فرهنگ مصادیق:ارزش روزی حلال
محتویات
مقدمه
بنابر روایاتی که از پیامبر اعظم(ص) و امامان معصوم(ع) رسیده، بر همه لازم است در راه به دست آوردن «درآمد حلال» تلاش کنند و از بیکاری و تنبلی و حرام خواری جدّاً بپرهیزند.
پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرماید:
«طَلَبَ الحَلالِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ مُسلِمٍ وَ مُسِلِمَةُ؛[۱] به دنبال روزی حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است».
و نیز از وی روایت شده که: «خدا دوست میدارد که بنده اش را در راه کسب حلال در رنج و زحمت ببیند».[۲]
و نیز میفرماید:
«اَلکادُّ لِعِیالِهِ کَالْمُجاهدِ فی سَبیلِ الله؛[۳] کسی که برای اداره زندگی خانواده اش تلاش میکند، مانند کسی است که در راه خدا جهاد میکند». در حدیث دیگر پیامبر اکرم(ص) فرمود:
«إنَّ اللهَ یُبْغِضُ الشّابَّ الفارِغ؛[۴]جوان بیکار، مورد خشم خداوند است».
و میفرماید: «انسان سالم و بیکاری که نه مشغول کارهای دنیایی و نه مشغول کارهای آخرتی باشد، مورد خشم پروردگار است».[۵]
ابن عبّاس میگوید، هر گاه پیامبر(ص) از شخصی خوشش میآمد، از شغل او میپرسید. اگر میگفتند او شغلی ندارد، میفرمود: از چشم من افتاد. وقتی از آن حضرت، علت آن را میپرسیدند، میفرمود: مؤمن اگر دارای شغلی نباشد، با دین فروشی زندگی خودش را اداره میکند.[۶]
انس بن مالک میگوید: روزی که رسول خدا(ص) از غزوه تبوک باز میگشت، سوربن معاذ انصاری، (یا سعد انصاری) به استقبال آن حضرت شتافت و با پیامبر(ص) دست داد. حضرت فرمود: چه باعث شده که دستهایت این گونه سفت و پینه بسته باشد؟ جواب داد: با بیل برای کسب نفقه خانوادهام کار میکنم. حضرت دست وی را بوسید و فرمود: این دست هرگز آتش جهنّم را حسّ نمیکند.[۷]
بنابراین با اینکه روزی رسان خداوند متعال است: )إنَّ الله هُوَ الرَّزّاق([۸] و خود روزی را تقسیم و تقدیر میکند، امّا همه موظفند منبع درآمدی حلال داشته باشند؛ زیرا خداوند به وسیله اسباب روزی میدهد. بندگان خدا باید به دنبال کسب حلال باشند و شغلی را پیشه خود سازد.
امام صادق(ع) میفرماید: «به دنبال روزی حلال رفتن را رها نکن؛ زیرا این در تقویت دینت مؤثر است.[۹] حرام خواری
اسلام انسان را در کسب روزی و به دست آوردن متاع زندگی آزاد گذارده، امّا هرگز اجازه نداده که او در این راه مسیری را پیش گیرد که اخلاق را فاسد گرداند و او را در معرض سقوط قرار دهد و یا موجب فساد در جامعه شود. بدین جهت، نه تنها مشروبات الکلی، مواد مخدّر و همه منکرات و فواحش را حرام شمرده، بلکه تولید، واسطه شدن، خرید و فروش و استعمال و ... آن را نیز تحریم کرده است.
زنا و فحشا و رقّاصی را شغل و منبع درآمد انسان نمیداند، غنا و آواز ه خوانی را که انسان را به فحشا بکشاند، راه کسب صحیح نمیشناسد. هر کاری که موجب سود شخصی امّا ضرر و بدبختی برای شخص دیگر یا اجتماع بشری باشد و امنیت اقتصادی و سلامت فرد یا جامعه را به خطر بیندازد، جرم و گناه شمرده و بر آنها کیفر سخت در دنیا و عذاب دردناک در آخرت وعده داده است؛ مانند: رشوه خواری، دزدی (به هر شکل آن)، کم فروشی، قمار، ربا، رانت خواری، غشَ در معامله، احتکار نیازمندیهای مردم و ... .
خداوند متعال در قرآن کریم، حرام خواری را از صفات یهود شمرده، میفرماید:
(وَتَرَی کَثِیرًا مِّنْهُمْ یُسَارِعُونَ فِی الإِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ)[۱۰]؛ «بسیاری از آنان را میبینی که در گناه و تعدّی و خوردن مال حرام، شتاب میکنند. چه زشت است کاری که آنجام میدادند!».
