امام حسین(ع) و صبر در اجرای امر به معروف
نویسنده: امیر محمدی
محتویات
مقدمه
در مقاله حاضر نویسنده ضمن تشریح جایگاه و اهمیت مکارم اخلاقی در دستیابی به عبودیت ربوبی، از امر به معروف به عنوان یکی از مهمترین دستورات قرآنی یاد میکند و ضرورتهای صبر و پایداری و تحمل در اجرای آن را ترسیم مینماید که با هم آن را از نظر میگذرانیم.
مکارم اخلاقی، هدف آموزههای وحیانی
اگر دایره وظایف و مسئولیتهای پیامبران را در یک کلمه بخواهیم تعریف کنیم، بی گمان به حکم اهدافی که قرآن و پیامبر (ص) تبیین کرده، اتمام مکارم اخلاقی، در رأس وظایف و مسئولیتهای آنان قرار میگیرد. از این رو هر چیزی در حوزه مسئولیتها و وظایف پیامبران (ع) و در نتیجه امتی که گام به گام در مسیر ایشان حرکت میکند، به نوعی مربوط به حوزه اخلاقی میشود. بر این اساس باید معیار سنجش و داوری بینشها و نگرشها را اصول اخلاقی قرارداد و هر چیزی را که در مسیر اکمالی اخلاق و مکارم آن باشد به عنوان عمل درست و کمال شناخت.
به سخن دیگر هر چیزی دارای وجه اخلاقی است و برای سنجش عملکردهای هر شخصی میبایست به وجه اخلاقی آن توجه کرد؛ زیرا وجه اخلاقی به یک معنا همان وجه الله هر چیزی است که باقی و برقرار میباشد؛ بلکه به تعبیر قرآنی هر چیزی جز وجه الله در حال فنا و هلاکت است و تنها همان وجه الله بودن آن است که وجود دارد. بر این اساس تنها وجه اخلاقی و مکرمتهای آن است که در هستی دارای ارزش و وزانت میباشد و هر امر غیراخلاقی به سبب پوچی و هلاکت، دارای وزن و ارزشی نیست. از این رو هر عمل ضداخلاقی در روز قیامت به سبب بی وزنی در ترازوی اعمال الهی «هیچ» شمرده میشود و دارای سنگینی و وزانتی نیست.
این تفکر و بینش ریشه در آیاتی دارد که هدف آفرینش انسان را عبودیت برشمرده؛ عبودیتی که فرصت خلافت ربوبی را به اشخاص میبخشد. از آن جایی که راه دسترسی به مقام عبودیت در آیات قرآنی تخلیه نفس از رذایل اخلاقی و آراستن آن به مکارم و فضایل اخلاقی دانسته شده تا انسان با رنگ الهی گرفتن، به خداوند تقرب یافته و نوعی تاله و همانندی با ذات الهی را در خود پدید آورد و در مقام فنای ذاتی به مقام خلافت ربوبی دست یابد، میبایست گفت که هر گامی که انسان در راستای کسب مکارم اخلاقی برمی دارد، گامی در جهت فعلیت بخشیدن کمالی از کمالات سرشته شده در ذات خویش، رنگ خدایی گرفتن و تقرب به خداوند و در نتیجه متاله شدن و رسیدن به مقام عبودیت ربوبی و ربوبیت عبودی به عنوان خلیفه خداوندی بشمار میرود.
بر این اساس در آموزههای قرآنی تعلیم برای تزکیه و تزکیه شدنهای پیاپی برای رسیدن به مقام متاله عنوان شده است. تزکیه و تقوا و واژگان کلیدی دیگر چیزی جز بیان لزوم الهی شدن از راه پیروی اصول و مبانی اخلاقی نیست و لذا میتوان گفت که آموزههای گوناگون اسلامی چون آموزههای سیاسی، اقتصادی، نظامی، تربیتی، اجتماعی و مانند آن چیزی جز آموزههای اخلاقی نمیباشد. این گونه است که هر عملی تنها زمانی عمل صالح شمرده میشود که اصول اخلاقی در همه جنبههای آن از مقام اندیشه تا عمل مورد توجه و تأکید قرار گرفته باشد، در غیر این صورت از حالت عمل صالح و کمالی بودن بیرون میرود.
