اصلاحات آمریکایی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اصلاحات آمریکایی
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده محمدباقر ذوالقدر
زبان فارسی
ناشر وثوق
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر 1381
دانلود PDF

محتویات

پیش گفتار

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم.
انقلاب عزیز عزیزتر از جانمان که بر بنیاد اسلام پاک و مصفّا جان گرفت ، همچون همان حقیقت ناب ، از یکسو باجاذبه ها و جذبه های الهی خود دلهای میلیونها انسان مشتاق و علاقمند را بخود معطوف داشت و امیدها و آرزوهای بی شماری را برانگیخت و حیات و حرکت را درجانهای افسرده و دلهای یاس آلوده ریخت . عقده های فروخورده بسیاری را گشود و عشق ها و عاطفه های بی شماری را به ایران ؛ کانون همه امیدها و عشق ها و جلوه گاه همه ایمانها و حماسه ها پیوند داد. از دیگر سو میدان ظهور و صحنه بروز ناجوانمردانه ترین کینه توزیها بود و دشمنی های بسیاری را برانگیخت . دشمنیِ آنها که صبح و روشنائی ، عشق و زندگی ، رهائی و پرواز را برنمی تافتند. آنها که سالیان سال بر این مرز و بوم خیمه زده و به غارت ثروت ، دزدی هویت و لگد کوب کردن عزتمان مشغول بودند. همانها از اولین روزهای پیروزی ، لشکریان خود را از داخل و خارج فرا خواندند، بما هجوم آوردند و تا امروز بی امان بر ما تاخته اند و دمی از فتنه گری و کینه ورزی نیاسوده اند.
آنچه پیش رو دارید شرح قطره ای است از دریای این دشمنی های رنگارنگ و آخرین آن که سخت بدان دل بسته اند؛ اصلاحات بعنوان راهبردی برای توقف انقلاب و فروپاشی نظام برآمده از انقلاب !
این نوشتار ویراسته یک بیان شفاهی است که به همت برادرانم در روابط عمومی فرماندهی سپاه تنظیم و مستند گردیده است . بی گمان آنچه که بیش از هر اقدامی می تواند دشمن را از دست یابی به هدفهایش باز دارد و او را در رسیدن به نیّات شومش ناکام گذارد. روشنگری و تبیین و افکندن نور و روشنائی بر تاریک خانه ای است که بر بنیاد بی خبری و در فضای غبارآلود فتنه و فریب بنا نهاده است .
امیدوارم که این مختصر بتواند به بخش کوچکی از این مسئولیت بزرگ پاسخ گفته باشد.
ذوالقدر.
اسفند ماه 79.

گفتاری پیرامون اصلاحات و امنیّت ملّی

موضوع گفتار، بررسی تعامل اصلاحات و امنیّت ملّی و تاءکید بر تقابل نگرش خاصی از اصلاحات با امنیّت ملّی است . بر این اساس ابتدا لازم است مفاهیم اصلاحات و امنیّت ملّی را جداگانه تعریف کنیم و روشن شود که منظور از امنیّت ملّی و اصلاحات چیست ؟
و سپس به تبیین رابطه بین این دو بپردازیم .

امنیّت ملّی

امنیّت آن هم در سطح ملّی دارای تعاریف و تعابیر متنوع و گوناگونی است ، در حوزه علوم انسانی و اجتماعی ، اجماع نظری در مورد تعریف امنیّت ملّی وجود ندارد و تاکنون تعاریف گسترده ای در این خصوص ارائه شده است . هرچند هیچیک از این تعاریف کامل و جامع نیست امّا عواملی همچون ، ارزشهای حیاتی ، منافع ، اهداف ملّی و تهدید، در این تعاریف تکرار شده اند.
برخی امنیّت ملّی را عدم تهدید نسبت به ارزشهای حیاتی یک کشور و حفاظت از یک ملّت در مقابل انواع تجاوزات خارجی ، جاسوسی ، عملیات خصمانه ، خرابکاری ، براندازی ، عملیّات ایذایی و نفوذهای دشمنانه دیگر می دانند و برخی دیگر آن را حالتی می دانند که ملّتی فارغ از تهدیدِ از دست دادن ارزشهای بنیادین ، تمام یا بخشی از جمعیّت ، دارایی و یا خاک خود بسر برد. برخی دیگر نیز در تعریف آن گفته اند، امنیت ملّی مصونیت نسبی یا مطلق یک کشور از حمله مسلحانه یا خرابکاری سیاسی یا اقتصادی همراه با وارد کردن ضربه کاری و مرگبار است .
شاید نگاهی که در برگیرنده همه دیدگاهها و تصوّرات نسبت به امنیّت ملّی باشد این تعریف است که می گوید:
امنیّت ملّی به وضعیّتی گفته می شود که طی آن یک ملّت قادر است اهداف ، منافع و ارزشهای حیاتی مورد نظر خود را در سطح ملّی و فرا ملی گسترش دهد و یا حداقل در برابر تهدیدات بالقوه و بالفعل داخلی و خارجی از آنها حفاظت کند.
بنابراین ، اگر اهداف ، منافع و ارزشهای حیاتی مورد نظر یک ملّت مورد خطر و تهدید واقع شد و آن ملّت نتوانست از این امور در مقابل دشمن حفاظت کند یا از تداوم و بقاء و استمرار آنها مطمئن بشود، امنیّت ملّی در این شرایط مخدوش است و باید چاره اندیشی شود.
بر اساس این دریافت کلی ، می توان گفت امنیّت ملّی مهمترین اصل در ثبات سیاسی ، استقلال و موجودیت یک ملّت و یا یک واحد سیاسی است . بقای هر کشور، تمامیت ارضی و استمرار حکومت آن ، بستگی به امنیّت ملّی آن کشور دارد. اهمیّت این موضوع به حدّی است که برخی امنیّت ملّی را پیش شرط تاءمین سایر اهداف ملّی می دانند.

تهدید امنیّت ملّی

با توجه به تعریف و ابعاد امنیّت ملّی ، می توانیم بگوئیم هر عاملی که اهداف ، منافع و ارزشهای حیاتی یک ملّت را تهدید کند، به آن عامل تهدید امنیّت ملّی می گوییم که ممکن است آن تهدید به صورت نظامی توسط یک قدرت مهاجم خارجی و از طریق اعمال زور صورت بگیرد و یا با روشهای دیگری انجام شود. هر عاملی که امنیّت ملّی را در معرض خطر قرار دهد یعنی ملّتی را از دست یابی به هدفهایش و حفاظت از ارزشها و منافعش باز دارد، تهدید امنیّت ملّی قلمداد می شود.
با نگاهی به گذشته انقلاب و مروری بر سابقه تهدیدات امنیّت ملّی جمهوری اسلامی ایران ، در می یابیم که در دهه اوّل انقلاب این تهدیدات عمدتا بروش نظامی و بطور مسلّحانه طرّاحی و اجرا شده است و اگر یکی از اهداف ملّت ما در انقلاب ، ایجاد یک جامعه دینی مستقل و تشکیل یک نظام سیاسی اسلامی باشد، در گذشته کلیه تحرکات و اقدامات دشمن که بصورت تحمیل جنگ نظامی ، به شکل کودتا و برای ایجاد یک حرکت مسلحانه داخلی انجام شد، برای تغییر حاکمیت دینی ، سلب استقلال و بازداشتن ملت از وصول به هدفها و حصول منافع ملی اش بوده است و به همین دلیل این اقدامات را تهدیدات امنیّت ملّی می نامیم .
شکل و صورت بندی این تهدیدات که در دهه اوّل عمدتا جنبه نظامی و سخت داشت در دهه دوم ، بدون اینکه هدف خود را از دست بدهد تغییر یافته و ماهیت غیر نظامی و نرم به خود گرفت . یعنی دشمن برای براندازی نظام اسلامی و سلب استقلال و هویّت انقلابی ملّت ما، با توسل به قوه قهریّه و بکارگیری نیروی مسلّح عمل نکرد بلکه برای دست یابی به همان هدف ، از روشها و ابزار دیگری سود جست . در این مرحله نیز هدف دشمن براندازی نظام دینی ، سلب استقلال و متوقف کردن روند انقلاب ، یعنی بازداشتن مردم از دسترسی به اهدافشان و تغییر ارزشهای حیاتی موردنظر جامعه بود. لکن با روشهای جدید و متفاوت از آنچه در دهه اوّل بکارگرفت .
این یک تصور کلّی درباره امنیّت ملّی و تهدید امنیّت ملّی بود، به این ترتیب هر عاملی که کشور و ملّت ما را از دسترسی به اهداف متعالی و حفاظت از منافع و ارزشهای حیاتی اش باز بدارد ، تهدید امنیّت ملّی نامیده می شود. از جمله این تهدیدات به شرحی که خواهیم گفت ، می تواند تفسیر خاصی از اصلاحات باشد. اگر اصلاحات اجتماعی با نگرش و تفسیری که منطبق بر خواست و اهداف دشمن است صورت گیرد می تواند ملّتی را از تحقق اهدافش باز دارد. اگر اصلاحات با اهداف و منافع ملّی یعنی آن چیزی که یک ملّت برای بقاء خود به آن احتیاج دارد تعارض پیدا کند و ارزشهای حیاتی ملتی را مخدوش نموده و در تعارض با آن قرار گیرد، تهدید امنیّت ملّی تلقّی می گردد. لذا اصلاحات که اساسا تلاشی است برای سامان دادن به نابسامانیها و کاستی ها و از بین بردن نواقص و بهسازی امور، اگر در یک نظام در تعارض با مصالح و منافع و اهداف ملّی آن قرار گیرد، این خود تهدید است و در این گفتار خواهیم دید که چرا و چگونه یک برداشت انحرافی از اصلاحات و رویکرد غلط بدان ، می تواند در نقطه مقابل امنیّت ملّی کشور ما واقع شود و با آن در تعارض قرار می گیرد.

اصلاحات اجتماعی

تعریف اصلاح

اصلاح کلمه ای عربی و از ریشه ص ل ح و دارای دو معنی است که یکی از ماده صُلح و دیگری از ماده صَلاح برگرفته شده است .
اصلاح از ماده صُلح به معنی آشتی دادن و رفع اختلاف ، دعوا و مشاجره بین دو فرد و یا دو گروه است . واژه اصلاح به این معنی در قرآن کریم و احادیث ، تحت عنوان اصلاح ذات البین بین دو نفر یا دو گروه بکرّات بکار رفته است .
و اما اصلاح از ماده صَلاح ، در مقابل فَساد است که در زبان فارسی به شایستگی ترجمه می شود. عمل صالح یعنی کار شایسته و انسان صالح یعنی فرد شایسته و اصلاح به این معنا در مقابل اِفساد است و به دو معنی بکار رفته ؛ یکی انجام کار شایسته و دیگری برطرف کردن فساد و جلوگیری از تبهکاری .
این معنی از اصلاح که مفهوم اجتماعی گسترده تری دارد نیز در قرآن مجید و کلمات معصومین (علیهم السلام ) و در ادبیات سیاسی و اجتماعی ما به کار می رود که به معنی انجام کارهای شایسته ، اصلاح مفاسد و مبارزه با کاستیها و نابسامانیهاست .
بدین ترتیب کسانی که بدنبال رفع مفاسد و اصلاح امور جامعه اند مصلح و آنها که کارشان ایجاد فساد و نابسامانی است مفسد نام دارند.

اصلاحات در فرهنگ غرب

اصلاح و اصلاحات در مفهوم رایج فرهنگ سیاسی غرب ، معادل رفرم و در مقابل انقلاب به کار می رود. بدین معنی که تغییراتی که در جامعه ایجاد می شود گاه تدریجی ، آرام و با آهنگ کند است که در این صورت به آن رفرم می گویند و کسانی را که درصدد چنین تغییراتی در جامعه برآیند اصلاح طلب یارفرمیست می نامند و گاه این تغییرات بصورت تند، ناگهانی و اغلب همراه با خشونت و برخورد صورت می گیرد که بدان انقلاب می گویند و کسانی که به این روش عمل می کنند را انقلابی می نامند. در انقلاب که بصورت پیکار و مبارزه ظاهر می شود نظامات و ساختارهای کلّی جامعه ، موضوعِ تحوّل و تبدیل واقع می شوند لذا در انقلاب تمامی پیوندها با گذشته نفی می شود. در حالی که اصلاح در چارچوب ساختارها و نظام اجتماعی موجود، در استمرار گذشته و در عین حال با تفاوتهایی از آن ، معنی پیدا می کند و صورت می گیرد. طبق این تعریف اصلاحات ، تحوّل ساختاری و بنیادی (انقلابی ) را نمی پذیرد بلکه رفع اشکالات موجود در ساختار را مورد توجّه قرار می دهد. بدین ترتیب اصلاح در جایی معنا پیدا می کند که اولا یک نظام و ساختار وجود داشته باشد، ثانیا وجود آفت و آسیب و فساد در آن محرز باشد. بنابراین اصلاح گران یا اصلاح طلبان سعی دارند که ضمن حفظ چارچوب کلّی و ساختار آن نظام ، آفتها و آسیب های آن را ترمیم کنند. بدین ترتیب در مفهوم رایج فرهنگ سیاسی غرب اصلاحات ساختار را تغییر نمی دهد بلکه درون ساختاری و در چارچوب نظام صورت می گیرد.

اصلاحات در فرهنگ اسلامی

در قرآن ، روایات و متون دینی ما، به اصلاحات اجتماعی اینگونه نگاه نشده است . در ادبیات دینی ، مطلقِ اصلاح مدنظر است که ممکن است تند یا کند و دفعی یا تدریجی باشد. در این نگرش ، انقلاب خود نوعی اصلاح است . همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند انقلاب اسلامی ما، خود یک اصلاح بود چرا که برای انجام یک اصلاح عظیم و جلوگیری از یک فساد بزرگ انجام شد.
قرآن کریم بعضی از پیامبران را به عنوان مصلح معرّفی می کند، از زبان شعیب پیامبر آمده است که می فرماید:...اِنْ اُریدُ الاَّالاِْصْلا حَ مَااَسْتَطَعْتُ وَ مَا تَوْفِیقِی اِلا بِاللّه ... من هیچ اراده و قصدی جز اصلاح ، هر آن قدر که بتوانم - تا آخرین حد توانم - ندارم پس مقام پیامبری یک مقام اصلاح گری نیز هست .
اصلاح طلبی به این معنا یعنی انجام کار شایسته ، رفع فساد و برطرف کردن کاستی ها و نابسامانی ها، جزء متن دین و اعتقادات ما است . هر مسلمانی به حکم مسلمان بودن اصلاح طلب و طرفدار اصلاحات است . چرا که اولا اصلاح طلبی و اصلاح گری یک شاءن پیامبری است ، ثانیا یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است ؛ معروف یعنی کار خوب و عمل صالح و شایسته ، منکر یعنی کار بد و ناشایست . یک مسلمان موظّف است به عنوان یکی از واجبات (و در بعضی از کلمات اهل بیت (علیهم السلام ) مهمترین امر واجب ) با امور ناشایست که در چارچوب نظام ارزشی ما بعنوان منکَر تعریف شده است مقابله و به امور صحیح و اعمال شایسته که بدان معروف می گوئیم دعوت کند و این یکی از تکالیف دینی است که صرفا زبانی و لسانی هم نیست و تا مرحله اقدام مسلحانه و جهاد نیز ممکن است پیش برود. بنابراین هر مسلمان متدیّنی با این نگرش ، طرفدار اصلاحات و اصلاح طلب است . بدین ترتیب اصلاح طلبی در متن نگرش دینی نهفته است یک فرد مسلمان و جامعه اسلامی بطور مدام می بایست بسوی کمال حرکت کند و خودش را از وضع موجود بوضع مطلوب نزدیک کند و این حرکت ، اصلاح گری است . تعابیری از ائمّه اطهار (علیهم السلام ) وجود دارد که بیانگر همین معنی است .
امام صادق (علیه السلام ) می فرماید: مَن ساوایَوماهُ فَهُوَ مَغْبُون یعنی اگر کسی دو روزش باهم مساوی باشد زیانکار است ، چه رسد به اینکه روز دومش بدتر از روز اول باشد!
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در بیانات خود از اصلاح ، گاه در حد فلسفه تشکیل حکومت و ماءموریت نظام دینی یاد می کنند؛ در خطبه ای که بر منبر کوفه بیان کردند و به خطبه منبریّه معروف می باشد و گفته می شود که این آخرین سخنرانی حضرت بوده است در بیان فلسفه پذیرش حکومت و مبارزات خود می فرمایند :
اَلّلهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یکن الذی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلطان وَلاَالْتِمَاسَ شَیٍْ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَلکِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاَحَ فِی بِلاَدِکَ، فَیَأْ مَنَ الْمَظلُومُون مِنْ عِبَادِکَ، وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ .
امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در اینجا، فلسفه قیام خود را یکی بازگرداندن علائم و نشانه ها و شعائر دینی و دیگری انجام اصلاحات در بلاد اسلامی ذکر می کنند و فلسفه اصلاح را نیز برقراری امنیّت برای بندگان مظلوم خدا و پیاده شدن حدود و احکام بر زمین مانده الهی می دانند. و بدین ترتیب حضرت فلسفه اصلاحات را در جامعه اسلامی بوضوح بیان می دارند: فراهم شدن شرائطی که طی آن بندگان خدا در امنیّت باشند(امنیّت سیاسی - اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی و...) و حدود و احکام الهی در جامعه محقّق گشته و پیاده شوند. بنابراین اگر جهت گیری اصلاحات در جامعه ما چیزی غیر از این باشد می بایست در اصالت و اسلامیت آن شک نمود.
آن حضرت در نامه ای تند و آتشین به معاویه بااستناد به آیه مبارکه قرآنی ...اِنْ اُریدُ الاَّالاصْلاحْ مَااَسْتَطَعْتُ و ما توفیقی الاّ باللّه ... از اقدامات خود بعنوان اصلاح گری یاد می کنند و در عهدنامه مالک اشتر هنگامی که وی را به زمامداری کشور بزرگ مصر منصوب فرمودند اصلاح امور مردم آن کشور را جزء وظایف تخلف ناپذیر وی برشمردند.
شبیه این معنی را در کلمات امام حسین (علیه السلام ) نیز می بینیم ، ایشان در وصیّت خود به برادرشان محمّدابن حنفیه که در حقیقت بیان فلسفه قیام ایشان است می فرمایند: اِنّی لَمْ اَخْرُج اشرا وَلا بطرا ولا مُفْسِدا وَلا ظالِما و اِنّما خَرَجْتُ لِطَلَبِالاِصلاَحَ فی اُمة جدّی ، اُریدُ اَن آمُرَ بالمعروف و اَنهی عَنِ المُنَکرِ وَ اسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و اَبی عَلی بنِ ابیطالب.

نهضت شیعی و اصلاحات

با نگاهی کلی به تاریخ اسلام درمی یابیم که اساسا نهضت شیعی از ابتدا تاکنون یک نهضت اصلاح طلبی بوده است . بدین معنی که از زمان رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) شیعه در مقابل انحرافات و فساد طبقات حاکم قیام کرد و برای مقابله با بزرگترین انحرافی که در امت اسلامی پیش آمد یعنی انحراف در رهبری و امامت جامعه و حکومت اسلامی ، تاکنون ایستاده است . جوهر و جانمایه اصلی این مبارزه نیز بازگشت به اصول ، ارزشها، آرمانها و سرچشمه زلال اسلام اولیه بود، همان چیزی که شیعه معتقد است بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) دست خوش تغییر شد و حضرت علی (علیه السلام ) بهمین دلیل فرمود: لِنَرِد المَعالِمَ مِنْ دِینِکَ. در نهضت اصلاح گری شیعه ، اصلاحات برای بازگشت به آن اصول ، پایه ها و مبانی اصیل و صحیح اوّلیه و پیرایش و پالایش آن چیزی بود که به عنوان اسلام مطرح می شد.
در صد ساله اخیر نیز در کشور ما، یعنی مهد حرکت تشیع ، نهضت های گسترده اصلاح طلبی با آرمانهای دینی و اسلامی صورت گرفت . این نهضتهای اصلاحی که در مقابل استبداد داخلی و استعمار خارجی با حضور گسترده مردمی و پیشتازی نیروی مذهبی به رهبری روحانیت شیعه انجام شد، عمیقا از اندیشه ها و اعتقادات شیعی الهام می گرفت .
نهضت امام خمینی (قدس سره ) نیز یک نهضت اصلاح طلبی بود که در تداوم قیام تاریخی شیعه و نهضت های صدساله اخیر بوجود آمد و درنهایت توانست با یک انقلاب بزرگ نظام سیاسی سلطنتی و شاهنشاهی را با 2500 سال سابقه که خود یک انحراف و فساد بزرگ بود شکست دهد و یک نظام دینی مستقل بر ویرانه های آن بنیاد نهد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 نهضت اصلاح گری شیعی به اتمام نرسید بلکه در آن مرحله ، نظام سیاسی تغییر یافت و اصلاح شد ولی انقلاب برای انجام اصلاحات در سایر عرصه ها می بایست ادامه یابد. اصلاح تنها منحصر به جنبه ها و ارکان سیاسی نیست ؛ اصلاحات فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، اصلاحات در قوانین و نظامات و سایر عرصه ها می بایست ادامه یابد و به یک معنی می شود گفت که تغییر نظام سیاسی حاکم و تشکیل نظام سیاسی جدید، زمینه ساز انجام سایر اصلاحات است . یعنی وقتی مانع اصلی برداشته شود راه برای انجام اصلاحات در سایر زمینه ها باز شده و توسعه و تحکیم آرمانهای انقلاب و انجام اصلاحات انقلابی در همه عرصه های زندگی فردی و اجتماعی استمرار می یابد. و این یک فرایند دائمی است . زیرا یک جامعه انقلابی مدام باید در حال تحرک و تحول باشد و از وضع موجود، خود را به وضع مطلوب برساند و برای وضع مطلوب نیز حد نهایت و خط پایانی وجود ندارد.
واقعیّت آنست که ما برای انجام اصلاحات اساسی همواره گرفتار مشکل بوده و برای تحقّق هدف های انقلاب ، با چالش های جدّی مواجه بوده ایم . دشمن در هر مرحله مانع ایجاد کرده است تا ما نتوانیم اصلاحات اساسی را مبتنی بر آموزه های دینی و آرمانهای انقلابی خود انجام دهیم . اینکه در جامعه ما نابسامانی هائی وجود دارد، بخشی ناشی از کارکردهای ضعیف ما است ، بخشی ساختاری و مربوط به گذشته است و بخش زیادی هم ناشی از کارکرد دشمن و رفتار خصمانه و دخالت های دشمنانه او برای بازداشتن ما از اصلاحات واقعی است . دلیل آن هم این است که اگر ما بتوانیم به هدف های انقلاب یعنی تشکیل یک نظام پیشرفته دینی و ایجاد یک جامعه آرمانی اسلامی و یک کشور قدرتمند، آزاد، آباد مستقل و به دور از وابستگی و سلطه اجانب دست پیدا کنیم ، این انقلاب می تواند برای ملت های مظلوم جهان یک الگوی عملی و قابل قبول باشد و این همان چیزی است که با منافع و حتی موجودیت آمریکا و سایر قدرتهای استکباری در تعارض است . آنها به خاطر جلوگیری از آن حادثه بزرگ ، نمی گذارند این الگو شکل بگیرد. آنان نمی خواهند ما نظام مطلوب و جامعه آرمانی خود را آنچنانکه باید تشکیل دهیم و این الگو پیش روی همه ملت های جهان قرار گیرد!و همه مسئله همین است !.

