ادله قرآنی وجوب امر به معروف و نهی از منکر 1
محتویات
ادله قرآنی وجوب امر به معروف و نهی از منکر
بسمالله الرحمن الرحیم
اشاره
در جلسه گذشته و در آیه قبل گفتیم آیه ۱۰۴ آلعمران بحث در وجوب اجمالی امربهمعروف و نهی از منکر دارد با دو حیث و خصوصیت: ۱. همه اقسام امربهمعروف و نهی از منکر واجب است ولی یک قسم وجوبی برای آن فرض میکند. ۲. نوع وجوبی را که تعیین میکند بیش از وجب کفایی نیست و مازاد بر این از آیه به دست نمیآید.
وجوب اجمالی امر به معروف و نهی از منکر
اما آیه بعدی که مورد استشهاد قرارگرفته است سوره توبه، آیه 71 «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ ۚ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِک سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ» مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان میدهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمی دارند، و نماز را برپا میکنند، و زکات میپردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت مینمایند؛ یقیناً خدا آنان را مورد رحمت قرار میدهد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
شواهدی دال بر وجوب امر به معروف در این آیه
دو شاهد بر این است که امربهمعروف و نهی از منکری که در این آیه اشارهشده واجب است.
شاهد اول بر این وجوب
۱. امربهمعروف و نهی از منکر در ردیف اقامه صلاه، ایطاع زکات و ......همینکه در یک سیاق بهعنوان وصف زنان و مردان مؤمن بیانشده دلالت بر آن است که همانند سایر وجوب ذکرشده در آیه واجب است. بلکه با توجه به صدرنشینی امربهمعروف بر فقرات دیگر نشاندهنده این است که اهم فرایض است. این شاهد اول بر وجوب بود.
شاهد دوم بر این وجوب
این است که در انتهای آیه سیرحمهم الله است. یعنی بهجای اینکه بهجای روال جملهبندی، در این آیه مفعول در صدر قرارگرفته است همانند ایاک نعبد مفید حصر است. از روی عزت و حکمت سزاوار چنین رحمتی هستند. لذا این افاده حصر، بنابراین اوصافی که در آیه ذکر شده شرط رحمت الهی است. چون با سین آمده یعنی خدا در روز قیامت به آنها رحمت خواهد کرد نه لزوماً رحمت در جهان دنیوی باشد. معمولاً بهشت را با مضارع و مستقبل قریب میآورد. لذا این حصر را میفهماند که اینها از رحمت الهی برخوردار می وند و چون شرط رحمت الهی است لذا واجب است.
شاهد سوم بر این وجوب
آیه در مقام اوصاف الزامی یا اصلی مومنان و مومنات است. اولیاء بعض هستند. یعنی این قیود احترازی هستند. یعنی اگر کسی مومن باشد اگر جامعه ای مومنانه باشد اینها اولیاء هم هستند و این کارها را انجام میدهند. لذا اگر جزء شرایط اختصاصی اینها است، یعنی شرط یمان است. قرآن کسی را مومنن میداند که این کارها را انجام دهد. اتصاف ایمان در گرو این کارهاست لذا این افعال جزء. واجبات ایمانی میشود. این تقریب سوم بود. همانند یا ایها الذین آمنوا .... این آیه هم در همین سیاق است یعنی در مقام جعل و طلب از مومنان است. با این تفاوت که جعل و طلب اخباری همانند این آیه اشد از جعل و طلب در جمله انشائی است. چون در جمله انشائی جعل انشاء و طلب است یعنی این فعل هنوز مححق نشده و تحقق این فعل را خواستارید اما در جمله خبری تحقق این فعل را مفروض میگیرید به این معنا که از اهمیت فراوانی برخوردار است. لذا در بیان اخبار طلب اشد از بیان انشائی است. این سه تقریبی بود که در مورد این آیه میتوان بیان کرد.
بررسی این سه تقریب
۱. تقریب اول بر اساس سیاق است. یعنی امر به معروف و نهی از منکر در نظام مابقی واجبات آمده بلکه در صدر آن واجبات نشسته است. چون در ردیف واجبات آمده از اهم واجبات است.
اشکال اول: ما دلیل قاطع داریم که امر به معروف مقدم بر صلات و اطاعت از خدا نیست. ما مهمترین وظیفه را اطاعت از خدا و رسول میدانیم و بعد ایطاع زکات و در آخر امر به معروف. لذا اهمیت امر به معروف از این آیه در نمیآید. چون اصل ایمان یعنی اعتقاد به خدا و روسل و اطاعت از خدا و رسول. اگر صدر نشینی امر به معروف و نهی از منکر نشان دهنده اهمیت آن است، این با این بیان واضح البطلان میشود.
