احیای امر به معروف و نهی از منکر با رویکرد قرآنی و روایی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
احیای امر به معروف و نهی از منکر با رویکرد قرآنی و روایی

نویسنده: بخشی، محمد.

مطالعاتی تقریبی مذاهب اسلامی؛ تابستان ۱۳۸۸ - شماره ۱۶ (۸ صفحه - از ۴۰ تا ۴۷)

چکیده

امر به معروف و نهی از منکر اگر به نحوی اصولی در جامعه پیاده شود، موجب تداوم ارزشهای دینی شده که ضمانتی قوی جهت اجرای دستورات الهی و دوری از مناهی است و باعث همسویی و انسجام مسلمین به سوی قرب الی الله شده، جلوی ظلم و ستم را می‌گیرد و در برابر رواج سنتهای غلط می‌ایستد و در یک کلام شرایط رستگاری جامعه اسلامی را فراهم م یسازد، با توجه به تهاجم همه‌جانبه دشمنان اسلام برای نفوذ و ضربه زدن به آن، به ویژه از راه تهاجم فرهنگی و با توجه به ضرورت آشنایی بیشتر با مبانی فرهنگ اسلامی برای دفاع از اسلام و حیثیت خود، به ضرورت بحث از این فریضه بزرگ الهی پی می‌بریم. این نوشتار در پی آن است که پس از بیان معنای امر به معروف و نهی از منکر و اشاره به راه‌های شناخت معروف و منکر، جایگاه این امر خطیر را در آیات و روایات بررسی کند تا بدین وسیله با ضرورت و عواقب ترک آن بیشتر آشنا شویم.

کلیدواژه‌ها

امر به معروف، نهی از منکر، شرع

تعریف واژگان

امر: دارای دو معنا است:

۱) به معنای کار و چیز، ۱ در این معنا به‌صورت امور، جمع بسته می‌شود و فعل و صفت از آن مشتق نمی‌شود، در آیاتی از قرآن به همین معنا استعمال شده است.

«... و شاوِرهم فی الأمر...»۲ در کارها با آنان مشورت کن.

«... و إلی الله ترجع الأمور»۳ همه کارها به خدا برمی‌گردد.

۲) به معنای دستور و فرمان و برانگیختن به چیزی، ۴ اگر به این معنا باشد، جمع آن اوامر است و فعل و صفت از آن مشتق می‌شود که در آیاتی از قرآن به این معنا استعمال شده است.

«قل أمَر ربّی بالقسط...۵» بگو پروردگار، به قسط و عدل، فرمان داده است.

«و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و...۶» از تو درباره روح سؤال می‌کنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است.

و مقصود از کلمه امربه‌معروف، معنی دوم آن است. نهی: به معنی بازداشتن و منع کردن از چیزی. ۷» وَ أمّا من خافَ مقامَ ربّه و نهی النفس عن الهوی* فإنّ الجنه هی المأوی۸ «آن‌کسی که از مقام پروردگارش بترسد و نفس خود را از هوی و هوس‌باز دارد، بهشت جایگاه اوست.

معروف: راغب اصفهانی می‌گوید:» المعرفه و العرفان، ِادراک الشیء بتفکرٍ و تدبرٍ لاثره۹. «معرفت و عرفان، شناختن چیزی است از روی تفکر و تدبر به‌واسطه اثر آن و درباره معروف می‌گوید:» و المعروف اسم لکلﱢ فعلٍ یعرفُ بالعقلَأوِ الشرع ُحسنه۱۰. «هر کار خوبی که به‌واسطه عقل یا دین شناخته شود، معروف نام دارد. سپس مثالی می‌آورد: بر همین اساس میانه‌روی در جود و بخشش، معرفت شمرده‌شده است. ۱۱

منکر: «و المنکر ُکل فعلٍ تحکم العقولُ الصحیحهِ بقبحه، و تتوقفُ فی استصباحه و استحسانه العقول، فتحکم ُبقبحه الشریعه.»۱۲ هر عملی را که عقل‌های صحیح و سالم (که گردوغبار هواپرستی آن را نپوشانده باشد) به زشتی و قبح آن حکم نمایند، منکر نامیده می‌شود، یا اگر عقل نداند که آن کار خوب است یا بد و مردد بماند ولی شریعت به بدی و ناپسندی آن حکم کند، آن نیز منکر است.

شهید ثانی در توضیح مفهوم امربه‌معروف و نهی از منکر فرموده است: «الامر بالمعروف، هو الحملُ العملُ علی الطاعه قولاً او فعلاً َو النهی عن المنکر هو المنع ِمْن فعل المعاصی قولاً أو فعلاً». ۱۳ امربه‌معروف واداشتن دیگران به پیروی از اوامر خداوند است و نهی از منکر مانع‌شدن از انجام گناهان است، به زبان یا عمل.

