ادله شرط چهارم-تعارض ادله و راه هشتم برای رفع آن
محتویات
راه هشتم رفع تعارض
راه هشتمی صاحب جواهربیان کرده اند برای رفع تعارض دو روایت امام صادق (ع) وامام باقر (ع):[۱] ممکن است توبیخ در روایت امام باقر (ع) قوم مخصوصی بوده اند اناس مخصوصین موصوفین بهذه الصفات. منتهی معنای کلام صاحب جواهر این است که در منطق گفته شده است قضیه:
الف) گاهی قضیه ی طبیعیه است: موضوع در قضیه گاهی طبیعت ومفهوم است، اصلاً نظر به افراد ومصادیق نداردمثل اینکه الانسان نوع وقتی گفته می شود الانسان نوع مقصود گوینده مفهوم وطبیعت انسان است ن مصادیق آن بلکه مفهوم انسان که حیوان ناطق نوع است پس قضیه ی طبیعیه یعنی موضوع مفهوم وطبیعت کلی است و اصلاًمتکلم نظر به افراد وو مصادیق ندارد ب) گاهی قضیه ی طبیعیه نیست: یعنی یاصلاً موضوع کلی نیست مثل اینکه گفته شود زید ضاحک که موضوع شخص خاص است بهش میگویند قضیه شخصیه ویا اگر کلی است نظر به افراد دارد و مفهوم کلی مراد او نیست بلکه مفهوم کلی پلی است برای رسیدن به افراد در چنین موردی گاهی متکلم بیان می کند چه مقدار از افراد را قصد کرده می شود قضیه ی محصوره یعنی قضیه ای که موضوع کلی است و مقصود افراد ومصادیق است و تعداد و افرادی که متکلم قصد کرده بیان شده.
قضیه ی غیرطبیعیه 3 قسم است:
گاهی شخصیه است
گاهی خارجیه است
گاهی قضیه حقیقیه است
این محصوره یا موجبه است یا سالبه و در هر دو حالت یا جزئیه است یا کلیه گاهی گفته می شود بعض الانسان کاتب و گاهی گفته می شود کل انسان ضاحک و گاهی گفته می شودلاشیء من الانسان بحجرمی شودسالبه کلیه وگاهی گفته می شود بعض الانسان لیس بحیوان می شود سالبه جزئیه.
قضیه ی محصوره دو قسم است: 1 قضیه ی خارجیه است: گاهی موضوع مفهوم کلی است منتهی و متکلم نظر به افراد دارد منتهی افرادی که همین الان موجود اند (مفروض الوجود) می شود قضیه ی خارجیه، در قضیه ی خارجیه نمی شود عموم را استفاده کرد، دررابطه با این حدیث از حضرت امیر (ع): ان النساء نواقض العقول ونواقض الحضوض و نواقص الایمان، در توجیح این حدیث احتمال قوی داده اند که مراد حضرت قضیه ی خارجیه است یعنی درست است نساء موضوع کلی است ولی امیر المومنین نظر به مصداق دارد آنهم مصداق موجود در آن زمان، حضرت میخواسته عایشه را مورد خطاب قرار دهد شرایط نمی گذاشته، حال که قضیه خارجیه شد نمی شود به کل سرایت داد.
2 قضیه ی حقیقیه است: یعنی موضوع کلی است نظر نیز به افراد ومصادیق است منتهی مصادیق در حال موجود باشند یا درآینده مثل اینکه فرموده الله علی الناس حج البیت من استطاع، من استطاع اشاره ندارد به کسی که الان مستطیع است بلکه کل ما یوجد انسان واستطاعه فیجب له الحج.
احکام شریعت براساس قضایای حقیقیه تشریع شده اند لذا از عمومیت وکلیت استفاده می شود ونظر به افراد خاص ندارد. صاحب جواهر فرموده این قضیه ای که در توبیخ روایت امام باقر (ع) آمده خارجیه است وقوم خاصی است پساصلاً تامین ندارد که بخواهد ادله ی سابق را تخصیص بزند لذا نقل میکنند واحتمل فی الجواهر ان یکون المراد اناس مخصوصین موصوفین بهذه الصفات.
راه نهم رفع تعارض
مراد الا اذا امن الضرر در روایت امام باقر یعنی وقتی یقین داشته اند که ضرر ندارد و سود دارد امر به معروف و نهی از منکر می کند اما به مجرد احتمال ضرر ترک میکنند امر به معروف و نهی از منکر را ولو احتمال عقلائی نباشد پس اگر احتمال کمترین ضرر را بدهند امر و نهی را ترک میکنند ودرامن از ضرر احتمال کفایت نمی کند مگرآنقدر مهم باشد که علما به آن توجه کنند.
مسائل و فروعات
مساله ی اول
«لو علم او ظن ان انکاره موجب لتوجه ضرر نفسی او عرضی او مالی یعتد به علیه او علی احد متعلقیه کاقربائه و اصحابه و ملازمه فلا یجب ویسقط الامر[۲] «اگر علم داشته باشد یا ظن و احتمال قوی بدهد که انکار او موجب می شود ضرر مالی یا نفس یا عرضی به او یا خویشانش میرسد امر به معروف و نهی از منکر واجب نخواهذد بود و از او ساقط می شود.
بل وکذا لو خاف ذلک، خوف از ضرر کافی است چنانکه اگر خوف ضرر دارد در وضو باید تیمم کرد، تحقق خوف ضرر به احتمال عقلائی معتد به العقلاء است و لزومی به علم ویقین نیست، البته احتمال پایین %2 موجب سقوط نمی شود.
والظاهر الحاق سائر المومنین بهم یضاً خوف بر سایرمومنین نیز در سقوط وجوب کافی است.
مساله ی دوم: ضرر حالی و استقبالی
«لا فرق فی توجه الضرر بین کونه حاًلی او استقباًلی فلو خاف توجه ذلک فی المعال علیه اوعلی غیره سقط الوجوب[۳]»







