احیای سرمایه های درونی برای پذیرش امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
احیای سرمایه‌های درونی برای پذیرش امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده: به نقل از راه بهشت

ایمان به خدا

بهترین اهرم و وسیله امر به معروف و نهی از منکر، عقیده به مبدأ و معاد است؛ لذا کسی که می‌خواهد به طور ریشه‌ای مردم را به معروف وادار نماید و از منکرات باز دارد، باید روی عقائد مردم کار کند. برای مثال، به کسی که وارد منزلی می‌شود، زمانی می‌توان گفت: این کار را بکن و این کار را نکن! که عقیده داشته باشد: منزل صاحبی دارد. حسابی در کار است. از حرکات او در منزل فیلمبرداری می‌شود و ...
با این عقیده می‌توان به او خط صحیح را ارائه کرد؛ ولی اگر او گفت: این خانه بی صاحب و بی حساب است و من آزاد هستم. حسابرسی و کنترل و فیلمبرداری هم در کار نیست. ما دیگر نمی‌توانیم او را کنترل کنیم؛ چون فکر می‌کند که هر چه نچاپد، از کیسه اش رفته است و هر چه عیاشی نکند، باخته است. پس، در خانه بی صاحب و حساب، آخرین ریخت و پاش را خواهد کرد.
آری، اگر انسان معتقد شد: این جهان که خانه بزرگی است، صاحبی همچون خداوند و حسابی همچون قیامت دارد؛ تمام کارهای او ثبت و کنترل می‌شود؛ حتی بر افکار و نیّات او ناظری نظارت می‌کند؛ همین ایمان و بینش، او را در جهان تبدیل به یک انسان وارسته و متقی می‌سازد. برعکس انسانهای بی اعتنا که همچون چاه بی آب هستند که هرگز با دو سطل آب ریختن در آن چاه، آبی در آنها جمع نمی‌شود. قوانین و تبصره‌ها و جریمه‌ها برای افراد بی ایمان همچون ریختن سطل آب در چاه خشک است؛ بنابراین مهمترین و اصلی‌ترین اهرم برای دعوت به خیر و نهی از گناه، ایمان به مبدأ و معاد است. ایمان در درون انسان، همچون جوشش آب در درون چاه است که خود به خود انسان را از مفاسد باز می‌دارد.

ایمان به خداکافی نیست، یاد خدا نیز لازم است.

بعضی افراد ایمان دارند و حتی می‌توانند ساعت‌ها در اثبات خدا و معاد سخنرانی کنند؛ یا مقاله‌ای بنویسند؛ ولی فراموشکارند؛ لذا هم ایمان لازم است و هم توجه. خداوند در قرآن دربارهٔ بعضی می‌فرماید: ایمان ندارند؛ و دربارهٔ گروه دیگری می‌فرماید: خدا را فراموش می‌کنند؛ و یا: قیامت را به فراموشی می‌سپارند.
دلیل و راز و رمز نماز آن است که انسان مؤمن با یاد خدا هم باشد در مواردی که حوادث تلخ و شیرین یا فشار به انسان رو می‌آورد، سفارش قرآن آن است که انسان زیاد یاد خدا کند. ایمان به خدا اگر همراه با یاد او نباشد، کارایی زیادی نخواهد داشت. یاد خدا باید در سراسر زندگی با ما باشد؛ غذایی که می‌خوریم باید گوشت حیوان ذبح شده با نام خدا باشد؛ آمیزش جنسی با همسر با بِسْمِ اللَّه باشد؛ سوارشدن به مرکب، پوشیدن لباس و یا هر کار مادی یا معنوی مثل خواندن یک سطر شعر و یا نامه، همگی باید با نام خدا باشد.
کسی که: خدا را ناظر و پروردگار را در کمین خود و فرشتگانِ او را مأمور ثبت و ضبط کار خود بداند؛ ایمان داشته باشد که نه تنها کارهای او حساب و کتاب دارد، بلکه آثار و عکس العمل کارهای او نیز محاسبه و پای او نوشته می‌شود؛ قبول داشته باشد که خداوند لحظه‌ای از آفریده خود غافل نیست؛ هر ریز و درشتی مو به مو ثبت می‌شود؛ در روز قیامت خداوند پرونده همه اعمال انسان را جلو روی او خواهد گذاشت؛ او باید پاسخگوی همه کارها، بلکه افکار و نیّات خود باشد؛ و ... چنین فردی دست به اعمال گناه نمی‌زند و چنین ایمان و یادی، انسان را از انجام گناه باز می‌دارد. کسانی که می‌خواهند امر به معروف و نهی از منکر کنند، قبل از هر چیز باید ایمان، یاد خدا و معاد را در دل مردم زنده کنند؛ لذا قرآن به کم فروشان می‌فرماید: آیا آنان نمی‌دانند که در روز بزرگ قیامت زنده خواهند شد و باید پاسخ کم فروشی خود را بدهند؟