میر شریف جرجانی در این زمینه می‌نویسد: «الامر بالمعروف هو الارشاد الی المراشد، المنجیه و النهی عنِ المنکرِ الزجر عما لا یلائم فی الشریعه و قیل: الامر بالمعروف امر بما یوافق الکتاب و سنه و نهی عن المنکرِ نهی اما تمیلُ الیه النفس و الشهوه». ۱۵

امربه‌معروف، ارشاد و راهنمایی به راه‌های نجات‌بخش است و نهی از منکر بازداشتن از اموری است که با شریعت سازگاری ندارد و ... گفته‌اند: امربه‌معروف، امر به‌فرمان مطابق کتاب و ســنت است و نهی از منکر بازداشتن از چیزهایی است که نفس و شهوت به آن تمایل دارند.

شناخت معروف و منکر

نخستین قدم در انجام فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر شناخت معروف و منکر است؛ زیرا یکی از مهم‌ترین شروط آمرین به معروف و ناهیان از منکر (طبق روایات) عالم بودن شخص به آنچه امرونهی می‌کند، است، امام صادق (ع) در این راستا فرمودند:

العاملُ علی غیرِ بصیره کالسائر علی غیر الطریق لایزیدهُ سرعه السیر الاّ ُبعداً: آن کس که بدون شناخت و بصیرت اقدام به انجام عملی می‌کند، همانند روندهای است که مسیر اشتباهی می‌پیماید و شتاب بیشتر، تنها او را از مقصد دورتر می‌کند. ۱۶ با توجه به فرمایش امام (علیه‌السلام) چه‌بسا در صورت عدم شناخت، شخص مرتکب منکر شود، بااین‌وجود چگونه می‌تواند به امرونهی دیگران بپردازد. همان‌گونه که پس از اعلامیه جبهه ملی در رابطه با لایحه قصاص و غیرانسانی خواندن آن و نیز دعوت عموم به راهپیمایی علیه آن، امام خمینی (ره) در جمع قشرها مختلف مردم، برداشت انحرافی جبهه مذکور از امربه‌معروف و نهی از منکر را متذکر شدند و در فرازی از بیانات خویش خطاب به جبهه ملی فرمودند:]این‌گونه[ امربه‌معروف و نهی از منکر ]کردن[ فقط منجر می‌شود که دولت اسلامی را با کوبندگی به قیام و شورش ]درزمینهٔ[ امرونهی دعوت کنید؟ این مردم را امر به شورش می‌کنید. آیا این امر به منکر نیست؟ این امر به فساد نیست.۱۷ معروف و منکر را از سه‌راه می‌توان شناخت:

۱) فطرت: سرشت و خلقت انسان‌ها به‌گونه‌ای است که ذاتاً طالب معنویات، جویای کمالات و زیبایی‌ها هستند و از پستی‌ها و زشتی‌ها متنفر می‌باشند، بنابراین می‌توان آنچه را که فطرت سلیم انسانی، خوب، کمال و زیبایی می‌داند، معروف و آنچه را که از آن نفرت دارد و گریزان است، منکر نامید. اصولاً پیامبران الهی برای بیدار کردن همین فطرت و پاک‌سازی آن از گردوغبار تأثیر محیط و سنت‌های نادرست، مبعوث گشته‌اند. فطرت نهادی است که دائماً متوجه ذات باری‌تعالی است و انسان را از وسوسه‌های شیطانی دور می‌سازد. به‌بیان‌دیگر باید گفت: تشخیص فطری معروف و منکر، یک تشخیص کاملاً پاک و صحیح است، البته آنچه بیان شد درباره افرادی است که سلامت فطری خود را پاس داشته و آن را حفظ کرده‌اند، وگرنه کسانی که یک‌عمر در جنایت و رذالت بوده‌اند این مسائل را درک نکرده و چه‌بسا آن را به استهزاء می‌گیرند، در قرآن آیات متعددی دراین‌باره وجود دارد:

فَأقم َوجهکَ للدینِ حنیفاً، فطرهَ االله آلتی َفَطر النّاس علیها...۱۸.« به سوی آیین خالص روی بیاور، این فطرتی است که خداوند انسان‌ها را بر اساس آن آفریده است.

۲) عقل: یکی از بالاترین نعمت‌هایی است که خداوند متعال بر انسان‌ها ارزانی داشته است، به ودیعه نهادن این گوهر گران‌بها وسیله سعادت، ابزار معرفت و شناخت خداوند و حقایق هستی و سبب نجات و رستگاری جاودانی در انسان است.

شخصی از امام صادق(علیه‌السلام) می‌پرسد: َما العقل؟ قال(علیه‌السلام): ما عبد به الرحمانُ َو اکتسبَ به الجنان...۱۹ عقل چیست؟ فرمودند: چیزی است که به‌واسطه آن، خداوند پرستش می‌شود و بهشت به دست می‌آید. مسلم است که منظور، عقل سلیم است؛ یعنی عقلی که در مسیر حق باشد، چراکه عقل، پیامبر درونی بشر است و با استفاده از آن می‌توان فهمید، چه چیز خوب است و چه چیز بد است. مثلاً از راه عقل می‌توان به ناپسندی ظلم و پسندیده بودن عدل حکم کرد.

