.
فصل دوم: مباني نظري تحقيق
مقدمه
در اين فصل پيشينه تحقيقات موجود در زمينه موضوع پژوهش واکاوي مي گردد. در ادامه نيز براي روش شدن ابعاد مسئله تحقيق که به صورت اکتشافي است به بيان نظريه هاي مربوط به موضوع اکتفا مي نماييم و در اين زمينه نظريه هايي که در خصوص مفاهيم تحقيق مطرح مي باشند را شرح خواهيم داد.
پيشينه پژوهش
فعاليت هاي علمي پژوهشگران در حوزه ي مطالعاتي امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي به انتشار مقالات ترويجي، مروري گرايش بيشتري داشته است و تمرکز کمتري بر مقالات پژوهشي انجام گرفته است؛ بنابراين به منظور ارتباط با بحث اصلي پژوهش به بررسي دو مورد از اين آثار پژوهشي مي پردازيم.
امر به معروف و نهي از منکر: اصول جایگزین برای نظریه های هنجاری رسانه « عنوان مقاله پژوهشی حسن یوسف زاده است که در تابستان 92 و در فصلنامه معرفت فرهنگی اجتماعی منتشر شده است این پژوهش با الهام از آیه ی104 سوره ی آل عمران و روش مقایسه نامتوازن پیوسته صورت گرفت. که نتیجه پژوهش به این شکل بود که رسانه های جمعی » نه تنها از ظرفیت بالایی برای فرهنگسازی در جهت عمل و گسترش اصل امر به معروف نهی از منکر برخوردارند، بلکه با توجه به تحولاتی که در حیات اجتماعی به وجود آمده است، فعاليت رسانه اي در مقايسه با شکل هاي سنتي امر به معروف، داراي مزاياي منحصربه فرد است و اين ظرفيت و مزاياي منحصربه فرد مسئوليت رسانه ها را در جامعه اسلامي دو چندان است. در اين راستا در چکيده پژوهش آمده است که اصل «امر به معروف و نهي از منکر« به عنوان نظريه ي هنجاري اسلام، ظرفيت بالايي براي رقابت با نظريه هاي هنجاري رايج دارد. از طرفي ديگر اين پژوهش بيان مي کند که هرگونه اقدام، برنامه سازي و فرهنگ سازي در اين زمينه، مستلزم توجه به الزامات امر به معروف نهي از منکر است که از جمله، مي توان به آگاهي از وظايف و نقش ها، انتخاب محمل مناسب براي انتقال پيام و به اشتراکگذاري معنا، هماهنگي نظر و عمل متناسب با اقتضائات فعاليت رسانه اي، اتخاذ اصلاحي و همگرايي رسانه اشاره کرد؛ بنابراين اين پژوهش ما را در راستاي بيان ظرفيت، شرايط و مسئولیت رسانهها برای اجرای فرآیند امر به معروف و نهی از منکر یاری مینماید.
همچنین تحقیقی با عنوان رویکردی رسانه ای به تحلیل ارتباطي امر به معروف و نهي از منکر» توسط آقایان ناصر باهنر و محمدرضا روحانی در بهار در 93 در قالب مقاله پژوهشی در فصلنامه مطالعات فرهنگ – ارتباطات منتشر شده است. در اين تحقيق با تکيه بر آنکه در رويکرد ديني، رسانهی مسئول، ابزاری برای بسط نیکی و طرد بدی و تحقق مسئولیت در برابر جامعهی دینی است. پرسشی در خصوص چگونگی مطرحشدن امر مذکور در فرآیند ارتباطات جمعی و رسانهای و با محوريت فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر ارائه شده است. در اين زمينه نگاه پژوهش به رسانه به عنوان ابزار و امر به معروف و نهي از منکر به عنوان محتواي رسانه هست که ظرف و مظروف يکديگر بوده و نقشي تبليغي در جامعه ايفا مي کنند؛ اما در اين تحقيق براي دستيابي به چنين رويکردي فرآيند ارتباط در رسانه تحليل و در اين راستا بر اساس مدل ارتباطي ياکوبسن اجزاء و کارکرد هر يک از عناصر ارتباطي مشخص شده است. نهايتا براي تحليل رسانه ي اسلامي طبق مدل ارتباطي ياکوبسن، اجزاء رسانه با مؤلفه هاي فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر در کنار يکديگر تبيين گشته است؛ بنابراين اين پژوهش با تحليل رسانه اي از امر به معروف و نهي از منکر ما را در مباني نظري دستورالعملي که مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي مي نمايد، ياري مي کند.
نظريه هاي مربوط به موضوع معروف و منکر
معروف و منکر که در گفتمان اسلامي به اعمال پسنديده و ناپسند اطلاق مي گردند، قرابت معنايي با دو مفهوم هنجار و ناهنجار در علوم اجتماعي دارا مي باشند؛ بنابراين براي شروع مبحث به تشريح مفهوم هنجار مي پردازيم. کلمه ي هنجار (Norm( در لاتين معناي «گونيا«ميدهد و از اين رو از آن قانون، قاعده و يا مثالي بر ميآيد که بدان رجوع ميشود[۴].در امور اجتماعي، هنجارها يک سلسله قضاياي انشايي، دستوري و قاعده اي هستند که انسان اجتماعي را در شناخت کارها و اعمال شايسته و هماهنگ با جامعه ياري ميدهد[۵]در اينجاست که مفهوم هماهنگي با جامعه و به عبارت ديگر جامعه پذيري، اجتماعي شدن و عمل اجتماعي در تعريف هنجار به کار گرفته ميشود و رابطه ي ميان آن دو مشخص ميگردد. بدين ترتيب هنجارها عبارت از احکامي هستند که به عنوان ضوابط مشترک عمل اجتماعي به خدمت گرفته ميشوند. رفتار انساني قاعده منديهاي معيني از خود بروز ميدهد که حاصل پاي بندي به انتظارات يا هنجارهاي مشترک است. به اين معني، عمل آدميان تابع قواعد است[۶]. اما در داير المعارف علوم اجتماعي چنين آمده است که هنجارها مدلهاي فکري يا خطوط راهنمايي هستند که به وسيله ي آن، ما اعمال خود و ديگران را از لحاظ فکري، کنترل و ارزشيابي ميکنيم[۷]از منظر ديگر هنجارهاي اجتماعي عبارت است از شيوه هاي رفتار، عمل يا انديشه که در جامعه اي پذيرفته شده و انطباق با آن در فرآيند اجتماعي شدن فرد تحقق ميپذيرد[۸] ؛ بنابراين هنجار فقط به اعمال و رفتار فرد بستگي ندارد و آن را مي توان در شيوه هاي تفکر و انديشه فرد نيز جستجو و بررسي کرد. همچنين اصطلاح هنجار با توقعات اجتماعي در باب رفتار درست يا بايسته ارتباط پيدا ميکند، پس هنجارها متضمنا چنان معنا ميدهند که مشروعيت، رضايت و فتوايي در کار است[۹]. گاهي اوقات نيز هنجار در مورد يک قانون، فرمول يا بياني مجرد در مورد آنچه بايد باشد، به کار ميرود؛ در آن صورت معناي دستوري مييابد و با تکيه بر قضاوت هاي ارزشي، آنچه را از نظر انديشه و اخلاق بايد باشد تجويز ميکند[۱۰].
هنجارها را نيز ميتوان به چند دسته تقسيم کرد:
الف - هنجارهاي قانوني يا قوانين موضوعه و مدون که از سوي قانون گذاران وضع ميشود و رسما اجرا ميگردد و ضمانت اجراي آن ها، معمولا از خارج از فرد يعني جامعه و نظامت مربوط به آن اعمال و نظارت ميشود.
ب - هنجارهاي اخلاقي که در طي زمان در جامعه نشو و نما و تکوين مييابند و الزام آن ها در دورن آدمي به عنوان عضو جامعه شکل و کارکرد دارند و اثر مينهند يا منشأ ديني و مذهبي دارند که از سوي مراجع مذهبي پيگيري و نظارت ميشوند و زماني نيز در هنجارهاي قانوني و قوانين موضوعه جای می گیرند.
ج - حد میانی این دو، آداب و رسوم است که الزام و اجبار در رعایت آنها، هم مربوط به خارج از فرد (جامعه) و هم متضمن پذیرش درونی (خلق و خو و تربیتهای مربوط) است (آ
در این راستا برخی از هنجارها، از سوی فرمانروایان جامعه نهاده میشوند و پارهای در طول زمان و به تدریج ضرورت وجودی مییابند و بعضی نیز از جانب ادیان و ایدئولوژیهای معمول در جامعه، رایج میگردند و موافق بسترهای فرهنگی جامعه شکل و عمل پیدا میکنند. آنچه غیرقابلانکار این است که هنجارها با آداب، رسوم، سنتها، عرف معمول و ارزشهای اجتماعی مناسبت، است[۱۱] ، دارند .
پنج عنوان کلی ذیل قرار، اما از نظر اسلام همهی رفتاری را که انسان از خود بروز میدهد، میگیرد: واجب (ضرورت انجام)، مستحب(اولویت)، مـباح (بـدون اولویـت)، مکروه (اولویت ترک) حرام (ضرورت ترک). باید افزود که واجـب و ضـروری بـر اعمال و رفتاری اطلاق میشود که فرد مسلمان لازم است آنها را انجام دهد و اجازه ترکشان را ندارد. در مقابل، حرام به اعـمال و رفـتاری اطـلاق میشود که لازم است از آنها دوری جست و مرتکب نـگردید. مـستحب بر اعمال و رفتاری اطلاق میشود که فرد مسلمان بهتر است انجام دهد. مکروه نیز بر اعمال و رفتاری اطـلاق میشود که پرهیز از آن اولویت دارد. عناوین پنجگانه ذکرشده بر ظـهور آن، مربوط به اعمال و رفتار اخلاقی و حقوقی میشود؛ بنابراین، مـنظور ایـن عناوین پنجگانه، هم هنجارهای حقوقی است و هم اخلاقی دارای ضرورت و یا اولويـت تـرک يـا عدم ترک است. واجبات، محرمات، مستحبات و مکروهات نمايان گر هنجارها هـستند و در واقـع، چهار قسم راهنماي اعمال و رفتار مسلمان است. اين رو، هـنجارهاي اسـلامي که منظور آن هنجارها و قواعد رفتاري اسـت کـه در جـامعه و نظام اسلامي مطلوب وجود داشت. بـه دو دسته کلي تقسيم مي گردند:
١- هنجارهايي که ضرورت دارد و در صورت تخلف با مجازات همراه است؛ اين مـحرمات و واجـبات را شامل مي شود.
٢- هنجارهايي که تنها اولويت دارد و تخلف از آن ها مجازات قابل توجهي بـه دنـبال نخواهد داشت؛ اين قسم شامل مستحبات و مکروهات باشد[۱۲].
علاوه بر هنجارهاي ذکرشده در گفتمان اسلامي به دو مفهوم معروف و منکر نيز اشاره شده است که استاد شهيد مرتضي مطهري در خصوص تعريف اين دو مفهوم مي نويسد: معروف و منکر از نظر اسلام، محدود به حد معين نمي شود. تمام هدف هاي مثبت اسلامي، داخل در معروف و تمام هدف هاي منفي اسلامي، داخل در منکر است[۱۳]. بنابراين مي توان افزود که معروف و منکر به محدوده ي گسترده اي از هنجارهاي اخلاقي و ديني تعلق دارند.
امر به معروف و نهي از منکر
هنجارها و ارزش ها در هر جامعه ملاک انديشه و تفکر، احساس و تعقل، عمل و رفتار افراد آن جامعه است که همه ي افراد ملزم به رعايت آن ميباشند و اين رعايت و الزام به آن، از طرق مختلف بر افراد جامعه تحميل ميشود. نهادهاي گوناگوني که نقش اجتماعي کردن را در جامعه بر عهده دارند، از عوامل اساسي در اين مورد به شمار ميروند، زيرا از طريق دروني کردن اين هنجارها و ارزش ها، فرد را به طور نامحسوس و ناخودآگاه به رعايت هنجارها و ارزش هاي جامعه وادار ميسازند. سازمان ها و ارگانهاي رسمي نيز با استفاده از ابزار گوناگون، پيروي از هنجارها و ارزش ها در جامعه و تبعيت از آن ها را (معمولا واردي که جنبه ي قانوني پيدا ميکند( کنترل و نظارت مينمايد. افراد جامعه نيز، خود از عوامل نظارت و کنترل در جامعه به شمار ميروند[۱۴]. فعاليت هاي نظير آنچه که مطرح شد در راستاي نظارت اجتماعي صورت مي گيرد که مي توان آن را اين گونه تعريف نمود: مجموعه فرا گردهاي جامعه پذيري و به ويژه فشاري است که افراد از جانب سايرين در جامعه حس ميکنند و اين فشار باعث ميشود تا رفتار آن ها در جهت هم رنگي و متابعت از جامعه سوق داده شود و انسجام جامعه حفظ گردد[۱۵].
اما در کل نظارت اجتماعي ميتواند به دو صورت مثبت يا منفي باشد؛ يعني گاهي به صورت فرمان، توصيه و تشويق و گاهي به صورت ممنوعيت، تهديد و تحريم، گاهي به صورت رسمي و علني و گاهي ضمني و تلويحي بيان ميشود؛ يعني زماني صورت قانون و زماني شکل تأييد يا استهزاي عامه به خود ميگيرد. نظارت اجتماعي ميتواند جامعه را از طريق ايجاد ثبات و هم با ايجاد دگرگوني تحول حفظ کند، زيرا جوهر جامعه در حرکت و پويايي آن است. به طور کلي روش ها و وسايل اعمال نظارت اجتماعي عبارت است از فشارهاي رواني که به صورت نام و آگاهانه به کار گرفته ميشود تا افراد رفتاري کنند که جامعه انتظار دارد. اين نوع وسايل بسيار متنوع اند ولي به طور کلي دو دسته اند:
تشويق و تنبيه.
عاملان اين نظارت در مواردي ميتواند جامعه ي کل باشد و در مواردي افراد و گروه هاي[۱۶]؛ بنابراين در جامعه اسلامي مردم علاوه بر فعاليت هاي سازمان ها و ارگانهاي رسمي موظف اند با استفاده از هرگونه ابزار مشروع و اخلاقي به اجراي امر به معروف و نهي منکر که مجموعه اي از توصيه ها و ممنوعيت ها است، بپردازند. ايشان مي توانند اين امر را به صورت انفرادي، يا با همراهي سازمان ها و نهادهاي گوناگوني که نقش نظارت اجتماعي بر عهده دارند به مرحله ي انجام برسانند؛ بنابراين در گفتمان دين اسلام، امر به معروف و نهي منکر فرآيندي به منظور نظارت اجتماعي است؛ اما از آنجا مفهوم معروف و منکر در دين اسلام به محدوده ي گسترده اي از هنجارهاي اخلاقي و ديني تعلق دارند؛ بنابراين نتيجه اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر، رشد و تعالي همه مردم از نظر مادي و معنوي خواهد بود.
«گروه ابتدايي« ناميده شده و روابط آنان عاطفي، صميمي و کاملا انساني است، بسيار شديد است ميتوان گفت که هر فرد زير حراست چشم ها و گوش هاي کنجکاو ديگران زندگي ميکند. در اين گروه ها عقايد و افکار حاکم بر گروه کاملا رعايت ميشود و افراد خلاف کار به سختي مجازات ميشوند. در اين گروه ها نيازي به وسايل ارتباطي توده اي وجود ندارد؛ اما در گروه هاي بزرگ يعني «جامعه « در نظريه ي تونيس و «گروه ثانوي« در نظريه ي کولي که روابط افراد خشک، خشن و سطحي است، به سبب تقدم منافع اجتماعي بر منافع فردي، براي تأمين منافع فردي افراد با اتحاد در قالب جمعيت ها و اتحاديه ها، با دولت ارتباط برقرار ميکنند و به موازات آن نيازها و خواسته هاي خود را به کمک رسانه ها با همه ي مردم در ميان ميگذارند. در اين گروه ها رسانه ها نقشي اساسي در نظارت اجتماعي پيدا ميکنند[۱۷].
از طرفي ديگر از آنجا که در گفتمان دين اسلام، امر به معروف و نهي منکر فرآيندي به منظور نظارت اجتماعي است، پرسشي مطرح مي گردد که آيا رسانه هاي جمعي در جامعه اسلامي شرايط لازم را دارند تا اين فرآيند را اجرا کنند. براي پاسخ به اين پرسش به يکي از منابع معتبر دين اسلام و مذهب شيعه رجوع مي نماييم. در وسايل الشيعه در باب «استحباب امر به معروف « حديثي از امام صادق(ع) آمده است که طبق آن اقدام به امر به معروف دست کم داراي سه شرط است : رغبت، قدرت و اذن. چنين نيست که هر که دوست داشته باشد بتواند معروف را براي مردم بشناساند؛ زيرا همگان بر اين امر قدرت ندارند و اگر هم قدرت داشته باشند، اذن چنين کاري ندارند. چنانچه کسي از هر سه ويژگي برخوردار باشد، سعادت در حق او و کار او تمام خواهد شد[۱۸]. [۱۹]؛ اما براي بررسي قدرت رسانه هاي جمعي در جامعه اسلامي به منظور اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر نيز بايد به تعريف کازنو از نظارت اجتماعي توجه نمود. بر اساس اين تعريف بخشي از نظارت و کنترل اجتماعي، از طريق فرا گردهاي جامعه پذيري و اجتماعي شدن صورت ميگيرد[۲۰] ؛ بنابراين براي فهم بيشتر از چگونگي نظارت و کنترل اجتماعي به تعريف مفهوم اجتماعي کردن مي پردازيم. دانشمندان علوم اجتماعي، اجتماعي کردن را فرآيندي مي دانند که طي آن فرد شيوه هاي رفتاري، باورها، ارزش ها، الگوها و معيارهاي فرهنگي خاص به جامعه را ياد ميگيرد و آن ها را جزء شخصيت خود ميسازد. بنياديترين بخش اجتماعي کردن در دوران کودکي روي ميدهد اما اين روند در سراسر عمر آدمي ادامه مييابد.
اجتماعي کردن داراي دو نقش اساسي است : اول - از نظر فردي، اجتماعي کردن استعدادهاي بالقوه فرد را شکوفا ميکند و امکانات رشد شخصيت و تبديل فرد به شخصي اجتماعي را فراهم مي آورد.
دوم - از نظر جامعه اجتماعي کردن فرآيندي است براي انتقال ويژگي هاي فرهنگي يک جامعه از نسلي به نسل ديگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نيز تربيت افراد براي ايفاي نقش ها
احراز پايگاه هاي مختلف اجتماعي[۲۱]. همچنين جامعه شناسان دو نوع عامل اجتماعي را از يکديگر متمايز کرده اند.
الف - اجتماعي کردن نخست که خانواده و گروه هاي همسالان را در برمي گيرد.
ب - اجتماعي کردن دوم که شامل مدرسه و رسانه ها است[۲۲] (ق (.
همان طور که ملاحظه فرموديد رسانه ها جزء عامل دوم اجتماعي کردن مي باشند و به عنوان يکي از عوامل بسيار مهم اين فرآيند مطرح هستند. روزنامه ها، نشريات ادواري، مجلات و به ويژه تلويزيون و رسانه هاي نوين ماهواره اي و الکترونيکي و رقمي اي، هر روزه مورد استفاده وسيع گروه هاي مختلف اجتماعي و از جمله نسل هاي کودکان، نوجوانان و جوانان قرار مي گيرند و نگرش و عقايد آن ها را تحت تأثير قرار ميدهند. تحقيقات فراواني انجام شده است که تأثير برنامه هاي رسانه را بر )به ويژه هنجارها و ارزش ها( را انتقال ميدهند[۲۳]همچنين از نظر هارولد لاسول نيز، رسانه ها در حکم انتقال دهنده فرهنگ، براي انتقال اطلاعات، ارزش ها و هنجارها از يک نسل به نسل ديگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. آن ها از اين راه با گسترش بنيان تجربه ي مشترک، انسجام اجتماعي را افزايش ميدهند[۲۴].
بنابراين رسانه ها نقش قابل توجه اي در انتقال هنجارها و ارزش ها دارا هستند و به فرا گرد اجتماعي کردن که بخشي از نظارت و کنترل اجتماعي از طريق آن انجام مي شود، ياري مي رسانند. حال اگر معروف و منکر را به عنوان محدوده گسترده اي از هنجارهاي اخلاقي و ديني بدانيم و به فرآيند امر به معروف و نهي از منکر، نگاه فرهنگي و رسانه اي داشته باشيم، رسانه هاي جمعي در جامعه اسلامي در اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر قدرتمند است. از طرفي ديگر چون جايگاه رسانه اي در جامعه ي اسلامي و شيعي (جامعه اي مثل ايران ( در نسبت با ولايت فقيه تعريف مي شود در اين زمينه، مأذون خواهند بود[۲۵] ؛ بنابراين رسانه هاي جمعي در جامعه اسلامي شرايط لازم، براي اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر را دارا مي باشند.
= مسئوليت رسانه در اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر
براي بيان هنجارهاي حاکم بر رسانه ها، يک رشته نظريه پردازي تحت عنوان نظريه هاي هنجاري رسانه ها طرح شده است. اين نظريه ها ميکوشد بايدها و نبايدهاي عملکردهاي رسانه ها را بر اساس نظام سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي حاکم بر جامعه تبيين کند. اين نظريه ها به ترسيم رابطه دولت، رسانه و جامعه ميپردازد و انتظارت دولت از رسانه ها، ضوابط و شرايط حاکم بر آن ها توقعات مربوط به نقش اجتماعي رسانه ها را در جوامع گوناگون مورد بررسي قرار ميدهد. اين نظريه ها در کنار نظريه هاي علمي - اجتماعي، عملکردي و شعور عامه چهار حوزه ي اصلي نظريه پردازي در ارتباطات جمعي را تشکيل ميدهد[۲۶]
يکي از گونه هاي نظريه هاي هنجاري رسانه ها، نظريه ي مسئوليت اجتماعي است که در اين نظريه اصل بر ايجاد پيوند ميان «استقلال و آزادي رسانه ها« و «وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي« آن هاست که تأکيد مي کند رسانه ها بايد در عين پاسخگويي به نيازهاي مخاطبان، در برابر فعاليت هاي خود مسئوليت نيز داشته باشند و وظايف اجتماعي خود را محدود به گيرندگان پيام يا مالکان رسانه ها ندانند.
مضمون اصلي اين نظريه اين است که آزادي و مسئوليت، دو روي يک سکه هستند و همان گونه که رسانه ها حق دارند از دولت و ساير نهادها انتقاد کنند، مسئوليتي نيز در قبال مصالح و منافع ملي پاسخ به نيازهاي جامعه دارند[۲۷]
مک کوايل (١٩٩٤) اصول اساسي نظريه ي مسئوليت اجتماعي را به شرح زير خلاصه کرده است :
رسانه ها بايد برخي تعهدات و وظايف را در برابر جامعه بپذيرند و آن ها را انجام دهند. براي تحقق اين تعهدات، بايد به استانداردهاي حرفه اي خبري مانند حقيقت، صحت، عينيت و توازن توجه فراواني معطوف شود. رسانه ها با پذيرش و ايفاي تعهدات مورد نظر، بايد به خود انضباطي حرفه اي خويش در چارچوب قوانين و نهادهاي موجود بپردازند. رسانه ها بايد از آن چه ممکن است به جنايت، خشونت يا بي نظمي در کشور يا هتک حرمت گروه هاي اقليت منجر شود، پرهيز کنند.
رسانه ها به عنوان يک مجموعه ي کلي، بايد کثرت گرا باشند و با ايجاد امکان دسترسي به ديدگاه هاي مختلف و تأمين حق جواب، انعکاس دهنده ي تعدد و تنوع انديشه ها در جامعه ي خويش باشند. جامعه و مخاطبان رسانه ها، با توجه به تعهدات و وظايف اجتماعي مورد نظر، حق دارند خواستار رعايت استانداردهاي عالي حرفه اي در فعاليت هاي روزنامه نگاري باشند و در صورت لزوم، براي تأمين و تضمين منافع و مصالح عمومي در اين زمينه، مداخله کنند. روزنامه نگاران همکاران حرفه اي رسانه ها، بايد در برابر جامعه و همچنين کارفرمايان خود و بازار، پاسخگو باشند[۲۸] .
نظريه ي مسئوليت اجتماعي از ميان نظريه هاي هنجاري رسانه ها، تنها نظريه اي است که پس از شکل مي گيرد[۲۹]. بي شک، تعهد و مسئوليت ارباب رسانه و پيام آفرينان در مقابل خداوند، يکي از مؤلفه هاي کليدي هر نوع الگوي هنجاري داراي مباني ديني است[۳۰].
در حقيقت، اصلاحيه ي ديگر بر نظريه ي مسئوليت اجتماعي اين است که صرفا عمل بر اساس اخلاق حرفه اي در يک جامعه اسلامي، نمي تواند ضامن درستي عملکرد اصحاب رسانه باشد. تجربه نشان مي دهد که حتي در جوامع ليبرال نيز منافع عموم فداي علايق اقتصادي و مادي مالکان رسانه ها مي گردد. در نگاه اسلامي، پيام آفرين رسانه نه صرفا شاغل که مي تواند مربي باشد. همچنان که مخاطب نيز نه مشتري و نه ارباب رجوع، بلکه متربي است و بنابراين، مسئوليت دارد؛ مسئوليت در قبال خدا، دين، نظام اسلامي و مردم[۳۱]
همچنين رسانه ي ديني حتي براي جذب مخاطب خود هم در جهت رضايت خداوند عمل کند؛ بنابراين، مهم ترين ويژگي يک رسانه ي ديني اين است که گردانندگان اين رسانه بالذات، خود را در مقابل خداوند مسئول مي بيند و رساندن پيام هاي او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور ، وظیفه خود می دانند[۳۲]
بنابراین رسانه های جمعی در جامعه اسلامی، نه تنها شرایط لازم برای اجرای فرآیند امر به معروف و نهي از منکر را دارا مي باشند بلکه رسانه ديني رساندن پيام هاي خداوند را مسئوليت خود مي داند. در اين راستا رسانه هاي ديني وظيفه دارند از فرآيندي چون امر به معروف و نهي از منکر براي انتقال و آموزش معروف ها و منکرها که همان پيام هاي خداوند است، در توليد محتواي خود بهره جويند. حال از آنجا که در اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه، ارتباط ميان رسانه و مخاطب شکل مي گيرد. پس رسانه ديني براي انجام وظيفه ي خود مي بايست تحليل ارتباطي مناسبي از اين فرآيند داشته باشند تا بتواند بر مخاطب خود اثر بگذارند.
تبيين مدل ارتباطي ياکوبسن[۳۳]
بنابراين در مدل ارتباطي ياکوبسن براي برقرار ارتباط شش عنصر اساسي وجود دارند؛ فرستنده، گيرنده، پيام، مجراي تماس يا همان رسانه، کد و رمزگان و نهايتا بافت و زمينه.
از سوي ديگر به گفته ي ياکوبسن، پيام ها چندين کارکرد دارند. معمول ترين آن ها کارکرد ارجاعي است که به محيط اطراف گوينده مربوط مي شود؛ اما پيام ها کارکرد عاطفي نيز دارند که احساس فرستنده را بيان مي کند.
همچنين کارکرد زيبايي شناسانه که با استفاده از آرايه هاي ادبي، کيفيت تناسب متمايزکننده اي به پيام مي بخشد[۳۴]. در کنار اين سه کارکرد، سه کارکرد ترغيبي، کلامي و فرازباني نيز وجود دارد که اکنون به معرفي ويژگيهاي هر يک از کارکردهاي شش گانه مي پردازيم.
کارکرد ارجاعي جهت گيري پيام به سمت موضوع و مصداق را نمايان مي سازد. چنانکه اشعار حماسي نقش قويا ارجاعي دارد چرا که شاعر بيرون ماجرا ايستاده و توصيفگر آن است[۳۵] انسان در ابتدا هر پيامي را ارجاعي قلمداد مي کند (گو اينکه معمولا هم اين طور است)؛ ارجاعي يعني معطوف به شيء يا ايده اي بيرون از خودش. بدين معنا بافت يعني چيزي شبيه به موضوع و مصداق، آنچه که پيام پيرامون آن است[۳۶] کارکرد عاطفي؛ نمايانگر احساس مستقيم از موضوعي است که در مورد آن سخن مي گويد؛ به عبارت ديگر اين نقش، نمايانگر احساس عاطفي خاصي است که مي تواند واقعي يا تظاهر گونه باشد.