دو رویکرد متضاد به اصلاحات

در یک نگاه کلی دو رویکرد مختلف نسبت به اصلاحات وجود دارد. یکی رویکرد دینی ، ایمانی و انقلابی که مقام معظّم رهبری چارچوب و خصوصیّات آنرا بیان کردند و تعریف و توصیفی که در این گفتار آمده است بر آن مبتنی است و دیگر رویکردی که می تواند کاملا در تعارض با هدفهای انقلاب و امنیّت ملّی کشور واقع بشود و در نقطه مقابل رویکرد اول قرار دارد و از آن به اصلاحات آمریکایی تعبیر می کنیم .
از اصلاحات در همه کشورها و بین همه ملت ها و فرهنگها، یک تلقّی واحد و یکسان وجود ندارد، بدلیل اینکه صلاح و فساد از مفاهیم ارزشی هستند و در نظام های ارزشی مختلف ، مصادیق مختلف دارند. از این رو اصلاحات ، امور عام و مطلقی نیستند که همه از آن تصور یکسانی داشته باشند. لذا در جامعه دینی ممکن است اصلاح را چیزی بدانیم که با مفهوم اصلاح در جامعه غیردینی و در نظام ارزشی غیر الهی کاملا مغایر باشد. بعنوان مثال در نظام ارزشی دینی طبق فرموده امیرالمؤ منین (علیه السلام ) بر زمین ماندن حدود الهی فساد تلقی می شود و اصلاح آنست که حدود الهی اقامه شود. در حالی که در یک جامعه غیردینی که معتقد به حدود الهی نیستند و نظام ارزشی خود را بر مبانی دیگری استوار کرده اند و با ما اَنْزَلَ اللّه و احکام و قوانین الهی رابطه ای ندارند، اصلاحات به هیچ وجه با هدف اجرای احکام الهی صورت نمی گیرد. در این جوامع ممکن است قوانین آسمانی و احکام دینی ، خود نوعی فساد تلقی شوند! و حذف آن از قلمرو جامعه نوعی اصلاح باشد ! و این همان چیزی است که در غرب اتفاق افتاده است . غرب در جریان رنسانس راه نجات جامعه و رفع نابسامانیهای خود را در حذف آنچه که به نام حدود الهی مطرح بود و کنار گذاشتن احکام ، شعائر و سنت های کلیسا دانست . دین زدایی یا دنیوی کردن امور که بدان سکولاریسم یا لائی سیزم می گویند، همان شعاری است که روشنفکران اروپا در جریان رنسانس و پس از آن سر دادند و به حذف دین از حیات سیاسی و اجتماعی مردم منجر شد. در یک نظام غیر دینی و لائیک ، قوانین الهی ، معنویت و اخلاق دینی ، احکام حقوقی و جزایی دین که در یک نظام سیاسی - اجتماعی دینی مثل کشور ما صَلاح و عمل شایسته تلقی می شوند، ممکن است بد، نامطلوب ، خشن و فسادآمیز بحساب آیند. و لذا اصلاح جامعه به معنی حذف این قبیل موارد است !
از این روست که می توان گفت اصلاحات بین ما و غربی ها مشترک لفظی است و از لحاظ معنا در بسیاری از موارد در نقطه مقابل هم قرار دارند. به عنوان مثال شراب خوردن در یک نظام دینی کاری ناپسند و حرام است در حالیکه در یک نظام غیر دینی ممکن است شراب نخوردن امرناپسند، خلاف عرف و خلاف ادب تلقّی شود. کما اینکه وقتی رئیس جمهور ما را به فرانسه دعوت کردند به عنوان عرف جامعه خود گفتند برای احترام به ایشان و برای اینکه بهترین پذیرایی صورت گرفته باشد باید شراب در پذیرایی وجود داشته باشد در حالیکه ما این را امری ناپسند و توهین آمیز قلمداد کردیم .
حدود، دیات ، قصاص و احکام جزائی اسلام از جمله موارد دیگری است که بشدّت اختلافی است . مثلا قصاص و اعدام جنایتکاران ، سنگسار زناکاران ، قطع انگشتان دست سارقین و... که مبتنی بر حقوق جزا و نظام ارزشی اسلام است و ما این قوانین را حدود الهی می دانیم و معتقدیم اگر این حدود پیاده نشوند، بسیاری از نابسامانی ها در امنیّت اجتماعی و تربیت انسانی بروز می کنند، از نظر غرب این اعمال خشونت و برخورد خشن و خلاف حقوق بشر تلقّی می شوند و ما را همواره به خاطر همین احکام متهم به عدم رعایت حقوق بشر کرده اند. چون حقوق بشری که آنها مدّعی آنند مبتنی بر تفسیر اومانیستی از انسان و نگرش سکولاریستی به جامعه است که در آن ، قوانین و حدود الهی محلی از اِعراب ندارند. ولی در حقوق بشر اسلامی اجرای حدود الهی تضمین کننده امنیّت و اصلاح و تربیت جامعه است .
بسیاری از مفاهیم علوم انسانی جنبه عام و جهان شمول بگونه ای که کلیه ملّتها از آن تبعیّت کنند ندارند. این مفاهیم اساسا ریشه در جهان بینی ها، ایدئولوژیها و نظامهای ارزشی و بطور کلی فرهنگ های مختلف دارند لذا در بسیاری موارد باهم متفاوت اند. اعلامیه معروف حقوق بشر نیز مبتنی بر یک جهان بینی و نظام ارزشی خاصی است که منطبق با نگرش اصالت انسانی و اومانیستی و جهان بنی مادی تنظیم شده و متعلق به یک مکتب و ایدئولوژی خاصّی است ؛ ایدئولوژی که در آن خدا جایی ندارد و اصالت با نفس امّاره انسانی است . لذا حقوق بشر در مکتب و ایدئولوژی مبتنی بر اصالت خدا و کرامت انسان ، کاملا با آن متفاوت است . بنابراین یک منشور حقوق بشر واحد و جهانشمول نداریم و اعلامیه حقوق بشر معروف ، چیزی است که غرب آنرا ساخته و پرداخته است و به زور آنرا بر ملّتهای دیگر تحمیل می کند.
بنابراین در نظامهای مبتنی بر ارزشهای دینی و وحیانی که از جهان بینی و انسان شناسی الهی ریشه می گیرند، اصلاحات تعریف و مصادیقی دارد که با آن چه در نظامهای مبتنی برجهان بینی های مادی و نگرشهای اومانیستی بیان می شود کاملا متفاوت است . پس می توان دو نوع اصلاحات را تصور کرد؛ یکی اصلاحات دینی ، ایمانی و انقلابی که در پرتو دین خدا و احکام و ارزشهای الهی و مصالح جامعه اسلامی ممکن می گردد و دیگری اصلاحات غیردینی و مبتنی بر جهان بینی مادی و الحادی (غیرالهی ) که ما از آن به عنوان اصلاحات آمریکایی یاد می کنیم و بنابه شرحی که خواهد آمد غربیها و بویژه آمریکایی ها سردمدار انجام چنین اصلاحاتی در جهان هستند و تلاش می کنند همین الگوی اصلاحات را با ایجاد انحراف در مسیر اصلاحات واقعی بر کشور ما نیز تحمیل کنند.

اصلاحات دینی ، مشخصات و مصادیق آن

اگر به مفاد و حقیقت رویکرد دینی به اصلاحات توجّه کنیم درمی یابیم که در یک جامعه دینی اصلاحاتی که بمنظور رفع نابسامانیها و کمبودها و رشد و اعتلا بخشیدن به حیات فردی و اجتماعی انسانها و تاءمین سعادت جامعه صورت می گیرد، از آموزه های دینی و ارزشهای الهی الهام می گیرد و اساسا اصلاح جامعه جز از طریق پیاده شدن احکام و ارزشهای دینی و اصلاح امور دنیا جز با اصلاح امر آخرت انسانها ممکن نیست . علی (علیه السلام )می فرمایند: مَنْ اَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّه اَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْن َالنّاس وَ مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِه اَصْلَحَ اللّهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیاه .
امام (علیه السلام ) بما تعلیم می فرماید که اگر بدنبال اصلاح وضع دنیایتان و اصلاح امور اجتماعی خود هستید رابطه خود را با خداوند و با آخرت اصلاح کنید.
در رویکرد دینی ، اصلاحات واقعی اصلاحاتی است که ریشه در رابطه با خداوند، دین و آخرت داشته باشد. اصلاحاتی که به این حقایق و ارزشها پشت کند اصلاحات واقعی نیست . در نگرش دینی کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح می کند، کسی که امر آخرت خود را اصلاح کند خداوند امر دنیای او را اصلاح می کند. بنابراین اصلاح واقعی در گرو اصلاح رابطه فرد و جامعه با خداوند است . اگر جامعه ای می خواهد وضع دنیایش به سامان برسد باید وضع خود را با آخرت درست و اصلاح کند. اینها با یکدیگر در ارتباط هستند. این ارتباط باید یک ارتباط تکوینی و حقیقی باشد نه صوری و اعتباری . امام (علیه السلام ) در جای دیگر می فرمایند:
وَلا تُصْلِحْ دُنْیاکَ بِمَحقِ دِینِکَ فَتَکُوُنَ مِنَ الاَْخْسَرِینَ اَعْمالا .
فکر نکنید که با پشت کردن به دین و کنار گذاشتن آن ، دنیایتان اصلاح می شود که در این صورت بیشترین خسارت را خواهید کرد و هم دنیا، هم دین و هم آخرت خود را از دست خواهید داد.
در جای دیگر می فرمایند:
لا یَتْرُکُ النّاسُ شَیئا مِنْ اَمْرِ دِیْنِهِمْ لِلاصلاحِ دُنْیاهُمْ اِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضّرُ مِنْهُ . مردمی که دنبال اصلاح امور خود هستند اگر بخواهند با ترک کردن دین و کم گذاشتن از آن ، دنیای خود را اصلاح کنند، نه تنها اصلاح حاصل نخواهد شد بلکه خدا شرایطی را برای آنها فراهم می کند که بدتر از وضع گذشته آنان است ! و این امر خداوند و سنّت الهی است که از زبان امام معصوم بیان می شود و در صحت و درستی آن جای هیچ تردیدی نیست . تعابیر دیگری هم در کلمات اهل بیت (علیهم السلام ) وجود دارد که نشان می دهد اصلاح واقعی از مجرا و از معبر دین عبور می کند و پشت کردن به تعالیم و ارزشهای دینی ، جامعه را از اصلاحات واقعی باز خواهد داشت .
دیدگاه مقام معظّم رهبری نسبت به اصلاحات نیز بر همین پایه استوار است ، اصلاح از منظر ایشان آن است که هر نقطه خراب ، هر نقطه نارسا و هر نقطه فاسدی به یک نقطه صحیح تبدیل شود. ایشان اصلاحات را یک حقیقت ضروری و لازم و جزء ذات هویت انقلابی و دینی نظام ما دانستند که اگر اصلاح به صورت نو به نو انجام نگیرد نظام فاسد خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت . وقتی اصلاحات نشود، برخی از نتایجی که ما امروز با آنها دست بگریبانیم ، پیش می آید. توزیع ثروت ناعادلانه می شود، نوکیسه گان بی رحم برگوشه و کنار نظام اقتصادی جامعه مسلّط می شوند، فقر گسترش پیدا می کند، زندگی سخت می شود، از منابع کشور بدرستی استفاده نمی شود، مغزها فرار می کنند و از مغزهایی که می ماند حداکثر استفاده نمی شود. وقتی که اصلاحات باشد، این آفتها و این آسیب ها و دهها مورد از قبیل آنها پیش نمی آید. این یک تصویر روشن از مفهوم اصلاحات از دید مقام معظم رهبری است که در جایی دیگر به برخی مصادیق فوری و ضروری آن اشاره فرموده اند:
در میان جامعه مواردی هست که باید اصلاح شود؛ اصلاح قضائی ، اصلاح امنیّتی ، اصلاح اداری ، اصلاح اقتصادی ، اصلاح در قوانین و مقررات هم چون :
O مقابله با فساد در دستگاههای اداری مثل رشوه و ارتشاء.
O رفع مقررات تبعیض آمیز و استقرار مقررات یکسان برای همه در دستگاه اداری کشور.
O بستن راههای نامشروع کسب ثروت و جلوگیری از امتیازات بیجا و انحصاری ثروتهای بادآورده .
O رفع ناامنی و برقراری امنیّت شغلی و ثبات مقررات برای کار و تلاش .
O مقابله با گرایش به مصرف و مصرف زدگی و ترجیح دلالی بر تولید در عرصه اقتصاد جامعه .
O رفع بی انضباطی در جامعه به خصوص در مسؤ لان بخشهای اداره کشور و تحقق انضباط اجتماعی .
O رشد ملکات انسانی مثل شجاعت ، صفا، صدق ، نشاط، فعالیت و کار در جوانان .
O نفی روابط جنسی ناسالم در جامعه .
O مبارزه با اعتیاد و از بین بردن آن .
O افزایش سطح معرفت و شعور عمومی و رساندن آن بحدّ مطلوب .
O ایجاد حس وظیفه شناسی در مسؤ لان .
O مقابله با عوامل ناامنی خانواده ها، شهرها، خیابانها، جاده ها و روستاها.
O مقابله با جرم و جنایت و استقرار قضاوت عادلانه ، کوتاه کردن زمان رسیدگی به پرونده های قضائی .
O و بطور کلی رفع تبعیض ، فساد و فقر در جامعه .
O و استقرار امنیت که بستر و زمینه انجام سایر اصلاحات است .
از منظر رهبر معظم انقلاب که از لحاظ قانونی مسئولیت تعیین سیاست های کلان کشور بر عهده ایشان است و از لحاظ شرعی حُجّیت و مشروعیت اقدامات حکومت و نظام موکول به خواست ، اراده و تاءیید ایشان است ، اصلاحات صحیح و اصولی چنین مصادیقی دارند که همگی مبتنی بر نیاز واقعی جامعه بوده و از دستورات و آموزه های دینی الهام می پذیرند.
سایر مسؤ ولان دلسوز کشور نیز اظهار نظرهای مشابهی دارند، از جمله رئیس جمهور محترم که ایشان هم اصلاح گری را جزء دین دانسته و درجایی می گویند : اصلاح گری در ذات دین نهفته است ، نهضت امام حسین (علیه السلام ) که یک نهضت خونبار بود و به آن حادثه تبدیل گشت ، این خود یک نهضت اصلاحی بود یا در تعابیر ایشان اصلاحات به معنی تقویت لایه های استوار دینداری ، معنویّت و تقویت و نهادینه کردن نظارت مردم بر قدرت آمده است . در تعبیر دیگری پیاده کردن کامل قانون اساسی به خصوص فصل حقوق ملّت ، تشجیع مردم به نصیحت و انتقاد از دولت به معنای اصلاحات ذکر شده است که این نیز خود مصداقی از اصلاحات دینی است و در کلمات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) و به خصوص امام علی (علیه السلام ) فراوان می یابیم که مسلمانان و پیروان خود را از اینکه صرفا زمامداران را مدح کنند و از آنها انتقاد و بدانها نصیحت نکنند، نهی می فرمایند. اساسا در بعضی جوامع روائی شیعه ، فصلی تحت عنوان بابُ النَصیحَةِ لاَِئِمَّةِ الْمُسْلِمین داریم که نصیحت به معنی انتقاد سازنده و مشفقانه و خیراندیشی و خیرخواهی در مورد آنها با بیان صادقانه اشکالات است . رفع بدبینی بین دولت و ملّت از مصادیق دیگر اصلاحات در نگاه آقای خاتمی است که این نیز ریشه دینی دارد. در عهدنامه مالک اشتر تاءکید جدی بر لزوم حسن ظن و اعتماد متقابل بین زمامدار و مردم و رفع سوء تفاهمات و بدبینی ها وجود دارد.
رئیس محترم جمهور بیشتر بر روی این جنبه از اصلاحات تاءکید می کند و این شاید از این روست که فکر می کند که بر روی جنبه های دیگر به اندازه کافی تاءکید شده است و باید گفت همه این موارد از مصادیق اصلاحات دینی است .
آنچه گفته شد مروری بر برخی بیانات و اندیشه های رهبران و پیشوایان دینی و مسئولان جامعه درباب اصلاحات بود که ملاحظه می شود کاملا در راستای منافع و اهداف ملّی و ارزشهای حیاتی جامعه ما است . تحقّق این اصلاحات می تواند به رفع نابسامانی ها و ایجاد یک جامعه آرمانیِ منطبق بر فلسفه انقلاب کمک کند و بطور کامل امنیّت ملّی را در کشور تحکیم نماید.

اصلاحات آمریکایی

تلقّی دیگری از اصلاحات ، درست در نقطه مقابل رویکرد اوّل وجود دارد که صرفا در لفظ با هم مشترک اند و در معنی و محتوا معارض و متضاد با هم می باشند. در این گفتار بر آنیم تا اثبات کنیم که تلقی دوم از اصلاحات که بدلیل جانبداری آمریکاییها از آن و سردمداری آنها از این نوع اصلاحات در جهان ، بدان اصلاحات آمریکایی می گوئیم ، نه فقط در تعارض با امنیّت ملّی کشور ماست بلکه طرحی است که توسط آمریکاییها برای فروپاشی و براندازی نظام جمهوری اسلامی و حکومت دینی در ایران تعقیب می شود.
اصلاحات آمریکایی همان چیزی است که مقام معظّم رهبری فرمودند که آمریکا با تمسّک به آن می خواهد نظام ما را با الگوگیری و بازسازی طرحی که در شوروی به کار برد، دچار فروپاشی کند. برای ورود به این بحث ابتدا ذکر چند نکته لازم است :
اوّلا اصلاح گری و اصلاحات مفاهیم ارزشمندی هستند که مثل هر مفهوم و حقیقت ارزشمند دیگر می توانند مورد سوء استفاده واقع شوند و اصولا چیزهای ارزشمند هستند که مورد سوء استفاده واقع می شوند. چرا اسکناس تقلبی و جواهرات بدلی وجود دارد؟ به خاطر این که پول و جواهر دارای ارزش اند و قیمتی بر آن ها مترتب است . اگر پول ، زمان آن گذشت و از سکه افتاد دیگر ارزش مبادلاتی بر آن مترتب نیست و کسی آنرا جعل نمی کند. از هر امر ارزشی و هر حقیقت ارزشمندی سوء استفاده می شود و بدل آن بکار می رود و از جمله این مقولات ارزشمند، اصلاحات است که اتفاقا این موضوع پیشینه تاریخی نیز دارد. یکی از موارد سوء استفاده از اصلاحات ، تحریف آن از سوی منافقان است که به تعبیر قرآن کریم آنان رفتار فسادانگیز خود را اصلاح گری نام گذاشته بودند و خود را اصلاح طلب و مصلح می نامیدند!؟
و اذا قیلَ لَهُمْ لا تفسِدوا فی الارضِ قالوُاإِنَّما نَحنُ مُصلحونَ اَلا اِنِّهم هُمُ المفسدونَ ولکنْ لا یَشعُرونَ.
وقتی به منافقین گفته می شود که در زمین فساد نکنید می گویند ما مصلح هستیم یعنی رفتار فسادآمیز خود را تعبیر به اصلاح می کنند. آگاه باشید که اینها خود مفسد هستند ...
بنابراین به اتکاء این تعبیر قرآنی فهمیده می شود که واژه اصلاح می تواند کاملا به مفهوم مقابل خود که همان فساد است تاءویل شود و این همان چیزی است که در روزگار ما نیز در حال اتفاق افتادن است . یعنی غرب با بکارگیری این واژه لکن با مفهومی که خود از آن اراده می کند درصدد به انحراف کشاندن مسیر اصلاحات واقعی در کشور بوده و اصلاحات را ابزاری برای تحقق اهداف کینه توزانه خود علیه انقلاب اسلامی ایران قرار داده است .
ثانیا غرب در جریان هجوم بی امان خود بشرق ، همواره از مفاهیم و شعارهای فریبنده و از چهره جانبدارانه و بشردوستانه استفاده کرده است . در شرایطی که عمده کشورهای غربی برای غارت ثروت و مایملک ملت های شرق مسابقه گذارده بودند، اینکار را تحت عنوان عمران و آبادانی (استعمار) کشورها و ملتهای شرق صورت می دادند. در طول دوران جنگ سرد غربیها و آمریکاییها، آتش افروزی کودتا و دخالت در کشورهای مستقل و حمایت از رژیم های کودتایی و ضد مردمی آن کشورها را تحت عنوان نجات آن کشورها و دفاع از اصول در مقابل هجوم کمونیسم توجیه می کردند! و دست اندازی بر ثروت و منابع مادی کشورهای جهان سوم را تحت عناوین رشد و توسعه اقتصادی بدست آوردند و اینک با تجربه ای که در نیکاراگوئه و سپس شوروی انجام دادند از عنوان اصلاحات و شعار اصلاح طلبی برای تحقق مقاصد شیطانی خود سود می گیرند.

استراتژی های آمریکا برای براندازی نظام جمهوری اسلامی

حقیقت آنست که غرب به سرکردگی آمریکا در طول سالهای پس از انقلاب ، همواره در تقابل با انقلاب اسلامی ایران قرار داشته و مدام با آن دشمنی کرده است زیرا :
اوّلا ظهور انقلاب اسلامی در ایران سلطه سیاسی غرب را بر این کشور متوقف کرده است .
ثانیا دست اندازی آمریکا به ثروت ایران را مانع گشته است .
ثالثا یک الگوی عملی و ممتاز برای ایجاد جامعه مستقل و آرمانی بر اساس آموزه های دینی فراروی ملت های دیگر قرار داده است که این الگو در گذشته سابقه نداشته است .
رابعا شعارهای استقلال طلبانه ، آزادی خواهانه و رهایی بخشی که از انقلاب اسلامی صادر شده و می شود برای منافع منطقه ای و جهانی غرب تهدیدانگیز بوده است .
و مخالفتهای ایران اسلامی با تمایلات و فزونخواهی های غرب و آمریکا در زمینه های مختلف ، به خصوص امنیت و موجودیت اسرائیل و مسائلی که نقطه اصلی چالش غرب با دنیا محسوب می شود از دیگر عوامل دشمنی غرب با انقلاب اسلامی ایران می باشد.
غرب در معارضه و تهاجم خود به انقلاب اسلامی در ایران تاکنون چند استراتژی عمده را بکار برده است که بطور مختصر هریک را شرح می دهیم :

استراتژی قیام و جنگ مسلحانه داخلی

این استراتژی به معنی تلاش برای دگرگونی نظام و تغییر حاکمیت از طریق اقدامات مسلحانه و خشونت آمیز، ایجاد موج تروریسم و بحران امنیتی و تجزیه کشور به اتکاء گروهها و جریانات داخلی است . تشکیل گروهکهای مختلف ، پشتیبانی گسترده غرب از جریانهای معارض جمهوری اسلامی در داخل و از اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور، در اوایل انقلاب در راستای همین استراتژی بود که هر چند آثار ناگواری برجای گذاشت هم چون ؛ شهادت رئیس جمهور و نخست وزیر، حادثه هفتم تیر که به شهادت جمع زیادی از مسئولان و مدیران کشور منجر شد، جنگ داخلی گسترده ای که توسط منافقین و سایر گروهکها براه افتاد، حرکتهای قومی و تجزیه طلبانه که در برخی از مناطق و نواحی مرزی ایران بوجود آمد. لکن این استراتژی به دلیل نفوذ گسترده و عمیق مردمی رهبر انقلاب و پایگاه قوی توده ای انقلاب اسلامی ، رسوخ دین و اعتقادات دینی در باور و فرهنگ مردم و گرایشات و تمایلات شدید انقلابی ، کارساز واقع نگردید و به شکست انجامید.

استراتژی حمله مستقیم و کودتا

این دومین استراتژی غرب ، علیه جمهوری اسلامی ایران بود. بعد از آنکه آمریکائیها از راه اندازی یک حرکت مسلحانه و مؤ ثر در ایران ماءیوس شدند و با تحریک قومیت ها نیز کاری از پیش نبردند هدف خود را برای براندازی نظام اسلامی در ایران ، از طریق توسل به حمله مستقیم و انجام کودتای نظامی تعقیب کردند. طرح حمله مستقیم آنها که به بهانه آزادسازی گروگانهای جاسوس آمریکائی و به کمک مزدوران داخلی آنها طراحی شده بود در صحرای طبس با لطف الهی ناکام ماند و دو طرح عمده کودتای آمریکائی نیز باعنایت خداوند، شناسائی و توسط نیروهای سپاه و سرکوب گردید و بدین ترتیب این استراتژی نه تنها توفیقی نیافت بلکه در مرحله جنینی خود ساقط شد!