۳) شرع: ازآنجاکه ممکن است شخص به‌واسطه ارتکاب معاصی، سلامت فطری کافی را از دست بدهد، درنتیجه این فطرت نمی‌تواند شخص را به معرفت و دوری از منکر رهنمون سازد و از طرفی عقل نیز، به تمام زوایای ابتدا تا انتهای راه کمال که هدف از خلقت انسان وصول به آن است، شناختی ندارد و اگر هم داشته باشد، ناقص و نارسا است. بنابراین پیامبران مبعوث گشتند و راهنمایانی از سوی خداوند(رب هستی و کمال مطلق ) فرستاده شدند تا هم راه‌نشان دهند و هم موانع موجود بر سر راه رشد و کمال انسانی را به‌گونه‌ای کامل تبیین سازند و هم چگونگی مبارزه با این موانع و نیز راه خیزش به سمت کمال و جهش به‌سوی تعالی را روشن نمایند.

شریعت‌ها و ادیان هرکدام، به‌مقتضای شرایط زمان خویش، به تبیین راه رسیدن به کمال(معروف‌ها) و موانع رشد و کمال(منکرها) پرداخته‌اند و مکتب مقدس اسلام که جامع‌ترین آن‌هاست به‌گونه‌ای جامع و کامل، معروف‌ها و منکرها را روشن نموده است که دو منبع مهم و عظیم واصلی آن قرآن و ســنت معصومین(علیه‌السلام) است، لکن با توجه به رعایت اجمال در مطالب به نمونه‌هایی از آیات و روایات بسنده می‌کنیم:

امربه‌معروف و نهی از منکر در قرآن

۱) آیاتی که امربه‌معروف و نهی از منکر را از صفات برجسته خداوند، پیامبران و مؤمنان معرفی می‌کنند:

۱-۱. آفریدگار جهان نخستین کسی است که امر به معروف و نهی از منکر کرده است چنان‌که در قرآن کریم می‌فرماید:

»اِّن االله یأمُر بالعدلِ و الإحسانِ و ایتائ ذی القربی»۲۰. همانا خداوند به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان امر می‌کند و از کارهای زشت و ناپسند و تجاوز به حقوق دیگران نهی می‌نماید و شمارا موعظه می‌کند، باشد که پند گیرید.

یکی از یاوران بزرگ اسلام به نام »عثمان بن مظعون« می‌گوید : وقتی این آیه بر پیامبر اسلام(ص ) نازل شد، من حقانیت اسلام را درست باور کردم و اعتقاد به این آیین در دلم جای گرفت.۲۱ ۱-۲. چون پیامبران، بار سنگین رسالت و هدایت انسان‌ها را بر دوش داشتند، به‌طور مستمر و پیگیر به امربه‌معروف و نهی از منکر می‌پرداختند و لحظه‌ای در این راه کوتاهی نکرده و تأخیر را روا نمی‌دانستند، روزی نبود که مردم را از شرک و بت‌پرستی، ظلم و ستم، قتل و غارت و ... نهی و به توحید و یکتاپرستی، عدل و انصاف و ... دعوت ننموده باشند، قرآن کریم در توصیف حضرت اسماعیل(ع) می‌فرماید: «و اذکر فی الکتاب اسماعیل ّإنه کان صادق الوعد و کان رسولاً نبیاً* و کان یأمرَأهله بالصلاه والزکاه کان عند ربه مرضیًا».۲۲ از اسماعیل(ع) در کتاب آسمانی خود یاد کن، همانا او در وعده‌های خویش صادق، فرستاده و پیامبر بود، او همواره اهل(خانواده و نزدیکان) خود را به نماز و زکات فرمان می‌داد و نزد پروردگارش مورد رضایت بود. ۱-۳ قرآن در آنجا که به معرفی پیامبر اسلام به اهل کتاب (یهود و نصاری) می‌پردازد می‌فرماید: »الذین یتبعون الرسول النبیُ الأمی الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراه و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر... ». ۲۳ اهل کتاب کسانی هستند که از پیامبر امی(درس ناخوانده) تبعیت و پیروی می‌نمایند، چنان پیامبری که (صفات و خصوصیات) او را در تورات و انجیل می‌یابند، پیامبری که آنان را امربه‌معروف و نهی از منکر می‌کند.

۱-۴. «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر...». ۲۴ مردان وزنان باایمان ولی یکدیگرند که امربه‌معروف و نهی از منکر می‌کنند.

۱-۵. همچنین خداوند در توصیف انسان‌های باایمانی که با «جان و مال خویش» با خداوند معامله می‌کنند می‌فرماید: «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود االله و بشر المؤمنین۲۵» مؤمنان اهل توبه و عبادت هستند، خدا را حمد گویند، سیاحت‌گرند(به معنای ظاهری یا عرفانی آن)، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، آمرین به معروف و ناهین از منکر و پاسداران حدود و احکام خداوند هستند، به این مؤمنان بشارت‌ده.