امر به معروف، وظیفه هر مؤمن
براساس این بینش و نگرش است که میتوان گفت که امر به معروف و نهی از منکر به عنوان مهمترین وظیفه هر انسان مؤمنی در عمل اجتماعی مطرح میشود؛ زیرا همان گونه که شخص وظیفه دارد تا مسئولیت و وظیفه اخلاقی خویش را با انجام امور پسندیده و معروف و ترک امور ناپسند و منکر به جا آورد، به حکم وظیفه و تکلیف ربوبی میبایست دستگیر دیگران دراین امر باشد که به شکل امر به معروف و نهی از منکر تجلی میکند.
شیوه آموزشی اسلام
به سخن دیگر، شیوه آموزشی و تربیتی اسلام و قرآن همانند آموزشهای حوزوی است که هر شاگردی میبایست در نقش استاد گروههای آموزشی پایین تر قرار گیرد. طلبه هرچه آموخت میبایست به حکم زکات آموختهها را به دیگران بیاموزد. از این رو هر طلبه حقیقی افزون بر این که به علم خویش عمل میکند، آن را در دو شکل گفتاری و عملی به دیگران نیز میآموزد. این آموزشها میتواند به دو شکل تعلیم جعلی و تعلیم انبایی انجام پذیرد. به این معنا که گروههای آموزشی را به شکل هدایت ایصالی به مقصد و مقصود برساند و یا به شکل هدایت ارایه طریقی آنان را به سوی مقصد و مقصود هدایت کند و اطلاعات کاملی را در اختیار شان قرار دهد.
البته تغییر در شیوههای آموزشی به دو علت سستی و ضعف در فرستنده و یا گیرنده است. هرچه قابلیت فرستنده و گیرنده بیش تر باشد آموزشها میتواند براساس تعلیم جعلی باشد و هر چه سست تر و کم بنیادتر باشد به شکل آموزشهای انبایی و اطلاع رسانی انجام میپذیرد.
با این همه هرکسی درهر مقامی که قراردارد به عنوان خلافت ربوبی میبایست وارد عمل شود و نقش دوگانه و همزمان گیرندگی و فرستندگی را ایفا نماید. براین اساس از شخص برتر از خود میآموزد و به شخص پست تر از خویش میآموزاند. از این رو میتوان گفت که انسان در همان حال که نقش خلافت ربوبی را در دایره بزرگ و یا کوچک و در محدوده دانستهها و داشتههای خویش ایفا میکند، در نقش شاگردی قرار میگیرد و میبایست به دو شکل آموزشهای جعلی و انبایی مطالب را از افراد برتر خویش در حوزه علم و عمل بیاموزد.
براین اساس در سوره والعصر افزون بر مسئله خودسازی به دیگرسازی و افزون بر تزکیه نفس بر تزکیه دیگری توجه داده شده است. هر انسانی زمانی از خسران و زیان در سرمایه گذاری وجودی خویش میرهد که بتواند در بینش و نگرش، درست را بشناسد و عمل کند و دیگران را نیز بدان سفارش کرده و در مقام عمل یاری رساند. این همان امر به معروف و نهی از منکر است که به شکلی دیگری دراین سوره بیان شده است.
اهمیت امربه معروف و نهی از منکر
معروف در تحلیل قرآنی به هر کاری گفته میشود که از نظر عقل مستقل، خردجمعی و حکم شرعی، پسندیده و نیکو شمرده شود (مفردات راغب اصفهانی ذیل عرف)، چنان که منکر به هر چیزی که از نظر عقل و عقلا و شرع، زشت و ناپسند باشد گفته میشود براین اساس میتوان گفت که امر به معروف و نهی از منکر، سه حوزه مهم عقل و سیره عقلایی و احکام شرعی و وحیانی را پوشش میدهد و ارتباط تنگاتنگی با این سه حوزه اصلی دارد.
خداوند در آیه ۱۷ سوره لقمان امر به معروف و نهی از منکر را از اصلیترین ارزشهای هر جامعهای بر میشمارد و با توجه به کارکردهای آن برای دست یابی به مقام عبودیت ربوبی و ربوبیت عبودی در آیه ۱۱۰ سوره آل عمران آن را عاملی برای حفظ ایمان و اعتقاد به خداوند دانسته و زمینه ساز خروج جمعی بشر به سوی حق و حقیقت و دست یابی به کمال میشمارد.