استراتژی جنگ تمام عیار

مهمترین استراتژی دشمن در دهه اول انقلاب برای بر اندازی ، تحمیل یک جنگ تمام عیار نظامی علیه جمهوری اسلامی است که رژیم بعثی عراق داوطلب اجرای این ماءموریت گردید و آمریکا و همه قدرتهای وابسته و پیوسته منطقه ای و فرامنطقه ای او در این استراتژی درگیر شدند و به پشتیبانی عراق آمدند که این نیز با لطف الهی و حضور فداکارانه مردم و رزمندگان اسلام ناکام ماند و ملت ایران از این آزمون سخت نیز پیروزمند و سرافراز بیرون آمد.
نکته ای که باید بدان اشاره کرد آنست که این استراتژیها هر چند در شروع دارای ترتیب هستند و از پی هم و با ناکامی هریک ، بکار گرفته شده اند ولی در تداوم خود، با هم همراه می شوند. دشمن در ابتدا استراتژی قیام مسلحانه را در دستور کار خود قرار می دهد پس از ناکامی آن ، استراتژی کودتا را در پیش می گیرد و وقتی هر دو از اثر افتاد استراتژی جنگ در دستور کار آنها قرار گرفت .
یکی از عناصر اصلی کودتای نوژه در اعترافات و نیز مصاحبه تلویزیونی خود با صراحت اظهار داشت که آمریکاییها ما را متقاعد کردند که در تعیین تقدم کودتا و جنگ ، اوّل کودتا انجام شود چرا که وضعیت از دو حالت خارج نبود، یا کودتا به نتیجه می رسید که در این صورت به هدفشان می رسیدند! و یا شکست می خورد که در این صورت نیز از آنجا که این حرکت قرار بود از درون ارتش انجام شود ، ارتش مقبولیّت خود را در جامعه از دست می داد و تضعیف می گردید، در نتیجه توان مقاومت در مقابل هجوم ارتش قوی و آماده عراق را نداشت و لذا انجام کودتا می توانست هم هدف و هم وسیله باشد و لذا به این نتیجه رسیدند که اوّل کودتا کنند و سپس جنگ !
با شروع جنگ استراتژی های سابق دشمن متوقف نشد و همچنان تداوم یافت لکن استراتژی جنگ تحمیلی ، نقش اصلی و محوری بخود گرفت .
نکته دیگری که ذکر آن ضروریست آنکه آمریکا هم زمان با اقدام برای براندازی ، فشار اقتصادی ، سیاسی و روانی خود را که از ابتدای پیروزی انقلاب تحت عنوان سیاست مهار آغاز کرده بود حفظ کرد لاکن بمنظور براندازی نظام و تغییر حاکمیت در ایران ، به استراتژیهای یاد شده توسّل جست . سه استراتژی پیش گفته تا پایان دهه اوّل توسط دشمن طراحی و اجرا گردیدند.

استراتژی تشدید مهار و تغییر از درون

سیاست مهار سابق و اِعمال استراتژیهای چندگانه برای بزانو درآوردن جمهوری اسلامی و براندازی نظام انقلابی موجود در ایران در طول دهه اول انقلاب ، کمترین تاءثیری در حرکت ملّت ایران برای پیمودن مسیری که انتخاب کرده بود برجای نگذارد. بعد از حمله عراق به کویت و جنگ دوم خلیج فارس که طی آن معادلات قدرت در منطقه بکلی دگرگون گردید و ایران بعنوان طرف پیروز جنگ تحمیلی و قدرت مسلط منطقه خلیج فارس نمودار گردید، آمریکا با درس گیری از تجربیات گذشته و شکست استراتژیهای سابق ، سیاست جدیدی را تحت عنوان سیاست مهار دوگانه با شعار تشدید مهار و کنترل ایران و تسلط بر حوادث منطقه در دستور کار خود قرار داد. این طرح که در پایان دوران ریاست جمهوری جرج بوش توسط استراتژیست های صهیونیست آمریکائی از جمله مارتین ایندایک معاون صهیونیست وزیر خارجه وقت آمریکا تهیه شده بود با روی کار آمدن کلینتون ، بعنوان استراتژی ملّی دولت آمریکا در برخورد با ایران ، به اجرا در آمد. استراتژی مهار دوگانه چند هدف اساسی را تعقیب می کرد که عبارت بودند از:
- محاصره سیاسی - نظامی ایران و ایجاد نوعی دیوار آهنین در اطراف آن .
- اخلال در مناسبات سیاسی ایران با سایر کشورها بویژه همسایگان و کشورهای اروپائی .
- تشدید محاصره و تحریم اقتصادی ایران .
- تضعیف و تخریب بنیادهای فکری ، فرهنگی و اخلاقی ملّت ایران .
- ایجاد فاصله بین مردم و حکومت و نشان دادن ناکارآمدی حکومت دینی !
و این مشابه اهداف همان سیاستی است که آمریکا در طول چندین سال و با صرف هزینه های گزاف در شوروی اعمال نمود و در نهایت به فروپاشی آن کشور انجامید. استراتژی تشدید مهار و تغییر از درون که در طول دهه دوم انقلاب علیه ایران اعمال گردید، برخلاف استراتژیهای سابق که عمدتا بر مؤ لفه های خارجی تکیه داشته و از اقدام نظامی ، قهرآمیز و سخت سود می جست ، اولا از ماهیتی غیرنظامی و نرم برخوردار است ثانیا بر مؤ لفه های داخلی تکیه دارد و فشار و اقدام خارجی را در حمایت و پشتیبانی از عوامل داخلی قرار می دهد.
از آنجا که ابعاد و تاءثیر اقدامات آمریکا در تشدید محاصره سیاسی و تحریم اقتصادی ایران در جریان سیاست مهار دوگانه تا اندازه زیادی روشن است ، در اینجا به وجوه دیگر این استراتژی که ناظر به جنبه های داخلی و سیاست استحاله و تغییر از درون می باشد می پردازیم .
این بحث را با نگاهی به اجلاس هامبورگ پی می گیریم . در تابستان سال 1374 در هامبورگ آلمان جلسه ای تشکیل می شود که اجلاس همبستگی یا کمیته همبستگی نام گرفت . در آن جلسه که سرکردگان تمام جریانهای ضد انقلاب ایرانی (بجز منافقین که همواره در خواب و خیال قیام مسلحانه بوده اند!) تحت اشراف آمریکاییها جمع می شوند، جمع بندی تحقیقات و مطالعاتِ سرویسهای اطّلاعاتی و امنیتی آمریکا طی چند محور به عنوان دلایل پیروزی و بقاء جمهوری اسلامی و شکست اقدامات گذشته آنان مطرح و استراتژی جدید برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بدانان اعلام می شود. در این اجلاس عامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران را در حوادث گذشته ، وجود ایمان و اعتقادات مذهبی در مردم ، رهبری دینی (ولایت فقیه ) و پیوند بین مردم و حکومت در ایران دانستند و گفته شد تا این عوامل موجود باشند نمی توان نظام جمهوری اسلامی را در ایران از پای در آورد. هم چنین گردانندگان اجلاس دو دلیل عمده را برای شکست های سابق ذکر می کنند.
دلیل اوّل آنکه آنها در اقداماتشان برای براندازی ، نه تنها هماهنگ و منسجم عمل نکرده اند بلکه گاه در تعارض باهم قرار داشته اند و این یکی از دلائل شکست آنان بوده است .
دلیل دوم که بسیار مهمتر بوده است اینکه استراتژیهای گذشته آنان اساسا اشتباه بوده و هیچکدام به نتیجه نرسیده اند، لذا باید استراتژی دیگری را اتّخاذ کنند. استراتژی که در مناطقی از دنیا پیاده شده و به نتیجه رسیده بود. در آنجا به تجربه آمریکا در برخورد با دولت انقلابی نیکاراگوئه و همچنین شوروی سابق اشاره کردند که هر دو مورد نیز به براندازی و فرو پاشی آنها منجر شده بود و خلاصه این استراتژی آن بود که بجای نشستن در خارج و برخورد مستقیم و قهرآمیز با نظام جمهوری اسلامی و دشمنی علنی با آن ، می بایست نیروهای خود را بداخل کشور و بدرون حاکمیت نفوذ بدهند و با در اختیار گرفتن ابزار و رسانه های فرهنگی به اتکاء ضعف ها و نارسائیهای موجود در کشور بتدریج و باحوصله ، اعتقادات دینی و گرایشات انقلاب مردم را تضعیف کنند بین مردم و حکومت فاصله ایجاد کنند و مردم را نسبت به کارآمدی رهبری و نظام دینی دچار تردید کنند و در طی زمان با استفاده از افکار عمومی و به کمک عوامل خود در درون نظام ، حکومت دینی را تغییر داده و بخیال خود یک حکومت لائیک طرفدار غرب در ایران بوجود آورند! خود آنها به این حرکت نام استراتژی بزرگ ! یا استراتژی تغییر از درون اطلاق کردند.
این استراتژی الهام یافته از همان شیوه ای است که آمریکاییها در شوروی بکار گرفتند و منجر به فروپاشی آن گردید و مقام معظم رهبری بخوبی ابعاد آنرا گشودند و بیان فرمودند که چگونه آمریکائیها فرهنگ مردم شوروی را عوض کرده و فرهنگ لیبرال - سرمایه داری غربی را جایگزین آن کردند، چگونه با مقامات و کارگزاران اصلی حکومت در شوروی تماس برقرار کرده و آنها را مزدور کرده و از آنها حمایت نمودند، فردی مثل گورباچف را کاملا آماده کردند، گورباچف که مقداری تعلل کرد یلتسین را مطرح کردند و او را به صحنه آوردند و آن شد که شد!
در اجلاس یاد شده ،برای تحقّق استراتژی یاد شده ، چند برنامه عمده مطرح شد:
اوّل آنکه اساسا باید روی امکانات داخل کشور بویژه امکانات درون نظام ، حساب باز بکنند و به عنوان یک مورد موفّق از کارکرد گروهک نهضت آزادی نام بردند، گفتند نهضت آزادی کاری بسیار سخت و پر مخاطره ولی ثمربخش را در بستر سازی انجام داده است ، رفتار نهضت آزادی یک الگوی موفق بوده است . یعنی بجای اینکه به خارج فرار کنند و از راه دور مبارزه کنند! باید بداخل برگردند و در متن حادثه باشند!
دوم آنکه بجای اینکه فقط انتقاد و تخریب بکنند و نسبت به همه عناصر نظام پرخاش نمایند،باید بسراغ عوامل درون نظام بروند آنها را جذب و با خود همراه کنند و از امکانات و پشتیبانیهای آنها بهره بگیرند. در خصوص امکان جذب عناصر درون نظام بعنوان یک مورد موفّق ! از قضیه آقای شیخ حسینعلی منتظری یاد کردند که حتی در این سطح می شود از درون نظام سربازگیری کرد! از نظر آنان مورد وی نشان دهنده این بود که در ایران هم می توان یک گورباچف یافت ! کسی که در کنار امام ره و با ایشان بود و یکی از عناصر اصلی انقلاب محسوب می شد، قابلیت آنرا داشت که در مقابل امام بایستد. این لفظ گورباچف را در آن موقع در مورد شیخ منتظری بکار بردند. بنابراین بازگشت به داخل و کار روی مردم و اقدام فرهنگی برای تغییر اعتقادات و فرهنگ آنان و نفوذ در دستگاهها و ارکان تصمیم گیری و جذب عناصر درون نظام ، از جمله برنامه های استراتژی جدید دشمن برای براندازی و فروپاشی عنوان گردید.
در این اجلاس فهرستی از اقدامات سلبی و اقدامات ایجابی در چارچوب برنامه های یاد شده مطرح شد که از جمله اقدامات سلبی یکی متهم کردن نظام به دیکتاتوری و نبود آزادی در ایران بود که از نیمه دوم سال 1374 دقیقا تمامی نشریات ضد انقلاب خارج نشین ، رسانه های غربی و جریانها و افراد مختلف ضد انقلاب در خارج و داخل ، این محور را در دستور کار تبلیغاتی خود قرار می دهند. محور دوم از اقدامات سلبی مقابله با اصل ولایت فقیه و نا کارآمد نشان دادن نظام ولایت فقیه برای اداره کشور بود که دقیقا برخوردها با ولایت فقیه از این سال اوج می گیرد. و بعنوان اقدامات ایجابی ، تحقّق شعار دمکراسی تشکیل جامعه مدنی در دستور کار آنها قرار گرفت .
استراتژی جدید در آن تاریخ به تمام جریانهای ضد انقلاب ایرانی ابلاغ گردید و اقدامات عملی از آن پس آغاز شد. عناصر ضد انقلاب و فراری یکی پس از دیگری تحت عناوین مختلف وارد کشور شدند و با جریانهای دگراندیش داخل کشور و برخی عناصر درون نظام متصل شدند و به نفوذ بویژه در بخشهای فرهنگی و رسانه ای پرداخته و مجوزهای زیادی برای انتشار نشریه ، ابتدا تحت عناوین عمومی و سپس با جهت گیری های مستقیم فرهنگی و سیاسی بدست آوردند. برای مثال برای نشریات خود تحت عناوین صنعت حمل و نقل ، مواد غذایی ، بهداشت ، طبیعت و... امتیاز گرفتند، و سپس بعدها مباحث سیاسی و فرهنگی متناسب با خطمشی یاد شده را در آنها مطرح کردند. عناصر منزوی مطبوعاتی و رسانه ای امثال بهنود، مهرانگیز کار و ... که کم شمار هم نبودند لکن از ترس بگوشه ای خزیده و سکوت اختیار کرده بودند را فعّال کرده و با واگذاری پول و امکانات بکارشان گرفتند. درهمین سالها بود که در کنگره آمریکا پشتیبانی از اپوزیسیون و جریان فرهنگی در داخل کشور ایران به بحث گذاشته شد و برای جریان براندازی فرهنگی در آن موقع بیست میلیون دلار تصویب کردند. سازمان سیا و سازمانهای جاسوسی و بنگاههای عظیم رسانه ای غرب از این حرکت حمایت کردند. اسناد زیادی وجود دارد که نشان می دهد آمریکایی ها به اقدام فرهنگی و تغییر فرهنگ جامعه ایران بمنظور رسیدن بهدف های خود چه میزان امید بسته بودند یکی از سیاست مداران آمریکایی اظهار داشت : اگر طرح مهار دوجانبه نتواند ایران را دچار مشکل بکند، برنامه های تلویزیونی MTV و امثال آن می تواند ساختار ذهنی و فکری مردم ایران را متحوّل سازد و زمینه را برای بازگشت آمریکا فراهم کند!
و این همان بود که توسط مقام معظم رهبری در همان سالها بعنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی نامیده شد و همه مردم ایران و مسئولان ، به خصوص مسؤ لان فرهنگی را به رویارویی با این هجوم و جنگ جدید فرا خواندند.
این استراتژی تا دوم خرداد سال 1376 ادامه داشت و روز به روز دامنه اقدامات دشمن وسیعتر می شد و مع الاسف کارگزاران حکومتی و به خصوص دستگاههای مسئول فرهنگی کشور برغم هشدارهای مکرر مقام معظم رهبری ، گرفتار ذهنیات خود بوده و ابعاد این توطئه خطرناک را درک نکردند و بعضا خود زمینه ساز و آلت دست آن شدند.

استراتژی اصلاحات و فروپاشی

اعلام نتایج انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری و حضور سی میلیونی و بی سابقه مردم که انتخابات را به یک حماسه عظیم مردمی در پای بندی به نظام جمهوری اسلامی و حمایت از ارکان آن بدل نمود استراتژی دشمن را عقیم گذارد و نشان داد که برغم تلاشهای همه جانبه دشمن برای بحران سازی ، ایجاد فاصله بین مردم و حاکمیت و کاهش مقبولیت و پایگاه مردمی نظام جمهوری اسلامی ، قاطبه ملّت ایران با وجود گلایه ها و انتقاداتی که ممکن است نسبت به کارکرد برخی دستگاههای حکومتی داشته باشند آینده و سعادت خود را در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و در گرو پای بندی به ارکان آن می دانند. و این در شرائطی بود که دشمن با اطمینان از عدم حضور گسترده مردم (که بالاترین پیش بینی آنها حضور حداکثر 13 میلیون نفر پای صندوقهای رای بود) قصد داشت از نتایج این انتخابات بعنوان یک دلیل قطعی مبنی بر فقدان مقبولیت و بالمآل مشروعیت نظام جمهوری اسلامی استفاده کرده و با افزایش فشارهای خارجی در ابعاد سیاسی ، اقتصادی و حتی نظامی (که در همان اثنا مقامات آمریکائی به بهانه انفجار در پایگاه الخُبُر عربستان و اتهام دخالت ایران در آن ماجرا، ایران را به حمله نظامی تهدید کرده بودند!) بر سر ایران ریخته و کار نظام را یکسره کنند!
حماسه دوّم خرداد که بی تردید حاصل تدبیر حکیمانه و اراده الهی مقام معظم رهبری و برنامه ریزی و هدایت مستقیم ایشان در برانگیختن کلیه احزاب ، گروهها، جریانات و اشخاص مؤ ثر در افکار عمومی و دعوت مردم بحضور گسترده در انتخابات بود بهمراه مجموعه اقدامات دیگری که برای کنترل اقتصاد کشور و کاهش آثار زیانبار ناشی از تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی آمریکا که آن نیز با حساسیت ها و هدایت های مستمر مقام معظم رهبری در زمان دولت قبل انجام گرفت ، نقطه پایان استراتژی تشدید مهار دشمن بود. در آن هنگام دشمن دریافت با و جود رهبری قدرتمند و اکثریت قریب به اتفاق مردمی که به چارچوب نظام دینی در کشور پای بندند نمی توان در کوتاه مدت به تغییر حاکمیت در ایران دل بست و آن میزان از اقدامات برای رسیدن به این هدف کافی نبوده است .
بشرحی که خواهیم گفت آمریکا با حفظ اصول اولیه و اهداف استراتژی پیش گفته ، روش جدیدی را برای تحقق هدف فروپاشی نظام در دستور کار خود قرار داد.
بعد از دوم خرداد و طرح برخی شعارهایی که با برنامه های اجلاس هامبورگ همخوانی داشت و خواسته و ناخواسته بر خواست آمریکا منطبق شده بود، امیدهای تازه ای در دشمن ایجاد نمود. نمی خواهیم بگوئیم شعارهایی که جناب آقای خاتمی مطرح کردند، از استراتژی دشمن الهام گرفته بود ولی این را هم نمی توانیم نادیده بگیریم ، که ناخواسته بعضی از آن شعارها مورد علاقه جریان روشنفکری وابسته و کارگزاران جریان استحاله و تغییر از درون واقع شد و رمز حمایت گسترده آنان نیز از این شعارها همین بود و آنگاه که آقای خاتمی برای جلوگیری از سوء استفاده آنها برخی از آن مفاهیم را تشریح نمود و مقصد اصلی خود را از آنها ابراز داشت ، با مخالفت این جریان مواجه شد. وقتی ایشان گفتند منظور ما از جامعه مدنی ، جامعه اسلامی و مدینة النبی است ، در برخی روزنامه ها و مطبوعات وابسته مقاله نوشتند و با ذکر عبارت جامعه مدنی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد! به ایشان تعرض کرده و ادعا کردند که برای جامعه مدنی که آقای خاتمی شعار آنرا می دهد، روشنفکران سالها زحمت کشیده اند و این شعار متعلق به آنها است و آقای خاتمی نمی تواند آنرا به میل خود تفسیر کند ! جامعه مدنی مفهوم مشخّصی دارد و هیچ رابطه ای با دین و سنخیتی با جامعه دینی ندارد.
جامعه مدنی ، دموکراسی ، آزادی ، پلورالیسم ، تسامح ، قرائت های مختلف از دین ، خشونت و برخی دیگر از شعارها و مفاهیم و ادبیاتی که بعد از دوّم خرداد بکار گرفته شد، ناخواسته تکرار همان محورهای اجلاس هامبورگ بود که به عنوان برنامه های استراتژی تغییر از درون مطرح شده بود.
جریانهای لائیک و دگر اندیش نیز که از قبل براساس آن استراتژی به درون کشور نفوذ کرده و یا در داخل فعال شده بودند موقعیّت را مناسب دانسته و با جریان مدعی دوم خرداد همراه شدند. زیرا بخشی از آن اقداماتی را که براساس استراتژی خود تعقیب می نمودند، این بار، از موضع حاکمیت و بوسیله عناصری از درون حاکمیت بیان و پیگیری می شد و دلیل حمایت های آمریکاییها و غربی ها در اوائل کار از جریان جدید و دل خوشی و امیدواری آنها، فریبی بود که از به کارگیری این مفاهیم و اصطلاحات در شعارهای پس از دوم خرداد، خوردند وگرنه همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند، آنها اشتباه می کنند، نه آقای خاتمی گورباچف است و نه اسلام مارکسیسم و نه جامعه ما جامعه شوروی است . آنها به این تفاوتها توجّه ندارند و فقط به بعضی از ظواهر دل خوش کرده اند!
بعد از دوم خرداد فضای آلوده ای برای طرح ناقص و بیمارگونه این مباحث فراهم شد. سیاست تساهل و تسامح وزیر ارشاد در بخش فرهنگی دولت و برخی دیگر از وزارتخانه ها نیز زمینه را برای آنها هموارتر کرد. موانع و محدودیت هایی که در گذشته در مقابل نفوذ دشمن در بخشهای فکری و فرهنگی جامعه قرار داشت تضعیف شده و بعضا برداشته شدند و زمینه را برای بازگشت و فعّالیت گروه بیشتری از جریانها و عناصر ضد انقلاب فراهم آورد . شماری از آنان نه فقط باز گشتند بلکه مورد حمایت قرار گرفتند، کسانی که تا آن زمان مدام علیه انقلاب و ارزشها و معتقدات مردم لجن پراکنی می کردند، به عنوان نویسنده ممتاز! و هنرمند محبوب ! و روزنامه نگار محترم ! مورد تشویق واقع شدند. نه تنها آثار آنان از ممنوعیت خارج شد بلکه مورد حمایت نیز واقع گردید. این کارها نه فقط در عرصه مطبوعات و روزنامه ها که در بخش کتاب ، فیلم ، تئاتر ، سینما و سایر قلمروهای فرهنگی و هنری نیز انجام گرفت .
فضای جدید کشور ، اقدامات برخی کارگزاران حکومتی ، وادادگی و انحراف برخی نیروهای انقلاب و تجدیدنظر طلبی آنها، امید و انگیزه های جدیدی در آمریکاییها و غربی ها در سرعت دادن به اقدامات خود برای فروپاشی براساس استراتژی پیش گفته بوجود آورد. این بار آنها برای رفتار براندازی خود، منافقانه اصطلاح جدیدی را استخدام کردند.
آنها شعار اصلاحات را که بی تردید اصل آن مورد تاءیید رهبری نظام و خواست عمومی ملّت ایران بود گرفته و محتوای آن را با میل خود و در چارچوب طرح فروپاشی تفسیر کردند. در حقیقت شعار اصلاحات پوشش جدیدی برای استراتژی هامبورگ بود وگرنه غرب ، آمریکا و جریانات آرم دار ضد انقلاب که ماهیت ضد مردمی و ضد اسلامی آنها برهمگان آشکار است چگونه می توانند طرفدار اصلاحات واقعی در ایران باشند و به همین دلیل است که ما مدعی هستیم اصلاحات با یک تفسیر خاص می تواند دقیقا در تعارض با اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی واقع شود و اگر هوشیاری و آمادگی نیروهای انقلاب نباشد خدای ناکرده می تواند به عنوان بستری برای فروپاشی و تغییر نظام بکار گرفته شود و همین معناست که اصلاحات را در تقابل با امنیّت ملّی قرار می دهد، اگر تحت لوای اصلاحات و با شعار اصلاح طلبی ، اسلامیت نظام از بین برود و یا حتی کمرنگ شود و استقلال کشور تضعیف گردد و سایر اصول و مبانی انقلاب مورد خدشه و تهدید واقع شوند چگونه می توان از امنیّت ملّی سخن گفت ؟ در شرایطی که اهداف ، منافع و ارزشهای حیاتی ما دستخوش دخالت و دست اندازی دشمن شوند چگونه می توان از امنیّت ملّی کشور اطمینان حاصل کرد؟
امنیّت ملّی یک کشور، گاه با ضرب و زور و قوّه قهریّه تهدید می شود و زمانی ممکن است با عناوین ، شعارها و ظواهر فریبنده ای همچون اصلاحات ، آزادی ، دموکراسی و مردم سالاری ، مورد تهدید واقع شود. ماهیت قضیه تفاوتی ندارد و این روشی است که در سوابق رفتار غرب با ملّت های شرقی بکرّات دیده شده است و تازگی ندارد. غرب ، همواره رفتار مستکبرانه و ظالمانه خود را در ارتباط با شرق در پوشش شعارها، مفاهیم و کلمات آراسته ، ارزشی و مردم فریب انجام داده است . واژه استعمار یک کلمه ارزشی است یعنی طلب آبادانی و عمران ، ولی با همین مفهوم و با بکارگیری شعار آبادانی و عمران به سراغ ملّتهای شرقی رفتند و جز نابودی و تخریب و غارت ثروتهای آنان ، چیزی برجای نگذاشتند. در دوران جنگ سرد و ظهور کمونیسم و غلبه آن بر برخی کشورها، غرب همواره اقدامات خودش را در کشورهای جهان سوم با شعار دفاع از اصول و نجات آنها از دستبرد کمونیستهاو بی دینها انجام می داد! یا موضوع رشد و توسعه نیز که مورد علاقه ملّت های ضعیف است و امتیازی است که همه جوامع می خواهند از آن برخوردار باشند، شعاری بود که غربی ها ثروت ملتهای دیگر را در پرتو آن و با پیاده کردن الگوهای خود ساخته توسعه در آن کشورها به غارت بردند. الگویی را که برای توسعه تجویز و اجرا می کردند منجر به نابودی اقتصاد و فرهنگ و هویّت ملّی آنها شد.
امروز نیز مراد آنان از اصلاح گری و اصلاحات در ایران چیزی است که در مقابل اصلاحات دینی و انقلابی قرار دارد و این همان است که فرهنگ ما آن را فساد و اِفساد می داند، چرا که اصلاحات به سبک آمریکائی و با تعریف غربی آن به تضعیف و تخریب بسیاری از مبانی ، اصول و ارزشهای دینی و ملّی ما منجر می شود. نوعی اصلاح طلبی منافقانه است که قرآن کریم آنرا فساد دانسته و منادیان و طرفداران آنرا مفسد می نامد!اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونْ.
تا این جا درپی تبیین این مسئله بودیم که چگونه دشمن چهارمین استراتژی خود را در آغاز دهه دوم انقلاب با درس گیری از شکست های گذشته و مبتنی بر فرایند تشدید مهار و تغییر از درون شکل داد ولی از دوم خرداد به بعد تلاش می کند به اتکاء برخی شعارها و طرح مطالبات جدید و بهره گیری از خواست عمومی برای اصلاحات ، با ارائه مفاهیم و تعاریف ناصحیح از آن و ایجاد انحراف در مسیر آن و شدت بخشیدن بدان ، اصلاحات را به عاملی برای فروپاشی نظام اسلامی تبدیل کند و این جوهر مطالب ارزشمندی است که مقام معظّم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام بیان کردند.
یک طرح همه جانبه آمریکائی برای فروپاشی جمهوری اسلامی طراحی شد و جوانب آن از همه جهت سنجیده شد. این طرح ، طرح بازسازی شده ایست از آنچه در فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. بنظر خودشان می خواهند همان طرح را در ایران پیاده کنند و اجرا کنند.
این طرح موفق آمریکا در شوروی بود، یعنی یک ابر قدرت را با یک طرح کاملا هوشمندانه ، با صرف مقداری پول ، با خریدن برخی اشخاص و با به کار گرفتن رسانه های تبلیغی توانستند در ظرف یک طراحی سه ، چهارساله و یک نتیجه گیری شش ، هفت ماهه بکلی منهدم کنند و از بین ببرند.