سپس میفرماید: «چرا دانشمندان نصارا و یهود، آنها را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام، نهی نمیکنند؟ چه زشت است عملی که انجام میدادند!».[۱۱]
خوردن مال حرام، شامل همه تصرّفات نامشروع میشود، خواه خوردن و آشامیدن باشد، یا کار حرامی در زمینه مسکن، لباس و غیر آن، و ممکن است مال را مصرف نکنند و آن را به ناحق نزد خود نگهدارد و به صاحبش برنگرداند. به تمام این موارد حرام خواری صادق است.
روزی حلال
خداوند متعال برای تمام مخلوقات «روزی حلال» مقدّر فرموده است. اگر انسان عجله نکند و قناعت و صبر را پیشه خود سازد، تمام رزق مقدرش به او خواهد رسید. کسانی که از کسب حرام پرهیز نمیکنند، خیال میکنند اگر از مال حرام صرف نظر کنند، کمبودی در معاششان پدید میآید و سخت محتاج و گرفتار میشوند. خداوند میفرماید: )وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ([۱۲]؛ «هیچ جنبندهای در زمین نیست، مگر اینکه روزی او برخداست. او قرارگاه و محلّ نقل و انتقالش را میداند. همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است».
غذای کرم در عمق دریا
روزی حضرت سلیمان(ع) درکنار دریا نشسته بود. نگاهش به مورچهای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف دریا حمل میکرد. سیلمان(ع) دید او به آب دریا رسید. در همان لحظه قورباغهای سرش از آب بیرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان آن وارد شد و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان مدّتی شگفت زده به فکر فرو رفت. ناگاه دید همان قروباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود و مورچه از دهانش بیرون آمد، ولی دانه گندم را همراه خود نداشت. سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت آن را پرسید. مورچه گفت «ای پیامبر خدا! در قعر این دریا سنگی توخالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی میکند. خداوند آن را در آنجا آفرید. کرم نمیتواند از آنجا خارج شود. خداوند این قورباغه را مأمور کرده تا مرا به سوی آن کرم حمل کند. قورباغه مرا به آنجا میبرد و دهانش را نزدیک سوراخ میگذارد. من از دهان آن بیرون میآیم و دانه گندم را نزد کرم میگذارم و سپس به دهان قورباغه که در انتظار من است، باز میگردم و آن هم مرا به خشکی باز میگرداند.
حضرت سلیمان(ع) به مورچه گفت: وقتی که دانه گندم را برای کرم میبری، آیا سخنی از آن شنیدهای؟» گفت آری، او میگوید:
«یا مَنْ لا یَنُسانی فی جَوفِ هذِهِ الصّخْرَةِ تَحْتَ هذِهِ اللُّجّةِ بِرِزْقِکَ، لا تَنسِ عِبادَک المُومنینَ بِرَحْمَتِکَ؛ ای خدایی که روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمیکنی، رحمتت را در مورد بندگان با ایمانت فراموش نکن».[۱۳]
رسول خدا(ص) در سفر حجة الوداع در مسجد الحرام، به مسلمانان فرمود: «بدانید که جبرئیل به من الهام کرد هیچ کس نمیمیرد، مگر وقتی که تمام روزی مقدّرش به او رسیده باشد. پس، از خدا بترسید و در طلب روزی حریص نباشید و دیر رسیدن رزق حلالتان شما را وادار نکند که عجله کنید و رزق خود را از راه حرام بخواهید. خداوند رزق حلال را بین مخلوقاتش تقسیم کرده و روزی حرام را قسمت نکرده ... کسی که پرده عفّت خود را بدرد و شتاب کند و آن را از طریق حرام کسب کند، از رزق حلال و مقدّرش محروم میشود و به آنچه کسب کرده، در قیامت مؤاخذه خواهد شد؛ چنان که خداوند در قرآن مجید از کسب حرام نهی فرمود:
( ... وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِیثَ بِالطَّیِّب)[۱۴]؛ «مال پاکیزه را به خبیث تبدیل نکنید».