کارکرد عاطفي در سطوح آوايي مانند «نچ نچ « کلام نيز معني مي يابد؛ اما لايه ي صرفا عاطفي در عبارت هاي تعجبي قابل توجه است[۳۷] ؛ بنابراين کارکرد عاطفي، روابط بين پيام و فرستنده را نشان مي دهد. وقتي فرد ارتباط برقرار مي کند علاوه بر انديشه هايي که درباره ي مرجع پيام دارد، گاه ممکن است نگرش خود را نيز نسبت به موضوع پيام ابراز کند. اين ها تجلي احساس، شخصيتي و اجتماعي فرد است که فارغ از خصوصيت پيام، موضوعيت دارد؛ بنابراين مي توان کارکرد ارجاعي و عاطفي را به طور همزمان شالوده اي مکمل و رقيب در امر ارتباط قلمداد کرد، به طوري که غالبا از کارکرد دوگانه ي زبان (عاطفي و ارجاعي( سخن مي گويند که يکي شناختي و عيني و ديگري احساسي و ذهني است. هدف يک رمزگان مي تواند، علمي (ضمن خنثي کردن کارکرد احساسي( و يا در مقابل زيباييشناختي (با دورتر کردن کارکرد عيني و عقلاني مانند رمزگاني چون شعر( باشد[۳۸]
کارکرد ترغيبي رابطه ي ميان مخاطب و پيام را مورد تأکيد قرار مي دهد، چه اينکه هدف هر پيامي، ايجاد واکنش و انگيزش در مخاطب است. کارکرد ترغيبي پيام براي رسيدن به چنين مطلوبي دو راه در نظر مي گيرد: تحريک عقل و احساسات مخاطب. در سطح نخست، پيام در پي تمايزهاي عيني، ذهني و شناختي براي سازمان دادن به کنش فرد است؛ اما در سطح دوم، پيام از طريق رمزگان اجتماعي و زيباييشناختي و به منظور جلب مشارکت گيرنده، کارکرد ترغيبي را دنبال مي کند. لذا اين کارکرد، نقش مهمي در تبليغ دارد. در اين معنا محتواي پيامي (کارکرد ارجاعي( در برابر علائمي که مقصود از آن ها براي برانگيختن احساسات مخاطب است رنگ مي بازد. اين کار از طريق شرطي کردن مخاطب به وسيله ي تکرار يا از طريق ايجاد واکنش هاي احساس ناخودآگاه صورت مي پذيرد[۳۹]
بارزترين نمود کارکرد ترغيبي، وجه امري و ندايي بوده، اما در واقع هر پيامي که مخاطب مدار باشد نقش ترغيبي در آن بيشتر است[۴۰]. وجه امري نيز به همين دليل در کارکرد ترغيبي مورد توجه قرار مي گيرد چرا که به دنبال انگيزش در مخاطب است. حال ممکن است فرستنده نه به وسيله ي امر و نهي بلکه از طريق ديگري براي برانگيخته شدن مخاطب استفاده کند. خواه از احساس او باشد. چنانکه در تبليغات از گذشته تا کنون بسيار از اين معنا بهره ي مثبت و منفي برده اند، خواه از عقلانيت او باشد چنانکه غلظت اين موضوع در مجالس تعليم، تربيت، موعظه و خطابه بيشتر بوده، مآلا کارکرد ترغيبي دامنه دارتر است[۴۱].
در کارکرد زيبايي شناسانه که تأکيد بر خود پيام است. نظم به سبب ماهيتش که بر بنيان فرآيند تکرار قرار گرفته است در حافظه مانايي بيشتري دارد. لذا براي اينکه برخي ساخت ها در حافظه بقاي بيشتري داشته باشند بايد سعي کرد که به صورت منظم آن ها را بيان کرد[۴۲]. کارکرد زيبايي شناسانه به واسطه ي تاکيد پيام بر خودش توجه افراد را به سوي الگوي هاي آوايي سياق کلام جلب مي کند، لذا اين کارکرد تنها به هنر و ادبيات منتهي و منتفي نمي شود، چنان که به گفته ي ياکوبسن، کارکرد زیبایی شناسانه فقط نقش هنرهای کلامی نیست بلکه کارکرد غالب و تعیینکنندهی آن است . حال آنکه در سایر فعالیتهای کلامی (ارتباطی) همچون جزءِ کمکی و فرعی عمل میکند[۴۳] . با اين همه کارکرد زيبايي شناسانه ي پيام مبهم بوده و دستيابي به آن به سادگي ممکن نيست، حتي چه بسا شکل هاي ويرانگر قواعد رمزگاني چون هجومي سازمان يافته به زبان روزمره، کارکرد زيبايي شناسانه داشته باشند[۴۴].
همچنين نبايد تصور شود که مي توان حوزه ي کارکرد زيبايي شناسانه را تنها به شعر نسبت داد يا شعر را به نقش زيبايي شناسانه آن محدود نمود. نقش زيبايي شناسانه تنها نقش هنري و کلامي نيست بلکه صرفا نقش مسلط در آن بشمار مي رود. در شعر نقش زيبايي شناسانه در اوج است اما در متون ديگر هم وجود دارد ولي جنبه فرعي مي يابد[۴۵]. بدين معنا گرچه کارکرد زيبايي شناسانه به حوزه ي هنر و ادبيات نزديک است، اما به واسطه ي وجود حس زيبايي شناسانه در فرستنده و گيرنده، به عنوان عاملي اساسي در جالب و جاذب کردن پيام در ساير متون رسانه اي حائز اهميت است[۴۶].
کارکرد کلامي، مربوط به رسانه است. اين تأکيد بر تماس، موجب مبادله ي فراوان قالب هاي زباني مرسوم مي شود، حتي موجب ارتباطي مي شود که موضوع آن معطوف به ادامه ي برقراري ارتباط است. کارکرد کلامي در انواع و اقسام ارتباط به گونه هاي مختلفي ديده مي شود، اما در هر حال هدفي در اين ارتباط نيست مگر برقراري ارتباط که احساس هم نوايي و يگانگي را به طرفين مي دهد. بدين سان مراسم ها، نطق ها و گفتگوهاي خانوادگي که در آن محتواي ارتباط اهميت کمتري نسبت به نفس مشارکت – مادامي که در اين هم نوايي و همدلي موضوعيت داشته باشند، قابل توجه و جذاب است. در اينجا نيز کارکرد ارجاعي (مربوط به محتواي پيام ( حکم ثانوي دارد چرا که اساسا جريان ارتباط هدف ديگري را دنبال مي کند، چنان که بسياري از سخنراني ها و تشريفات سياسي، هدفشان ايجاد وحدت همگاني و هم نوايي ميان مشارکت کنندگان است[۴۷].
کارکرد فرازباني که مربوط به رمزگان پيام است و در زبان روزمره ي انسان نيز جايگاه ويژه اي دارد. هدف اين کارکرد روشن کردن معناي نشانه هايي است که گيرنده ممکن است دريافت نکرده باشد؛ بنابراين انتخاب رسانه به اين کارکرد مربوط مي شود چنان که کادر يک تابلو يا طرح جلد يک کتاب، ماهيت رمزگان آن را به نمايش مي گذارد گو اينکه اساسا عنوان يک اثر هنري نيز بيشتر معطوف[۴۸] لذا اين کارکرد در کودکان يا کساني که در حال يادگيري زبان هستند بيشتر به چشم مي خورد چرا که پرسش درباره ي واژگان در آن ها بيشتر از سايرين بوده و کارکرد فرازباني را در پيام هاي خود بيشتر نمود مي بخشند[۴۹]. از سوي ديگر کارکرد فرازباني هنگامي در پيام متجلي مي شود که در جريان ارتباط، فرستنده ي پيام، بدفهمي در گيرنده را محتمل بداند، در اين صورت تأکيد روي رمزگان بيشتر مي شود[۵۰]. بدين سان هر يک از عناصر شش گانه ي مدل ياکوبسن متناظرا کارکردي دارند که با توجه به عناصر پيام مورد توجه قرار مي گيرند. کارکرد ارجاعي، معطوف به موضوع و مصداق مورد بحث ميان گيرنده و فرستنده است که ظاهرا در عموم ارتباطات از اهميت ممتازي لااقل براي فرستنده برخوردار است. کارکرد زيبايي شناسانه، معطوف به خود پيام يا به عبارت بهتر ارکان زيبايي شناسانه ي پيام است مانند کسي که در سخنراني خود به طور مستمر از ابيات و آرايه هاي ادبي بهره مي برد يا رسانه ي تصوير که از زيباييهاي هنري براي جذابيت محصول خود استفاده مي کند. کارکرد کلامي، معطوف به تماس يا همان مجاري رواني يا فيزيکي ارتباط است که مقصود آن صرفا وجود يا عدم وجود ارتباط است، بدين معنا محتواي پيام آن قدر که حضور در جريان ارتباط اهميت دارد مورد توجه نيست، اما جهت گيري کارکرد فرازباني به سمت رمزگان بود و براي رسيدن به اشتراک و رفع ابهام از پيام، مدنظر قرار مي گيرد. کارکرد عاطفي، معطوف به فرستنده بوده و بر بيان احساسات و عواطف وي در جريان ارتباط اثر مي گذارد، چه اينکه فرستنده، قالب هاي عقلاني پيام خويش را بر بستر کارکرد ارجاعي مطرح مي کند و قالب هاي زيبايي شناسانه بر کارکرد عاطفي و پيام به گيرنده ختم مي شود. کارکرد ترغيبي، انگيزشي يا تشويقي به منظور برانگيختن گيرنده در پيام مورد توجه قرار مي گيرد که از طريق تحريک عقل يا احساسات وي دنبال مي شود[۵۱].
اما در اين ميان توجه و تأکيد ياکوبسن به وجه غالب نيز نکته اي است که مدل ارتباطي او را ممتاز کرده و اهميت آن را دو چندان مي کند. وي در مقاله ي معروف خود به همين نام، پيام را در قالب يکي از شش کارکرد ارتباطي محدود نساخته بلکه معتقد است که هر پيام (کلامي( مي تواند از چند کارکرد برخوردار باشد ولي به يکي از اين کارکرد گرايش بيشتري داشته باشد، البته در چنين شرايطي يک کارکرد بر ساير کارکردها تقدم مي يابد[۵۲]. حال اگر کسي بدين معنا در برقراري ارتباط در سطوح گوناگون آن توجه نداشته باشد، چه بسا تلاش کند که هدف خود را محقق سازد لکن به واسطه ي توجه نکردن به قاعده ي بازي، ناخودآگاه کارکردي غير از مقصود خويش را برجسته نموده و بدين سان به مطلوب خويش دست نيابد[۵۳].
تحليل ارتباطي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر
امر به معروف و نهي از منکر نيز با موضوعيت يافتن پيام مورد توجه قرار مي گيرد. حال اين پيام به طور قلبي، لفظي و عقلي به واسطه ي تفاوت سطح معرفتي از طريق فرستنده که آمر يا ناهي (مصلح ( است به گيرنده انتقال مي يابد[۵۴]. از اين جهت پيام نيز با ساير پيام هاي ارتباطي متفاوت است، چرا که پيام در اين فرآيند، معروف و منکر است که از نظر اسلام، محدود به حد معين نمي شود. تمام هدف هاي مثبت اسلامي، داخل در معروف و تمام هدف هاي منفي اسلامي، داخل در منکر است[۵۵] البته البته این پیامها حسب آداب و سنن در شکلهای متنوعی نمود می یابد. از سوی دیگر فرستنده نیز در این فریضه صاحب ویژگیهای ممتاز و متمایزی است [۵۶] در اين راستا از حضرت علي(ع) روايت شده است : هر کس خويش را پيشواي ديگران قرارداد، بايد اصلاح خويش را بر اصلاح ديگران مقدم بدارد و پيش از آن که مردم را با زبان خود دعوت نمايد، با سيرت و رفتار خود دعوت کند. کسي که معلم و ادب کننده خويشتن است، به احترام سزاوارتر است از کسي که معلم و مربي مردم است[۵۷]. همچنين در ام المعاريف (امر به معروف و نهي از منکر( صرفا نبايد فرستنده، گوينده و گيرنده، شنونده باشد، چه اينکه هدف در آن فريضه رشد و تعالي، مادي و معنوي خواهد بود. بدين سان عقايد، اعمال و اخلاق مصلح، زينت دهنده ي پيام است حال آنکه وي در پي امر و نهي به کسي برنيامده است؛ اما گذشته از اين مبنا، فعل و قول مصلح نيز مبتني بر آگاهي و توانايي است. لذا بهترين کارآمدترين راه را براي رسيدن به مطلوب اختيار مي نمايد. راهي که با حفظ نيرو، بهترين نتيجه را نيز در پي دارد. گيرنده ي معروف و منکر نيز يا مؤمني است که از سطح معرفتي پاييني برخوردار است يا جاهلي است که نياز به تعليم دارد[۵۸]. در خصوص انتخاب بهترين راه براي رسيدن به مطلوب توسط فرستنده، مصلحان بايد بر اساس شرايط و اقتضاها، بهترين صورت ارائه پيام را انتخاب و بهترين وسيله ي انتقال آن را گزينش کنند. قالب پيام بايد بر اساس آگاهي و توانايي، تدقيق و تطبيق داده شود. چه بسا فرستنده يا مصلح بتواند، معروفي را در قالب سخنراني منتج کند اما همان معروف در قالب رسانه اي چون تلويزيون نتيجه اي معکوس در بر داشته باشد يا اينکه فرستنده يا مصلح، منکري را در قالب شعر، طرد کند که همان معنا در نظام رمزگاني چون عکس، فسادي به مراتب بيشتر به دنبال دارد. لذا بايد توجه داشت که مجراي تماس (رواني يا فيزيکي مثل رسانه ( از اهميت بالايي برخوردار است چه اینکه مجرای تماس در ارتباطی تنگاتنگ با بافت و زمینهی تحقق امر به معروف و نهي از منکر نيز قرار مي گيرد[۵۹]. اما اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه هاي جمعي کمي فرق دارد چرا که با گستره ی بسیاری از مخاطبان روبرو هستیم که هر یک در سطحی از معرفت قرار داشته و هر کدام نیاز به نوعی خاص و مرحلهای مشخص از ام المعاریف (امر به معروف و نهی از منکر) دارند[۶۰]. در اين راستا دست اندر کاران يا مصلحان رسانه، مي بايست بر تشخيص و ترجيح رسانه اي بر رسانه ي ديگر يا نظام رمزگاني بر نظام رمزگان ديگر را بر اساس معروف و منکر (پيام ( شرايط و اقتضاي زماني و مکاني (بافت ( و سطح معرفتي مخاطبان (گيرنده ( توجه و دقت نمايند[۶۱]. با اين همه در يک تحليل ارتباطي، پيام در ام المعاريف (امر به معروف و نهي از منکر( حيثيت کلان دارد لکن متشکل از خرده پيام هايي نيز است. اين پيام ها در کنار يکديگر مجموعه اي از کارکردهاي مرتبط با پيام به نمايش مي گذارند. از سوي ديگر در ميان همين خرده پيام ها يک وجه غالب نيز وجود دارد[۶۲]. بنابراين مي توان هر پيام کلاني را به خرده پيام هايي تقسيم کرد که کارکردهاي متفاوتي دارند اما يکي از آن ها وجه غالب پيدا مي کند. بدين سان هر کدام از عناصر فوق (عناصر مدل ياکوبسن ( به سبب وجود کارکردهايي، از ساير عناصر متمايز مي شوند. اما به هر حال هدف رسانه ي ديني، اصلاح فضاي فرهنگي جامعه به سمت نيکيهاست، زمينه اي که براي بهره برداري از گنجينه ها و دفينه هاي عقلي ضرورت داشته و مسيري جز بسط خوبي ها و طرد زشتي ها که همان اجراي امر به معروف و نهي از منکر است، طي نمي کند. از اين حيث نيز گرچه پيام ديني متشکل از خرده پيام هاي متعددي است که هر يک کارکردي مخصوص به خود داشته اما گاه در طول يکديگر گاه در عرض هم قرار مي گيرند. در هر صورت يک وجه غالب در پيام وجود دارد که جهت گيري پيام را نمايان مي کند. وجه غالب در امر به معروف و نهي از منکر را مي توان در دو سطح مورد توجه قرارداد :روبنا که کارکرد ارجاعي بوده و معطوف به معروف و منکر است و زيربنا که همان کارکرد ترغيبي است و هسته ي اصلي را شکل مي دهد. در واقع امر معروف و نهي از منکر مي خواهد در مخاطب انگيزشي نسبت به معروف يا منکر ايجاد کند[۶۳]شاخصه ي کارکرد ترغيبي در امر به معروف و نهي از منکر، وجه امري و موجب انگيزش گيرنده است، اما همان طور که بيان شد هر دو به معناي انحصار امر و نهي در کارکرد ترغيبي يا و زيباييشناختي است. بي شک در اين معنا استفاده از رسانه و رمزگان مطلوب اهميت زيادي دارد[۶۴]..
اما کارکرد ارجاعي، جهت گيري پيام به سمت موضوع و مصداق را نشان مي دهد. طبعا توجه به معروف و منکر در رسانه ي ام المعاريفي (رسانه ديني( هدف مهمي تلقي مي شود؛ به عبارت ديگر آنچه انگيزش مخاطب را مقصود مي سازد در کارکرد ارجاعي تجلي پيدا مي کند. نکته ي حائز اهميت در مورد کارکرد ارجاعي، توجه به بافت به عنوان شکل دهنده ي درک گيرنده از پيام است. پيام براي اينکه مؤثر و کارآمد باشد بايد به موضوع و مصداقي اشاره کند که براي مخاطب قابل درک باشد. در اين معنا رسانه ي ام المعاريفي (رسانه ديني( مخاطب را به خرده پيامي ارجاع مي دهد که نياز او را بر پايه سطح معرفتي وي بر طرف مي سازد؛ منوط به در نظر گرفتن اقتضا و شرايطي است که براي انتقال چنين معنايي لازم باشد. بايد توجه داشت که کارکرد ارجاعي به واسطه ي نسبتي که با معروف و منکر دارد هم عرض ساير کارکردهاي ارتباطي قرار نمي گيرد. چه اينکه در رسانه ي ام المعاريفي کارکرد ترغيبي و کارکرد ارجاعي در راستاي يکديگر و مکمل يکديگر مي باشند و تأکيد بر کارکردي ديگر غير از دو کارکرد فوق موجب عدم دستيابي به هدف مطلوب در اين زمينه مي گردد[۶۵].
کارکرد عاطفي، احساس مستقيم فرستنده را از موضوع پيام نشان مي دهد. مراحل امر به معروف و نهي از منکر ارزش والايي به اين کارکرد مي دهد. به تعبير شهيد مطهري، مسلمان بايد ابتدا از منکرها تنفر و انزجار داشته باشد، يعني بايد ريشه اي در روح و قلب خويش داشته باشد؛ اما در مرحله ي بعد بايد به نحوي نسبت به مرتکب منکر، اعراض و بي اعتنايي کند که اين خود، نوعي تنبيه است. از اين حيث مصلح حتي اگر گفته اي را بر زبان جاري نسازد باز هم اين کارکرد در ارتباط با اهل معاصي لحاظ شده است[۶۶] به هر حال گرچه در این محمل نمود بارزِ کارکرد عاطفی در ارتباط انسانی ظهور و بروز مییابد اما این بدان معنا نیست که در متون رسانهای نمودی نداشته باشد، چون متون نیز به تعبیر متز حاصل هم اندیشی رمزگان بسیار است[۶۷] . بدين معنا لايه هاي گوناگون متن در نظام هاي رمزگاني مختلف نمايان گشته اين تداخل مآلا منجر به کارکردهاي ارتباطي متنوع مي شود. به عنوان مثال، کارکرد عاطفي تصويري که قابل درک خواهد بود اين در حالي است که علاوه بر کل نظام رمزگان اين تصوير، هر کدام از آن شخصيت ها نيز نسبت به يکديگر در جايگاه فرستنده هستند. اين موضوع در رسانه هايي چون تلويزيون و سينما که لايه هاي متعددي دارند قابل توجه است. از اين حيث کارکرد عاطفي در رسانه ام المعاريفي (رسانه ديني( نيز وجود داشته و براي گيرندگان پيام نيز قابل درک است[۶۸]. کارکرد زيبايي شناسانه بر زيباييهاي خود پيام تأکيد مي کند. اين کارکرد گرچه در هنر و ادبيات بيشتر جلب توجه کرده و وجه غالب را مي سازد اما در ساير فعاليت هاي ارتباطي و رسانه اي نيز قابل توجه بوده و در کنار ساير کارکردها اهميت دارد[۶۹] بر اين باور است که خطابه ي سخنران، مکالمات روزمره، مقالات روزنامه ها، آگهي ها، رساله هاي علمي و غيره همه و همه مي توانند از ملاحظات زيباييآفريني برخوردار باشند. بدين معنا که به نقش زيباييآفريني اهميت داده و واژگان را براي اهداف خود (پيام ( بکار برند و آن را صرفا ابزاري ارجاعي ندانند. اين کارکرد فطري است، چنان که در انسان گرايش به جمال و زيبايي چه به معني دوستي و چه به معني زيباييآفريني که نامش هنر است به معني مطلق دارد. اين هم خود يک گرايشي است در انسان و هيچ کس نيست که از اين حس فارغ و خالي باشد. انسان لباس هم که ميپوشد کوشش ميکند تا رسانه هاي امروزي نيز حائز اهميت است. در اين معنا گرچه کارکرد ارجاعي غلبه بيشتري دارد[۷۰] در حقيقت همچنان که امام خميني (ره [۷۱]( نيز بيان شيرين، رفق مدارا و حسن خلق را براي اثربخش، چاشني امر به معروف و نهي از منکر قلمداد مي کند. اين معنا در رسانه نيز (شنيداري يا ديداري، نوشتاري يا تصويري( حتي اگر گيرندگان آن گسترده باشند، ملحوظ می شود[۷۲]) دو کارکرد فرازبانی و کلامی علاوه بر اينکه در سطح نخست المعاريف (امر به معروف نهي از منکر( جايگاه ويژه اي دارند، در رسانه ام المعاريفي (رسانه ي ديني( از اهميت بالايي برخوردار است. کارکرد فرازباني مربوط به ماهيت رمزگان پيام مي شود، بدين معنا که گاهي اوقات پيام، توضيح و تشريح رمزگان است، بر اين اساس بايد توجه کرد که اين کارکرد هنگامي در پيام متجلي مي شود که در جريان ارتباط، فرستنده ي پيام، بدفهمي گيرنده را محتمل بداند، لذا انتخاب رسانه مناسب نسبت به اين کارکرد، جنبه ي پيشيني دارد چه اينکه اگر رسانه به درستي انتخاب شود ابهام در رمزگان نيز قابل اجتناب خواهد بود اما جنبه ي پسيني آن زماني است که اين ابهام اتفاق مي افتد، در آن صورت فرستنده براي رفع ابهام يا به سمت تکرار در همان نظام رمزگاني مي رود و يا اساسا رمزگان را به گونه اي تغيير مي دهد که مخاطب، مقصود وي را درک کند[۷۳]. کارکرد کلامي هنگامي که احساس هم نوايي و يگانگي را به طرفين مي دهد به مجراي تماس محوريت مي بخشد. در يک نگاه کلي مي توان برخي پيام ها را در نظر گرفت که عمدتا براي برقراري ارتباط، ادامه يا قطع آن، بازبيني رسانه، جلب توجه مخاطب يا اطمينان از ادامه ي ارتباط مورد توجه قرار مي گيرد. بدين سان واضح است که کارکرد کلامي، بخشي از آداب و رسوم بوده و اولين نقشي است که کودکان مي آموزند[۷۴]. در اين معنا، مناسک و آيين هاي جمعي قهرا متأثر از اين کارکرد نيز مي باشند گرچه تنها منتفي بدين کارکرد نمي گردند. اين کارکرد گرچه در سطح نخست ام المعاريف (امر به معروف و نهي از منکر( موضوعيت ويژه اي دارد مانند مجالس عزاداري، اما به نظرمي رسد اين کارکرد در رسانه ي ام المعاريفي به صورت غيرمستقيم کارايي بيشتري دارد[۷۵].
رسانه ي مطلوب مي تواند در کنار کارکردها و قالب هاي متنوع خود، انگيزش افراد براي حضور در اين آيين ها را مورد تأکيد قرار دهد. از آنجا که اين آيين ها نقش به خصوص خود را داشته و بدين معنا موجب بسط نيکي و دستيابي به هدف هاي والا مي شود، جايي که رسانه و رمزگان مدرن نمي تواند کارکرد کلامي داشته باشد، کارکرد انگيزشي براي حضور در اين آيين ها و مناسک را مي تواند به ياري کارکرد کلامي بطلبد. طبق سيستم ارتباطي متعامل سنتي – مدرن، رابطه ي رسانه هاي مدرن با ارتباطات سنتي همگرا و مکمل يکديگر بوده و کانال هاي ارتباطي گوناگون با يکديگر همپوشاني دارند، لذا در اين معنا محتوا و نقش ها در هر دو ساحت با يکديگر همگرا هستند. اين همگرايي در سيستم ارتباطي متعامل سنتي – مدرن جايگاه مهمي داشته و در مقام تعادل ميان رسانه هاي مدرن و ارتباطات سنتي بر مي آيد؛ اما همگرايي در رسانه ي مطلوب اسلامي با توجه به عناصر شش گانه ي ارتباط و وجوه کارکردي هر يک، مورد توجه قرار مي گيرد. بدين معنا گرچه کارکرد انگيزشي جايگاه ممتاز و کارکرد ارجاعي اهميتي غيرقابل انکار دارد، اما ساير کارکردها در ترکيبي با يک ديگر به تعادل مي رسند که علاوه بر دو کارکرد فوق، کارکردهاي ديگر نيز در خود جاي داده و دستيابي اهداف نيک را ممکن[۷۶].
اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر به وسيله مستند
از ميان انواع برنامه هاي رسانه اي ارزش و کاربرد فيلم مستند، به مثابه يک رسانه ي مؤثر و پويا، حقيقت گرا است[۷۷].همچنين سينماي مستند که ماهيتا مقاصد غيرتجاري را دنبال مي کند و هدفي جز سرگرمي آني و سطحي تماشاگر دارد، به علت نيروي فرهنگ آوري و فرهنگ سازي اش، به عنوان «سينماي سالم « نيز شناخته شده است[۷۸]. اصطلاح فيلم مستند را جان گريرسون در سال ١٩٢٦ براي اولين بار به کاربرد. گريرسون را به عنوان بنيان گذار و پدر سينماي مستند مي شناسند که هنگام تماشاي فيلم موآنا ساخته ي رابرت فلاهرتي اين اصطلاح را به کاربرد.
گريرسون فيلم مستند را اين طور تعريف مي کند: «اجراي هنري يا پرورش خلاق امر واقع « اين تعريف دو تمايل متقابل در مستندسازي را آشکار مي کند:
١- مؤلفه ي امر واقع که مستندساز توجه ما را به قابليت خودش در باز توليد و بازنمايي رخدادهايي که در جهان خارج به وقوع پيوسته جلب مي کند.
٢- مؤلفه ي پرورش خلاق که مجموعه هاي کاملي از تمهيدات ساختاري و روايي سازي براي ارتقاي تأثير فيلم يا برنامه مخاطب به کار گرفته مي شود.
در خصوص تعريف بالا، احتمالا محمدرضا اصلاني نخستين کسي بود که به واژه واقعيت در ترجمه ي قديمي عبارت مورد نظر گريرسون يعني «تفسير خلاق واقعيت « اعتراض کرد و با اين گمان که گریرسون کلمه واقعیت را به کار برده می گوید: من در تعریف گریرسون مفهوم تفسیر خلاق را میفهمم ولی واقعیت را نه و طبعاً با آن موافق نیستم چرا که واقعیت دست نیافتنی است[۷۹] . تنها عده معدودي از مستندسازان يا منتقدان ادعا ميکنند که يک فيلم مستند نشانگر واقعيت مطلق است. فيلم مستند يک داستان نيز هست. با اين حال برخي از مستندسازان بر اين باورند که فيلم هاي مستند، حقيقت والاتري را به نمايش گذاشته اند و يا هدفي متعاليتر از فيلم هاي داستاني و تخيلي دارند. فيلم مستند براي اين دسته از مستندسازان، با مقولات مهم اجتماعي، افراد مشهور، از ياد رفته و غريب و يا با لحظات تاريخي مهم سر و کار دارد و درعين حال ممکن است در اين واقعيت ها براي طرح نکات ديگر، دست هم برده شود[۸۰]. شهيد سيد مرتضي آويني نيز در تعريف واقعيت در مقاله «مراتب واقعيت و واقع نمايي سينمايي« مي گويد: ما معتقد به واقعيت نفس الامري هستيم و اين واقعيت چيزي جز حقيقت نيست. در فيلم مستند لزوما هدف ما بايد دستيابي به واقعيت باشد... مستند حقيقي فيلمي است که واقعيت در آن تجلي يافته باشد... ما در روايت فتح واقعيت را مي جستيم نه خودمان را و لذا توهمات و تصورات شخصي مان را به کناري نهاديم[۸۱].