عناوین و برنامه های اصلاحات آمریکایی

دشمن در این مرحله از تقابل با جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از عنوان اصلاحات و اصلاح طلبی چند هدف مشخص را تعقیب می کند :
1 - تضعیف ایمان و اعتقادات دینی مردم و حذف دین و رهبری دینی از حکومت.
2 - زمینه سازی برای ایجاد یک حکومت و نظام لائیک طرفدار غرب در ایران.
3 - اعاده سلطه و در نهایت استعمار و استثمار ملّت ایران .
هنگامیکه آمریکا از اصلاحات در ایران سخن می گوید و برای آن دل می سوزاند و گریبان چاک می دهد! منظورش رسیدن به این اهداف است .
حال ببینیم مصادیق اصلاحات آمریکایی چیست ؟ آمریکائیها از اصلاحات چه چیزی را اراده می کنند؟
اگر آنچه را که آمریکایی ها، اروپائیها ، حکومتهای وابسته به غرب (هم چون اسرائیل ، ترکیه و کشورهای مرتجع منطقه ) جریانهای ضد انقلاب خارج نشین ، دگر اندیشان ، روشنفکران وابسته ، فرصت طلبها و تجدیدنظر طلبهای داخلی در طول این مدت درباره اصلاحات در ایران گفته اند استخراج و ملاحظه کنیم ، بخوبی می توان به نیّات آنان و تضادّ این اصلاحات با امنیّت ملّی پی برد.
از مجموع اظهار نظرهایی که در طول یک دوره زمانی دو ساله صورت گرفته است حداقل 16 عنوان استخراج شده است ؛ که می توان آنها را عناوین و سرفصل برنامه های اصلاحات آمریکایی دانست و به شرحی که خواهیم گفت تمام آنها در مقابل اصلاحات واقعی و در تقابل و تعارض با امنیّت ملّی کشور ما قرار دارند.
این عناوین عبارتند از :
O حذف دین از عرصه حیات سیاسی و اجتماعی کشور.
O آزادی و اباحه گری.
O ختم انقلاب و پایان دوران انقلابیگری.
O برکناری روحانیّت از مصادر امور و حذف نهاد روحانیّت شیعه.
O تحدید و حذف ولایت فقیه و رهبری جامعه.
O تغییر قانون اساسی و برخی قوانین موضوعه کشور.
O حذف نهادهای پاسدار حاکمیت دینی.
O توقف اجرای احکام اسلامی.
O الحاق به فرهنگ جهانی (فرهنگ غربی ).
O احیای ملی گرایی و بازگشت به سنتهای ماقبل اسلام.
O برقراری رابطه با آمریکا و همراهی با روند صلح خاورمیانه.
O ورود سرمایه داران و ش -رکتهای خارجی و ب -ازکردن درهای اقتصاد به روی غرب.
O اصلاح و رفرم در دین (پروتستانتیزم ).
O عمده کردن جریانهای قومی و اقلیّت های موجود در کشور.
O تغییر نگاه و نگرش نسبت به غرب.
O پیاده کردن الگوهای غربی.

حذف دین از عرصه حیات سیاسی و اجتماعی کشور

یکی از برنامه های اصلی اصلاحات از نظر غربی ها و وابستگان آنها، حذف دین از عرصه حیات سیاسی و اجتماعی کشور است و به صراحت بیان می کنند که دین کارآمدی و صلاحیت لازم را برای اداره امور اجتماع نداشته و حق دخالت در حکومت و سیاست را ندارد!
اساسا حرکت غرب در جریان رنسانس مبتنی بر این اصل بود، رنسانس برای جدا سازی و حذف دین از سیاست بوقوع پیوست و بعدها دین را از عرصه اجتماع هم خارج کرد و آنچنان که قرون وسطی دوران باصطلاح حاکمیت دین بر مقدرات جامعه بود، دوران بعد از آن که بدان عصر جدید یا مدرنیته و مدرنیسم می گویند ، دوران برکناری دین از عرصه سیاست یا سکولاریسم بود که به لائیسیزم یا لائیسیته که به معنی نفی گرایشات و سلوک و رفتار دینی است ، منجر شد.
آمریکائیها و هم چنین ضد انقلاب خارج نشین و روشنفکران و عناصر تجدیدنظرطلب داخلی نیز با الهام از غرب همین معنی را لکن به زبانهای مختلف و با ظواهری آراسته تر بیان می کنند. آنچه که در نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت بیان می شود، موضوع نسبی بودن دین ، نظریه صراطهای مستقیم و قرائتهای مختلف از دین ، که طی آن برداشت و تفسیر واحد و صحیح از دین نفی می شود و همه فهم ها و برداشت ها هرچقدر سخیف و سطحی از شریعت ، درست و قابل قبول و قابل احترام جلوه می کند! دین را از یک عنصر فعّال اجتماعی و یک پدیده مؤ ثّر در صحنه سیاست و اجتماع به یک امر شخصی محض ، در حد یک احساس و عاطفه شخصی تبدیل می کند و کارکرد دین را در ایمان محدود کرده و حداکثر ناظر به رابطه شخصی بین فرد و خدای خود می داند و اینکه دین جامعه را اداره کند ، حکومت تشکیل دهد و برای حکومت تعیین تکلیف کند را کاملا رد می کند.
اوج ضدیّت با دین و تقابل با حضور و ظهور اجتماعی دین همان چیزی است که در قرن نوزدهم اروپا از مارکس نقل شد که گفته است دین افیون توده هاست ! و رسواتر از آن ، سخن سوپر مارکسیست های وطنی است که بعد از ملاحظه نقش بی بدیل دین در برانگیختن توده ها و راه اندازی یک انقلاب عظیم اجتماعی در ایران و بیش از بیست سال اداره پرقدرت یک حکومت با آنهمه مشکلات و دشمنی ها بگویند : دین نه فقط افیون توده ها بلکه افیون حکومتها هم هست ! یعنی دین نه در حکومت و سیاست و نه هیچ موضوعی از امور اجتماعی نباید دخالت کند و حضور داشته باشد. چیزی که افیون و تریاک است ، صلاحیت باقی ماندن و حق حیات ندارد !؟
حال اگر ما بخواهیم به همین یک توصیه آقایان عمل کنیم ! و دین را از سیاست تفکیک و از جامعه حذف کنیم ! اساسا چیزی به عنوان جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند که بخواهیم در باب امنیّت ملّی آن بحث کنیم ؟!
از آنجا که نظام جمهوری اسلامی بر دو پایه استوار است ؛ یکی راءی و اراده مردم مسلمان و دیگری شریعت اسلامی ، جمهوری اسلامی با حذف هر یک از این دو، دیگر معنی نخواهد داشت . اگر عنصر دین را از حکومت حذف کنید به یک جمهوری مطلق و لائیک همچون جمهوریهای غربی و یا نظامهای بی هویتی که از غرب تقلید می کنند خواهید رسید که این ربطی به جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم ندارد و اگر عنصر جمهوری را حذف کنید به نظامی که فاقد پایگاه و مقبولیت مردمی است خواهید رسید که دیکتاتوری و استبداد بر آن حاکم خواهد شد. نظیر آنچه که در تاریخ گذشته ایران وجود داشته است ؛ و لذا اگر دین از حکومتی که برخاسته از خواست و اراده مردم مسلمان است حذف شود و یا حتی وجود و حضورش کمرنگ شود ، این به معنی نفی امنیّت ملّی است . مگر نه اینکه تعریف امنیّت ملّی این بود که ملّت از تاءمین هدفها، منافع و ارزشهای حیاتی خود مطمئن باشد و هر چیزی که جامعه را از هدفها و منافع ملّی و ارزشهای اصولیش باز بدارد تهدید امنیّت ملّی است ؟ چه هدفی مهمتر از حاکمیت دین خدا و پاسداری از نظام دینی و چه ارزشی استوارتر از دین و دین خواهی برای نظام و مردم ما وجود دارد؟

آزادی و اباحه گری

یکی دیگر از محورهایی که آمریکاییها و غربیها در مورد اصلاحات در ایران مطرح می کنند، موضوع فقدان آزادی در ایران و ضرورت وجود آن است ، لکن آزادی که آنها می گویند با تلقی و تفسیر خودشان که به معنی اباحه گری و آزادی لیبرالیستی است نه به معنی آزادگی و نرفتن به زیر بار ظلم و تسلیم ناپذیری در مقابل قدرتها و حاکمیت های غیرالهی . در شرائطی که اساسا قیام ملّت ما مبتنی بر آزادی خواهی بود و یکی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی ، آزادی از قید نظامهای طاغوتی و روابط ظالمانه بوده است و در طول تمام دوران پس از انقلاب نیز از آن به قیمت تحمل سختی ها و مرارتهای زیاد پاسداری کرده ایم ، نظام ما را به مخالفت با آزادی متّهم می کنند.
در اینجا نیز مغالطه ای در کار است ، آن آزادی را که دشمن مطرح می کند با آنچه که ما مراد می کنیم صرفا در لفظ مشترک است و از لحاظ معنی کاملا در نقطه مقابل هم قرار دارند. آزادی در غرب به معنی آزادی از قیود و حدود و تکالیف الهی و عمل به احکام عقل خود بنیاد بشری است و ریشه در فلسفه اومانیستی غرب دارد. مفهومی که از آزادی در غرب بعد از رنسانس شکل گرفت آن بود که برای انسان هیچ تکلیفی و هیچ امر و نهی و واجب و حرامی وجود ندارد و بالنسبه به انسان همه چیز مباح است . به همین دلیل مترجمین اولیه کلمه لیبرتی و لیبراسیون را اباحه گری و لیبرالیسم را مذهب / ترجمه کرده اند که این ترجمه دقیقی است و بعدها به غلط آنرا آزادی نام نهادند.
وقتی غرب از نبود آزادی در ایران سخن می گوید منظورش همین است و نگران آنست که در ایران چنین وضعی حاکم نیست و آزادی به این معنی وجود ندارد. غرب دغدغه پیاده شدن دین و حدود الهی را ندارد. منظور ضد انقلاب خارج نشین نیز از آزادی چیزی غیر از این نیست . حتّی برخی عناصر داخلی ، روزنامه ها و تجدید نظر طلبها، گاه با صراحت از لیبرالیسم دفاع می کنند و برخی از مصادیق آزادی را که مطرح می کنند کاملا بر آزادی به معنای لیبرالیستی آن منطبق است ، مثل آنچه را از آزادی روابط زن و مرد تعبیر می گویند و آنچه را که در خصوص آزادی در پوشش زنان بیان می نمایند که به معنی حذف حجاب اسلامی است و آنچه که بعنوان آزادی در عرصه فکر و اندیشه گفته می شود که بمعنی بی بند و باری و لاقیدی مطلق است و یک جلوه آنرا در کار مطبوعات پس از دوم خرداد دیدیم . آنچه که توسط برخی مطبوعات بعنوان رکن چهارم جامعه مدنی غربی انجام شد، حمله به اصول و زیر سؤ ال بردن ، ارزشها و معتقدات مردم بود که و به تعبیر مقام معظم رهبری به منزله روانه کردن سیل لجن و آلودگی به متن جامعه بود.
یک نمونه عینی و عملی آزادی مورد نظر غرب در کنفرانس برلین بروز کرد، فرد آزاد است به هر صورتی که دوست دارد ظاهر شود در آن فرهنگ این رفتار غیر ارزشی ، زشت و ممنوع قلمداد نمی شود. در غرب افراد بسیاری وجود دارند که بطور عریان و بی هیچ پوششی ظاهر می شوند نه تنها این کار را زشت و ناپسند نمی دانند که بدان افتخار هم می کنند! این را آزادی و نوعی ارزش می دانند و در فلسفه آن کتابها می نویسند و تئوری پردازی می کنند و از سوی دولتهایشان هم حمایت می شوند.
اگر چنین آزادیهایی در جامعه ما به سبکی که تا حدودی در قبل از انقلاب جریان داشت باب شود، چه نشانی از جامعه اسلامی و حکومت و نظام دینی و آرمانی باقی خواهد ماند؟
برای غرب این نوع از آزادی نه تنها تعارضی با امنیّت ملّی ندارد بلکه تقویت آن است . امنیّت ملّی در آن کشورها تعریف و شاخصه هایی دارد که با این امور منافاتی ندارد. غرب و کشورهای وابسته بدان برای تحکیم امنیّت ملّی خود اساسا به تروج اینگونه آزادیها می پردازند. در رژیم طاغوت نیز ابتذال را ترویج می کردند، کاخ جوانان و کانون جوانان و صدها زمینه های فساد و بی بند و باری را برای جلوگیری از تحرک سیاسی و مذهبی جوانان و خنثی کردن نیروی جوانی و روحیه انقلابی آنها که باامنیّت رژیم حاکم تعارض داشت فراهم می کردند. بی تردید آزادی باتعریف و مفهوم غربی آن که بمعنی اباحه گری و رهائی از حدود الهی است صد در صد با آموزه های دینی و اصول و مبانی انقلاب اسلامی در تعارض است و ظهور و گسترش آن می تواند به ارکان امنیّت ملّی ما لطمه جدّی وارد آورد.

ختم انقلاب و پایان دوران انقلابیگری

انقلاب اسلامی ایران به معنای قیام ملّت ایران به رهبری امام خمینی (قدس سره ) با هدف نفی استبداد داخلی و مقابله با استعمار خارجی و تشکیل یک نظام عادلانه و مستقل اسلامی ، همواره در طول این دوران مورد شدیدترین بغض و عداوت غرب - بویژه آمریکا که بیشترین زیان را در اثر انقلاب متحمل شد - بوده است .
از جمله محورهای اصلاحات آمریکایی نفی انقلاب و محو آثار، دستاوردها، شعارها و آرمانهای آنست و به همین دلیل حجم انبوهی از اظهارات و موضعگیریهای غربیها و رسانه های غربی و وابستگان آنان ، به نفی انقلاب ، ایجاد سؤ ال و تردید در خصوص دستاوردها و نتایج آن ، هجوم بی امان به نهادهای برآمده از انقلاب ، زیر سؤ ال بردن آرمانها و شعارهای انقلابی همچون کفرستیزی ، استکبارستیزی ، استقلال و سیاست نه شرقی و نه غربی ، حمایت از ملّت های مظلوم ، عدالتخواهی ، شهادت طلبی و ... اختصاص دارد. این حرکت اگر در گذشته عمدتا توسط غرب و سازمانها و گروهکهای ضد انقلاب تعقیب می شد در این مرحله طی یک اقدام هماهنگ از همراهی عناصر و جریانهای تجدید نظر طلب داخلی نیز برخودار است تا جایی که ایده ختم انقلاب و پایان دوران انقلابی گری با صراحت توسط برخی مطبوعات داخلی عنوان شد و از امام (قدس سره ) و اندیشه ها و آرمانهای او که مبنا و اساس انقلاب اسلامی ایران است ، آشکارا بعنوان شخصیّت موزه ای و افکار قدیمی عقب مانده از زمان ؟! یاد شد.

برکناری روحانیّت از مصادر امور و حذف نهاد روحانیّت شیعه

غربی ها و همفکران و وابستگان داخلی آنها یکی از محورهای اصلاحات را حذف و برکناری روحانیت از فعالیت ها و امور حکومتی و اساسا تضعیف نهاد روحانیت شیعه میدانند و این را به زبانهای مختلف بیان می کنند ، گاه از موضع دلسوزی و برای حفظ قداست روحانیت ! خواستار کنار کشیدن آنها از میدان سیاست می شوند و گاه از سر خشم و کینه توزی مشکلات کشور را بدانها نسبت میدهند و گاه با به هم بافتن نظریه های ضعیف و منسوخ شده ای که بیشتر بر مسیحیت تحریف شده و روحانیّت کلیسایی تطبیق دارد، از حذف نهاد روحانیّت و مرجعیّت دینی سخن می گویند. فی المثل آنچه که تحت عنوان قرائت های مختلف از دین گفته می شود یکی از این بافته ها است . طبق این نظریه ، یک تفسیر و برداشت واحد و فهم صحیح و بقول آنها رسمی از دین وجود ندارد، هر کس می تواند به سهولت بسراغ منابع دینی برود ، آنرا بفهمد و به فهم خود نیز عمل کند. فهم دین یک امر تخصصی نیست که به مقدمات تخصصی و شایستگی های ویژه ای نیاز داشته باشد، دین چیزی بیش از ایمان و محبّت نسبت به خداوند نیست . این نیز به هیچ مقدمه و تخصص و صلاحیت علمی و حوزوی نیاز ندارد . این دقیقا همان است که مارتین لوتر در جریان رنسانس بعنوان یکی از ارکان پروتستانیتزم مطرح می کرد، او می گفت بسیاری از آنچه که به عنوان دین مطرح می شود، ساخته و پرداخته کلیسا و روحانیّت مسیحی است که خود را واسطه خدا و خلق می داند. دین به معلم ، مبلغ و مروّج خاصی نیاز ندارد زیرا که اساسا دین برای زندگی دنیوی نیامده است دین مربوط به آخرت است و تعالیم آن برای بعد از مرگ است ، انسانها باید ایمان بخدا داشته باشند و همین کافی است ، دین برای تنظیم روابط اجتماعی و دنیوی انسانها وظیفه ای ندارد. این وظیفه عقل است که برای اداره زندگی بشر تکلیف تعیین کند. وقتی دین صرفا یک امر آخرتی تصور شود و به ایمان و گردش شخصی و درونی افراد احاله گردد و تفسیر فهم علمی و تخصصی از آن نادیده گرفته شود، وقتی صلاحیت دین برای دخالت در سیاست ،اجتماع و حتی امور شخصی انسانها نفی شود، در این صورت چه نیازی به روحانی و نهاد روحانیّت است ؟ مارتین لوتر با اینکه خود یک روحانی بود شعارش این بود که مسیحیت آری ، روحانیّت هرگز! و نتیجه آن شد که در اندک مدّتی هم روحانیت و هم دیانت مسیحی از صحنه جامعه غربی رخت بربست و به زوایای کلیساهای متروک تبعید گردید و امروز این نسخه را برای جامعه دینی و ایمانی ما که با روحانیت پیوندی عمیق و ناگسستنی دارد و مسئولیت هدایت و رهبری خود را بدست او سپرده است ، تجویز می کنند!

تحدید و حذف ولایت فقیه و رهبری جامعه

از جمله مواردی که اصطلاحات آمریکایی در تداوم استراتژی تغییر از درون و استحاله پیگیری می کند، محدود کردن ولایت فقیه و اساسا حذف این عنصر اصلی و تعیین کننده از حاکمیت نظام است . از آنجا که غرب در رویارویی بیست ساله خود با جمهوری اسلامی و پیشینه تاریخی بیش از یک صد ساله مصاف با ملّت ایران ، کارآمدی عنصر رهبری و مرجعیّت دینی را بکرات آزموده است ، برخورد با ولایت فقیه را که همان مرجعیّت و امامت دینی است که اینک زمام امور کشور را بدست گرفته و در مقابل فزون طلبی و باج خواهیهای غرب مقاوم ایستاده است ، به عنوان مهمترین عنصر در دستور کار خویش قرار داده است و این هدف چه توسط غربیها و چه عوامل و دست نشاندگان آنها و چه از زبان افراد و جریانات تجدید نظر طلب داخلی به صور مختلف تعقیب می شود . برابر دانستن ولایت فقیه با دیکتاتوری و استبداد، غیر منتخب بودن نهاد رهبری و ولایت فقیه ، تعارض ولایت فقیه با دموکراسی و مردم سالاری ، غیر پاسخگو بودن رهبری در مقابل ملّت و ...! که طی دوران پس از انقلاب بکرات مستند به دلائل متقن عقلی واقع پاسخ داده شده و در عمل نیز نظام ولایت فقیه بعنوان طرح سیاسی اسلام برای اداره امت اسلامی در دوران غیبت ، صلاحیت و کارآمدی خود را در صحنه های سخت و دشوار گذشته انقلاب نشان داده است از جمله مواردی است که مدام تکرار می شود.
از آنرو که مشروعیّت حاکمیت سیاسی در اندیشه دینی ، ناشی از صلاحیّت هایی است که اسلام برای حاکم اسلامی مشخص کرده است حذف ولایت فقیه یعنی حکومت فقیه عادل واجد شرایط، به معنی نفی حاکمیّت دینی و سلب مشروعیّت حکومت است و این آشکارا با نظام جمهوری اسلامی که ساختار حاکمیّت در آن بر اصول و مبانی اسلامی استوار است در تعارض واقع می شود و نفی نظام پذیرفته شده حاکم بر یک کشور، بمعنی نفی امنیّت ملّی آن کشور است .