تشکر از خداوند

دومین اهرم برای نهی از منکر آن است که خلافکار را به یاد الطاف خداوند بیندازیم تا بداند که او چقدر به ما لطف کرد و انسان را از ذره‌ای آفرید و همه چیز را در اختیارش گذاشت؛ عیب او پوشاند؛ و همچنین خوبی او را چند برابر پاداش می‌دهد؛ درد او را شفا می‌بخشد؛ دعای او را مستجاب می‌کند؛ بهترین رفیق، بهترین مولی و بهترین یاری رسان او است.
حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: حتی اگر خداوند برای گناه، دوزخی هم قرار نمی‌داد، واجب بود که به خاطر تشکر از آن همه الطاف او، از گناه و مخالفتش دوری کرد.

عرض اعمال به پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین (علیهم السّلام)

از جمله اهرمهای بازدارنده از گناه و تشویق کننده به خوبیها، عقیده بر عرض اعمال بر پیامبر و امامان معصوم است. آری! اگر بدانیم که نوار گفتگوی ما به مقامات عالی رتبهمملکتی عرضه می‌شود، در گفتار خود دقت بیشتری می‌کنیم.
در اصول کافی، روایات متعددی نقل شده است مبنی بر اینکه: در هر هفته، اعمال شما به امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله عرضه می‌شود و آن بزرگواران را خشنود یا ناراحت می‌کند.
این عقیده که برخاسته از قرآن و روایات است، می‌تواند از بهترین اهرمها باشد.

توجه به آثار شوم گناهان

در آیات و روایات، فراوان به این حقیقت اشاره شده است که نزول بلاها به خاطر گناهانی است که مرتکب شده‌اید.
قرآن می‌فرماید: هر مصیبت که به شما می‌رسد، به خاطر عملکرد خودتان است.
اگر فلان قوم هلاک شدند، به خاطر طغیانشان بود.
تا گناه کار نباشید، قهری نیست و هر کجا قهری است، گناهانی در کار بوده است.
در اول دعای کمیل، حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:
خداوندا! گناهانی که عامل پاره شدن پرده حیا است، بر من ببخش!
خداوندا! گناهانی که عامل تغییر پیدا کردن نعمتهاست، بر من ببخش!
خداوندا! گناهانی که عامل حبس شدن دعاهاست، بر من ببخش!
از این جملات معلوم می‌شود که هر گناهی، آثار شوم مخصوص به خود دارد؛ بنابراین توجه دادن به آثار شوم گناهان، یکی از عوامل بازدارنده از منکر است.