با تمامي اين تفاسير که آيا فيلم مستند حقيقت را بيان دارد و يا هر چيز غير از آن بايد قبول داشت که فيلم مستند نه تنها موضوعش واقعي است، بلکه فضا و موقعيت موضوع نيز به تبع آن، به يک پديده ي غير تخيلي و يا خارجي است که قابل تفسير و توصيف است. همان قدر که نفس خلاقيت در پويانمايي وابسته به ظرافت و عمق تخيل است و با واقع نمايي ميانه اي ندارد، فيلم مستند وابسته به واقعيت است و موضوعات تخيلي در آن جايي ندارند؛ اما مثل هر شکل هنري ديگر، تخيل هنري جزو ذاتي خلاقيت هنرمند مستندساز است. به بيان ديگر، موضوع فيلم مستند- بدون وجود فيلم، دوربين و فيلم ساز- در جهان خارج و عالم واقع وجود داشته و يا دارد؛ اما بدون تلقي شخصي هنرمند و يا بدون نگاه سينمايي مستندساز و به کارگيري روش ها و ابزارهاي بيان هنري او «شکل هنري« ندارد[۸۲] (
میتوان افزود که فیلم مستند بنا به تعريف اتحاديه جهاني فيلم هاي مستند که بيان دارد، فيلم مستند شامل تمام روش هايي است که براي ثبت جنبه هاي مختلف واقعيت روي نوار فيلم بکار مي روند. اين گونه فيلم ها احساس و تفکر را برمي انگيزد و گزارش حقيقي و راستيني از واقعيت ارائه مي دهند يا به تفسيري صادقانه و موجه، پس از رخ دادن رويدادها اکتفا مي کنند. هدف اين فيلم ها برانگيختن ميل و رغبت تماشاگر نسبت به توسعه ي دانش و ادراک خود و مطرح کردن واقعي مسائل گوناگون زندگي و ارائه ي راه حل هاي آن ها از نقطه نظرهاي فرهنگي و اقتصادي است[۸۳]. مي بايست هم داراي ويژگيهاي هنري، منطقي باشد و هم واقعيت را روايت نمايد.
پس از روشن شدن مفهوم فيلم مستند مي توان به کارکردها و اهداف مستند اشاره نمود. به طور کلي آن چه از سوابق تاريخ، کارکردها و کاربردهاي فيلم مستند (به ويژه پس از اختراع تلويزيون ( پيداست، اين است که مستندسازي براي توجه کردن و دقيق شدن در سازمان زندگي بشر و اغلب به منظور ارتقاي ارزش هاي آن، استمرار داشته است؛ از آن جا که فيلم مستند، به شهادت تاريخش، رسانه ي آموزشي و تبليغي مؤثري براي ايجاد تغيير در جامعه بوده، هميشه براي موجوديت و يا توليد آن، تقاضا نيز وجود داشته است. همچنين موجوديت فيلم مستند زماني اهميت بسيار محسوس مي يابد که انسان در شناخت خود و محیط پیرامونش، با مسئله (سؤال)، مشکل و یا ابهام رو به روست. بی دلیل نیست که فیلم های مستند اغلب توضیح دهنده ی «چگونگی و چرایی» پدیده ها هستند[۸۴] بر اين باور است که به طور کلي، اهداف فيلم مستند تصوير کردن زندگي انسان در محيط و شناخت امکانات و مسائلي است که در شرايط ويژه ي آن محيط براي او بروز مي کند. با چنين هدفي، فيلم هاي مستند اغلب در افزايش سطح آگاهي بيننده از فرهنگ، تاريخ، سرزمين، جامعه و تواناييهاي مربوط به محيط جغرافيايي و شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي فرهنگي افراد آن جامعه، تأثير بسيار دارد. در مقياس طرح مشکلات، مسائل و آرمان هاي ملي و يا بروز بحران هايي که امروزه در نتيجه ي تغييرات محيطي براي گروهي از انسان ها در يک سرزمين يا در شرايط خاص، از جمله مثلا بروز پديده هايي چون جنگ هاي ملي يا منطقه اي، خشک سالي، قحطي، آلودگي هاي محيط زيست، بيماري هاي واگيردار و ديگر مسائل مهمي که به موجوديت و استمرار حيات گروهي از انسان ها در يک جامعه مربوط مي شود؛ هدف و عملکرد فيلم مستند آگاهي دادن در نحوه مقابله با اين مشکلات و چيرگي بر آن ها و يا ايجاد توازن بين نيازهاي بيولوژيک و عاطفي از يک سو و محيط زيست از سوي ديگر است. از اين رو، آموزش هاي مستقيم مربوط به رفتارهاي فردي و جمعي، همچنين توسعه ي قابليت هاي ذهني انسان، از راه آموزش هاي علمي و عملي در بهره وري از محيط، منابع و موقعيت ها، در چهارچوب اهداف و کارکردهاي فيلم مستند است[۸۵]
اما نکته قابل توجه آن است که همزمان با فراگير شدن تلويزيون، تغييراتي در طبقه بندي فيلم هاي مستند و مخاطبان آن نيز رخ داد. اگرچه فيلم هاي مستند در برخي مواقع همراه با فيلم هاي داستاني در سالن هاي سينما به نمايش در ميآمدند، معمولا در مدارس، موزه ها و يا ديگر مکان هاي خاص پخش ميشدند. حتي تلويزيون هم فيلم هاي مستند را براي جمع کثيري از مردم، چه به وسيله شبکه هاي تجاري و چه از کانال شبکه هاي ملي پخش ميکرد[۸۶]. به طوري که امروزه اغلب و در بيشتر موارد، توليد و مصرف فيلم مستند در شبکه هاي تلويزيون است و کميت بالايي از توليدات تلويزيوني را برنامه ي مستند تشکيل مي دهد[۸۷]
همچنين مخاطبين فراواني از جامعه مي توانند به رسانه تلويزيون دسترستي داشته باشند؛ بنابراين مستند رمزگاني است که مي توان به وسيله ي آن ارجاعي به پيام هاي معروف و منکر داشت. البته اين تمام ماجرا نيست چرا که مستندساز بايد به تدقيق ترکيب کارکردها در عين تناسب ميان آن ها توجه داشته باشد؛ بنابراين با در نظر گرفتن شرايط، ما مي توانيم از مستند براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه بهره جوييم.
انواع مستند از نظر موضوع
تاکنون درباره ي انواع مستند، بيشتر تقسيم بندي هايي که ارائه شده، تقسيم بندي موضوعي و يا مضموني بوده است. ليکن بايد متذکر شد که اين نوع تقسيم بندي چون از معيارهاي محدودکننده قاطع برخوردار نيست، رضايت بخش و متقاعدکننده نيز نيست؛ چون تقسيم بندي موضوعي براي فيلم مستند حد و مرزي ندارد و دامنه ي تنوع آن به اندازه ي همه ي موضوعاتي است که در جهان پيرامون ماست. مثلا تقسيم بندي زير که بسيار هم رايج است، داراي همين اشکال است : مستند سياحتي، مستند اجتماعي، مستند تبليغي، مستند تاريخي، مستند قوم نگار و[۸۸]؛ اما از آنجا که مستند اجتماعي، مسائل اجتماعي را مورد توصيف و تبيين مي نمايد، اين گونه از مستند را براي اجراي فرآيند يادشده به منظور رشد و تعالي جامعه از نظر مادي و معنوي مناسب تر مي دانيم؛ اما بايد دقت نمود که با در نظر گرفتن شرايط مي توان از مستند اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه بهره جوييم.
انواع مستند از نظر ساختار
در پيدايش انواع فيلم مستند، دو عامل نقش عمده و تعيين کننده داشته اند: يکي تنوع حقايق يا تنوع شکل هاي آن که براي نمايش يا معرفي آن ها در يک جا فرضا روش مصاحبه کارساز است، در جاي ديگر استفاده از دوربين مخفي، در جاي ديگر مراجعه به آرشيو و...، ديگري تفاوت درجه حساسيت هنري و يا تلقي «هنرمند« مستندساز در شيوه ي بيان حقايق است. از آن جا که همه پديده هاي واقعي و موجود، به نحوي به فيلم مستند مربوط مي شود و يا در قلمرو موضوعي آن مي گنجد، پس هر آن چه را که «هست « و يا آن چه را که عيني و ملموس است، مي توان با استفاده از فيلم مستند در سطوح متفاوتي از حساسيت هنري (بسته به خلاقيت مستندساز( به توصيف و تفسیرشان پرداخت یا واقعیتهایی که موجود بوده بر پایه ی مدارک و اسناد، بازسازی کرد[۸۹].
نيکولز براي بازنمايي فيلم مستند چهار وجه را بر ميشمارد؛ اين چهار وجه که عبارت اند از توضيحي، مشاهده اي، تعاملي و بازتابي، در آثار برجسته و شاخص فيلم هاي مستند ديده ميشوند. مدل توضيحي به طور مستقيم آموزش ميدهد. اين وجه از مستندسازي در کارهاي گريرسون و ديگر توليداتي که کمتر جنبه آموزشي دارند نيز به چشم ميخورد: فيلم ساز، حقيقت را با استفاده از روايت يا گفتار که به نوعي صداي خداوند را در سکوت سوژه ها دارد، کنترل و مهار ميکند. ژانر مشاهده اي سعي ميکند سوژه را بدون هيچ دخالتي مشاهده و حقيقت را بدون ميانجيگري رسانه اي پيدا کند. در اين ژانر، مانند سينماي مستقيم، فيلم سازان به مگس هاي روي ديوار ميمانند، با اين تصور که بالأخره سوژه به دوربين عادت ميکند. با اين حال، وايزمن برداشت ديگري از عيني گرايي ارائه ميدهد و ادعا ميکند فيلم هاي او در واقع بينش هاي او هستند. وي درعين حال ميگويد آنچه که ديده، واقعا اتفاق افتاده است. همچنين سينماي تعاملي در جستجوي مدل ديگري از حقيقت است؛ حقيقتي که در فيلم ژان روش نمود پيدا ميکند.
در فيلم داستان يک تابستان (١٩٦١( ساخته ژان روش، تماشاگران فيلم ساز را ميبينند که درباره ساختار فيلم، توليد فيلم در محل، مصاحبه ها، مونتاژ و عکس العمل سوژه ها در مورد فيلم صحبت ميکند. سوژه ها و تماشاگران بايد در توليد فيلم شرکت کنند. آن ها، همان گونه که وينستون ميگويد، مگس هاي درون سوپ هستند؛ اما در فيلم هاي مستند بازتابي، از فن هايي که امروزه در مدل هاي مستندسازي به کار ميروند، استفاده ميکنند. اين فن ها عبارت اند از: بازيگري، استفاده از تيتراژ در طول فيلم، صداي روي صحنه و مخاطب قرار دادن از زاويه اول شخص براي برجسته کردن بازنمايي[۹۰].[۹۱] معتقد است براي سينماي مستند تقسيم بندي ساختاري کم اشکال ترين نوع تقسيم بندي است که مي توان براي شناخت زير گونه هاي آن پيشنهاد کرد. در اين نوع تقسيم بندي، مقوله ي پيچيده تر شدن يا تکامل شکل که رابطه ي بنيادي با ساختار دارد، قويا عامل تمايز است؛ به عبارت ديگر، نحوه ي پرداخت هنري مواد به کار گرفته شده و تنظيم اين مواد که ناشي از شيوه به کارگيري امکانات بياني دوربين، تدوين و انواع صداست (شيوه ي تصويرگري تصويرپردازي مي شود و برجسته ترين بخش هاي يک واقعه، بدون ملاحظات پيچيده ي زيباييشناسي و شکل گرايي، به نمايش درمي آيد و اغلب از وجود يک سازمان دهنده ي فکري- ساختاري يا طراح معمار که کارگردان )به ويژه در گروه ٤( بهره مي برد. فيلم مستند چون ماهيتا شخصيت پردازي نمايشي ندارد و معمولا فاقد عوامل متعارف نمايش، به ويژه قصه و بازيگر است، حتي از لحاظ استقلال شکل هنري نيز، نه فقط مستقل از فيلم داستاني است، بلکه در مقام مقايسه (نسبت به فيلم داستاني( استقلال بيشتري از ادبيات و تئاتر دارد. در مواردي هم که مستندساز احتمالا با مقوله ي شخصيت مستند و يا با طرحي روايتي گرفته شده از داستاني واقعي مواجه است، از شخصيت واقعي، مضمون واقعي و از فضايي واقعي بهره مي جويد.
بنابراين چه از نظر نيکولز و چه از نظر ضابطي جهرمي مستندساز مي بايست بنا به موضوع محتواي مورد بررسي خود از ساختار مناسبي براي ارائه پيام خود استفاده نمايد. از اين روي زماني که باهدف اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر به توليد فيلم مستند اجتماعي مي پردازيم مي بايست بنا به معروف و منکر مورد بررسي از ساختار کارآمد بهره برداري نماييم.
پژوهش در مستند
در طرح فيلم معمولا مشخص مي شود که موضوع چيست و طرز تلقي ما از آن کدام است ؟
چقدر جذابيت دارد، قرار است با چه لحني با پديده مواجه شويم، لحني پرخاشگرانه، طنزآميز، صريح، طعن آميز، انتقادي و يا بي طرف ؟ آيا نظرگاهي شخصي از موضوع ارائه مي شود يا اين که فيلم ساز تم مورد علاقه اش را پي گيري مي کند؟ کار صبغه و رنگ شعري دارد؟ آيا بر اساس پژوهش و شناخت لذا محدوديت ها و مقتضيات آشکارمي شود[۹۲].
البته بايد گفت که نوع روابط حاکم بر توليد انواع فيلم با يکديگر متفاوت است و اين روابط از همان طرح فيلم خودش را نشان مي دهد. معمولا يک طرح مستند پس از تحقيق و پژوهش داراي شاخصه هاي زير است : ويژگيهاي پيشنهاددهنده طرح و گروه تحقيق - طرح مسئله - پرسش آغازين - هدف از تحقيق - پيشينه ي تحقيق - سؤال هاي تحقيق - مباني نظري تحقيق - فرضيه هاي تحقيق - تنظيم فهرست متغيرها- انواع تحقيق - جمع آوري اطلاعات (روش ها( مشاهدات - تحليل محتوا (قالب و ساختار کلي( -تعريف نظري مفاهيم اصلي و اطمينان از دسترسي به اطلاعات براي فيلم برداري - مدت لازم براي تحقيق و تحليل - هزينه هاي تحقيق و مجوزهاي مورد نياز. همچنين در هر تحقيق با مفاهيمي روبرو هستيم که بايد عيني سازي شوند[۹۳] ؛ اما ارزش هر تحقيق در نوآوري، اکتشاف و پيشنهادهايش براي تبديل شدن به فيلم نهفته است. اين پيشنهادها نه به صورت عاريه اي جدا، بلکه بايد در کل فرآيند تحقيق، ملحوظ شده باشد؛ به عبارت ديگر محقق در هر لحظه از تنظيم گزارش خود بايد آگاه باشد که آيا امکان تبديل شدن مفاهيم به عينيت وجود دارد؟ آيا اسناد قابل دسترسي هستند؟ محقق توجه دارد که هدف، ارائه يک گزارش با عالي ترين کيفيت نيست. مهم ترين هدف اين است که مخاطبان نتايج را به بهترين نحو درک کنند[۹۴].
همچنين در پژوهش سينمايي عناصر هفت گانه مشخص مي شود که عبارت اند از: که چه، کجا، چرا، کي، کدام، چگونه ؟ اين عناصر در فيلمي با مباحث زنده روز يا مسائل معاصر، حاوي مجموعه معلومات ما هستند. بخشي از اين معلومات متعلق به امر واقع است؛ و برخي ديگر مربوط به دوربين اند و به گفته «نوئل بورچ « عناصر سازنده فيلم هستند. اين اجزاء عبارت اند از: چهره ها، واژه ها، حرکات، صداها، تعويض نماها و تغيير فاصله دوربين؛ مجموعه از اجزاء که نقش يکساني در آفرينش ساختار صوري فيلم دارد. در تمام مراحل جست و جوي اين اجزاء و در هر لحظه به شکل نهايي فيلم نزديک تر مي شويم. به اين ترتيب فکر اوليه به پيش نويس يا مستند نگاشت مقدماتي، تبديل خواهد شد که حاوي يک داستان واقعي است[۹۵].[۹۶] ( اضافه مي کند که وقتي مستندساز پژوهشش کامل مي شود آنچه را مي خواهد بسازد در يک چهارچوب بصري به تصور در مي آورد که در ساده ترين شکل آن را مستند نگاري در ذهن مي گوييم. اگر بخواهد قبل از فيلم برداري به تصور خود عينيت ببخشد و با ديگران در ميان بگذارد، انديشه هايش را روي کاغذي که به دو بخش تصوير و صدا تقسيم شده مي نويسد و کل ماجرا (تصاوير، حس صحنه و نما و طرح گفتار( به تدريج در فصل هاي مجزا مرتب مي شوند. او مي تواند عملکرد مفهومي حرکت دوربين، رنگ، نور و اندازه گرافيکي تصوير را هم بنويسد. در ضمن نحوه ي برخورد با موضوع، گسترش آن و احتمالا شيوه مستندسازي بايد مشخص شود؛ بنابراين براي توليد مستند اجتماعي موفق در راستاي اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر به وسيله رسانه خصوصا رسانه تلويزيون لازم و ضروري است قبل از توليد مستند، پژوهش مناسب صورت بگيرد.
فصل سوم: روش تحقيق
مقدمه
در فصل حاضر روش پژوهش بکار گرفته شده در اين تحقيق را بيان نموده و در ادامه نيز مراحل اجراي تحقيق را شرح خواهيم داد. همچنين روش و ابزار گردآوري داده ها، جامعه و نمونه آماري تحقيق را مشخص مي نمايم و در نهايت روش تحليل داده ها و شيوه ي اعتبارسنجي پژوهش را معرفي مي نماييم.
روش پژوهش
پژوهشگر در جستجوي شناخت دستورالعملي براي راهنمايي مستندساز در توليد مستندهاي اجتماعي به منظور اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه است و در اين زمينه در جستجوي پاسخ به سؤالات پژوهش است. از طرفي ديگر کارشناسان حوزه ي هنر، دين و رسانه داراي افق ديد مناسبي در خصوص موضوع پژوهش حاضر مي باشند و نظرات کارشناسانه ي آن ها مي تواند در پاسخ به سؤالات پژوهش و شناخت دستورالعمل، محقق را ياري نمايد؛ بنابراين پژوهشگر به منظور استفاده از نظرات کارشناسان امر، روش مصاحبه را که از انواع روش هاي کيفي است، برگزيد. از ميان انواع مصاحبه ها، محقق به منظور آزاد بودن در انجام تغييرات ضابطه مند در آن، به علت عدم ساختار منظم سؤالات پژوهش و ايجاد فضاي صميمي براي يافتن نظرات دقيق و تجربه هاي کارشناسان، روش مصاحبه ي نيمه ساختار يافته را انتخاب نمود.
مراحل اجراي پژوهش
در پژوهش حاضر به منظور آنکه با دقت قابل ملاحظه اي نظرات کارشناسان، ثبت گردد و بتوانيم در زمينه ي پاسخ به سؤالات پژوهش و شناخت دستورالعمل، گام هاي مؤثري برداريم. مراحل زير را براي انجام پژوهش طي نموديم :
پس از مشخص شدن ابعاد مسئله تحقيق، تصميم گرفته شد که پژوهشگر در جستجوي دستورالعملي باشد که هم شامل کاربردي ترين نکات آموزشي در زمينه ي مهارت هاي هنري، دانش رسانه اي و قواعد امر به معروف و نهي از منکر است و هم به بيان مهم ترين تجربيات مستندسازان نظرات کارشناسان در زمينه توليد مستندهاي اجتماعي به منظور اجراي صحيح فرآيند امر به معروف نهي از منکر در رسانه بپردازد؛ بنابراين براي دستيابي به دستورالعمل، پرسش هاي تحقيق به گونه اي تدوين شد که به وسيله آن ها در تمام زمينه هاي ذکرشده، نظرات کارشناسان در خصوص اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر با کمک مستندهاي اجتماعي اخذ شود. پاسخگويان به پرسش هاي مصاحبه به سبب تخصص در حوزه ي هنر، دين، رسانه و دارا بودن ويژگيهايي نظير تجربه، قوه تجزيه و تحليل، بيان مناسب و بي طرف، انتخاب شدند. در ادامه پس از تنظيم برنامه زمان بندي مصاحبه ها، به ترتيب مصاحبه با کارشناسان انتخاب شده صورت گرفت و پاسخ هاي ايشان به پرسش هاي مصاحبه را ثبت نموديم.
در نهايت به منظور پاسخ به پرسش هاي تحقيق و ارائه دستورالعمل به استخراج مقوله ها و مؤلفه ها با کمک تحليل پاسخ هاي ثبت شده بر اساس مدل ارتباطي ياکوبسن، پرداختيم.
روش و ابزار گردآوري داده ها
روش انجام مصاحبه نيمه ساختار يافته در پژوهش حاضر اين گونه بود که نخست با بيان مسئله و قلمرو موضوعي پژوهش، ذهن پاسخگويان را براي بحث و گفتگو آماده نموديم. در مرحله بعد به پاسخگويان اجازه داديم که به صورت کلي نظرات خود را در خصوص مسئله پژوهش بيان نموده براي شفاف شدن اين نظرات سؤالاتي را مطرح کرديم.
در ادامه سؤالات باقي مانده را از کارشناس پرسيده و مفاهيم مورد بحث را جمع بندي نموديم. تمامي پاسخ ها و گفتگوهاي انجام شده را توسط ضبط صدا ثبت کرده و پس از مصاحبه مفاهيم پياده گشته و در آخر نکات مهم گفتگو يادداشت گرديد.
جامعه مورد بررسي
جامعه مورد بررسي پژوهش حاضر به چند گروه تقسيم مي گردند. نخست با توجه به آنکه مستند اجتماعي را مي توان به عنوان يک قالب برنامه سازي رسانه اي قلمداد نمود که در آن مستندساز با استفاده از دانش رسانه اي براي مطرح کردن واقعي مسائل گوناگون زندگي و ارائه راه حل هاي آن ها از نقطه نظرهاي فرهنگي و اقتصادي، تلاش مي نمايد؛ بنابراين نظرات اساتيد حوزه ارتباطات و رسانه در خصوص دانش رسانه اي لازم براي توليد مستند اجتماعي موفق در اجراي فرآيند امر به معروف نهي از منکر، مي تواند ما را در راستاي دستيابي به دستورالعمل کمک نمايد.
به سبب آنکه مستند اجتماعي را مي توان به عنوان گونه اي از هنر هفتم يعني هنر سينما محسوب کرد که در آن مستندساز بايد با کسب مهارت هاي هنري و تجربه، قابليت برانگيختن ميل و رغبت تماشاگر نسبت به توسعه ي دانش و ادراک خود را داشته باشد؛ بنابراين نظرات اساتيد حوزه ي سينماي مستند و مستندسازان اجتماعي در خصوص مهارت هاي هنري لازم براي توليد مستند اجتماعي موفق در اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر، مي تواند ما را در راستاي شناخت دستورالعمل ياري کند.
توليدکننده مستند اجتماعي را مي توان به عنوان مجري فرآيند امر به معروف و نهي از منکر دانست که براي اجراي صحيح اين فرآيند توسط مستند تلاش مي نمايد و در اين راستا بر قواعد مربوط به شرايط اجراي آن، اشراف کافي دارد؛ بنابراين نظرات اساتيد و پژوهش گران حوزه ي امر به معروف و نهي از منکر که آشنايي کافي با رسانه را دارا مي باشند در خصوص قواعد لازم براي توليد مستند اجتماعي موفق در اجراي فرآيند مذکور، مي تواند ما را در راستاي دستيابي به دستورالعمل ياري نمايد.
روش نمونه گيري
به منظور آنکه از مصاحبه هاي صورت گرفته بهترين اطلاعات استخراج گردد و نظرات کارشناسانه اي تهيه شود، روش نمونه گيري هدفمند در پژوهش حاضر، برگزيده شد و کارشناساني براي مصاحبه انتخاب شدند که علاوه بر داشتن تخصص از ويژگيهاي زير برخوردار بودند.
ويژگي نخست آن بود که مصاحبه شونده از تجربه، دانش و بينش لازم در حوزه ي موضوعي پژوهش بهرمند باشد. همچنين به منظور آنکه پژوهشگر به مفاهيم و مؤلفه هاي منطقي و علمي دست يابد، پاسخگو مي بايست از قوه ي تجزيه و تحليل در حوزه ي موضوعي پژوهش برخوردار باشد. علاوه بر اين ضروري بود پاسخگو به مزايا و نتايج سودمند تحقيق و پژوهش علمي در حوزه دين و رسانه واقف باشد.
اين امر سبب گشت که پژوهشگر به نظرات دقيق و دلسوزانه در مصاحبه ها نائل گردد. در ضمن دارا بودن بيان مناسب و شهامت لازم براي ابزار عقيده و اظهارنظر از يک طرف و نداشتن تعصبات افراطي نسبت به جريان هاي سياسي از طرف ديگر، دو مشخصه حائز اهميت ديگر براي پاسخگو بود، زيرا که محقق بتواند نظراتي را ثبت و ضبط کند که شفاف و بدون هيچ گونه جهت گيري خاص باشد.
حجم نمونه
روش تحقيق پژوهش حاضر مصاحبه نيمه ساختار يافته است که شاخه اي از پژوهش هاي کيفي است؛ بنابراين طبق نظر پاتون که معتقد است، شيوه ايدئال نمونه گيري در پژوهش هاي کيفي اين است که تا رسيدن به مورد زائد (موردي که پس از آن اطلاعات جديدي به دست نمي آيد( به انتخاب ادامه دهيم[۹۷]و با توجه به دامنه پژوهش، پيچيدگي مسئله، دسترس پذيري مشارکت کنندگان بالقوه، زمان و عمل نموديم. براي اين کار مصاحبه ها را تا آنجا ادامه داديم که اطلاعات جديدي حاصل نگردد و در اين راستا با پانزده کارشناس ١ مصاحبه انجام داديم.
روش و ابزار تحليل داده ها
در اين پژوهش براي تجزيه و تحليل داده ها از فن مقايسه ي دائمي استفاده شده است. اين شيوه که براي تحليل داده هاي کيفي به کار ميرود، شامل چهار مرحله است :
مقايسه و قرار دادن وقايع در دسته هاي معين. پس از آنکه داده ها براي تحليل آماده شد، پژوهشگر هر واحد تحليل را در دسته هاي موقتي که در نظر دارد، قرار ميدهد. هر بار که يک واحد جديد مد نظر قرار گرفت با ساير واحدهايي که قبلا در آن دسته گذاشته شده، مقايسه ميشود تا درستي گنجاندن آن در دسته مذکور معلوم شود.
تدقيق و پالايش دسته ها. در طول مرحله پالايش دسته ها، پژوهشگر قواعد يا گزاره هايي را که تلاشي براي توصيف معناي ضمني تعريف کننده هر مقوله محسوب ميشود، روي کاغذ مي آورد.
برخي. اسامي کارشناسان در ضمايم پايان نامه آورده شده است.
از قواعد مربوط به گنجاندن موارد جديد در هر دسته ممکن است در طول تحقيق مورد تجديدنظر قرار گيرد يا بازنويسي شود.
جستجو براي يافتن انواع روابط و مضمون هاي مشترک ميان دسته ها. مرحله سوم مستلزم جست وجو براي يافتن روابط و الگوهاي مشترک در بين دسته هاست. پژوهشگر گزاره ها را امتحان ميکند و در پي حلقه هاي ارتباطي معنادار ميگردد. برخي گزاره ها احتمالا به قدر کافي محکم خواهند بود تا به تنهايي قابل نگهداري باشند، گزاره هاي ديگر ممکن است از چند طريق مهم به يکديگر مربوط باشند. وضعيت حاصله هر گونه که باشد، هدف از اين مرحله تدوين عبارت هايي است که ميتواند پديده مورد بررسي را تبيين و روشن کند.