به سخن دیگر اگر تزکیه به معنای خودسازی است و شخص همانند عارف و زاهد، تنها خودش را از نواقص میرهاند و به کمالات نزدیک میسازد، در امر به معروف، این مسئله مطرح است که جامعه نجات یافته و به کمال دست یابد و فرصتهای برابر رشد و کمال برای همگان فراهم آید، از این رو نقش عالم عارف و عامل را بازی میکند. جامعه با امر به معروف و نهی از منکر است که به ایمان جمعی دست مییابد و فرصتهای الهی شدن برای همگان فراهم میشود. این مطلبی است که به صراحت در آیه ۱۱۰ سوره آل عمران بیان شده است؛ لذا در آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ همین سوره در ادامه بحث، مسئله امر به معروف و نهی از منکر به عنوان ملاک معیار داوری و ارزش گذاری مطرح میشود تا بیان کند که برای ارزش گذاری و سنجش اشخاص و جوامع میبایست به نفوذ امر به معروف و نهی از منکر در آن جامعه توجه شود. امر به معروف و نهی از منکر هرچند درمیان اشخاص و جوامع قوی تر و ارزشی تر باشد جامعه از ارزش و اعتبار بیشتری برخوردار خواهدبود.
جایگاه و ارزش و اهمیت این وظیفه در ادامه این مطلب بخوبی روشن خواهدشد.
امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه همیشگی و عمومی
اگر بر این باور باشیم که هدف آموزههای دینی و بعثت و وظیفه پیامبران و امتها، عبودیت است، بی گمان میتوان نقش مکارم اخلاقی و امر به معروف و نهی از منکر را برای تحقق این هدف و وظیفه، بسیار حساس و مهم ارزیابی کرد؛ زیرا همه آموزههای دینی برای شدنهای اخلاقی و کمالی است و انسان چون هر دمی درحالت شدنهای پیاپی است نمیتواند از نقش امر به معروف و نهی از منکر غافل شود؛ زیرا اراده و اختیار آدمی در کنار انتخابهای پیاپی کمالی و ضدکمالی، موجب میشود تا انسان هماره به راهنمایی از درون (چون عقل و فطرت) و راهنمایی از بیرون (چون پیامبران و یا دیگران کمالی) نیازمند باشد.
این راهنمایی از بیرون به شکل امر به معروف و نهی از منکر انجام میشود. براین اساس هر دمی انسان نیازمند کسانی است که او را از درون و بیرون راهنمایی کنند. این گونه است که در آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ سوره آل عمران، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان وظیفه همیشگی دانسته شده است و با آوردن فعل مضارع که دلالت بر استمرار دارد خواهان دایمی شدن امر به معروف و نهی از منکر میشود. (توبه آیه ۷۱ و حج آیه۴۱)
در کنار دایمی و همیشگی بودن، خداوند در آیاتی چند بیان میکند که این وظیفه از وظایف همگانی و مشترک مردان و زنان است و اختصاص به گروه و یا جنس خاصی ندارد. (توبه آیه۷۱)
انجام دایمی و عمومی این وظیفه است که خداوند را راضی و خشنود میسازد و ستایش خداوندی را نیز برمی انگیزد (آل عمران آیه ۱۱۰ و ۱۱۳ و ۱۱۴ و توبه آیه۱۱۲ و حج آیه ۴۱) زیرا انجام این وظیفه بدان معناست که شخص یا جامعه گرایش به عبودیت دارد و درمسیر عبودیت حرکت میکند و فلسفه ایجادی آفرینش انسان را تحقق میبخشد.
صبر بر اجرای وظیفه
از مهمترین واژگانی که در آیات قرآن به کرات بکار رفته اصطلاح صبر است. صبر چنان که آیات قرآنی تبیین میکند مقامی است که آدمی را در برابر مشکلات و انجام وظیفه چنان میسازد که بتواند بی توجه به آنها به هدف برسد.
به سخن دیگر، اگر برای رسیدن به هر مقصد و مقصودی برنامه ریزی و نیرو و توان مناسب نیاز باشد، امر مهم تری که نیاز است صبر است. صبر نوعی شکیبایی و تحمل است که بی آن هرگز چیزی تحقق نمییابد و برنامهای به اجرا در نمیآید و پس از عملیاتی شدن به بار نمینشیند.
خداوند در قرآن میفرماید که دست یابی انسان به مقام «عزم الامور» تنها از مسیر صبر، امکانپذیر است. مقام عزم مقامی است که از میان یک صد و بیست و چهار هزار پیامبر تنها شماری به اندازه انگشتان یک دست بدان رسیدهاند. خداوند حتی بیان میدارد که حضرت آدم (ع) که به طور مستقیم از خداوند تعلیم و آموزش گرفته بود و تمامی اسمای الهی را به شکل تعلیم جعلی آموخته بود به این مقام نرسید: «فلم نجد له عزما؛ ما در او عزمی نیافتیم»؛ زیرا نتوانست تا پایان ماموریت خویش باقی بماند و در میانه راه با خوردن از درخت ممنوع بر خلاف وظیفه و مسئولیت خویش عمل کرد.