۱-.۶ قرآن کریم در وصف عملکرد انسان‌های صالح و شایسته چنین فرموده است: «یؤمنون باالله و الیوم الآخر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر وُیسارعون فی الخیرات و اولئک من الصالحین».۲۶ گروهی هستند که به خداوند و قیامت ایمان دارند و امربه‌معروف و نهی از منکر می‌نمایند و در انجام کارهای خیر شتاب می‌کنند و آنان از شایستگان هستند.

در این آیه از میان همه اوصاف و خصوصیاتی که انسان‌های مؤمن و صالح دارند، اول اعتقاد به خداوند و معاد و پس‌ازآن امربه‌معروف و نهی از منکر را بیان داشته است.

یعنی امربه‌معروف و نهی از منکر را در کنار ایمان به مبدأ و معاد که دو اصل اساسی از اعتقادات هستند، قرار داده است و این مقارنت، اهمیت این دو فریضه الهی را بیشتر نشان می‌دهد.

بنابراین انسان‌های مؤمن و صالح، گذشته از آنکه همواره مراقب احوال و اعمال خود هستند، از روی خیرخواهی و دلسوزی به پند و اندرز دیگران نیز همت گماشته و آنان را به خوبی‌ها دعوت می‌کنند و از بدی‌ها بر حذر می‌دارند.

این خصوصیات به‌ویژه با توجه به اینکه آنان پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم(ع) را به‌مقتضای «لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه»، اسوه و الگو و راهنمای عمل خویش قرار داده‌اند، معنا و مفهوم پیدا می‌کند؛ زیرا همان‌گونه که بیان شد، امربه‌معروف و نهی از منکر از خصوصیات و ویژگی‌های بارز انبیاء و اوصیا(ع) است.

(۲ آیاتی که در ضمن ارج نهادن به مقام مؤمنان، آنان را موظف به برپایی امربه‌معروف و نهی از منکر می‌کنند.

۲-۱«ولتکن منکم ُامه یدعون إلی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عنِ المنکر و اولئک هم المفلحون» ۲۷ و باید از شما گروهی باشد که به نیکی فراخوانند و به کار شایسته فرمان دهند و از کار ناپسند بازدارند و اینان‌اند که رستگارند.

از دیگر ابعاد برجسته‌ای که با توجه به امر خداوند در این آیه شریفه، بیانگر اهمیت ویژه امربه‌معروف و نهی از منکر است، ضرورت ایجاد تشکیلاتی در این راستا است که این تشکیلات، آمرین به معروف و ناهیان از منکر را منسجم نموده و برای این وظیفه مهم آماده گرداند. بناتر ظاهر آیه مبارکه، می‌بایست عده‌ای اجرای این فریضه بزرگ را بر عهده گیرند و نکته جالب‌توجه، مطلب پایانی آیه شریفه است که در آنجا، افرادی را که عهده‌دار انجام این امر الهی هستند مفلح(رستگار) دانسته است؛ یعنی خود این عمل فلاح و رستگاری می‌آورد و عامل آن رستگار می‌گردد.

البته ممکن است شبهه‌ای ایجاد شود که بنا بر آیه شریفه امربه‌معروف و نهی از منکر وظیفه گروه خاصی است، نه وظیفه همه مسلمانان؟ در جواب این شبهه باید گفت: طبق فرموده امام خمینی(ره) «امربه‌معروف و نهی از منکر از واجب‌های کفایی شمرده می‌شود۲۸.»

معنای این سخن آن است که انجام آن بر همگان واجب و لازم است، ولی غرض و مقصود شارع اقدس، با انجام برخی از مسلمانان حاصل می‌شود، بنابراین اگر عده‌ای به این کار پرداختند، از عهده دیگران ساقط می‌گردد، اما اگر به این مهم نپردازند، گناه ترک این واجب الهی دامن‌گیر همه می‌شود.

قرآن کریم دامنه نفوذ و اجرای قانون امربه‌معروف و نهی از منکر را از فضا و محدوده جامعه اسلامی بالاتر برده و تمام مردم جهان را مشمول اجرای این فرمان و حکم الهی دانسته و مسلمانان را موظف می‌کند که علاوه بر محدوده جوامع اسلامی و دنیای اسلام، در گستره کره زمین و سرتاسر جهان دعوت به نیکی‌ها و نهی از بدی‌ها را سرلوحه اعمال و اهداف خویش قرار دهند.

۲-۲. «کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر...» ۲۹ شما مسلمانان بهترین امتی هستید که به نفع تمام مردم جهان برخاسته‌اید؛ زیرا توده‌های مردم دنیا را به نیکی‌ها و اعمال نافع دعوت می‌کنید و از بدی‌ها و پلیدی‌ها نهی می‌نمایید.