ساده کردن و ترکيب داده ها در يک ساختار نظري منسجم. در مرحله پاياني فرايند مذکور، گزارشي که پژوهش را خلاصه و جمع بندي ميکند، نوشته ميشود. هدف از اين مرحله طرح، دستيابي به فهم مناسبي درباره مردم و يا رويدادهاي است که مطالعه شده اند[۹۸]
در راستاي مراحل بالا، پس از طبقه بندي مفاهيم حاصل از مصاحبه با کارشناسان به شش مقوله دست يافتيم. در ادامه به وسيله روش قياسي به اين نتيجه رسيديم که اين شش مقوله با کارکردهاي شش گانه پيام در مدل ارتباطي ياکوبسن يعني کارکردهاي فرازباني، ارجاعي، زيبايي شناسانه، عاطفي، ترغيبي و کلامي، قرابت معنايي دارند. به اين منظور اين شش مقوله را متناسب با کارکردهاي شش گانه پيام در مدل ارتباطي ياکوبسن نام گذاري نموديم. اما مفاهيم مرتبط با هر يک از مقولات نيز با توجه تدوين شده اند، پاسخ نموديم.
صحت و قابليت اعتماد پژوهش
همانند ساير پژوهش ها که از روش مصاحبه نيمه ساختار يافته بهره مي جويند، در پژوهش حاضر پاياي و روايي معناي متفاوتي پيدا مي کند. زيرا مصاحبه ي کيفي الزاما يک تعامل از طريق گفت وگوست که وابسته به موقعيت و موقتي است و ماهيت ارتباط ايجادشده نمي تواند به طور دقيق، توسط ديگران دوباره ايجاد شود[۹۹] علاوه بر اين، در اين مصاحبه ها، ذهنيت نقش برجسته اي دارد. نه تنها مصاحبه شونده در آنچه مي گويد برداشتي از خود را منعکس مي کند، بلکه زمينه، عواطف، ادراکات، ارزش ها و جهت گيريهاي پژوهشگر آنچه را مي بيند و آنچه را مي شنود، چگونگي نتيجه گيرياش را تحت تأثير قرار مي دهد. او بيش از آنکه ذهنيت را پنهان کند، آن را بررسي و محل آن را در تحليل هاي خود مشخص مي سازد. بنابراين، درباره اينکه آيا مصاحبه ها قابل تکرار نتايج قابل تعميم هستند، جاي شک و ترديد وجود دارد[۱۰۰]. با اين همه پايايي و روايي با وجودي که در پژوهش هاي کيفي مانند مصاحبه نيمه ساختار يافته به گونه اي متفاوت مطرح است، به هيچ وجه اهميت کمتري ندارد. اين دو مقوله به خواننده کمک تأکيد بر پايايي و روايي، قابليت اعتماد طرح هاي پژوهش کيفي را مطرح ميکنند. آن ها چهار عامل را که به مدد آن ها اعتمادسازي ميشود چنين خلاصه ميکنند:
استفاده از چند روش براي گردآوري داده ها. استفاده از مصاحبه در کنار مشاهده ميداني تحليل اسناد موجود نشانگر آن است که موضوع مورد بررسي از چند منظر گوناگون بررسي شده ميتوان به يافته ها اعتماد بيشتري داشت.
بازرسي مسير کسب اطلاعات. اساسا به معناي ثبت مداوم داده هاي به کاررفته در تحليل توضيحات پژوهشگر و روش هاي تحليل است. مسير بازرسي مدارک تحقيق به ديگران اجازه ميدهد تا فرآيندهاي فکري حاکم بر کار پژوهشي را بازبيني و دقت نتايج را مستقلا ارزيابي کنند.
وارسي از سوي افراد تحت بررسي. در اين روش از شرکت کنندگان در پژوهش خواسته ميشود تا يادداشت ها و نتيجه گيريهاي شما را بخوانند و بگويند توصيف شما از آنچه به شما گفته اند،[۱۰۱].
در اين پژوهش تلاش شد تا در بخش مصاحبه، قابليت اعتماد با استفاده از روش هاي مذکور تأمين گردد. به اين ترتيب که با استفاده از روش اسنادي-کتابخانه اي، داده ها را طبق کارکردهاي شش گانه پيام در مدل ارتباطي ياکوبسن تحليل نموديم. فايل هاي صوتي مصاحبه هاي انجام شده در صورت امکان و نيز يادداشت هاي حاوي دسته بنديهاي اطلاعات حاصل از فايل هاي صوتي مصاحبه ها حفظ شده است و اين امکان براي ديگران فراهم است تا نتايج اخذشده را با آنچه صاحب نظران بيان کرده اند، مقايسه کنند. در ضمن علاوه بر اينکه در روند کلي مصاحبه ها و همچنين در مرحله تفسير نتايج نظارت استاد راهنما و مشاور وجود داشت، در چند مورد – به صورت تصادفي- از يکي از دانشجويان کارشناسي ارشد ارتباطات درخواست شد تا به عنوان يک شخص بيروني، با مشاهده فرآيند تفسير، خطاهاي احتمالي را تذکر دهد.
فصل چهارم: يافته هاي تحقيق
مقدمه
در اين فصل يافته هاي پژوهش که از مصاحبه نيمه ساختار يافته با سازندگان مستندهاي اجتماعي، اساتيد سينما، کارشناسان رسانه و پژوهش گران حوزه ي امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي به دست آمده تحليل شده است. تحليل يافته ها بر اساس کارکردهاي شش گانه پيام در مدل ارتباطي ياکوبسن يعني کارکردهاي فرازباني، ارجاعي، زيبايي شناسانه، عاطفي، ترغيبي و کلامي، انجام شده است. ساماندهي يافته هاي حاصل از مصاحبه بر اساس مدل ارتباطي ياکوبسن، امکان ارائه نظام مند دستورالعمل پژوهش را فراهم ميکند.
تحليل يافته ها
به منظور تحليل يافته هاي تحقيق، به طبقه بندي داده هاي حاصل از مصاحبه با صاحب نظران پرداختيم و از اين طبقه بندي، شش مقوله حاصل گشت. در ادامه به وسيله روش قياسي به اين نتيجه رسيديم که اين شش مقوله با کارکردهاي شش گانه پيام در مدل ارتباطي ياکوبسن يعني کارکردهاي فرازباني، ارجاعي، زيبايي شناسانه، عاطفي، ترغيبي و کلامي، قرابت معنايي دارند. به اين منظور اين شش مقوله را متناسب با کارکردهاي شش گانه پيام در مدل ارتباطي ياکوبسن نام گذاري نموديم. اين مقولات عبارت اند از:
١- بهره برداري از ظرفيت هاي بالقوه رمزگان مستند اجتماعي
٢- ويژگيهاي لازم براي مستندساز ديني
٣- انتخاب آگاهانه و مسئولانه موضوعات مستند اجتماعي
٤- استفاده از شيوه هاي ارائه زيبايي شناسانه پيام در مستند اجتماعي
٥ – استفاده از شيوه هاي ترغيب کننده مخاطب مستند اجتماعي
٦- تشويق به شرکت در مراسم ها
بهره برداري از ظرفيت هاي بالقوه رمزگان مستند اجتماعي
مقوله بهره برداري از ظرفيت هاي بالقوه رمزگان مستند اجتماعي، برگرفته شده از کارکرد فرازباني پيام است. اين کارکرد بيان دارد که انتخاب رمزگان مناسب با توجه به عناصر ارتباطي از اهميت بالايي برخوردار است، چه اينکه مهم ترين ثمره ي عملي کارکرد فرازباني، انتخاب رمزگان مناسب براي درک بهتر و بيشتر گيرنده است[۱۰۲] ؛ بنابراين مستندساز براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر توسط مستند اجتماعي، نخست بايد با ظرفيت هاي بالقوه رمزگان مستند اجتماعي آشنا گردد و در بهره برداري از آن ها تلاش نمايد. مفاهيم مرتبط با اين مقوله نيز با توجه به تفاوت هاي محتوايي، طبقه بندي گشت و متناسب با اين طبقه بندي، اين مقوله خود به شش زير مقوله مجزا تقسيم گرديد. ابتدا به طور مفصل به معرفي اين زير مقوله ها ميپردازيم و سپس در جدول ١ به اختصار به اين زير مقولات و کدهاي استخراج در مصاحبه ها اشاره خواهيم نمود.
ارائه مفاهيم به شکل جذاب، ترغيب کننده و قابل فهم
يکي از مصاحبه شوندگان در خصوص ارائه مفاهيم در مستند اجتماعي معتقد است : «وظيفه فيلم به خصوص مستند، سخراني نمي باشد. مستند منبر وتريبون نيست. مستندساز ممکن است موضوعي را انتخاب کند که يک داير المعارف باشد ولي او نمي تواند يک داير المعارف را وارد فيلم بکند. او تا آنجا مي تواند مفاهيم داير المعارف را به مخاطب خود ارائه نمايد که از نظر بصري جذاب و دراماتيزه باشد و يک مخاطب دغدغه مند، بعد از تماشاي آن مستند، مي تواند در مورد آن موضوع مطالعه کند. « در خصوص انتظار مخاطبين از مستند اجتماعي، مصاحبه شونده اي بيان دارد: «مخاطبين از مستند انتظار ندارند که معارف ديني را به آنها ياد بدهد. ولي انتظار دارند که رغبتي را نسبت به خوب بودن در خودشان ايجاد کند. «
همچنين در خصوص ارائه مفاهيم سطح بالا به شکل قابل فهم، مصاحبه شونده اي معتقد است :
«در مستند نبايد مفاهيم ثقيل را بدون تغيير ارائه داد. به اين منظور مي توانيم از قرآن الگو برداري کنيم. يکي از هنر هاي قرآن کريم اين است که در آن، خداوند اساس يک مبناي سطح بالا را که در قلب پيامبر قرار داده، در جامعه عيني سازي نموده است. بنابراين يک اثر هنري بايد با زندگي مردم همسو باشد. از اين رو مستند اجتماعي بايد به جريان عمومي جامعه نزديک باشد و نبايد يک مفهوم سطح بالا را بدون تغيير به جامعه ارائه دهد که مخاطب نتواند آن را در زندگي خودش وارد نمايد. «
روشنگري حقيقت اصيل
يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص نمايش واقعيت توسط مستند اجتماعي اشاره ميکند:
«وظيفه سنگين مستند اين است که از واقعيت و حقيقتي حرف بزند که ديگران به خصوص اربابان دست اندر کاران حوزه ي سرگرمي، نمي خواهند ديده بشود. زيرا هدف حوزه ي سرگرمي چه سينماي داستاني و چه آگهي هاي بازرگاني غفلت، توقف، مصرف گرايي، دنيا طلبي، فکر نکردن و... است.
مستند مي تواند بيان کند که واقعيت آن نيست که اربابان و دست اندر کاران حوزه ي سرگرمي وانمود مي کنند. بنابراين مستند بايد روشنگري نمايد. «
وي ادامه ميدهد: «قرآن کريم در آيات مختلف توصيه به سير و سفر مينمايد؛ که در يکي از اين آيات يعني آيه ي ١١سوره ي انعام آمده است : «قل سيروا في الأرض ثم انظروا کيف کان عاقبة المکذبين « در زمين سير و سياحت کنيد و سرگذشت تکذيب کنندگان حق و حقيقت را ملاحظه نمائيد. مستند در اين امر مي تواند طبق تعبيرمارشال مک لوهان که رسانه ها را امتداد حواس بشر مي ناميد. چشم مخاطب را امتداد بدهد و از محل زندگي اش به شهري دور دست ببرد و سرگذشت تکذيب کنندگان حق و حقيقت را به نمايش بگذارد. «
يکي ديگري از مصاحبه شوندگان در خصوص حقيقت گويي و روشنگري در مستند اجتماعي نيز اشاره دارد: «نبايد براي جذب مخاطب، تا جايي پيش رفت که مستند بي محتوا گردد وفقط سرگرم کننده باشد. با اين کار رسالت مستند گم مي شود، وظيفه مستند سرگرم کردن نيست. مستند بايد روشنگري کند. مخاطب با ديدن مستند بايد به فکرکردن در مورد موضوع مستند روي بياورد. «
ناتواني در نمايش تمام واقعيت و معروف و منکر غير محسوس
در زمينه ناتواني مستند اجتماعي در نمايش تمام واقعيت مصاحبه شونده اي معتقد بود: «مستند نمي تواند همه ي واقعيت و حقيقت را بگويد. چون که مستندساز بخشي از واقعيت و حقيقت را بر اساس ديدگاه خود گزينش مي نمايد. « همچنين در راستاي ناتواني در نمايش معروف و منکر غير محسوس، مصاحبه شونده ديگري اذعان ميکند: «در مستند نمي توان از هر مفهومي صحبت کرد.
مستند توان آن را ندارد که مفاهيم انتزاعي و شهودي را در به تصوير بکشاند. بنابراين در سينماي مستند، معروف و منکر هاي غير محسوس را نمي توان نشان داد و معروف و منکر مي بايست محسوس بشوند تا قابل نشان دادن شوند. «
مستند، رسانه قدرتمند و مؤثر بر ذهن مخاطب
يکي از مصاحبه شوندگان در زمينه قدرت تأثيرگذاري مستند اجتماعي، معتقد است : «مخاطب در مقابل مستند دو رويکرد را مي تواند داشته باشد. در رويکرد نخست مخاطب نگاه انتقادي به مستند دارد و مخاطب، فعال است. اما در رويکرد ديگر مخاطب به عنوان يک واقعيت جدي به مستند نگاه مي کند و مخاطب، منفعل است. « وي در اين زمينه ادامه ميدهد: «نمي توان گفت، رويکرد مخاطب منفعل که برگرفته از نظريه ي گلوله اي است، مسئله مهمي نيست. زيرا اين نظريه هنوز به طور کامل مردود نشده است و آزمايش هايي روي آن انجام مي شود. خصوصا در دوران کودکي و نوجواني مخاطب، اين نظريه هنوز صدق مي کند. اما مخاطبين پس از گذراندن دوره ي نوجواني، در دوران جواني و ميان سالگي نسبت به رسانه رويکرد انتقادي و فعال دارند. « اما او ميافزايد: «قدرت مستند در نظريه تأثير رسانه بيش از مطالعات فرهنگي مي باشد. « در اين راستا مصاحبه شونده ديگري، اشاره دارد: «تأثير مستند بيش از آنکه يک مسئله کلاسه شده باشد، تاثير رواني است. يعني تأثير بر ذهن ضمير ناخود گاه مخاطب مي گذارد که به آموزش پنهان يا اثر پنهان معروف است. «
تأثيرگذاري مستند با ايجاد جريان
در خصوص شيوه ي تأثيرگذاري مستند اجتماعي، يکي از کارشناسان در مصاحبه خود بيان کرد: يکي از مصاحبه شونده اين گونه اظهارنظر کرد: «مستند هاي مختلف نبايد فقط يک پيام مشخص را تکرار کنند زيرا تکرار مي تواند اثر منفي داشته باشد. «
پرهيز از نمايش تحريف شده واقعيت
در نمايش واقعيت توسط مستند اجتماعي، مستند قابليت تحريف واقعيت را دارد که از آن بايد پرهيز کرد در اين رابطه يکي از مصاحبه شوندگان اشاره دارد: «در سينماي مستند، امکان هدايت مخاطب وجود دارد. خصوصا در روايت مستند که بر عهده ي کارگردان است. اين هدايت مي تواند به جايي برسد که سرانجام و نتيجه مستند که به صورت واقعي به نمايش گذاشته مي شود، حقيقت نباشد. « در خصوص رسانه هاي امروزي و تأثير آن بر سينما يکي از مصاحبه شوندگان معتقد است : «رسانه هاي امروز ي تحميق کننده تر و تخدير کننده تر شده اند و اين رويه روي سينما داستاني مستند هم تأثير گذاشته است. فيلم هاي امروزي مي خواهند يک مفهومي را در ذهن مخاطب حقنه کنند. در اين زمينه حتي مستند هايي ساخته مي شود که دقيقا خلاف واقعيت را نشان مي دهند. ممکن است آنها تاريخ را تحريف کنند يا با حذف بخشي از واقعيت، يک معروف را به منکر و يک منکر را به معروف تبديل کنند. «
ويژگيهاي لازم براي مستندساز ديني
مقوله ي در نظر گرفتن نگرش و عملکرد شخص مستندساز اجتماعي از کارکرد عاطفي پيام الهام گرفته است. اين کارکرد روابط بين پيام و فرستنده را نشان ميدهد. وقتي فرد ارتباط برقرار ميکند علاوه بر انديشه هايي که درباره ي مرجع پيام دارد، گاه ممکن است نگرش خود را نيز نسبت به موضوع پيام ابراز کند[۱۰۳] ؛ بنابراين در نظر گرفتن اين مقوله نيز در اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر توسط مستند اجتماعي داراي اهميت است. مفاهيم مرتبط با اين مقوله نيز با توجه به تفاوت هاي محتوايي، طبقه بندي گشت و متناسب با اين طبقه بندي، اين مقوله خود به پنج زير مقوله مجزا تقسيم گرديد. ابتدا به طور مفصل به معرفي اين زير مقوله ها ميپردازيم. سپس در جدول به اختصار به اين زير مقولات و کدهاي استخراج در مصاحبه ها اشاره ميگردد.
دانش ديني، انگيزه و روحيه ي مستندساز
مصاحبه شونده اي در خصوص دانش ديني مستندساز، معتقد است : «مستندساز بايد فهم صحيح وکاملي از دين داشته باشد. اگر مستندساز دين را فقط در يک ظواهر مناسکي ببيند به طور طبيعي نمي توان از او انتظار داشت که در اصلاح اجتماعي قدم بردارد. مستندساز بايد فهم صحيح اي از دين، غايات، اهداف، حقايق و معارف دين داشته باشد. اما اين بدان معني نيست که او معلم ديني است. بلکه او قرار است شوقي را در مخاطب نسبت به خوب بودن، پاک بودن وانسان بودن ايجاد نمايد. « او ميافزايد: «مستندساز نقش مصلح اجتماعي را ايفا مي کند. «
مصاحبه شونده ديگري در خصوص انگيزه مستندساز بيان دارد: «اين مهم است که مستندساز از روي انگيزه و علاقه شخصي در مورد يک مسئله مستند بسازد. يعني يکي از اهداف او در زندگي اين باشد که مسئله بيان شده در مستند را به گوش مردم برساند. « وي ادامه ميدهد: «نمي توان باقوانين و حمايت مالي از مستندساز بخواهيم در مورد مفهومي که اعتقاد ندارد مستندي بسازد که اثر گذار باشد. « همچنين کارشناس ديگري درباره روحيه ي مستندساز، در مصاحبه خود اشاره نمود: «در برخي مستندساز ها، روحيه ي شخصي شان بر کاري که انجام مي دهند، مؤثر است. نمي توان از برخي مستندساز ها انتظار ساخت مستند در مورد مفاهيمي چون حماسه و انقلاب داشت. اگر آن ها را مجبور کنند که در مورد انقلاب و دفاع مقدس کار بسازد، اثر قابل توجه ي را توليد نمي کند. از طرفي ديگر مستندسازاني هستند که عاطفه و مسائل احساسي در کارشان ديده نمي شود. پس يک بخش از مسئله مستندسازي، شخصي است. « وي ادامه ميدهد: «يک بخش از مستندسازي به محيط اجتماعي، زمان و شرایط مربوط است و یک بخش هم خود فرد است. ممکن است هر فردی یک گوشه از کار را بگیرد و مجموعه کار های تولید شده پازلی را تشکیل دهد که قطعه های مختلفش را افراد مختلف ساخته اند. «
اعتقاد نظري و عملي مستندساز به امر به معروف و نهي از منکر
در راستاي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر توسط مستند اجتماعي، يکي از مصاحبه شوندگان، بيان دارد: «مستندساز بايد به امربه معروف و نهي از منکر اعتقاد داشته باشد و مباني حقيقي معرفتي آن را خوب دريافت کرده باشد. « وي ادامه ميدهد: «مستندساز بايد مباني اسلامي معروف و منکر را بشناسد تا وقتي نشناسد و به آن عمل نکند نمي تواند به درجه بالا برسد. « در اين زمينه مصاحبه شونده ديگري، اشاره ميکند: «ممکن است فيلم ساز اصولا به سينماي اديولوژيک سينماي آمربودن به معروف و ناهي بودن از منکر اعتقاد ندارد. پس هيچ اتفاقي نمي افتد و اصلا وارد چارچوب امر به معروف و نهي از منکر نمي شود. « همچنين يکي از مصاحبه شوندگان، معتقد است : «کاري که با ايمان ساخته مي شود ماندگار است. «
دغدغه مندي مستندساز
در رابطه با دغدغه مندي مستندساز يکي از مصاحبه شوندگان، اشاره ميکند: «نکته اول آن است که مسئله فيلم براي خود فيلم ساز به چه ميزان دغدغه شده است و براي او به چه ميزان مهم است. اگر دغدغه نباشد، فيلم ساز نمي تواند وارد چارچوب امر به معروف و نهي منکر بشود. « وي ادامه ميدهد: «فيلم ساز معتقد که پاي عقيده اش مي ايستد و براي آن اعتقاد هزينه مي دهد را در سينما نداريم. فيلم سازي که ايدلوژي و يک هدف براي خودش دارد، از يک مکتب و ايدلوژي مشخصي پيروي مي کند، هزينه مي دهد و دغدغه مند است. به علت آنکه مستندساز هاي ما دغدغه مند هستند و ساخت مستند به خاطر دغدغه هايشان مي باشد. امر به معروف و نهي از منکر در آنها بيشتر است که بايد در هردو يعني سينماي مستند و داستاني بيشتر باشد. « در اين زمينه مصاحبه شونده ديگري، اذعان ميکند: «مستندساز بايد نگران جامعه اسلامي باشد. مستندساز مسلمان بايد دغدغه مذهب ودين داشته باشد. «
اخلاق مداري مستندساز
يکي از کارشناسان درباره ي ويژگيهاي اخلاقي مستندساز در مصاحبه خود، بيان داشت : «در اخلاق رسانه آمده است که شخص رسانه اي مانند مستندساز، مي بايست با انصاف باشد، فردي را براي مصاحبه انتخاب کند که آگاهي داشته باشد، حقيقت را بگويد و در اين زمينه دچار خود سانسوري نشود. ضمنا او بايد اصل بي طرفي را رعايت کند به طوري که خودش از گفتن حقيقت سود نبرد موضع خاصي نداشته باشد. در اين زمينه مستندساز بايد دقت کند که شدت اعتقاد خود به يک موضوع سبب نگردد که ابعاد مختلف آن موضوع را نبيند. « در اين زمينه مصاحبه شونده ديگري، اشاره دارد: «نبايد نگاهمان به سينما، يک فضاي سيستماتيک، تئوريک و فني باشد. « وي ادامه ميدهد: «رفتار مستندساز ها، رفتار ساختارو حتي در فضاي مدرن رفتار ابزار ها بايد اخلاقي باشد، اين که مي گوييم رفتار ابزار در فيلم اين است که اين رفتار مي تواند اخلاقي باشد يا مي تواند غير اخلاقي باشد. « در اين رابطه مصاحبه شونده اي، بيان ميکند: «نبايد غرق ساختار شد بلکه در ساخت نيز بايد اخلاق رعايت شود. «
خيرخواهي، مسئوليت مداري و روح زيبا
يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص نگرش و عملکرد شخص مستندساز ميافزايد: «نيت مستندساز خيلي مهم است و بايد خير باشد. مستندساز مسلمان بايد در مقابل کارهايش مسئوليت داشته باشد. « مصاحبه شونده ديگري، نيز اشاره دارد: «در خصوص ويژگي هاي رفتاري و اعتقادي مستندساز بايد گفت که او بايد خود صالح باشد. البته در اين خصوص نمي توان وارد نظرات عملايتي شد. « اما يکي از مصاحبه شوندگان در اين رابطه معتقد است : «مستندساز بايد درحال کنکاش باشد و دنبال پالوده کردن جانش باشد. آن وقت است که مي تواند حرف هاي خوب بزند. « کارشناس ديگري در مصاحبه خود در مورد دليل موفق بودن مستندها اشاره دارد: «دليل موفق بودن خيلي از مستند ها اين است که خود مستندساز روح زيبايي دارد و بعد عناصر مختلف را سعي کرده است به جنبه متعاليش نزديک نمايد. او از ظاهر عبور کرده است و سعي نموده زيباي ها و حقيقت يک مسئله را نشان دهد. «
[۱۰۴] حال از آنجا که کارکرد ارجاعي پيام از اهميت فراواني برخوردار است
بنابراين توجه به اين مقوله نيز در راستاي اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر با کمک مستند اجتماعي حائز اهميت است. مفاهيم مرتبط با اين مقوله نيز با توجه به تفاوت هاي محتوايي، طبقه بندي گشت و متناسب با اين طبقه بندي، اين مقوله خود به هفت زير مقوله مجزا تقسيم گرديد.
ابتدا به طور مفصل به معرفي اين زير مقوله ها ميپردازيم و در ادامه در جدول ٣ به اختصار به اين زير مقولات کدهاي استخراج در مصاحبه ها اشاره خواهد شد.