پس چرا آیه اینگونه ترتیب را بیان کرده است؟ مگر اینها در یک سیاق نیست؟ اگر این طور باشد خدا باید مهمترین را در ابتدا ذکر کند که همان اطاعت از خدا و رسول است؟ لذا شاید در یک سیاق هم نباشند. این تردید وجود دارد.
چند شاهد برای بیان اینکه اینها در یک سیاق نیستند
شاهد اول
آیه با ولی بودن بعضی از مومنین نسبت به برخی دیگر شروع میشود. خوب این اقتضا دارد که امر به معروف مقدم باشد. اقامه صلاه و ایطاع زکات و یا اطاعت خدا و رسول که مطلق است هیچ کدام مصداق بعضهم اولیاء بعض نیست. بنابراین اگر در صدر نشسته به خاطر این است که مصداق بعضهم اولیاء بعض باشد.
شاهد دوم
فقرات دانه دانه نیست. این نیست که یک کار اینها امر به معروف باشد، یکی اقامه صلات است، یکی اطاعت از خدا و ... کل اینها فقرات جفتی است. یک کار اینها امر به معروف و نهی از منکر است. این یک کار است. کار دوم اینها چیست؟ اقامه صلات و ایطاع زکات است که به صورت جفتی ذکر شده. د رقرآن همه این افعال به صورت جفت با هم ذکر شده است. دیگر کار اطاعت خدا و رسول. لذا اینها سه فقره است نه شش فقره. بین این سه فقره چه ارتباطی است؟ مشخص است که محور اصلی اطاعت از خدا و رسول است. محور بعدی اقامه صلات و ایطاع زکات است. و بعدی امر به معروف و نهی از منکر. لذا آنچه که مورد بحث آیه است امر به معروف و نهی از منکر است. به چه دلیلی؟ چون مقام بحث آیه بیان همین امر به معروف و نهی از منکر است و اگر دو فقره دیگر را در ادامه ذکر میکند میخواهد بیان کند که امر به معروف و نهی از منکر در راستای همین واجبات است. در راستای اقامه صلات و ایطاع زکات است. اینها یک خط است. در یک راستا است. که همه اینها رد راستای اطاعت از خد و رسول است. پس معنای آیه این است که مردان زنان مومن نسبت به هم مسئولیت دارند و ظاهراً آیه در اینجا یک استینافی دارد که بگوید این تنها کارشان نیست، البته اقامه صلات و ایطاع زکات هم دارند. لذا انچه که محور آیه است همان امر به معروف و نهی از منکر است. پس با این دو شاهد بیان شد که این فقرات در یک سیاق نیستند.
از کجا که محور آیه همین امر به معروف و نهی از منکر باشد؟ شاید میخواهد هر سه فقره را به عنوان افعال مومنان بیان کند. پس اگر میخواهیم که وحدت سیاق آیه را نپذیریم و بگوییم که محور آیه امر به معروف و نهی از منکر است، باید دلیل داشته باشیم. به چه دلیلی؟ از آیات قبل از این آیه. آیات قبل چه میگویند؟ آیات در مقام بیان اوصاف منافقین، و نیز بیان برخی از مسئولیتهای اجتماعی است. در آیه ۶۷:
یکی از اوصاف منافقان را منع از معروف و امر به منکر است. و نیز برخی از اوصاف دیگر. وصف مقابل این اوصاف منافقان، مومنان هستند. که امر به معروف و نهی از منکر میکنند. اگر این محور باشد به ساق آیه نمیتوان استناد کرد.
در مورد تقریب دوم که نسبت به «سین» اشکال وجود دارد یعنی مفید حصر نیست. اما نسبت به اینکه اینها فقط مشمول رحمت الهی هستند، بله این مطلب به دست میآید. یعنی اگر اینها که در معرض امر به معروف و نهی از منکر هستند اگر این کار را نکنند مشمل رحمت الهی واقع نمیشوند. و محرومیت از رحمت الهی دلالت بر وجوب دارد. اگر حصر را بپذیریم معنای آن این است که وجوب به همه این فقرات ذکر شده در آیه تعلق میگیرد. البته برخی در حصر دانستن سین اشکال دارند و آن را از ادات حصر نمیدانند. اگر کسی در اسلوب حصر این آیه اشکال کند این مطلب دیگر از آیه برداشت نمیشود.
والسلام.