پیامبر گرامی اسلام در تفسیر این آیه که در نهی از خوردن مال یتیم است، چنین میفرماید: یعنی پیش از آنکه روزی مقدر و حلالتان برسد، به سوی روزی حرام شتاب نکنید.[۱۵]
حضرت علی(ع) روزی نزدیک در مسجد از استر پیاده شد و آن را به شخصی سپرد و وارد مسجد شد. آن شخص لجام استر را بیرون آورد و فرار کرد. امیرالمؤمنین(ع) در حالی که دو درهم را در دست داشت تا مزد سارق لجام را بدهد، از مسجد خارج شد. دید مرکب بدون لجام است. حضرت بر استر سوار شد و دو درهم را به غلامش داد تا برای آن مرکب لجامی بخرد. غلام به بازار آمد و همان لجام را در دست یک نفر دید. معلوم شد که دزد آن را به دو درهم به آن شخص فروخته و رفته است. غلام این مطلب را به آن حضرت گزارش داد.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
«إنّ الْعَبْدَ لِیُحْرِمُ نَفْسَهَ الرّزقَ الحَلالَ بِتَرکِ الصَّبْرِ وَ لاِیَزُدادُ عَلی ما قُدِّرَ لَهُ؛[۱۶] جز این نیست که بنده به سبب صبر نکردن و شتاب زدگی رزق حلال را بر خود حرام میکند؛ در حالی که بیش از آنچه مقدّرش بوده، به دست نمیآورد».
گاهی بر اثر چشم پوشی از مال حرام، چندین برابر آن از حلال به او خواهد رسید. امام صادق(ع) میفرماید: در قوم موسی(ع) مرد فقیری بود که همسرش اصرار میکرد که به دنبال کسب و درآمدی برود تا زندگی بهتری داشته باشند. (و او به هر طرف که روی میآورد، نتیجهای نمیگرفت)؛ تا اینکه یک روز از روی اخلاص از خداوند متعال کمک خواست. در خواب دید که از او پرسیدند: آیا دو درهم حلال میخواهی یا دو هزار درهم حرام؟ گفت: دو درهم حلال مرا کفایت میکند. گفتند: در زیر سرت دو درهم حلال قرار داده شده است. از خواب بیدار شد و آن را برداشت. با یک درهم آن یک ماهی خرید و به سوی منزل آمد. همسرش از کار او ناخرسند بودو از روی ملامت سوگند خورد که به آن دست نمیزند. مرد خود ماهی را آماده پختن کرد. ناگاه دو دانه «دُرّ» در شکم ماهی یافت. آنها را به چهل هزار درهم فروخت.[۱۷]
آثار سوء حرام خواری
هر مالی که انسان از راه نامشروع و حرام کسب کند، علاوه بر اینکه معصیت پروردگار را نموده و دارای عقوبتهای اخروی است، در دنیا نیز موجب گرفتاریهای جبران ناپذیر خواهد شد.
بی برکتی اموال
حرام خواری برکت را از مال میبرد. امام صادق(ع) فرمود: «کسی که مالی را از راه غیر مشروع به دست آورد، ساختمان و آب و گل بر او مسلط میشود (تا مال او را تلف کند)»[۱۸]؛ یعنی مال و عمر خود را در آب و گلی مصرف میکند که نه برای دنیا نفعی دارد و نه برای آخرتش. گویا این قطعه از زمین مأمور بوده تا مال او را ببلعد.
عدم پذیرش عبادات
خوردن مال حرام مانع قبولی عبادات است. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «هر شب در بیت المقدس فرشتهای فریاد میزد: هر کس مال حرامی بخورد، خداوند هیچ عمل واجب یا مستحبی از او را نمیپذیرد».[۱۹]
سلیمان بن خالد میگوید: از امام صادق(ع) دربارهٔ این سخن خداوند پرسیدم:
(وَقَدِمْنَا إِلَی مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنثُورًا)[۲۰]؛ «و ما به سراغ اعمالی که انجام دادهاند، میرویم و همه را همچون ذرّات غبار پراکنده در هوا قرار میدهیم».
حضرت فرمود: آگاه باش، به خدا قسم هر چند اعمال اینها مفید تر و درخشنده تر از پارچههای سفید مصری باشد، از آنها پذیرفته نمیشود؛ زیرا ایشان از حرام خواری پرهیز نمیکنند.[۲۱]
پیامبر(ص) فرمود: «العِبادَةُ مَعَ أکلِ الحَرام کَالْبِناء عَلَی الرّمْلِ؛[۲۲] عبادت کردن با حرام خواری، مانند بناکردن روی زمین ریگ زار است»؛ یعنی چنان که بنا بدون زیرسازی محکم، خراب و نابود میشود و صاحب آن از آن بهرهای نمیبرد، عبادت کسی که از حرام پرهیز نمیکند هم فایدهای برایش ندارد.