بنا بر آیه مبارکه، امربه‌معروف و نهی از منکر اصل و قانونی است فراگیر و جهان‌شمول که هرگز نمی‌توان آن را به مکان و زمان خاصی محدود و محصور نمود.

۳) آیاتی که ترک‌کنندگان این دو فریضه بزرگ الهی را مورد نکوهش قرار می‌دهد.

۳-۱. «فلولا کان من القُرون من قبلکم أولوا بقیه ینهون عِن الفساد فی الأرضِ إلاّ قلیلاً ممن أنجینا منهم و اتبع الذین ظلموا مآُأترفوا فیه و کانوا مجرمین». ۳۰

گذشته مردمی با عقل و ایمان وجود نداشت که دیگران را از فساد و اعمال زشت نهی کنند تا ما مثل آن عده قلیل(مؤمنانشان) که نجات دادیم همه را نجات و رهایی‌بخشیم؟ و ستمکاران از پی نعمت‌های ناپایدار دنیوی رفتند، که مردمی بدکار و کافر به جهان آخرت بودند.

قرآن کریم در این آیه شریفه یادآور می‌شود که آنچه موجب گسترش فساد و تباهی و هلاکت انسان‌ها می‌شود، امتناع و خودداری از عمل به قانون امر به نیکی‌ها و نهی از بدی‌هاست؛ زیرا چنانچه مردم صالح، گناهکاران را از کژ راهه‌ها منع می‌کردند و از انجام فساد و ستم بازمی‌داشتند، قتل و جنایت کاهش می‌یافت و پاکی و عفاف رو به رونق و فزونی می‌رفت. ولی وقتی نیکان با بدان درآمیزند طبیعی است که هرگز از فساد کاسته نخواهد شد و ظلم و جور گستره خاک را فراخواند گرفت.

۳-۲ مهم‌ترین آیات درزمینهٔ مذکور، آیات مربوط به اصحاب «ـبت» است که آیات ۱۶۳ تا ۱۶۶ سوره اعراف هستند؛ داستان گروهی از بنی‌اسرائیل که قانون حرمت ماهیگیری را در روز شنبه زیر پا گذاشته و با حیله، قانون‌شکنی کردند. در این ماجرا مردم سه گروه شدند:

الف) گروهی که خود، گناهکار و متخلف بودند.

ب) گروهی که خود گناهکار نبودند، لکن در برابر گناه سکوت کردند و بی‌تفاوت بودند.

ج) گروه اندکی که نه‌تنها اهل گناه نبودند؛ بلکه نهی از منکر می‌کردند و متخلفان را از عواقب سخت قانون‌شکنی بر حذر می‌داشتند.

امام صادق(ع) دراین‌باره می‌فرمایند: «دودسته از آن‌ها (یعنی گناهکاران و سکوت کنندگان) هلاک شدند و دسته سوم(که گناه نکردند و امربه‌معروف و نهی از منکر نمودند) نجات یافتند». ۳۱ این داستان، از طرفی ارزش و اهمیت قانون امربه‌معروف و نهی از منکر را می‌نمایاند و از طرفی دیگر بر پندارهای سطحی و حقیری که نسبت به این فریضه الهی وجود دارد و بر اساس آن عده‌ای تسامح و غفلت در برابر معاصی و فساد را توجیه می‌کنند و به سهولت از کنار آن می‌گذرند، خط بطلان می‌کشد و سکوت و بی‌اعتنایی در برابر مفاسد اجتماعی را گناه و معصیت بزرگی می‌داند که دامن‌گیر صاحبان تسامح و غفلت.

امربه‌معروف و نهی از منکر در سنت

امربه‌معروف و نهی از منکر از اهداف مهم و اقدامات اصولی ائمه(ع) و خصوصاً قیام امام حسین(ع) است تا جایی که حضرت در بیان هدف خود از نهضت الهی و عظیم عاشورا، از امربه‌معروف و نهی از منکر یاد می‌کند و می‌فرماید: «و ﱠانما خرجتِلطلب الإصلاح فیُامه جدی ُارید أن امر بالمعروف و أنهی عن المنکر » من بدین هدف (از مدینه) بیرون آمدم که امت جدم را اصلاح نمایم و تصمیم دارم امربه‌معروف و نهی از منکر کنم.۳۳

امام خمینی(ره) در این زمینه می‌فرمایند: «انگیزه سیدالشهدا(ع) از همان روز اول قیام، اقامه عدل بود، انگیزه ایشان این بود که معروف را اقامه کند و منکر را در عاشورا ضمن مبارزه با منکرهایی همچون رهبری فاسد و نالایق و رواج ضد ارزش‌ها و ... عملاً معروف‌هایی مطرح‌شده که در پیام‌های عاشورا آمده است، گویی اراده الهی بر این تعلق‌گرفته تا امام حسین(ع) معلم ارزش‌ها گردد، ازجمله، درس مبارزه و جهاد درراه خدا، شهادت، اخلاص، تسلیم و توکل در برابر اراده الهی، عدم سازش با ستمکار، توجه به نماز حتی در میان جنگ و... .