انتخاب موضوع بر اساس نياز مخاطب
يکي از مصاحبه شوندگان در خصوص انتخاب موضوع بر اساس نياز مخاطب به نقش رسانه ها در جامعه اسلامي توجه ميکند و بيان ميدارد: «جامعه اسلامي را اگر به يک درخت تشبيه کنيم، مجتهدين عالي قدر مباني ناب را همانند ريشه ي درخت، استخراج مي کنند اين مباني بايد به وسيله آوند ها به عنوان واسطه به برگ ها و ميوه ها برسد. اين آوند ها رسانه ها هستند و برگ ها و ميوه ها مردم جامعه مي باشند. پس رسانه بايد آوند خوبي باشد يعني مباني را دريافت بکند و خوب انتقال بدهد. از آنجا که آوند مي داند که برگ ها و ميوه ها به چه چيزي نياز دارند. رسانه هم بايد نياز واقعي مخاطبين را بداند. «
اما در خصوص مستند اجتماعي مصاحبه شونده ديگري معتقد است : «مستند اجتماعي، مستند انسان مي باشد زيرا که انسان موجود اجتماعي است و اگر نباشد، اجتماع اصلا معني ندارد. « در اين راستا يکي از کارشناسان در مصاحبه خود، اشاره مينمايد: «مستندساز نبايد انسان را فراموش بکند که چه نياز هايي به صورت کلي دارد و با يک سري مفاهيم که از چشمش افتاده است آشنا شود. مستندساز بايد مخاطب شناسي و در واقع انسان شناسي نمايد. « وي ادامه ميدهد: «مستندساز بايد اشراف کافي بر موضوعات قابل بحث و نياز هاي مخاطب داشته باشد و بداند که مخاطب در يک دوره به چه مفهومي نياز دارد، که در مورد آن مفهوم مستند توليد کند. « همچنين وي بيان دارد: «مستندساز بايد اشرافي به موضوعات کلان داشته باشد. «
انتخاب موضوع بدون در نظر گرفتن شرايط زماني
يکي از مصاحبه شوندگان در خصوص انتخاب موضوع بدون در نظر گرفتن شرايط زماني معتقد است : «موضوع انتخاب شده توسط مستندساز لازم نيست موضوع جديدي باشد. ممکن است موضوع، موضوع نو و جديدي نباشد ولي مستندساز بتواند خوب آن را ارائه کند. « در اين زمينه مصاحبه شونده ديگري، بيان ميدارد: «اينکه مستندساز به موضوعات روز بپردازد، کار ژورناليست است و کار هنرمند اين نيست، هنرمند دغدغه انساني دارد و او موضوعات را بر اساس دغدغه هايش انتخاب مي کند. « وي ادامه ميدهد: «مستندساز حتي مي تواند به سراغ موضوع هاي متروکه برود. موضوعات مستند اجتماعي ربطي به زمان و مکان ندارد. «
انتخاب موضوع بر اساس شرايط زماني
برخلاف مقوله قبل ممکن است زمان نيز بر انتخاب موضوع مستند تأثير بگذارد. در اين راستا يکي از کارشناسان در مصاحبه خود، اشاره مينمايد: «در کوران انقلاب اسلامي، در مورد رابطه با پدر و مادر، کاری ساخته نمی شد. چون در فضای انقلابی، پر هیاهو و حماسی به طور طبیعی فضا و محیط، فضایی بود که از انقلاب، حماسه، مقاومت و مقابله با ظلم و طغیان بر علیه ظلم صحبت مي شد. « از طرفي ديگر ممکن است موضوعات بر حسب شرايط زماني تغيير کنند اما برخي مفاهيم ثابت باشند. مفاهيمي که در زمان هاي گوناگون به شکل هاي مختلف مطرح ميشوند. در اين زمينه يکي از مصاحبه شوندگان، معتقد است : «شهيد آويني در مورد جنگ مستند نمي ساخت در مورد جهاد مستند مي ساخت. اکنون نيز بايد مستند جهاد ساخته شود، آن موقع جهاد در ميدان نبرد بود اکنون جهاد اقتصادي است. «
انتخاب محسنات اجتماعي به عنوان موضوع مستند اجتماعي
در خصوص روش امر به معروف و نهي از منکر، يکي از مصاحبه شوندگان معتقد است : «يکي از راههاي امر به معروف و نهي از منکر اين است که اگر منکري ديده ايم آن را بزرگ نکنيم. اين راهکار در سيره پيامبر و ائمه ديده مي شود. « وي ادامه ميدهد: «اسلام اشاره دارد که نبايد در ملاء عام منکري صورت بگيرد. اگر هم منکري در خفا صورت گرفت نبايد براي ديگران تعريف کنيم و گناهي نبايد اطلاع رساني شود. « در راستا مصاحبه شونده ديگري، اشاره دارد: «اينکه رسانه اي ها به خصوص مستندساز ها مي گويند ما پاتولوژيست اجتماعي هستيم، آسيب شناسي مي کنيم، آسيب ها را مي گوييم و حالا درمانش با شخص ديگري است، کاملا غلط است. زيرا سعدي بيان مي دارد که لقمان را گفتن، شرط اول لقمان بودن شخص است که بتواند از بي ادب، ادب ياد بگيرد. نه يک شخص نوعي، نه خود سعدي. سعدي مي گويد لقمان را گفتن زيرا که او حکيم بود، او چون حکمت داشت ازتاريکي هم روشنايي بيرون مي کشاند. اما آدم عادي نمي تواند اين کار را انجام بدهد. لذا در رسانه که اصابتش با آدم عادي است، بيان بدي اشاعه بدي هست. « وي ادامه ميدهد: «اين جمله سعدي را بهانه کرده و بر سر مخاطب زده اند. که او چرا بي ادبي را ياد مي گيرد او بايدخوبي را ياد بگيرد. اينکه قسمت هاي زيادي از يک فيلم بدي، کمي از آن خوبي باشد و مخاطب از آن خوبي درس بگيرد يک شوخي هست. « او ميافزايد: «با اينکار ما برخي از گناه ها بزرگ اجتماعي را عرفي سازي مي کنيم. گناهاني که بروز اجتماعي دارند مثل پوشش، ارتباطات غير هم جنس، استفاده از کلمات مستهجن. « همچنين در اين زمينه يکي از کارشناسان در مصاحبه خود اذعان ميکند: «وقتي فيلمي در
امر به معروف و نهي از منکر نکرده اند. حرف ما اين است که با نمايش معضلات اجتماعي مي باشند. بلکه مستند هايي که در خصوص توسعه و جامعه پذيري و تشکيل يک جامعه توليد کننده، مفيد و با منافع مشترک مي توانند مستند هاي اجتماعي باشد. ساختن مستند در اين موضوعات باعث پيشرفت جامعه مي شود. «
در باب راهکار براي ساخت مستند اجتماعي به منظور امر به معروف و نهي از منکر مخاطب نيز کارشناسي در مصاحبه خود اشاره دارد: «قرآن مي فرمايد که اگر خوبي را تعريف نماييم، مردم را به خير دعوت مي کينم. « وي ادامه ميدهد: «مردم از ديدن محاسن است که به حسن دعوت مي شوند. «
«اگر مي خواهيم در مورد حسادت کار بسازيم مي توانيم نقطه مقابل آن را ببينيم سخاوت را، مي خواهيم در مورد کلاهبرداري کار بسازيم آدم منصف را مي توانيم ببينيم. «
انتخاب محسنات و معضلات اجتماعي به عنوان موضوع با در نظر گرفتن شرايط
رويکردي ديگري نيز در انتخاب موضوع مستند اجتماعي وجود دارد. در اين راستا يکي از کارشناسان در مصاحبه خود اشاره دارد: «در جريان ديني، تولي و تبري را با يکديگر داريم. در واقع نگاه ما در فضا ي ديني و فرهنگي، هم امر به معروف و هم نهي از منکر وجود دارد. اما در همان ادبيات اوليه هم اگر دقت نماييم، مي گوييم امر به معروف و نهي از منکر و نمي گوييم نهي از منکر امر به معروف، لذا در ادبيات اوليه هم معروف الويت دارد. « در تأييد اين نظر، مصاحبه شونده ديگري، معتقد است : «از آن جا که امر به معروف مقدم تر از نهي از منکر است. بنابراين موضوعاتي که در خصوص محاسن اجتماعي هستند در الويت مي باشند. ولي اين بدان معني نيست که به معضلات اجتماعي نپردازيم. « در اين راستا يکي از کارشناسان در مصاحبه خود اذعان مينمايد: «مستند آيينه است و خوبي و بدي جامعه را نشان مي دهد. مستندساز مي تواند زشتي ها و پليدي ها را نشان دهد در جهت برطرف کردن آن ها و مي تواند نيکي ها را نشان بدهد که من مخاطبي که شايد دچار آن پلشتي ها بشوم و حتي زشتي ها در من نهادنيه شده باشد آن را برطرف نمايم. «
همچنين در اين راستا يکي از کارشناسان بيان ميدارد: «براي آنکه بتوان مخاطب را جذب کرد. ما مجبور هستيم که يک مسئله در فيلم ايجاد بکنيم که اين مسئله در فيلم پيگيري بشود. بايد يک گره
«به خاطر محدوديت ايجاد مسئله، دست گذاشتن روي مشکلات براي جذب مخاطب فيلم مستند راحت تر است. البته محاسن هم مي توان کار کرد ولي وقتي فقط خوبي ها را نشان دهيم احتمالا براي جذاب کردن فيلم کم مي آوريم. نشان دادن خوبي به تنهايي جذابيت کمي دارد و از عنصر دراماتيزه کردن فيلم نمي توان استفاده نمود. «
اما طبق اين رويکرد نمايش معضلات اجتماعي شرايطي دارد، در اين زمينه يکي از مصاحبه شوندگان معتقد است : «در خصوص پرداختن به معضلات اجتماعي مي بايست به نکاتي چون جلوگيري از اشاعه فحشا ء بي آبرو شدن برخي افراد و رعايت تمام نکات اخلاقي توجه نمود. « مصاحبه شونده ديگري نيز اشاره دارد: «در مورد اشاعه فحشاء مي توان گفت که گاهي خط قرمز هاي شفاف و روشن وجود دارد که شکل استاندارد پيدا مي کند. به عنوان مثال اگر شما در مورد مواد مخدر يا قتل صحبت مي کنيد، طبيعتا نبايد شيوه قتل را نشان بدهيد. «
با اين همه يکي از مصاحبه شوندگان معتقد است : «نمي توان به طور مطلق گفت که مستندساز به دنبال محسنات برود و يا معضلات اجتماعي. اين بستگي دارد به سوژه و جذابيت آن و اينکه هدف با کدام يک از گروه موضوعات محقق مي شود. « کارشناس ديگري نيز بيان دارد: «يک زمان بايد بدي ها را بگوييم و زمان هايي قطعا نبايد بدي را بگوييم. بايد فوايد پرداختن به يکايک بدي ها از ضرر آن ها بيشتر باشد. لذا بايد مصداقي قضاوت کرد. وبايد از مشاور مذهبي استفاده نمود. « اما در يک نگاه کلي، يکي از مصاحبه شوندگان، اشاره دارد: «مستندساز بايد بعد از پژوهش تشخيص دهد که ساخت
گفتمان اسلامي
در زمينه الويت بندي موضوعات مستند اجتماعي، يکي از مصاحبه شوندگان، معتقد است : «اسلام الويت بندي کرده است. کليد همه بدي ها را دروغ مي داند و اگردر جامعه دروغ رواج پيدا کرد آن جامعه به همه بدي ها مي توانند برسند. از آن طرف اگر نماز در جامعه اي رشد پيدا کرد خيلياز خوبي ها در جامعه رشد پيدا مي کند. « بنابراين توليد مستند اجتماعي در مورد برخي از معروف منکرها در الويت بالاتري قرار دارند.
در يک نگاه ديگر، يکي از کارشناسان در مصاحبه خود اشاره دارد: «اين که مستندساز به سراغ چه موضوعات برود به طبقه بندي نگاه مستندساز به معروف و منکر برمي گردد. گاهي اوقات مستندساز جريان جامعه و عموم مردم را به عنوان يک ساختار ديني لحاظ مي کند و يک سري تعريف از معروف و منکر ها را برداشت مي نمايد. گاهي اوقات هم اين گونه نيست و مستندساز يک نگاه فردي به بحث ديني دارد، آن وقت است که معروف و منکر را متفاوت برداشت مي کند. « وي ادامه ميدهد: «قبل از آنکه بپردازيم که الويت بندي ما در بحث امر به معروف و نهي از منکر چيست و بايد چه موضوعاتي را انتخاب نماييم. بايد ببينيم نگاه ما به دين يک رفتار فردي است يا يک رفتار اجتماعي، اگر نگاه ما يک رفتار فردي است معروف و منکر هاي ما فردي خواهد شد. اگر هم رفتار اجتماعي است معروف و منکر هاي ما اجتماعي خواهد شد. « او ميافزايد: «بايد خودمان و جايگاه مسلماني مان را تعريف کنيم. ببينم که ما في نفسه و به صورت فردي در جريان زندگي خودمان، براي خداوند مطرح و مهم هستيم يا فرديت ما هويت جدي نيست و اين هويت اجتماعي ما است که براي خداوند ارزشمند است. در مباني ديني ما، نگاه اجتماعي به دين توصيه شده است. طبق اين مباني، انسان شخصا مهم نيست و در بستر جامعه هست که مهم مي گردد. «
وي ادامه ميدهد: «آن وقت معلوم مي شود معروف چيست. ديگر معروف من نماز شب نيست. من در مورد نماز جماعت فيلم مي سازم يعني معروف مي شود نماز جماعت. زيرا توصيه به نماز جماعت بالاتر توصيه به نماز شب و حتي توصيه به نماز اول وقت مي باشد. يا توصيه به نماز جمعه است يعني اجتماع جماعت ها مي شود، نماز جمعه اي که يک عظمتي را بايد شاملش بشود. « او ميافزايد: «لذا زاويه ديد عوض مي شود، زاويه ديد که عوض بشود، جريان مشخص مي شود. اگر بخواهيم در ساختار جمهوري اسلامي معروفي را انتخاب بکنيم بايد برويم سراغ معروف و منکر هايي که بستر اجتماعي شان پررنگ تر است. «
همچنين ايشان معتقد هستند: «اگر اجتماعي کار انجام شود هم تاثير گذاري بيشتر مي شود هم نگاه معروف و منکر در جامعه ديني نزديک تر به واقعيت مي باشد. لذا يکي از جريانات جدي روي بحث معروف و منکر، بحث پوشش است اتفاقا، بحث پوشش بحث مهمي مي باشد، بحث اجتماعي است بايد در موردش گفتگو شود که چرا بايد اين جريان وجود داشته باشد. جريان ديگري که مهم است، بحث اختلاص هست. چرا که ما يک بحث اختلاص داريم يک بحث حرام خوري داريم. حرام خوري فردي است اما اختلاص جمعي هست. من مي توانم در مورد حرام خوري فيلم بسازم که حرام خوري شخص و خانواده اش را بدبخت مي کند و.. اما اختلاص رابطه شخص با جامعه است شخص از جامعه حرام مي خورد يعني شخص خودش نيست، يک نفر نيست، دو نفر نيست، بيت المال هستش، عموميت پيدا مي کند. شايد ٤٠ سال پيش يعني آن موقع که حکومت اسلامي نبود بايد در مورد حرام خوري مستند اجتماعي مي ساختيم اما الان که حکومت اسلامي است ديگر حرام خوري مسئله ما نبايد باشد. اختلاص بايد مسئله باشد و در مورد آن بايد مستند ساخت. لذا نگاه اجتماعي به موضوع نسبت به نگاه فردي الويت بيشتري دارد. « از طرفي ديگر، مصاحبه شونده ديگري، اشاره دارد: «رسانه بايد روي معروف و منکري کارکند که مردم آن را معروف و منکر نمي دانند و حتي شايد جاي معروف و منکر عوض شده باشد که رسانه بايد با آن مقابله کند. يعني بايد روي موضوع هايي که متروکه مانده است و به آن توجه اي نمي شود کار نمايد. همچنين معروف و منکر شرعي نسبت به معروف و منکري عرفي در الويت هست. «
انتخاب مسئله شفافيت به عنوان موضوع
در زمينه مسئله شفافيت و ارتباط آن با امر به معروف و نهي از منکر يکي از کارشناسان، بيان ميدارد: «شفافيت در يک تعريف عام، شبيه به تعريف حق در اسلام است. حق يعني هر چيزي که بايد و شايد اتفاق بيافتد. در شفافيت هم همين طور است، با اين تفاوت که در شفافيت بيشتر منظور، گونه اي از اطلاعات هست که حق مي باشد و بايد و شايد است که آن اطلاعات را ارائه نماييم. به طور مثال، اين که دولت بداند دارايي هاي مردم به چه ميزان است، حق دولت است و اين يعني شفافيت. « وي ادامه ميدهد: «نظارت و ارزيابي از ضرورت هاي شرعيه و عقليه مي باشد و ازطرفي امر به معروف و نهي از منکر مي تواند هم تشويق و هم تنبيه باشد. حال اگر بخواهيم نظارت بررفتار مسئولين داشته باشيم و رفتار آنها را تشويق و تنبيه يا به عبارتي امر به معروف و نهي از منکر کنيم. نياز به اطلاعات داريم و اين اطلاعات يعني شفافيت. ما بايد بدانيم که چه خبر است و بعد بتوانيم امر به معروف نهي از منکر کنيم. « او ميافزايد: «اين شفافيت مي تواند روي رفتار فرد تاثير بگذارد. اگر فرد بداند رفتارش کنترل مي شود ديگر سعي مي کند که خطا نکند. «
وي معتقد است : «با ساخت مستند در خصوص شفافيت به علت آنکه شفافيت در جامعه مورد پذيرش قرار مي گيرد. شفافيتي که اجراي آن خيراتي دارد. فوايدي در مملکت دارد و هم جلوي مفسده ها را مي گيرد. گونه اي امر به معروف و نهي از منکر هم است. چون زيرساخت و فرآيند معرفي مي شود که سبب خير مي گردد و جلوي مفسد ها را مي گيرد. « از اين رو شفافيت ميتواند موضوع مناسبي براي توليد مستندهاي اجتماعي باشد. در اين راستا ايشان معتقد است : «در ساخت مستند درحوزه شفافيت به علت عام بودن آن بايد مشخص کنيم که هدفمان چيست. يک مورد آن اين است به دولت مي گوييم که شفافيت براي او چه سودي دارد يا در مورد مجلس مستند بسازيم. «
استفاده از شيوه هاي ارائه زيبايي شناسانه پيام در مستند اجتماعي
مقوله استفاده از شيوه هاي ارائه زيبايي شناسانه پيام در مستند اجتماعي برگرفته شده از کارکرد زیبایی شناسانه پیام است. کارکردی که معطوف به خود پیام یا به عبارت بهتر ارکان زیبایی شناسانه ی پیام است مانند کسی که در سخنرانی خود به طور مستمر از ابیات و آرایه های ادبی بهره میبرد یا رسانه ی تصویر که از زیبایی های هنری برای جذابیت محصول خود استفاده میکند[۱۰۵] ؛ بنابراين مستندساز ميبايست براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف نهي از منکر توسط مستند اجتماعي، بايد اين مقوله را در نظر بگيرد. مفاهيم مرتبط با اين مقوله نيز با توجه به تفاوت هاي محتوايي، طبقه بندي گشت و متناسب با اين طبقه بندي، اين مقوله خود به ده زير مقوله مجزا تقسيم گرديد. ابتدا به طور مفصل به معرفي اين زير مقوله ها ميپردازيم. در ادامه در جدول ٤ به اختصار به اين زير مقولات و کدهاي استخراج در مصاحبه ها اشاره شده است.
تسلط بر درون مايه، ساختار و انتخاب آن بر اساس موضوع و محتوا
يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص تسلط به درون مايه و فن معتقد است : «هنر موميايي کردن يک انديشه مي باشد. هنرمند نيز بايد هم بر انديشه تسلط داشته باشد و هم طريق موميايي نموندن يا جاودانه ساختن انديشه را بداند. « وي اشاره ميکند: «تکنيک و درون مايه دو بال يک اثر هنري هستند. « در خصوص تسلط بر فن، شناخت ساختارهاي مستند يکي از مهم ترين نکات است که بايد به آن توجه ويژه اي نمود. در اين راستا يکي از کارشناسان تأکيد ميکند: «مستندساز بايد به ساختار ها اشراف داشته باشد. « اما در زمينه انتخاب ساختار يکي از مصاحبه شوندگان، بيان دارد:
«مستندساز بايد ببيند در چه جايي نياز هست که از چه ساختاري استفاده کند. « او ميافزايد: «ساختار را محتوا تعيين مي کند. « همچنين مصاحبه شونده ديگري، اشاره دارد: «موضوع مشخص مي کند که ساختار چه باشد، براي هر موضوعي هر ساختاري نمي تواني استفاده نماييد. «
توجه به خلاقيت، ذوق هنري و عدم تقليد صرف از قالب هاي رايج
يکي از کارشناسان در خصوص عدم تقليد صرف از قالب هاي رايج، اشاره دارد: «فيلم ساز خوب، به طور حتم فيلم سازي نيست که در قالب رايج غربي فيلم بسازد. زيرا که هر قاعده فيلم سازي يک فرهنگي را به دنبال دارد. « در اين راستا مصاحبه شونده ديگري، معتقد است : «فرم وساختار از ايدئولوژي و اعتقاد برمي آيد. « او ميافزايد: «هنرمند نبايد تقيلد کننده صرف از فرمول و چار چوب هاي مرسوم باشد. نبايد خلاقيت را سرکوب کرد. هنرمند بايد ذهني سيال داشته باشد. « همچنين کارشناس ديگري در مصاحبه خود، بيان دارد: «در واقع مستندساز بايد به وسيله ذوق هنري و تصوير سازي اش يک ارزش افزوده اي بر منابع ديني را توليد مي کند. «
ايجاد تعادل ميان واقع گرايي و جذابيت
در خصوص جذابيت يکي از کارشناسان، معتقد است : «لازمه ي ارتباط دو سويه جذابيت است « در اين راستا مصاحبه شونده ديگري، بيان دارد: «اگر جذابيت از واقع گرايي بکاهد مناسب نيست.
از طرف ديگر وقتي واقع گرايي مي کنيم نبايد اين طور باشد که از جذابيت استفاده نکنيم. واقع گرايي ذات مستند است که نبايد لطمه بخورد و از طرفي از جذابيت تا جايي که امکان دارد بايد استفاده شود. « همچنين کارشناس ديگري اذعان دارد: «در خصوص آن که واقع گرايي مهم تر است يا جذاب بودن بايد گفت تعادل ميان دو بايد رعايت شود«
ايجاد جذابيت با شناخت موضوع و مخاطب، ايجاد تعليق و انتخاب موسيقي
در زمينه ايجاد جذابيت، يکي از مصاحبه شوندگان، معتقد است : «براي ايجاد جذابيت مستندساز بايد بر موضوع مستند تسلط داشته باشد و مخاطب شناسي نمايد. « اما اين تمام ماجرا نيست، زيرا که کارشناس ديگري اشاره دارد: «مستندساز براي ايجاد جذابيت مي تواند از ايجاد تعليق استفاده کند. وقتي مخاطب منتظر باشد و شروع کند به حدس زدن و فکرش به کار گرفته شود نهايتا مستند مي تواند به هدف خودش برسد. « همچنين يکي مصاحبه شوندگان، اذعان دارد: «مستندساز در انتخاب موسيقي نيز بايد به اين توجه نمايد که موسيقي مورد نظر به بصري و درام بودن مستند کمک نمايد. « يکي از مصاحبه شوندگان در خصوص بازسازي در مستند، بيان دارد: «هر آنچه که جلوي دوربين مستندساز است بايد کنترل شده باشد. يعني حداقل ماجرا اين است که مستندساز نور را کنترل کند. لذا نبايد گفت مستند، بازسازي ندارد. « ديگر مصاحبه شونده، درباره ي کاربرد بازسازي واقعيت بيان دارد: «اگر در مستند برخي وقايع را بازسازي نکنيم. تصور و فهم مخاطب از واقعيت مورد نظر سخت مي گردد. بازسازي واقعيت با پرداختن مناسب به جزئيات است بر مخاطب تاثير مي گذارد او متوجه مي شود که چه اتفاقي افتاده است. به طور مثال مخاطب مي فهمد که قهرمان يک ماجرا چه کاري انجام داده است. «
اما يکي از کارشناسان در خصوص بازسازي واقعيت، اشاره دارد: «واقعيت بازسازي شده، يک وي ادامه ميدهد: «بازسازي واقعيت، به معناي آن نيست که من يک جريان واقعي دارم و مي توانم بدون واسطه (باکمک سختار گزارشي(توصيف نمايم به علت سخت بودن، آن را بازسازي نماييم. « در اين راستا يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص تعادل در سبک بازسازي و توصيف واقعيت، اشاره دارد: «برخي از وقايع را که نمي توان به صورت بدون واسطه (با کمک ساختار گزارشي( توصيف نمود. به همين دليل مي توان آن واقعيت را بازسازي کرد. البته تعادل در دو سبک بازسازي و توصيف بدون واسطه (ساختار گزارشي( و حتي استفاده تلفيقي از اين دو سبک مي تواند هم جذابيت و هم واقع گرايي مستند را بالا ببرد. «
انجام مصاحبه بر اساس ساختار روايي مسئله محور
يکي از کارشناسان، در مورد انجام مصاحبه در مستند اجتماعي معتقد است : «اساسا يک پايه مستند، مصاحبه است. « وي ادامه ميدهد: «نبايد بدون برنامه مصاحبه انجام داد« در اين راستا مصاحبه شونده ديگري، بيان دارد: «اگر مستندساز توانست يک مسئله را در فيلم ايجاد کند وسؤالاتي دارد که بايد جواب داده شود. مصاحبه با شخصي که بتواند به اين سؤالات پاسخ دهد، جذاب است حتي اگر از هيچ تکنيکي استفاده نکرده باشد. پس مهم ترين نکته ساختار روايي هست، ساختار روايي مسئله يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص استفاده از فن در انجام مصاحبه معتقد است : «براي اين کار بايد از يک سري تکنيک ها استفاده نمود مانند استفاده از ميزانسن، استفاده از نماي لانگ، دوربين روي دست، قضاوت فيلم ساز با استفاده از موقعيت، طراحي صحنه و تنوع مکاني که استفاده از اين تکنيک ها مي تواند مصاحبه را جذاب بکند. « او ميافزايد: «مي توان از عمق ميدان استفاده نمود، عمق «مي توان با استفاده از لنز، عمق ميدان را تغيير دهيم تا تصوير از حالت تخت بودن خارج شود. «
استفاده از مکان فيلم برداري براي جذابيت مصاحبه، تفسير و قضاوت گفته هاي مصاحبه شونده
يکي از کارشناسان، در خصوص مکان فيلم برداري بيان دارد: «مستندساز مي تواند از پارامتر لوکيشن استفاده نمايد و شخصيت را در لوکيشني قرار بدهد که آن موقعيت و لوکيشن براي مستند، کارکردهاي مختلف داشته باشد. اول آن که حرف آن مصاحبه شونده را تفسير کند، حرفش را بسط بدهد. دوم آنکه جذابيت هايي داشته باشد که مخاطب را در گير بکند. « وي ادامه ميدهد: «مي توان از پس زمينه شخصيت، به عنوان تفسير حرف هاي شخصيت استفاده نمود. به طوري که مخاطب به پس زمينه نگاه نمايد و صداي شخصيت را همانند روايتگر روي آن تصاوير بشنود. « او ميافزايد: «تکنيک بعدي آن است که موقعيت باعث شود که مستندساز بتواند درباره ي حرف هاي آن شخصيت قضاوت کند. اين قضاوت باعث مي شود فيلم جذاب تر شود و مخاطب ذهنش نسبت به حرف هاي شخصيت فعال شود. «
توجه به گفته هاي شخصيت و شناخت کافي از او
يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص استفاده از فن ها اشاره دارد: «از تکنيک ها وقتي استفاده مي شود که گفته شخصيت براي مستندساز اصل نباشد. اما اگر گفته هاي شخصيت براي مخاطب مهم باشد و مستندساز هم بخواهد گفته هاي او شنيده شود ديگر نبايد از اين تکنيک ها استفاده نماييم. « گذشته از اين فن ها، اين کارشناس اشاره دارد: «هميشه قبل از مصاحبه، مستندساز بايد با شخصيت صحبت هاي اوليه را انجام دهد. سوژه را بشناسد و شناخت کافي از شخصيت را داشته باشد. بايد بداند که خط فکري او چيست، چگونه حرف مي زند و در آخر به چه شکل اظهار نظر مي کند«
نوشتن فيلم نامه بر اساس پژوهش و برنامه ريزي براي مسائل غيرقابل پيش بيني
اما در مستند هايي که در خصوص وقايع و شخصيت هاي روز مي باشند، بسياري از مسائل دست ما نيست. ولي بايد قطعا در مورد مسائلي که دست ما مي باشد فيلمنامه داشته باشيم و براي مسائلي که دست ما نيست برنامه داشته باشيم. « در اين راستا يکي ديگر از مصاحبه شوندگان، اشاره دارد: «اندازه فيلمنامه به موضوعي که مي خواهيم کار کنيم بستگي دارد. گاهي اندازه حجيمي دارد وگاهي اوقات فيلمنامه کم حجم است. « او ميافزايد: «دربرخي مستند ها فيلم نامه ها ظرافت و دقت ندارند. « اما يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص پژوهش مستند و رابطه آن با فيلم نامه اشاره دارد:
«وقتي مستندساز مسئله خاصي در مستند دارد. اين مسئله پژوهش هاي ابتدايي مي طلبد. به عنوان مثال در مورد معضل اجتماعي بايد علت هايش مشخص شود. بايد با کارشناسان گفتگو بشود و نتايج دسته بندي بشود و بعد فيلم نامه اش نوشته گردد. « در زمينه پژوهش يکي ديگر از مصاحبه شوندگان اشاره ميکند: «پژوهش صحيح، پژوهشي است که به مستندساز مدل توليد بدهد. به عنوان مثال به او بگويد که بايد مستند داستاني کار کند، شخصيت ها را به او معرفي کند« او مي افزايد: «بايد در پژوهش همه ي اتفاقات مشخص شود« در اين راستا يکي از کارشناسان معتقد است : «اينکه مسير کجاست، هدف چيست، تا کجاها بايد پيش برويم در پژوهش مشخص مي شود. « وي ادامه ميدهد: «طرح از پژوهش بيرون مي آيد و بعد از پژوهش است که ساختار را مشخص مي شود. « بنابراين بعد از پژوهش است که مستندساز ميتواند فيلم نامه مستند اجتماعي خود را بنويسد.
استفاده از شيوه هاي ترغيب کننده مخاطب مستند اجتماعي
مقوله ي استفاده از شيوه هاي ترغيب کننده مخاطب مستند اجتماعي برگرفته شده از کارکرد ترغيبي پيام است. کارکرد ترغيبي که رابطه ي ميان مخاطب و پيام را مورد تأکيد قرار ميدهد، چه اينکه هدف هر پيامي، ايجاد واکنش و انگيزش در مخاطب است. [۱۰۶]بنابراين توجه به اين مقوله براي ترغيب مخاطب مستند اجتماعي به انجام معروف ها و پرهيز از منکرها داراي اهميت است. مفاهيم مرتبط با اين مقوله نيز با توجه به تفاوت هاي محتوايي، طبقه بندي گشت و متناسب با اين طبقه بندي، اين مقوله خود به بيست و شش زير مقوله مجزا تقسيم گرديد. ابتدا به طور مفصل به معرفي اين زير مقوله ها ميپردازيم. در ادامه در جدول ٥ به اختصار به اين زير مقولات و کدهاي استخراج در مصاحبه ها اشاره خواهيم کرد.
انتخاب پيام و شيوه ارائه آن بر اساس شناخت مخاطبين
يکي از کارشناسان، در خصوص مخاطب شناسي، معتقد است : «بايد در پژوهش نوع مخاطب مستند مشخص شود. يک زمان مخاطب عام است و زماني ديگر مخاطب فقط يک گروه و قشر است.