امام صادق(ع) میفرماید: هر گاه کسی مالی از غیر راه حلال به دست آورد و با آن به حج مشرّف شود، چون گوید «لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ»، خطاب میرسد: «لا لّبَّیْکَ و لا سَعْدَیُکَ؛ تو نیامدی و رستگار نشدی»؛ یعنی حج تو با مال حرام قبول نمیشود.[۲۳]
عدم استجابت دعا
دعای حرام خوار مستجاب نمیشود. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کسی که لقمه حرامی بخورد، تا چهل روز نمازش قبول نمیشود و تا چهل روز دعایش مستجاب نمیگردد و هر گوشتی که در بدن او از حرام روییده شود، به آتش جهنّم سزاوارتر است و هر لقمه حرامی، باعث روییدن گوشت در بدن میشود».[۲۴]
و نیز فرمود: « کسی که دوست دارد دعایش مستجاب شود، باید از درآمد و خوراک حلال و پاکیزه بهره مند شود و از حرام بپرهیزد».[۲۵]
شخصی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: دوست دارم دعایم مستجاب شود. حضرت فرمود: «خوراک خودت را پاک گردان و از حرام خواری دوری کن».[۲۶]
خداوند متعال به عیسی بن مریم فرمود: «به ظالمین بنی اسرائیل بگو: در حالی که مال حرامی در تصرف آنهاست، مرا نخوانند که در این حال مورد لعن من واقع میشوند و آنها را از نعمتهایم، دورشان میسازم».[۲۷]
قساوت قلب
خوراکی که انسان تناول میکند، اگر پلید و حرام باشد، قلب را تیره میسازد. در این صورت دیگر از او امید خیری نیست و پند و اندرز در او اثر نمیکنند و سختترین مناظر رقّت بار او را متأثر نمیکنند. امام حسین(ع) به لشکریان عمر سعد فرمود: «از اینکه شما نافرمانی ام میکنید، و به سخن من گوش فرا نمیدهید، این است که شکم هایتان از حرام پر شده و بر دل هایتان مهر خورده و دیگر حق را نمیپذیرید. وای بر شما! آیا انصاف نمیدهید؟ آیا گوش فرا نمیدهید!؟».[۲۸]
-حرام خواری شریک بن عبدالله:
شریک بن عبدالله بن سنان فرزند انس نخعی کوفی، در سال ۷۵ق در خراسان به دنیا آمد و در سال ۱۷۷ق در کوفه از دنیا رفت. وی عالمی با تقوا و فقیهی با هوش بود. مهدی عباسی او را احضار کرد و او را واداشت که یکی از این سه کار را بکند: یا منصب قضاوت را بپذیرد، یا معلم و مربی اطفال خلیفه باشد، یا یک مرتبه مهمان سفره خاص خلیفه شود.
شریک خوردن طعام را اختیار کرد و آن را از دو کار دیگر آسان تر شمرد. خلیفه به آشپر مخصوص دستور داد تا انواع خوراکیهای لذیذ را تدارک ببیند. چون شریک از آن طعامهای لذیذ حرام خورد. آشپر گفت: شریک پس از خوردن این طعام. رستگار نخواهد شد و همان طور هم شد؛ زیرا آن لقمههای حرام چنان در او تأثیر کرد که دو کار دیگر را هم پذیرفت هم قاضی شد و هم مربی اطفال خلیفه. گویند: وقتی حوالهای داشت و در گرفتن آن از بیت المال سخت گیری میکرد، خزینه دار گفت: تو به ما گندمی نفروختهای که در گرفتن آن چنین سخت گیری میکنی! گفت: بلی، چیزی مهم تر از گندم را فروختم و آن دین خودم است.[۲۹]
تأثیر منفی در نسل
نطفهای که از آن فرزندان به وجود میآیند، از غذایی که پدر و مادر تناول میکنند، تولید میشود و در صورت نامشروع بودن «درآمد»، شیطان در به وجود آمدن این فرزندان مشارکت میکند و گرایش این فرزندان به گناه بیشتر میشود و تربیت آنها سخت تر و تکامل اخلاقی شان با مشکلات زیادتری روبه رو خواهد شد. لقمه حرام، چنان در حان و روان یک طفل اثر میگذارد که نمیتواند به آسانی از افاضات نورانی حق تعالی کسب نور کند و به سعادت راه یابد: خداوند میفرماید:
)ِاذْهَبْ فَمَن تَبِعَکَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤکُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا... وَشارِکْهُمْ فِی الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ...([۳۰]؛ «(ای شیطان) برو! هر کس از آنان که از تو تبعیّت کند، جهنّم کیفر شماست؛ کیفری فراوان...، و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی...».