توجه دادن به برکات معروف

همان گونه که آشنایی با آثار شوم گناه انسان را برای ترک منکر آماده می‌کند، آشنایی به منافع و آثار خوبیها، انسان را برای انجام معروف آماده می‌سازد. اکنون که سخن به اینجا رسیده است، نمونه‌هایی را در چند سطر نقل می‌کنیم؛ ولی این نمونه‌ها قطره‌ای است از دریا؛ زیرا قرنها قبل، علمای ما کتاب‌هایی پیرامون علل احکام نوشته‌اند و هر چه علم پیشرفت کند، پرده از اسرار احکام اسلامی بیشتر برداشته می‌شود. برای مثال:
روایاتی داریم که بهترین غذا برای نوزاد را شیر مادر می‌داند. امروز که علم پیشرفت کرده است، علت آن را فهمیده‌ایم.
- امروز که می‌توانند از مجاری ادرار عکسبرداری کنند، بهتر می‌فهمیم که چرا اسلام می‌فرماید: ایستاده ادرار نکنید، زیرا مجاری ادرار در حال ایستاده براحتی باز نیست.
- امروز آثار شوم شراب بر دستگاه‌های بدن بهتر از قدیم قابل آزمایش و مشاهده است.
- امروز دنیا مضرّات گوشت خوک را بهتر از دوران صدر اسلام می‌فهمد.
اکنون به سراغ چند نمونه می‌رویم در مورد اینکه در معروفها برکاتی است که اگر مردم آنان را بدانند، به سویِ شان کشیده می‌شوند. بد نیست اکنون که اولین روز عید نوروز سال ۱۳۷۵ است و توفیقی یافته‌ام تا در لحظه سال تحویل مشغول نوشتن کتاب امر به معروف و نهی از منکر در جوار مرقد مطهر امام رضا علیه السلام باشم، جمله‌ای را در همین موضوع از امام رضا علیه السلام نقل کنم. ایشان فرمود: اگر مردم زیباییهای سخنان ما را بدانند، حتماً پیرو ما می‌شوند.
امام می‌فرماید: دلیل انحراف مردم، بی خبری آنان از راز و رمز سخنان ماست. در این سالها افراد زیادی که نسبت به نماز کاهل بودند، رو به نماز کرده‌اند و این به خاطر آن است که در سایه نظام مقدس جمهوری اسلامی، میلیونها جلد کتاب در سطوح مختلف در میان نسل نو دربارهٔ اسرار نماز پخش شده است. برگردیم به سراغ نمونه‌هایی از اسرار معروف‌ها که آگاهی از آنها ما را آماده انجام آن می‌کند.

نمونه‌ها

احسان ما به مردم، سبب احسان خداوند و مردم به ما می‌شود.
صدقه دفع بلا می‌کند.
حج، انسان را از فقیر شدن بیمه می‌کند.
زکات مال را بیمه می‌کند.
عفو از مردم، کلید عفو الهی از ماست.
صله رحم، عمر را طولانی می‌کند.
نماز، انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد.
کارهای نیکوی شما، گناهانتان را از بین می‌برد.
عقیقه، وسیله بیمه کردن نوزاد از خطرات است.
استعاذه و دعا، انسان را از خطرات نجات می‌دهد.
دوری از ناز و کرشمه، زنان را گزند افراد هوسباز حفظ می‌کند.
توحید و ولایت علی بن ابیطالب، دژی است که انسان را از طاغوت زدگی حفظ می‌کند.
روزه، وسیله سلامتی است.
قناعت، کلید عزت است.
زهد، رمز رحمت است.
یاد خدا، تنها وسیله آرامش است.
به هر حال برای گسترش و احیای معروفها باید مردم را با آثار و برکات دنیوی و اجر اخروی آنها آشنا کنیم.