بعد از مخاطب شناسي مستندساز بايد تصميم بگيرد که زبان و ادبيات کار به چه شکل باشد. « وي ادامه ميدهد: «بايد بدانيم چند دسته مخاطب داريم و آيا مي توان پيام مشترکي به همه ي آن ها بدهيم. اگر نتوانستيم پيام مشترک بدهيم بايد چند مستند مجزا بسازيم. البته اين مسئله صفر و يکي نيست. ممکن است ٥ درصد حرف مشترک داشته باشيم و ارزش داشته باشد به خاطر آن ٥ درصد حرف مشترک، يک مستند مشترک بسازيم. اما يک زمان ممکن است ارزش نداشته باشد که به خاطر ٥ درصد حرف مشترک يک مستند بسازيم و اصلا نتوان مطلب را ارائه کرد که در اينجا ترجيح مي دهيم چند مستند يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص انواع مخاطب، بيان دارد: «در مستندي که مخاطبش عموم مردم است نبايد انتظار داشت که بتوان به مباحث پيچيده و عميق بپردازيم. « همچنين او مي افزايد:
«اگر به يک مفهوم در جامعه به صورت سطحي هم نگاه نمي شود مي توانيم نگاه سطحي وساده به قضيه داشته باشيم تا به اين وسيله مردم عادي هم بفهمند. با اين کار مستندي مي سازيم که همه خوششون مي آيد. اما يک قدم که جلو تر رفتيم بايد مفاهيم عميق شود. « وي در خصوص مخاطب اهل استدلال ادامه ميدهد: «براي مخاطبي که استدلال مي کند بايد مستدل مفاهيم را بيان نمود. « در اين زمينه يک از کارشناسان، معتقد است : «مستندساز بايد از صاحب نظراني که در يک حوزه، صاحب انديشه هستند و کار علمي انجام داده اند و مي توانند مستدل صحبت بکنند استفاده بکند« او ميافزايد: «مستندساز بايد از صاحب نظراني استفاده کند که فقط حرف نمي زنند بلکه با سند و مثال مفاهيم را مطرح مي کنند. «
ديدن مسئله از زاويه ديد مخاطب و دعوت به خير کردن او بر اساس تواناييهايش
يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص اعتماد مخاطب به رسانه بيان دارد: «مخاطب اگر بتواند به رسانه اعتماد بکند، رسانه مي تواند بر ذهن مخاطب تاثير مثبت داشته باشد. اين اعتماد وقتي صورت مي گيرد که رسانه مسئله را از زاويه ديد مخاطب ببيند نه از زاويه ديد خودش. « وي در خصوص احترام به مخاطب ميافزايد: «رسانه بايد به قوت مخاطب احترام بگذارد و از آن قوت استفاده بکند بداند که مخاطب مي فهمد« در اين زمينه يکي از کارشناسان، اضافه ميکند: «ما بايد مخاطب را از نقطه يکي از کارشناسان، معتقد است : «يکي از اشتباهاتي که در حوزه امر به معروف و نهي از منکر و در فهم آن داريم. آن است که فکر مي کنيم چون صيغه امر به معروف و نهي منکر است. بايد سياق ادبيات گفتاري و سياق لفظي ما هم امر و نهي باشد. در حالي که اين امر و نهي معنايش امر کردن نهي کردن نيست. معني آن وادارکردن، انگيزه ايجاد کردن، واداشتن و بازداشتن است. يعني ما هرکاري بکنيم که شخصي را به کاري پسنديده واداريم و از کاري ناپسند باز داريم امر به معروف و نهي از منکر را انجام داده ايم. اين عمل را امر به معروف و نهي از منکر غير مستقيم مي ناميم. « مصاحبه شونده ديگري، در خصوص معايب روايت مستقيم اشاره دارد: «مستقيم حرف زدن در مخاطب دافعه و مقاومت ايجاد مي کند. مفاهيم بيان شده تبديل به فرمان نبايد بشود. « و در خصوص روايت غيرمستقيم ميافزايد:
«وقتي مستندساز به حاصل يک پديده نگاه کند خود اصل موضوع در ذهن مخاطب تداعي مي شود در نتيجه به مخاطب آموزش داده مي شود. «
نمايش همه ابعاد يک مسئله، ايجاد مقايسه ميان معروف و منکر و برتري معروف
يکي از کارشناس، در خصوص روايت مستند معتقد است : «مستندساز بايد در روايت منکرها معروف ها تعادل را رعايت نمايد تا هم باور پذيري مخدوش نشود و هم تاثير سو روي مخاطب نگذارد. او بايد ابعاد خوب و بد يک مسئله را باهم روايت کند. مستندساز بايد صدا هاي مختلف را بشنود و تلاش کند که آن صدا ها شنیده بشوند. چرا که از برخورد صداهای مختلف است که صدای حقیقت خود را نشان می دهد. اما یکی از مصاحبه شوندگان، اشاره دارد: امر به معروف و نهی از منکر با هم است ولی امر به معروف مقدم است یعنی اول باید معروف را به عنوان راه خوبی ها نشان داد و بعد بدی منکر را بیان کرد. بایدیک نگاه مقایسه ای به معروف و منکر داشت به طوری »که معروف برتر باشد
نمايش سبک زندگي اسلامي
يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص روايت در مستند بيان دارد: «مستندساز نبايد آنچه که همه مي بينند را روايت نمايد. مستندساز بايد نقب بزند که چرا در جامعه همچين اتفاقي مي افتد. بايد سابقه آن اتفاق را بررسي کند و بايد تبار شناسي آن را انجام دهد. آن وقت به اصل منکر مي رسد که تقابل سبک زندگي اسلامي با سبک زندگي مدرن است. مي توان منکر را در اين تقابل پيدا کرد و بعد از آن با نمايش سبک زندگي که مي تواند اين منکر را ازبين ببرد، معروف را جلوه داد. « وي ادامه ميدهد: «در اغلب مسائل اجتماعي اگر مي خواهيم عميق بشويم به سبک زندگي مي رسيم. معضلات اجتماعي از تداخل اين دو سبک زندگي بوجود آمده است. سبک زندگي که با هويت ما سازگار نيست ولي بر ما تحميل شده است که براي آنکه مترقي باشيم بايد اين گونه رفتار کنيم. که باعث مي شود روح ما دچار پارادوکس گردد و با اين پارادوکس است که معضالات را پشت سر هم مي آورد. «
آگاه سازي مخاطب با نمايش چگونگي رسيدن به جنبه هاي منفي منکر
در زمينه آگاهي سازي مخاطب يکي از مصاحبه شوندگان، بيان دارد: «مستندساز بايد مخاطب را آگاه نمايد. اما تصميم گيري را بايد به عهده مخاطب بگذارد. زيرا حق انتخاب دادن به مخاطب، سبب رشد مخاطب مي گردد. « در اين رابطه، يکي از کارشناسان اشاره ميکند: «يک زاويه ديد آن است که مابيايم علت والعلل را پيدا نماييم. از علت والعلل شروع مي کنيم با مخاطب گفتگو کنيم، مخاطب ماهي گيري ياد مي گيرد که بعد خودش مي رود، پيدا مي کند که ماهي چيست « اما يکي از کارشناسان، معتقد است : «اينکه ما به علت و علل بپردازيم شايد به يک معنا اشاعه فحشا بشود. چون اگر به عنوان مثال بيان داريم دليل دزدي جوان، خود جوان نيست و دليلش مشکلات اجتماعي و فقر است. با اين کار شايد به يک معنا داريم به مخاطب برنامه مي گوييم که تو هم اگر دزدي کني تقصير خودت نيست و شايد کار او را توجيه بکنيم. « او در رابطه با نمايش معضلات اجتماعي ميافزايد: «جنبه هاي منفي را نبايد به شکل مطلوب، لذت بخش و جذاب نشان داد. اگر به جنبه ها ي منفي مي پردازيم بايد آثار منفي و سو آن نشان داده شود. بايد عاقبت کارهاي ناپسند را نشان داد. « يکي ديگر از کارشناسان ادامه ميدهد: «تربيت آن است که من بيايم دست مخاطب را بگيرم، فضا را برايش شفاف بکنم بگويم تو مخاطب که در اين بستر هستي، اين بستر نتيحه اش اينگونه مي شود. « در اين راستا ميتوان زندگي کساني که به آن نتيجه رسيده اند را بررسي کرد. در اين رابطه مصاحبه شونده اي معتقد است : «مستندساز مي تواند گذشته زيبا شخص معتاد را با زندگي الان او مقايسه نمايد. « ولي در اين زمينه يکي از کارشناسان در خصوص بررسي زندگي شخصيت دچار معضل اجتماعي معتقد است : «درحقيقت مخاطب تفسير هايش از مستند را در مقام چگونگي بهتر از مقام نتيجه، مي تواند انطباق دهد. چون که مخاطب نتيجه را از ضعف شخصيت مي داند. همچنين با نمايش نتيجه معضلات اجتماعي امکان دارد که مخاطب روش هايي براي خودش بسازد که به آن نتايج نرسد و ياد بگيرد که چه کار کند که خطاي او مشخص نشود. « بنابراين توصيف عواقب رفتار بد در مستند، فايده اي ندارد.
نمايش امر به معروف و نهي از منکر با استفاده از شيوه روايت داستاني
يکي از کارشناسان، در خصوص نمايش امر به معروف و نهي از منکر اشاره ميکند: «از آنجا که امر به معروف و نهي از منکر يک واژه درون ديني مي باشد و به جريان ديني محسوب مي شود. بهترين مدل ارائه و نمایش امربه معروف و نهی از منکر خود کتاب قرآن کریم است. یعنی قرآن کریم به عنوان یک سند قابل مراجعه و متقن در انتقال پیام، بهترین مرجع برای شناخت روش امربه معروف و نهي از منکر مي باشد. « وي ادامه ميدهد: «روش قرآن در انتقال پيام هاي معروف و منکر، روش داستاني است و روش آن مستند نيست. علت آن شايد برمي گردد به فطرت انسان که علاقه مند به همذات پنداري و غرق شدن در شخصيت مي باشد. او بايد تخيلش را نسبت به شخصيت تقويت بکند تا بتواند به نتيجه برسد. قرآن از اين بستر استفاده مي کند. «
وي بيان دارد: «اما اينگونه مي توان نگاه کرد که قرآن کريم، وقايع تاريخي که مستند مي باشند را داستان وار توصيف مي نمايد پس شيوه روايت قرآن کريم را مي توان روايت داستاني قلمداد نمود و شيوه ي روايت آن شيوه مستند محض نيست. « او ميافزايد: «توصيفي که قرآن از بهشت مي کند به نحوي مستند است اما با نگاه داستاني که مي توان آن را مستند داستاني قلمداد نمود. « در آخر وي اشاره مينمايد: «قرآن به مخاطبان خود مستند گونه معروف ها و منکر ها را نشان مي دهد ولي اين مستند گونه بودنش يا مستند داستاني مي باشد يا يک داستان نمايشي هست که ارجاع تاريخي دارد واقعي است که مي توان آن را نمايش واقعيت قلمداد نمود. پس اگر بخواهيم راهي پيدا بکنيم براي نشان دادن يک جريان مربوط به معروف و منکر که تاثير حداکثر بگذارد و اگر بخواهيم در اين راه از نگاه قرآن کمک بگيريم و معروف را از نگاه درون ديني به مخاطب منتقل بکنيم. ادبيات قرآني، ادبيات داستاني هست و اين ادبيات داستاني مي تواند ما را کمک کند. اگر از اينجا بخواهيم ايده بگيريم دنبال تاثير بر مخاطب باشيم و مي خواهيم معروفي را در يک مستند به مخاطب منتقل کنيم آن مستند بايد حداقل مستند داستاني باشد. «
انتخاب لحن مستند بر اساس موضوع، هدف و قالب
مصاحبه شونده اي در خصوص انتخاب لحن مستند معتقد: «براساس موضوع مستند، مستندساز بايد انتخاب لحن کند و بايد اين لحن با موضوع سنخيت داشته باشد. « وي ادامه ميدهد: «بستگي دارد که مستندساز يک واقعه را چگونه مي خواهد به مخاطب ارائه دهد آيا مي خواهد آن واقعه خوشايند مخاطب قرار گيرد و يا مي خواهد آن واقعه مورد نفرت مخاطب قرار گيرد و هرکدام از آنها بايد از ابزار هاي لازم خود استفاده نمايد. « در اين رابطه مصاحبه شونده ديگري نيز اشاره دارد: «لحن را موضوع وقالب مشخص مي کند. اين دو بايد قابليت آن را داشته باشند که از اين لحن استفاده نمايند که در نهايت اين کار مخاطب را تحت تاثير قرار بدهد و او را تزکيه کند. « او ميافزايد: «موضوع، قالب و لحن به هم پيوسته هستند و بايد يکپارچه باشند. « وي به عنوان مثال بيان دارد: «اگر براي موضوع دروغ يک قالب پژوهشي انتخاب مي کنيم لحن ما هم يک لحن جدي هست ولي اگر در قالب اجتماعي باشد مي تواند مستندساز از لحن طنز استفاده کند و يا يک بيان تند و نقادانه و يا...« همچنين يکي از کارشناسان، اشاره دارد: «سوژه به ما راهکار مي دهد که از چه لحني استفاده نماييم. گاهي اوقات بايد پرسشگر باشيم يه جاهايي منتقدانه رفتار بکنيم با موضوع به چالش بکشانيم آن جريان را، يا توصيف بکنيم. « يکي ديگر از کارشناسان در اين رابطه اضافه مينمايد: «انتخاب لحن بستگي به موضوع دارد چون ممکن است زماني لحن لازم باشد خيلي تند باشد يا ممکن است زماني اتفاقا لازم باشد لحن آمرانه باشد. اين بستگي به خود کار و موضوع دارد. «
استفاده تلفيقي از لحن پرسشگر و منتقد براي مخاطب منطقي و قالب عقلاني
يکي از کارشناسان، در خصوص لحن پرسش گري بيان دارد: «لحن، قيافه و ژست پرسشگري عميق تر و دل نشين تر است. يعني مستندساز خودش را بي طرف نشان دهد و با سوالاتش روند مستند را ببرد به سمتي که خودش مي خواهد. يعني به روش سقراط عمل کند که مستندساز کمک کند آن حرف از ذهن و زبان شخصيت مستند بيرون بيايد. هرچقدر جامعه بيشتر به بلوغ اجتماعي رسيده باشد پرسشگري را بيشتر مي پسندد چون روند منطقي دارد« در اين رابطه يکي از کارشناسان اشاره ميکند: «در مستند اگر با پرسشگري شروع کنيم جذاب است و از شروع کار نگوييم مشخص است که ... اين انشا است. « کارشناس ديگر ميافزايد: «لحن مستند بايد پرسش گر باشد و نبايد از قبل مفاهيمي که مد نظر مستندساز است به مخاطب ارائه شود و يا تحميل گردد. « اما يکي از مصاحبه شوندگان اشاره دارد: «لحن پرسشگر و منتقد هيچ اولويتي به هم ندارند. مستند هايي که رويکرد انتقادي دارند اگر به مسئله اشاعه فحشا توجه کنند، مستند هاي مفيدي خواهند بود و من آن ها رد نمي کنم اما مستند پرسشگرانه معمولا مخاطب خاص دارند. « در اين زمينه يکي از کارشناسان معتقد است : «اگر مستندي مي خواهيم بسازيم که قرار است مستند عقلاني باشد و جامعه را به سمت جلو ببرد، لحن پرسشگري آن بايد بيشتر باشد. اما خوب است که در داخل مستند يک منتقد پس آنکه مسئله زايده شد با انتقادش کمک کند که آن مطلب زايده شده دقيق باشد. همچنين منتقد مي تواند مفاهيم زايده شده را چکشش کاري کند. «
استفاده از نمادهاي سينمايي، روانشناسي موسيقي و لحن راوي براي تأثيرگذاري
يکي از کارشناسان، در خصوص استفاده از فن اشاره دارد: «مستندساز با دانستن و عمل کردن به قواعد تصويربرداري و... مي تواند اثري بسازد که در القاي پيام به مخاطب موثر واقع شود. يعني مي توان از نماد هايي که در سينماي داستاني است مانند اندازه نما ها در سينماي مستند هم استفاده کرد روي مخاطب تاثير بگذارد. « کارشناسان ديگر، در خصوص ساخت موسيقي بيان ميکند: «مستندساز حتي مي تواند از روانشناسي موسيقي استفاده کند و ببيند چه ساز هاي مختلفي که در کنار هم ترکيب مي شوند تا به عنوان مثال دوگانگي دروغ حس شود. « همچنين مصاحبه شونده ديگري، درباره انتخاب راوي بيان دارد: «در انتخاب راوي مستند بايد دقت کرد که صداي او ذهن مخاطب را به ياد چه چيزي مي اندازد و آيا اين تداعي خاطر به ضرر مستند يا به نفع آن است. «
استفاده به موقع از شيوه ي بازسازي واقعيت و عدم فريب دادن مخاطب
يکي از نکاتي که مستندساز به منظور اثر گذاشتن بر مخاطب، بايد به آن دقت نمايد استفاده مناسب از شيوه ي بازسازي واقعيت در مستند است. در اين رابطه يکي از مصاحبه شوندگان معتقد است : «وقتي شخصيت يک داستاني را تعريف مي کند. مستندساز براي آنکه بتواند آن داستان را براي مخاطب به تصوير بکشاند. او کاملا مي رود دکوپاژ مي کند و به طور کاملا بازسازي شده اين صحنه را نشان مي دهد. کسي هم نمي گويد که او چرا اين صحنه را بازسازي کرده است. زيرا او به علت دسترسي نداشتن به واقعيت آن را بازسازي نموده است و همه مخاطبين باور مي کنند. « وي ادامه ميدهد: «اگر مستندساز قاعده را بهم بريزد و بگوبد که من مي خواهم خودم را در موقعيت قرار بدهم و نمي خواهم موقعيت را بسازم. اما مخاطب ببيند که او صحنه را بازسازي کرده است، مشکل دار مي شود. « او ميافزايد: «مستندسازي که مخاطب را سرکار بگذارد و بگويد فيلمش واقعي است ولي در آخر مخاطب متوجه شود صحنه ها را بازسازي کرده است و حتي خودش لو بدهد که من شما را سرکار گذاشته ام. ديگر کسي به آن فيلم ساز براي فيلم هاي بعدي اش اعتماد نمي کند و دنبال فيلم هاي بعدي اش نمي رود. « وي اضافه ميکند: «اگر مستندساز از بازسازي به طرز اشتباهي استفاده کند. به يک نحوي دروغ گفته است. مخاطب هم حرف هاي او را باور نمي کند و اگر هم باور کند، مستندساز به او دروغ گفته است. لذا مستندساز بايد به اين ساختار ها اشراف داشته باشد و از آنها در جايگاه خودش استفاده نمايد. «
ايجاد تعامل با مخاطب توسط روايت مسئله هايش
يکي از کارشناسان معتقد است : «جريان تربيت محور در يک مستند بايد به نمايش گذاشته شود که مخاطب احساس رشد بکند. احساس رفاقت بکند، احساس هم دردي با مستندساز بکند و بگويد مستندساز درد من مخاطب را مي داند. من مخاطبي که فکر مي کردم علت مشکل من به خاطر يک مسئله ديگر است اما مستندساز دارد درست مي گويد. اينگونه تعامل بوجود مي آيد. « همچنين يکي از مصاحبه شوندگان نیز اشاره می کند: «اگر مستندساز روی همدلی و همذات پنداری با مخاطب کار کند. آن مخاطب که خودش را معمولاً از روایت او جدا می کند در حقیقت جذب می شود. که بعد امر به معروف و نهي از منکر رخ مي دهد. همذات پنداري نيز آنجايي اتفاق مي افتد که زندگيدرصد مردم روايت شود نه اينکه فقط زندگي ٥ درصد مردم روايت گردد.» يکي از کارشناسان در خصوص نگاه تربيتي بيان دارد: «مستندساز بايد نگاه تربيتي داشته باشد و براي يک منکر يک جايگزين معروف پيدا کند و آن را به مخاطب ارائه کند. « همچنين يکي ديگر از کارشناسان، معتقد است : «مستندساز بايد راه جايگزين که معروف است را بايد به مخاطب معرفي بکند که مخاطب بداند اگر بايد منکري را انجام ندهد بايد چه معروفي را انجام بدهد. يعني به مخاطب راه جايگزين را معرفي کند. « در آخر يکي از مصاحبه شوندگان، اشاره ميکند: «رويکرد مستندساز نبايد يکي از کارشناسان، در خصوص نقش پژوهش در تأثيرگذاري بر مخاطب مستند بيان ميکند: «مخاطب با ديدن مستند بايد به فکرکردن در مورد موضوع روي بياورد. مستند بايد فکر و پژوهش پشتش باشد و نبايد سطحي باشد. « وي ادامه ميدهد: «مستندسازي که مي خواهد مستند اجتماعي بسازد بايد جامعه خود را بشناسد، مردم و فرهنگ را بشناسد. روي يک کار پژوهش انجام دهد تا بتواند کاري تاثير گذار انجام بدهد. « در اين رابطه يکي ديگر کارشناسان معتقد است : «مستندساز بايد انديشمند باشد و بايد تحليل جامعه شناختي انجام دهد که چرا يک معضل اجتماعي رخ مي دهد. « وي ادامه ميدهد: «مستندساز همانند پژوهشگر است و در شروع کار يک سري سوال و يک سري فرضيه دارد. او بر اساس اين سوال و فرضيه يک مسئله را مطرح مي کند که بايد آن مسئله را تعريف کند. او بايد مسيري را طي بکند که مخاطب مستند را به نتيجه برساند و براي او آن فرضيه ها را اثبات نمايد. « از طرفي ديگر در خصوص منابع پژوهش يکي از مصاحبه شوندگان اشاره دارد: «در پژوهش بايد از منابع موثق و متعدد استفاده کنيم. بايد ببينم رزومه شخصي که به عنوان منبع از او استفاده مي کنيم چيست در کدام يک از برهه هاي زندگي اش يک حرف را زده است. « در اين راستا يکي ديگر مصاحبه شوندگان معتقد است : «مستندساز بايد در بحث پژوهش غير از آن حوزه ي که به سوژه موضوع مستند بستگي دارد، در مورد خود مضمون و محتوا به منابع اصيل رجوع کند. به عنوان مثال روايات اهل بيت را ببيند نه حرف ها، حديث ها، ذهنيت ها و باور هاي دست چندمي که ممکن است اصلي برود. قرآن کريم، روايات پيامبر و اهل بيت منابع اصلي را به مستندسازمي دهند. « او در مورد دليل اين کار ميافزايد: «گاهي اوقات متاسفانه ذهنيت ها و باور هاي عوامانه اي که نزد مردم است با آن حقيقت فاصله پيدا مي کند« با اين همه يکي ديگر از کارشناسان عقيده دارد: «براي پژوهش علمي بايد يک قالب پيدا کرد تا بتوان در يک قالب هنري تاثير گذار آن پژوهش را ارائه کرد. آن وقت است که يک مستند تاثير گذار است و مي تواند امر به معروف و نهي از منکر کند. « در اين زمينه يکي از مصاحبه شوندگان معتقد است : «مستند بايد از نطر ساختار روايي، ساختار خوبي داشته باشد و اين ساختار روايي يعني اينکه بتوانيم مسئله فيلم را به مخاطب القاء کنيم، مخاطب مسئله فيلم را درک کند و با فيلم همراه شود. براي مخاطب مهم باشد که مسئله و گره، اين چيزي که الان در فيلم براي او مهم شده است، نتيجه اش چه مي شود« او ميافزايد: «بعد از مهم شدن مسئله، گره، آينده آنها و... سير فيلم بايد رابطه علي – معلولي داشته باشد. «
استفاده از جدال احسن در روايت مستند
يکي از کارشناسان در زمينه روايت مستند، اشاره دارد: «يکي از اين راه هاي پرداختن به موضوع يا شيوه ي روايت استفاده از جدال احسن است « جدال احسن يا مجادله نيکو ويژگيهايي دارد نظير آنکه، در مجادله نيکو، کاوش طرفين براي يافتن و کشف حق است، نه تلاش براي مچ گيري از طرف مقابل و گير انداختن او در مخمصه ها! و نه تحميل عقيده و نه تحقير و توهين، در بحث بايد طرف، اطمينان يابد بر صداقت تو تا در دلش آمادگي پذيرش پديد آيد. (محدثي، ١٣٨٧( او ادامه ميدهد: « مستندساز بايد از بديهيات شروع به کار کند که همگي آن را قبول دارند و سپس حرف خود را بزند. « همچنين يکي ديگر از کارشناسان ميافزايد: «مستندساز بايد در شروع مستند فضاي باز را براي مخاطب مشخص کند. او نبايد از اول موضع خودش را اعلام دارد. که اين کار مخاطب را پس مي زند. «
انتخاب شخصيت معمولي، با مشکلي قابل درک و زندگي متحول شده
در خصوص انتخاب شخصيت يکي از کارشناسان معتقد است : «بايد در نظر داشت که اگر شخصيت يک فرد سياسي باشد که پرداختن به او سبب گردد که گزاره ها و معاني به ذهن مخاطب متبادر شود و او فکر کند که مستندساز قصد تبليغ انتخاباتي را داشته داشته است. مستندساز نبايد از اين شخصيت استفاده بکند. به اين علت مستندساز مي تواند ترجيح دهد و يک شخصيت خنثي را که کسي او را نمي شناسد حتي يک آدم روستايي را انتخاب کند. « در اين راستا يکي ديگر از کارشناسان، بيان دارد: «شخصيت بايد ملموس باشد يعني قابل درک باشد، ديده يشود وانتزاعي نباشد. مشکل شخصيت قابل درک باشد. شخصيت بايد از دل يک واقعه ملموس بيرون کشيد. با او به يک معضل نمي شود. يعني زندگي او يک زندگي خطي است چه زندگي بد، چه زندگي خوب. شخصيت بايد ازيک جاي بد به يک جاي خوب رفته باشد. زندگي او بايد حرکت داشته باشد. « همچنين يکي ديگر ازمصاحبه شوندگان اشاره دارد: «مي توان زندگي افرادي را روايت کرد که به معروفي روي آوردندتحولي در زندگي شان رخ داده است. «
انتخاب شخصيت توانا در ارائه درونيات خود با صورت و بياني جذاب
در خصوص توانايي شخصيت، يکي از کارشناسان بيان دارد: «شخصيت مورد نظر مستند بايد شخصي باشد که بتواند خودش خوب بازي کند. در مستند شخصيت نبايد خودش باشد و نبايد فيلم بازي کند. او بايد خودش را بتواند بازي کند که در کمتر آدمي هست و يکي از بزرگترين محدوديت هاي مستندساز است. که شخصيت بتواند خودش را آرام و زيبا توضيح دهد. بازي کند ومستندساز از او بازي بگيرد. مگر آنکه مستندساز نخواهد از او بازي بگيرد. او بخواهد يک صحنه هايي را شکار کند وحضشخورصديوت ربيتان مريا تحوانس د کحندض بوايرددوشرخبين يرت ا حبتوس اندنکنخدو. اب ماخوقوتدش سرتاندتوساضزح جببدوهردمويخشووب د کده وشنياختصش ت را انتقال بدهد. « از طرفي ديگر در باره ي انتخاب شخصيت جذاب، مصاحبه شونده اي معتقد است : «مستندساز درست همان قدري که يک کارگردان داستاني، يک سوپر استار را براي جذاب نمودن فيلم «اگر مستندساز از شخصيت غير جذاب استفاده کند مخاطب مقاوت مي کند. اين جذابيت جنبه هاي مختلف دارد يا فيزيک صورت شخصيت جذاب است يا آنکه شخصيت خوب و شيرين حرف مي زند که مخاطب را جذب مي کند. «
«در فيلم مستند ما فاصله گذاري مي کنيم بين مخاطب و شخصيت، مي گوييم تو آن نيستي، اصلا اين هماني قرار نيست صورت بگيرد. بايد بگوييم او اينجوري هست ولي نياز هاي او نياز هاي درستي هست. آن نياز ها را توجيه و در موردش صحبت مي کنيم. « وي ادامه ميدهد: «شخصيت شبيه هيچ شخصيت ديگر نيست. فقط اين آدم است که اين خصوصيات دارد. بايد فرق بين شخصيت و ديگران مشخص شود. « وي در مورد نقص هاي روايت شخصيت در برخي مستندها ميافزايد: «در واقع وارد شخصيت شناسي نمي شوند يعني کالبد شکافي شخصيت انجام نمي دهند. نمي گويند که شخصيت ما به عنوان مثال چه وقت واقعا ترسيده و وقتي ترسيده چه اتفاقي افتاده است. « مصاحبه شونده ديگري، در خصوص چگونگي روايت شخصيت، اشاره دارد: «در فيلم بايد واکاوي روانشناسي شخصيت، بررسي ابعاد اجتماعي، روابط خانوادگي و رابطه او با جهان پيرامونش را گنجانده شود« در اين رابطه يکي از کارشناسان، ميافزايد: «بايد تمام ريزه کاري هاي شخصيت را بررسي کرد. البته برخي از جزيئات يک شخصيت را نبايد بازگو کرد چون حريم شخصي، شخصيت است. « وي ادامه ميدهد: «شخصيت مستند داراي کرامت است و بايد به او احترام گذاشت، اگر هم در گذشته شخصيت مناسبي نبوده است نبايد بيش از حد تکرار کنيم که اين شخصيت تغيير کرده است. «
ايجاد زمينه براي معرفي شخصيت با شناخت کافي از او و طراحي سؤالات مناسب باهدف مستند