توصیه ائمه(ع) به زنده نگه‌داشتن عاشورا نیز به همین منظور بوده است، چراکه آنان می‌دانستند زنده نگه‌داشتن عاشورا؛ یعنی احیاء بسیاری معروف‌ها و در یک کلمه احیاء دین که برترین اعمال انسان‌ها و مؤمنان است.

همچنین در سخنان پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و ائمه(علیهماالسلام)، امربه‌معروف و نهی از منکر جایگاه والایی دارد تا جایی که پیامبر(ص) ترک‌کننده این دو فریضه بزرگ را بی‌دین معرفی نمودند و شاهد این مطلب، گفتار پیامبر(ص) که فرمودند: «آن االله عزوجل لیبغضَ المؤمن الضعیف الذی لا دین له فقیل: و ما المؤمن الضعیف الذی لا دین له؟ قال(ص): الذی لاینهی عن المنکر»۳۵. خداوند از مؤمن ناتوانی که دین ندارد، بدش می‌آید، پرسیدند: مؤمن ناتوان بی‌دین کیست؟ فرمود: آن‌کس که نهی از منکر نمی‌کند. پیامبر(ص)، دین و ایمان شخص را به دلیل برپا نداشتن نهی از منکر، ضعیف و ناقص می‌دانند. حضرت امیر(ع) در این زمینه می‌فرمایند: «من ترکَ انکار المنکر بقلبه و یده و لسانه فهو میت بین الاحیاء». ۳۶ کسی که منکر را با قلب و دست و زبان، انکار نکند، او مردهای میان زندگان است. رسول اکرم(ص) فرمودند: هر کس امربه‌معروف و نهی از منکر کند و یا کار خیری را به کسی نشان دهد یا او را راهنمایی کند، او هم در آن خیر شریک است و هر کس به بدی امر کند و یا کسی را به بدی راهنمایی نماید در آن کار ناپسند، شریک است.۳۷ تا جایی که پیامبر(ص) فرمودند: پیوسته خیر امت من درگرو امربه‌معروف و نهی از منکر و همکاری در کارهای نیک است و آنگاه‌که این امور را ترک کنند، برکات از آن‌ها گرفته می‌شود، برخی دیگر مسلط می‌شوند و آنگاه نه در زمین(از انسان‌ها) و نه در آسمان‌ها(از ملائکه) یاوری دارند.۳۸ امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه‌السلام) در وصیت خود به امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) فرمودند: امربه‌معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید که اگر ترک کردید، افراد پست بر شما مسلط می‌شوند، پس هرچه دعا کنید مستجاب نمی‌شود.۳۹

امام رضا(ع) فرمودند: رسول خدا(ص) پیوسته می‌فرمودند: آنگاه‌که امت من امربه‌معروف و نهی از منکر را به عهده همدیگر گذارند، باید در انتظار بلای الهی باشند.۴۰

امام باقر(ع) نیز در روایتی چنین فرموده‌اند: در آخرالزمان، گروهی از مردم ریا می‌کنند، تا جایی که اگر نماز(به گمان آنان) به محصول کار مالی و بدنی آن‌ها ضرر وارد کند، آن را رها می‌کنند، همان‌گونه که برجسته‌ترین و شریف‌ترین واجبات را(که امربه‌معروف و نهی از منکر باشد) رها می‌سازند ۴۱... در این روایت شریفه از امربه‌معروف و نهی از منکر به «اسمیَ الفرائض» و «أشرفُ الفرائض» تعبیر شده است، که با توجه به دیگر روایات و تعبیرهایی که درباره سایر واجب‌ها به‌کاررفته است، می‌توان نتیجه گرفت که امربه‌معروف و نهی از منکر از برجسته‌ترین و از بارزترین واجب‌ها شمرده می‌شود.

پیامبر(ص) فرمودند: آیا شمارا خبر دهم از مردمی که پیامبر و شهید نیستند، اما انبیاء و شهدا در روز قیامت به جایگاه آنان که بر منابری از نور قرار دارند، غبطه می‌خورند؟ گفتند: ای رسول خدا! آنان چه کسانی هستند؟ فرمودند: آنان کسانی هستند که بندگان خدا را دوست دارند و خدا را به بندگانش محبوب می‌سازند و به دیگران پند و اندرز می‌دهند. گفتند: آنان چگونه خدا را بر بندگانش محبوب می‌سازند؟ فرمودند: مردم را به آنچه خدادوست دارد، امر می‌کنند و آنان را ازآنچه ناپسند می‌داند، نهی می‌کنند، اگر آنان این پند و اندرزها را بپذیرند، خداوند آنان را دوست خواهد داشت.۴۲