هر کسی که ضرورت صبر بر مشکلات ناشی از امر به معروف بخواهد چیزی را عملیاتی کند و به مقصد و مقصود برسد میبایست دارای عزم باشد و این عزم جز به صبر به دست نمیآید.
یکی از اصلیترین شرایط انجام وظیفه و به جای آوری مسئولیتی مهم چون امر به معروف و نهی از منکر، دارا بودن عزم است که به صبر تحقق مییابد.
خداوند به آیه ۱۷ سوره لقمان با توجه به مشکلات زیادی که در راستای عمل به امر به معروف و نهی از منکر پیش میآید از مومنان خواسته است تا با در پیش گرفتن صبر به مقام عزم برسند و بتوانند مسئولیت خویش را چنان که بایسته و شایسته است به انجام برسانند.
در روایتی که طبرسی در تفسیر مجمع البیان از امیر مومنان (ع) در ذیل آیه آورده آن حضرت (ع) صبر بر سختیهایی که در راستای انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر بر انسان وارد میشود، را منظور خداوند در آیه بر میشمارد.
خداوند در آیه ۱۷ ضمن نقل سفارشهای اخلاقی لقمان به فرزندش آورده است: یا بنی... و امر بالمعروف... و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور؛ ای پسرم... امر به معروف کن... و بر آن چه در این راه بر تو وارد میشود صبر و شکیبایی پیشه کن؛ زیرا پیشه کردن صبر و شکیبایی از نشانههای عزم بر امور داشتن است.
بنابر این اگر کسی بخواهد به مقصد و مقصود خویش برسد میبایست دارای عزم بر کار باشد و در این راه صبر بر مشکلات و مصیبتهایی که در این راه بر او وارد میشود مهمترین چیزی است که میبایست انسان داشته باشد.
از جمله مصیبتهایی که در انجام وظیفه و مسئولیت امر به معروف بر انسان وارد میشود، کشته شدن خود و یا بستگان است. خداوند در آیه ۲۱ سوره آل عمران بیان میدارد که گروهی از آمران به معروف از پیامبران، به شهادت رسیدهاند. از پیامبر (ص) روایت است که گروهی از آمران به معروف که مردم را به قسط و عدالت میخواندند به دست بنی اسرائیل به شهادت رسیدند. (مجمع البیان ذیل آیه)
در این آیه خداوند تبیین میکند که عمل به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در بردارنده مشکلات و سختیهایی است که از آن جمله شهادت خود و دیگران میباشد. بنابر این لازم است که انسان با توجه به مشکلات امر به معروف و نهی از منکر، اقدام به آن کند.
بر این اساس ترس از این که جان و مال و عرض وی از دست رود نمیتواند مانع از انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر شود.
حیطههای امر به معروف و نهی از منکر
البته باید توجه داشت که امر به معروف ونهی از منکر حیطههای مختلف فردی و اجتماعی و یا برخی و کلان را شامل میشود. آنجا که امر به معروف به مسائل خصوص، فردی، شخصی وجزئی مربوط میگردد. انجام این فریضه تابع شرایطی است که فقها به تفصیل آنرا در کتب فقهی بیان داشتهاند و گفتهاند در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر موجب از دست رفتن جان و مال و عرض شود لازم نیست به این وظیفه قیام کرد.
اما درخصوص مسائل و معضلات کلان اجتماعی و مرتبط با جامعه و مسلمانان و زمانی که دین خدا به خطر میافتد و خطر تسلط اشرار بر جامعه وجود دارد و... انجام این وظیفه، برای همگان واجب میگردد و باید دراین راه صبر پیشه کرد و مشکلات را بجان خرید و حتی جان و مال را هم دراین مسیر فدا نمود، آنچنانکه امام حسین (ع) برای رفع ظلم از جامعه دست به امر به معروف دو جان و مال خود را دراین زد راه گذاشت.
براین اساس اگر کسی در راه انجام وظیفه مهم و اساسی امر به معروف و نهی از منکر درجامعه کشته شود شهید میباشد ودر مقام شهیدان قرار میگیرد.