بیان مکافات عمل، وسیله‌ای برای نهی از منکر

برای بازداشتن مردم از منکرات و یا تشویق به خوبی‌ها می‌توانیم از طریق بیان مکافات عمل وارد شویم؛ یعنی به مردم بگوییم که کار خیر یا شر شما در همین دنیا بی پاسخ نمی‌ماند. به سراغ نمونه‌هایی از آیات و روایات می‌رویم:
۱ - مرد صالحی مقدار ارثی زیر دیواری برای فرزندان کوچک خود ذخیره کرده بود. دیوار در آستانه خرابی بود. حضرت خضر علیه السلام و موسی علیه السلام گرسنه وارد روستای این مرد صالح شدند و از مردم تقاضای غذا کردند، اما مردم به آن دو پیامبر غذایی ندادند. در این میان، نگاه خضر به دیوار در حال سقوط افتاد. به موسی گفت: باید دیوار را بازسازی کنیم.
موسی گفت: کارگریِ مجانی برای مردمی که حاضر نشدند قطعه نانی به ما بدهند، چه معنا دارد؟!
ولی خضر دست به کار شد و دیوار را ساخت. به موسی فرمود: زیر این دیوار گنجی است که پدر نیکوکاری برای فرزندانش ذخیره کرده و اگر ما دیوار را نمی‌ساختیم، خراب می‌شد و افراد نااهل گنج را پیدا می‌کردند و می‌بردند و یتیمان آن مرد نیکوکار فقیر می‌ماندند.
آری! خداوند به خاطر نیکوکاری پدر، دو پیامبر را به کارگری مجانی وادار کرد. این داستان را که در سوره کهف می‌خوانیم ما را تشویق می‌کند به اینکه هر کار خیر و معروفی حتی در این دنیا بی پاسخ نمی‌ماند. خیر آن کار یا به خود ما می‌رسد و یا به فرزندان ما.
امام صادق علیه السلام تحت این آیه می‌فرمایند:
خداوند متعادل به موسی وحی کرد: من به خاطر تلاش پدران به فرزندان لطف می‌کنم. اگر پدران نیکوکار باشند، به فرزندانشان خیر و برکت می‌رسد؛ اما اگر شرور باشند، به فرزندانشان شر می‌رسد. سپس فرمود: زنا نکنید تا به زنان شما زنانشود. آری: توجه به مکافات عمل، اهرم خوبی برای انجام معروف هاو ترک منکرات است. نمونه دیگر در جای دیگر قرآن می‌خوانیم: کسانی که فرزندان ناتوانی از خود به یادگار می‌گذارند و از آینده آنان می‌ترسند، باید از ستم دربارهٔ یتیمان مردم بترسند. آری: با یتیمان مردم چنان رفتار کنید که دوست دارید با یتیمان شما رفتار شود. هر کس آتشی روشن کند، دودش به چشم خودش می‌رود. ظلم امروز ما به یتیمان جامعه، کم کم به صورت یک سنت بد در می‌آید که فردا دامن یتیمان خود ما را نیز می‌گیرد. به گفته مثنوی:
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو در حدیث می‌خوانیم: هرکس، دیگری را به عیبی سرزنش کند، نمی‌میرد مگرآنکه به همان عیب گرفتار شود.

تاریخ

یکی از اهرمها تاریخ است. آشنایی با زندگی اقوام و گروه‌هایی که اهل معروف یا منکر بودند، انسان را به انجام خوبیها و دوری از منکرات می‌کشاند. درقرآن کریم صدها آیه در این زمینه آمده است:ما فلان قوم را به خاطر گناهانش هلاک کردیم.
طغیان مردم سبب نابودی آنان است.
قومی را در آب غرق کردیم.
گروهی را با صاعقه نابود کردیم.
جمعی را با باد سرد کننده هلاک کردیم.
شهر قومی را زیر و رو کردیم.
آشنایی با این هشدارها برای نسلهای بعد یکی از عوامل دست برداشتن از منکرات و کفر و طغیان است. تمام آیاتی که سفارش به سیر در زمین و نگاه به عبرت کرده، به خاطر همین درس گرفتنها می‌باشد. تمام آیاتی که ما را به مطالعه عاقبت کار نیکوکاران یا فاسدان دعوت کرده، به همین منظور است.

تفاوت تاریخ با فلسفه تاریخ

حوادث گذشته را تاریخ می‌گویند؛ ولی فلسفه تاریخ، آن قوانین، اصول، درسها، عبرت‌ها و پندهایی است که از حوادث گذشته برای زندگی آینده به دست می‌آید.

یک مثال ساده

مادری به فرزند خردسالش می‌گوید: به خیابان نرو! مگر ندیدی دیروز فرزند فلانی با ماشین تصادف کرد. در این سخن، حادثه دیروز تاریخ است و پندی که مادر از آن برای فرزند امروزش می‌گیرد، فلسفه تاریخ است. قرآن، داستان حضرت یوسف را به طور مفصل بیان می‌کند و در پایان می‌فرماید: کَذلِکَ نَجْزیِ الْمُحْسِنین؛ یعنی: این گونه ما به نیکوکاران پاداش می‌دهیم.
در اینجا، آنچه قبل از کلمه (کذلک) است، تاریخ است و کلمه کذلک، فلسفه تاریخ است؛ یعنی: خیال نکنید که لطف ما به یوسف یک لطف شخصی است. هرگز! بلکه هر کس همچون یوسف در حوادث تلخ و شیرین مواظب خود باشد، ما با او اینگونه برخورد خواهیم کرد. در گرفتار حضرت یونس نیز می‌خوانیم که او از خداوند عذرخواهی کرد و نجات یافت. سپس می‌فرماید: وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُوْمِنین؛ یعنی هر کس صادقانه از ما عذرخواهی کند، او را از لابه لای تاریکیها و بلاها نجات می‌دهیم.
بنابراین، فلسفه تاریخ یک قانون و سنت الهی و یک جریان دائمی است؛ نه یک جرقه موسمی.
در امر به معروف و نهی از منکر، اگر ما مردم را با نتیجه و پایان کار گناهکاران یا نیکوکاران آشنا کنیم و بدانیم که سرنوشت تلخ و شیرین اقوام قبلی با مردم امروز تفاوتی ندارد، این آگاهی گامی به سوی رشد آنها خواهند بود.