تغییر قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور

قانون اساسی جمهوری اسلامی که باید گفت مترقی ترین قانون اساسی است که بشر تاکنون بخود دیده و به زیباترین صورت بین حاکمیت دینی و مردم سالاری حقیقی پیوند برقرار نموده و بهترین الگوی مردم سالاری دینی را عرضه نموده است ، همواره مورد بغض دشمن بوده است و لذا یکی از محورهای اصلاحات آمریکایی ، تغییر قانون اساسی و به خصوص بخشها و موادی از آن است که ناظر بر اسلامیّت نظام و استقلال کشور می باشد. همچنین قوانین موضوعه کشور که در طول این مدّت توسط مجلس شورای اسلامی با الهام از مبانی دینی و اندیشه های امام برای تثبیت و تحکیم نظام جمهوری اسلامی تدوین و تصویب شده است مورد نفرت آنهاست و آشکارا مجلس فعلی را که مجلس اصلاحات نامیده اند، به تغییر آن قوانین تشویق می کنند .
غربی ها ، ضد انقلاب و عناصر تجدید نظرطلب داخلی ، انتظارات و مطالباتی را از مجلس اصلاحات طلب می کنند، که آشکارا با امنیّت ملّی در تضاد است . برای مثال مجالس قبل ، قانون مطبوعات را برای جلوگیری از نفوذ عوامل بیگانه و برای پاسداری از ایمان ، اعتقادات و امنیّت مردم تدوین و تصویب نمود، لکن از اوّلین طرحهای جریان تجدید نظر طلب درون مجلس جدید، محدود کردن و تغییر این قانون بود. تا جائی که مقام معظّم رهبری این اقدام را غیرشرعی و برخلاف مصلحت کشور دانستند. یا از آن رو که قانون انتخابات موجود حافظ نهادهای اصلی تصمیم گیرنده کشور از نفوذ عناصر نامحرم و بی صلاحیت است ، اصلاحات آمریکائی تاءکید دارد بر اینکه ، مجلس موجود باید قانون انتخابات را تغییر داده و نظارت استصوابی شورای نگهبان را حذف کند و بدین ترتیب راه برای نفوذ عناصر وابسته و ناصالح در دستگاههای حساس کشور فراهم آید. و نیز به کرّات گفته اند که این مجلس باید قوانین جزائی کشور را که منطبق بر حقوق جزائی اسلامی است و آنرا مغایر با آزادی و حقوق بشر ! می دانند، را اصلاح بکند و... .
بی تردید تغییر مواد قانون اساسی و قوانین جاری کشور به نفع اصلاحات آمریکایی ، می تواند مستقیما با امنیّت و حتّی هویّت ملّی ما در تعارض واقع شود. و راه را برای نفوذ و حضور و دخالت دوباره دشمن بر مقدّرات کشور هموار نماید و دستاوردهای گذشته انقلاب را مورد تهدید قرار دهد.

حذف نهادهای پاسدار حاکمیت دینی

این موضوع نیز یکی از محورهای اصلاحات آمریکایی است . از آنجا که هدف این اصلاحات اساسا برانازی و فروپاشی نظام اسلامی است هر نهادی که در استواری و استقرار نظام دینی نقش دارد مورد بغض آنها واقع می شود و کارکردهایی که به تثبیت و تقویت نظام منجر می شوند باید متوقف شوند. تضعیف شورای نگهبان و حذف نظارت استصوابی آن ، حذف دادگاه ویژه و دادگاه های انقلاب ، که گاه و بیگاه مورد هجوم تبلیغاتی بوده است ، تضعیف سپاه پاسداران و بسیج مستضفان که در طول این مدت ناجوانمردانه ترین اتهامات و تهمت ها و اهانت ها را بدان روا داشته اند، تعرض به نهادهای زیرنظر رهبری به خصوص صدا و سیما و قوه قضائیه به بهانه های واهی و اتهامات بی اساس و... همه در همین چارچوب انجام می شود. این نیز با تعریفی که از امنیّت ملّی صورت گرفت بجد می تواند به تضعیف آن بیانجامد.

توقف اجرای احکام اسلامی

یکی دیگر از موارد اصلاحات آمریکائی توقف اجراء احکام اسلامی بویژه احکام حقوقی و جزایی اسلام است که تحت عناوین مختلف و به خصوص ناهمخوانی آنها با حقوق بشر غربی مطرح می شود. بعنوان مثال ادعا می شود احکام مربوط به اعدام جنایتکاران ، احکام مربوط به مجازات سارقان ، احکام قصاص ، حدود، دیات ، احکام مربوط به حقوق زنان و فرزندان و ... با حقوق بشر غربی ناسازگارند!
هر چند تبلیغات در این خصوص از سال ها قبل آغاز شده و از سال 1374 اوج و گسترش زیادی پیدا کرده است لکن در سالهای اخیر تحت عنوان اصلاحات ، با جدیّت بیشتری مطرح و تعقیب می شود. در روزنامه ها، مطبوعات ، سخنرانیها و توسط بلندگوهای خارجی و برخی چهره های مشخص ، مدام قوانین اسلامی بدلیل ناهمخوانی با حقوق بشر اومانیستی غربی یا نا کارآمد بودن و عصری نبودن ، تخطئه می شوند. مجلاتی هم چون کیان و زنان بیشترین خط شکنی را در این خصوص داشته اند بطوریکه احکام اسلامی را ذاتا خشن و ناشی از طبیعت سخت و خشن عربستان و مزاج تند و گرم عربها دانستند ! و قوانین مربوط به حقوق زن در جمهوری اسلامی را فاجعه دانسته و با صراحت از حذف این قوانین سخن گفتند.
بنابراین توقف اجرای احکام اسلامی یکی از مصادیق اصلاحات آمریکایی است که با مبحث اصول و ارزشها در امنیّت ملّی در تعارض است .

الحاق به فرهنگ جهانی

از جمله برنامه های اصلاحات آمریکایی باز کردن دربها و برداشتن حریم های فرهنگی در قبال یورش فرهنگ بیگانه است که تحت عناوین مختلف همچون الحاق به روند جهانی سازی و تبعیت از فرهنگ جهانی ، گردش آزاد اطلاعات و... بیان می شود. آزادسازی ماهواره ، که در بدو امر یک وسیله اطّلاع رسانی است ولی بدلیل حاکمیت کمپانیهای مخوف صهیونستی بر این رسانه و ضدیّت آشکار آنها با اسلام و ایران اسلامی به شدت می تواند در ترویج ابتذال و انحطاط اخلاقی و ایمانی جامعه مؤ ثر واقع شود و نسل جوان را از وصول به آرمانها و تحکیم ارزشهایش باز بدارد و آنان را گرفتار دغدغه های دیگر کند. بسط بی رویه شبکه اینترنت که آن نیز در راستای سپاس جهانی سازی صهیونیست ها به تخریب فرهنگهای ملّی و بومی مشغول است و هم چنین توسعه و ترویج نشریات مبتذل ، فیلمهای مستهجن ، کتابها و رمانهای فاسد و اراداتی در همین مقوله جا می گیرند.
تردیدی نیست که اگر جامعه ، حفاظ و حریم خود را نسبت به این چنین محصولات باصطلاح فرهنگی که متناسب با طبیعت و ساختار فرهنگ غربی است و در بسیاری موارد عامدانه برای تخریب فرهنگ ملّی و بومی ما تولید و ارسال می شوند از دست بدهد، تمامی بنیادهای اعتقادی ، اخلاقی و انقلابی جامعه بویژه نسل جوان بی دفاع باقی می ماند و این از اهمّ تهدیدات امنیّت ملّی است .

احیای ملی گرایی و بازگشت به سنتهای ما قبل اسلام

وقتی قرار باشد از دین و اسلام فاصله گرفته شود سنّتهای ما قبل دینی به ارزش تبدیل می شوند. برخی آثار بازگشت به شعائر قدیمی و سنتهای باصطلاح ملّی را در این سال ها شاهد بوده ایم . مصادیقی مثل بزرگداشت جشنهای ایران قدیم در تخت جمشید و مدح و منقبت چهارشنبه سوری ، جشن سده ، احترام به آتش و آتش افروزی ، سطح ظاهری و مبتذل آن است و لایه عمیق تر آن ، ترویج اندیشه ناسیونالیستی ایرانی در مقابل میراث گرانقدر فرهنگ و تمدن اسلامی است ، یعنی همان سیاست فرهنگی که رژیم شاه برای مقابله با دین و ایمان مذهبی مردم ایران به آن متوسل شد و روشنفکران وابسته بدربار ماءمور اجرای آن بودند.
این موضوع نیز ریشه در فرهنگ غرب دارد. غرب جدید مدعی است بارنسانس به فرهنگ و تمدّن درخشان ! روم و یونان باستان و دوران ماقبل مسیحیت بازگشت نمود. آنها همین نسخه را امروزه برای ما می پیچند و چنین وانمود می کنند که دوم خرداد و جریان اصلاحات نوعی رنسانس است که ما را بدوران ماقبل انقلاب و ماقبل اسلام باز می گرداند! و روشنفکران وابسته و غربزده نیز با تقلید از حرکت روشنفکران عهد رنسانس اروپا و بر مبنای خواست امروز غرب برای تضعیف انقلاب و نظام اسلامی در ایران با پررنگ کردن ایران و ایرانی گری و کم اهمیت جلوه دادن اسلام و نقش آن در هویت تاریخی و موجودیت ملّت ایران . بازگشت به فرهنگ و سنتهای جاهلی قبل از اسلام را تبلیغ و ترویج می کنند.این توطئه اگر با پاسخ مناسبی مواجه نشود می تواند به تضعیف هویت و وحدت ملّی و در نهایت تهدید امنیّت ملّی منجر گردد.

برقراری رابطه با آمریکا و همراهی با روند صلح خاورمیانه

رابطه با آمریکا و عدم مخالفت با صلح خاورمیانه و برقراری رابطه با اسرائیل ! از جمله محورهای اصلاحات آمریکایی است . اصلاح طلبان آمریکایی مدعیند علت العلل مشکلات موجود در ایران آن است که ما با آمریکا و اسرائیل رابطه نداریم ! و از ملتهای مظلومی مثل فلسطین جانبداری می کنیم ! این موضوع به خصوص مورد توجّه آمریکاییهاست و ترجیع بند همه اظهار نظرهایشان در خصوص اصلاحات در ایران نیز همین است و همه امیدواری آنان به جریان اصلاحات در ایران بدانست که این موج جدید به برقراری ارتباط منجر شود. وابستگان به آمریکا نیز چنان القاء می کنند که اگر با آمریکا رابطه برقرار شود همه مشکلات مملکت یک شبه برطرف و گرفتاریها حل می شود ! و لذا موضوع مذاکره و رابطه با آمریکا از جمله محوری ترین مباحث اصلاحات است که به انحاء مختلف آنرا تعقیب می کنند. این در حالی است که تجربه بیش از ربع قرن رابطه و مهم تر از رابطه ، سلطه آمریکا بر این کشور حاصلی جز فقر و عقب ماندگی برای کشور ما نداشته است .
هر چند آمریکائیها در این مرحله بدنبال رابطه نیستند، آنها به مذاکره نیز فعلا قانعند و همانطور که مقام معظّم رهبری با صراحت بیان کردند آمریکا خواستار آنست که جمهوری اسلامی ایران را پشت میز مذاکره بنشاند و طی آن حیثیت و ابهت انقلاب و دستاورد مقاومت تاریخی ملّت ایران را از بین ببرد.
تعارض این موضوع یعنی رابطه و حتّی مذاکره باآمریکا و دست شستن از پشتیبانی و حمایت از ملت های مظلوم و مستضعف جهان بویژه ملت ستمدیده فلسطین با امنیّت ملّی و حیثیت بین الملل ، کشور انقلابی ایران که رهبری مبارزه جهانی علیه استکبار را بر عهده دارد آشکار است .

ورود سرمایه داران و شرکتهای خارجی و باز کردن درهای اقتصاد کشور بهروی غرب

غرب همواره به شرق و به خصوص منطقه زرخیز خاورمیانه و علی الخصوص ایران ، بدلیل برخورداری از منابع غنی خداداد، جمعیّت زیاد و قابلیّت های فراوان اقتصادی چشم طمع داشته است . انقلاب اسلامی بعد از بیش از یکصد سال روند غارت ثروت و امکانات این کشور، دست کمپانیها و سرمایه داران غربی را از سرمایه های ملّی ایران قطع نمود و این برای سرمایه داری حاکم بر غرب قابل تحمل نیست و لذا بازگشت مجدّد شرکت ها و سرمایه دارهای غربی از جمله کارهائی است که در طول بیست سال گذشته مدام تحت عناوین مختلف پیگیری شده است و امروز همین هدف تحت عنواƠاصلاحات و به بهانه لزوم استفاده از سرمایه و تکنولوژی خارجی برای توسعه اقتصادی کشور، تعقیب می شود و سرّ اینکه غربیها از مصوبه اخیر مجلس در خصوص تسهیلات برای سرمایه گذاری خارجی آنقدر به وجد آمده اند نیز همین است !
اگر با این موضوع با بصیرت و دوراندیشی برخورد نکنیم می تواند به تکرار فاجعه ای بیانجامد که از دوران قاجار آغاز شد، دورانی که از آن بعنوان عصر بی خبری یاد می شود و تا پیروزی انقلاب اسلامی به اشکال مختلف ادامه یافت . غرب بی گمان به دنبال غارت ثروت و دست اندازی بر سرمایه و منافع ملی ماست و اگر با احتیاط و دقت عمل نشود، منافع ملّی ما را تهدید می کند.

اصلاح و رفرم در دین

این موضوع را پیش از این غربی ها و برخی گروهکهای ضدانقلاب و روشنفکران وابسته فراری مطرح می کردند و جریانهای داخلی کمتر از آن سخن می گفتند. لکن اخیرا دیگران نیز بدان پیوسته اند و اظهار می دارند که باید رفرم و اصلاح در این انجام شود، یعنی خود دین را باید اصلاح کرد. دین دارای اشکال است ، برای کارآمد کردن و رفع اشکالات آن باید رفرم در آن انجام بشود. این بحث فراتر از اصلاحات اجتماعی است . در اینجا اشکال را روی اصل اسلام کرده و می گویند اسلام را باید اصلاح کرد! رفرم دینی به این معنی است که البته این نیز حرف تازه ای نیست اوّلا در دوران رنسانس مهمترین شعار غرب رفرم دینی بود که در نهایت منجر به ظهور نهضت پروتستانتیزم و تغییرات اساسی در فرهنگ و اندیشه مسیحی گردید، ثانیا در ایران نیز مقارن نهضت مشروطه ، توسط منورالفکران وابسته به محافل ماسونی ، اندیشه اصلاح دین بشدّت رواج یافت . کسانی هم چون میرزا ملکم خان ارمنی ، سرهنگ فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی و دیگران تحت تاءثیر پروتستانیزم مسیحی و فرهنگ جدید غرب ، شعار اصلاح دین را مطرح کردند که نیروهای مذهبی و جریان روحانیّت و مرجعیّت دینی با روشنگریهای خود آنها را بجای خود نشاندند. این حرف تکرار همان مطالب قدیمی است که بارها بدان پاسخ مستدل داده شده است . تغییر در دین و سلب هویت آن از آنجا که اسلام مبنای حرکت انقلابی ملت ایران و پایه و اساس نظام حاکم و محور وحدت و هویت ملت ایران است می تواند در تقابل با مقوله امنیت ملی قرار گیرد.

اصالت بخشیدن به جریانهای قومی و اقلیّت های موجود در کشور

تحریک جریانهای قومی و اقلیّت های مذهبی و اصلی کردن و دامن زدن به مسائل آنها، با توجه به وجود اقلیّت های مختلف و تنوع اقوام بویژه در حاشیه مرزهای کشور، می تواند به تهدید امنیّت ملی تبدیل شود.این مطلب که تحت عناوینی چون حقوق اقلیّت ها و مشارکت عمومی انجام می شود موجب دامن زدن به مسائل قومی و اختلافات مذهبی است که مقام معظّم رهبری در فرمایشات خود خطاب به کارگزاران نظام بر خطرات ناشی از آن تاءکید فرمودند.
از جمله محورهای طرح فروپاشی شوروی که توسط غرب مورد بهره برداری قرار گرفت موضوع قومیّتها و اقلیّت ها بود که در آنجا زمینه گسترده ای نیز داشت و بسرعت آن کشور را دچار تجزیه قومی و سپس سیاسی نمود.

تغییر نگاه و نگرش نسبت به غرب

هرچند این موضوع را می شود در بعضی دیگر از مصادیق اصلاحات آمریکائی نیز یافت ، لکن خود یک مقوله مستقلی است که طی آن گفته می شود که باید نگاه ستیزه گرانه مردم ایران نسبت به غرب تغییر کند و به سمت شناخت غرب و نزدیک شدن به آن یعنی غرب ستیزی جای خود را به غرب ستائی بدهد تبدیل شود. ایرانیان غرب را نه دشمن که دوست ، نه جریانی که همواره درصدد تسلط بر مقدرات آنان بوده است که بعنوان یاور و پشتیبان خود ببینند! و مخالفت و ستیز با غرب را کنار بگذارند و در نتیجه اجازه دهند که غرب دوباره در این کشور اردو بزند و همچون گذشته ، سرمایه های مادی و معنوی آنها را به غارت ببرد و این برای آن است که زمینه ذهنی در مردم برای پذیرش روابط سلطه و اعاده حاکمیت غرب بر این کشور فراهم شود.

پیاده کردن الگوهای غربی

هر چند هر کدام از مقولاتی که تاکنون ذکر گردید، وجوهی از الگوی غربی اصلاحاتند، لکن بر تعدادی از آنها بطور مشخص و مکررا تاءکید می شود. از جمله آنها، دمکراسی یا مردم سالاری به شیوه دموکراسیهای غربی است که اگر در گذشته روشنفکران غرب زده آن را مطرح و از آن دفاع می کردند، امروزه جریانهای تجدید نظرطلب و حتّی برخی از آنان که بنا حق کسوت مقدّس روحانیت را برتن دارند از دموکراسی با سبک و سیاق غربی دفاع می کنند و در تعارض بین دموکراسی با ولایت فقیه به حذف ولایت فقیه فتوی می دهد!
این روشن است که دموکراسی مورد نظر غرب غیر از مردم سالاری دینی است که به تعبیر مقام معظّم رهبری بمعنی احترام به راءی ، حقوق و حاکمیت مردم است . دموکراسی به مفهوم غربی آن که در نقطه تقابل با تئوکراسی به معنی دین محوری و خدا مداری شکل گرفت هیچ نسبتی با دین و حاکمیت های دینی ندارد. در نظام دمکراتیک ، مشروعیت حکومت از مردم است نه از خدا و این کاملا با نظام حکومت دینی که مشروعیت آن از سوی خدا و مبتنی بر احکام و سنّت های الهی است ، متفاوت است .
از جمله سایر الگوهایی که برای اصلاحات در کشور ما تجویز می شود جامعه مدنی است که : در جامعه مدنی با تعریف واضعین غربی آن ، دین و احکام الهی محلی از اعراب ندارند. مفاهیم و الگوهای دیگری هم چون پلورالیسم (تکثرگرائی )، تلورانس (تسامح و تساهل ) و... که ریشه در فرهنگ و تمدن غرب داشته و با مبانی اندیشه و فرهنگ ملّی و دینی ما در تعارض اند عینا بدون هیچ اصلاح و تغییری برای جامعه ما تجویز می شوند. این می تواند هویت تاریخی ، اسلامی و انقلابی کشور ما را تهدید نموده و امنیت ملّی را مخدوش سازد.
با توجه به آنچه گذشت می توان ادّعا نمود هریک از عناوین اصلاحات آمریکایی اگر به عمل درآید، می تواند اخلال جدّی در امنیّت ملّی کشور ما ایجاد کند.
اگر این جمع بندی پذیرفتنی است ما نمی توانیم به مقوله اصلاحات در کشور به عنوان یک امر ساده و معمولی بنگریم . اصلاحات با تفسیر و الگوی غربی و آمریکایی آن ، به شدّت در تقابل با نظام اسلامی قرار دارد و اگر هوشیاری و آمادگی نیروهای انقلاب نباشد می تواند منجر به فرو پاشی شود. به همین دلیل نیروهای انقلاب باید نسبت به این مقوله حساسیّت داشته باشند؛ موضوع اصلاحات و حساسیت آن را آنگونه که مقام معظّم رهبری مطرح فرمودند درک کنند، و توطئه اصلاحات آمریکائی را شناخته و ماهیت آنرا برای مردم افشا نمایند و در مقابل آن هوشمندانه موضعگیری کنند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ضمیمه (1)