بر اساس روایات، شرکت شیطان در فرزندان آن است که نطفه فرزندان از مال حرام منعقد شده باشد.[۳۱]
امیرالمؤمنین(ع) میگوید: پیامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند متعال بهشت را بر کسی که بسیار ناسزا میگوید و باکی ندارد از اینکه هر حرف (زشتی) بگوید یا بشنود، حرام کرده است. اگر پی جویی کنید، چنین فردی را زنازاده یا کسی که (به سبب حرام خواری) شیطان در انعقاد نطفه اش شرکت داشته، خواهید یافت. سؤال شد آیا شیطان در این گونه موارد شرکت دارد؟ پیامبر(ص) فرمود: آیا این سخن خداوند را نخواندهای که فرمود: )وَشَارِکْهُمْ فِی الأَمْوَالِ وَالأُوْلادِ...([۳۲].
امام صادق(ع) فرمود: «کسی که میل به زنا و خوردن مال حرام دارد، شیطان در نطفه اش شرکت داشته است».[۳۳]
امام صادق(ع) فرمود:
«کَسْبُ الحَرامِ یُبینُ فی الذّرّیة؛[۳۴] درآمد حرام در فرزندان اثر (نامطلوب) میگذارد (و هدایت آنها را دچار مشکل میکند)».
از این آیات و روایات به خوبی استفاده میشود که اگر بخواهیم فرزندان سالم، متدیّن، خوش خلق و تربیت پذیر داشته باشیم، ابتدا باید منبع درآمد ما حلال باشد و لقمهای حرام به خانه نیاوریم و حرام خواری نکنیم، سپس به تربیت و تعلیم آنها همّت بگماریم.
عاقبت حرام خواری
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هر کس در تحصیل مال بی باک باشد (و رعایت حلال و حرام را نکند)، خدا هم باکی ندارد که او را از هر دری وارد جنهم کند».[۳۵]
و نیز فرمود: «هر کس مالی را از راه حرام کسب کند، اگر آن را صدقه بدهد، از او پذیرفته نمیشود، اگر آن را باقی بگذارد (و بمیرد)، توشه دوزخش میشود».[۳۶]
پانویس
- ↑ بحارالانوار، ج103، ص9
- ↑ کنز العمال، ح9200
- ↑ بحارالانوار، ج103، ص12
- ↑ جامع السعادات، نراقی، ج1، ص152
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج17، ص146
- ↑ بحارالانوار، ج103، ص9؛ جامع الخبار، ص139
- ↑ تاریخ بغداد، ج7، ص342؛ الامام صادق(ع)، عبدالحکیم الجندی، ص350
- ↑ الذاریات/58
- ↑ بحارالانوار، ج71، ص128 و 137
- ↑ مائده/62
- ↑ همان/63
- ↑ هود/6
- ↑ بحارالانوار، ج103، ص36، از دعوات الراوندی
- ↑ نساء/2
- ↑ عده الداعی، ابن فهد، ص74؛ بحارالانوار، ج70، ص96 و ج103، ص30
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج3، ص160، لنالی الاخبار، ص151
- ↑ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج17، ص360؛ کتاب اللقطه، باب10، حدیث2؛ بحارالانوار، ج103، ص29 و30، حدیث52
- ↑ سفینة البحار، محدث قمی، ج1، ص298
- ↑ همان، ص299؛ بحارالانوار، ج100، ص141
- ↑ فرقان/23
- ↑ عدة الداعی، ابن فهد حلی، ص230؛ بحارالانوار، ج7، ص205
- ↑ سفینة البحار، ج1، ص229؛ عدة الداعی، ص141
- ↑ کافی، ج5، ص124؛ معراج سعادت، ص429
- ↑ سفینة البحار، ج1، ص24
- ↑ همان
- ↑ عدة الداعی، ص110
- ↑ همان
- ↑ نفس المهوم، محدث قمی، ترجمه کهری، ص110
- ↑ سفینة البحار، ج1، ص698
- ↑ اسراء/63 و64
- ↑ تفسیر نمونه، ج12، ص208
- ↑ تفسیر نور الثقلین، ج3، ص182
- ↑ همان، ص183
- ↑ وسائل الشیعه، ج12، ص53
- ↑ بحارالانوار، ج103، ص11 و 13
- ↑ همان، ص14