اهرم‌های وادار کننده به گناه

همان گونه که عقاید انحرافی سرچشمه بسیاری از گناهان می‌شود، خیالها و تصورات انحرافی نیز ریشه گناهان بسیاری خواهد شد. وقتی انسان خیال می‌کند که از دیگران بهتر است، آنها را مسخره می‌کند؛ ولی اگر احتمال بدهد که چه بسا دیگران از او بهتر باشند، دیگر آنها را مسخره نخواهد کرد.
قرآن می‌فرماید: قومی قوم دیگر را مسخره نکنند! شاید مسخره شدگان بهتر از مسخره کنندگان باشند.
«زنان نیز یکدیگر را به استهزاء نگیرند، چه بسا خانمی که استهزا شده است، بهتر از شما باشد.» گاهی انسان گمان می‌کند که با حرص، سرمایه اش زیاد می‌شود، غافل از آنکه رزق به دست خداست و چه بسیارند کسانی که شبانه روز حرص می‌ورزند؛ اما به جایی نمی‌رسند. گاهی انسان تصور می‌کند که خوشبختی در مال است و لذا به سرمایه داران با حسرت نگاه می‌کند. به قول قرآن، همین که مردم قارون را می‌دیدند، با آه سردی می‌گفتند: ای کاش ما هم مثل او سرمایه‌هایی داشتیم. غافل از آنکه چندی بعد قارون چنان به زمین فرو رفت که همه گفتند: چه خوب شد که ما سرمایه دار نبودیم.
گاهی انسان گمان می‌کند که اگر با فلان فامیل ازدواج کند، خوشبخت می‌شود و برای رسیدن به این خیال، از هرگونه تلاشی دریغ نمی‌کند. غافل از آنکه خوشبختی در سایه شهرت و مقام نیست. اگر در خیالات فاسد، تصورات واهی و گناهانی که انسان مرتکب می‌شود، دقت کنیم، خواهیم دانست که بخش بزرگی از گناهان ما برخاسته از خیالات و تصورات ماست لذا در آیات و روایات اسلامی جملات زیادیاست که به مردم هشدارمی دهد که نیکی وخیردرسایه فلان چیز نیست؛ بلکه درسایه چیزدیگر است.

به چند نمونه اشاره می‌کنیم

۱ - برّونیکی دراین نیست که قبله ما به کدام جهت باشد، بلکه نیکی و خیردرایمان وعمل صالح وکمک به محرومان جامعه است.
۲ - چه بسا چیزهایی را بد می‌دانید، ولی برای شما خیر است.
۳ - سرمایه‌ها و فرزندان آنان تورا به تعجب وادارنکند. خداوند اراده کرده است که آنها را با همین ثروت‌ها وفرزندانعذاب کند.
به هر حال، از قضاوت فوری دوری کنیم و باور نکنیم که آنچه را می‌فهمیم، حقیقت دارد و واقعیت است؛ زیرا بسیاری از باورهای ما بی اساس، و خیال و وهم است. قرآن برای اینکه انسان را واقعگرا تربیت کند و خیالات واهی و محاسبات بی اساس را از فکر و ذهن او برطرف کند، آیات زیادی آورده است.
به هر حال، در امر به معروف و نهی از منکر باید از اهرم‌ها و زمینه‌ها استفاده کرد. اهرم‌های مثبت را به یاد آورد و حتی ایجاد کرد و زمینه‌ها و اهرمهای منفی را حذف کرد.

منبع:راه بهشت- تاریخ برداشت :1394/11/29
بازگشت به مقالات