ادله اثباتی ولایت فقیه - کلام شیخ مفید
ادله اثباتی ولایت فقیه-بررسی کلام شیخ مفید
امروز به سراغ کلمات مرحوم شیخ مفید اعلی الله مقامه الشریف در کتاب مقنعه می رسیم، دو سه نامه از حضرت ولی عصر (عج) خطاب به شیخ مفید امده که در یک نامه امده: ایها الولی السدید الشیخ المفید.
مرحوم شیخ مفید (ره) در سه جای از مقنعه بحث ولایت فقیه را مطرح کرده است: مورد اول در کتاب زکات[۱] است و عنوان بابش این است، باب وجوب اخراج الزکاه الی الامام، این عنوان بحث است انگاه شیخ مفید این ایه را نوشته اند
خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[۲] «شیخ مفید می فرماید: خدا دستور داده به پیغمبر خذ من اموالهم، یا رسول الله از اموال مردم زکات بگیر نه اینکه مردم زکات بدهند، مساله ولایت این است " خذ من اموالهم " یعنی مستقیما ولایتا وارد کار بشو.
فامر نبیه (ص) باخذ صدقاتهم تطهیرا لهم بها من ذنوبهم، خدای تعالی دستور داده که پیغمبر از مردم زکات بگیرد پرداخت زکات را تطهیر برای مردم قرار داده،
فرض علی امت حملها علیه بفرضه علیها طاعتا ... اگر بر پیغمبر گرفتن زکات واجب است برمردم هم پرداخت ان واجب است، چرا؟ چون اطاعت پیغمبر واجبه.
نهیه لها عن خلافه.
بعد شیخ مفید ره می فرماید: والامام قائم مقام النبی (ص) فیما فرض علیه من اقامه حدود و الاحکم، امام جایگزین پیغمبر است، لانه مخاطب بخاطبه فی ذالک، پیغمبر مخاطب بخطاب قرآنی است، علی ما بیناه فی ما سلف و قدمناک، در مطالب قبلی گفتیم، فلما وجد النبی (ص)، اگر پیغمبر ص باشد کان الفرض حمل الزکاه الیه، بر مردم واجب است زکاتشان را به پیغمبر بدهند، اگر پیغمبر نبود باید زکات را به خلیفه و جانشینش بدهد، اگر امام هم نبود به نواب خاص بدهد، اگر امام غایب بود باید به فقیه بدهند، لان الفقیه اعرف بموضعها ممن لا فقه له فی دیانته.
این مطلب را مرحوم شیخ مفید در مقنعه بیان فرمودند.
ملاحظه کنید اول این جمله عرض کردیم در باب زکاته، یه وقت سهم امام را به مجتهد می دهند مجتهد حق دارد قبول کند و در جای مشخص شده مصرف کند، اما مجتهد می تواند خودش به سراغ مردم برود و مردم را الزام کند که سهم امامتان را بدهید؟ شیخ مفید می فرماید: بله، چرا؟ چون خدا دستور داده به پیغمبر ص (خذ من اموالهم صدقه)، زکاتشان را بگیر، خمسشم مثل زکاته فرقی نمی کند.
می فرماید بر پیغمبر واجب است بگیرد و بر مردم واجب است بدهند، بعد می فرماید: اگر پیغمبر نبود، خلیفه اش، اگر خلیفه اش نبود، نواب خاص و اگر نواب خاص نبودند، فقها، این یک مورد.
مورد دومی که شیخ مفید بخث ولایت فقیه را مطرح کرده اند در باب قصاص است[۳] می فرماید: و لیس لاحد ان یتولی القصاص بنفسه، کسی حق ندارد مستقیما خودش قصاص کند،
دون امام المسلمین او نصبه لذلک، بابد امام مسلین متولی قصاص بشود و یا کسی که امام منصوب کرده اورا. این " نصبه " ظهور دارد در خلافت خود امام ع، اما شیخ مفید تصریح کرده اند بعدا که مقصود ما از امام، امام معصوم نیست، این مطلب را در مقنعه، اینم مورد دوم.
ولایت فقیه بر قضا
مورد سوم که مفصل تر است در باب قضا در بحث اقامه حدود است،[۴] می فرماید: فاما اقامه الحدود فهو الی سلطان الاسلام المنصوب من قبل الله تعالی وهن ائمه هدی من ال محمد ع ... اقامه حدود امرش سپرده شده بسلطان اسلام، سلطان اسلام کیست؟ امام معصوم و کسانیکه منصوب شده اند برای اینکار، مثه اینکه امیر المومنین (ع) مالک اشتر را منصوب کرده اند.
تا اینجا بحث ولایت امام معصوم است، بعد شیخ مفید فرموده است: وقد فوض النظر فیه الی فقها شیعتهم مع الامکان ...تا اخر، می فرماید امامان ع تفیذ اختیار کرده اند در رابطه با اجرا (نظر در اینجا یعنی اجرا) بفقهای شیعه در صورتی که برای فقهای شیعه امکان اقامه خدود باشد. تمام اختیاراتشان را واگذار کرده اند. کسی که توان اقامه حدود دارد و از سلطان جور خوف ندارد "فلیقمه" و اگر قدرت ندارد وجوب ازش ساقط است، هر کسی توان اقامه حدود دارد و از شر ظالمان در امان است لازم است اقامه حدود کند و للفقها شیعه من ائمه ع، فقها شیعه حق دارند برادران دینی را در اقامه صلاه اعیاد و ... در تمام اینها مردم را جمع کنند اگر توان دارند. اختلافی اگر میدا شده اصلاح بدهند و بعد فرموده: فقها حق دارند اینکار را انجام بدهند زمانی که توان دارند. حال چطور ائمه تفویذ کرده اند؟ می فرماید بخاطر ادله ای که در روایات آمده است و صحیحه است.
بعد می فرماید: هیج فقیهی حق ندارد از طرف سلطان جوری کار بکند و ان سلطانی که اورا بخلاف دین دعوت می کند، کسی حق ندارد ولایت جور را در اینجا بپذیرد...الی آخر.
بعد می فرماید: و اخراج الخمس من جمیع ما یستفیده بالولایه من الاموال، ولایت بر اموال مردم دارد لذا اخراج خمس می کند و غیر خمس از چیزهایی که واجب است و اگر از طرف فاسق امیر شد گرچه از طرف فاسق است در حقیقت از طرف ولی عصر (عج) انیر است و امارتش تثبیت شده، حال اگر کسی قدرت داشت و امیر شد بلید تلاش کند بر انجام کار یعنی امارت را قبول کند.
این هم کلام شیخ مفید در کتاب انر بمعروف و نهی از منکر درکتاب مقنعه.
این مجموعه کلام شیخ مفید تاجایی که ما دسترسی پیدا کردیم که بحث ولایت را مطرح کرده بود.
شیخ مفید ره نظرش این است: اگر فقیهی قدرت دارد بر تشکیل حکومت، باید تشکیل بدهد و این حکومت او از طرف امامان (ع) به فقها شیعه تفویذ شده، اینم مراد شیخ مفید.
صلی الله علی محمد واله الطاهرین.