1- رادیو آمریکا: وضعیت دشوار سیاسی که دولت آمریکا با آن مواجه است به هنگام تظاهرات دانشجویی در ماه ژوئیه بخوبی نمایان شد در آن زمان بحثی آغاز شد که آیا لازم است دولت آمریکا در پشتیبانی از جنبش دمکراتیک بیانیه ای صادر کند یا نه ؟ البتّه اگر چه قرار بود وزارت امور خارجه آمریکا بیانیه ای صادر کند، امّا کلینتون رئیس جمهوری آمریکا در یک کنفرانس گفت مایل به اظهار نظر درباره این مسئله نیست زیرا بیم آن دارد که اظهاراتش به زیان نیروهای طرفدار اصلاحات و باز شدن فضای سیاسی در ایران تمام شود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 24/6/77)
2- جیمز بیکر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا : هرگاه ایران پاره ای از اصلاحات را در آن کشور به انجام برساند آمریکا باید موضوع کاهش یا لغو تحریم ها علیه ایران را مورد بررسی قرار دهد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 24/6/77 - رادیو آمریکا).
3- روزنامه لیبراسیون چاپ پاریس : نخست وزیر ایتالیا در آستانه سفر آقای خاتمی به خبرنگاران گفت باید از میانه روی و اصلاحاتی که خاتمی در ایران آغاز کرده است پشتیبانی کرد تا ایران بتوند از انزوا خارج شود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی بنقل از رادیو آزادی - 19/12/77)
4- مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه آمریکا در کنگره آمریکا : در صورتی که انتخابات مجلس ایران به تحولاتی در این کشور منجر شود، آمریکا بدنبال روشهایی خواهد بود که احتمالا به تغییر در روابط دو کشور منجر شود. آلبرایت افزود: آمریکا همچنان حرکات برخی از اصلاح طلبان ، محمد خاتمی و چگونگی برخورد رئیس جمهوری ایران با میل پشتیبانی آشکار از مشی وی را با اشتیاق دنبال می کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 28/11/78 - نیویورک )
5- خبرگزاری فرانسه : سندی برگر مشاور امنیت ملّی آمریکا گفت در حالی که نگرانیهای جدّی در مورد ایران باقی مانده است ، نتایج انتخابات ایران نیازمند پاداش است .
وی گفت : همچنان مشکلات جدّی در مورد فعّالیّتهای ایران وجود دارد ولی من فکر می کنم تشویق فرآیند اصلاحات برای ما دلگرم کننده باشد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 27/12/78)
6- خبرگزاری فرانسه : پیروزی وسیع متحدان خاتمی در انتخابات ماه گذشته ، امید آمریکا را در مورد اینکه امکان مذاکره درباره مسایل مورد نظر با مقامات ایران فراهم آید، تشدید کرده است .
روبین گفت : ما از موفقیت اصلاح طلبان در تبدیل این موضوع به حاکمیت قانون در داخل ایران دلگرم شده ایم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 27/12/78)
7- خبرگزاری فرانسه : انگلیس روز سه شنبه از اصلاحات محمّد خاتمی رئیس جمهوری ایران حمایت کرد و گفت علاقه مند است در تغییر تصویر ایران به عنوان یک تهدید کننده مهاجم کمک کند.
پیترهین مقام دوم وزارت خارجه انگلیس در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت : بسیار مهم است که برنامه اصلاحات موفقیت آمیز باشد و ما می خواهیم از دولت خاتمی در این موفقیت حمایت کنیم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 5/8/78)
8- کریستین امانپور خبرنگار ایرانی تبار شبکه خبری آمریکایی سی .ان .ان ، در ضیافت شامی به مناسبت عید نوروز و قدردانی از وی بعنوان یک خبرنگار برجسته ایرانی تبار، انتخاب سه سال پیش حجت الاسلام خاتمی به ریاست جمهوری را نقطه عطفی در روند اصلاحات و دمکراسی ایران خوانده و تاءکید کرد که مردم ایران در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی خواهان ایجاد تحوّلات در کشورشان هستند.
(واشنگتن - خبرگزاری جمهوری اسلامی - 29/12/78)
9- رادیو آمریکا: پروفسور ابراهیمان (استاد دانشگاه در نیویورک ) و کارشناسان دیگر معتقدند که بهترین کاری که غرب می تواند برای حمایت نیروهای اصلاح طلب در ایران بکند، این است که عناصر غیر دولتی داخل و خارج کشور را که از حقوق بشر و آزادی بیان طرفداری می کنند ترغیب و تشویق کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 22/11/77)
10- خبرگزاری اسوشیتدپرس : فرح ، همسر شاه سابق ایران گفت محمد خاتمی رئیس جمهوری ایران باید اصلاحات را به مورد اجرابگذارد نه آنکه فقط وعده آن را بدهد.
فرح گفت : اکنون خاتمی باید با اعطای خواسته های مردم به آنها از این اشتباهات اجتناب کند.
وی گفت : به اعتقاد من ، در دوره آقای خاتمی شرایط نسبتا مطلوبی ایجاد شد اما بیشتر در حرف و نه در عمل ، زیرا یا وی نمی تواند و یا قدرت آن را ندارد که این کار را انجام دهد.
فرح ، خانم هاشمی را که نماینده مجلس ایران نیز هست ، مورد ستایش قرار داد و گفت : او زنی دارای راءی و عقیده است ، زنی همانند بسیاری از زنان ایران که خواستار زندگی بهتری برای آینده و برای فرزندانشان هستند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 8/5/78)
11- آلبرایت (وزیر امور خارجه آمریکا) در کنفرانس اقتصاد جهان در داووس سوئیس : تلاش به منظور بررسی گفت و گو بین دو کشور وجود دارد و ما منتظریم ببینیم در انتخابات مجلس ایران در ماه آینده چه اتفاقی روی خواهد داد.
آلبرایت افزود: ما می توانیم گروههایی از مردم را مشاهده کنیم که در انتظار انجام اصلاحات هستند و آمریکا مشتاقانه در انتظار میزان برآورده شدن آرزوی مردم در انعکاس آرایِشان در مجلس می باشد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 11/11/78)
12- خبرگزاری ایتالیا (آن ) به نقل از وزیر امور خارجه ایتالیا اعلام کرد: دوره نوین که توسط خاتمی آغاز شده نیازمند حمایت قوی از سوی غرب است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 15/12/77)
13 - ماسیودالما نخست وزیر ایتالیا در بوستون آمریکا اعلام کرد: ایتالیا همواره مساءله حقوق بشر را خاطر نشان می سازد و مساءله این است که خاتمی نماینده امید به اصلاحات در ایران است و به عقیده ما باید تشویق شود و این کاری است که ما قصد انجام آن را داریم ، اگر چه روشن است من نمی گویم ایران الگویی از دموکراسی است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 15/12/77)
14 - کریستین امانپور، خبرنگار ایرانی تبار شبکه خبری آمریکایی سی ان ان شب گذشته در ضیافت شامی به مناسبت عید نوروز و قدردانی از وی بعنوان یک خبرنگار برجسته ایرانی تبار، انتخاب سه ساله پیش حجت الاسلام خاتمی به ریاست جمهوری را نقطه عطفی در روند اصلاحات و دمکراسی ایران خوانده و تاءکید کرد که مردم ایران در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی خواهان ایجاد تحولات در کشورشان هستند.
(واشنگتن - خبرگزاری جمهوری اسلامی - 29/12/78)
15 - خانم آنالیند وزیر امور خارجه سوئد با ارسال یادداشتی به سفارت جمهوری اسلامی ایران در استکهلم ، ابراز امیدواری کرد اصلاحات دولت آقای خاتمی ادامه یابد. در این یادداشت آمده است : امیدواریم که نیروهای دمکراتیک و اصلاحگر در درون رژیم بیش از پیش شوند زیرا ما با آنها می توانیم همکاری کنیم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 22/4/78)
16 - برناروالرو یک سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه در جمع خبرنگاران گفت : ما فکر می کنیم که سیاست گشایش و اصلاحات محمد خاتمی شایسته حمایت است .وی در ارتباط با درگیری دانشجویان ایرانی و نیروهای انتظامی اظهار داشت : فرانسه به دقّت وقایع ایران را دنبال می کند و در هر شرایطی بر رعایت احترام به آزادیهای بنیادی تاءکید دارد.
(پاریس - خبرگزاری جمهوری اسلامی - 22/4/78)
17 - گری سیک مشاور سابق رئیس جمهوری آمریکا طی مقاله خود که در هفته نامه ساندی تایمز به چاپ رسیده است می افزاید:ایجاد اصلاحات جدید در یک نظام دیکتاتورمآبانه یکی از مخاطره انگیز ترین کارهایی است که یک رهبر ملّی می تواند برای خود برگزیند. اگر وی با سرعت حرکت کند، ممکن است باعث بحران شود و یا عکس العمل گروههای پرقدرت را در پی داشته باشد. اگر وی سرعت کندی داشته باشد ممکن است طرفداران او حمایت خود را پس بگیرند. در دو سال گذشته رئیس جمهور خاتمی مهارت خارق العاده خود را طی این مسیر از میان منابع متعدد قدرت در ایران نشان داده است .
(لندن - خبرگزاری جمهوری اسلامی - 28/4/78)
18 - در همین حال در کاخ سفید، سندی برگر، مشاور امنیت ملّی با جیمز روبین سخنگوی وزارت خارجه آمریکا همصدا شد و خاطر نشان کرد در حالیکه نگرانیهای جدی در مورد ایران باقی مانده است نتایج انتخابات ایران نیازمند پاداش است .
برگر نیز ضمن خودداری از تاءیید کاهش تحریمها که شاید یک راز به شدت پنهان نگه داشته شده واشنگتن محسوب شود گفت : همچنان مشکلات جدّی در مورد فعالیتهای ایران وجود دارد. ولی من فکر می کنم تشویق فرایند اصلاحات برای ما دلگرم کننده باشد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 27/12/78)
19 - پیروزی وسیع متحدان خاتمی در انتخابات ماه گذشته امید آمریکا را در مورد اینکه امکان مذاکره درباره مسائل مورد نظر با مقامات ایران فراهم آید تشدید کرده است .
روبین (سخنگوی وزارت خارجه آمریکا) گفت : ما از موفقیت اصلاح طلبان در تبدیل این موضوع به حاکمیت قانون در داخل ایران دلگرم شده ایم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 27/12/78)
20 - به گزارش خبرگزاری فرانسه از ابوظبی ، انگلیس روز سه شنبه از اصلاحات محمد خاتمی رئیس جمهوری ایران حمایت کرد و گفت : علاقمند است در تغییر تصویر ایران به عنوان یک تهدید کننده مهاجم کمک کند.
پیتر هین مقام دوّم وزارت خارجه انگلیس در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت : بسیار مهم است که برنامه اصلاحات موفقیت آمیز باشد و ما می خواهیم از دولت خاتمی در این موفقیت حمایت کنیم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 5/8/78)
21 - روزنامه هرالد تریبون چاپ لندن طی مقاله ای ، می نویسد: حضور اصلاح طلبان در مجلس ششم باید دولت کلینتون را دلگرم کرده باشد و این دولت باید بار دیگر در زمینه ذوب کردن یخهای موجود در روابط واشنگتن - تهران تلاش کند. به نوشته این روزنامه تلاشهای پیشین در این راستا تا حدّی ناکام مانده ، زیرا که رهبران روحانی ضدآمریکایی ایران مانع هرگونه فعالیت رئیس جمهور خاتمی در این باره بودند.
در ادامه می افزاید. آن رهبران ، اعم از آیت ا... خامنه ای با قانونگذاری هنوز هم می توانند سدّ راه باشند، هر چند که راءی مردم در انتخابات اخیر موضع آنها را تضعیف کرده است و اینها دیگر نمی توانند راءی مردم را مبنی بر بیرون آمدن ایران از انزوای بین المللی نادیده بگیرند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی - 8/12/78 رادیو آزادی )
22 - هفته نامه اکونومیست چاپ لندن می نویسد: اگر آمریکاییان با دادن امتیازاتی ایران را تشویق به مذاکره نمایند، ایران در مقابل چه چیزی برای عرضه دارد؟... در ادامه می افزاید: با این همه انتخابات به آمریکا فرصت بی نظیری می دهند تا به اصلاح طلبان کمک کندو منافع راهبردی خود را هر چه بیشتر به پیش برد. آمریکا باید از این فرصت استفاده کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 1/12/78 لندن )

ضمیمه (2)

1 - گری سیک مشاور پیشین امنیّت ملّی آمریکا درباره انتخابات مجلس گفت :
انتخاب آقای خاتمی در سال 1977 میلادی منجر به تغییر عمده در تصوّر مردم آمریکا از ایران شد. گری سیک افزود نه فقط معدودی از دانشگاهیان و کسانی که از نزدیک مسایل ایران را دنبال می کردند بلکه دولت آمریکا نیزبا انتخاب آقای خاتمی با دید تازه ای با ایران روبرو شد و باید گفت که به نظر می رسد که واقعا تحولاتی در حال شکل گرفتن است که جالب توجه است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی -2/12/78 - رادیو بی سی سی )
2 - ریچارد مکمن مشاور کاخ سفید و سیاست مدار آمریکائی : با روی کار آمدن اصلاح طلبان در ایران ظاهرا روزهای تلخ سرگردانی آمریکا سپری شده است و از این پس باید شاهد فرو ریختن ستونهای این نظام سرکش و مهارنشدنی (جمهوری اسلامی ایران ) باشیم .
3 - خانم شیرین عبادی در همایش اصلاحات چیست و اصلاح طلب کیست ، می گوید: ما تازه در حال پیدا کردن اسلام هستیم . این نشان دهنده این است که قرائتهای مختلفی از دین می توانیم داشته باشیم .
وی اضافه می کند: اگر اصلاحات را امکانِ داشتنِ قرائتهای مختلف از دین بدانیم باید نقش مردم و فقها را در آن مشخص کنیم .
در ادامه می گوید: نقش رسانه ها و نویسندگان این است که مردم را در این زمینه آگاه سازند و کوتاهی نکنند. امروز هر نشریه ای که بسته می شود، ضربه مهلکی است به روند آگاه سازی مردم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 20/5/79 - تهران )
4 - بنی صدر در پاسخ به این پرسش که در مورد اصلاحات و تغییراتی که اخیرا در ایران به وجود آمده ، چه نظری دارید گفت : هیچ تغییر واقعی در کشور به وجود نیامده زیرا اصلاحات به معنای پایان رژیم است .(خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران -13/11/77 - شبکه ال . ث .ئی . فرانسه )
5 - هاشم آغاجری در حاشیه همایش در اصلاحات چیست و اصلاح طلب کیست ، با بیان اینکه اصلاحات هم باید ساختار سیاسی را متحول کند و هم فرهنگ و بینش جامعه را، گفت : اصلاح ساختار سیاسی ، مقدمه لازم و واجبی است ، امّا کافی نیست .(خبرگزاری جمهوری اسلامی -2/5/79 - تهران )
6 - هوشنگ وزیری در کیهان سلطنت طلب شماره 767 مورخه 7/5/78: حرکت لاک پشتی خاتمی و شتاب جامعه به ستوه آمده از استبدادِ حکومت دینی سبب شده است که جامعه ما با دو سرعت متفاوت به سوی منزلگاهی مشترک حرکت کند، زیرا عقیده دارم هدف جامعه مدنی ایران با هدفی که خاتمی پیش رو دارد، نهایتا ناسازگار است ، زیرا خاتمی جامعه ای می خواهد که در آن اسلام و دموکراسی به یک سازش بنیادی برسند که بتوانند نهادینه شوند، حال آنکه جامعه مدنی روز به روز بیشتر به این نتیجه می رسد که این سازش زمانی امکان پذیر است که اسلام از عرصه حکومت به آن قلمرویی برود که شایسته هر دینی است ...
7 - رادیو آزادی آمریکا: سپهر ذبیح تحلیل گر مسائل ایران و مؤ لف چند اثر درباره جامعه مدنی در مورد امکان استقرار جامعه مدنی در ایران می گوید: به اعتقاد من در زبان انگلیسی و غرب ، جامعه مدنی را در واقع جامعه دمکراسی یا جامعه چند حزبی می گویند. جامعه ای که حکومت قانون ، نه حکومت قانون اسلامی ، قانون بشری باشد.
حسن ماسالی که رادیو آزادی وی را از فعالان سیاسی عنوان کرد. در مورد واقعه دوم خرداد و مفاهیمی که رئیس جمهوری ایران مطرح کرده است ، ادعا کرد: در حقیقت مردم با انتخاب دوم خرداد می خواستند نظر خودشان را مبنی بر نفی نظام جمهوری اسلامی و نظام دین سالاری اعلام کنند. آقای خاتمی نظرات متفاوتی در بسیاری از مسایل سیاسی - بینشی با سایر همکارانشان در حکومت جمهوری اسلامی دارند. ولی ما با این کلی گویی هایی که آقای خاتمی در مورد جامعه مدنی می کنند و بعد آن را تفسیر به جامعه مدنی مدینه النبی می کنند و می گویند که هم خواستار جامعه مدنی ، هم ولایت فقیه و هم حکومت اسلامی هستند، تناقض گویی است و جامعه مدنی بدین ترتیب حاصل نمی شود.
به گفته رادیو آزادی ، اسد همایون از اعضای ارشد مرکز مطالعات استراتژیک در واشنگتن به مقایسه تلاش های آقای خاتمی برای اصلاحات با اقدامات میخائیل گورباچف در اتحاد شوروی سابق می پردازد و می گوید: آقای خاتمی باید رفرمی در جهت اقتصادی انجام دهد. رفرم اقتصادی نیز امکان ندارد مگر اینکه رفرم سیاسی صورت بگیرد. رفرم سیاسی هم در ایران موقعی صورت خواهد گرفت که شورای نگهبان دخالت در کار نکند، نهادهای غیر دمکراتیک برچیده بشود و اقتصاد ایران در دست مدیران لایق باشد!
همایون افزود: آقای خاتمی از یک طرف می خواهد دست به رفرم بزند و قولی که به مردم داده ، انجام بدهد و از طرف دیگر تمام نهادهای غیر قانونی را حفظ بکند. مخصوصا نهاد ولایت فقیه را. این دو تا با هم متضاد است .
رادیو آزادی در ادامه افزود: دریادار سابق دکتر احمد مدنی ، استاندار سابق خوزستان که زمانی کاندیدای مقام ریاست جمهوری در ایران نیز بود، معتقد است واقعه دوم خرداد جهشی است که باعث ورود مردم به صحنه شد و باید آن را مغتنم دانست .
وی می گوید: با توجه به امکاناتی که در اختیار رئیس جمهوری است و کادری که انتخاب کرد، مشکل بتواند زود موفق بشود. ولی دارد زمینه ها آماده می شود به این که ملّت گم شده اش را پیدا کند... این نشان می دهد که ملّت دیگر بیدار شده و ملّت ، ملّت بی تفاوت قبل از این نیست . ما نیز باید در اینجا دین خودمان را ادا کنیم و مکمل آنها باشیم و بتوانیم هوشیارانه گام هایمان را برداریم تا یک نظام بر بنیاد مردم سالاری جلوه گر بشود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 20/11/77)

ضمیمه (3)

حذف دین از عرصه حیات سیاسی و اجتماعی

گری سیک عنصر برجسته سازمان CIA و مشاور سابق امنیّت ملّی رئیس جمهور آمریکا پس از سفر به ایران طی مصاحبه ای اعلام می دارد: چگونه خوشحال نباشیم از اینکه موج تازه ای در ایران برپا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را درهم بپیچد و حکومتی نظیر حکومت ایران در دوران شاه و عربستان سعودی را روی کار می آورد.
خواست ما و دولت آمریکا این است که در دین سیاست دخالت نکند. البته هرکسی بخواهد می تواند آزاد باشد و آنقدر نماز بخواند و تسبیح بچرخاند که پوست انگشت و پیشانی اش ضخیم شود.
(روزنامه جمهوری اسلامی - 13/7/79)
بنی صدر: انتخابات مجلس در روند تدریجی گذر به دمکراسی در ایران نقطه عطف مهمی است و شاید منجر به جدائی دین از سیاست شود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از روزنامه ملیت 3/12/78)
سروش : جهان مدرن پرده از رازهای موهوم دینی برداشته و دین را از صحنه اجتماعی به یک حیطه کاملا فردی عقب رانده است .
(ماهنامه کیان - مرداد 78)
روزنامه فرانکفورتر روند شاو روز دوشنبه 17/12/77 در مقاله ای بقلم احمد طاهری تحت عنوان نسیم جدائی دین از سیاست برچهره ملاها می وزد. می نویسد: در پی پیروزی طرفداران خاتمی در انتخابات شوراها فکر بر کناری روحانیت از سیاست و جامعه نیز در جامعه ایران تقویت شد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 17/12/77)
هاشم آغاجری : دین در حکومتهای دینی نه تنها افیون توده هاست آنچنانکه مارکس گفته است علاوه بر آن افیون حکومتها هم هست زیرا این افیون به واسطه فاصله انداختن بین واقعیت و ذهن حکومت نه تنها مردم را در ناآگاهی و فریب قرار می دهد بلکه حکومتها را نیز فریب می دهد.
(کیهان - 29/5/79 در اخبار ویژه به نقل از نشریه عصر ما)
هاشم آغاجری : وقت آن رسیده نهاد مذهبی از نهاد حکومتی جدا شود. گزارش گر آمریکایی سخنان ایشان را به عنوان صریح ترن لحن در ابراز اینگونه عقاید برای درخواست رفرم می داند.
(بن بار گزارش گر روزنامه واشنگتن پست - 13/5/79)
رادیو رژیم صهیونیستی : ریشه بسیاری از مشکلات و معضلات ایران در دخالت گسترده دین در امور حکومتی نهفته است و بعید می دانند که حکومت موجود در ایران در ساختار خود بتواند مسائل اساسی کشور را حل کند و ملّت ایران را به سوی آینده درخشانی که سزاوار آن است رهنمون گردد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 18/2/78)
اکبر گنجی در مصاحبه با روزنامه تاگس اشپیگل آلمان : دین یک قسمت از فرهنگ است ، حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدائی دین از سیاست خواهد انجامید.
(کیهان - 24/1/79)
اکبر گنجی در مصاحبه با روزنامه تاگس اشپیگل آلمان : در یک جامعه مدرن جدائی دین از سیاست یک امر بدیهی است . وقتی شما جامعه را مدرنیزه کنید این جدائی بالاخره پیش خواهد آمد. ایران در حال حاضر از فاز قبل از مدرن به فاز مدرن پیش می رود.
(کیهان - 24/1/79)

آزادی و اباحه گری

جیمز لادن خبرنگار رادیو ملّی آمریکا گفت : مردم همواره برای آزادی بیشتر فشار را آورده اند و در زمان خاتمی فشار بیشتر شده است . اکنون انواعی از موسیقی که قبلا با مخالفت شدید روبرو بود عمومیت یافته و زن ها به تدریج حجاب را تعدیل می کنند. کت های آنان کوتاه تر و کوتاه تر می شود. مطبوعات تحت ریاست جمهوری خاتمی آزادتر شده اند و روی هم رفته مردم مرتّب حصارهای خود را عقب می زنند. الان در ایران هرگونه نوار ویدئو و نوار موسیقی به طور مخفیانه مبادله می شود، قهوه خانه های اینترنتی رواج دارند و بسیاری از جوانان به من مراجعه کردند و گفتند ما به مردم و حتی دولت آمریکا علاقه داریم و نمی خواهیم از شما و جهان مجزا باشیم .
(نیویورک - خبرگزاری جمهوری اسلامی - 6/12/78)
رادیو رژیم صهیونیستی : جوانانی که در دوران انقلاب زاده شدند و یا هنگام انقلاب کودک خردسالی بیش نبودند و امروز پس از گذشت بیست سال از عمر حکومت اسلامی خود را در بن بست احساس می کنند، امکان تحصیل ندارند. از معاشرت با جنس مخالف محروم هستند و نمی توانند نیازهای عاطفی خود را تاءمین کنند، فرهنگی به آنها عرضه می شود که جاذبه ای برایشان ندارد آنها چشم به فرهنگ جهانی دوخته اند و می خواهند مانند جوانان دیگر کشورها از آزادی برخوردار باشند.
این رادیو در ادامه ادعاهای خود افزود: زنان ایران ، در ظرف بیست سال حکومت اسلامی ، حقوق خویش را پایمال شده می بینند و احساس می کنند که چند قرن به عقب رفتند و در جهانی که روز به روز به زنان تساوی حقوق بیشتری در همه زمینه ها اعطاء می شود، زنان ایران باید با حسرت و اندوه محرومیتها را تحمل کنند و دم بر نیاورند. ولی زنان ایران آگاه شده اند و حق خود را می طلبند و حاظر به صبر و انتظار نیستند. دانشجویان که آنان نیز همانند زنان در به ثمر رساندن انقلاب نقش مهمی داشتند، پس از گذشت بیست سال از عمر حکومت اسلامی احساس می کنند که به سوی سراب کشیده شده بودند و اکنون باید راه خود را تغییر دهند و خواستار اصلاحات اساسی و عمیق در ساختار حکومتی می شوند و شیوه ولایت مطلقه فقیه را در برابر علامت سؤ ال قرار می دهند و خواهان ملّی شدن بنیادهای مالی و اقتصادی کلان رژیم می گردند. آزادی خود را طلب می کنند و آزادی مطبوعات و انتخابات را می خواهند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 18/2/78)
رادیو آمریکا در گزارشی در مورد تعبیرهای مختلف نسبت به نتایج انتخابات اخیر ایران گفت : پیروزی چشمگیر اصلاح طلبان در انتخابات اخیر مجلس به تعبیر بسیاری از محافل پیام رسا و پرطنین مردم ایران برای برخورداری از آزادی های بیشتر پس از 25 سال حکومت سختگیر اسلامی است .
رادیو آمریکا افزود: به عقیده برخی صاحب نظران ایرانی و آمریکایی انتخابات جمعه گذشته نشان می دهد که یکی از مسائل مبرم و نیازهای جدی راءی دهندگان در ایران این است که از فشار و محدویت های قوانین اسلامی که زندگی را برای مردم ایران سخت و ناهنجار ساخته است کاسته و ایران تدریجا به جامعه ای مبدّل شود که از جمله حق بیان و حق انتخاب پوشاک شخصی داشته باشد و نیز با جهان غرب مراوده و سر و کار داشته باشد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 7/12/78)
رادیو بی بی سی در گزارشی از نیکوزیا (قبرس ) محل برگزاری کنفرانس سه روزه ای تحت عنوان ایران در آستانه قرن بیست و یکم گفت : خانم شهلا شرکت سر دبیر مجله زنان از تبعیضات حقوقی علیه زنان و آپارتاید جنسی در ایران سخن گفت ولی تاءکید کرد که زنان برای احقاق حقوق خود حرکت جدّی آغاز کرده اند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 29/3/78)
بهمن نیرومند در مصاحبه با تاگس اشپیگل از فقدان دمکراسی و رعایت حقوق بشر و وجود سانسور در ایران سخن می گوید و می افزاید: ابزار قدرت همچون گذشته در اختیار محافظه کاران است و کل نظام باید اصلاح شود و تساوی حقوق بین زنان و مردان حاکم گردد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 2/12/78)
رادیو آمریکا: دادگاه ویژه روحانیت اخیرا حجت الاسلام محسن کدیور را به 18 ماه زندان محکوم کرد. آقای کدیور یک روحانی شیعه و استاد دانشگاه به این علت زندانی شده که از سیاست های رژیم (نظام ) اظهار نارضایتی کرد و خواستار انجام اصلاحات شده بود.
از هنگامی که آقای خاتمی خدمت خود را به عنوان رئیس جمهوری ایران آغاز کرد قدم هایی در راه آزادی بیان برای ملت ایران برداشته است ولی کسانی که با آزادی بیان مخالفت می کنند به بازداشت های بدون رعایت موازین قانون و تعطیل کردن روزنامه های خواهان اصلاحات و قتل چند روزنامه نگار دگراندیش دست زدند. زندانی کردن حجت الاسلام کدیور یکی دیگر از کوشش هایی است که برای خاموش کردن صداهای مخالف در ایران به عمل آمده است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 13/2/78)
یک روزنامه نگار کانادایی در گزارش ویژه خود از تهران نوشت : اصلاحات سیاسی به ایرانیان اجازه داده است تا طعم فرهنگ غرب را بچشند.
روزنامه گلوب اند میل روز پنجشنبه نوشت : بسیاری از صدها فروشگاه ها بعد از ظهرها در ایران کالاهایی را که زمانی عرضه آنها ممنوع بود، به معرض نمایش و فروش می گذارند که شامل کتابهای هنری با تصاویری از بدنهای عریان زنان دوران رنسانس ، خود آموزهایی برای راهنمایی طرفداران حقوق زنان و همجنس گرایان و دیسکهای موسیقی در زمینه اپراهایی از ویوالدی تا موتسارت است . حال مشتریان اجازه دارند درباره فرهنگ غرب که با روح مذهبیشان مغایرت دارد، بخوانند و تفحص کنند. کشوری که زمانی از غرب متنفر بود، اکنون مصمّم است با این نگرش که جامعه از تقلید در امان خواهد بود، اجازه دهد که این مصنوعات وارد شوند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 13/3/78)