قلمرو امربه‌معروف و نهی از منکر دایرهای است وسیع که شامل اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، نظامی و اقتصادی و ... می‌شود. ازاین‌رو در هیچ مورد از آیات و روایات محدود نشده؛ بلکه در روایات به توسعه قلمرو آن تصریح گردیده است. مانند سخن امام باقر(ع) که فرمودند: به‌وسیله این اصل، سایر حوزه‌ها اصلاح می‌شود، راه‌ها امن می‌گردد، کسب‌ها حلال می‌شود، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده می‌شود، زمین آباد می‌شود، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و کارها روبه‌راه می‌گردد.۴۳

همان‌طور که بیان شد فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر، از بارزترین خصیصه انبیاء و ائمه(ع) است تا جایی که با قول و عمل خویش دائماً بر برپایی این دو فریضه بزرگ تأکید داشته‌اند، چنان‌که در زیارت‌نامه‌های معصومین(علیهم‌السلام) از این دو فریضه الهی، به‌عنوان یکی از شاخصه‌ای اساسی و مهم زندگی آن‌ها یاد می‌کنیم.

مانند آنچه در زیارت جامعه آمده است: «و أمرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم فی االله حق جهاده حتی اعلنتم و بینتم فرائضه» امربه‌معروف و نهی از منکر نمودید و حق جهاد را در دین خدا بجا آوردید تا آنکه دعوت الهی را آشکار ساخته واجباتش را بیان نمودید.۴۴

همچنین در زیارت‌نامه امام حسین(ع) در حرم امیرالمؤمنین(ع) می‌خوانیم: «و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و تلوت الکتاب حق تلاوته» امربه‌معروف و نهی از منکر نمودی و قرآن را چنانچه شایسته است خواندی.۴۵

نتیجه‌گیری

در فضایی که خداوند در قرآن کریم، امربه‌معروف و نهی از منکر را از صفات برجسته خویش، پیامبران و مؤمنان برمی‌شمارد و کسانی که امربه‌معروف و نهی از منکر را ترک کنند، مورد ذم و نکوهش قرار می‌دهد، جایگاه این امر خطیر مشخص می‌شود. و از طرفی ائمه اطهار(ع) دائماً با قول و عمل خویش به این مهم اشاره داشته‌اند، و بارها بیان کرده‌اند که امربه‌معروف و نهی از منکر، از برجسته‌ترین و شریف‌ترین واجبات است که اگر کسی آن را ترک کند، بی‌دین و مانند شخص مرده است، و در جامعه‌ای که این فریضه ترک شود، برکت از آن جامعه رخت برمی‌بندد و بلای الهی بر این جامعه نازل خواهد شد و افراد پست، بر این جامعه مسلط خواهند شد.

و از سویی دیگر مشخص می‌شود که امربه‌معروف و نهی از منکر، منحصر به قلمرو خاصی نیست؛ بلکه نیاز است در تمام عرصه‌های فردی و اجتماعی ساری و جاری گردد، چنان‌که در متن از قول امام باقر(ع) ذکر شد، که ایشان فرمودند: به‌وسیله این اصل، سایر حوزه‌ها اصلاح می‌شود، راه‌ها امن می‌گردد، کسب‌ها حلال می‌شود، مظالم به صاحبان اصلی برگردانده می‌شود، زمین آباد می‌شود، از دشمنان انتقام گرفته می‌شود و کارها روبه‌راه می‌گردد. بنابراین می‌توان گفت که امربه‌معروف و نهی از منکر، می‌توانند دو ناجی جامعه باشند، و جامعه‌ای که این فریضه در آن جریان داشته باشد به فلاح و رستگاری خواهد رسید و اگر خدای‌ناکرده به فراموشی و غفلت سپرده شود، سرانجامی خلاف این خواهد داشت.

با این بیان، اهتمام خداوند در قرآن کریم در جهت روشن کردن اهمیت امربه‌معروف و نهی از منکر و سعی و تلاش و سفارش‌ها انبیاء و ائمه(علیهم‌السلام) جهت احیاء این امر الهی و همچنین فلسفه قیام سیدالشهدا(ع) و آن‌همه مشقت درراه احیاء این فریضه بزرگ، روشن می‌گردد که همه در جهت احیاء دین و تکامل و رشد و هدایت بشر و درنتیجه، سعادت اخروی او است.

در عصر حاضر نیز که انجام هر منکر، موجب تأخیر ظهور حضرت ولیعصر(عج) می‌گردد، همه مسلمانان باید بکوشند تا بیش‌ازپیش این فریضه الهی را احیاء کرده و با برپایی اوامر الهی، برپایی حکومت جهانی عدل و داد حضرت بقیةالله (ارواحنا له الفداه) را میسر سازند.

منابع و مآخذ

.۱قرآن مجید، ترجمه مهدی الهی قمشه‌ای.

.۲نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی.

.۳ابن‌بابویه، محمد بن علی، معانی الاخبار، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات،۱۴۱۰ق. .