تاکید بر لزوم انجام وظیفه حتی در صورت بروز مشکلات و مصیبتهایی چون از دست رفتن مال و عرض و حتی جان از آن روست که این وظیفه چنان که درآیات بسیار و سوره والعصر بیان شده تنها راه رهایی از خسرانی است که همه انسانها گرفتار آن هستند. اگر انسان بخواهد خود راجرگه اهل خسران رهایی بخشد میبایست افزون بر ایمان و عمل صالح، دیگران را به حق بخواند و آنان را به کارهای نیک و پرهیز از کارهای ناپسند و زشت دعوت کند.
براین اساس نمیتوان تنها به سبب این که انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر موجب مشکلات و مصیبتهایی میشود از آن سرباز زد و آن را تعطیل کرد.
شیوه و سیره عملی امامان (ع) به ویژه امام حسین (ع) نشان میدهد که آن حضرت (ع) در مسیر انجام وظیفه و رسیدن به مقام عزم الامور، بر همه مشکلات و مصیبتهای انجام وظیفه، صبر کرد و در مقام صابران و عزم الامور حتی فرزندان و دوستان و خویشان را به معرکه شهادت برد و گروهی را اسیر و در بند قرار داد؛ زیرا از نظر وی هیچ چیزی نمیبایست مانع از انجام وظیفهای به این مهمی و ارزشی شود؛ به ویژه آن که رهایی از خسران فردی و جمعی و اجرای عدالت و قسط درجامعه مبتنی بر این دعوت و انجام وظیفه بود.
امر به معروف، هدف قیام حسینی
آن حضرت (ع) در بیان انگیزه و هدف قیام و نهضت خویش میفرماید: انی لم اخرج اشرا و لابطر او لامفسدا و لا ظالما وانما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب، من برای فساد و تباهی و باطل و ستمگری قیام نکردهام بلکه برای اصلاح درامت جدم و جامعه اسلامی قیام نمودهام. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و در این راه به روش و سیره جدم و پدرم علی بن طالب علیه السلام میروم.
امام حسین (ع) در وصیتنامه خود به محمد ابن حنفیه نیز مینویسد: ارید ان آمر بالمعروف، و انهی عن المنکر، و اسیر بسیره جدی و ابی.
براین اساس وی با هدف انجام وظیفه حاضر میشود تا مرز شهادت همه فرزندان و خویشان برود و دراین راه از هیچ چیزی فروگذار نمیکند.
دیدن زیبایی در حادثه کربلا
این گونه است که حضرت زینب کبری (س) پرچمدار تداوم قیام و پیامبری عاشورا، در تحلیل خویش از مصیبتها آن را زیبا میبیند، زیرا در انجام وظیفهای به این مهمی و ارزشی هرگونه صبر و مصیبت و مشقت و شهادت، چیزی جز زیبایی نیست.
این مطلب برای آن حضرت (ع) از آن رو مهم و اساسی بوده که جامعه درخطر نابودی قرار داشت.
اگر امیرمومنان (ع) بقای اسلام و امت را درکنار کشیدن خویش از حکومت میدید و یا امام حسن (ع) درصلح مییافت. امام حسین (ع) بقای امت و اصلاح جامعه از فروپاشی و نابودی را در قیام میبیند و از جان خویش و خانواده و خویشان و دوستان مایه میگذارد.
براین اساس صبر بر مشکلات و مشقات امر به معروف و نهی از منکر شیرین و گوارا و زیبا میشود و انجام وظیفه بر هر چیز دیگری اولویت مییابد.
خون فرزندی که شهید شده را به آسمان میپاشد تا بنمایاند که این خون در راه همان ماموریت اصلی و وظیفه کلیدی همه پیامبران (ع) آسمانی بوده است. از این رو قیام خود را در راستای تاله و صبغه الهی بخشیدن به جامعه میشمارد.
این گونه است که ثارالله میشود و قیامش رنگ خدایی میگیرد و چون قیام و نهضت، رنگ خدایی یافت وجه الله میشود و چون وجه الله باقی و فناناپذیر است تا قیامت و حتی در روز قیامت که همه چیز فانی میشود
وجه الله باقی و برقرار میماند؛ زیرا خداوند فرموده است: کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال
و الاکرام، این وجه الله بودن قیام است که موجب شده آن را در روز قیامت با همان حال و هوای کربلا باقی و برقرار دارد و روایات بسیاری وضعیت امام حسین (ع) و یارانش را به گونهای دیگر ترسیم و تصویر کند که هیچ قیام و حرکتی در طول تاریخ این گونه ترسیم نشده است.