ختم انقلاب

روزنامه ایتالیایی ایل جور ناله : تهران در این روزها با آن دنیای بسته و بنیادگرایی که برخی احتمالا تصور می کنند، بسیار متفاوت است .این تحول از ماه خرداد آغاز شد یعنی هنگامی که محمد خاتمی به طور غیر منتظره در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.
از آن وقت کمیته ها، پلیس ماءمور حفظ اخلاق اسلامی از خیابانها ناپدید شدند. زنان کفش های ورزشی یا چکمه های پاشنه بلند می پوشند، اینترنت در کامپیوترهای ادارات و دانشگاه ها طغیان کرده ست . آنتن های ممنوعه ماهواره ای ، تصاویر و فیلم های غربی را وارد خانه کرده است و... در ورای این اصلاحات و در پشت جامعه ای که سرزنده می شود و سینماها، استادیوم ها و رستوران ها را پر می کند، یک مسابقه جدی و پرخطر میان طرفداران تحول و قهقرا گرایان در جریان است .
(رم - خبرگزاری جمهوری اسلامی - 1/11/77)
حبیب اللّ ه پیمان در دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه لندن : ایران پا در فرهنگ جدیدی گذاشته که دیر یا زود گذشته را پشت سر می گذارد و رنسانسی در ایران آغاز می شود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 19/8/77)
روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز: اصلاح طلبان ایران علنا خواستار پایان دادن به دو دهه حکومت مذهبی در ایران شدند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 13/5/79)
اکبر گنجی در مصاحبه با تاگس اشپیگل آلمان : ما تلاش می کنیم (امام ) خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف با دموکراسی نباشد(!!؟) (امام ) خمینی دیگر وجود ندارد آنچه وجود دارد فقط برداشتهای ما از سخنان اوست . امّا او به هر حال یک روزی در موزه خواهد رفت و هیچکس نمی تواند جلوگیری کند این یک تکامل تاریخی است (!!؟)
(کیهان - 24/1/79)
علی افشاری : ما از راه های مسالمت آمیز، خواهان تغییرات رادیکال هستیم ... ایران سرانجام آموخت که هیچگونه تضمینی برای این طرز تفکر که با انقلاب ها به آینده بهتری می توان دست یافت ، وجود ندارد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 10/6/79)
علی افشاری : این دولت اسلامی یک فرمان تثبیت شده نیست . تفاسیر متفاوتی در مورد حکومت اسلامی وجود دارد. این دولت خود به تنهایی روند تکامل است و ما می خواهیم تفاسیر جدیدی را اجرا کنیم که بشر دوستانه ، عاشق حقوق بشر و مدرن است و می تواند به جهان عرضه شود و با دیگران ارتباط داشته باشد. نیازهای نوین این دولت اسلامی را در نظر بگیرید. ما می خواهیم در این دولت تجدید نظر کنیم و آن را در مسیر تکامل و توسعه قرار دهیم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 30/11/78)

روحانیّت

سعید لیلاز مقاله نویس روزنامه و تحلیل گر سیاسیی گفت : ایرانیان که از کنترل های اعمال شده توسط روحانیون اسلامی که پس از انقلاب به کشور حاکم شده اند، خسته شده اند از اصلاحات خاتمی به طور گسترده استقبال کرده اند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس - 3/11/78)
محمود دولت آبادی (نویسنده ) به رادیو کلن گفت : تصور نمی رود که پس از انتخابات تغییرات عمیق و فوری در ایران صورت گیرد ولی قطعا دوره حکمرانی ملاها گذشته است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 27/11/78)
رادیو کلن : ابراهیم یزدی در رابطه با انتخابات معتقد است روحانیونی که تا به حال کشور را اداره می کردند، کاری کردند که اعتماد مردم از آنها سلب شده تاکنون اقلیتی کوچک بر اکثریت ملت حکمرانی می کرد و اکنون این وضع پایان خواهد یافت .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 27/11/78)
گری سیک (مشاور امنیت ملّی آمریکا در زمان کارتر و استاد فعلی روابط بین الملل و سیاست خارجی آمریکا در خلیج فارس در دانشگاه کلمبیا): این انتخابات نه تنها گامی استوار در جهت دمکراسی بود بلکه به واسطه آن مشارکت آحاد مردم در مدیریت کشور بتدریج از قدرت فقها نیز می کاهد و زمینه را برای اصلاحات فراهم می سازد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 13/12/77)
دکتر زونیس (کارشناسی آمریکایی ): روشن است که فقها در مبارزه برای حفظ قدرت خود عقب رانده شده اند و با تمام نیرو برای حفظ موقعیت خود تلاش می کنند زیرا اوضاع هم از نظر مالی و از نظر سیاسی به نفع آنها است .
زونیس مدعی شد: روحانیان به این سادگی دست از قدرت و مخالفت با جناح میانه رو و غیر مذهبی بر نخواهند داشت ، زیرا در یک رژیم غیر مذهبی ضمانتی برای حراست از منافع آنها وجود ندارد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 13/12/77)
روزنامه آلمانی دی راین فالز، طی تفسیری به قلم هانس بارت تحت عنوان درسی برای ملاها می نویسد: دیکتاتوری روحانیون کشور را به یک وضع مصیبت بار و ناهنجار اجتماعی و اقتصادی و انزوای سیاسی کشاند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 2/12/78)
افشاری : حاکمیت مطلق علمای اسلامی به حاکمیت مردم خدشه وارد می کند و باید از میان برود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 10/6/79)

ولایت فقیه و رهبری جامعه

گری سیک در مصاحبه ای پس از سفر به ایران : من در ایران روشنفکرانی را دیدم که اشاره های ما را دنبال می کنند. آنها ششلولهائی بالا برده اند تا هر کس و هر چه با آمریکا ناسازگار است را هدف قرار دهند.
خبرنگار می پرسد چه چیز را هدف قرار بدهند؟ گری سیک از پاسخ می گوید: مثلا حتی ولایت فقیه را که من فکر می کنم در صحرای طبس تکنولوژی برتر ما را با اراده خود دفن کرد.
(روزنامه جمهوری اسلامی - 13/7/79)
مهناز افخمی مدیر بنیاد مطالعات ایران در واشنگتن نیز گفت : این امر (ولی فقیه ) میدان کارائی خاتمی را به رغم محبوبیتی که دارد محدود می کند. وی افزود: قانون اساسی بگونه ای قالب ریزی شده است که جای زیادی برای انعطاف نمی گذارد، درواقع برای نزدیکتر کردن کشور به آنچه که مردم می خواهند و آنچه که گروههای اصلاح گرتر می طلبند کار زیادی نمی توان کرد مگر آنکه قالب را شکست ، یعنی حاکمیت ولایت فقیه را از میان برداشت زیرا قدرت ولی فقیه ظاهرا از خدا ناشی می شود نه از مردم و حرف آخر با اوست و در واقع هیچ راهی برای ایجاد تغییراتی چشمگیر بدون شکستن ساختار حکومت مذهبی و گماردن حکومت مردم بجای آن وجود ندارد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی بنقل از رادیو آمریکا - 22/11/77)
رادیورژیم صهیونیستی : دانشجویان که آنان نیز همانند زنان در به ثمر رساندن انقلاب نقش مهمی داشتند پس از گذشت 20 سال از عمر حکومت اسلامی احساس می کنند که به سوی سراب کشیده شده بودند و اکنون باید راه خود را تغییر دهند و خواستار اصلاحات اساسی و عمیق در ساختار حکومتی و شیوه ولایت مطلقه فقیه را در برابر علامت سؤ ال قرار می دهند و خواهان ملّی شدن بنیادهای مالی و اقتصادی کلان رژیم می گردند، آزادی خود را طلب می کنند و آزادی مطبوعات و انتخابات را می خواهند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 18/2/78)
عباس عبدی در گفتگو با رادیو بی بی سی : علت اصلی کشمکش جناحی در ایران دعوای بین حکومت انتصابی و حکومت انتخابی است . وی اصل مربوطه به ولایت فقیه در قانون اساسی را انتصابی دانست و گفت : طرفداران اصلاحات طرفداران حکومت انتخابی هستند و راه حل از بین رفتن دعواهای جناحی برگزاری یک همه پرسی با هدف ایجاد اصلاحات و تغییر در قانون اساسی است .
(روزنامه جمهوری اسلامی یکشنبه - 4/10/79)
روزنامه آلمانی فرانکفوتر آلگمانیه می نویسند: کدیور فقط به ولایت فقیه حمله نمی کند، بلکه حتّی از رئیس جمهور خاتمی و اصلاح طلبان هوادار وی نیز انتقاد می کند و می گوید: اگر خواهان دموکراسی هستیم ، [نظام ] ولایت فقیه باید برچیده شود. کدیور در این مصاحبه می گوید: ولایت فقیه بخشی اسلام شیعی نیست بلکه از عقاید شخصی برخی از روحانیون سرچشمه می گیرد.
(ابرار 17/6/79 به نقل از هفته نامه رویدادهای ایران و جهان 7/شهریور/79)
علی افشاری در گفتگو با ایسنا گفت : به نظر می رسد که مردم از تاریخ انقلاب مشروطه به بعد به دنبال تغییر ساخت مطلقه قدرت به ساختی مشروط و مردم سالار هستند. قرائت خاصی که امروز اقتدار گرایان از ولایت مطلقه فقیه ارائه می دهند همان ساخت مطلقه قدرت را تداعی می کند. از سوی ساخت مطلقه قدرت هم جایی برای جامعه مدنی و پارلمانتاریسم باقی نمی گذارد.
(کار و کارگر 15/6/79)
روزنامه فرانکفورتر الگماینه در شماره 21 اگوست خود در مصاحبه اختصاصی با محسن کدیور دگراندیش ایرانی ضمن معرفی وی می نویسد: محسن کدیور یکی از اصلاح گرایان افراطی ایران به شمار می آید. وی چهار هفته است که از زندان آزاد شده ولی با این وجود بلاانقطاع به انتقاد خود از سیستم و نظام حکومت اسلامی ایران ادامه می دهد.
این روحانی و فیلسوف تنها نسبت به ولایت فقیه و اساس قدرت سیاسی روحانیون شیعه لب به شکوه و شکایت نگسترده بلکه از محمد خاتمی و اصلاح گرایان پیرامون او نیز به انتقاد پرداخته و می گوید: اگر ما خواستار دمکراسی و مردم سالاری هستیم ولایت فقیه باید حذف شود.
کدیور معتقد است که ولایت فقیه جزیی از اسلام شیعه نیست بلکه زاده فکر برخی از روحانیون می باشد.
فرانکفورتر الگماینه آنگاه به تشریح دیدگاههای کدیور در راستای حکومت مذهبی می پردازد و می نویسد: کدیور معتقد است در یک نظام مذهبی رهبر برای زمانی معین از سوی مردم انتخاب می شود و این رهبر حتما نباید از فقها و مجتهدین اسلامی باشد، چنین نظامی تنها در شرایطی امکان پذیر است که مردم به دین باور داشته باشند.
زمانیکه خواسته و اراده مردم از یکسو و دین از سوی دیگر رویاروی یکدیگر قرار بگیرند آنگاه است که راءی مردم مهمّتر است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 1/6/79)

قانون اساسی و قوانین موضوعه کشور

احمد زیدآبادی (روزنامه نگار مقیم تهران )، پیرامون انتظارات مردم از نمایندگان مجلس می گوید: همه دستگاه قضایی و قوانینی مربوط به دادگاههای عام ، دادگاه روحانیت و دادگاه انقلاب و در مرحله بعد قوانین احزاب و مطبوعات و مسائل بغرنج اقتصادی ، باید اصلاح شوند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 3/12/78 - رادیو فرانسه )
رادیو بی بی سی : پیرسونه (دبیر کل سازمان حقوق بشر عضور بین الملل ) در نامه سرگشاده اش (به مجلس شورای اسلامی درباره پیشبرد اصلاحات در ایران ) یک رشته پیشنهادات به نمایندگان مجلس داده است که از جمله آنها آزادی کلیه زندانیان سیاسی منجمله : ماشاءا... شمس الواعظین و عبدا... نوری است . وی هنچنین از بازداشت اکبر گنجی ، شیرین عبادی ، محسن رهامی ابراز نگرانی کرده است .
از جمله دیگر پیشنهادات پیرسونه تجدید نظر در کلیه قوانین به ترتیبی است که در آینده کسی نتواند افرادی را بخاطر اعتقادات مذهبی و یا فعالیتهای سیاسی بدون توسّل به خشونت و یا بخاطر زبان ، جنسیت و یا قومیت زندانی کند. لغو دادگاههای ویژه ، مانند دادگاههای انقلاب و دادگاه مطبوعات و دادگاه ویژه روحانیت و تضمین آزادی برای تمام مذاهب و نه تنها مذاهب شناخته شده در قانون اساسی ، از توصیه های دیگری است که در این نامه دیده می شود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 6/5/79)
رادیو آمریکا: امیر مومبنی از سازمان فدائیان خلق اکثریت (در گردهمایی گروهک های ضد انقلاب در دانمارک ) ضمن ردّ اصالت قانون اساسی جمهوری اسلامی گفت ما نمی توانیم از این قانون حمایت کنیم . وی گفت : وقتی در ایران شعار می دهند: یک مملکت ، یک دولت ، آنهم با راءی ملّت ، معنا و مفهوم آن ردّ قانون اساسی موجود و درخواست دگرگونی در قدرتی است که از این قانون مایه می گیرد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 27/8/77)
مهرانگیز کار در گفتگو با گروه زنان و خانواده ایرنا: قوه مقنّنه کماکان تحت سلطه یک نوع نگرشی است که این نگرش به هیچ وجه برابری حقوقی زن و مرد را نپذیرفته و دیده اید که حتی در مواقعی که خواسته شده گام کوچکی برای تغییر قوانین برداشته شود از طرف برخی از افراطیون با آن مقابله شده است .
وی تاءکید کرد: با توجه به تعهدات جدید زنان در جامعه ، و نقش فعّال آنها در جامعه و همچنین دوره گذر جامعه از سنّت به سمت دوره ای دیگر، نه تنها این قوانین پاسخگو نیست ، بلکه از لحاظ امنیت و حیثیت ملّی نیز برای ما مشکل سازند و باید تغییر یابند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 1/10/78 - ایرانا)
روزنامه ساندی تایمز : البتّه هیچ یک از این تلاشهای اصلاح طلبانه برای کسانی که مدافع برقراری دموکراسی و آزادیهای فردی هستند، کافی نیست . آنان خواهان برابری زنان و مردان در قانون طلاق ، برداشتن سنّت شرعی دادن خون بها بجای مجازات قاتلین زنان و حتی طرفدار برداشتن قانون حجاب اجباری هستند. مسایلی که در شرایط کنونی شانس زیادی برای تحقّق آنها وجود ندارد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 17/12/77 - رادیو بی بی سی )
منتظری در مصاحبه با روزنامه شرق الاوسط: برخی اصول قانون اساسی باید تغییر یابند.
(کیهان - 10/3/79)
روزنامه هرالد تریبون : دسته ای از اصلاح طلبان خواستار تغییر در چهارچوب حکومت اسلامی هستند، اما دسته های دیگر طالب تغییرات از بنیاد می باشند.
(کیهان - 25/8/79)
رادیو بی بی سی : صادق صبا با بیان این مطلب که عده ای معتقدند باید جمهوریت نظام هر چه بیشتر تقویت شود و قدرت ارگان های انتخابی مستقیم مثل مجلس و ریاست جمهوری افزوده و از اختیارات ولایت فقیه کاسته شود گفت : جریانات وابسته به جناح چپ اسلامی عمدتا از این دیدگاه پیروی می کنند، اینها کسانی هستند که زمانی از تندروترین نیروهای اسلامی بودند و حال با استحاله شگفت انگیز خود را طرفدار دمکراسی می دانند.
وی افزود: آیت ا... منتظری نیز که از تئوریسین های مفهوم ولایت فقیه است امروزه به این نتیجه رسیده که ولایت فقیه باید صرفا جنبه نظارتی داشته باشد، معنای این نظریه این است که باید اختیارات اجرایی گسترده رهبر در قانون اساسی از او گرفته شود.
احمد سلامتیان نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی نیز به بی بی سی گفت : وقتی صحبت از نظارت شود امروزه نه تنها با واقعیت تجربی جمهوری اسلامی در تضاد است بلکه با واقعیت قانونی جمهوری اسلامی هم سازشی ندارد، و برای اینکه به نظارت اکتفا شود برای فقیه باید متن اصلی قانون اساسی مصوب مجلس خبرگان اول را به خصوص در اصولی که اختیارات اجرایی مستقیمی به رهبری داده شده مورد بازبینی قرار داد و و وضعیتی بوجود آورد که عملا رهبر هیچ نوع اختیار اجرایی نداشته باشد.
صادق صبا گزارشکر رادیو بی بی سی در خاتمه گفت : اینکه کدام یک از این راه حل ها به دوام جمهوری اسلامی کمک کند به موازنه قوا در آینده ، به اوضاع سیاسی و اقتصادی داخل کشور و شرایط بین المللی بستگی دارد، البته همه اینها راه حل های برخاسته از درون حاکمیت است وگرنه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی تنها راه حل منطقی برای تحقق دمکراسی در ایران را کنار نهادن این نظام می دانند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 22/11/77)
مهرانگیز کار در کنفرانس برلین : مردم ایران به جبران نقض حقوق بشر در 21 سال گذشته و نقض حقوق مردم توقع دارند که مجلس ششم با بازنگری دقیق در قوانین ایران ، موجبات تحقق بخشیدن به شعارهای اصلاح گرایی را به صورت قوانین مدون و لازم الاجرا فراهم سازد. در حال حاضر قوانین ایران به شعار ایران برای تمام ایرانیان و ارج نهادن برحقوق مخالفان و مشارکت همه مردم ایران ، بخصوص طیف وسیع سکولار در ایران از مشارکت وسیع آنها در حیات سیاسی و اجتماعی کشور جلوگیری می کند. این قوانین در حوزه مطبوعات ، در حوزه آزادی بیان و نشر، در حوزه زنان ، در حوزه غیرمسلمانان ، در حوزه دگراندیشان ، در حوزه متهمان سیاسی و مطبوعاتی نیاز به بازنگری دقیق دارد.

نهادهای پاسدار حاکمیت دینی

در نامه سرگشاده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران : سازمان مافیایی قدرت با نفود در نهادهای گوناگون و پنهان کردن خویش در پشت نام و عناوین مقدس دینی و انقلابی ، می کوشد تا به قیمت بر باد دادن عزت و قدرت واقعی این نهاد، قدرت و ثروت غیر مردمی و نامشروع خود را حفظ کند.
این بیانیه در ادامه می افزاید: آنچه که نگرانی ما را موجب می شود بروز علائم و شواهدی است که حکایت از توجه شیفتگان قدرت به سپاه و استفاده از این ارتش انقلابی و ملّی در راه مقاصد حقیر باندی و قدرت طلبانه دارد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 30/1/79)
رادیو فرانسه : هفته نامه کیهان لندن در تفسیری زیر عنوان هر قانونی محترم نیست پس از اشاره به تناقض قوانین جمهوری اسلامی با قوانین و میثاقهای بین المللی که تهران پای آنرا امضاء کرده است به مسئله نظارت استصوابی شورای نگهبان پرداخته و از آن بعنوان یکی از بارزترین تجاوزات قانونی به حقوق بشر یاد می کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 5/11/78)
رادیو ملی آمریکا: بختاش در جواب کوئن که از او پرسید، بنظر شما نتیجه انتخابات چه تاءثیری بر ایدلوژی محافظه کاران خواهد گذاشت ، گفت : فکر می کنم ائتلاف جدید اصلاح طلبان بدنبال تقویت آزادی های سیاسی و مطبوعاتی و تحت کنترل درآوردن قوه قضائیه و بعضی از سازمانهای انقلابی توسط دولت و به عبارت دیگر سیاست زدایی از آنها می باشد. بنابراین ، این به معنای کاهش اقتدار سازمانهای انقلابی محافظه کار وسعت بخشیدن به جامعه مدنی در ایران است .
(نیویورک - خبرگزاری جمهوری اسلامی - 6/12/78)
بخش فارسی جمعه شب رادیو دولتی لندن بی بی سی : جرج کنت به کنگره آمریکا گفت که صحنه سیاسی ایران همچنان مغشوش خواهد بود زیرا بنا به گفته او آیت ا...خامنه ای ، رهبر ایران و نهادهای مهمی مانند سپاه پاسداران در مقابل تغییرات سیاسی به شدّت مقاومت خواهند کرد ولی در عین حال پیش بینی می شود که ایجاد تغییرات در ایران اجتناب ناپذیر است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 14/11/78)
احمد منتظری : آیت ا... منتظری بارها اعلام کرده اند که دادگاه ویژه روحانیت با قانون اساسی سازگار نیست .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 18/12/77)

احکام اسلامی

روزنامه تهران تایمز: حمایت از اصلاح طلبان سرخوردگی ایرانیان از قوانین اسلامی را که همه چیز را محدود می کند نمایان می کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 30/11/78)
حسین باقرزاده عضو گروهکهای ضد انقلابی مقیم لندن در اعتراض به اجرای احکام و حدود الهی : منظورم از بکار بردن واژه خشونت دولتی اعتراض به اجرای حکم قطع ید، اعدام و رجم در ایران است .
(روزنامه کیهان - 14/6/78)
مهرانگیز کار: قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است .
(روزنامه عصر آزادگان - 7/11/78)
شیرین عبادی : باید احکام موجود اسلامی به نفع زنان تغییر یابد.
(رادیو بی بی سی - 22/4/77)

فرهنگ جهانی

رادیو فرانسه : وظیفه روشنفکر ایرانی در برهه فعلی بشر مهمترین وظیفه اش پیدا کردن یک مخرج مشترکی باشد بین این ارزش های جهانی با ارزش هایی که در جامعه خودش در واقع وجود دارد. یعنی این روشنفکر می بایستی که از طریق ترویج آنها و کار فکری مدام بتواند آن ارزش ها را در جامعه خودش جا بیندازد.
(17/3/77)
مرتضی مردیها: دیگر استثمار کشورهای فقیر از طرف کشورهای غنی معنی ندارد و جهانی شدن مبانی اقتصادی ، سیاسی و زیست محیطی ... و ادامه دارد اما از نظر مبانی فلسفی مهم اینست که انسانها دریافته اند اعلام جنگ به همدیگر براساس شکافهای سیاسی ، نژادی ، دین ، ایدئولوژیک و حتی طبقاتی بی فایده است . با جهانی شدن فقط فردی که نیت سوئی داشته باشد مخالفت می کند مثل آن سرباز ژاپنی که بعد از آن که چهل سال از جنگ دوم جهانی گذشته بود، همچنان در جنگل های آسیای جنوب شرقی منتظر دشمن بود و حالا شاید برخی از روشنفکران سنتی ما که خوشبختانه نسل تفکرشان در حال انقراض است مثل آن سرباز ژاپنی بگویند که در دانشگاه شان هم می خواهند ما را استثمار کنند. اما بنظر من اینها ولنگاری هایی است که ارزش بحث نداد.