۴ ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۲، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۴ق. .

۵ جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۴ق.

.۶ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۱۱، قم: مؤسسه آلالبیت(ع)، ۱۳۶۸ش.

.۷ خمینی، روح‌الله، تحریر الوسیله، ج۱، قم: اسلامی،۱۴۱۷ق.

.۸خمینی، روح‌الله، صحیفه نور، ج۱۵، تهران: چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱ش.

۹ دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامه دهخدا، ج۱، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.

۱۰ شهید اول، محمد بن مکی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، تهران: علمیه اسلامیه، ۱۳۶۳ش.

۱۱ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، بیروت: دارالمعرفه، ۱۴۰۸ق. .

۱۲طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، قم: مؤسسه البعثه، ۱۴۱۵ق.

.۱۳طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه الشیخ المفید، ج۶، بیروت: دارالأضواء، ۱۴۰۶ق.

۱۴کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، تهران: علمیه اسلامیه، ۱۳۴۸ش.

.۱۵ کلینی، محمدبن یعقوب، الفروع من الکافی، ج۱، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۹ش.

۱۶ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالأنوار، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۲ش.

۱۷ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۱، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش.

.۱۸ هندی البرهان، ابنحسامالدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۱۳ق

-۱ لغتنامه دهخدا، ج۱ص ۱۱۲ -۲ آلعمران، - ۱۵۹ -۳ بقره، -۲۱۰ -۴ لغتنامه دهخدا، ج۱ص-.۱۱۲ -۵ اعراف، - ۲۹ -۶ اسراء، - ۸۵ -۷ لغتنامه دهخدا، ج۱۲ص-.۷۰۲ -۸ نازعات، ۴۰و-۴۱ -۹ المفردات فی غریب القرآن و نیز: مجمع البحرین، ص-.۱۰۹ -۱۰ همان،ص-.۱۱۲ -۱۱ همان. -۱۲ همان،ص-.۳۱۴ -۱۳ الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، کتاب الامر بالمعروف، ص۸۱۱.- -۱۴ المراشد، ص-.۸۰ -۱۵ التعریفات، ص-.۱۶ ۱۶. وسائل الشیعه، ج۱۱ص.۱۲ ۱۷. صحیفه نور، ج۱۵ص.۱۰ ۱۸. روم، ۳۰ ۱۹. اصول کافی، ج۱، کتاب العقل و الجهل، حدیث.۳ ۲۰. نحل، ۹۰ ۲۱. تفسیر نمونه، ج۱۱ص.۳۷۱ ۲۲. مریم، ۵۴و۵۵ ۲۳. اعراف، ۱۵۷ ۲۴. توبه، ۷۱ ۲۵. توبه، ۱۱۲ -۲۶ آلعمران، ۱۱۴ ۲۷. آلعمران، ۱۰۴ -۲۸ تحریرالوسیله، ج۱ص.۴۴۴ ۲۹ آلعمران، ۱۱۰ ۳۰. هود، ۱۱۶ ۳۱. مجمع البیان،ج۴ ص۲۲۵ -۳۲ شبیه این داستان درباره قوم حضرت شعیب(ع) نقل شده است. امام محمدباقر(ع) می‌فرمایند: خداوند متعال به حضرت شعیب(ع) وحی- فرمود: ۱۰۰۰۰۰ نفر از قوم تو را هلاک می‌کنم، با آنکه ۴۰۰۰۰ نفر از آنها بدکار و ۶۰۰۰۰ نفر نیکوکار هستند. حضرت شعیب(ع) عرض کرد: بدکاران به هلاکت و نابودی سزاوارند، ولی نیکوکاران چرا هلاک شوند؟- پاسخ شنید: برای آنکه با بدکاران نشست و برخاست می‌کنند و همسفره می‌شوند و بر آنها خشم نمی‌نمایند و در مقام منع آنان برنمی آیند(فروع- ج۱۰۰ص.۷۷ -۳۳ بحارالأنوار، ج۴۴ص ۳۲۹ -۳۴ صحیفه نور، ج۲۰ص ۱۹۶ ۳۵ معانی الاخبار، ص۳۴۴؛ وسائل الشیعه،ج۱۱ص۳۹۹؛ ۳۶ نهج البلاغه، حکمت.۱۶ ۳۷ وسائل الشیعه، ج۱۱ص.۳۹۸ ۳۸ همان. ۳۹ نهج البلاغه، نامه.۴۷ ۴۰ وسائل الشیعه، ج.۱۱ ۴۱ تهذیب الاحکام، ج۶ص.۱۸۰ -۴۲کافی، ج۱ص کنز العمال،ج۳ص.۶۸۹ -۴۳ وسائل الشیعه، ج۱۱ص.۳۹۵ -۴۴ من لا یحضره الفقیه، ج۲ص.۳۷۱ --۴۵ بحارالأنوار، ج۹۷ص ۲۳۹

پانویس

بازگشت به مقالات