يکي از کارشناسان، در خصوص زمينه اي براي معرفي شخصيت بيان دارد: «مستندساز براي برداشت خلاقانه از واقعيت بايد زمينه اي را آماده کند تا شخصيتي که مخاطب دوست دارد درون، تفکر، ذهنيت، ابعاد مختلف او را واکاوي کند، خود شخصيت ناخود آگاه اين موارد را بروز بدهد. اين تعامل بين کارگردان و شخصيت مي باشد« در اين راستا يکي ديگر از مصاحبه شوندگان به بيان يک مثال ميپردازد: «به عنوان مثال وقتي در مورد يک فيزيک دان مي خواهيم مستند بسازيم بايد حتما يک مقداري فيزيک ياد بگيريم. که جنس سوالات ما از جنس داشته ها و داده هاي شخصيت باشد« اما وي ادامه ميدهد: «هيچ وقت ساختن يک پرتره فيلسوفانه از يک فيلسوف کار خوبي نيست. زيرا او طوري حرف مي زند که خودش مي فهمد. مستندساز بايد اين قضيه را قدري عرفي سازي بکند. او بايد سؤالات متفاوتي را از شخصيت بپرسد. روايتگر مستند بايد زمين بازي که اينجا سؤال ها و پرسش است را بايد در اختيار خودش قرار بدهد. قواعد و توپ و بازيکن مي تواند براي مصاحبه شونده باشد اما مستندساز نبايد زمين بازي را از دست بدهد. پرسش ها بايد متعلق به مستندساز باشد. نبايد شخصيت با پرسش هاي خودش به جواب هاي خودش برسد. زيرا پرسش هاي مستندساز است که بايد در اثر او پاسخ داده شود. او بايد شخصيت را در فضاهاي ببرد که تا حالا در آن فضا ها با کسي صحبت نکرده است. مستندساز بايد شخصيت را به چالش بکشاند. «
روايت واقعي زندگي شخصيت، انتخاب نماهاي اخلاقي و رعايت اخلاق در رفتار مجري با او
يکي از کارشناسان در خصوص رعايت اخلاق در روايت شخصيت اشاره ميکند: «مستندساز نبايد زندگي شخصيت مستند را عوض نمايد. به عنوان مثال مستندساز مي رود در خانه اي يک فقير را نشان دهد. البته شخصيت فقير است و او مي تواند در نما هاي مختلف آن خانه را نمايش دهد. اما برخي مستندساز ها براي آنکه کار آنها جذاب باشد خانه شخصيت را اندکي تخريب مي کنند. اين در فضاي مستند که ما آمده ايم در آن واقعيت ها را به تصوير بکشيم کار غير اخلاقي است. « وي ادامه ميدهد: «اين حرکت که نوعي دروغ گويي است که روي مخاطب تاثير مي گذارد. اما مي توان نزديک سوژه شد تا حرف هايش را بدون هيچ گونه بازيگري و بدون هيچ گونه دست کاري بزند. اين روي مخاطب تاثير مي گذارد و نوعي اخلاق است. « وي ميافزايد: «مستندساز بايد دقت کند و حساس باشد که در پس زمينه فيلم خود وقتي شخصيت مستند صحبت مي کند، اتفاقي خلاف نظر شخصيت پيش نيايد. خصوصا اگر آن اتفاق غير اخلاقي باشد. « همچنين او اضافه ميکند: «اگر مستند از مجري بهره مي جويد بايد به رفتار او با شخصيت دقت کرد که اين رفتار در شأن آن شخصيت باشد. چون اگر رفتار بدي داشته باشد بدون آنکه حرفي بزند کار غير اخلاقي انجام داده است. و اين کار روي عوام مردم تأثير مي گذارد. به عنوان مثال مخاطب متوجه مي شود که نيازي نيست به بزرگتر احترام بگذاريم. «
نمايش الگو اخلاقي کم حاشيه و نزديک بافرهنگ مخاطب
يکي از مصاحبه شوندگان، در خصوص تأکيد بر ارزش ها، معتقد است : «مي توانيم با معرفي يک شخصيت به يک سري ارزش ها اصرار کنيم که قبلا خيلي از مخاطبين از اين ارزش ها با خبر بوده اند. ما صرفا فقط به آن ارزش ها تأکيد مي کنيم. اين تأکيد کردن ممکن است براي يک نفر درصد اشتها آور باشد و آن فرد را به حد عمل برساند اما براي يک نفر ٥ درصد اثر کند. درست است که حد تأثير متفاوت است ولي مستندساز امر به معروف را انجام داده است. « در اين راستا يکي از کارشناسان، کمي اين بحث را شفاف تر ميکند و در مورد استفاده از قهرمان اشاره دارد: «استفاده از قهرمان در زمينه ي اخلاقي مي تواند بر مخاطب تأثير داشته باشد. بنابراين بايد به الگو هاي اخلاقي توجه کنيم که قابليت بسط ارزش ها را دارند و به فطرت مخاطب توجه دارند. با اين کار مخاطب امر به معروف مي شود« وي ادامه ميدهد: «دراين زمينه بايد توجه کرد که حواشي کمتري دور الگوي اخلاقي باشد که باعث شعاري شدن مستند خواهد شد و هم تاثيري روي مخاطب ندارد. « همچنين در انتخاب الگو يکي ديگر از کارشناسان ميافزايد: «خصوصيات الگو مورد استفاده مستند بايد با مخاطبين مستند مسائل مشترک داشته باشد تا مخاطب او را تحسين کند و از آن تاثير بگيرد. «
نمايش الگو والامقام آرمان ساز و بررسي فرد موفق براي پاسخ به مسئله فيلم
يکي از کارشناسان در زمينه الگوسازي، معتقد است : «براي الگو ساز هم نياز به يک فرد والامقام داريم و هم به يک فرد عادي مانند بقيه آدم ها و هرکدام کارکرد خودشان را دارند. بررسي يک الگوي والا مقام به مخاطب آرمان و هدف مي دهد اما نشان دادن شخصيت عادي به مخاطب سبب مي گردد من مخاطب احساس کنم که آن کار شدني است. « وي، در زمينه نمايش الگو بيان دارد: «با نشان دادن مشکل، مخاطب دغدغه اي در خودش ايجاد مي شود ولي در مرحله بعد فيلم ساز مي تواند به مخاطب بگويد حالا که من اين دغدغه را در تو ايجاد کردم تو مخاطب چه کار انجام بدهي پسنديده است. آن وقت است که فيلم ساز يک افق بلندي به مخاطب نشان مي دهد و آن افق را با نمايش الگو نشان مي دهد. « وي ادامه ميدهد: «پرداختن به الگو توسط مستندساز بايد يک حکمتي داشته باشد يعني او به خاطر نيازي که در فيلم ايجاد شده او را نمايش داده است. فيلم ساز مسئله اي دارد و آن را توانسته در فيلم مهم نمايد. او براي اينکه به مسئله جواب بدهد لازم است يک سري شخصيت که جزء شخصيت هاي موفق بوده اند را نشان بدهد. اگر او توانست اين پيش زمينه را فراهم نمايد، مي تواند آن شخصيت ها را نشان دهد و هيچ کس احساس شعاري بودن نمي کند زيرا لازم بوده که مستندساز او را نشان دهد. « او ميافزايد: «مستندساز براي پاسخ به اين سؤال که آيا توانسته کسي کاري که او بيان دارد را انجام دهد. شخصيتي را نشان مي دهد که توانسته آن کار را انجام دهد. با اين کار مستند باور پذير مي شود. « او اضافه ميکند: «اگر مستندساز از همان اول مستند، شخصيت موفق را معرفي کند. سؤالاتي مطرح مي شود که اين شخصيت به مخاطب چه ارتباطي دارد؟ يا چرا بايد مخاطب همراه اين مستند شود؟ با اين کار مستند به اصطلاح شعاري مي شود و تصور مي گردد فيلم ساز مي خواهد يک حرف را به مخاطب حقنه کند. «
هم ذات پنداري با شخصيت به وسيله معرفي واقعيت ها، شباهت و تفاوت هاي او با مخاطب
در خصوص روايت الگو در مستند اجتماعي، يکي از کارشناسان بيان دارد: «بايد در نظر داشت که تفاوت بنيادي سينماي مستند با سينماي داستاني در اين است که در سينماي داستاني جهاني خلق مي شود که احتمالا در جهان بيرون نشود معادلش را پيدا کرد ولي در مدت زمان يک فيلم مي توان آن را باور کرد. اما درسينماي مستند با اين پديده روبرو نيستيم و مهمترين مسئله باور پذيري شخصيت مستند است. « به اين منظور يکي ديگر کارشناسان، اشاره دارد: «بايد الگوي اخلاقي را طوري نشان داد که آنها هم انسان هستند و ممکن است خطا کنند اما فضيلت هاي اخلاقي نيز دارد اما نبايد اين خطا ها زياد باشد زيرا حواشي که قبلا ذکر شد را به دنبال دارد« يکي ديگر از مصاحبه شوندگان، بيان دارد: «بايد شخصيت هاي درون مستند مطابق با واقعيت خودشان باشند. نبايد آنها را آنقدر والا مقام به تصوير کشاند که دست نيافتني بشوند. « وي بيان ميدارد: «بايد شخصيت جوري تصوير بشود که مخاطب ببيند که او هم مثل خودش است. اما او به خودش سختي داده، رياضت کشيده، خودش را تربيت کرده و به مرور به آن جايگاه رسيده است « همچنين يکي از کارشناسان، در خصوص هم ذات پنداري مخاطب با شخصيت معتقد است : «براي آنکه مخاطب با شخصيت هاي بزرگوارهمذات پنداري نمايد. بايد روايت خود را با دوره زماني از حيات شخصيت يا ابعاد زندگي او آغاز کنيم که کاملا با مخاطب ارتباط دارد. بايد بگوييم آن شخصيت هم مثل مخاطب بوده است و مسائلي که براي مخاطب اتفاق مي افتد براي او نيز رخ داده است. اما بايد بگوييم که اين شخصيت در شرايطي که مخاطب گرفتار مي گردد و يک راه اشتباه انتخاب مي نمايد، آن شخصيت انتخاب ديگري کرده است. « او ميافزايد: «بايد مراعات و دقت هايي که شخصيت در زندگي خود داشته است گفته شود. زيرا همه قصه فقط مسائل انتزاعي، ذهني و عبادات خاص نيست. و برخي در خصوص زندگي روز مره است. « در اين زمينه يکي ديگر از کارشناسان، اشاره دارد: «زندگي يک شهيد را بايد از کودکي او روايت کرد تا مخاطب او را دست يافتني بداند. فقط نبايد نقطه اوج را روايت کرد. براي روايت شخصيت قهرمان بايد روايت کامل باشد. بايد قهرمان را در اوج و دوران مختلف زندگي اش روايت کرد. « از طرفي ديگر يک کارشناس دين و مدرس دانشگاه، بيان دارد: «در حالي که ظاهرزندگي يک فرد را نشان مي دهد از اين ظاهر عبور کند و بتواند زيبايي ها را وصف کند و نشان دهد که ملاک برتري آن فرد، آن خوبي هست «
بيان با جزئيات زندگي شخصيت هاي غلبه کننده بر شيطان
در راستاي نمايش الگو ميتوان از قرآن کريم الگوبرداري نمود. در اين رابطه يکي از کارشناسان بيان دارد: «در قرآن خداوند سياق قصه گويي اش در حوزه قهرمان سازي، قهرمان هايي را معرفي مي کند که حرکت دهنده اجتماع خواهند بود، جامعه با آنها جلو مي رود. آنهايي جلو هستند و همه دنبال آنها مي آيند. خداوند وقتي به بيان آدم ها مي رسد، آدم هايي را بيان مي کند در مقابل شيطان موفق شده اند. « وي ادامه ميدهد: «قرآن کريم به آدم هاي شکست خورده اشاره اي کوتاه مي کند. اما آدم هاي موفق را با جزئيات معرفي مي نمايد. « او ميافزايد: «خداوند قصه اي يوسف(ع) را مي گويد نه قصه زليخا را، محور يوسف(ع) است و ديگران جايي از داستان کنار گذاشته مي شوند. يوسف )ع (هميشه ديگران را به توحيد معرفي مي کند. او هميشه در مبارزه با شيطان هست. قرآن به بياني روايت فتح است روايت پيروزي آدم در مقابل شيطان است که اين ديدني تر است. نمي خواهد قصه يک شکست خورده را تعريف نمايد. «
پذيرش گفته هاي شخصيت با نمايش زندگي او
يکي از کارشناسان، به منظور آنکه گفته هاي شخصيت توسط مخاطب مورد پذيرش قرار بگيرد، اشاره ميکند: «اگر در رسانه يک نفر مي خواهد حرفش پذيرفته شود بايد مخاطبين او و زندگي اش را بشناسند. براي ساخت مستند در مورد تشويق يک شخص خوب و قانون مند خوب است که اولش برويم داخل زندگي ايشان، رفتار ها و محل سکونت را نشان دهيم تا مخاطبين احساس نزديکي با شخصيت داشته باشند. بعد بايد حرف هاي او براي مخاطبان پخش شود اين حرف ها هم خودماني باشد و بعد درباره زندگي او نمايش داده شود. «
تشويق به شرکت در مراسم ها
مقوله تشويق به شرکت در مراسم ها از کارکرد کلامي پيام اقتباس شده است. از آنجا که کارکرد کلامي در انواع و اقسام ارتباط به گونه هاي مختلفي ديده ميشود، اما در هر حال هدفي در اين ارتباط نيست مگر برقراري ارتباط که احساس هم نوايي و يگانگي را به طرفين بدهد. بدين سان مراسم ها، نطقها و گفتگوهای خانوادگی که در آن محتوای ارتباط اهمیت کمتری نسبت به نفس حضور فرد و تأیید عضویت وی در گروه دارد از این سنخ به شمار می رود. در این کارکرد ارتباطی، حرکتهای واحدی تکرار و داستانهای واحدی تعریف میشود. این روند برای کسانی که در آن مشارکت – مادامي که در اين هم نوايي و همدلي موضوعيت داشته باشند – قابل توجه و جذاب است.
در اينجا نيز کارکرد ارجاعي (مربوط به محتواي پيام ( حکم ثانوي دارد چرا که اساسا جريان ارتباط هدف ديگري را دنبال ميکند، چنان که بسياري از سخنرانيها و تشريفات سياسي، هدفشان ايجاد وحدت همگاني و هم نوايي ميان مشارکت کنندگان است[۱۰۷].
از اين رو مناسک و آيين هاي جمعي متأثر از اين کارکرد هستند گرچه تنها بدين کارکرد منتهي نمي شوند. اين کارکرد گرچه در سطح نخست امر به معروف و نهي از منکر موضوعيت ويژه اي دارد مانند مجالس عزاداري، اما به نظر مي رسد به صورت غيرمستقيم در رسانه نيز کارايي بيشتري دارد.
رسانه ي ديني مي تواند در کنار کارکردها و قالب هاي متنوع خود، انگيزش افراد براي حضور در اين آيين ها را مورد تأکيد قرار دهد[۱۰۸]. از آنجا که اين آيين ها نقش به خصوص خود را داشته و بدين معنا موجب اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر مي شوند؛ بنابراين رسالت مستند اجتماعي آن است که مخاطب را به شرکت در اين گونه مراسم ها تشويق نمايد. در اين راستا مستندساز اجتماعي بايد با استفاده از شيوه هاي ترغيب کننده مخاطب، او را به حضور در اين مراسم ها ترغيب نمايد؛ اما به صورت تخصصي در مقوله تشويق به شرکت در مراسم ها با توجه به تفاوت هاي محتوايي فقط به يک زير مقوله مهم ميتوان اشاره کرد؛ که ابتدا به معرفي اين زير مقوله ميپردازيم در ادامه در جدول ٦ به اختصار به اين زير مقوله و کد استخراج در مصاحبه ها اشاره شده است.
بررسي ويژگي هاي هيئت هاي مذهبي
در زمينه يکي از مدل هاي موفق اين گونه مراسم ها، يکي از کارشناسان، اشاره دارد: «يکي از مدل هاي موفق وجود هيئت است. بايد برويم خصوصيات و جزئيات آن را بررسي کنيم. انقلاب اسلامي در هيأت ها شکل گرفت. اتفاقات بزرگ تاريخي ديگر در هيئت ها شکل گرفت. هيئت يک ظرفيت عجيبي دارد. «
فصل پنجم
نتيجه گيري و پيشنهادها
مقدمه
در فصل حاضر سعي خواهد شد براي دستيابي به هدف و پاسخگويي به سؤالات تحقيق، يافته هاي حاصل از فصل چهارم سازمان دهي و نتيجه گيري شود. اين سازمان دهي يافته ها به شکل دستورالعملي ارائه ميگردد. دستورالعملي که به صورت فهرستي از مؤثرترين مؤلفه هايي است که مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي مي نمايد. در ادامه اين فصل همچنين راهکارها و پيشنهادهايي عملياتي نيز در اين زمينه ارائه خواهد شد. تدوين شده اند، پاسخ دهيم. در ادامه نيز با استفاده از پاسخ به اين پرسش ها به معرفي دستورالعمل، به صورت فهرستي از مؤلفه ها خواهيم پرداخت؛ اما سؤال اصلي پژوهش معطوف به ويژگيهاي تمامي مؤلفه هاي دستورالعمل است؛ بنابراين به سؤالات فرعي پژوهش که هر کدام به بخشي از اين مؤلفه ها توجه دارد، پاسخ مينماييم.
مؤلفه هاي مؤثر در انتخاب موضوع مستندهاي اجتماعي
به منظور معرفي مؤلفه هاي مؤثر در انتخاب موضوع مستند اجتماعي، ابتدا به طور مفصل به تحليل مقوله انتخاب آگاهانه و مسئولانه موضوعات مستند اجتماعي و زير مقوله هاي آن ميپردازيم سپس در جدول ٧ به اختصار به اين مؤلفه ها و زير مقوله هاي استخراج شده در مصاحبه ها اشاره خواهيم نمود. در انتخاب موضوع مستند اجتماعي، آگاهي نقش اساسي را ايفا ميکند. اين آگاهي از يک طرف معطوف به نيازهاي انساني و فطري مخاطب است و از طرف ديگر به شرايط زماني مربوط ميگردد. در اين راستا آگاهي از نيازهاي روز جامعه و شکل امروزي مفاهيمي که هسته اصلي معنايي آن ها بدون تغيير ميماند از اهميت بالايي برخوردار هست؛ بنابراين آگاهي از نيازهاي ثابت و متغير مخاطبين راهنماي مناسبي براي انتخاب موضوع مستند اجتماعي است. الويت گذاري در انتخاب موضوع مستند اجتماعي نيز يکي از نکاتي است که ميتواند مستندساز را در انتخاب موضوع راهنمايي نمايد که در اين الويت گذاري آگاهي و نوع نگاه به مسائل حائز اهميت است. در اين راستا ميبايست از معروف و منکرهايي که در گفتمان اسلامي از الويت بيشتري برخوردارند و همچنين معروف و منکرهاي شرعي و فراموش شده آگاه بود؛ اما در خصوص نوع نگاه به مسائل، نگاه اجتماعي به دين مانند موضوعات مربوط به شفافيت که زيرساخت اجرايي فرآيند مذکور است، از الويت بيشتري برخوردار است؛ بنابراين آگاهي از معروف و منکرهاي شرعي، فراموش شده، مورد تأکيد اسلام و توجه به نگاهي اجتماعي به دين در الويت گذاري در انتخاب موضوعات مستند اجتماعي نقش مهمي را ايفا ميکند. در خصوص انتخاب محسنات يا معضلات اجتماعي بايد توجه کرد که وظيفه مستند اجتماعي بررسي واقعيات جامعه است اما معروف ها و محاسن اجتماعي در الويت ميباشند. البته اين بدان معني است که نبايد در مورد معضلات اجتماعي به توليد مستند پرداخت بلکه بايد توجه نمود که در بررسي واقعيات جامعه به خصوص معضلات اجتماعي گناهي اطلاع رساني نگردد و اشاعه فحشا نشود. همچنين براي انتخاب موضوع مناسب بايد توجه کرد که با کدام موضوعات به اهداف مستند خواهيم رسيد. در اين زمينه بايد به صورت مصداقي، با راهنمايي مشاوران و انجام پژوهش تشخيص داد که ساخت مستند اجتماعي در مورد يک موضوع خاص براي جامعه اسلامي مفيد باشد؛ بنابراين بايد به صورت مسئولانه و با راهنمايي مشاوران، انجام پژوهش يک موضوع را از ميان محسنات و معضلات اجتماعي انتخاب نمود.
بنابراين مؤلفه هاي مؤثر در انتخاب موضوع مستندهاي اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه به اين شرح است :
• آگاهي از نيازهاي ثابت و متغير مخاطبين
• آگاهي از معروف و منکرهاي شرعي، فراموش شده، مورد تأکيد اسلام و توجه به نگاه اجتماعي به دين
• انتخاب مسئولانه موضوع با راهنمايي مشاوران و انجام پژوهش
- مؤظوفه هماعي فميؤثمرؤلدفه هاانتيخامؤب ثرل دحرن انتمخساتنب د لاحجتن مامعسيتند
در انتخاب لحن مستند اجتماعي توجه به موضوع، هدف، قالب از اهميت بالايي برخوردار است؛ اما بايد توجه نمود که به منظور ساخت مستند اجتماعي در يک قالب عقلاني و براي مخاطب منطقي بايد از تلفيق لحن پرسشگر و منتقد، استفاده گردد.
همچنين بايد براي مخاطب اهل استدلال از بيان مستدل بهره جست و براي مخاطب عام، از پرداخت به مباحث عميق پرهيز نمود؛ بنابراين مهم ترين مؤلفه ي مؤثر در انتخاب لحن مستند اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه آن است که به موضوع، هدف، قالب نوع مخاطب مستند اجتماعي توجه گردد.
مؤلفه هاي مؤثر در طراحي ساختار مستندهاي اجتماعي
به منظور معرفي مؤلفه هاي مؤثر در طراحي ساختار مستند اجتماعي، ابتدا به طور مفصل به تحليل زير مقوله هايي از مقوله هاي استفاده از شيوه هاي ارائه زيبايي شناسانه پيام در مستند اجتماعي استفاده از شيوه هاي ترغيب کننده مخاطب مستند اجتماعي که به طراحي ساختار مستند اجتماعي اشاره دارد مي پردازيم و سپس در جدول ٩ به اختصار به اين مؤلفه ها و زير مقوله هاي استخراج شده در مصاحبه ها اشاره خواهيم نمود. براي ساخت مستند اجتماعي بايد علاوه بر تسلط بر درون مايه مستند، مي بايست بر ساختارهاي رايج اشراف داشت و ساختار مستند اجتماعي را بر اساس موضوع و محتوا انتخاب نمود. البته نبايد تقليدکننده صرف از قالب هاي رايج بود و بايد به خلاقيت و ذوق هنري توجه ويژه اي داشت؛ بنابراين آگاهي از ساختارهاي رايج و توجه به خلاقيت، موضوع و محتوا راهنماي مناسبي براي طراحي ساختار مستند اجتماعي است.
در استفاده از ساختار بازسازي بايد از معرفي واقعيت بازسازي شده به عنوان خود واقعيت به مخاطب پرهيز نمود و از ساختار بازسازي براي درک اتفاقات گذشته استفاده کرد. البته در اين ساختار مي توان از ساختار گزارشي براي توصيف اتفاقات ملموس بهره جست؛ زيرا اين کار به ايجاد تعادل ميان جذابيت و واقع گرايي مستند که امري ضروري است، منجر مي گردد. از طرف ديگر براي نمايش امر به معروف و نهي از منکر در ساختار بازسازي مي توان از شيوه روايت داستاني استفاده نمود؛ بنابراين مي توان از شيوه روايت داستاني در ساختار بازسازي و ترکيب آن با شيوه ي توصيف واقعيت، استفاده نمود.
انجام مصاحبه در مستند اجتماعي مي بايست باهدف و بر اساس ساختار روايي مسئله محور مستند صورت بگيرد. براي افزايش جذابيت نيز بايد مصاحبه ها را در مکان هاي متنوع با استفاده از فن هاي تصويربرداري و طراحي صحنه، ضبط نمود. همچنين مي توان از مکان فيلم برداري براي تفسير و قضاوت گفته هاي مصاحبه شونده، استفاده نمود؛ بنابراين بايد مصاحبه طبق مسئله در مکان هاي متنوع و مؤثر در ارائه جذاب، تفسير و قضاوت مفاهيم با استفاده از فن هاي سينمايي صورت بگيرد.
در شيوه ي طرح روايتي مستند اجتماعي که در برخي ساختارها استفاده مي گردد بايد توجه نمود که براي روايت مفاهيم از جدال احسن استفاده کنيم. همچنين در روايت بايد همه ابعاد يک مسئله را بررسي گردد. در اين راستا مي توان مقايسه اي ميان معروف و منکر صورت گيرد. به طوري که در آخر روايت معروف، مفهوم برتر گردد؛ بنابراين در طرح روايتي مستند اجتماعي بايد از جدال احسن، بررسي همه ابعاد مسئله و معرفي معروف را به عنوان مفهوم برتر استفاده گردد.
در شيوه روايتي بايد به آگاه سازي مخاطب نيز پرداخت که اين آگاه سازي بايد با نمايش چگونگي رسيدن به جنبه هاي منفي منکر انجام شود. البته در روايت بايد از دادن اطلاعات اضافي پرهيز نمود. در اين زمينه بايد با معرفي راه جايگزين و نتايج آن مانند معرفي فوايد سبک زندگي اسلامي به ايجاد انگيزه در مخاطب براي انجام کاري پسنديده پرداخت؛ بنابراين بايد مخاطب را با نمايش چگونگي رسيدن به جنبه هاي منفي منکر آگاه نمود و با نمايش سبک زندگي اسلامي به ايجاد انگيزه در مخاطب براي انجام کار پسنديده پرداخت.
در خصوص روايت شخصيت در مستند اجتماعي نيز بايد توجه نمود که مخاطب بايد با شخصيت هم ذات پنداري نمايد. به اين منظور بايد واقعيت ها، شباهت و تفاوت هاي شخصيت با مخاطب معرفي گردد. در اين راستا بايد با انتخاب نماهاي اخلاقي، رفتار اخلاقي مجري با شخصيت و حفظ حريم شخصي او به بيان خصوصيات فردي و اجتماعي اش پرداخت. البته براي پذيرش گفته هاي شخصيت نيز بايد روايتي واقعي از زندگي او را نمايش داد. در اين زمينه مي توان به روايت با جزئيات زندگي شخصيت هاي غلبه کننده بر شيطان پرداخت تا مخاطب با قهرمان هاي واقعي و الگوهاي اخلاقي آشنا شود؛ بنابراين در شيوه روايتي شخصيت در مستند اجتماعي بايد با رعايت واقع گرايي به معرفي جزئيات زندگي، ويژگي هاي شخصيت و الگوي اخلاقي پرداخت تا مخاطب با شخصيت هم ذات پنداريبننامباريايدن. مؤلفه هاي مؤثر در طراحي ساختار مستند اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه به اين شرح است :
• آگاهي از ساختارهاي رايج و طراحي ساختار خلاق متناسب با موضوع و محتوا مستند اجتماعي
• استفاده از شيوه روايت داستاني در ساختار بازسازي و ترکيب آن با ساختار گزارشي
• انجام مصاحبه طبق مسئله در مکان هاي متنوع و مؤثر در ارائه جذاب، تفسير و قضاوت مفاهيم با استفاده از فن هاي سينمايي
• استفاده از جدال احسن، بررسي همه ابعاد مسئله و معرفي معروف به عنوان مفهوم برتر در روايت مستند اجتماعي
• آگاه سازي مخاطب با نمايش چگونگي رسيدن جنبه هاي منفي منکر و ايجاد انگيزه در او براي انجام کار پسنديده با نمايش سبک زندگي اسلامي
• معرفي ويژگي ها و جزئيات زندگي شخصيت و الگوي اخلاقي با رعايت واقع گرايي
مؤلفه های مؤثر در انتخاب شخصیتهای مستند اجتماعی
به منظور معرفی مؤلفه های مؤثر در انتخاب شخصیتهای مستند اجتماعی، ابتدا به طور مفصل به تحليل زير مقوله هايي از مقوله استفاده از شيوه هاي ترغيب کننده مخاطب مستند اجتماعي که به انتخاب شخصيت مستند اجتماعي اشاره دارد ميپردازيم و سپس در جدول ١٠ به اختصار به اين مؤلفه ها و زير مقوله هاي استخراج شده در مصاحبه ها اشاره خواهيم نمود. در انتخاب شخصيت مستند اجتماعي بايد در نظر داشت که براي دوري از هرگونه سوءتفاهم سياسي، ترجيحا يک فرد معمولي را به عنوان شخصيت مستند اجتماعي انتخاب کرد؛ اما زندگي اين فرد معمولي ميبايست غيرخطي بوده و مسئله اش براي مخاطب قابل درک باشد. ايشان بايد صورت و بيان جذاب داشته و در معرفي خود توانا باشد؛ بنابراين شخصيت مستند اجتماعي بايد يک فرد معمولي با ويژگيهاي نظير زندگي متحول شده، مسئله اي قابل درک، توانايي در معرفي خود و در آخر صورت و بيان جذاب باشد. در خصوص انتخاب الگو اخلاقي نيز بايد توجه داشت که اين الگو بافرهنگ مخاطب قرابت و اطراف او حواشي محدودي حضور داشته باشد. اين الگو ميتواند والامقام به منظور آرمان سازي يا يک فرد موفق براي اثبات رسيدن به موفقيت باشد اما اين الگو بايد براي پاسخ به مسئله فيلم انتخاب گردد؛ بنابراين بايد الگوي والامقام يا فرد موفق نزديک به فرهنگ مخاطب، کم حاشيه را براي پاسخ به مسئله فيلم انتخاب نمود.