ملی گرایی و بازگشت به سنتهای ماقبل اسلام

جان وآلترمن (کارشناس آمریکایی ) : من معتقدم آنچه که ما هم اکنون شاهد ظهور آن در ایران هستیم یک ناسیونالیزم ملّی بوده است و ایرانیانی که خواستار انقلاب اسلامی نه تنها در ایران که در سراسر کره خاک بوده اند حال از ایرانی بودن خود دفاع می کنند و از ملّت ایران سخن می گویند، از منافع ملّی ایرانیان حرف می زنند و ناسیونالیزم ایرانی ، دیگر به انقلاب اسلامی در سراسر جهان کاری ندارد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - بنقل از رادیو آمریکا - 28/1/79)
محمد حسین درودیان : ما می خواهیم در رقص ها، پایگوبی های محلی ، در کنار و شریک مردم باشیم . ما بعنوان ایرانیان ادامه دهنده راه گذشتگان نه تنها آئین چهارشنبه سوری بلکه تمام آئین ها و رسوم و اعیاد گذشته را باید پاس بداریم اینها با دین و مذهب ما آمیختگی دارد.
(روزنامه ایران - 24/12/78)

رابطه با آمریکا و همراهی با روند صلح خاورمیانه

رادیو فرانسه : مادلین آلبرایت در یک نطق سیاسی مهم ، در تلاشی تازه برای گفتگو با جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: آمریکا مایل است برای بهبود روابط دو کشور یا با صبوری و گام به گام ، و یا با گامهای سریع در صورتی که ایران تمایل و تعهد خود را برای انجام چنین کاری نشان دهد، اقدام کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 22/12/78).
رادیو آمریکا: پیروزی خیرکننده اصلاح طلبان در انتخابات پارلمانی ایران ، بسیاری از صاحب نظران سیاسی را متقاعد کرده است که زمان مناسب برای احیای روابط ایران و آمریکا فرا رسیده است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 28/1/79)
خاوند در خصوص تاءثیر بهبود روابط ایران و آمریکا بر وضعیت اقتصادی ایران اظهار داشت : روابط ایران و آمریکا یکی از مسایل بنیادی ، نه فقط سیاست خارجی ، بلکه سیاست داخلی ایران است .
به گفته وی ، ایران برای بوجود آوردن امنیت خارجی به منظور رشد اقتصادی خود باید در روابط با آمریکا تجدید نظر کند، حتّی تا زمانی که دولت ایران روابط عادی با ایالات متحده نداشته باشد، نمی تواند نظر اتحادیه اروپا را نیز جلب کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 13/6/77)
رادیو آمریکا: به گزارش خبرنگار صدای آمریکا با وجودی که ایران هنوز از دیدگاه وزارت امور خارجه آمریکا در زمره کشورهای حامی تروریسم شناخته می شود، در ماههای اخیر نشانه هایی به چشم خورده است که شاید زمینه برای بهبود روابط بین ایران و آمریکا مساعد باشد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 7/12/78)
روزنامه الوطن می نویسد: برخی از روشنفکران ایرانی و دیگر کشورها در کنفرانسی با عنوان ایران در قرن بیست و یکم خواستار بهبود روابط بین تهران و واشنگتن و دموکراسی در ایران شدند.
به نوشته این روزنامه ، محسن میلانی یک تحلیل گر ایرانی الاصل از دانشگاه فلوریدا گفت که اگر راه دموکراسی و نزدیک شدن به واشنگتن و برقراری ارتباط سیاسی با همسایگان و ایجاد یک بازار مشترک منطقه ای دنبال شود، ایران سالهای بهتری را در پیش خواهد داشت .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 1/4/78)
مادلین آلبرایت ، وزیر امور خارجه آمریکا: ما نسبت به آینده در رابطه با ایران خوشبین هستیم ولی با توجه به تحولات جاری در ایران ، خاتمی از نظر سیاسی دوران سختی را می گذراند و عوامل داخلی فراوانی در حال حاضر در سیاست ایران نقش بازی می کنند.
آلبرایت تصریح کرد: تابستان گذشته من دریک سخنرانی به بحث درباره مسایل موجود بر سر راه رابطه ایران و آمریکا پرداختم و علاقه مقامهای آمریکا به برقراری رابطه مجدّد با ایران را ابراز کردم .
وی افزود: بین سخنان من و مصاحبه خاتمی با خبرنگار سی .ان .ان وجوه تشابه زیادی وجود داشت .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی -2/11/77 - نیویورک )
مادلین آلبرایت در مصاحبه با خبرنگاران (در مسکو) : ما حاضریم تمام مسایل و اختلافات خود را با ایران را در مذاکره با دولت این کشور در میان بگذاریم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 11/11/78 - مسکو)
روزنامه یو.اس .تودی به نقل از یک مقام رسمی آمریکا بدون ذکر نام وی نوشت : ما به این واقعیت واقفیم که اصلاح طلبان ایران برای آغاز گفتگوی رسمی با آمریکا احتیاج به کمک دارند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی -4/12/78 - نیویورک )
خبرگزاری رویتر: انتخابات ریاست جمهوری سال 1997 که در آن محمّد خاتمی روحانی اصلاح طلب برنده شد، امیدهای مشابه را مبنی بر آن که تهران و واشگتن می توانند به زودی اختلافات قدیمی خود را فیصله دهند، ایجاد کرد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 28/11/78)
هفته نامه اکونومیست چاپ لندن : اگر آمریکاییان با دادن امتیازاتی ایران را تشویق به مذاکره نماینده ایران در مقابل چه چیزی ، برای عرضه دارد؟ ایران مدتی است از ارسال پول برای گروه های تروریستی در اطراف و اکناف جهان خودداری نموده است ، لیکن هنوز از چریکهای حزب ا...لبنان حمایت می کند و تا زمانی که اسرائیل جنوب لبنان را در اشغال خود دارد به این امر ادامه خواهد داد. ایران می تواند متعهد شود که با بیرون رفتن اسرائیل از جنوب لبنان حمایت خود از حزب ا... لبنان را متوقف نماید. ایران همچنین می تواند متعهد شود که از یاسر عرفات در روند صلح حمایت کند و بدین ترتیب از شدّت موضع سنتی ضد اسراییلی خود بکاهد. ایران در آستانه اصلاحات است . ولی هنوز نیروهای قدرتمند وجود دارند که می خواهند آن را در تاریکی قوانین و مقررات محدود و تنگ نظرانه و یک قوه قضائیه خشن روحانی نگه دارند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران - 1/12/78)
عباس عبدی : جوانان ما در مورد رابطه با آمریکا نباید فریب عملکرد خطای جناح راست را بخورند.
(حیات نو 19 - آذرماه 79)
صادق زیبا کلام : مذاکره با آمریکا تنها راه حل مشکلات است و تسخیر سفارت آمریکا این راه را بر ما بست .
(هفته نامه پیام هامون - 10/8/78)
روزنامه صبح امروز: امام در قبول قطعنامه یک جام زهر نوشید و سعادت ملّت را تضمین کرد، مذاکره با آمریکا نیز احتیاج به نوشیدن جام زهر دیگر دارد!
(23/8/78)
حاتم قادری : تاءکید بر قطع رابطه با آمریکا صرفا در بین بعضی از مسئولین است نه مردم و ثانیا یک امر داخلی و جناحی است نه ملی !
(روزنامه آفتاب امروز- 17/9/78)
عباس عبدی : با تسخیر لانه جاسوسی ظلم بیست و پنج ساله آمریکا به ایران تلافی شد و دیگر نباید دشمنی با او ادامه یابد.
(روزنامه آفتاب امروز - 13/8/78)
خبرگزاری جمهوری اسلامی : عبداللّ ه نوری خواستار رابطه مستقیم با آمریکا شد.
عبداللّ ه نوری : چرا به جای رابطه مستقیم با آمریکا به قهر کودکانه دست می زنیم ؟
(16/8/78)
عباس عبدی : دلیلی ندارد مردم احساس تنفر گذشته را نسبت به آمریکا داشته باشند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 16/8/78)

سرمایه گذاری خارجی

هفته نامه میدل ایست اکونومیک دایجست (مید) چاپ لندن : دولت ایران و سیاست گذاران نفتی کشور برای اصلاحات گسترده از جمله تغییر در قانون اساسی تلاش می کنند. این نشریه در مورد انگیزه این تلاش نوشت : هدف اصلی این کار راهگشایی برای جذب سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز است ولی در بطن این تغییرات مساءله مالکیت مستقیم خارجیان وجود دارد که قرار است در مورد آن تصمیم گرفته شود. مید با اشاره به اظهارات شخصیتهای مختلف سیاسی کشور در این مورد نوشته است آنها تلاش می کنند طرفدارانی جذب کنند تا زمینه برای ایجاد تغییر در قانون اساسی فراهم شود... در زمان حاضر قانون اساسی مالکیت ذخایر نفت و گاز کشور و همین طور تاءسیس بانک را از سوی بخش خصوصی در داخل و خارج کشور مجاز نمی داند. به همین خاطر است که قراردادهایی که طی چند سال گذشته برای توسعه صنایع نفت و گاز کشور منعقد شده همه از نوع بیع متقابل می باشند که در برخی موارد بویژه در پروژه های اکتشافی انگیزه برای شرکت های خارجی را محدود می سازد.
زرین گل رئیس کمیته نفت مجلس شورای اسلامی هفته پیش در این مورد گفته بود در صورت عدم تغییر قانون اساسی در این مورد نمی توان شرکتهای خارجی را نسبت به سرمایه گذاری نفتی و گاز در مناطق دست نخورده و دور افتاده نظیر کردستان ترغیب کرد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 24/4/78)
یروان آبراهامیان (استاد کالج باروک در نیویورک ) : جلب سرمایه های خارجی یکی از زمینه های جدل انگیز است و یکی از طرق بهبود اقتصادی در حال حاضر به اصطلاح ایجاد تحرک در آن است و آسانترین طریق آن البته تزریق سرمایه خارجی است و این کاری است که دولت پیشین رفسنجانی سعی کرد انجام بدهد و دولت کنونی هم مایل است که انجام بدهد. وی گفت : به نظر من سرمایه خارجی نه تنها به احیای اقتصادی کمک خواهد کرد بلکه بویژه در بخش نفتی که به میزان کلانی سرمایه گذاری برای ادامه کار صنعت نفت نیاز است بسیار مفید خواهد بود، اما جلب سرمایه های خارجی اساسا به سیاست خارجی بستگی دارد، لذا مسئله اقتصاد را نمی توان از مسائل مربوط به سیاست خارجی جدا کرد.
علی جلالی گزارشگر رادیو آمریکا به نقل از کسانی وی آنها را تحلیلگران نامید گفت : جلب سرمایه های خارجی مستلزم تصویب یک رشته قوانین جدید به منظور ترغیب و تضمین امنیّت سرمایه گذاران است . بهبود روابط با ایالات متحده آمریکا و اروپا، عوامل کلیدی دیگری در زمینه بهبود وضع اقتصادی ایران به شمار می آید.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از رادیو آمریکا - 15/5/77)
فیگارو : رئیس جمهوری ایران به دو دلیل نیاز به اروپا دارد، نحست آنکه اقتصاد کشورش در حال ورشکستگی است و لزوم سرمایه گذاری خارجی در ایران ضروری است و دوّم آنکه در غیاب ایالات متحده آمریکا تنها اروپاست که می تواند به یاری ایران بشتابد. در مقابل اروپا نیز به ایران نیاز دارد تا پس از استحکام اصلاحات آقای خاتمی در بازسازی کشور شرکت کند، کشوری که از نظر استراتژیک موقعیت استثنایی دارد.
روزنامه لیبراسیون چاپ پاریس نیز نوشته است : نخست وزیر ایتالیا در آستانه سفر آقای خاتمی به خبرنگاران گفت باید از میانه روی و اصلاحاتی که خاتمی در ایران آغاز کرده است پشتیبانی کرد تا ایران بتواند از انزوا خارج شود.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از رادیو آزادی - 19/12/77)
خبرگزاری رویتر: مجلس اصلاح طلب ایران در جهت حذف موانع قانونی بر سر راه سرمایه گذاری خارجی اقدام کرد، حرکتی که کشور ایران برای مبارزه با چالش های فزاینده اقتصادی نومیدانه به دنبال آن است .
(روزنامه ایران - 3/6/79)

اصلاح و رفرم در دین

اشکوری : من حجیت وحی را پذیرفتم ، ولی این که آیا وحی همین کتاب است خود محل بحث است ، این که آیا در این کتاب تحریفی حاصل شده است یا نه جای بحث دارد! چگونگی تدوین کتاب و این که آیا واقعا در زمان شما کتاب مزبور دچار کم و زیاد نشده است .
(پیام هاجر شماره 290)
تمام تلاش من در ایران برای جدایی دین از سیاست است .
احکام اجتماعی دین قابل تغییرند ولو آن بخشی که در خود قرآن آمده است .
(بنقل از کیهان در کنفرانس برلین )
من طرفدار جدایی دین از دولت و خواهان ریشه کن کردن نظام ولایت فقیه هستم .
(مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط )
بنده اصلا حکومت را از مقوله دین و شرع نمی شناسم و با حکومت فقهی و روحانی مخالفم .
(کیهان - 8/2/79)
حبیب ا... پیمان : قرآن قابل نقد علمی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است .
(هفته نامه پیام هاجر - 23/9/78)
هفته نامه عصر ما: دغدغه کلی در حال حاضر آن است که ما چگونه می توانیم مدرنیته را اسلامیزه و ایرانیزه کنیم و پیش از آنکه با نگاهی درون دینی امر اصلاح دینی به سامان رسد باید مدرنیته را با شرایط بومی سازگار کرد.
(هفته نامه عصرما - 6/7/79)
مجتهد شبستری : حقوق جزایی اسلام نه تنها نیاز به اصلاح دارد، بلکه خود نیز توان اصلاح را دارد. وی در مجتمع قضایی یوریدیکوم وین خواستار اصلاحات عمقی در احکام حقوقی اسلام شد. چرا که (به گفته وی ) مجازاتهایی که توسط (حضرت ) محمدص معرفی شد، در حقیقت برای زمان خود نوعی محدود کردن روشهای مجازات بی اندازه شدید رایج آن دوره بود. (به گفته شبستری ) مسلمانان با انجام اصلاحات ضروری تنها راه محمدص را ادامه خواهند داد.
امروزه شرایط دیگرگون اجتماعی ، یک خانه تکانی در حقوق اسلامی - شریعت را می طلبد، تا اعمال مجازاتهای انسانی را ممکن سازد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 1/5/79)
رادیو آزادی : وولفکانگ گونترلش ، ایران شناس آلمانی طی تحلیلی در روزنامه فرانکفورتر آلگمانیه مسئله اصلاحات و اسلام در ایران را مورد ارزیابی قرار داده است .
به گزارش رادیو آزادی ، گونترلش در تفسیری باعنوان آیا رفرم در دین امکان پذیر است ؟ می نویسد جدیدترین ضربات علیه جنبش اصلاح طلبی در جمهوری اسلامی ایران این پرسش را مطرح می کند که وقتی عناصر دمکراتیک مانند انتخابات ، مجلس و سازمانهای غیر حکومتی با ساختارهای برآمده از دین مانند دستگاه روحانیت شیعه و قوانین مذهبی و شورای نگهبان به هم آمیخته اند در این صورت چگونه می تواند اصلاحات قابل تحقق باشد.
اکنون در بخشی از جنبش دانشجویی آشکارا این پرسش مطرح می شود که آیا رفرم در دین اجتناب ناپذیر است ، آنها و بخش بزرگی از روشنفکران و دگراندیشان با اظهار عقیده خود بر لبه پرتگاهی که بین تفکر عقلانی آنها و اتهامات موجود در ایران کشیده شده حرکت می کنند.
این روزنامه آلمانی در ادامه می نویسد: چه کسی می توند یک رفرم در دین را واقعیت ببخشد، خاتمی نیت خیر دارد اما خود اسیر سیستمی است که به آن تعلق دارد و از آغاز نیز آنرا می خواسته است .
رویدادهای اخیر نشان داد که حوزه نفوذ او از مرز سخنانش فراتر نمی رود بنابراین سیاستمدار یا روحانی که آشکارا برای جدایی دین از دولت گام به پیش بگذارد در چشم انداز نیست ، با وجود این ایده رفرم در دین در سطوح بالای روحانیون بدون طرفدار نیست .
می توان از کسانی نام برد که در موقعیتی قرار دارند که بتوانند بتدریج مقاومت مؤ ثری هدایت کنند، برای نمونه آیت ا... منتظری که بارها به عنوان یک دگراندیش تحت فشار و مراقبت است و بطور مرتب روحانیون مسلط بر نظام را مورد انتقاد قرار می دهند اما او نیز احکام خود را از مقام و مرتبه مذهبی خود صادر می کند.
این روزنامه در پایان می نویسد: به نظر می رسد که برای ایرانیان این راه وجود دارد که این گروه از روحانیون را مورد حمایت قرار دهند و در عین حال به آنها هشدار دهند که از دفاع از آزادی و کثرت گرایی در هیچ شرایطی سرباز نزنند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 14/6/79)
کریستین هوفمن (خبرنگار روزنامه فرانکفورتر آلگماینه ): آقای افشاری از همان نظری پیروی می کند که آقای کدیور و آیت ا... منتظری درباره اصلاحات ارائه می دهند و آن این که فرم کنونی سیستم دینی در ایران با دمکراسی همخوانی ندارد.
او می گوید تمام مشکلات ، ناشی از تصویرهای غلط از دین است و می افزاید بنابراین قبل از آنکه دمکراسی بتواند در ایران پا بگیرد ما احتیاج به یک رفرم دینی داریم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 20/5/79)
افشاری : جنبش اطلاح طلبی باید تکلیف خود را در خصوص نفی ساخت قدرت مطلقه روشن سازد. این امر به یک رفرم دینی نیاز دارد به این معنا که چگونه ساختار دمکراتیک داشته باشیم و در عین حال از مفاهیم دینی نیز بهره مند گردیم .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 20/5/79)

جریانهای قومی واقلیّت ها

رادیو آمریکا درباره قطعنامه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد علیه ایران : مقامات دولت ایران همچنین پیروان مسیحیت ، زرتشتیان ، مسلمانان اهل تسنّن و یهودیان را مورد آزاد و اذیت قرار می دهند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 13/3/78)
رادیو آزادی : هفته وحدت در اوایل حاکمیت (امام ) خمینی تاءسیس شده و هدف آن خوابانیدن عصیان های ترکمن و بلوچ و ترک رژیم بوده است .
(رادیو آزادی - 22/4/77)
رادیو اسرائیل : مسئولین در حرف از وحدت سخن می گویند ولی در عمل با توطئه چینی در صدد از بین بردن دومین جمعیت کشور یعنی اهل سنت و شیعه کردن آنها می باشند. سنّیان ایرانی در عمل از حقوق مدنی و اجتماعی محرومند و هیچ گونه حقوق سیاسی ندارد.
(25/4/77)

نگرش نسبت به غرب

روزنامه آمریکایی یو.اس .ای .تودی : اغلب ایرانیان امیدوارند ادامه اصلاحات به روابط بهتر ایران و غرب منجر شود و خاتمی گفته است که خواستار پایان دادن به خصومت بین ایران و آمریکا می باشد.
علیرغم استقبال آمریکا از نتایج اولیه انتخابات در ایران ، بعید بنظر می رسد ما دامیکه تهران از چریکهای حزب ا... در جنوب لبنان حمایت می کند واشنگتن به تحریم های اقتصادی علیه تهران پایان دهد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 2/12/78)
رادیو ایران : سفیر انگلیس در تهران به یک مقام وزارت امور خارجه ایران گفت ؛ ما نسنجیده عمل نمی کنیم . نشانه هایی از اصلاحات و تمایل به گشایش به سوی غرب و توسعه یک جامعه مدنی اسلامی وجود دارد، تمام این چیزها مثبت است و برقراری روابط مثبت تر با ایران را که خود نیز خواستار آن است ، آسان تر خواهد کرد.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 19/10/78)
روزنامه الشرق الاوسط در مقاله ای بنام مد دمکراسی مرز نمی شناسد: انقلاب ایران با انتخاب شیوه دمکراسی و موافقت دسته جمعی جناح ها با آن ، نشان می دهند که انقلاب مفاهیم خود را اصلاح کرده و وارد عمق اصلاحات ، تحولات ، درهای باز و همزیستی با غرب شده است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 1/2/79)
هنری پرکت مسؤ ول سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا: اگر موجی که در مطبوعات اصلاح طلب ایران با تِز امکان ارتباط با آمریکا شروع شده و به تردید در اساسی ترین وجوه انقلاب مشغول است ، اگر بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن طریق ولایت فقیه را به کشتی تردید سوار کند، این کار بار سنگینی از دوش آمریکا بر خواهد داشت . این بار سنگین همان است که امروز ایران را از غرب دور نگه داشته و امکان صلح با اسرائیل را تا حد زیادی تنزل داده است . اصلاح طلبان ایران راه دشواری را در پیش دارند. آنان به خوبی دریافته اند که برای نزدیکی به غرب باید نگاه مردمشان را از زشتی های غرب به زیبایی های آن معطوف کنند.

الگوهای غربی

رادیو بی بی سی لندن : در ادامه جلسات (کنفرانس سه روزه تحت عنوان ایران در آستانه قرن 21) حسین بشیریه استاد دانشگاه تهران از دیدگاه متفاوتی به اسلام نگاه کرد و اظهار داشت که شیعه و دموکراسی سازش ناپذیرند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 29/3/78)
سعید حجاریان : در دولت آقای خاتمی توسعه سیاسی و نوسازی در راءس همه امور است و دمکراسی باید نهادینه شود و تقسیمات کشوری اصلاح گردد. وی افزود: در مجلس ششم سعی ما بر این است که نظارت استبدادی را حذف کنیم که در نتیجه چنانچه مردم از ما حمایت کنند دیگر شورای نگهبان و سایر ارگانها نمی توانند جلوی اصلاحات را بگیرند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 28/11/78)
رادیو آمریکا: گری سیک ایران شناس آمریکایی که در زمان بحران گروگانگیری 20 سال پیش در ایران از اعضای مهم شورای امنیت ملی جیمی کارتر بود می گوید: مردم ایران باید پیش از هر چیز تصمیم بگیرند که آیا می خواهند کشورشان تحت یک حکومت مستبد مذهبی باقی بماند و یا به یک جمهوری دمکرات و آزاد مبدل شود. گری سیک می افزاید: پرسش اساسی این است که قدرت و اختیارات رژیم واقعا از چه منشاء می گیرند. آیا این اختیارات را خداوند به این حکومت داده است ، آیا حق الهی این رژیم است که بر ایران حکومت راند یا اینکه نظام حکومتی ایران نظامی است که از اراده ملّت منشاء گرفته است .
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 7/12/78)
یک روزنامه ایتالیایی : همین نسل جدید که به عنوان نسل بی تفاوت نسبت به امور سیاسی کشور نگریسته می شد یکباره وارد صحنه شد و دسته جمعی به خاتمی راءی داد. رئیس جمهوری که قول داده است ماهیت مذهبی محض رژیم را استحاله کرده و با انجام اصلاحات لازم جامعه مدنی برپا کند.
(خبرگزاری جمهوری اسلامی - 4/11/77)