بنابراين مؤلفه هاي مؤثر در انتخاب شخصيت هاي مورد بررسي مستندهاي اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر در رسانه به اين شرح است :
• انتخاب يک فرد معمولي با ويژگي هاي نظير زندگي متحول شده، مسئله اي قابل درک، توانايي در معرفي خود و در آخر صورت و بيان جذاب
• انتخاب الگوي والامقام يا فرد موفق نزديک به فرهنگ مخاطب و کم حاشيه براي پاسخ به
مسئله فيلم
مؤلفه های مؤثر در مراحل پژوهش مستند اجتماعی
به منظور معرفی مؤلفه های مؤثر در مراحل پژوهش مستند اجتماعی، ابتدا به طور مفصل به تحليل زير مقوله هايي از مقوله هاي بهره برداري از ظرفيت هاي بالقوه رمزگان مستند اجتماعي، در نظر گرفتن نگرش و عملکرد شخص مستندساز اجتماعي، استفاده از شيوه هاي ارائه زيبايي شناسانه پیام در مستند اجتماعی، استفاده از شیوههای ترغیبکننده مخاطب مستند اجتماعی،
تشویق به شرکت در مراسم ها
که به مراحل پژوهش مستند اجتماعی اشاره دارد میپردازیم و سپس در جدول ١١ به اختصار به اين مؤلفه ها و زير مقوله هاي استخراج شده در مصاحبه ها اشاره خواهيم نمود.
پژوهش در مستند اجتماعي که در قبل از توليد آغاز مي گردد از اهميت فراواني برخوردار است.
بر اساس پژوهش است که مي توان فيلم نامه مستند اجتماعي که در برخي از ساختارها مورد بهره برداري قرار مي گيرد را به رشته تحرير در آورد. البته در مورد مسائلي غيرقابل پيش بيني نمي توان فيلم نامه مشخص نوشت بلکه مي بايست براي آن ها برنامه مشخص داشت. حال براي مشخص شدن فيلم نامه برنامه ها مي بايست مخاطب مستند را شناخت و بر اساس اين شناخت پيام مستند اجتماعي و شيوه ارائه آن را انتخاب نمود. در اين زمينه مسائل را بايد از زاويه ديد مخاطب ديد و او را بر اساس تواناييهايش دعوت به خير کرد. البته بايد توجه کرد که روايت مسئله هاي خود مخاطب باعث تعامل با او مي گردد؛ بنابراين در مراحل پژوهش مستند اجتماعي بايد بر اساس شناسايي مسائل و تواناييهاي مخاطب، به روايت مسائل مخاطب از ديد خودش و دعوت به خير نمودن او طبق تواناييهايش در فيلم نامه پرداخت.
در مراحل پژوهش مستند اجتماعی باید با شناخت کافی از شخصیت و طراحی سؤالات مناسب باهدف مستند، زمینهای را برای معرفی او ایجاد نمود. همچنین در مصاحبه با اشخاص نیز باید با آنها آشنا شد و به گفته هاي ايشان توجه نمود؛ بنابراين در مراحل پژوهش مستند اجتماعي بايد شخصيت را شناخت، به گفته هاي او توجه نمود و سؤالات مناسب باهدف مستند طرح نمود.
در انجام پژوهش بايد علاوه بر اعتقاد نظري و عملي به امر به معروف و نهي از منکر، از دانش ديني مناسب برخوردار بود. بايد بر اساس انگيزه و روحيه مستندساز، دغدغه مندي، اخلاق مداري، خيرخواهي، مسئوليت مداري و روح زيبا پژوهش را انجام داد و فيلم نامه را نوشت. اگر پژوهش گر مستندساز متفاوت باشند مي بايست مستندسازي با خصوصيات بالا انتخاب کرد؛ بنابراين پژوهش گر بايد به انگيزه و روحيه مستندساز توجه نموده و به همراه مستندساز از دانش ديني، اعتقاد نظري عملي، دغدغه، اخلاق، خيرخواهي، مسئوليت مداري و روح زيبا برخوردار باشد.
در مرحله بعد بايد توجه داشت که مستند، رسانه قدرتمند و مؤثر بر ذهن مخاطب است در آن بايد مفاهيم به شکل جذاب، ترغيب کننده و قابل فهم ارائه گردند. در اين زمينه مي توان با شناخت موضوع و مخاطب، ايجاد تعليق و انتخاب موسيقي به ايجاد جذابيت پرداخت. با استفاده از نمادهاي سينمايي، روانشناسي موسيقي و لحن راوي براي ذهن مخاطب تأثير گذاشت. همچنين بايد پژوهش حاصل از تحليل جامعه شناختي و منابع اصيل را در يک ساختار روايي منطقي ارائه نمود؛ بنابراين در نوشتن فيلم نامه بايد به روايت مفاهيم با استفاده از فن هاي سينمايي، روانشناسي موسيقي، لحن راوي و ساختار منطقي توجه نمود.
اما مستند اجتماعي در نمايش تمام واقعيت و معروف و منکر غير محسوس ناتوان است. در اين زمينه بايد از نمايش تحريف شده واقعيت پرهيز نمود و به روشنگري حقيقت اصيل همچون بررسي ويژگي هاي هيئت هاي مذهبي پرداخت. همچنين بايد در نظر داشت که تأثيرگذاري مستند با ايجاد جريان شکل مي گيريد و نبايد از يک مستند توقع معجزه داشت؛ بنابراين در پژوهش مستند بايد بخشي از واقعيت مربوط به معروف و منکر محسوس را براي روشنگري حقيقت اصيل انتخاب نمود و در صورت نياز يک مجموعه مستند را طراحي کرد.
بنابراين مؤلفه هاي مؤثر در مراحل پژوهش مستندهاي اجتماعي براي اجراي صحيح فرآيند مدنظر در رسانه به اين شرح است :
• روايت مسائل مخاطب از ديد خودش و دعوت به خير نمودن او طبق تواناييهايش در فيلم نامه بر اساس شناسايي مسائل و تواناييهاي مخاطب
• شناسايي شخصيت، توجه به گفته هاي او و طرح سؤالات مناسب باهدف مستند
• توجه پژوهش گر به انگيزه و روحيه مستندساز و برخورداري آن دو از دانش ديني، اعتقاد نظري عملي، دغدغه، اخلاق، خيرخواهي، مسئوليت مداري و روح زيبا • توجه به روايت مفاهيم با استفاده از فن هاي سينمايي، روانشناسي موسيقي، لحن راوي و ساختار منطقي در فيلم نامه
• انتخاب بخشي از واقعيت مربوط به معروف و منکر محسوس براي روشنگري حقيقت اصيل طراحي يک مجموعه مستند در صورت نياز
دستورالعمل
با در نظر گرفتن پاسخ هايي که به سؤالات پژوهش داده شد، به معرفي دستورالعملي که به صورت فهرستي از مؤثرترين مؤلفه ها مستندساز را در ساخت مستند اجتماعي باهدف اجراي صحيح فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي مي نمايد مي پردازيم. فهرست مؤلفه ها به اين شرح است :
١- آگاهي از نيازهاي ثابت و متغير مخاطبين
٢-آگاهي از معروف و منکرهاي شرعي، فراموش شده، مورد تأکيد اسلام و توجه به نگاه اجتماعي به دين
٣- انتخاب مسئولانه موضوع با راهنمايي مشاوران و انجام پژوهش
٤- انتخاب لحن مستند اجتماعي با توجه به موضوع، هدف، قالب و نوع مخاطب
٥- آگاهي از ساختارهاي رايج و طراحي ساختار خلاق متناسب با موضوع و محتوا مستند اجتماعي
٦- استفاده از شيوه روايت داستاني در ساختار بازسازي و ترکيب آن با ساختار گزارشي
٧- انجام مصاحبه طبق مسئله در مکان هاي متنوع و مؤثر در ارائه جذاب، تفسير و قضاوت مفاهيم با استفاده از فن هاي سينمايي
٨- استفاده از جدال احسن، بررسي همه ابعاد مسئله و معرفي معروف به عنوان مفهوم برتر در روايت مستند اجتماعي
٩- آگاه سازي مخاطب با نمايش چگونگي رسيدن جنبه هاي منفي منکر و ايجاد انگيزه در او براي انجام کار پسنديده با نمايش سبک زندگي اسلامي
١٠- معرفي ويژگي ها و جزئيات زندگي شخصيت و الگوي اخلاقي با رعايت واقع گرايي
١١- انتخاب يک فرد معمولي با ويژگي هاي نظير زندگي متحول شده، مسئله اي قابل درک، توانايي در معرفي خود و در آخر صورت و بيان جذاب
١٢- انتخاب الگوي والامقام يا فرد موفق نزديک به فرهنگ مخاطب و کم حاشيه براي پاسخ به مسئله فيلم
١٣- روايت مسائل مخاطب از ديد خودش و دعوت به خير نمودن او طبق تواناييهايش در فيلم نامه بر اساس شناسايي مسائل و تواناييهاي مخاطب
١٤- شناسايي شخصيت، توجه به گفته هاي او و طرح سؤالات مناسب باهدف مستند
١٥- توجه پژوهش گر به انگيزه و روحيه مستندساز و برخورداري آن دو از دانش ديني، اعتقاد نظري و عملي، دغدغه، اخلاق، خيرخواهي، مسئوليت مداري و روح زيبا
١٦- توجه به روايت مفاهيم با استفاده از فن هاي سينمايي، روانشناسي موسيقي، لحن راوي و ساختار منطقي در فيلم نامه
١٧- انتخاب بخشي از واقعيت مربوط به معروف و منکر محسوس براي روشنگري حقيقت اصيل طراحي يک مجموعه مستند در صورت نياز
پيشنهادها
پيشنهادهاي کاربردي برگرفته از يافته هاي پژوهش
به منظور آشنايي مستندسازان اجتماعي با دستورالعملي که به صورت فهرستي از مؤلفه ها بيان شد، مي تواند کارگاه هاي آموزشي برگزار شود. کارگاه هايي که در زمان کوتاه، مؤلفه هاي مطرح شده در دستورالعملي را به مستندسازان اجتماعي جوان و باتجربه معرفي نمايد. در اين کارگاه هاي آموزشي علاوه بر معرفي مؤلفه ها مي بايست مصداق هايي از کاربرد آن ها را بررسي نمود. تا به اين وسيله مستندسازان اجتماعي را براي تصميم گيري در شرايط گوناگون ياري کرد. همچنين همراهي مشاور ارشد آشنا با مؤلفه هاي دستورالعمل در هنگام توليد مستند اجتماعي مي تواند مستندساز را در اجراي فرآيند امر به معروف و نهي از منکر راهنمايي نمايد. مشاور ارشد بايد بتواند سؤالات و ابهامات مستندساز را بر اساس مؤلفه هاي ذکرشده در مراحل گوناگون توليد مستند اجتماعي پاسخ دهد. همچنين مشاور ارشد به منظور راهنمايي مستندساز در موارد خاص بايد از مشاوران مذهبي، هنري و رسانه اي ياري بگيرد.
بنابراين براي عملياتي شدن دستورالعمل به مديران شبکه مستند سيما و گروه هاي مستند ساير شبکه های سیما پیشنهاد می گردد:
• برگزاری کارگاه آموزشی به منظور معرفي مؤلفه هاي مطرح در دستورالعمل به مستندسازان اجتماعي
• معرفي مشاورين ارشد مورد تأييد و آموزش ديده به مستندسازان اجتماعي
پيشنهادهايي براي پژوهش هاي آتي
در پژوهش حاضر تلاش شد که به ارائه دستورالعملي براي توليد مستندهاي اجتماعي به منظور دستورالعمل فوق، فرصتي براي پژوهش هاي آتي در خصوص برخي از مؤلفه هاي مطرح در دستور العمل حاصل شده است. مهم ترين عناوين پژوهشي پيشنهادي که در خصوص اين مؤلفه ها است، به اين شرح است :
• شناخت دستور العمل به منظور شناسايي ويژگيهاي مخاطبين مستند اجتماعي
• شناخت ويژگيهاي روايت تأثيرگذار در انواع مخاطبين مستند اجتماعي
• بررسي نقش خلاقيت در طراحي ساختار مستند اجتماعي
• شناخت دستور العمل به منظور رعايت اخلاق در مراحل توليد مستند اجتماعي
محدوديت هاي انجام پژوهش
بيش ترين محدوديت هاي انجام پژوهش به علت فرآيند مصاحبه نيمه ساختار يافته با سازندگان مستندهاي اجتماعي، اساتيد سينما، کارشناسان رسانه و پژوهش گران حوزه ي امر به معروف و نهي از منکر رسانه اي، براي شناخت دستورالعمل بوده است؛ زيرا به دليل نبود وقت آزاد صاحب نظران، مشکلات عديده اي در خصوص تنظيم وقت مصاحبه براي پژوهشگر به وجود آمد و اين امر سبب گشت که فرآيند انجام مصاحبه ها به درازا بکشد.
فهرست منابع
منابع فارسي
قرآن کريم
نهج البلاغه
آبرکرامبي، نيکلاس؛هيل، استفان؛اس ترنر، برايان (١٣٦٧(. فرهنگ جامعه شناسي، تهران : چاپخش
آراسته خو، محمد (١٣٧٠(. نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمي اجتماعي، تهران، گستره
آشنا، حسام الدين (١٣٨٧( »نقش اجتماعي رسانه ها در نظام اسلامي معاصر« در: تعامل دين و ارتباطات، حسن بشير؛تهران: دانشگاه امام صادق(ع)
آشنا، حسام الدين، رضي، حسين (تابستان ١٣٧٦(. بازنگري نظريه هاي هنجاري رسانه ها و ارائه ديدگاهي اسلامي، فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادق(ع), ص. ٢٠٧-٢٤٦.
احمدي، بابک (١٣٧٠( ساختار و تأويل متن، تهران : مرکز
اسکولز، رابرت (١٣٧٩( درآمدي بر ساختارگرايي در ادبيات، ترجمه ي فرزانه طاهري، تهران : آگاه
اميرکاوه، سعيد (خرداد و تير 13٧٩) نظارت اجتماعي در جامعه اسلامي ، مجله معرفت اسلامی باهنر، روحانی، باهنر، ناصر؛ روحانی، محمدرضا (1393) رویکرد رسانه ای به تحلیل ارتباطي امر به معروف و نهي از منکر، مطالعات فرهنگ – ارتباطات
بيرو، آلن (١٣٧٠(. فرهنگ علوم اجتماعي، تهران، کيهان
خميني (امام ( روح الله (١٣٧٧(. شرح حديث جنود عقل و جهل، تهران : مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره (
روحاني، محمدرضا)١٣٨٩(. تحليل ارتباطي امر به معروف و نهي از منکر و نظريه ي هنجاري مسئوليت اجتماعي رسانه هاي جمعي، پايان نامه دوره کارشناسي ارشد رشته معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)
زارعيان، مسعود (١٩ مهر ١٣٨٩(. سينماي مستند و کشف واقعيت هاي عالم، پايگاه هنري تحليلي هنر متعالي،
http://honaremotaali.ir/NewsDetail.aspx?itemid=
ساروخاني، باقر (١٣٧٠( درآمدي بر داير المعارف علوم اجتماعي، تهران : کيهان
سورين، ورنرو جيمز تانکارد (١٣٨١( نظريه هاي ارتباط جمعي، ترجمه عليرضا دهقان، تهران : نشر دانشگاه تهران، چاپ اول
شرف الدين، سيد حسن (پاييز ١٣٩٠(. الگوي مطلوب سرگرمي در يک رسانه ديني (با تأکيد بر رسانه ملي( فصلنامه معرفت فرهنگي اجتماعي، شماره چهارم
ضابطي جهرمي، احمد)١٣٨٧(. سي سال سينما: گزيده ي مقالات سينمايي (١٣٥٥-١٣٨٥( تهران : نشر ني
فاطمي، جعفر (١٣٨٤(. ماهنامه فيلم نامه نويسي
قنادان، منصور و همکاران (1375) جامعه شناسي مفاهیم کلیدی ، تهران: نشر آوای نور کازنو، ژان (1364) قدرت تلویزیون، ترجمه علی اسدی، تهران :مؤسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول
کريمي، صديقه؛ نصر، احمدرضا (بهار و تابستان ١٣٩٢(. روش هاي تجزيه و تحليل داده هاي مصاحبه،
فصلنامه عيار پژوهش در علوم انساني
گال، مرديت؛ بورگ، والتر؛ گال، جويس (١٣٨٣(. روش هاي تحقيق کمي و کيفي در علوم تربيتي
روانشناسي، ترجمه احمدرضا نصر و همکاران، تهران : انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي و سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني (سمت (
گيدنز، آنتوني)١٣٧٧( جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران، نشر ني
گيرو، پير (١٣٨٠(. نشانه شناسي، ترجمه ي محمد نبوي، تهران : آگاه
محدثي، جواد (١٣٨٧(. آفات علم، آسيب شناسي حيات علمي دانشمندان، قم : بوستان کتاب
مصباح، محمدتقي (١٣٨٨(. نظريه حقوقي اسلام، قم : مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره (
مطهري، مرتضي (١٣٧٠(. فطرت، قم، انتشارات صدرا
مطهري، مرتضي (١٣٩٢(. کليات علوم اسلامي، بخش فقه، قم : انتشارات صدرا
مطهري، مرتضي)١٣٨٤(. مجموعه آثار، جلد ١٧، قم : انتشارات صدرا
معتمد نژاد، کاظم (١٣٧١(. وسايل ارتباط جمعي، تهران : دانشگاه علامه طباطبايي
مک کوايل، دنيس (١٣٨٢(. درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي، ترجمه پرويز اجلالي، تهران : مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه ها
مهرابي، مسعود)١٣٧٥(. فرهنگ فيلم هاي مستند سينماي ايران از آغاز تا سال ١٣٧٥، تهران : دفتر پژوهش هاي فرهنگي
مهدي زاده، سيد محمد)١٣٨٩)؛ نظريه هاي رسانه : انديشه هاي رايج و ديدگاه هاي انتقادي، تهران : نشر همشهري، چاپ اول ١
وونگ، سيندي ( ٨ دي ١٣٩٢ (. مستند چيست ؟ مترجم يونس شکر خواه همشهري آنلاين،
http://www.hamshahrionline.ir/details/243
نفويرسيي, محيرميزاد)٧ح٥س٣ي١ن (. ف)ي٨ل٤٠م١ستنقدمر، يج(. لدمس١. تددارنشکگا اه لآوزاسدائال يران و مستنبط المسائل - جلد ١٢، قم :
موؤيمسرس، ه آرال جارلبيت دي؛ دومينيک، جوزف آر (١٣٨٩(. تحقيق در رسانه هاي جمعي؛ (مترجم،
کاووس سيد امامي( تهران : انتشارات سروش.
ياکوبسن، رومن (١٣٨٠( وجه غالب، در هالند، ريچارد، ساخت گرايي، پسا ساخت گرايي و مطالعات ادبي، ترجمه ي فرزان سجودي، تهران : سوره مهر
يوسف زاده، حسن (تابستان ١٣٩٢( امر به معروف و نهي از منکر اصول جايگزين براي نظريه هاي هنجاري رسانه، فصلنامه معرفت فرهنگي اجتماعي
منابع انگليسي
Berger,Arthur, (1995), Essentials of mass communication theory, London:
Sage Publications(Original from the University of Michigan)
Kuper, Adam and Jessica (1985) the Social Science
Encyclopedia, London: Routledge
Mcquail, Denis, Mass communication Theory, London: Sage 1994a
Memon, A. & Bull, R. (1999), Handbook of the Psychology of
Interviewing, New York, John Wiley & Sons.
ضمايم
فهرست اسامي کارشناسان مصاحبه شده
رديف نام و نام خانوادگي تخصص
١ محمدرضا روحاني کارشناس رسانه
٢ اعظم راودراد کارشناس رسانه
٣ حسينعلي افخمي کارشناس رسانه
٤ رسول علم الهدي کارشناس رسانه
٥ مهدي سنايي کارشناس شفافيت و رسانه
٦ آرش اسحاقي مستندساز
٧ حسين شمقدري مستندساز
٨ احمد عبدالرحيمي مستندساز
٩ علي حيدري فاروقي مدرس و مستندساز
١٠ اميرحسين ندايي مدرس سينما و مستندساز
١١ سيد محمد حسيني مدرس و منتقد سينما – مستندساز
١٢ سعيد مستغاثي روزنامه نگار و منتقد سينما – مستندساز
١٣ سجاد کريمان کارشناس دين و رسانه – مستندساز
١٤ محمدرضا زائري کارشناس دين و رسانه
١٥ محمد احمدي کارشناس دين و مشاور فرهنگي
Abstract:
Social documentary, among different types of TV programs, has an effective role
in educating people, promoting culture and addressing the issues related to audiences.
Therefore, it can be efficiently utilized in media for enjoining Good and forbidding
Evil. Despite all these capabilities and potentialities, social documentary is less used
in national media. There are two specific TV channels including “Mostanad” and
“Ofogh”, and many other documentary departments specializing in producing
documentaries; however there is no written works or booklet to lead the documentary
producers. This qualitative research utilizing semi-structured interview with experts
(social document producers, cinema masters, media experts and researchers of
media’s, Enjoining Good and Forbidding Evil), tried to explore the main effective
requirements that guide TV producers in making social documentary with the aim of
correctly implementing the process of, Enjoining Good and Forbidding Evil. Findings
show that documentary producers should consider a series of implications in
producing a proper social documentary. Selecting the subject responsibly with
the guidance of consultants and research, utilizing the sing best contest, investigating
all dimensions of problem and introducing goodness as superior implication in social
documentary story, introducing characteristics and details of person’s life and moral
pattern by preserving morality and realism, attention to quoting concepts using cinema
techniques, music psychology, the tone of narrator and logical structure in screenplay,
are some of the most important elements in producing TV documentaries to Enjoin
Good and Forbid Evil. Keywords: Enjoining Good and Forbidding Evil, Social Documentary, instruction,
Jakobson's communication model
I.R.I.B University
Thesis Submitted in partial Fulfillment of the Requirements
For M.Sc. Degree
In Social Communication Sciences
Enjoining Good and Forbidding Evil
by Social Documentaries
Student:
Masood Vosoghi
Supervisor:
Dr. Abbas Naseri Taheri
Advisor:
Dr. Saied Bashir Hosseini
Summer 2
پانویس
- ↑ مطهري، ١٣٩٢، ص ٣٤٣
- ↑ مطهري، ١٣٨٤، ص ٢٨١
- ↑ نفيسي، ١٣٥٧
- ↑ بيرو،١٣٧٠، ٢٤٨
- ↑ آراسته خو،١٣٧٠، ٥٥٣
- ↑ آبرکرامبي، ١٣٦٧، ٢٥٩
- ↑ 1985,kuper
- ↑ ساروخاني،١٣٧٠، ٧١٣
- ↑ آبرکرامبي، ١٣٦٧، ٢٥٩
- ↑ بيرو، ١٣٧٠، ٢٤٩
- ↑ آراسته خو 55،1370 4
- ↑ امير کاوه، ١٣٧٩
- ↑ مطهري، ١٣٨٤، ٢٨١
- ↑ آشنا و رضي، ١٣٧٦
- ↑ کازنو، ١٣٦٤، ٧١
- ↑ مطهري، ١٣٩٢، ٣٤٣
- ↑ معتمد نژاد،١٣٧١، ١٥٠-١٥٤
- ↑ نوري، ١٤٠٨ قمري، ٣٤٨
- ↑
متن پررنگ
==
متن عنوان == يوسف زاده، ١٣٩٢، ٣١
- ↑ آشنا و رضي، ١٣٧٦
- ↑ قنادان و همکاران،١٣٧٥، ٩٤
- ↑ نادان و همکاران،١٣٧٥، ١٠٣و١٢٠
- ↑ گيدنز،١٣٧٧، ٨٨
- ↑ سورين و تانکارد،١٣٨١، ٤٥٢
- ↑ يوسف زاده، ١٣٩٢
- ↑ ١٩٩٤ Mcquail
- ↑ مهدي زاده، ١٣٨٩
- ↑ مک کوايل،١٣٨٢، ١٧١
- ↑ مصباح، ١٣٨٨، ١٨٢
- ↑ شرف الدين، ١٣٩٠
- ↑ يوسف زاده، ١٣٩٢، ٣١
- ↑ آشنا 1387
- ↑ ١٩٩٥,١٤,Berger
- ↑ ١٩٩٥,١٥,Berger
- ↑ ياکوبسن،١٣٨٠
- ↑ اسکولز،١٣٧٩، ٦٠
- ↑ ياکوبسن،١٣٨٠، ٩٠-٩٥
- ↑ گيرو، ١٣٨٠، ٢١
- ↑ گيرو،١٣٨٠، ٢٢
- ↑ ياکوبسن، ١٣٨٠
- ↑ روحاني، ١٣٨٩، ١٧٠
- ↑ ياکوبسن، ١٣٨٠
- ↑ اسکولز، ١٣٧٩، ٤٨
- ↑ احمدي،١٣٧٠، ٦٨
- ↑ ياکوبسن، ١٣٨٠، ٩٥-٩٩
- ↑ روحاني،١٣٨٩، ١٧٠
- ↑ گيرو، ١٣٨٠، ٢٣
- ↑ ياکوبسن، ١٣٨٠
- ↑ اسکولز،١٣٧٩
- ↑ احمدي،١٣٧٠، ٦٧
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣، ١٢٥-١٢٦
- ↑ ياکوبسن، ١٣٨٠، ١٠١
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ مطهری 281، 1384
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ٧٣
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣، ٣٤
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣، ١٣٥-١٣٦
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحانی 137 ،1393
- ↑ سجودي،١٣٨٧، ٢٠٣
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣، ١٣٧، ياکوبسن١٣٨٠
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ ١٣٧٧
- ↑ باهنر و روحانی، 1393
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣، ١٤٢
- ↑ روحاني، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣، ١٤٢ - ١٤٣
- ↑ زارعيان، ١٣٨٩
- ↑ ضابطي جهرمي،١٣٨٧
- ↑ زارعيان، ١٣٨٩
- ↑ وونگ،١٣٩٢
- ↑ زارعيان،١٣٨٩
- ↑ ضابطی جهرمی،(1387)
- ↑ نفيسي، ١٣٥٧
- ↑ ضابطي جهرمي،١٣٨٧
- ↑ ضابطي جهرمي،١٣٨٧
- ↑ وونگ، ١٣٩٢
- ↑ ضابطي جهرمي، ١٣٨٧
- ↑ ضابطي جهرمي،١٣٨٧
- ↑ ضابطي جهرمي، ١٣٨٧
- ↑ وونگ، ١٣٩٢
- ↑ ضابطي جهرمي، ١٣٨٧
- ↑ فاطمي، ١٣٨٤، ١٣٤
- ↑ زارعيان، ١٣٨٩
- ↑ مهرابي، ١٣٧٥
- ↑ زارعيان، ١٣٨٩
- ↑ مسعود زارعيان ١٣٨٩
- ↑ گال و بورگ،١٣٨٣
- ↑ دومينيک و ويمر، ١٣٨٩، ١٧٥
- ↑ ١٩٩٩,Bull, R &Memon, A
- ↑ کريمي و نصر، ١٣٩٢
- ↑ دومينيک و ويمر، ١٣٨٩
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
- ↑ گيرو، ١٣٨٠:٢٢
- ↑ گيرو، ٢٣،١٣٨٠
- ↑ باهنر و روحاني، ١٣٩٣
نمایه ها:
امربه معروف و نهی از منکر | مستند اجتماعی | دستورالعمل | مدل ارتباطی یاکوبسن







